| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ |
|
سروهای کهنسال ایران در چهار شکل زیر در نواحی مختلف ایران دیده میشود: 1- به صورت تکپایه: اغلب در حاشیهٔ آبادیهاز این پایهها ردیابی شدهاند (مانند سرو اَبَرکوه). 2- به دلیل ایجاد میکروکلیمای خاص تعدای از درختان سرو کهن، درون تودهها به کهنسالی رسیدهاند. دو حالت در این تودهها مشاهده شده است: - درختان کهنسال همگی از گونه سرو هستند (مانند تودههای منطقه تنگه خرقه فیروز آباد فارس، منطقه پشتهان استان گیلان و تنگه صولک استان کهگیلویه و بویراحمد). - درختان کهنسال علاوه بر سرو شامل گونههای مختلف دیگری نیز هستند مانند منطقه دهبکری کرمان، در این توده علاوه بر دو سرو کهنسال یک پایه بنه کهنسال، یک پایه چنار کهنسال و دو پایه گردوی کهنسال مشاهده میشود. 3- حالت بین تکپایه کهنسال و توده: این شکل در منطقه دربید یزد رویت شده است. 4- در زمانهای قدیم این درختان همراه با ایجاد قلعهها یا ساختمانهای قدیمی کاشته شدهاند (مانند باغ فین کاشان و به احتمال زیاد درختان منطقهٔ خرو طبس در استان یزد).
1- حالت تک پایه به طور کلی این سروها به صورت تک پایه یا دو پایه مجاور هم تاکنون شناسایی شده است. شرایط نگهداری بعضی از این پایهها مانند سرو ابرکوه بسیار نامطلوب است ولی بعضی از این پایهها نسبت به سالهای پیش بدون تغییر باقی ماندهاند. همانطور که در ابتدا ذکر شد حفظ اکوسیستم قدیمی سرو از جمله بافت بستر و گیاهان همزیست با پایههای کهنسال نحوه دریافت آب و ... باید در رأس همه اقدامات قرار گیرد. حداقل فاصله درختان کهنسال با خیابانهای آسفالته حدود نیم کیلومتر باشد.
نحوه عملکرد مطلوب به شرح زیر است: الف. ابتدا با کمک پرچین چوبی بدون هیچگونه استفاده از سایر مواد مصنوعی مانند آجر و بتون، اطراف درخت به شعاع یک متر از یقه حفاظ بندی گردد. ب. در صورت وجود باغهای قدیمی در شعاع تا نیم کیلومتری درخت، یا باغها به همان صورت حفظ گردد یا تنها با برداشت دیوار، محوطهسازی باغها به فضای اطراف سرو کهنسال اضافه گردد. ج. اطراف درخت کهنسال زیر نظر متخصص امر با فواصل مناسب تنها با فرزندان همان درختان پارکسازی گردد. به هیچ وجه بستر با کمک چمن سبز نشود. در آینده پوشش طبیعی منطقه خودبهخود موجبات سبزی بستر را در محدوده پارک ایجاد شده فراهم خواهد کرد. د. همانطور که ذکر شد در نزدیکی این درختان نباید آسفالتریزی انجام شود. بلکه خیابان مربوطه با کمک شن شسته شده برای عبور افراد پیاده آماده گردد. در فاصله دورتر از نیم کیلومتر اطراف درخت کهنسال، اتاق مناسبی برای نگهبانی درخت کهنسال ساخته شود. ساخت این اتاق بهتر است با استفاده از چوب باشد. در آرشیو این اتاق تاریخچهٔ مطالعات و تحقیقات انجام شده روی درخت مذکور و سایر درختان کهنسال قرار خواهد گرفت. در صورت نیاز این اطلاعات و گزارشهای مربوط در اختیار اهل فن و بازدیدکنندگان قرار خواهد گرفت. در همین اتاق صندوقی برای همکاری علاقهمندان به حفظ درخت گذاشته خواهد شد. بازدیدکنندگان میتوانند نظر یا کمکهای مادی احتمالی خود را برای حفظ و مطالعه درختان کهنسال در این صندوق بریزند.
مطالعات زیر باید سالی یک بار روی سروهای تک پایه کهنسال انجام گیرد: - وضعیت موجود درختان از نظر فنوتیپی با دقت مطالعه و با شرایط قبل از آن مقایسه گردد. - وضعیت موجود پایههای سرو از نظر افزایش آفات و بیماریها نسبت به سال پیش مقایسه گردد. در صورت نیاز به هیچ وجه مبارزهٔ شیمیایی با آفات و بیماریها مورد تأیید نیست. در صورت نیاز باید مبارزه زیستی تحت نظر متخصص امر انجام شود. - بافت اطراف درخت بازدید گردد تا بستر درختان تحت تأثیر آلودگیهای ثانویه مانند فاضلاب و زباله نباشد. - درختان فقط در صورت نیاز زیر نظر متخصص امر آبیاری دستی شوند. این درختان اغلب هزاران سال است که از آب زیرزمینی یا چشمه مجاور خود استفاده میکنند و آبیاری دستی نه تنها موجب حفظ این درختان نمیشود بلکه نیاز پایههای کهنسال نسبت به ذخایر آب زیرزمینی کاهش مییابد یا به طور کلی بر طرف میشود و طی سالهای محدودی در آینده ریشههای عمیق حیات خود را از دست میدهند و میپوسند. این عمل توان استقرار این پایهها را در عرصه به شدت کاهش خواهد داد. مثال بارز این مورد سرو فیروز آباد اشکذر است. اگر این اتفاق رخ داده است باید قبل از هر پیشامدی که منجر به نابودی درخت شود مانند طوفانهای شدید، در اسرع وقت تحت نظر متخصص امر بر حسب برنامهای حداقل دوساله به تدریج عادت گذشته درخت به نحوه دریافت آب بازگشت داده شود. - تاج درختان نباید به هیچوجه در زمان تابش آفتاب آبپاشی شوند. ذرات آب به صورت منشور عمل کرده و گرمای زیاد موجب خشک شدن شاخهها میشود. در صورتی که اکوسیستم طبیعی اطراف درخت حفظ شود، این درختان نیاز به آبپاشی ندارند. - مطالعه سالیانه بذرسروهای کهن سال شامل تعیین درصد پوکی بذرها. حداقل 20 مخروط از 4 جهت شمال، جنوب، شرق، غرب درخت برداشت و درصد سلامت و پُری بذرها مشخص شود. سایر مطالعات از جمله تعیین درصد تانهرُویی (قوه نامیه) باید به دست متخصصان امر انجام و در گزارش ثبت شود.
