| ساعت ٥:٤۳ ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱ |
|
نام علمی: Laurocerasus officinalis Roemer 1847 Prunus Laurocerasus L. 1753= Padus Laurocerasus Miller 1768= Cerasus Laurocerasus Loiss 1812= Laurocerasus vulgaris Carrier 1863=
نام انگلیسی: Common laurel cherry نامهای دیگر: جَلی (لاهیجان)، چَرمِ لیوه، چَرمِ لیفه (تالش و گیلان)، چَرمِ گیله (آستارا)، کَرَزُالغار، غارِ گیلاسی، غار کَرَزی. جَل درختچهای از تیرهٔ گل سرخ (Rosaceae) به ارتفاع تا 6 متر و دارای ارزشهای زینتی و دارویی است.
گیاهشناسی شاخ و برگ: شاخهچههای یکساله و بدون کرک و سبزرنگ. برگها همیشه سبز به طول تا 20 و عرض 8 سانتیمتر، مستطیلی ـ بیضوی یا مستطیلی ـ تخم مرغی، با انتهایی اغلب کمی نوکدار، با قاعدهای گرد یا گوهای، با لبهٔ کمابیش دندانهای تُنُک یا کامل، روی سطح بالایی سبز تیرهٔ درخشان، در سطح زیرین کمرنگتر، با رگهٔ میانی مشخص، بدون کرک، چرمی، با غدههای قاعدهای 2ـ 4 تایی یا بدون غده. دمبرگها کانالدار به طول تا 5/1 سانتیمتر. گل: خوشهها بدون کرک، متراکم، اغلب از برگها کوتاهتر، به طول تا 16 سانتیمتر، فقط با برگههای حائل، گلها سفید، به قطر حدود 8 میلیمتر، دمگلها به طول تا 8 میلیمتر، بدون کرک. پرچمها 15ـ 25 تایی، شفت تخم مرغی، به قطر حدود 10ـ 12 سانتیمتر، با نوک تیز، ارغوانی تیره یا سیاه رنگ، هسته صاف، شیاردار (ناودار) (مظفریان، درختان ...، 725).
پراکنش جل در اروپای جنوبی و همچنین در جنگلهای شمال ایران از ارتفاع 300 تا 1200 متر از سطح دریا، از آستارا و تالش در استان گیلان تا استان مازندران میروید (ثابتی، جنگلها ...، 433). استان مازندران: درهٔ رودخانهٔ تالار، نزدیک شیرگاه، بین عباس آباد و شیرگاه، نور، چمستان، درهٔ روستای واز، چمستان به طرف لاویج. پراکنش جهانی: ایران، شبه جزیرهٔ بالکان، آناتولی، قفقاز (مظفریان، درختان ...، 726).
کاربردها در برگ جل نوعی دیاستاز به نام سیناپتاز و نوعی گلوکزید به نام پرولورازوزید وجود دارد. این دو ماده در مجاورت آب بر یکدیگر تأثیر میگذارند و اسید سیانیدریک و گلوکزو آلدئیدبنزوئیک به وجود میآید. در برگ این گیاه تانَن و قند و مواد چرب و کمی اُکسالات کلسیم یافت میشود. از برگ جل در پزشکی آب مقطر لوریه سریز تهیه میشود که مصرف دارویی دارد. طرز تهیهٔ آب جل به این روش است که یک کیلوگرم برگ تازهٔ این گیاه را با 4 لیتر آب میجوشانند تا 1000 گرم آب مقطر از آن حاصل شود. آب مقطر جل دارای خاصیت ضد تشنج و تسکیندهندهٔ سرفه است و در موارد تنگی نفس و سیاه سرفه و ناراحتی و دردهای معده و روده مصرف میشود. همچنین در دندانپزشکی در فرمولهای دهانشویههای مسکن نیز کاربرد دارد.
منابع 1- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگلها درختان و درختچههای ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص. 2- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. 3- مظفریان، ولیالله، 1377، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص. 4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص. 5. http://www.uspza.cz/index.php?id=10393 |
| ساعت ٩:٥٧ ب.ظ روز جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠ |
|
مقدمه ایران با مساحت ۱۶۴،۸۱۹،۵۰۰ هکتار دارای 134،307،839 هکتار منابع طبیعی (8/82 درصد مساحت کشور) شامل 3/14 میلیون هکتار جنگل (8/8 درصد مساحت کشور)، 2،665،067 هکتار بیشهزار و درختچهزار (6/1 درصد)، 7/84 میلیون هکتار مرتع (3/52 درصد)، 6/32 میلیون هکتار بیابان (1/20 درصد) است و 2/33 میلیون هکتار دیگر را زمینهای کشاورزی و شهرها و غیره تشکیل میدهد. جنگل (Forest) به بخشی از زمین گفته میشود که از درخت و درختچه و گیاهان علفی پوشیده شده و بین گیاهان و جانوران آن، اشتراک زیستی به وجود آمده است. کمترین مساحت جنگل را 5/0 هکتار (5000 متر مربع) در نظر میگیرند و تاج درختان آن نباید کمتر از 10 درصد سطح آن را بپوشاند. اگر مجموع مساحتی که تاج درختان میپوشاند یعنی «تاجْ پوشش» آنها کمتر از 10 درصد باشد به آن «بیشه» گفته میشود. با این حال در ایران به دلیل کمبود جنگل که ناشی از قرار داشتنِ اغلب مناطق کشور در نواحی خشک و نیمهخشک است، این مقدار را 5 درصد در نظر میگیرند تا مناطق بیشتری تحت عنوان جنگل محافظت شود. به دلیل این تفاوت در تعریف، مساحت جنگلهای ایران از 1/11 میلیون هکتار (بر مبنای 10 درصد) تا 3/14 میلیون هکتار (بر مبنای 5 درصد) ذکر میگردد. جنگلهای ایران به پنج حوزۀ رویشی تقسیم میشود: ۱ـ جنگلهای هیرْکانی یا خزری (شمال)، 1،942،353 هکتار (5/14 درصد). ۲ـ جنگلهای زاگرس، 6،074،000 هکتار (4/45 درصد). ۳ـ جنگلهای ایران و تُورانی، 4،124،000 هکتار (9/30 درصد). ۴ـ جنگلهای خلیج فارس و عمانی، 1،088،100 هکتار (1/8 درصد). ۵ـ جنگلهای اَرَسباران، 148،700 هکتار (1/1 درصد). کلیات تشکیلات اداره کنندهٔ منابع طبیعی شمال ایران (جنگلهای هیرْکانی) به چهار اداره کل تقسیم شده است: 1- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان 2- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر (غرب مازندران) 3- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ ساری (شرق مازندران) 4- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر با وسعت 662،033 هکتار معادل 9/27 درصد از مساحت استان مازندران را در بر دارد و در دامنهٔ شمالی البرز مرکزی و در غرب استان واقع گردیده است. این حوزه یکی از چهار حوزهٔ منابع طبیعی شمال ایران است که به دلیل اهمیتی که دارد به صورت اداره کل مستقل و به مرکزیت نوشهر اداره میشود. حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر در مرکز جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای شمال (جنگلهای خزری) و در بخش البرز مرکزی قرار دارد و از رُویان تا رامسر را در بر میگیرد. حوزهٔ مذکور در محدودهٔ طول جغرافیایی 50 درجه و 19 دقیقهٔ شرقی تا 52 درجه و 2 دقیقهٔ شرقی و عرض جغرافیایی 36 درجه و 8 دقیقهٔ شمالی تا 36 درجه و 57 دقیقهٔ شمالی قرار دارد. این حوزه از شمال به دریای خزر، از جنوب به حوزهٔ استحفاظی ادارات کل منابع طبیعی استانهای قزوین و تهران، از شرق به حوزهٔ استحفاظی اداره کل منابع طبیعی استان مازندران ـ ساری، از غرب به حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی استان گیلان متصل است. کمینهٔ ارتفاع حوزهٔ این اداره کل، در سواحل دریای خزر با ارتفاع 27- متر و بیشینهٔ ارتفاع آن قلهٔ علم کوه در کلاردشت با ارتفاع 4850 متر است. بر اساس آخرین آمار، حوزهٔ این اداره کل دارای 5 شهرستان و 13 شهر و 22 دهستان است که بخش اعظم نقاط شهری آن در مناطق جلگهای حاشیهٔ دریای خزر واقع شده است. جمعیت استان مازندران بر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1385 بالغ بر 2،978،495 نفر معادل 10/4 درصد از جمعیت کل کشور بوده است. جمعیت حوزه استحفاظی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر نیز 504،223 نفر معادل 9/16 درصد جمعیت استان مازندران و 7/0 درصد از جمعیت کل کشور است. تراکم جمعیت در حوزهٔ این اداره کل 76 نفر در هر کیلومتر مربع برآورد میشود. از تعداد کل جمعیت غرب مازندران، 240067 نفر در مناطق شهری و 264159 نفر در مناطق روستایی زندگی میکنند. به لحاظ وضعیت اشتغال در بخشهای مختلف، 38/10 درصد جمعیت شاغل حوزه این اداره کل در بخش صنعت و 5/15 درصد در بخش کشاورزی و 1/74 درصد در بخش خدمات و سایر بخشها می باشند. حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر با داشتن کوههای بلند و رودهای فراوان و آبشارهای زیبا مجموعهای بزرگ از پوشش گیاهی را در بردارد. مَمْرَز (حدود 30 درصد) و راش (حدود 24 درصد) فراوانترین گونههای درختی موجود در جنگلهای غرب مازندراناند و درختانی همچون اَنْجیلی با رنگهای متنوعش در فصل پاییز، بلوطِ بُلَنْدْمازُو، تُوسکای ییلاقی، تُوسکای قِشلاقی، پَلَت، شیرْدار، خُرْمَندی، نَمْدار، وَن (زبانْ گنجشک)، آزاد نیز در آن میروید. همچنین گونههای با ارزشی همچون شِمْشاد، زَرْبین، سُرْخْدار، بارانَک، گیلاس جنگلی، سفیدْ پَلَت در این جنگلها وجود دارد. درخت راش صنعتیترین چوب را در بین درختان جنگلهای منطقه دارد و از این نظر مرغوبترین گونهٔ جنگلی محسوب میشود.
جدول 1- جنگلهای حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر به تفکیک نوع جنگل
منابع طبیعی غرب مازندران در قالب یک اداره کل و شش ادارهٔ تابع مدیریت میشود:
جدول 2- اطلاعات حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر به تفکیک ادارات تابع
توضیح:1- مرز ادارات منابع طبیعی ممکن است با تقسیمات کشوری متفاوت باشد. برای مثال مساحت شهرستان رامسر 72980 هکتار است ولی حوزهٔ منابع طبیعی این شهرستان 83071 هکتار مساحت دارد زیرا حوزهٔ منابع طبیعی رامسر بخشی از جنگلهای استان گیلان را نیز در بر میگیرد. 2- 775 هکتار پدیدههای بیابانی،مانند اراضی ماسهایِ ساحلی، در حوزهٔ منابع طبیعی غرب مازندران وجود دارد.
جنگلداری برای مدیریت بهتر، جنگلهای هیرکانی یا شمال از سمت غرب (استان گیلان) به 103 حوزهٔ آبخیز یا آبریز تقسیم شده که 19 حوزهٔ آن (از حوزهٔ شمارهٔ 30 در رامسر تا حوزهٔ 48 در گَلَندِرود نور) در محدودهٔ منابع طبیعی غرب مازندران است. هر حوزۀ آبخیز شامل منطقهای با وسعت تقریبی ۳۰ هزار تا ۵۰ هزار هکتار است که تمام آب بارانی که در آن میبارد یا چشمههایی که در آن میجوشد به یک رودخانه منتهی میشود و به دریا میریزد. چون مساحت حوزهٔ آبخیز زیاد است، برای ادارۀ بهتر، آن را با توجه به عوارض طبیعی نظیر یال (خط الرأس) و دره، با در نظر گرفتن همگن بودن تقریبی شرایط پستی و بلندی و شیب و جهت عمومی، به مناطقی کوچکتر به نام «سِری» تقسیم میکنند که مساحت متوسط آن 1000 تا 2000 هکتار است. اگر حوزۀ آبخیز خیلی بزرگ باشد آن را به دو یا چند بخش تقسیم میکنند و هر بخش به تعدادی سری تقسیم میگردد. برای هر سری، برنامهای مدون تهیه میشود که در آن، ضمن برشمردن ویژگیهای گیاهی، به خصوص درختان، وضع زمینشناسی، خاکشناسی، آبشناسی، هواشناسی، تعداد آبادیها و دامسراها و دیگر موارد مورد نیازِ منطقه ذکر میشود. این برنامه که به آن «طرح جنگلداری» گفته میشود، پایه و اساس تمام فعالیتها در جنگل است. طرح جنگلداری به مجموع فعالیتها و برنامههای مدونی که برای حفظ و احیا و توسعهٔ پایدار و بهرهبرداری اصولی با در نظر گرفتن توان رویشگاه صورت میگیرد اطلاق میشود که در آن نوع فعالیت (از قبیل حفاظت، احیا، جادهسازی، بهرهبرداری، جنگلکاری، پرورش جنگل)، زمان فعالیت (مانند سال و ماه)، مکان فعالیت (شامل قطعات و سطوح)، همچنین هزینهها و درآمدها در یک دورهٔ ده ساله مشخص میگردد. هر طرح جنگلداری پس از اجرا، در مقاطع زمانیِ پنج یا ده ساله و اغلب ده ساله، برای ارزیابی فعالیتها دوباره بررسی میشود که به آن «تجدید نظر طرح جنگلداری» گفته میشود. اجرای طرحهای جنگلداری یعنی عمل کردن بر طبق کتابچهٔ طرح جنگلداری که شرکتهای دولتی یا خصوصی یا تعاونی پس از طی مراحل قانونی، اجرای آن را بر عهده میگیرند و در ازای این فعالیت، اجازه مییابند زیر نظر کارشناسان ادارات کل منابع طبیعی و مطابق کتابچهٔ طرح جنگلداری، در حدی که به جنگل آسیب نرسد، متناسب با رویش جنگل، درختان را قطع و از چوب آن استفاده کنند. این شرکتها حتی برای قطع یک درخت نیازمند کسب اجازهٔ قطع هستند و انتخاب درخت نیز بر عهدهٔ کارشناسان مجرب منابع طبیعی است. گذشته از این، شرکتهای مجری طرحهای جنگلداری، موظفاند در محدودۀ کاری خود با فعالیتهایی نظیر حفاظت، جنگلکاری، پرورش جنگل و جادهسازی به حفظ و احیا و توسعهٔ جنگل کمک کنند. جنگلهای غرب مازندران علاوه بر پوشش گیاهی غنی، دارای گونههای متعدد جانوری از جمله انواع پرندگان بومی و مهاجر و پستاندارانی همچون پلنگ، خرس قهوهای، روباه، گرگ، سیاهگوش، گوزن، کَل یا بز کوهی، قوچ البرز و گراز (خوک وحشی) است.