2- پایههای کهنسال درون توده همانطور که ذکر شد تاکنون 4 توده حاوی درختان کهنسال در مناطق مختلف شناسایی شده است. این مناطق شامل تنگه خرقه رسول فیروز آباد فارس، تنگه صولک استان کهگیلویه و بویراحمد، روستای پشتهان رودبار و دهبکری کرمان است. در منطقه دهبکری کرمان نحوه مراقبت از سروهای کهنسال موجود مشابه تک پایههای کهنسال است. دو توده استان گیلان به دلیل اعتقادات مردم و منطقه تنگه صولک استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل اعمال مدیریت صحیح از نظر حفاظتی از شرایط مطلوبتری برخوردارند. ولی توده فیروزآباد فارس به خصوص به دلیل اجتماع معتادان در شرایط حساسی قرار دارد. علاوه بر موارد ذکر شده برای درختان کهنسال تک پایه سرو، این موارد نیز به بحث حفاظت این تودهها اضافه گردد. به طور کلی شرایط به وجود آمده از نظر بومشناسی، میکروکلیمای خاصی در این مناطق ایجاد شده که موجب پدیدار شدن این ذخایر ارزنده شده است. بر حسب اطلاعات بدست آمده توده فسا در استان فارس نیز مشابه توده فیروز آباد استان مزبور است. خوشبختانه هر سه توده داری طرح جنگلداری است و مطالعات اولیه در این تودهها انجام گرفته است. موارد زیر برای مدیریت بهینه این تودهها پیشنهاد میگردد: در ابتدای رویشگاه باید ساختمان کوچک چند قسمته شامل اتاق نگهبان دائم و مهندس ناظر و اتاق نگهداری بذر ایجاد گردد. برای کل ساختمان، همراه با سرویس بهداشتی و دوش متحرک 18 متر مربع کافی است. نگهبان باید از افراد محلی باشد و لازم است برای نگهبانی یک دستگاه موتور سیکلت سبک در اختیار او قرار گیرد. علاوه بر مطالعات بومشناسی معمول که باید هر 5 سال یک بار، کارشناس مسؤول در رویشگاه انجام دهد، قبل از طبقهبندی بذرها در اتاق مذکور، مطالعات اولیه شامل وزن هزار دانه بذر و تانهرویی بذر و سایر موارد انجام شود. بر روی بستهبندی بذر آرشیو شده شرایط فنوتیپی و جغرافیایی درخت مادری به علاوه زمان جمعآوری بذر و درصد تانهرویی ثبت گردد. برای مطالعه دقیقتر شرایط تکامل مثبت و منفی رویشگاه، لازم است هر 5 سال یک بار مطالعات پایش روی بستر خاک، جامعه گیاهی و جانوری همراه، میزان زادآوری طبیعی، سلامت ظاهری پایه ها و بذرها و غیره انجام شود. مطالعات خاکشناسی شامل تغییرات بافت خاک، تغییرات pH و Ec و مطالعه درصد مواد معدنی و آلی خاک در افقهای مختلف از آن جمله هستند. مطالعات آنزیمی خاک هر 5 سال یک بار زیر نظر متخصص امر نیز توصیه میگردد. در صورت نیاز و کمبود زادآوری طبیعی با کمک بذرهای شناسنامهدار نهالستان کوچکی در حاشیه این توده ایجاد و واکاری گونه سرو و سایر گونهها که از اهمیت بالاتری برخوردارند و در جامعه گیاهی توده قرار دارند اعم از درختی، درختچهای، علوفه ای و دارویی انجام شود. بودجه اتخاذ مدیریت صحیح در تودههای نامبرده با کمک فروش بذرهای شناسنامهدار محل، به دست خواهد آمد.
3- حالت بین تک پایه کهنسال و توده منطقه دربید در 30 کیلومتری شهر یزد به دلیل داشتن چشمه آب مناسب در حقیقت واحهای در حاشیه کویر است. در این منطقه چند باغچه و باغ با وسعت محدود نیز قرار دارد. در بازدیدی که در سال 1387 از منطقه انجام شد. حتی با یک فرد ساکن در منطقه برخورد نداشتیم و تصاویر شهدای ده دربید ما را به سمت ده مذکور هدایت کرد. در پاییز 1388جاده رابط روستای دربید ترمیم شده بود و ما شاهد بازگشت تعدادی قابل ملاحظه از افراد محلی در این ناحیه بودیم. در درون یکی از این باغها ما شاهد چند سرو کهن سال بسیار سالم هستیم. به نظر میرسد حداقل یکی از آنها به دلیل وجود چشمه آب توسط بشر کاشته شده باشد. شرایط مناسب آب و هوایی (میکروکلیمای خاص) همراه با چشمه آب مناسب باعث شده که هر ساله بر تعداد زادآوری طبیعی اضافه گردد. در بازدید اولیه محققان در سال 1374 یعنی حدود 14 سال پیش بسیاری از این نهالها وجود نداشته است. پیشنهاد میشود این منطقه با سرپرستی اداره کل منابع طبیعی استان توسط مالک باغ مذکور حفظ و حتی برای حفظ این توده سرو حقوق ماهیانهای برای مالک در نظر گرفته شود. این یکی از پدیدههای طبیعی بسیار خاص اتفاق افتاده در حاشیه کویر است که علاوه بر ارائه مدل با ارزش علمی، در طی سالهای آینده شرایط کنترل سطح کویر را حداقل در این منطقه فراهم خواهد آورد. بعد از جمعآوری اطلاعات موجود از نظر بومشناسی و گونههای همزیست، لازم است هر 4 سال یک بار مطالعات پایش روی وضعیت سلامت پایههای کهنسال، تعداد زادآوری طبیعی سروها، تغییرات بیوشیمیایی بستر خاک و جامعه گیاهی و جانوری همزیست انجام شود. در منطقه در حوالی چشمه تعداد معتنابهی مار مشاهده شد که بر حسب مطالعات علمی موجود، بیانگر تغییرات اکوسیستم در جهت پیشرونده است. برای تکمیل مطالعات بررسیهای آنزیمی بستر خاک حداقل تا عمق نیم متر توصیه میشود.
4- باغهای خاص محل استقرار سروهای کهنسال از زمانهای قدیم در کنار بسیاری از بناهای قدیمی همراه با ساخت آنها، یا درختان کهنسال سرو در آنجا موجود بوده و یا برای تزیین باغ بنای قدیمی کاشته شده است. منطقه خرو طبس استان یزد از جمله مناطقی است که به نظر میرسد که برج و باروی قدیمی موجود به لحاظ وجود دو سرو قدیمی در ارتفاع بالای سروها به ترتیبی ایجاد شده که دوپایه سرو به صورت قرینه با برج قرار گیرند. نگهداری این دو سرو مشابه تک پایههای سرو کهنسال یزد است. در بازدید اخیر وضعیت سروها به دلیل ریختن آسفالت در خیابان مجاور آنها و سوختگی تنه بسیار نامناسب بود و اگر عوامل مخرب برطرف نشود، در آینده احتمال خشک شدن هر دو پایه میرود. چهار سرو مطالعاتی در این تحقیق در منطقه باغ فین کاشان استقرار دارند. طی 2 سال اخیر هر ساله از این باغ بازدید به عمل آمده است و هر ساله با شدت بیشتری درختان سرو مذکور تخریب شدهاند. در تاریخ 5/5/1387 گزارشی برای جناب آقای مهندس بهرامی؛ رئیس محترم شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیزداری تهیه شده است که شرایط موجود این پایهها و روش مقابله با پدیده منفی شرح داده شده است ولی متأسفانه بازدید سال اخیر نشان داد که درصد تخریب با شدت بیشتری ادامه دارد. به همین دلیل دوباره گزارش تهیه شده پیوست میگردد. در هر حال باغ فین بدون وجود سروهای کهن آن معنایی نخواهد داشت. خلاصه اقدامات ضروری برای حفظ این گونه درختان به شرح زیر است: - عملیات مدیریت آبیاری پایهها تغییر نکند و به همان صورت قدیمی ادامه یابد. - بستر خاک به هیچ وجه عوض نشود. این امر نه تنها به تقویت درختان کمک نمیکند بلکه از طرفی موجب ورود آفات و بیماریهای جدید به عرصه و از طرف دیگر تخریب و نابودی بافت زندهٔ همزیست مانند باکتریها و قارچهای مفید میگردد. متاسفانه در بازدید اخیر تعویض خاک در بستر درختان سرو باغ فین نیز اعمال شده بود. - آفات و بیماریهای موجود درختان، پاسخ این پایهها به تخریب اکوسیستم طبیعی آنهاست. متاسفانه مشاهده شد مبارزه این آفات در باغ فین با کمک داروهای سنتتیک و شیمیایی انجام میشود که در صورت نیاز زیر نظر متخصص، فقط مبارزه زیستی باید انجام شود. - در صورت نیاز واقعی تنها هرس شاخههای پایینی درختان سرو برای تقویت سامانهٔ فیزیولوژی تأیید میشود. - در صورتی که جانشینی سروهای خشک شده لازم باشد باید با استفاده از بذرهای پایههای مادری موجود و تولید نهال جدید انجام شود. در بازدید انجام شده بدون توجه به شرایط ژنتیکی موجود در باغ فین نهالهای جدید سرو بازکاشت شده بود. - سایر موارد مشابه روش نگهداری از تک پایههای کهنسال و تودههای محل استقرار پایههای کهن سرو است. تذکر لازم: در صورتی که درون خالی شده بعضی از درختان کهنسال سرو با خاک یا مواد سنتتیک مانند سیمان پر شده است لازم است زیر نظر مجری مسؤول طرح یا همکاران وی این مواد خارج و محل آن ضدعفونی و قیم مناسب گذاشته شود. در صورت شناخت صحیح اهمیت درختان کهن سال و حفظ آنها، علاوه بر اهمیت ژنتیکی آنها بعنوان یکی از مهمترین ذخایر ژنتیکی مملکت، نواحی استقرار درختان مورد توجه توریست داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت و استانهای جایگاه درختان کهن سال از این طرق بودجه مناسبی را جهت مدیریت صحیح استانهای مربوطه دریافت خواهند داشت. علاوه بر جذب توریست، فروش بذور شناسنامهدار سروهای مذکور و در آینده قلمههای ریشهدار هزینه مدیریت نواحی استقرار سروها را فراهم خواهد کرد.