بهرهبرداری بهرهبرداری جنگل (Forest Harvesting) به کلیهٔ عملیات و اقدامات مربوط به قطع و استحصال درخت که منجر به خروج چوب و سایر فراوردههای چوبی از عرصهٔ جنگل و حمل آن به مقصد نهایی (دِپو، کارخانه، بازار مصرف) میشود اطلاق میگردد. بهرهبرداری، علم و فنِ اجرای اصولی برنامهها برای تحقق اهداف پرورش جنگل است و در واقع یکی از ارکان علم جنگلداری به حساب میآید که حاصل سالیان دراز کار طبیعت و انسان را به هم پیوند میدهد و حلقهٔ اتصال بین بخشهای تولید زیستی و تولید صنعتی است. بهرهبرداری از جنگل یک نوع برداشت چوب از درختان جنگلی است که مترادف با موازین علمی و فنی و زیستمحیطی باشد و در عین حال از اصول اقتصادی و اجتماعی پیروی کند زیرا رعایت نشدن این اصول باعث میشود بهرهبرداری خسارات زیادی به بار آورد و به فعالیتی مخرب تبدیل شود. مهمترین اصل در بهرهبرداری از جنگل، اصل استمرار تولید است. یعنی بهرهبرداری به صورتی انجام شود که موجودیت جنگل و تولید چوب و همچنین مواهب گوناگون آن به طور پیوسته محفوظ بماند. بنابراین بهرهبرداری از جنگل یک عمل یا پدیده مستقل نیست و ریشههای آن در طرحهای جنگلداری و اصول جنگلبانی و به علاوه روشهای پرورش جنگل و زادآوری آن استقرار یافته که به طور کلی هدف آن پرورش جنگل و برداشت درختان جنگلی و تولید چوب به طور مستمر و همیشگی است. بهرهبرداری مدون و علمی در شمال کشور از سال 1338 که نخستین طرح جنگلداری برای جنگلهای لُوِه در استان گلستان تهیه شد و به ویژه از سال 1341 که جنگلها و مراتع کشور ملی اعلام شد آغاز گردید. در آن زمان به دلیل کمبود و حتی نبود نیروی کارشناسی لازم، اغلب از کارشناسان خارجی استفاده میشد. گذشته از این، خو گرفتن مردم به این موضوع که بهرهبرداری جنگل باید به صورت علمی و صنعتی باشد نه سنتی، نیازمند زمانی طولانی بود. مقصود از رعایت اصول علمی و فنی در بهرهبرداری از جنگل آن است که بیشترین بهره در عین کمترین خسارت از جنگل برده شود. رسیدن به این هدف مستلزم وجود طرحهای جنگلداری دقیق و برنامهریزی و حساب شده و همچنین کارشناسان مجرب و حتی کارگران ماهر است. به این موارد باید ماشینهای مناسب بهرهبرداری را هم اضافه کرد که از ملزومات بهرهبرداری علمی و صنعتی محسوب میشود. در حدود 50 درصد درختان شمال کشور را درختانی با قطر بالای ۶۵ سانتیمتر تشکیل میدهد. در مجموع، درختان مسن و قطورِ زیادی در جنگلهای شمال وجود دارد که قطع حساب شدهٔ آنها ضمن افزایش تولید چوب سایر درختان موجود، فرصت مناسبی برای رویش نهالها و درختان جوان فراهم میکند. بهرهبرداری، به موازات جنگلکاری، پرورش جنگل، جادهسازی، حفاظت و توسعه، یکی از برنامههای اعمال مدیریت طرحهای جنگلداری است که با حذف تعدادی از درختان مسن و معیوب و درختانی که مزاحم درختان مرغوب هستند کیفیت جنگل را بهبود میبخشد. خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فرد چوب باعث شده است در زندگی ما کاربرد گستردهای داشته باشد. بیش از 4500 نوع محصول و فراورده شامل گروه وسیعی از محصولات صنایع تبدیل مکانیکی چوب از انواع محصولات ساخته شده از چوب خام مثل صنایع دستی و سرویس مبلمان و لوازم اداری و منزل و دیوارَک (پارتیشن) و کابینت گرفته تا فراوردههایی مثل تخته خرده چوب (نئوپان و MDF) و روکش و تخته لایه و صنایع تبدیل نیمه شیمیایی شامل انواع خمیر کاغذ و مقوا و سِلولز خام و الیاف مصنوعی و صنایع تقطیری شامل اسید اَسِتیک و اسید فُرْمیک و غیره از آن استحصال میشود. در غرب مازندران یک کارخانهٔ تخته خرده چوب و 474 کارگاه صنایع چوب شامل 420 کارگاه درودگری و 48 کارگاه چوببری و جعبهسازی و 6 کارگاه متفرقه وجود دارد. جدول 3- تولیدات چوبی 25 سالهٔ حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری نوشهر(1365 – 1389)
برای دسترسی بهتر به مناطق مختلف جنگل و حفاظت مؤثر از تمام عرصهها و اعمال مدیریت فنی، ضرورت دارد در داخل جنگل جاده ساخته شود. وجود جاده باعث میشود گردشگری در جنگل و استفاده از مناظر طبیعی و همچنین بهرهبرداری آسانتر گردد. هم اکنون در حدود 2100 کیلومتر جادهٔ جنگلی درجهٔ 2 با تراکم 7/6 متر در هکتار در جنگلهای غرب مازندران وجود دارد.
محصولات فرعی در کنار چوب و علوفه که «محصولات اصلی» جنگل و مرتع نامیده میشود، از جنگلها و مراتع «محصولات فرعی» نیز به دست میآید. محصولات فرعی شامل میوه، دانه، گل، برگ، سرشاخه، ریشه، ریزوم، غده، پیاز، صمغ، مَن و گال است که مصارف خوراکی و دارویی و صنعتی دارند. محصولات فرعی جنگلها و مراتع غرب مازندران به دو دسته تقسیم میشوند. دستهٔ نخست شامل محصولات گونههای درختی و درختچهای مانند ازگیل و زرشک و انار و تمشک است. دستهٔ دوم نیز شامل گونههای علفی و مرتعی نظیر آویشَن و بارْهَنگ و پامچال میشود. با توجه به کاهش برداشت چوب از جنگلهای شمال گرایش به محصولات فرعی بیشتر شده است. گسترش استفاده از محصولات فرعی جنگل و مرتع باعث اشتغالزایی و صادرات آن منجر به ورود ارز به کشور میشود.
جنگلکاری جنگلکاری (Plantation) فعالیتی است که در طی آن با کاشت بذر یا غرس نهال، جنگلی مصنوعی به وجود میآید یا جنگلی طبیعی افزایش سطح یا کیفیت مییابد. هدف از جنگلکاری ممکن است افزایش کمی و کیفی جنگل، استفاده از محصولات چوبی و غیر چوبی، ایجاد فضای سبز، حفظ و اصلاح خاک، مصون ماندن عرصه از تجاوز و تخریب و تغییر کاربری، آماده کردن عرصه برای رویش گونههای بومی و نظایر آن باشد. یکی از وظایف مهم ادارات منابع طبیعی، جنگلکاری است. بیشتر جنگلکاریهای شمال، کیفی است یعنی جنگلهای موجود را غنیتر میکند ولی مساحت جنگل را افزایش نمیدهد. در کنار این نوع جنگلکاری، نهالکاریهایی نیز با هدف توسعهٔ کمی جنگل و حفظ خاک در ارتفاعات بالا و مرز بین جنگل و مرتع انجام میشود. تا چند سال پیش برای جنگلکاری، اغلب از گونههای سوزنیبرگ و همیشهسبزِ غیر بومی استفاده میشد که با توجه به وجود تنها چند گونۀ سوزنیبرگِ بومی در جنگلهای شمال، جذابیت ظاهری زیادی داشت. ولی هم اکنون سعی میشود تا حد امکان از گونههای بومی که اغلب پهنبرگ و سازگار با محیط هستند استفاده شود زیرا ورود گونههای غیر بومی که سازگاریشان با منطقه بررسی نشده، ممکن است به ساختار طبیعی جنگل آسیب بزند.
زراعت چوب در گذشته در اکثر مناطق روستایی ایران به ویژه در روستاهای مناطق جنگلی، روستاییان در ارتباط تنگاتنگ با منابع طبیعی به ویژه جنگل بودند و بخشی از احتیاجات خود را نظیر چوب ساختمانی و چوب سوخت و زمین کشاورزی و غیره از جنگل تأمین و حتی عدهای با فروش بخشی از مواد مذکور، امرار معاش میکردند. در زمان حاضر نیز با وجود تغییر در شیوهٔ زندگی روستاییان، آثار این ارتباط پابرجاست و باید به گونهای صحیح هدایت شود. برخی از این فعالیتها، در بسیاری از مناطق جنگلی، با استعداد بومشناختی (اکولوژیک) آن زمین مغایر است. مانند گسترش کشاورزی و دامداری در جنگل بهویژه در مناطق شیبدار که در کوتاه مدت باعث تخریب جنگل و در میانمدت و دراز مدت با فراهم کردن زمینه برای وقوع سیل و فرسایش خاک، موجب نابودی حیات میشود و ادامۀ زندگی را غیر ممکن میسازد. افزایش مصرف چوب در کشور که به طور عمده از منابع جنگلی شمال یعنی تنها منبع داخلی تأمین کنندۀ نیازهای چوبی کشور است ضروری میسازد برای کاهش فشار وارده به جنگلهای طبیعی تدابیر اساسی اندیشیده شود. از سوی دیگر برای ارتقای درآمد و معیشت زندگی برای روستاییان و حاشیهنشینان جنگل و ایجاد حفاظ مناسب در زمینهای شیبدار و اراضی کم بازده، برای جلوگیری از فرسایش خاک و وقوع سیلاب، لازم است اقداماتی صورت گیرد. یکی از راهکارها برای رفع نگرانی و کم کردن فشار بر رویشگاههای جنگلی، استفاده از گونههای تندرشد در زمینهای مستعد و زراعت چوب و نیز کاشت درختان چند منظوره (با هدف تولید چوب و میوه) در زمینهای شیبدار است. این کار در شمال ایران در زمینهای شخصی و بخشی از زمینهای ملی، خارج از رویشگاههای جنگلی جایگاه ویژهای دارد. زراعت چوب یکی از راههای افزایش پوشش درختی است که با کاربردهای دیگری همچون افزایش درآمد روستاییان همراه است. مقصود از زراعت چوب، کاشت نهال گونههای تُنْدْرُشد و برداشت چوب آنها پس از چند سال است. در حالت معمول برای آنکه درختی به مرحلهٔ برداشت چوب برسد دهها سال زمان نیاز است ولی در گونههایی نظیر صنوبر، این مدت به حدود 10 سال کاهش مییابد. هم اکنون حدود 100 هکتار زراعت چوب با گونهٔ صنوبر در غرب مازندران وجود دارد.
پارکهای جنگلی پارک جنگلی (Forest Park) بخشی از جنگل است که برای تفرج در نظر گرفته میشود ولی در عین حال تلاش میگردد گیاهان و جانوران آن نیز در قالب برنامهای مدون حفظ شود. در حدود 65 درصد مساحت پارک جنگلی برای تفرج و 35 درصد برای حفاظت در نظر گرفته و این مناطق به طور چرخشی جابهجا میشود. هم اکنون 20 پارک و تفرجگاه جنگلی با مجموع مساحت 66/8553 هکتار در غرب مازندران وجود دارد. جدول 4- پارکها و تفرجگاههای جنگلی حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر
ذخیرهگاههای جنگلی ذخیرهگاه جنگلی، قسمتی از جنگل است که به دلیل داشتن گونههای گیاهی نادر یا در خطر انقراض یا داشتن رویشگاه خاص، با سیم خاردار یا فنس (fence) یا نظایر آن محصور و محافظت شده است تا از انقراض گونه یا تخریب رویشگاه جلوگیری شود. به عبارت دیگر، رویشگاه طبیعی گونههای گیاهیِ در حال انقراض، گونههای نادر گیاهی، گونههای گیاهی مورد تهدید و رویشگاه طبیعیِ منتخب از تمامی گونههای درختی بومی کشور که دارای ارزش ژنتیکی بالا هستند در گسترهای قابل توجه با نام ذخیرهگاه جنگلی تحت مدیریت در میآید. برنامههای اجرایی این گونه مناطق ظرافت و پیچیدگی خاصی دارد و چه بسا که هزینهٔ نگهداری و مدیریت این مناطق خیلی بیشتر از جنگل تجاری باشد زیرا نوعی مدیریت حفاظتی در این جنگلها اعمال میشود. ذخیرهگاه جنگلی عرصهای جنگلی است که به دلایل بومشناختی (اکولوژیک) و یا دخالتهای انسانی دچار آسیب شده و با خطر انقراض یک یا چند گونهٔ جنگلی روبهرو است. با توجه به این که چنین پدیدهای نابودی تنوع زیستی را در زیستکره به دنبال خواهد داشت لازم است با هدف جلوگیری از چنین اتفاقی، برنامهای را برای حفاظت از این مناطق و به منظور استمرار زادآوری اجرا کرد. این برنامه در دو بخش سازماندهی میشود: 1- پایش (کنترل) حفاظتی و حمایتی، 2- مدیریت عملیات اجرایی. این برنامهها به منظور حفاظت و حمایت از گونههای مورد تهدید، نادر، در حال انقراض و یا دارای صفت ژنتیکی برتر اجرا میشوند. بدیهی است توجه به مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در این عرصهها و شناسایی علمی گونههای گیاهی موجود، در تنظیم برنامهها بسیار مهم است. در کنار بهرهگیری از طبیعت، بشر نیز باید حافظ طبیعت باشد. برای حفظ گونههای درختی در معرض انقراض و نادر و با ارزش، همچنین رویشگاههای خاص، بخشهایی از جنگل به صورت ذخیرهگاه اداره میشود که در این مناطق «حفاظت مطلق» وجود دارد و درختی قطع نمیشود. در جنگلهای غرب مازندران 5 ذخیرهگاه جنگلی با مجموع مساحت 7895 هکتار وجود دارد.
جدول 5- ذخیرهگاههای جنگلی حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر
خروج دام از جنگل و ساماندهی جنگلنشینان یکی از مشکلات و عوامل تخریب جنگلهای شمال، وجود دام در داخل جنگل است. دام با خوردن و چرای نهال درختان، از تبدیل آنها به درخت و ماندگاری جنگل جلوگیری میکند. همچنین رفت و آمد دامها در جنگل باعث کوبیده شدن خاک و جلوگیری از رویش و استقرار بذر درختان میشود. بر طبق آمار پایه، مربوط به سال 1364 در جنگلهای غرب مازندران 747،310 واحد دامی و 422 خانوار جنگلنشین وجود داشت که تا پایان سال 1389 تعداد 359،817 واحد دامی از جنگل خارج شد و 312 خانوار جنگلنشین نیز ساماندهی گردید.
مرتعداری مرتع (Range) زمینی اعم از کوه و دامنه و مسطح، با گیاهان خودرُو است که پوشش گیاهی آن اغلب علفی و بوتهای و درختچهای و یا به صورت پراکنده شامل درخت است و منبع غذا برای دام اهلی و حیات وحش به شمار میرود. از 197،152 هکتار مرتع موجود در غرب مازندران، 21 درصد مرتع درجهٔ یک و 59 درصد درجهٔ دو و 20 درصد درجهٔ سه محسوب میشود که از ارتفاع 2200 متر تا ارتفاع بیش از 3500 متر پراکنده است. مراتع غرب مازندران به دلیل فصل رویش گیاهان و وضعیت خاک و اقلیم، جزء مراتع ییلاقی طبقهبندی میگردد و فصل بهرهبرداری آن از اواخر بهار تا پایان تابستان به مدت 100 روز است. بیشتر مراتع در قالب طرح مرتعداری اداره میشود. طرح مرتعداری شامل مطالعات مقدماتی و جامعهشناسی و همچنین بررسی ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی، زمینشناسی، خاکشناسی، اقلیمشناسی، پوشش گیاهی مرتع مورد نظر است. در یک مرتع عمومی به طور میانگین در حدود 250 گونهٔ گیاهی دیده میشود که اغلب شامل تیرهٔ گندمیان است و از گونههای شاخص میتوان علفِ باغ، مَرْغ (بیدْگیاه)، فِسْتُوکا (علفِ بَرّه)، علفِ پَشْمَکی، شَبْدَر، یونجه، جو، ماشَک، دِرْمَنه، آویشَن، گَوَن، چای کوهی، کُما، شیرْخِشْت، گُلْپَر را نام برد. در بخش مدیریت مراتع، روش بهرهبرداری صحیح از مرتع و اقداماتی همچون نصب آبِشخور، دیمکاری، علوفهکاری، کُپّهکاری، بذرکاری، بذرپاشی، کودپاشی، سامانههای چرا و تجزیه و تحلیل اقتصادی در نظر گرفته میشود. یکی از اقدامات انجام شده در شمال کشور این است که خروج دام از جنگل باید همراه با باطل کردن پروانه چرا در مرتع مجاور آن جنگل باشد که باعث شد فشار بهرهبرداران تا حد زیادی کمتر و وضع مراتع مطلوبتر شود. خروج دام از تمام مراتع صحیح نیست بلکه حضور دام در مرتع به اندازه ظرفیت چرا، فوایدی هم دارد و تنوع زیستی را بالا میبرد. دامداری در مراتع شمال باید با هدف تولید گوشت باشد نه شیر و از حالت سنتی خارج شود. هم اکنون ورود زودهنگام و خروج دیرهنگام دام از مراتع یکی از عوامل تخریب مراتع شمال است. در این حالت، پوشش گیاهی نمیتواند تجدید حیات کند و ذخیره غذایی آن برای فصل رویش بعدی کافی نیست.