ویرایش شده از: دستورالعمل نگهداری سروهای کهنسال ایران، سودابه علیاحمد کُرُوری، مدیر گروه پژوهشی فناوری زیستبومهای طبیعی پایدار. |
| ساعت ۱٠:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠ |
|
کَتیرا صمغی است که از تیغزنی گونههای مختلف گیاه گَوَن با نام علمی Astragalus spp. به دست میآید. نام علمی گون از واژه یونانی astron به معنای ستاره و gala به معنای شیر گرفته شده است. این گونه، درختچه و یا گیاه علفی چند ساله یا یک ساله و اغلب خارداری است که چند صد گونه دارد و در مناطق اِستِپی و کوهستانی ایران میروید. خارهای این گیاه، زردرنگ و برگهایش دارای پنج تا شش جفت برگچه نیزهای و کشیده است و در ارتفاعات زاگرس و البرز انتشار دارد. کتیرا صمغی است که از ساقهٔ گون گرفته میشود که اغلب خود به خود یا بر اثر شکافی که در ساقهٔ گون ایجاد میشود جاری میگردد. این صمغ پس از مدت کوتاهی خشک میشود که آن را جمع کرده به دو صورت روانه بازار میکنند. یک نوع آن کتیرای زرد یا کتیرای خرمنی است که مانند تارها و یا نوارهای پیچیده و دودی شکل است و نوع دیگر کتیرای سفید است که به شکل پارچه عریضی است و اطراف یا وسط برآمدهای دارد. کتیرا مادهای است بیبو که 60 تا 70 درصد آن در آب حل نمیشود ولی با جذب رطوبت به صورت لُعاب چسبندهای در میآید. کتیرا دارای مواد معدنی و سه درصد نشاسته است که ذرات نشاسته در لُعاب آن به طور محسوس دیده میشود. به طور کلی کتیرا مخلوطی از چند پُلیساکارید است و دو نوع ماده شاخص در آن وجود دارد؛ نخست مادهای محلول در آب به نام تراگاکانتین (Tragacanthin) و دیگری مادهای نامحلول در آب (به ویژه در آب سرد) به نام باسورین (Bassorin). با وجود تعدد گونههای مولد کتیرا و گوناگونی کیفیت صمغ آنها، این محصول بیشتر به نام «کتیرای مفتولی» و «کتیرای خرمنی» شناخته میشود. صمغ کتیرا گاه به طور طبیعی بر اثر فشار درونی گیاه از منافذ ایجاد شده خارج میگردد. در زمان ساسانیان استفاده از فراوردههای گیاهان دارویی و صنعتی رواج داشت و در این زمان بود که از تیغ زدن گون، کتیرا استخراج و علاوه بر مصرف داخلی به چین هم صادر میشد. صادرات محصولات فرعی به چین مختص به کتیرا نمیشد بلکه محصولات دیگری همچون زعفران و زیره هم در آن زمان صادر میشد. بنا بر متون تاریخی، در گذشته عواید حاصل از اجاره دادن مراتع و فروش صمغ کتیرا، در میان دهقانان به نسبت سهمی که در زمینهای زراعی داشتند تقسیم و یا صرف اموری همچون تعمیر حمام و مسجد میشد. با توجه به تنوع محصول و قیمت کتیرای ایران، قیمت هر کیلو از انواع این محصول در بازار جهانی از کتیرای مفتولی درجه یک 17 دلار تا کتیرای بیمواد نمرهٔ 26 به میزان چهار دلار در نوسان است. کتیرا در نیمهٔ دوم تابستان از گیاه دو ساله بهرهبرداری میشود. برای این کار، خاک اطراف یقهٔ گیاه را تا عمق پنج سانتیمتر خالی میکنند و در قسمت بدون حفاظ با یک چاقوی تیز، شکاف طولی ایجاد کرده سپس با قطعه چوبی شبیه گوه با فشار، شکاف را باز میکنند تا صمغ بهراحتی بیرون بیاید. از بعضی از گونههای گون، صمغ کتیرا استخراج میشود که اهمیت اقتصادی دارد و بعضی انواع دیگر آن به علت جذب سلنیم خاک، سمی هستند که با توجه به وجود این ماده در گیاهان میتوان به وجود اورانیم در آن منطقه پی برد. گونهای مولد کتیرای خرمنی در شمال کشور بهخصوص در استان گیلان و حوزهٔ رودبار در مرز بین این استان با استان زنجان در مراتع روستاهای کپته و کلاس در ارتفاعات غرب شهرهای رودبار و رستم آباد در سطح گستردهای رویش دارند که از گذشته بهرهبرداری میشد. بر طبق اطلاعات محلی، در مناطق سفیدگاه از توابع کپته و غاز مایورت و مَنه چالان در حوزه مراتع کلاس که خالی از سکنه است، در سطح وسیعی، از صمغ کتیرا از جمله گون زرد با نام علمی A. parrowinus بهرهبرداری میشد. یکی از انواع گون به نام "گون زرد" یا "زرد گون" معروف است که چون اولین بار در ارتفاعات "پَرو" در استان کرمانشاه دیده شد نام آن محل را بر آن گذاشتند و از آن کتیرای زرد استخراج میشود.
کاربردها کتیرا بر حسب کیفیت، در صنایع مختلفی از جمله نساجی و دارویی و غذایی و چسبسازی مصرف میشود. کتیرا به طور مستقل اثر دارویی چندانی ندارد ولی چون مادهای اِمولْسیون دهنده است برای معلق نگه داشتن پودرهای دارویی غیر محلول از آن استفاده میکنند. کتیرا به صورت ترکیب با مواد دیگر از قدیم هم استفاده میشد. ابنسینا در جلد دوم کتاب "قانون در طب" درباره کتیرا مینویسد: «کتیرا با عسل معجون شود و زیر زبان بگذارند در تسکین سرفه و از بین بردن زبری سینه سودمند است و میتوان به همین منظور کتیرا را در آب حل کرد و با شربتی شیرین نوشید. خوراکِ تناوب باید به وزن یک دَرَخْمی باشد که برابر هجده قیراط (6/3 گرم) است.» کتیرا در طب سنتی، غلیظ کنندهٔ خون و در کل، نرم کننده است. کتیرا کمی مُلَیّن و مُسهل است و معده را تقویت میکند و به دلیل تسکین داروهای گرم، این داروها را با کتیرا میخورند. این ماده به صورت مخلوط با لُعابها و داروهای مناسب، برای زخمها و دردهای چشم و ورم مُلْتَحَمه (لایه شفاف سطح چشم و داخل پلک) مفید است. مصرف کتیرا با شیر، برای بند آوردن خونریزی سینه و سایر اعضای داخلی و همچنین بر طرف کردن سرفه و عفونت سینه و حلق و زخمهای ریه و گرفتگی صدا مؤثر است. کتیرا برای تقویت روده و تسکین درد کلیه و رفع زخم مثانه و مجاری ادرار مفید است و اگر لُعابهای مناسبی از مخلوط کتیرا به موی سر مالیده شود از دوشاخه شدن آن جلوگیری میکند. به دلیل خاصیت آبگیری کتیرا، از آن در صنعت و همچنین در نساجی و کاغذسازی و کفاشی و ساخت دندان مصنوعی استفاده میشود. در صنایع آرایشی بهخصوص در ساخت لوسیونها و کرمهای دست و کرمهای بدون چربی، از کتیرا به صورت نرم کننده و امولسیون بهره میبرند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد (فائو)، ارزش تجارت جهانی گیاهان دارویی که هم اکنون در حدود صد میلیارد دلار در سال است در سال ٢٠۵٠ میلادی به رقم پنج تریلیون دلار خواهد رسید. کشور ایران با داشتن شرایط اقلیمی و تنوع گیاهی مطلوب، هم اکنون تنها ۶٠ تا ٩٠ میلیون دلار از تجارت جهانی گیاهان دارویی را به خود اختصاص داده است که بخش عمدهٔ آن مربوط به صادرات زعفران است. این در حالی است که تنوع محصولات فرعی در ایران بسیار زیاد است و با اینکه در سالهای اخیر در بعضی از محصولات پیشرفت محسوسی رخ داده، در برخی دیگر مقدار تولید کم شده است. برای مثال در دهه 1330 صادرات سالانه کتیرا چهار هزار تن بود که هم اکنون به هزار تن هم نمیرسد. میانگین ارزش صادرات کتیرای مفتولی ایران در حدود 300 هزار دلار و کتیرای خرمنی حدود 101 هزار دلار در سال است که به کشورهای فرانسه و امارات متحده عربی و آلمان و انگلستان و هند و برخی دیگر از کشورهای اروپایی صادر میشود. سالانه در حدود دو میلیون دلار محصولات فرعی جنگلی و مرتعی از ایران به بازارهای جهانی از جمله آلمان و فرانسه و امارات متحده عربی صادر میشود. جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای شمال در حدود 300 گونه درختی و درختچهای دارد که از حدود 50 گونه آن، محصولات فرعی به دست میآید.