آبخیزداری آبخیز (Watershed) واحد مطالعاتی و اجرایی در زمینه آبشناسی و مهندسی منابع آب است که از به هم پیوستن آبپَخشانِ (Divide) ارتفاعات اطراف یک رودخانه یا دریاچه تشکیل میشود و پهنهای است که جریان آبهای سطحی را به سمت رودخانه و یا دریاچه مورد نظر هدایت میکند. در واقع، حوزهٔ آبخیز عرصهای است که رَواناب ناشی از بارش بر روی آن از طریق آبراههها جمعآوری و به یک خروجی نظیر رودخانه، آباَنباشت، تالاب، دریاچه، دریا هدایت میشود .به عبارت دیگر حوزهٔ آبخیز، تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد. امروزه در مطالعات کشاورزی و منابع طبیعی و آمایش سرزمین، حوزههای آبخیز را واحد برنامهریزی در نظر میگیرند. پر شدن مخازن سدها، افزایش هزینههای پالایش آب، تغییر در ویژگیهای آبشناختی رودخانهها، بروز سیلاب، کاهش منابع آبی، تخریب خاکهای کشاورزی، کاهش حاصلخیزی خاک، افت سطح سفرههای آب زیرزمینی، کاهش توان رویش در زمینهای کشاورزی، تاثیرات منفی زیستمحیطی، آثار مخرب اقتصادی و مالی، ایجاد زمینهٔ مهاجرت روستاییان و ساکنان حوزه آبخیز به مناطق دیگر از جمله تبعات بیتوجهی به مدیریت آبخیزداری است. هدف آبخیزداری، تثبیت و پایش تولید، افزایش بهرهوری کشاورزی، کمینه کردن تخریب بومشناختی، کاهش از هم گسیختگی منطقهای، گشودن دریچههای جدید برای مشارکت آبخیزنشینان در چارچوب برنامههای توسعه پایدار است که در قالب اقدامات مکانیکی و زیستی و زیستمکانیکی و مدیریتی انجام میشود. از جمله فعالیتهای آبخیزداری در غرب مازندران میتوان به احداث بند برای مهار سیل اشاره کرد که در نتیجهٔ این اقدام، روستاها و مزارع بسیاری از خطر سیل مصون شدهاند. همچنین فعالیتهای مختلفی برای استقرار پوشش گیاهی و در نتیجه غنیسازی آبهای زیرزمینی و کاهش فرسایش آبی انجام میشود. عمده فعالیتهای مرتبط با آبخیزداری در حوزهٔ این اداره کل در قالب دو طرح استانی و سه طرح ملی تحت عناوین زیر اجرا میشود: 1- طرح استانی آبخیزداری و پیشگیری و مهار سیل در استان: این طرح با هدف کنترل سیلاب و حفاظت خاک و کنترل فرسایش در حوزههای آبخیز خارج سدها با اجرای عملیات مدیریتی و زیستی (کُپّهکاری، نهالکاری، بذرپاشی) و مکانیکی برای حفاظت از مناطق مسکونی و صنعتی و راهها و ساختمانها در مقابل پدیدهٔ ویرانگر سیل در مناطق بحرانی و سیلخیز اجرا میشود که اغلب شامل پروژههای مکانیکی نظیر احداث سدِ پایشی (Check Dam) در آبراههها و احداث دیوارهٔ حائل در سواحل رودخانهها با نوع عملیات سنگی ـ ملاطی و گابیونی (توری ـ سنگی) و بتونی و در بخش زیستی شامل عملیات کُپّهکاری و نهالکاری و حفاظت و قرق در حوزههای آبخیزِ بحرانی و سیلخیز است. همچنین بخش دیگر این طرح، پروژه مطالعهٔ تفصیلی ـ اجرایی آبخیزداری است که برای شناسایی مناطق بحرانی و تهیهٔ پروژه برای اجرای عملیات آبخیزداری صورت میگیرد. 2- طرح استانی اجرای پخش سیلاب و بهرهبرداری از روانابهای سطحی در حوزههای شهری و روستایی: طرح مذکور با هدف کاهش رواناب سطحی و کنترل فرسایش و رسوب و تقویت سفرههای آب زیر زمینی با اجرای عملیات زیستی و مکانیکی انجام میشود که اغلب شامل پروژههای مکانیکی بندهای اصلاحی در آبراههها و احداث دیوارهٔ حائل در سواحل رودخانهها با نوع عملیات سنگی ـ ملاطی و گابیونی (توری ـ سنگی) و بتونی به منظور کنترل فرسایش کناری آبراههها و نفوذ و ذخیرهٔ آب در سفرههای زیرزمینی منطقه احداث میشود و در بخش زیستی شامل عملیات کُپّهکاری و نهالکاری در حوزههای آبخیز با اهداف یاد شده است. 3- طرح ملی مطالعه و اجرای عملیات آبخیزداری و آبخوانداری در حوزههای فاقد سد: این طرح با هدف توسعهٔ اجرای عملیات آبخیزداری در خارج از حوزهٔ سدها و برای تحقق اهداف مندرج در قانون برنامهٔ چهارم توسعه به منظور کنترل رواناب و تقویت آب سفرههای زیرزمینی با اجرای عملیات مکانیکی و زیستی انجام میشود و اغلب شامل عملیات سنگی ـ ملاطی در قالب احداث بندهای اصلاحی و عملیات حفاظت و قرق و کپهکاری در حوزههای مذکور است. 4- طرح ملی مطالعه و اجرای عملیات آبخیزداری در حوزههای آبخیز سدهای موجود کشور: این طرح با هدف حفاظت خاک و کنترل فرسایش و رسوب در حوزهٔ آبخیز سدهای موجود صلاحالدینکلای نوشهر، مِیْجَران رامسر و سدهای در دست ساخت سیاهبیشهٔ چالوس و پلرود اِشْکِوَر علیا با احداث بندهای رسوبگیر به صورت اجرای عملیات سنگی ـ ملاطی و سنگی ـ گابیونی و اعمال سامانهٔ مدیریت حفاظت و قرق و غیره انجام میشود. 5- طرح ملی مطالعه و اجرای عملیات آبخیزداری در حوزههای آبخیز سدهای موجود کشور: این طرح با هدف حفاظت خاک و کنترل فرسایش و رسوب در حوزهٔ آبخیز سدهای در دست ساخت سیاهبیشهٔ چالوس و پلرود اِشْکِوَر علیا با احداث بندهای رسوبگیر به صورت اجرای عملیات سنگی ـ ملاطی و سنگی ـ گابیونی و اعمال سامانهٔ مدیریت حفاظت و قرق و اجرای عملیات زیستی (کُپّهکاری، نهالکاری، بذرپاشی) و غیره انجام میشود.
حفاظت و حمایت جنگل حمایت یا نگهداشت جنگل به کلیهٔ اقداماتی گفته می شود که برای جلوگیری از تخریب کلی یا جزئی جنگل بر اثر عوامل فیزیکی یا بیجان (اقلیم) و یا عوامل جاندار از قبیل انسان، دام، پستانداران وحشی، قارچها، حشرات، ویروسها صورت میگیرد. به عبارت دیگر حمایت جنگل متضمن سلسله تدابیر و تصمیمات و تدارکات و عملیاتی است که به کار بستن آنها موجب پایداری جنگل در برابر اقدامات تخریبی موجودات زنده و تأثیر زیانبخش شرایط اقلیمی محیط زیست میشود. وظایف ادارهٔ حفاظت و حمایت عبارت است از: 1- پایش (کنترل) آفات و بیماریهای گیاهی 2- پیشگیری از وقوع حریق 3- تأمین و جانشینی سوختهای مناسب 4- ایجاد کمربند حفاظتی 5- ایجاد جادههای دسترسی 6- ساماندهی مدیریت معادن در عرصههای منابع طبیعی 7- احداث و تکمیل و مرمت ساختمانهای حفاظتی 8- ایجاد و گسترش شبکهٔ رادیویی (بیسیم). آتشسوزی یکی از مهمترین عوامل تخریب جنگل به شمار میرود و خسارتهای زیادی به منابع طبیعی تجدید شونده وارد میکند. حریق در جنگلها و مراتع باعث کاهش ارزش تجاری و مساحت جنگل و مرتع، ازبین رفتن بذرها و نهالها، برهم خوردن چرخهٔ زندگی برخی رُستنیها، خسارت به خاک، کاهش ارزش تفریحی و زیبایی چشماندازها، ازبین رفتن علوفه و رویشگاهها، تأثیر منفی بر کیفیت و تراکم درختان، برهم زدن رابطهٔ خاک و گیاه، تغییر شکل جنگل و زیستگاه حیات وحش، تغییر و کاهش تنوع زیستی، از بین رفتن جانوران اهلی و وحشی، خسارت به ساختمانها میشود. به طور کلی مدیریت حمایت از جنگلها در برابر بروز حریق شامل چهار مرحلهٔ پیشآگاهی، پیشگیری، کشف، اطفا، احیا و بازسازی عرصهٔ جنگلی و مرتعی است. اجرای طرحهای جنگلداری و احداث شبکهٔ جادههای جنگلی، نقش مردم و مشارکتهای مردمی، شناسایی مناطق مختلف جنگلی و قابلیتهای موجود، استفاده از سامانههای جدید در پیشگیری و کشف حریق نقش بسزایی در کاهش مساحت آتشسوزی و خسارتهای احتمالی آن دارد. حساسترین و مشکلترین مرحلهٔ مدیریت حریق در جنگلها و مراتع، اطفای حریق است. خاموش کردن آتش در جنگلها وقتی با موفقیت همراه است که اجرای سه مرحلهٔ قبلتر، یعنی پیشآگاهی و پیشگیری و کشف حریق به موقع و به خوبی انجام شود.
گیاهپزشکی تخریب در جنگلها و مراتع به شکلهای مختلف باعث به هم خوردن تعادل اکوسیستم و موجب طغیان بعضی از عوامل مضر و مخرب در این عرصهها میشود. در شرایط عادی، در عرصههای جنگلی و مرتعی، آفات و عوامل بیماریزای گیاهی و علفهای هرز نیز همچون سایر موجودات جانوری و گیاهی با یکدیگر در حالت تعادل هستند و جزئی از اجزای اکوسیستم محسوب میشوند و نقشی حیاتی و مؤثر در برقراری تعادل و توازن اکوسیستم دارند. در اکوسیستم جنگلی، سامانهٔ خودپایشی حاکم است. یعنی اگر آفتی بروز کند و از حد تحمل خارج شود همزمان بر اثر فعالیت عوامل زنده و یا بیمارگر (Pathogen) جمعیت آن پایین میآید و سامانه به حالت تعادل اولیه بر میگردد. با این حال اغلبِ مشکلات گیاهپزشکی زمانی در جنگل اتفاق میافتد که انسان شروع به دخالت و دستبرد در این عرصه میکند و این امر با قطع درختان، حذف بعضی گونههای بومی و سازگار و جانشینی گونههای حساس و غیر بومی، ورود بیش از حد دام در عرصههای جنگلی و مرتعی و نظایر آن اتفاق میافتد که تعادل طبیعی آن را به هم میزند. در کنار تمام عوامل فوق گاهی اوقات وقتی شرایط جوی از قبیل گرما، سرما، باد، بارش از حال اعتدال خارج شود موجب ایجاد خسارت و گاه طغیان عوامل مخرب میشود. ازجملهٔ این موارد میتوان به طغیان گونههایی از پروانههای خانوادههای Tortricidae و Lymantridae و Geometridae اشاره کرد. عوامل برهم زنندهٔ تعادل طبیعی در گیاهان عبارتاند از: 1- عوامل غیر زنده مانند: سرمازدگی، گرمازدگی، سیل، کمبود مواد غذایی، نامساعد بودن شرایط خاک، خشکی یا آلودگی هوا. 2- عوامل زنده مانند: قارچها، ویروسها، باکتریها، حشرات، کنهها، کرمهای لولهای (Nematodes)، جوندگان، نرمتنان، علفهای هرز. عوامل زنده شامل دو گروهاند: الف ـ عوامل بیماریزای گیاهی مانند: قارچها، ویروسها، کرمهای لولهای گیاهی، باکتریها. ب ـ آفات گیاهی مانند: حشرات، کنههای گیاهی، حلزونها، جوندگان، پرندگان. آفات، گروهی از عوامل خسارتزای گیاهی هستند که باعث از بین رفتن قسمتهایی از گیاه مانند برگ، ساقه، ریشه، جوانه، گل، میوه، پوست، چوب و موجب اختلال در روند رشد گیاه میشوند. گاهی خسارت ناشی از آفات به حدی است که در مدت زمان کوتاهی گیاه را از پای در میآورد. تقسیمبندی آفات بر حسب نوع تغذیه از اندامهای گیاهی صورت میگیرد و شامل برگخوار، ریشهخوار، دانهخوار، ساقهخوار، طوقهخوار (یقهخوار)، چوبخوار، پوستخوار، شیرهخوار، گردهخوار، جوانهخوار، میوهخوار میشود. آفات و بیماریهای مهم جنگلها و مراتع غرب مازندران عبارت است از: پروانهٔ ابریشمبافِ ناجور، پروانهٔ برگخوار زمستانهٔ راش، پروانهٔ خالدار راش، پروانهٔ برگخوار آمریکایی، پروانهٔ برگخوار داغْداغان، پروانهٔ جوانهخوار کاج، پروانهٔ جوانهخوار بلوط، پروانهٔ دم قهوهای، پروانه تخمْ انگشتری، پروانهٔ لیسهٔ درختان جنگلی، پروانهٔ گالزای توسکا و صنوبر، سوسکهای پوستخوار نارون، سوسک برگخوار قهوهای توسکا، سوسک برگخوار آبی توسکا، سوسک برگخوار صنوبر، سوسک (کَک) برگخوار لِوَر، سوسک برگخوار نارون (اُوجا)، سرخرطومی جهندهٔ راش، سرخرطومی سیگاری بلوط، سوسکهای شاخک بلند بلوط، کرمهای سفید ریشه، سوسک چوبخوار بلوط (پلاتیپُوس)، سوسکهای طوقهبُر، زنبور برگخوار صنوبر، زنبورهای کرم زالویی آزاد و بلوط، انواع زنبورهای گالزا (Cynipidae)، شتهٔ راش، شپشک سفید راش، شپشک سپردار کاج نوئل، شپشک سفید کاج اِلدار (کاج تهران)، شپشکهای آردآلود، شپشک استرالیایی، شپشک توت، کنههای تار عنکبوتی، انواع رابها و حلزونها، ملخهای گور اسبی و شکم بادمجانی، ملخ برگخوار شمشاد، بیماری مرگ نارون و آزاد، بیماری دیپلودیای زربین، بیماری قارچی فُوزاریوم شب خُسْب، بیماری لکه قیری برگِ افرا، بیماری بلایت یا سوختگی برگ درختان، زنگها و سیاهَکها، پوسیدگیهای ریشه و طوقه، گیاهان نیمه انگل مانند دارواش. آفات و بیماریهای مزبور، به طور متناوب و در طی سالهای متمادی در جنگلهای حوزهٔ اداره کل نوشهر باعث ایجاد خسارت شدهاند. در ضمن خشکی و گرمای هوا نیز در بعضی از سالها سبب بروز خسارتهای فیزیولوژیک میشود. برای مبارزه با آفات و بیماریها، سه برنامه شامل مراحلِ پیشآگاهی و پیشگیری و پایش با استفاده از روشهای طبیعی (زیستی)، فِرومونی، مکانیکی، فیزیکی، زراعی و درصورت لزوم کنترل شیمیایی انجام میشود.