منابع 1- بوداغی، عیسی و غلامحسین نوراللهی، 1380، محصولات فرعی جنگلی و مرتعی نیمرخ شمالی البرز، سازمان جنگلها و مراتع کشور، معاونت امور جنگلهای شمال، دفتر صنایع چوب و بهرهبرداری، نشریۀ شمارۀ 203، 246ص. 2- ابنسینا، حسین بن عبدالله، 1377، قانون در طب، معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، کمیتهٔ رایانهای کردن طب و بهداشت، نسخهٔ الکترونیک، به کوشش حسین حاتمی. 3- عبداللهپور، مصطفی، 1383، سیاست جنگل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 247ص. 4- مظفریان، ولیالله، 1377، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص. 5. http://www.globalsugarart.com/product.php?id=21389&name=Gum%20Tragacanth%208%20ounces |
| ساعت ۱۱:٢٤ ب.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ |
|
باریجه گیاهی است پایا با نام علمی Ferula gumosa Boiss. از تیره چتریان (Umbelliferae) که شیرابهٔ آن از نظر صنعتی و دارویی ارزش فراوان دارد و یکی از اقلام صادراتی ایران است. باریجه یکی از محصولات فرعی مهم در کشور محسوب میشود که در مناطق مختلف از جمله استان مازندران کاشته میشود. محصولات فرعی جنگل و مرتع شامل گل، برگ، ساقه، ریشه، غده، میوه، پوست، صمغ، رزین برخی از گیاهان است که مصرف دارویی و خوراکی و صنعتی دارد. بهرهبرداری از محصولات فرعی جنگلها و مراتع شمال ایران از دیرباز متداول بود و با توجه به تنوع و پراکنش گونههای مختلف جنگلی و مرتعی، از این محصولات به طور سنتی و اغلب در حد مصارف محلی بهرهبرداری میشد. هم اکنون برنامههایی در دست اجراست تا استفاده از این محصولات به شیوه صنعتی رواج یابد. برخی از محصولات فرعی نظیر باریجه ارزش افزوده فراوانی دارند و گسترش کاشت و بهرهبرداری علمی از آنها باعث اشتغالزایی و افزایش درآمد محلی و صادرات آن منجر به ورود ارز به کشور میشود. در چند دههٔ اخیر روشهای ناپایدار بهرهبرداری افراد بومی و محلی در ایران منجر به تخریب بخش وسیعی از رویشگاههای طبیعی محصولات فرعی کشور، از جمله باریجه شده است. به رزین حاصل از این گیاه نیز باریجه گفته میشود و ممکن است حاصل تراوش طبیعی بر روی ساقههای گلدهنده گیاه باشد که در این صورت به «باریجهٔ دان» یا «باریجهٔ اَشکی» معروف است. اگر باریجه از تیغ زدن ریشه به دست آید به نام باریجهٔ عسلی شناخته میشود. باریجه دارای 5/9 درصد اسانس و 5/63 درصد رزین و 27 درصد صمغ است و نوع مرغوب آن نباید بر اثر سوختن بیش از 10 درصد خاکستر بر جای گذارد. ساقهٔ گیاه باریجه دارای مجاری ترشحی متعددی است که در قسمت پوست و آبکش پَسین و آبکشهای غیر طبیعی در حاشیهٔ مغز پراکندهاند و از آنها صمغ باریجه در دو نوع اَشکی (دان) و تودهای (عسلی) به دست میآید. بر اثر گزش حشرات و یا بروز خراش طبیعی در ساقه گلدهنده گیاه و یا برگ گیاه، باریجه اشکی یا دان به خارج ترشح میشود که این نوع باریجه دارای خلوص بیشتر و عاری از خار و خاشاک است و نسبت به باریجه تودهای مرغوبیت بیشتری دارد. برای به دست آوردن باریجه تودهای یا عسلی، خاکِ قسمت قاعده شمالی (پشت به آفتاب) گیاه را به اندازه 20 تا 30 سانتیمتر خالی میکنند و پس از ظاهر شدن غده گیاه شروع به برداشت قسمتی از غده گیاه میکنند. برش غده گیاه باریجه در ایران به دو روش اِقلیدی (شیرازی) و دالبُر (ایجی) انجام میشود. در شیوه اقلیدی یا شیرازی، قسمتی از غده گیاه را با کاردک مخصوص و تیزی برداشت میکنند و پس از برداشت قسمتی از پوست و بافت غده پس از سه تا چهار روز، صمغ به بیرون تراوش میکند و آن را با قاشقک بر میدارند. در شیوه دالبر که به دلیل رواج در روستای «ایج» در نزدیکی شهر سُرخهٔ استان سمنان، به نام روش ایجی نیز مشهور است با استفاده از چاقو به صورت حرف دال بر روی غدهٔ گیاه، خراش ایجاد و قسمتی از پوست و بافت را برداشت میکنند. اسانس باریجه دارای پنین، کادینن، کادینول (Cadinol)، والرینات دو بورنیل (Valerianat de bornyle) است و رزین آن شامل نوعی لاکتون به نام اومبلیفرون (Ombeliferone) به حالت آزاد یا به صورت ترکیب با الکل به نام گالبانو رزینوتانول (galbano resinotanaole) است.
کاربردها در گذشته، زنبورداران، باریجه را به داخل کندوهای محلی میمالیدند و کندو را در محل مناسبی میگذاشتند تا زنبور عسل وحشی را به خود جلب کند و یا زنبور عسلی که زاد و ولد کرده و تکثیر شده به کندوی مورد نظر هدایت شود. بیشترین مصرف باریجه در صنایع عطرسازی و تهیه تثبیت کنندهها (فیکساتورها) و تولید چسبهای گرانقیمت است. باریجه در طب سنتی ایران، در بیماریهای تنفسی، دارویی خلط آور و نیز ضد گرفتگی عضلاتِ دستگاه گوارش محسوب میشود ولی مصرف عمدهٔ آن در صنایع جواهرسازی به صورت چسب الماس و همچنین تثبیت کننده عطر و صنایع آرایشی است. خواص درمانی باریجه از قدیم شناخته شده بود و 1100 سال قبل، محمدبن زکریای رازی در یکی از کتابهای پزشکی خود به نام «مَن لا یَحْضُرُهُ الطبیب» از جمله راههای بر طرف کردن سرگیجه را استفاده از بُخُور گیاه باریجه ذکر میکند. باریجه اثر نیرو دهنده و ضد نَزله (التهاب و ترشح بافت مُخاطی) و ضد تشنج دارد و برای تنگی نفس و سرفهٔ کهنه و نرم کردن سینه و بیماریهای عصبی مفید است. اگر باریجه مخلوط با عسل خورده شود برای خرد کردن سنگ مثانه و کلیه و باز کردن انسداد کلیه و تسهیل زایمان و دفع سموم کاربرد دارد. مصرف این گیاه برای اشخاص گرم مزاج مضر است و در مناطق گرم و فصول گرم نیز تجویز نمیشود و اگر مصرف آن لازم باشد باید با روغن بنفشه و کافور استفاده شود. مقدار مصرف باریجه تا سه گرم و برای دفع سموم تا 15 گرم است. از این گیاه نوعی چسب بیرنگ برای چسباندن شیشه و سنگهای قیمتی، بهویژه الماس به دست میآید و حتی در جواهرسازی نیز مصرف میشود. برای تهیه چسب، هشت قسمت سریشُم ماهی را در آب حل کرده معادل آن محلولی از یک قسمت الکل و یک قسمت باریجه و یک قسمت گُم (چسب) آمونیاک تهیه کرده بدان میافزایند.
رویشگاه رویشگاه عمدهٔ این گیاه در ترکمنستان و افغانستان و بخش وسیعی از شمال و غرب ایران، از جمله استانهای مازندران و اصفهان و مرکزی و قم، در ارتفاع دو هزار تا چهار هزار متر از سطح دریا با میانگین بارندگی 250 تا 400 میلیمتر است. از رویشگاههای باریجه در دامنههای شمالی رشته کوه البرز در استان مازندران، حوزهٔ آبخیز لار و هراز و اطراف کوه دماوند است. در شمال کشور باریجه فقط در استان مازندران میروید. همچنین در مراتعی از جمله دنیشکَلا و سرخ کوگ و چمون و ملرز و لیلرد و تاش در مرز آبخیز بخش بَلَده و گلندرود نیز باریجه میروید. هم اکنون شش طرح بهرهبرداری باریجه در استان مازندران با مساحت تقریبی هزار هکتار وجود دارد که سالانه 20 تن محصول از آن برداشت میشود و علاوه بر توزیع داخلی، به سوییس و فرانسه هم صادر میشود.
منابع 1- بوداغی، عیسی و غلامحسین نوراللهی، 1380، محصولات فرعی جنگلی و مرتعی نیمرخ شمالی البرز، سازمان جنگلها و مراتع کشور، معاونت امور جنگلهای شمال، دفتر صنایع چوب و بهرهبرداری، نشریۀ شمارۀ 203، 246ص. 2- رازی، محمدبن زکریا، 1377، من لا یحضره الطبیب، معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، کمیتهٔ رایانهای کردن طب و بهداشت، نسخهٔ الکترونیک، به کوشش حسین حاتمی. 3- عبداللهپور، مصطفی، 1383، سیاست جنگل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 247ص. 4- مظفریان، ولیالله، 1377، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص. 5. http://www.pezeshk.us/?p=12270 |
| ساعت ۱۱:٥۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠ |
|
پارک جنگلی سیسنگان نوشهر در سال ۱۳۴4 به همت مرحوم مهندس حسین سعیدی آشتیانی طراحی و ایجاد شد. این پارک علاوه بر جاذبههای گردشگری، مکانی برای محافظت از درخت با ارزش و بومی شمشاد است.این پارک که در ۲۷ کیلومتری جادهٔ نوشهر به نور قرار دارد، از شمال به دریای کاسپین (خزر)، از جنوب به رشته کوه البرز، از غرب به روستای تُوسکاتُک و از شرق به روستای صلاحالدین کَلا محدود میشود. مساحت این پارک در حدود ۶۰۲ هکتار و زیستگاه انواع گونههای درختی، درختچهای و بوتهای و علفی و جانوری است. به طور کلی محوطهٔ پارک از نظر توزیع گیاهی به سه بخش ساحلی و جنوبی و غربی تقسیم میشود. بخش ساحلی به مساحت ۳۰ هکتار در حاشیه جاده قرار دارد و درختان و درختچههایی همچون تُوسکا، لَرْگ، بلوط، آزاد، لیلَکی [Lilaki]، انجیر، داغْداغان، انار، ازگیل، سرخْ وَلیک، گوجهٔ جنگلی، توت، سیاهْ تَلُو، سیاهْ اَل و سیاه اَرْبه در این قسمت قرار دارند. در بخش جنوبی، مُونهٔ (تیپ) انبوه شمشاد وجود دارد. در بخش غربی، جامعهٔ گیاهی بلوط ـ مَمْرَزِستان و در حد انتهای غربی و قسمتی از جنوب پارک، جامعهٔ اَنجیلی ـ مَمْرَزِستان و جامعهٔ بلوط ـ مَمرَزِستان در مرز مُونهها (تیپها) با شمشاد آمیخته است.در این پارک پستاندارانی هچون شُوکا، مَرال، خرس قهوهای، پلنگ، روباه، گربهٔ جنگلی، خوک وحشی و شغال زیست میکند. بیشتر جلگههای ساحلی دریای خزر که خاکهای غیر ماندابی و زهکش شده دارند، تا چند دهه قبل زیر پوشش جوامع جنگلی گوناگون، از جمله شمشاد بود که هم اکنون از بین رفته است زیرا اهالی جنگلنشین که در گذشته به علت ناامنی و شیوع بیماری مالاریا در نواحی جلگهای، ناگزیر در ارتفاعات بالای جنگل و مرتع میزیستند، به این جنگلها کمتر دسترسی داشتند. ولی در چند دهه اخیر به دلیل رفع موانع و خشک شدن ماندابها و تالابهای کوچک و در نتیجه مهار مالاریا، به نواحی ساحلی رو آوردند و در کنار دریا ساکن شدند و با تخریب جنگلهای جلگهای، زمینهای کشاورزی و مراتع و باغهای مرکبات و چای ایجاد کردند. به نوشته تاریخ بیهقی، نزدیک به هزار سال قبل و در هنگام لشکرکشی سلطان مسعود غزنوی به طبرستان، در جلگهٔ بین ساری و آمل، جنگلی انبوه و هموار که تا کوه امتداد داشت دیده میشد و راههای آن به قدری باریک بود که فقط دو سه