یگان حفاظت منابع طبیعی برای محافظت از منابع طبیعی، جدا از فعالیتهای فرهنگی و اطلاعرسانی به مردم، لازم است در مواردی که این اقدامات نتیجه نمیدهد با قاطعیت جلو سودجویان گرفته شود. برخی به دلایل مختلف با تصرف اراضی ملی و یا الحاق آن به زمینهای خود، سعی میکنند زمین و عرصۀ جنگل و مرتع و ساحل دریا را که جزء منابع ملی است، تصاحب کنند که مقابله با این گونه اقدامات وظیفه حفاظت محسوب میشود و مسؤولیت آن بر عهدۀ «یگان حفاظت منابع طبیعی» است که در 24 اسفند 1384 تأسیس شد. در سالهای اخیر محافظت از منابع طبیعی تشدید شده است و در صورت مشاهدهٔ تعرض به اراضی ملی، ساخت و سازهای صورت گرفته در آن، با هماهنگی مسؤولان قضایی و انتظامی تخریب میشود. حوزۀ عملیاتی واحدهای اجرایی حفاظت از جنگلها و مراتع غرب مازندران به مساحت 510،393 هکتار دارای 6 ادارهٔ منابع طبیعی در شهرستانها، ۲۰ واحد منابع طبیعی در بخشها، 18 واحد پاسگاه بازرسی و کنترل محمولات جنگلی (شامل 2 پاسگاه دائم و 16 پاسگاه فصلی) است. در جنگلها و مراتع غرب مازندران 165 مأمور حفاظتی مشغول به کارند و برای هر 3800 هکتار، یک مأمور وجود دارد در حالی که طبق معیارهارهای جهانی باید برای هر ۲۰۰۰ هکتار یک مأمور حفاظتی باشد تا نظارت بر فعالیتهای جنگل بهتر صورت گیرد. البته در جنگلهای شمال ایران با توجه به کوهستانی و سختگذر بودنِ بسیاری از مناطق جنگلی، شایسته است برای هر 1000 هکتار یک مأمور حفاظتی در نظر گرفته شود. وقوع آتشسوزیهای عمدی و غیر عمدی یکی دیگر از عوامل تخریب جنگل است. اکثر درختان جنگلهای شمال را گونههای پهنبرگ تشکیل میدهد که در مقایسه با گونههای سوزنیبرگ، حساسیت کمتری در برابر آتشسوزی دارند ولی به طور کلی خطر آتشسوزی در جنگل بهویژه در فصل پاییز که برگ درختان خشک میشود و میریزد و وزش باد هم وجود دارد، جدی است. تلفن رایگان و کشوری «امداد جنگل و مرتع» با شمارۀ 09696 آمادۀ دریافت هر گونه گزارش تخریب جنگل و تجاوز به منابع طبیعی و وقوع آتشسوزی است.
تاریخچهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر در اواخر سال 1307 به وزارت فلاحت ابلاغ شد که یک نفر کارمند مطلع در امور جنگل را به جنگلهای اختصاصی حوزۀ کُجُور (جنوب شهرستان نوشهر) اعزام کند تا برای حفظ و حراست جنگلهای آن قسمت و همچنین تعلیم و تربیت مأمورینِ لازم اقدام کند. وزارت فلاحت نیز خلیل قاضی تهرانی را به این سمت انتخاب و اعزام کرد که تا اوایل سال 1310 به این کار اشتغال داشت. روشی که در اجرای نظر فوق اتخاذ شد این بود که دستورهای لازم مبنی بر طرز استفاده از جنگلها به منظور مصارف روستایی و احداث کورۀ زغال و تعلیف چارپایان در جنگل و تهیۀ هیزم و غیره از طریق صدور بخشنامه به بلوکباشیها (دهداریها) داده میشد که بررسی شود برای حفظ و حراست جنگلها در عمل، اتخاذِ چه طریقهای ضروری است و چه روشی بهترین نتیجه را میدهد تا بتوان تجربیات حاصل را در سراسر جنگلهای شمال تعمیم داد.
تشکیل دایرۀ جنگل و ادارۀ جنگلبانی در سال 1317 در ادارۀ کل فلاحت که زیر مجموعۀ وزارت اقتصاد ملی بود و ریاست آن را مهندس محمد بیات داشت، دایرهای به نام دایرۀ جنگل تأسیس و تصدی آن در سال 1318 به مهندس کریم ساعی (1289- 1331) که در سال 1316 با مدرک فوق لیسانس آمار و جنگل از دانشگاه بِرْکْلی (Berkeley) آمریکا، به کشور بازگشته بود داده شد. بر اثر اقدامات وی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و مقرر گردید که ادارۀ جداگانهای به نام ادارۀ جنگلبانی به ریاست خود وی تشکیل شود. پس از تشکیل ادارۀ جنگلبانی و شروع به کار مهندس ساعی، وی گزارش جامعی در باب لزوم تشکیل سازمان جنگلبانی تنظیم کرد که مصطفی قلی رام، رئیس کل کشاورزی، به رضا شاه پهلوی رساند و مقرر شد که این سازمان در محل کوچکی آزمایش شود تا در صورتی که نتیجۀ خوب داد در سراسر شمال تعمیم یابد. برای این منظور ناحیۀ کُجُور انتخاب و در پی آن در اواخر سال 1319 چهار خزانۀ جنگلی در «دشت نظیر» و چالوس و عَلَمده (رُویان فعلی) و ولی آباد تأسیس شد. با آن که مهندس غلامعلی بنان مسؤول خزانههای «دشت نظیر» و علمده و چالوس و هانس شریکر مسؤول خزانۀ ولی آباد، پیگیر کارها بودند به دلیل تبعات جنگ جهانی دوم (1318- 1324) و تمرکز دولت بر مسائل سیاسی، امور معوق، و پس از شهریور 1320 و اشغال ایران به دست متفقین در جنگ جهانی دوم، کارها ناتمام ماند.
تشکیل بنگاه جنگلها هیأت وزیران در جلسه 24/12/1327 بنا به پیشنهاد 14 اسفند 1327 وزارت کشاورزی، موارد زیر را تصویب کرد: 1- به منظور حفظ و حراست جنگلها بنگاهی به نام «بنگاه جنگلها» تشکیل میشود. 2- وزارت دارایی کلیه جنگلهای دولتی و مراتع واقع در حوزۀ آن جنگل را به بنگاه جنگلها منتقل خواهد کرد. 3- بنگاه جنگلها دارای شخصیت حقوقی مستقل و روی اصول بازرگانی بهرهبرداری اداره می شود و تحت نظر وزارت کشاورزی خواهد بود. در این تصویبنامه وظایف، سرمایه، هیأت مدیره، هیأت بازرسی و امور استخدامی منظور گردیده بود. وظایف بنگاه علاوه بر حفظ و احیا و توسعه و بهرهبرداری جنگلهای دولتی و ایجاد صنایع مختلف چوب و نقشهبرداری از آنها، نظارت و مراقبت در بهرهبرداری جنگلهای غیر دولتی و همچنین مشارکت با صاحبان جنگلهای غیر دولتی در بهرهبرداری و ایجاد صنایع بود. در تشکیلات بنگاه در نواحی «خارج از مرکز» قسمتی از جنگل که نگهبانی آن به عهده یک مأمور جنگلبانی واگذار میشد اساس کار قرار گرفت و نام آن «حوزهٔ جنگلبانی» گذاشته شد. مرکزِ مشترکِ دو الی چهار جنگلبانی که در حوزههای جنگلبانیِ مجاور، پاسبانی میکردند «پاسگاه جنگل» نامیده میشد و ارشدِ هر پاسگاه علاوه بر مسؤولیت حوزۀ خود بر تمام حوزهٔ پاسگاه نظارت داشت و جنگلبان ارشد نامیده میشد. دو الی چهار پاسگاه تحت نظر یک سرجنگلبانی و دو الی شش سرجنگلبانی تحت نظر یک جنگلدار اداره میشد و چند جنگلدار تحت نظر یک سرجنگلدار بودند. سرجنگلدار، مسؤول یک منطقهٔ جنگلی بود؛ مانند منطقهٔ گیلان و آستارا، منطقهٔ شهسوار (تنکابن) و نوشهر، منطقهٔ مازندران و غیره. چند منطقه از جنگل، یک «ناحیهٔ» جنگل را تشکیل میداد که تحت سرپرستی یک «سربازرس فنی جنگل» بود. بر این اساس بنگاه جنگلها در شمال، چهار سرجنگلداری به شرح زیر تأسیس کرد: 1- سرجنگلداری گیلان و آستارا به مرکزیت رشت شامل چهار جنگلداری 2- سرجنگلداری شهسوار و نوشهر به مرکزیت شهسوار (تنکابن) شامل سه جنگلداری 3- سرجنگلداری مازندران به مرکزیت شاهی (قائمشهر) شامل چهار جنگلداری 4- سرجنگلداری گرگان به مرکزیت گرگان شامل چهار جنگلداری
تشکیل سازمان جنگلبانی در سال 1338 قانون جنگلها و مراتع مشتمل بر 28 ماده و 22 تبصره به تصویب رسید و آییننامۀ آن در 3/10/1339 به تصویب هیأت وزیران رسید. در سال 1338 پس از تصویب قانون جنگلها و مراتع کشور، به موجب تصویبنامهٔ شماره 28500 مورخ 21/11/1338 بنگاه جنگلها به سازمان جنگلبانی ایران که در قانون مزبور پیشبینی شده بود مبدل گشت و سازمان جدید با اختیاراتی که در قانون فوق پیشبینی شده بود شروع به کار کرد. سازمان در استان مرکزی (تهران، کرج، قزوین، دماوند، محلات، ساوه، قم، تَفرش، شهرری، شمیرانات، گرمسار، خمین) دارای اداره کل جنگلبانی، در مناطق گیلان، نوشهر و شهسوار (تنکابن)، مازندران، گرگان دارای سرجنگلداری و در سایر استانها دارای اداره جنگلبانی بود.
الحاق سازمان جنگلها و مراتع کشور به وزارت جهاد سازندگی در سال 1366 عنوان سرجنگلداری کل در استانها به اداره کل منابع طبیعی تغییر یافت. همچنین اولین شماره مجله جنگل و مرتع در سال 1367 زیر نظر سازمان جنگلها و مراتع انتشار یافت. بر اساس ماده واحده قانون تفکیک وظایف وزارتخانههای کشاورزی و جهاد سازندگی مصوب 11/6/1369 کلیه امور مربوط به حفظ، احیا، توسعه و بهرهبرداری از منابع طبیعی (جنگل، مرتع، شیلات و آبخیزداری)، کلیه امور دام و طیور و عمران روستایی، بهسازی، صنایع روستایی و آبرسانی روستاها بر عهده وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت و بر اساس تبصرۀ 1 ماده واحده مذکور، مؤسسات و شرکتهای تابع و وابسته نیز بر اساس تفکیک وظایف فوق، تابع و وابستۀ وزارتخانههای مزبور شدند. بدین ترتیب سازمان جنگلها و مراتع کشور در زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت. این سازمان دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل و رئیس سازمان سمت معاونت وزارت جهاد سازندگی را دارا بود.
جدول 6- مدیران اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر بعد از انقلاب
* تقریبی
واژگان ریزوم (Rhizome): ساقهای دگرگون شده که زیر خاک سطحی میروید و ریشههای فرعی و برگههای فلسی شکل و ریشهجوشهای نامنظمی در سرتاسر طول خود، اما نه در محل گرهها، به وجود میآورد. سرخس و دُمْاسب و حَرّا از این گونه ساقهها تولید میکنند. مَن: مادهای چسبناک از استحصالات شیرهٔ پروردهٔ گیاهی که از ترکیب قندهای مختلف تشکیل شده است و به طور طبیعی یا بر اثر گزش حشرات و یا با ایجاد شکاف در تنه درختان، ترشح میشود. گال: رشد غیر عادی بافت گیاهی که در نتیجهٔ تحریک جاندار بیگانه، اغلب حشره، یا عاملی دیگر به وجود میآید. هکتار (Hectare): واحد اندازهگیری مساحت در سامانهٔ متری برابر با 10 هزار متر مربع. در حدود 5/1 برابر یک زمین فوتبال.
منابع 1- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر، 1390، آمار و اطلاعات داخلی. 2- جزیرهای، محمدحسین، 1384، نگهداشت جنگل، دانشگاه تهران، چ 1، 231 ص. 3- جعفری، عباس، 1379، فرهنگ بزرگ گیتاشناسی (اصطلاحات جغرافیایی)، گیتاشناسی، چ 4، 408 ص. 4- جوانشیر، کریم، محمدحسین جزیرهای، محمود زبیری، مجید مخدوم، محمد رضا مروی مهاجر،1381، فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی، جلد 13، جنگل و محیط زیست، دانشگاه تهران، چ1، 45+186ص. 5- خواجوندثانی، عبدالعلی و علی عابدی و غفار قمی، 1385، سیمای منابع طبیعی و معرفی طرحهای محوری حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی استان مازندران ـ نوشهر، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر، 27 ص. 6- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دفتر روابط عمومی و امور بینالملل، 1388، سیمای جنگلها، مراتع و آبخیزهای ایران، 85 ص. 7- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دفتر فنی مهندسی، 1383، گزارش پروژهٔ ملی تهیهٔ نقشهٔ پوشش گیاهی کشور، 134 ص. 8- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمهمرطوب، 1387، جنگلهای شمال ایران، 12 ص. 9- عبداللهپور، مصطفی، 1383، سیاست جنگل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 247ص. 10- گیتاشناسی، مؤسسهٔ جغرافیایی و کارتوگرافی، اطلس راههای ایران، چ 2، 1381، 256 ص. 11- مروی مهاجر، محمدرضا، 1384، جنگلشناسی و پرورش جنگل، دانشگاه تهران، چ1، 387ص. 12- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد ، 106+5277+317+2351ص. 14. http://countrystat.org/for/cont/inctables/pageid/8_mega/en 15. http://jangalhayeshomal.persianblog.ir با تشکر از همکاری و آرای مشورتی: یزدانفر آهنگران، مراد آهنگربهان، بهروز باییلاشکی، حسین پاشایی، سیدهادی پورسید لزرجانی، عباس تقیپور گُلسفیدی، جواد جلالی، قربانعلی حدادی، شعبان خدابخش، قربانعلی خدایی، محمد خزاعی، تیمور دیوسالار، محمدرسول رجبی، محمدرضا سلمانیان چافجیری، علیرضا علیزاده بنگر، شاهین کیالاشکی، علی کیان، سیدمحمد مطهری، سید وجیهالله موسوی میرکلایی. |
| ساعت ٩:٤٤ ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ |
|
پیشگفتار از صدها قرن پیش، در روزگاران کهن و از دورانی که بشر به صورت انسان امروزی در صحنۀ حیات و زندگی خودنمایی داشت و برای بقای خود مبارزه میکرد به موازات تلاش برای تهیۀ غذا و پوشاک به حفظ خود نیز میاندیشید. بنابر این، اندیشۀ تأمین سلامت و یافتن روشهایی برای سالم زیستن و رفع ناراحتیهای بدنی و بیماریها قوت گرفت که به مرور علم طب را به وجود آورد. در دوران هخامنشیان طب گیاهی در ایران گسترش چشمگیری داشت و اضافه بر تجربیاتی که در کشور وجود داشت از دستاوردهای یونانیان نیز استفاده میشد و حتی درآن دوران انواع پزشکان نامهای خاصی داشتند و اصطلاحاتی نظیر پزشک عمومی و چاقوی جراحی به کار برده میشد. در دورۀ ساسانیان پزشکی در ایران گسترش یافت و دانشگاه معروف پزشکی جُندی شاپور (گُندی شاپور) در حدود سال 351 قبل از هجرت در شهر اهواز تأسیس شد. از اقدامات معروف آن دوران تشکیل گردهمایی پزشکی است. دانشگاه جُندیشاپور به مدت چند قرن، قبل و بعد از اسلام، تأثیر فراوانی در پیشرفتهای پزشکی ایران داشت. همچنین نام پزشکانی معروف نظیر برزویۀ طبیب، حکیم معروف زمان انوشیروان ساسانی که کتاب پَنْچه تَنْتْره (کلیله و دمنه) را از زبان سَنسکریت به پهلوی ترجمه کرده است و پزشکان خاندان بَختیشُوع، از جمله جَبرائیلبن بَختیشُوعبن جُرجیسبن بَختیشُوع، طبیب هارون الرشید، در تاریخ پزشکی ایران به چشم میخورد. طبیعت گنجینهای است که خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده است. حفاریهای باستانشناسی در درهٔ سِند پاکستان نشان میدهد که تعدادی از گیاهان مثل فلفل، دارچین، زردچوبه و هِل از چند هزار سال قبل در شبه قارۀ هند شناخته شده بود و از شخصی بنام سوشروتا (Sushruta) طبیب و جراح معروف هندی که در حدود 2500 سال قبل زندگی میکرد نام برده میشود. طبق دستور او همیشه بستر بیمارانی که تحت عمل جراحی قرار میداد از قبل با سوزاندن گیاهانی مانند خَردَل سفید (L. Sinapis alba) و سایر گیاهان دودزا دود داده میشد و بعد از عمل جراحی نیز طبق توصیه او برای ضد عفونی کردن زخم از ضِمادی که با روغن کنجد درست میشد استفاده میکردند. گیاهان دارویی به دلیل اینکه از انباشته شدن عناصر شیمیایی مخرب در بدن جلوگیری میکنند و مواد مؤثر آن به صورت متعادل در کنار هم قرار دارند عوارض جانبی چندانی ندارند. با توجه به اهمیت و نقش راهبردی دارو و نیاز روز افزون انسان به آن و همچنین نقش گیاهان دارویی که منبع عظیم و کم خطر محسوب میشود و توجه و گرایش مردم جهان به استفاده از داروهای گیاهی، نیاز به انجام دادن تحقیقی جامع برای روشن شدن اهمیت داروهای گیاهی در سامانۀ درمانی و بهداشتی کشور و شناسایی گونههای گیاهی اولویت دار برای گسترش فعالیتهای صنعتی ضرورتی اساسی به شمار میرود. مجموعۀ تهیه شده، معرفی تعدادی از گیاهان دارویی موجود در حوزۀ جنگلی و مرتعی منطقهٔ «سه هزار» در شهرستان تنکابن است که امیدواریم پیش زمینهای برای تحقیقات و مطالعات بیشتر دوستداران طبیعت در منطقه باشد.
موقعیت جغرافیایی شهرستان تنکابن شهرستان تنکابن در غرب استان مازندران قرار دارد. از شمال به دریای خزر از جنوب به رشته کوه البرز (استان قزوین) از سمت شرق به شهرستان عباسآباد و از سمت غرب به شهرستان رامسر محدود است. شهر تنکابن در جلگهای ساحلی در 10 کیلومتری ارتفاعات جنگل و در ارتفاع 20- متری از سطح دریای آزاد قرار دارد. رودخانۀ معروف تنکابن «چشمه کیله» (سه هزار) به طول تقریبی 80 کیلومتر است که از وسط شهر میگذرد. شهر تنکابن، مرکز بخش مرکزی و دهستانهای آن شامل دو هزار، سه هزار، گُلیجان، بَلْده است.
مراتع ییلاقی سه هزار تنکابن
مرتع بَشمِ سر این مرتع در فاصله 62 کیلومتری جنوب تنکابن و در 4 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. بارندگی آن 650 تا 700 میلیمتر در سال، بیشینۀ دما 20 درجه سانتی گراد و کمینۀ آن 15 – درجۀ سانتیگراد است. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق میوزد. بافت خاک، از رسی تا رسی شنی و حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 2650 متر و حداقل آن 328 متر است. شیب عمومی منطقه جنوبی و شرقی است. نوع خاک، گچی از گروه کولوویال (Colluvial) و در حاشیه رودخانهها از گروه آلوویال (Alluvial) است خاک مرتع از نوع سیروزم (Sierozem) و عمق متوسط آن در حدود 50 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: دِرمنۀ کوهی، چای کوهی، پُونه، بارْهَنگ، آویشَن، علفِ چای.
مرتع شَلَفِ بالا در فاصله 40 کیلومتری از شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن دَرجان است. میزان بارندگی آن بین 450 تا 600 میلیمتر برآورد می گردد. حداکثر مطلق دما 15 درجه سانتیگراد و حداقل آن 40- درجهٔ سانتیگراد است. بادِ غالبِ زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق میوزد. حداکثر ارتفاع از سطح دریا 4659 متر و حداقل آن 3000 متر است. جهت عمومی شیب منطقه، جنوب به شمال و شرق و غرب است. وضعیت خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت شنی است که جزء خاکهای سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: دِرمَنه، آویشَن، نعناع، بُومادَران، گل گندم، گل گاو زبان، کُما.
مرتع سر آبگرم در فاصله 40 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن روستای دَرجان است. مقدار بارندگی سالیانه 450 تا 600 میلیمتر برآورد میگردد. حداکثر مطلق درجه حرارت آن در حدود 18 درجۀ سانتیگراد و حداقل آن 35- درجه سانتیگراد است. منطقه دارای بادهای غالب زمستانی و جهت آن از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 4423 متر و حداقل آن 2400 متر است. شیب منطقه شرقی غربی و جنس خاک آلوویال و از نوع سیروزم دارای بافت شنی است و در کل جزء خاکهای سبک محسوب میشود. گیاهان دارویی: آویشَن، نعناع، دِرمَنه، بُومادَران، اسفناج جنگلی، گل گندم، چای کوهی، بارْهَنگ.
مرتع یاشْت درفاصلۀ 67 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و در 7 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3339 متر و حداقل ارتفاع 1900 متر و شیب عمومی شمالی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر در سال و حداکثر دمای مطلق سالیانه 20 درجۀ سانتیگراد و حداقل آن 15- درجه سانتیگراد است. باد غالبِ زمستانه از غرب به شرق میوزد. بافت خاک از جنس شنی و از نوع آهکی از گروه کولوویال و در حاشیه درهها از گروه آلوویال است. خاک از نوع سیروزم و عمق متوسط آن 50 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: بُومادَران، دِرمَنۀ کوهی، پُونه، قیاق، آویشَن، دِرمَنه اَفْسَنتین، گلپر، اِکلیل کوهی (تِرم)، شبدر، علفِ چای، چای کوهی، گل گندم، بارْهَنگ، سرخ ولیک، زرشک.
مرتع خاص در فاصلۀ 38 کیلومتری از شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن اَرود است. مقدار بارندگی آن 450 تا 650 میلیمتر برآورد میگردد. حداکثر مطلق دما 17درجۀ سانتیگراد و حداقل آن 35 درجۀ سانتیگراد است. جهت بادهای غالب زمستانی آن از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع این مرتع از سطح دریای آزاد 3395 و حداقل آن 2400 متر و شیب منطقه شرقی و غربی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است که بافت کلی رسی شنی دارد و جزء خاکهای نیمه سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: آویشَن، دِرمَنه، دِرمَنه اَفْسَنتین، چای کوهی، نعناع، گل گاو زبان، بُومادَران، شبدر، بارْهَنگ، گلپر، زرشک، سیاه ولیک، پونه، بارْهَنگ.
مرتع شهرستانکوه مرتع شهرستانکوه در فاصله 40 کیلومتری شهرستان تنکابن واقع گردیده و نزدیکترین روستا به این شهرستان و دَرجان است. بارندگی سالیانۀ آن 450 تا 600 میلیمتر برآورد میگردد. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 30- درجه سانتیگراد است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3025 متر و حداقل 2000 متر و جهت شیب منطقه، جنوب غربی به شمال شرقی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و بافت آن گچی و شنی- رسی و جزء خاکهای نیمه سبک است. گیاهان دارویی: قیاق، علف باغ، دِرمَنه، یونجه، شبدر، شِنگ، بارْهَنگ، بُومادَران، آویشَن.
مرتع پیاز چال در فاصله 69 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 9 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3339 متر و حداقل آن 1950 متر و شیب عمومی آن شمالی است. میزان بارندگی این مرتع 650 تا 700 میلیمتر در سال و حداکثر دمای مطلق سالیانه 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 15- درجه سانتیگراد است. دارای بادهای فصلی زمستانی با جهت غرب به شرق است. بافت خاک از جنس شنی رسی و نوع خاک، آهکی از گروه کولوویال و در حاشیه دره آلوویال است. خاک این مرتع از نوع سیروزم و عمق متوسط آن حدود 50 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: جاشیر، دِرمَنهٔ کوهی، بارْهَنگ، زنبق، آنقُوزه، گلپر، آویشَن، چایکوهی، پونه، علف باغ، یونجه، قیاق (چمن گندمی رونده)، بُومادَران، اِکلیل کوهی (تِرم)، علف چای، دِرمَنهٔ اَفْسَنتین، گزَنه، سرخ وَلیک، زرشک، شیر خِشت.
مرتع سورگُهْر [sorgohre] در فاصله 47 کیلومتری شهرستان تنکابن قرار دارد و در 15 کیلومتری روستای مَران واقع شده است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد برابر 3994 متر و حداقل آن 2450 متر و شیب عمومی آن جنوب شرقی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر در سال و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 15- درجه سانتیگراد تخمین زده میشود. بافت خاک، شنی- رسی و نوع خاک از گروه کولوویال و در حاشیه رودخانهها و درهها از گروه آلوویال و از نوع سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 40 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: بُومادَران، قیاق (چمن گندمی رونده)، پونه، آویشَن، آنقُوزه، گلپر، چای کوهی، اِکلیل کوهی (تِرم)، علفباغ، بارْهَنگ، دِرمَنه کوهی، شیر خشت.
مرتع سُرِنج [sorenj] در فاصله 40 کیلومتری شهر تنکابن و نزدیکترین روستا به این شهر است. میزان بارندگی سالیانۀ آن 650 تا 750 میلیمتر برآورد میگردد. حداکثر مطلق دمای آن 17 درجهٔ سانتیگراد و حداقل آن 35- درجه سانتیگراد و باد غالب زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 2765 متر و حداقل آن 1800 متر و شیب عمومی منطقه، غربی است. خاک منطقه از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت کلی رسی- شنی است و جزء خاکهای نیمه سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: آویشَن، دِرمَنه، چای کوهی، نعناع، سیاه ولیک، زرشک.
مرتع میچکاخانی در فاصله 39 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن اَرود است. بارندگی سالیانۀ آن در حدود 450 میلیمتر برآورد میگردد. حداکثر دمای مطلق این مرتع 7 درجه سانتیگراد و حداقل آن 35- (؟)درجه سانتیگراد و بادهای غالب زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3443 متر و حداقل آن 2140 متر و جهت شیب عمومی شمال شرقی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت کلی رسی شنی و دارای سنگ مادر آهکی است و جزء خاکهای نیمه سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: بُومادَران، دِرمَنه، آویشَن، شبدر سفید، علف چای، نعناع.
مرتع سیلیسَرا در فاصلۀ 70 کیومتری شهرستان تنکابن و 10 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3400 متر و حداقل آن 2450 متر است. بارندگی آن بین 650 تا 700 میلیمتر در سال است. حداکثر دمای مطلق سالیانه 20 درجه سانتیگراد و حداقل 15- درجه سانتیگراد و بادهای فصلی زمستانه با جهت غرب به شرق است. بافت خاک، شنی تا رسی شنی و نوع خاک به دلیل سنگ مادری، گچی و از گروه کولوویال و در حاشیه درهها و رودخانهها از گروه آلوویال است. خاک از نوع سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 40 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بُومادَران، بارْهَنگ، چای کوهی، پونه، قیاق، گل ماهور، آویشَن.
مرتع نَزارکوه فاصلهٔ این مرتع تا تنکابن در حدود 40 کیلومتر و نزدیکترین روستا به آن دَرجان است. بارندگی سالیانۀ آن بین 450 تا 600 میلیمتر و حداکثر مطلق دما 20 درجه سانتیگراد و حداقل 40- درجه سانتیگراد و جهت باد زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 4078 متر و حداقل آن 2400 متر، و جهت شیب عمومی، شرقی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت شنی رسی تا سیلتی و جزء خاکهای نیمه سبک است. گیاهان دارویی: دِرمَنه، قیاق، آویشَن، چای کوهی، بُومادَران، بارْهَنگ، شبدر سفید، گلپر.
مرتع پیرْوَرْ گاوکُل در فاصله 67 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 8 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3760 متر و حداقل 2000 متر و شیب عمومی این مرتع جنوبی- شمالی است. میزان بارندگی سالیانۀ آن 650 تا 700 میلیمتر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 15- درجه سانتیگراد است. بادهای فصلی زمستانه از غرب به شرق میوزد. بافت خاک شنی تا شنی رسی و نوع خاک از گروه کولوویال و در حاشیه درهها و رودخانهها از گروه آلوویال تشکیل گردیده است. خاک این مرتع از نوع سیروزم و عمق آن 50 تا 60 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: آویشَن، گلپر، زنبق، چای کوهی، بارْهَنگ، پونه، بُومادَران، بابونه، زرشک، اِکلیل کوهی (تِرم).
مرتع دَرانِ شَلَف فاصله آن از شهرستان تنکابن در حدود 45 کیلومتر و نزدیکترین روستا به آن سِرْن است. میزان بارندگی بین 450 تا 600 میلیمتر تخمین زده میشود. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 40- درجه سانتی گراد برآورد میگردد. منطقه دارای بادهای غالب زمستانی و جهت آن از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 4600 متر و حداقل آن 2050 متر و جهت عمومی شیب، جنوب به شمال و شرق به غرب است. خاک از جنس آلوویال و در حاشیهٔ رودخانه، کولوویال و از نوع سیروزم است که دارای بافت کلی شنی است و جزء خاکهای سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: گَوَن، آویشَن، چای کوهی، کُما، علف باغ، نعناع، بُومادَران، گلپر، شبدر سفید، بارْهَنگ، بادَرَنجبُویه (وارنگبو)، ریواس، گلپر.
مرتع گرمدرّه در فاصله 65 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 6 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3285 متر و حداقل آن 2050 متر و شیب عمومی آن شمالی و میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر در سال است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 15- درجه سانتیگراد تخمین زده میشود. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق است. بافت خاک، شنی- رسی و نوع خاک از گروه کولوویال و در حاشیه درهها و رودخانهها از گروه آلوویال تشکیل گردیده و نوع خاک سیروزم با عمق متوسط حدود 50 تا 60 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: بارْهَنگ، آویشَن، پونه، چای کوهی، علفِ چای، گل ماهور، گلپر، شبدر، زرشک، شیر خشت.