سوار میتوانستند از کنار هم عبور کنند. همچنین راه بین آمل و ناتِل (نزدیک نور فعلی) پوشیده از جنگل و جوی و برکه بود. در گذشته در برکهها و ماندابهای جلگههای شمال کشور، گیاهان آبزی مانند نیلوفر آبی و عدسک آبی و گاهی زنبق زرد میرویید که به دلیل خشکاندن برکهها، این گیاهان نیز از بین رفتند و اکنون بهندرت در شمال کشور برکههای گیاهدار دیده میشود. هم اکنون دو ورودی با پنج نگهبانی، یک اتاق اطلاعات، دو دستگاه واحد مسکونی، فروشگاه، پناهگاه بزرگ، محوطه خورگشت (پیکنیک)، محوطه اردو (کمپینگ)، پارک کودک، پارک بادی، میدان اسبسواری، منطقهٔ شنا، جت اسکی، قایقسواری، زمینِ ورزشهای ساحلی (فوتبال، والیبال)، کافی شاپ، رستوران، سفرهخانه، فروشگاه بازیهای رایانهای، ۱۳ دستگاه سرویس بهداشتی، سکوی آبخوری، ساختمان نمایشگاه، فروشگاه در این پارک وجود دارد.
برگرفته و تکمیل شده از: http://jangalhayeshomal.persianblog.ir/post/37 |
| ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ |
|
نام علمی: Acer monspessulanum L. subsp. Ibericum (M. B.) Yaltirik 1967 = Acer ibericum M. B. 1808
نام انگلیسی: ؟
نامهای دیگر: کِیْکُمِ قفقازی (مظفریان، درختان ...، 6)، کَهْکَئین، کَکَئین (اَرَسباران)، تِله ( پل سفید)، غاغار (عَمّارلو)، آقْچهقِیین (منجیل و هرزویل)، کِیْکَف (رودبار)، لَپْلَک (خلخال)، کَهُوک (مازندران) (ثابتی، 81)، کُهُوک (معین، 3/3145).
سیاهْکَرْکُو درختی است از تیرهٔ افرا (Aceraceae) که در جنگلهای نیمه مرطوب شمال دیده میشود (ثابتی، 80).
گیاهشناسی شاخ و برگ: برگهای شاخههای گلدار به طول 5/4 (5) به عرض 6 (7) سانتیمتر، ابتدا در سطح زیرین کُرکدار، سرانجام بهجز رگبرگهای اصلی بدون کرک، با لَپهای کامل یا با کنگرههای کمِ نامحسوس، در شاخههای نازا اغلب کم و بیش کنگرهای دندانهای نامنظم. میوه: فندقههای بالدار به طول 5/2ـ 3 به عرض 5/0ـ 1 سانتیمتر با حجرههای در سطح بیرونی بدون کرک و در سطح درونی کرکدار (مظفریان، درختان ...، 6).
پراکنش سیاهکرکو در امتداد درههای هراز و چالوس و در دشت نظیر و درهٔ تالار و سفیدرود و در هرزویل و رودبار و همچنین اَرَسباران انتشار دارد. پایینترین ارتفاع آن از سطح دریا در رودبار و در ارتفاع 600 متر و بیشترین ارتفاع آن به میزان 2000 متر در پنجاب و دره هراز است (ثابتی، 80). استان مازندران: پل زنگوله، درهٔ چالوس، درهٔ کُجُور، دشت نظیر، درهٔ هَراز، بالای پنجاب، گردنه شرق عمارت. استان گیلان: هرزویل، منجیل، درهٔ سفیدرود، رودبار. آذربایجان: قره داغ، حسن بیگلو، جنگلهای اَرَسباران (مظفریان، درختان ...، 6). قفقاز، شمال غرب ایران. این درخت در درهٔ حسن آباد چالوس با زربین جامعه گیاهی تشکیل میدهد (جزیرهای، 339).
بومشناسی سیاهکرکو در جنگلهای نیمه مرطوب شمال و در حد فاصل جنگلهای هیرکانی و دامنههای نیمه خشک و استپی و در ارتفاعات متوسط از سطح دریا دیده میشود (ثابتی، 80).
زادآوری در هر کیلوگرم از بذر سیاهکرکو در حدود 35500 بذر وجود دارد. تیمار بذر آن به صورت لایهگذاری سرد در ماسه مرطوب در دمای 3 تا 5 درجهٔ سانتیگراد و به مدت 150 تا 300 روز انجام میشود (سازمان جنگلها، 4).
منابع 1- ثابتی، حبیبالله، 1382، جنگلها درختان و درختچههای ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص. 2- جزیرهای، محمدحسین، 1381، جنگلکاری در خشکبوم، دانشگاه تهران، چ 2، 460 ص. 3- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمه مرطوب، دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی، 1387، راهنمای بذر درختان جنگلی، چ 1، 12+11 ص. 4- مظفریان، ولیالله، 1377، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص. 5- مظفریان، ولیالله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. 6- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص. 7. http://en.wikipedia.org/wiki/Acer_monspessulanum
|