مرتع سَنگچان در فاصله 70 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 11 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3626 متر و حداقل آن 2500 متر و شیب عمومی آن شمالی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر در سال و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 15- درجه سانتیگراد تخمین زده میشود. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق است. بافت خاک، شنی رسی تا شنی و نوع خاک گچی از گروه کولوویال و در حاشیه درهها و رودخانهها از گروه آلوویال و نوع خاک سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 50 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: بُومادَران، بارْهَنگ، چای کوهی، آویشَن، پونه، گلپر، زرشک، شیر خشت.
مرتع اَکله سرا در فاصله 58 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و در جوار روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3361 متر و حداقل آن 1900 متر و شیب عمومی آن جنوبی و شرقی است. میزان بارش 650 تا 700 میلیمتر در سال است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 15- درجهٔ سانتیگراد تخمین زده میشود. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق میوزد. خاک از نوع گچی و بافت خاک، شنی تا شنی رسی است. خاک مرتع از گروه کولوویال و در حاشیه درهها و رودخانهها از گروه آلوویال و از نوع خاک سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 30 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بُومادَران، آویشَن، چای کوهی، پونه.
مرتع آگَوَن سرا در فاصله 38 کیلومتری از شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن اَرود است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 4085 متر و حداقل آن 2000 متر است. میزان بارندگی سالانه 450 تا 650 میلیمتر برآورد میگردد. حداکثر دمای مطلق 17 درجه سانتیگراد و حداقل آن 35- درجه سانتیگراد و جهت بادِ غالبِ زمستانی، از شمال غرب به جنوب شرق است. جهت عمومی شیب منطقه، شمالی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و داری بافت کلی رسی- شنی و دارای سنگ مادری آهکی است و جزء خاکهای نیمه سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: دِرمَنۀ اَفْسَنتین، شبدر سفید، شبدر قرمز، نعناع، چای کوهی، بارْهَنگ، زرشک، سرو کوهی (پیرو).
مرتع یحیی سرا در فاصله 60 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن مَران است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3025 متر و حداقل آن 2200 متر و میزان بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلیمتر است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل 15- درجه سانتیگراد و شیب عمومی مرتع شمالی است. نوع خاک گچی جزء خاکهای آلوویال و از نوع سیروزم بوده، عمق خاک متوسط و حدود 50 سانتیمتر و بافت خاک شنی رسی است. گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بُومادَران، گل ماهور، آویشَن کوهی، بارْهَنگ.
مرتع چاشْت خوران در 58 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و در جوار روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3339 متر و حداقل 2100 متر است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل 15- درجه سانتیگراد و جهت بادِ فصلی زمستانی، از غرب به شرق است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر است. بافت خاک شنی رسی تا شنی و نوع خاک گچی و عمق متوسط آن 40 سانتیمتر است. خاک در کل از جنس کولوویال و در حاشیه درهها از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است. گیاهان دارویی: گل ماهور، بارْهَنگ، چای کوهی، پونه، آویشَن، بُومادَران، نعناع.
مرتع سَلِنج انبار در فاصله 58 کیلومتری جنوب تنکابن و نزدیکترین آبادی به آن روستای مَران است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3422 متر و حداقل 2100 متر و شیب عمومی شمال شرقی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر و حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3422 متر و حداقل 2100 متر و شیب عمومی شمال شرقی است. بافت خاک شنی- رسی تا شنی و نوع خاک، گچی و از جنس کولوویال و در حاشیه درهها و رودخانهها آلوویال و از نوع سیروزم است. عمق متوسط خاک 20 سانتیمتر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل 15- درجه سانتیگراد است. گیاهان دارویی: قیاق، بُومادَران، گل قاصد، دِرمَنه کوهی، گل ماهور، بارْهَنگ، آویشَن، گلپر، چایکوهی.
مرتع کَشیر و شِرمِج در فاصله 85 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن مَران است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 4123 متر و حداقل ارتفاع 2100 متر است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر در سال و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل آن 20- درجه سانتیگراد است. باد فصلی، زمستانه و جهت آن از غرب به شرق است. بافت خاک از شنی تا شنی رسی و نوع خاک آهکی و از گروه کولوویال و در حاشیه درهها از گروه آلوویال است. خاک این مرتع از نوع سیروزم است. گیاهان دارویی: بُومادَران، قیاق، چای کوهی، اِکلیل کوهی (تِرم)، آویشَن، دِرمَنه کوهی، بارْهَنگ، پونه، شیر خِشت، سیاه ولیک، زرشک.
مرتع لُوته کِش در فاصله 40 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن میانرود است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 4200 متر و حداقل 2250 متر است. بارندگی سالیانه 450 تا 600 میلیمتر و حداکثر مطلق دما 20 درجه سانتیگراد و حداقل 30- درجه سانتیگراد است. دارای باد غالب زمستانی با جهت شمال غرب به جنوب شرق است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت شنی تا رسی شنی است و در کل جزء خاکهای سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: دِرمَنه، آویشَن، نعناع، زنبق، بُومادَران، گزنه.
مرتع گاو سرا چال این مرتع در فاصله 38 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن اَرود است. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد حداکثر 2600 متر و حداقل 1850 متر و شیب منطقه شرقی است. بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلیمتر و حداکثر دمای مطلق 18 درجه سانتیگراد و حداقل 30- درجه سانتیگراد است. منطقه دارای باد غالب زمستانی با جهت شمال غرب به جنوب شرق است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است. بافت کلی خاک، رسی تا رسی شنی و جزء خاکهای نیمه سنگین تا نیمه سبک محسوب میگردد. گیاهان دارویی: پونه، دِرمَنه، شبدر سفید، آویشَن، بارْهَنگ، زرشک، سیاه ولیک.
مرتع گیل زَرُود در فاصله 60 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن مَران است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3703 متر و حداقل 2200 متر و شیب عمومی شمالی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلیمتر در سال و اقلیم آن مشابه اقلیم نیمه استپی آلپی است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل 15- درجه سانتیگراد است. جهت باد از غرب به شرق و خاک آن گچی و بافت آن شنی- رسی و نوع آن از جنس کولوویال و در حاشیه دره ها و رودخانهها آلوویال و از نوع سیروزم بوده عمق متوسط خاک 70 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: آویشَن، دِرمَنه کوهی، گل ماهور، چای کوهی، گلپر، نعناع، بارْهَنگ، بُومادَران.
مرتع نَشْل در فاصله 80 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن مَران بوده ارتفاع آن از سطح دریای آزاد حداکثر 3700 متر و حداقل 2400 متر و شیب عمومی آن شمالی است. میزان بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلیمتر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل 15- درجه سانتیگراد است. بادهای زمستانی و فصلی از غرب به شرق میوزد. بافت خاک از شنی تا رسی- شنی، نوع خاک آهکی و از گروه کولوویال و در حاشیه درهها از گروه آلوویال و از نوع سیروزم و عمق متوسط آن 50 سانتیمتر است. گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بارْهَنگ، بُومادَران، علف چای، چای کوهی.
مرتع شَل در فاصله 40 کیلومتری تنکابن قرار دارد. نزدیکترین روستا به آن دَرجان و سِرن است. ارتفاع حداکثر آن از سطح دریای آزاد 3300 متر و حداقل آن 2400 متر است. بارندگی سالیانه 450 تا 600 میلیمتر و حداکثر دمای مطلق آن 20 درجه سانتیگراد و حداقل 30- درجه سانتیگراد است. باد غالب، در زمستان با جهت شمال غربی به جنوب شرقی و شیب کلی منطقه جنوب شرقی به شمال غربی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است که اغلب با بافت شنی رسی و در قسمت غربی گچی است و جزء خاکهای نیمه سبک محسوب می گردد. گیاهان دارویی: قیاق، بُومادَران، چای کوهی، آویشَن، دِرمَنه، نعناع، زرشک، سیاه ولیک، شیر خشت.
مرتع شَلَف پایین در 40 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیکترین روستا به آن میانرود است. میزان بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلیمتر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتیگراد و حداقل 35- درجه سانتیگراد است. بادهای غالب زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع 4200 متر و حداقل آن 2250 متر و شیب آن شمالی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت کلی شنی- رسی است و جزء خاکهای نیمه سبک محسوب میشود. گیاهان دارویی: دِرمَنه، آویشَن، زنبق، نعناع، پونه، بُومادَران، آنقوزه، شبدر، چای کوهی، بارْهَنگ گلپر، گاوزبان، ریواس و همچنین گونهٔ درختی بید.
طبقهبندی گیاهان دارویی بر پایهٔ اثر آنها
گیاهان تلخ: داروهای گیاهیی هستند که روی کار دستگاه گوارش به خصوص در هنگام بیاشتهایی تأثیر میگذارند. انواع مختلفی از آن را قبل از غذا مصرف میکنند و به دو دسته تقسیم میشوند. گیاهان تلخِ خالص، مانند قَنطُوریُون صغیر (Centaurium minus Moench)، تیرهٔ گل سپاس/قَنطُوریُون (Gentianaceae)، شبدر چهارپر/شبدر آبی (Marsilea quadrifolia L.). گیاهان تلخ معطر که همراه مواد تلخ، دارای مواد معطر هستند؛ نظیر: دِرمَنه، وَج/قَصَبُ الذَّریره (Acorus Calamus L.)، سُنبل خَتایی (Archangelica officinalis). گیاهان تلخ قابض: این گیاهان در عین حال کمی قابض بوده برای زُکام (التهاب مخاط بینی) و ورم معدهٔ سبک به کار میرود. گیاهان تلخ لُعابدار: پایخر (Tussilago Farfara L.)، شاهدانه (Cannabis sativa L.)، گیاهان قابض. این مواد روی بشره و یا مخاط با تشکیل رسوبات سخت همراه با بافت پروتئینی تأثیر میگذارند. آنها آب موجود در بافتها را گرفته با کم و بیش خشک کردن آن، اثر ضد تورمی نیز دارند این مواد اغلب از ترکیبات تانَن (Tannin) هستند.این گروه شامل: مُورْد (Myrtus communis L.)، غافَت (Agrimonia eupatoria L.)، علفِ چای/هُوفاریقُون/گل راعی (Hypericum perforatum L.)، مریم گلی (Salvia L. spp.)، اَنگَبار/اَنجَبار (Polygonum Bistorta L.)، گوشْ خر/سَنفیتُون، گل مینا (Tanacetum L. spp.) (برای بیماریهای پوستی، اِگزِمای متورم و عفونی)، تَرْتیزَک/تَره تیزَک/شاهی (Lepidium sativum L.)، پوست درخت بلوط و بید، ریشهٔ بابا آدم، درخت گردو، گلسنگ، توت روباهی (Sanguisorba L.)، علف هفتبند (Polygonum aviculare L.)، آویشَن (Thymus kotschyanus Boiss. & Hohen.)، دمشیر ایرانی (Leonurus Cardiaca L. subsp. Persicus (Boiss.) Rech. f.)، زُوفا (Hyssopus angustifolius M. B.) است. ضد التهابها: این مواد را برای درمان زخمها و کوفتگیها به کار میبرند. آنها ورم را کاهش داده، بازسازی بافتهای آسیب دیده را با تأثیر بر غشای مخاطی و سطح گرانولی تسریع میکنند. بابونه و اِکلیل کوهی زخمها را التیام میبخشد. خزه اثر ضد تورم روی مجاری ادرار دارد و گل نرگس ضمن التیام زخمها، بیماریهای پوستی را درمان میکند. رزمارینوس (Rosmarinus L.) در مصارف خارجی ضد روماتیسم و توت فرنگی (Fragaria vesca L.) برای جوش صورت مفید است. گیاهان ضد نفخ: در اینجا منظور موادی هستند که اثر خوبی روی بر طرف کردن نفخ و انقباضات دردناک و حتی تشنج عضلات شکم دارند. این مواد احساس فشار درد را کاهش داده باعث توقف رشد باکتریهایی که ایجاد تخمیر میکنند میشود. گیاهان این دسته شامل بابونه (Anthemis L. spp.)، اَنیسُون (Pimpinella Anisum L.)، رازیانه (Foeniculum vulgare Miller.)، سروکوهی، نعناع، مریمگلی، اِکلیل کوهی، زیره (Bunium L. spp.)، زوفا است. گیاهان معرِّق: گیاهانی که عمل تعرق را آسانتر میکنند عبارتاند از: گل ماهور، آقطی سیاه (Sambucus nigra L.)، بابونه، نَمْدار یا زیزُفُون، شاه تره (Fumaria L. spp.)، برگ انگور فرنگی (Grossularia Mill. Spp.)، ریش بز (Ephedra L. spp.)، تره تیزک، ریشهٔ بابا آدم (Arctium L. spp.)، بیدْگیا/بیدْگیاه/مَرْغ/چمن گندمی/قیاق (Agropyron Gaertn. spp.)، بنفشه (Viola L. spp.). گیاهان کاهش دهنده تعرق: گیاهانی که از تعرق زیاد جلوگیری می کنند عبارتاند از: مریمگلی، سُنْبُل الطّیب (Valeriana officinalis L.)، بلّادُن (Belladonna)/مِهرْ گیاه/شابیزَک، بَلادانه (Atropa Belladonna L.) و برای مصرف خارجی برگ گردو و پوست درخت بلوط. گیاهان مُدِر: این گیاهان ترشح ادرار را زیاد میکنند که برای نارحتیهای مجاری ادرار استفاده میشود. آنها ضمن اینکه مدر هستند کمی هم حالت ضد عفونی دارند و میتوان برای مواردی از قبیل ناراحتیهای کلیوی سبک، سنگ کوچک یا شن ادراری استفاده کرد. در صورتی که ناراحتیهای کلیوی مهم، ناراحتیهای قلبی، ورم قلبی، یا سیروز (Cirrhosis: نوعی بیماری التهابی کبد که باعث مرگ سلولهای آن و زرد شدن کبد میشود) وجود داشته باشد این داروها مناسب نیست و باید به پزشک مراجعه کرد. از گیاهان دارویی گل آقطی سیاه، انگور روباه، سرو کوهی، مُورْد، پر سیاوش، علفِ چای/هُوفاریقُون/گل راعی، ریشهٔ جعفری و از گیاهان غیر دارویی، بادْ آوَرْد (Notobasis syriaca (L.) Cass.) و لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) را میتوان نام برد. خزه (که در صورت عفونت مجاری ادرار بسیار مفید است)، کیسه کشیش، برگهای درخت غان، برگ توت فرنگی، ریشهٔ بابا آدم، آسیرول معطر، ریشهٔ اَنجَدان رومی (Levisticum officinale Koch)، دم شیر. گیاهان خلط آور لعابدار: گیاهان دارویی ایجاد خلط را تسهیل میکنند. آنها محتوی لعابهای گیاهی هستند که با جذب رطوبت، باد کرده قسمت دیگر را مرطوب میکند و این به دلیل خاصیت جذب آب این مواد است و آنها همچنین ورم منطقهای را که قسمت ورودی نای را احاطه کرده است با تسکین سرفه، کاهش میدهند. برخی از این گیاهان علاوه بر لعاب، محتوی اسانسهای روغنی هستند. از میان این گیاهان میتوان پنیرک، گل ماهور، خطمی و بارْهَنگ را نام برد. گیاهان خلط آور قیآور: این مواد ترشح غدد مجرای تنفسی و برونشها را زیاد نموده، به مقدار زیاد قیآور و به مقدار کم فقط باعث ایجاد حالت تهوع میشوند. حالتی که از نظر پزشکی در برخی مواقع مفید است. با نسخهٔ پزشک میتوان جوشانده ریشهٔ ایپکاکوانا (Ipecacuanha) را تهیه کرد. خلط آور محرک: این گیاهان محتوی مواد فراری هستند که از طریق دستگاه تنفسی دفع و مخاط را تحریک نموده عمل خلط آوری و دفع آن را آسانتر می کنند. در ضمن این مواد باعث شل شدن عضلات مجرای تنفسی که در حال انقباض باشند نیز میشوند. ضمن اینکه کمی نیز قدرت ضد عفونی کننده دارند. این گروه شامل گیاهان دارویی میشود که دارای اسانسهای روغنی باشند. گیاهان دارویی که در این زمینه برای تهیه جوشانده به کار می روند عبارتاند از: مَسیکه، رازیانه، برگ نعناع، پونه، سوسن بری و از گیاهانی که در این زمینه استفاده میشوند می توان: خَطمی، گیاه پایْخر (گل و برگهای آن) و دانه کتان را که محتوی لُعاب هستند نام برد. گیاهان ضد سرفه: اینها در واقع گیاهان خلط آور آرام کننده سرفه هستند. در اکثر موارد از آنها به صورت مخلوط (جوشانده برای سینه درد) استفاده میگردد. از میان گیاهان ساده نیز میتوان از خطمی، پنیرک، گیاه سعال یا پای خر(سُعالیٰٰٰٰٰٰ̍ /سَعالی)، بارْهَنگ، بهْدانه و شیرینبیان نام برد. گیاهان مسهل صفرا: این مواد کار تولید صفرا در سلولهای کبدی و همچنین کار دفع آن را از طریق مجراهای صفراوی تسهیل میکنند. در درمان ورم کیسه و مجراهای صفرا و حتی بر ضد سنگ ریزههای کوچک کیسه صفرا در کنار داروی مؤثر پر قدرت از داروهای گیاهی که محتوی موادی برای تسهیل در تولید صفرا و همچنین محتوی اسانسهای طبیعی ضد تشنج مجراهای صفراوی و ضد عفونی کنندههای سبک و ضد تورم هستند نیز استفاده میشود. از میان داروهای گیاهی میتوان از: کَنگر کوهی، زنجبیل سامی، گیاه نوروزی، فَراسیُون سفید، ریوَنْد و از میان گیاهان غیر طبی از مامیران، گل قاصد، پوست درختچه زرشک، آویشَن معمولی و بُومادَران نام برد. گیاهان مُلَیّن و مُسهل: مسهلها کار تخلیه روده را تسریع میکنند. دانه و برگهای سَنا، ریشهٔ شیرین بیان، ریشهٔ ریوَنْد از این دستهاند. گیاهانی نظیر گل بنفشه صحرایی، بُومادَران، فاشْرا/هزارگوشان (Bryonia dioica jacq.)، نیلوفر کتان از گروه گیاهان غیر طبی این دسته هستند. گیاهان مقوی قلب: این گروه شامل گلوکوزیدهای گیاهی است که اثر تقویتی روی کار قلب دارند. این مواد کار قلب را بهتر میکنند. دفع آب، اثر جنبی مصرف این مواد شناخته شده است. در این گروه می توان از گل انگشتانه (دیژیتال)، آدونیس، گل برفک نام برد. ضد آسم : گیاهانی که محتوای آنها برای مبتلایان به تشنجات ریوی همراه با آسم مفید است عبارتاند از: بلّادُن (Belladonna)/مِهرْ گیاه/شابیزَک، بَلادانه (Atropa Belladonna L.)، تاتوره. مواد آرام بخش: این مواد آرام کننده در موارد عصبی بودن، ضعف اعصاب و تغییرات رفتاری در سیستم اعصاب مرکزی (بیماری ضعف اعصاب) مصرف میشود. در مقایسه با داروهای شیمیایی، این مواد اثر بسیار آرامتر و ملایمتری از خود نشان میدهند. در این باره میتوان از گیاهانی همچون سنبل الطیب، گل ساعتی، رازک، خلنک نام برد. سنبل الطیب به شکل جوشانده یا قطره تأثیر آرام بخشی بسیار خوبی دارد. تنطور الریان در همه داروخانهها فروخته میشود. ضد سفتی رگها: این گروه تأثیر مثبتی روی قسمتهای آسیب دیده سیستم گردش خون به خصوص در زمان پیری یا در صورت داشتن تغذیه ناصحیح مانندمصرف بیش از حد چربی، نداشتن فعالیت کافی و شرایط بحرانی از خود بر جای می گذارد. کلسترول که روی دیواره سیاهرگها رسوب و آنها را آهکی و سخت میکند، اثر نامناسبی روی قسمتهای آسیب دیده دارد که ممکن است باعث ایجاد ترومبوز و فشار خون بالا باشد. در این حالت داروهای گیاهی که سرشار از روتین و ویتامین C هستند مکن است سودمند باشند. در این گروه نیز از سیر، سرخ ولیک (گل و برگهایش)، عرق گل سرخ، سوفورا و دارواش میتوان نام برد. ضد فشار خون: این گیاهان روی فشار خون بالا (نارحتیهای سیستم تنظیم کننده) تأثیر می گذارند درمان این بیماری شامل رژیم غذایی و داروهای مناسب آن است. در مرحله آغاز بیماری فشار خون میتوان از مسکنها و پایین آورندههای فشار خون نظیر سنبل الطیب، یولاف، زنگ چاودار، سیر، اِکلیل الملک، سرخ ولیک، رازک استفاده کرد. گیاهان معطر: عبارتاند از گیاهانی که برای بهتر کردن مزه و عطر داروها به کار برده ضد انگل: گیاهانی که بر ضد انگلهای روده به کار میروند عبارتاند از: سرخس نر، قازیاغی، هویج، پیاز، شاه تره، انار، زبان درقفا، کدو. ضد دیابت: از این گیاهان به صورت کمک درمانی در درمان دیابت و رفع کمبود تولید انسولین در لوزالمعده استفاده میگردد. این انسولینهای گیاهی که مؤثرترین صورت آنها به شکل عصارههای اسیدی است در گیاهانی نظیر: حلبوب، لوبیا، مورد صحرایی، گیاه بابا آدم وجود دارند. گیاهان تلخ مانند قنطریون صغیر، ژنتیان و دِرمَنه نیز مفید هستند. بیماریهای زنان: این گیاهان التهابات ماهیچههای صاف در سرین کوچک و رحم و مجاری ادراری و دردهای عادت ماهانه را کاهش میدهند. برخی از این مواد بر روی رحم و به ویژه در زمان بارداری، و خونریزی رحم پس از زایمان یا سقط جنین یا تورم رحم به صورت درمان عمومی تحت نظر دقیق پزشک آثار سودمندی دارند. این مواد عبارتاند از آلکالوئیدهای زنگ، اِکلیل، کیسه کشیش، سیاه دانه، فلفل آبی، پتانسیل، سراب، هوفاریقون. ضد استفراغ: گیاهانی که باعث تسکین حرکات کرمیشدید و زیاده از حد معده میشوند در این گروه قرار دارند. پوست بلوط و همچنین ترکیبات محتوی لعاب نظیر دانههای یولاف، جوشانده جو، آب برنج، چای چینی نیز مؤثرند. برای کودکان از هویج، سیب رنده شده (پکتین) پس از قهوهای شدن آن، انجبار، بلوط، گل محمدی، مریم گلی، مورد و توت فرنگی در این مورد استفاده میکنند. ضد تومور: این گیاهان محتوی مواد ضد توموری (غده) هستند. گیاهانی نظیر دارواش، نیلوفر آبی و به ویژه نیلوفر مناطق گرمسیری و آلکالوئیدهای پروانش دارای این مواد هستند.
گیاهان دارویی منطقهٔ سه هزار و کاربرد درمانی آن
آویشَن Thymus kotschyanus Boiss. & Hohen. گیاهی پایا از تیره نعناع، با ساقهای راست به رنگ قرمز کمرنگ و پوشیده از برگهای متقابل بیضی شکل و کوتاه است. ساقه در قسمت بالایی شاخهدار بوده در نوک شاخهها خوشهای از گلهای بنفش میروید. میوه آن فندقه و چهار قسمتی است. کاربرد درمانی: ضد سرفه، خلط آور و ضد تشنج، بیاشتهایی، ناراحتیهای گوارشی یا صفراوی و اسهال، ضعف عمومی بدن، ناراحتیهای جنسی، خستگی عصبی. مصارف خارجی: در غرغرهها، شستشوها و یا بخور همچنین گیاه عطر دهنده خوبی است و برای معطر کردن گوشتهای چرخ کرده و گوشت شکار به کار میرود. دم کرده 2- 3 قاشق مرباخوری از گیاه در یک فنجان آب 2- 3 بار در روز مصرف میگردد. قسمتهای هوایی گیاه و اسانس آن استفاده میشود که در اواخر تیر و اوایل مرداد جمعآوری میگردد.
اسفناج خودرو spinacia oleracea L. گیاه علفی بدون کرک، یک ساله با ریشهای عمیق و ستبر و دارای دو زیر گونه مشابه گونه اصلی است. گلها سبز رنگ و دو پایه، فاقد براکته بوده گل آذین آن به صورت سنبله انتهایی است.
کاربرد درمانی: درمان اسکوربوت، کم خونی، تحریک ترشحات معده و صفرا، در افراد مبتلا به کمبود ویتامین A,B,C,D تجویز میشود. تقویت اعصاب، در رفع سرفههای خشک، آسم، گرفتگی صدا، یبوست، روماتیسم، نقرس کمی ترشح شیر. نحوه و میزان مصرف: مطلبی یافت نشد.
آنقُوزه (اَنغُوزه، اَنقُوزه)Ferula assafoetida (Umbellferae) گیاهی چند ساله، ارتفاع آن به دو متر میرسد. با ساقه تو خالی، ریشهها براق و درخشان، برگها مرکب و گلها به صورت گل آذین چتر و سفید رنگ است. کاربرد درمانی: ضدگرفتگی عضلانی، بادشکن، خلط آور و باز کننده برونش است. در درمان سیاه سرفه، لارنژیت و هیستری به کار میرود (گم رزین از گیاهانی که در حدود 4 سال از عمرشان میگذرد جمع آوری میشود) و قسمت مورد استفاده الئوگم رزین است که با شکافتن ریزومها و ریشههای تازه گیاه به دست میآید و نام تجاری آنGum asafetida است.
اِکلیل کوهی (اِکلیل کوهی (تِرم) Rosmarinus officinalis L. درختچه همیشه سبزی است با برگهای محکم و نازک که از بغل آنها در قسمتهای بالایی گیاه، گلهای چند قسمتی آبی رنگی میروید. این گیاه را از فاصله زیاد به دلیل عطرش میتوان تشخیص داد. میوه آن فندقه است.
موارد مصرف و کاربرد آن: برگهای خشک شده آن برای آرامش اعصاب در زمان یائسگی مفید است و اثر تقویت کنندگی دارد. مدر و مسهل صفرا بوده همچنین فعالیت دستگاه گوارش را بهبود میبخشد. مصرف زیاد آن برای زنان باردار سمی است. درباره میزان مصرف و نحوه مصرف مطلبی یافت نشد.
بُومادَران Achillea millefolium L. (Compositae) گیاهی پایا که ارتفاع آن به 30- 50 سانتیمتر میرسد. ساقه ایستاده، ساده یا در بخش بالایی منشعب. برگها پوشیده از کرک دو بار منقسم و ته شانه ای پهن دراز - سر نیزهای یا خطی است. گل به رنگ سفید متمایل به زرد یا سفید متمایل به ارغوانی، مجتمع درکیسههای کوچک به صورت دیهیم شکل، میوه فندق است. کاربرد درمانی: معرق، ضد تب، کاهش دهنده فشار خون، قابض، مدر و ضد عفونی کننده مجاری ادراری است و به صورت سنتی برای درمان تب، سرماخوردگی، فشار خون بالا همراه با لختههای مغزی و شریانی، قطع قاعدگی و اسهال به کار میرود. نحوه میزان مصرف آن: دم کرده 2- 4 گرم گیاه سه بار در روز میل شود. قسمت مورد استفاده، سر شاخههای گلدار است که قسمتهای هوایی در زمان گلدهی تابستان جمع آوری میشود. داروی تجارتی ساخته شده از گیاهکFr.:millefoli Herba
بابونه گاوی Tanacetum parthenium (L.) گیاه پایا دارای ریزوم عمومی غنچه های بطور مجزا در راس ساقه و شاخه ها ظاهر
کاربرد درمانی: پیشگیری از سردرد و میگرن، برای درمان آرتریت روماتوئید، وز وز گوش، ضد التهاب، سر گیجه، اختلالات قاعدگی، درد معده، دندان درد و گزیدگی حشرات، تب و تسهیل کننده زایمان به کار می رود. قسمت مورد استفاده، برگهای آن بعد از گلدهی و قسمتهای هوایی گیاه که برگها در تابستان بعد از گلدهی جمعآوری میشود. بهتر است در دوران بارداری مصرف نشود. مصرف روزانه 5/2 میلی گرم برگ تازه همراه یا بعد از غذا و یا روزانه 50- 200 گرم قسمتهای هوایی گیاه به صورت خشک شده یا روزانه 50 میلیگرم برگ خشک شده با روش انجماد.
پر سیاوشان Adiantum capillus-Veneris L. (Adiantaaae) گیاهی پایا دارای ریزوم خزنده و افشان، برگها یک شکل با برگهای باریک، واژ ـ تخم مرغی، در قاعده کامل ولی لبههای بالایی شامل بخشهای پنجهای یا کنگرهدار، عقیمها به تقریب همیشه کنگرهای هستند. در دهانه چاهها و رطوبتی دیده می شود.
کاربرد درمانی: در درمان سرفه و برونشیت، التهاب غشای مخاطی، بیماریهای پوست و مو به کار میرود که بخش مورد استفاده، قسمتهای هوایی گیاه است و در ماههای خرداد و مرداد جمعآوری میشود. در خصوص میزان و نحوه مصرف مطلبی یافت نشده.
پونه سنبلهای (نعناع صحرایی) Mentha spicata L. (Labiatae) گیاهی به ارتفاع 35- 70 سانتیمتر، بدون کرک، معطر، ایستاده یا خیزان و ریزومدار است. ساقهها متعدد منشعب باریک، بلند به رنگ سبز روشن، برگها تخم مرغی و نوک تیز با دندانههای نامنظم ارهای و گلها دارای خوشه طویل مخروطی و به رنگ صورتی یا بنفش است.
کاربرد درمانی: محرک معده و بادشکن در بیماریهای بانوان و دردناک بودن دفع ادرار مصرف میشود. و از برگهای خشک و سرشاخه های گلدار استفاده میشود. یک قاشق مرباخوری از گیاه در یک فنجان آب به مدت 30 دقیقه خیس شود و یک قاشق مرباخوری در هر وعده مصرف شود. مصرف آن در دوران شیر دهی توصیه نمیشود.
پیرو (سرو کوهی) Juniperus communis L. به صورت درختچه بسیار کوتاه که ارتفاع آن به 30- 100 سانتیمتر میرسد. دارای ساقه خوابیده با شاخههای گسترده و آویخته و پخش؛ برگها راست و روی هم خوابیده، کوتاه و عریض و خیلی ضخیم است. گل دو پایه، مجتمع در مخروط یا سنبلههای دم گربهای کوتاه، تک جنس، نرها کروی یا تخم مرغی، مادهها متشکل از فلسهای متعدد؛ میوهٔ رسیده، آبی متمایل به سیاه و کوچک است. قسمت مورد استفاده: میوه. کاربرد درمانی: بادشکن، ضد روماتیسم، مدر و ضدعفونی کننده. در طب سنتی برای تورم مثانه و کولیک به صورت موضعی استفاده میشود. مصرف بیش از حد آن باعث درد اطراف کلیه، تکرر ادرار، دفع آلبومین و خون، تپش قلب، افزایش فشار خون و به ندرت باعث غش، خونریزی رحم و سقط جنین میشود. بهتر است در زنان باردار مصرف نشود. نحوه مصرف: دم کرده 100 میلیلیتر میوه خشک و رسیده به نسبت 1:20 در آب جوش سه بار در روز. نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه Ger: kneipp wacholder beer-pflanzensaft
پونه (خالواش، کوت کوتی) Mentha Pulegium L. (Labiatae) گیاه علفی چند ساله با عطر بسیار قوی که ارتفاع آن به 40 سانتیمتر میرسد. دارای برگهای تخم مرغی و دندانهدار و دارای گلهای پیچدار و شبیه گل یاس است.
کاربرد درمانی: ضد گرفتگی عضلانی، اسانس آن قاعده آور، بادشکن، خنک کننده موضعی، ضدعفونی کننده، دافع حشرات و تسهیل کننده هضم. به صورت موضعی برای جوشهای پوستی و نقرس به کار میرود. سرشاخههای گلدار آن مصرف میشود. دم کرده 1- 4 گرم سه بار در روز مصرف میشود. به صورت طعم دهنده غذا نیز به کار میرود.
ترشک Oxalis acetosella L. گیاهی است پایا با ریزومی نازک و خزنده، ساقه آن باریک و برگها با دمبرگهای بلند و سه برگچهای و برگچه واژ قلبی شکل. گلهای سفید یا زرد آن به طور منفرد دیده میشود. گلها دارای دمگلهای بلند است و شاخه برگدار آن را در بهار و پاییز زمانی که گیاه دوباره گل میدهد میچینند.
کاربرد درمانی: گیاه خشک شده، همانند تازه آن سرشار از اسید السالیک است که به مقدار کم مدر است. اگر این گیاه به صورت تازه مصرف شود شیره آن در بهار دارای ذخیرهای از ویتامین ث است. داروی ضد اسکوربوت است و کمپرس برگهای خرد شده آن برای کاهش آماس به کار میرود. در صورت تورم لثه گیاه تازه آن را میجوند. قمست مورد استفاده برگ و ساقه آن است. در جنگلهای مرطوب و تاریک در میان خار و خاشاک و بیشهها سطح زمین را میپوشاند.
توت فرنگیFragaria vesca L. گیاهی است پایا، با ریزومی کوتاه و ساقه خزنده طویل و ریشه دار، برگها سه برگچهای و دارای دمبرگ بلند و پشت آن پرزدار است. دارای گل آذین خوشهای با گلهای کم پشت و سفید رنگ، در انتهای ساقه، بالا رونده است. توت فرنگی میوهای قرمز رنگ و معطر است و توت فرنگی خودرو در بیشهزارها و جنگلهای انبوه و حاشیه مزارع میروید. کاربرد درمانی: جوشانده برگهای توت فرنگی نوشیدنیای مقوی برای افرادی عصبی و کم خون است و برای رفع کاتاره (؟) رودهای و معده که همراه با اسهال باشد مفید است. اثر مثبتی بر روی ناراحتی مجاری ادرار، کلیهها و سنگهای کلیوی دارد. برگهای تخمیر شده آن جانشین خوبی برای چای، و مانند تمشک اشتها آور است. کمپرس جوشانده برگ روی زخمهای عفونی استفاده میشود. به صورت غرغره برای رفع بوی بد دهان به کار میرود. قسمت مورد استفاده، برگهای جوان و سالم آن است. در بیشهزارها و جنگلها، از جمله منطقه دو هزار تنکابن دیده میشود.
چمن گندمی رونده (قیاق) Agropyron repens (Gramineae) گیاهی است چندساله که طول آن به حدود 80 سانتیمتر میرسد. دارای ریزوم خزنده، برگهای باریک و اسپایکهای راست و گلهایی که در دو ردیف قرار میگیرند.
کاربرد درمانی: مدر است و در درمان التهاب مجاری ادراری و تورم مثانه کاربرد دارد. اگروپیرن(؟) آن خاصیت ضد میکروبی دارد و مصرف طولانی یا زیاد آن باعث کاهش پتاسیم میگردد. بهتر است در دوران بارداری و شیردهی مصرف نشود. قسمت مورد استفاده، ریزوم گیاه است. نحوه و میزان مصرف: جوشانده 4- 8 گرم ریزوم خشک گیاه سه بار در روز. نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه: Ger: Bladen -Nieren-Teeurofluxs.4
چای کوهی Stachy LavanduLifolia (Labiatae) گیاهی با کرکهای بلندی که سرتاسر کاسبرگها را پوشانده است. به راحتی شناسایی میشود. در نقاط مختلف ایران نیز رویش دارد و دارای انشعابات زیادی است.
موارد مصرف: به علت دارا بودن اسانس و مواد دیگر به صورت آرام بخش ناراحتیهای معده و دستگاه گوارش، مصرف سنتی دارد. دمکرده آن بیشتر استفاده قرار میشود. قسمت مورد استفاده آن ساقه کرکدار است.
دِرمَنه Artemisia aucheri سرشاخههای آن، به رنگ سبز مات و کرکدار با بوی بسیار قوی و معطر است که شامل برگها و کاپیتولهای تخم مرغی شکل یا کروی و کوچک است. گلها زرد است.
موارد مصرف و کاربرد درمانی: از سرشاخه برگدار آن برای رفع انگلهای گوارشی و ورم و سرماخوردگی استفاده میشود. همچنین باعث درمان سوء هاضمه میشود و اشتها آور و باد شکن است. برای تهیه دم کرده آن 2 قاشق چایخوری برای هر فنجان آب کافی است و میتوان 2 تا 3 فنجان را در روز مصرف کرد. مصرف دیگر آن خوشبو کننده مواد غذایی و چاشنی گوشت است و از عطر آن برضد بید زدگی استفاده میشود.
دارواش Viscum album L. (Loranthaceae) گیاه پایا، نیمه انگل درختان مختلف جنگلی، بدون کرک، صاف درخشان(کدام قسمت؟) به تقریب چوبی، همیشه سبز، متمایل به آبی مات یا متمایل به زرد رنگ. برگها در زمستان همیشه سبز و پایا، متقابل، ضخیم ـ چرمی و گوشتدار، پهن و دراز، بدون کرک، سبز مات. گل کوچک سبز فام بدون دمگل، میوه به صورت هسته مدور و گویچهای سفید رنگ. هر 5- 6عدد مجتمع در محل دو شاخه شدن شاخهها قرار دارد. در جنگلهای کوهستانی بین تنکابن و چورته پراکندگی دارد دیده میشود. کاربرد درمانی: به طور سنتی در فشار خون بالا و سر درد ناشی از آن، آترواسکلروزیس ضربان قلب بالا با منشأ عصبی و خاصیت کاهش دهندگی فشار خون استفاده میشود و آرامبخش است. به دلیل اثر سمی، دانه گیاه نباید مصرف گردد. نحوه و میزان مصرف: دم کرده 2- 6 گرم برگ خشک گیاه سه بار در روز. قسمت مورد استفاده برگ، میوه، شاخههای کوچک است و نباید در زمان بارداری مصرف شود. نام تجاری دارو ی ساخته شده ازگیاه:Ger: Helixor,Iscador
ریواس Rheum ribes (polygonaceae) گیاهی پایا، برگهای پهن آن روی زمین گسترده بوده گلهای آن در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشهای است. گل ریواس با کاربری رنگ کننده و ضد کرم مصرف سنتی دارد. میوههای قرمز رنگ و بالدار آن با نام گل ریواس عرضه میشود.
زرشک Berberis Vulgaris L. (Berberidaceae) ساقهها متعدد، چوبی، بسیار منشعب، با پوست زرد یا متمایل به قهوهای دارای خارهای تا حدی بلند به طول 1- 5/3 سانتیمتر ساده یا سه شاخه است. برگها چمچمهای یا بیضی، واژ تخم مرغی،پهن، دراز، کامل، در انتها مدور یا کمی تیز، کمی ضخیم، چرمی، در قاعده باریک شده و منتهی به دمبرگی کوتاه. گلها زرد رنگ درخوشههای متراکم، پر گل و طویلتر از برگها،؛ میوه تخم مرغی یا نیمه کروی که در موقع رسیدن قرمز است.
کاربرد درمانی: در درمان فشار خون، خارش و یرقان به کار میرود که ا ز برگ، میوه، پوست ساقه و ریشه آن استفاده میگردد. در مورد میزان مصرف آن مطلبی یافت نشده کسانی که با چوب آن سر و کار دارند ممکن است به اسهال و درد شکم مبتلا شوند. خونریزی بینی، تهوع، اسهال، تحریک کلیوی، نفریت از علائم مسمومیت با آن است. تزریق زیر جلدی آن بیحسی موضعی و تجمع رنگدانههای پوستی ایجاد میکند.
سرخ ولیک Crataegus spp.(Rosaceae) درخت یا درختچهای با شاخههای خاکستری و تیغدار باریک به رنگ سفید متمایل به صورتی و به شکل خوشهای. میوه آن دارای هسته چند بخشی و تخم مرغی شکل و قرمز رنگ است.
کاربرد درمانی: گلها را همراه با کمی از دمگلها و گاهی اوقات برگها را چیده، در سایه و یا در خشک کن در حرارت 35 درجه سانتیگراد خشک میکنند و برای آرامش اعصاب به کار میرود. مقوی قلب، باز کننده عروق کرونر و دارای خاصیت پایین آورندگی فشار خون است و در درمان آرترواسکلروز مصرف میشود. میوه آن شبیه زالزاک و خوراکی است. میزان مصرف دم کردهٔ آن به مقدار یک قاشق مرباخوری گل گیاه در نصف فنجان آب 1- 5/1 فنجان در روز است. شبدر قرمز (شبدر چمنی) Trifolium pratense L. (تیره بقولات) گیاهی علفی، پایا، با تنهای متراکم و بوتهای با برگهای پایهای است. از تنه آن ساقهای راست گوشهدار با برگهای سه تایی و متناوب میروید. روی برگچههای آن لکههای سفیدی به شکل نوک پیکان وجود دارد. گلهای قرمزـ بنفشی در انتهای شاخههای آن میروید. میوه این گیاه غلافدار است. کاربرد درمانی: این گیاه را برای مداوای برونشیت، گرفتگی صدا، سرفه و اسهال توصیه میکنند. مقدار مصرف: شش قاشق مرباخوری از گلهای این گیاه که به مدت ده دقیق دم میکنند و پس از صاف کردن در طول روز میآشامند. از این گیاه در ترکیبات خلط آور مقوی معده استفاده میگردد. در مصارف خارجی از آن در حمامها کمپرسها برای مداوای بیماریهای پوستی اضافه میشود. قسمت مورد استفاده آن گل و غنچه است.
شبدر سفید Trifolium repens L. تیره بقولات: گیاهی علفی، پایا، با ساقهای ریشه دهنده و بالا رونده، برگهای این گیاه، سه تایی و دارای دمبرگهای بلند است. گلهای سفید آن روی دمگلهای بلندی میروید. میوه آن غلافدار و دانههایش به رنگ زرد است. کاربرد درمانی: غنچههای آن را در ظروف در بسته در محلی خشک نگهداری میکنند. برای مداوای کاتارههای معده ـ رودهای و اسهالهای شدید استفاده میشود. از آن برای معالجه ناراحتیهای مجاری بالایی تنفسی (به صورت بخور نیز امکان دارد) ورم غدد و دردهای روماتیسمی استفاده میشود. مقدار مصرف: دم کرده به مقدار شش قاشق مرباخوری در حدود 5 دقیقه دم کرده سپس میل شود. قسمت مورد استفاده: غنچههای این گیاه و گلهای تازه با کمی از دمگل در اوایل گلدهی .
علف چای Hypericum perforatum L. گیاهی پایا، بدون کرک، در پایه چوبی و طول آن به 80 سانتیمتر میرسد با ساقه ایستاده، برگها تخم مرغی دراز پهن، یا خطی در سطح زیرین کم رنگ، شامل نقاط شفاف سوراخ مانند با حاشیهای سیاه است. دارای گلهای زرد درخشان به نسبت بزرگ. کاربرد درمانی: خاصیت آرامبخش و قابض دارد در درمان هیجان زدگی، بیخوابی، زخمها، اختلالات عصبی دوران یائسگی به کار میرود در هومیوپاتی نیز مصرف میشود. جوشانده 2- 4 گرم گیاه خشک سه بار در روز میل شود و به صورت طعم دهنده غذایی نیز به کار میرود. مصرف در دوران بارداری و شیردهی توصیه نمیشود. به علت خاصیت سمی مصرف با نظر پزشک صورت گیرد. نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه Ger: Aristoforat, cesradyston,
فرنجمشک (بادَرَنجبُویه/وارنگبو) Melissa officinalis L.(Labiatae) گیاه چند ساله ارتفاع آن به 30- 120 سانتیمتر میرسد. دارای ساقه خمیده، چند گوش، کرکدار و منشعب، برگها تخممرغی و با دندانه تیز، گلها دارای دمگل کوتاه، به رنگ سفید متمایل به صورتی و گل آذین شامل 5- 10 گل است. گیاه بادَرَنجبُویه (وارنگبو) به هنگام گلدهی بوی لیمو میدهد و دانهها به رنگ قهوهای است. از برگها و سرشاخههای گلدار استفاده میگردد. کاربرد درمانی: بادشکن، ضد گرفتگی عضلانی، مقوی معده و ضد ویروس است. دم کرده 2 قاشق مرباخوری برگ گیاه در یک فنجان آب جوش مصرف میشود. برگ گیاه طعم دهنده خوبی برای غذاست.
کیسه کشیش Capsella bursa-pastoris L. Medicus گیاهی یک ساله یا دو ساله، علفی، سبز که ارتفاع آن به 40- 50 سانتیمتر میرسد. در نقاط جنگلی دیده میشود. برگها کامل، دندانهدار یا چند بخشی شانهای و کم عمق است. گلها به رنگ سفید یا متمایل به صورتی به حالت خوشهای و در انتهای ساقه و شاخهها ظاهر میشود. میوه آن کپسول و قلبی شکل است. کاربرد درمانی: بند آورنده خون در زایمان و همچنین زخمهای باز؛ درمان کاتاره معده – رودهای و ضدعفونی کننده مجاری ادرار و به طور سنتی برای درمان اسهال، هماتوری و التهاب شانه به کار میرود. از سرشاخههای هوایی گیاه که در تمام طول سال جمع آوری میشود استفاده میگردد. بهتر است در بارداری و شیردهی مصرف نشود. میزان مصرف دم کرده آن 1- 4 گرم گیاه خشک شده سه بار در روز میل شود. درمصارف خارجی گیاه را برای پاک کردن زخم، ناراحتیهای پوستی و اگزمایی که به علت گرمای بیش از حد به وجود میآید نیز به کار میبرند.
گزنه سفید Lamium album L. گیاه علفی پایا با ساقهای چهار گوش و بالا رونده و برگهای متقابل قلبی شکل است که در قسمت بالایی ساقهاش از بغل برگها گلهای منفرد سفید رنگی می روید. میوه آن فندقه و تمام گیاه پوشیده از پرزهای ریز است. کاربرد درمانی: گلهای خشک شده را در ظرف در بسته و به دور از نور نگهداری میکنند که برای سینه درد و مداوای ناراحتیهای زنانه موثر است. و به مبادلات متابولیکی بدن سرعت میبخشد. برگهای جوان آن را میتوان مثل اسفناج مصرف کرد. دم کرده آن به مقدار دو تا سه قاشق مرباخوری در هر فنجان آب تهیه شود. که جوشانده روی کاتاره و مجاری تنفسی فوقانی اثر گذارده و با بی خوابی مبارزه می کند. و دم کرده برای شستشو و کمپرسها روی نارحتیهای پوستی ، اگزما ، سوختگی ، بواسیر وواریسها استفاده می شود و قسمت مورد استفاده برگهای جوان و سالم می باشد
گل خطمی Althaea officinalis L. (Malvaceae) گیاهی چند ساله و کرکدار که ارتفاع آن به 2/2 متر میرسد. دارای ریشه ضخیم سفید رنگ. برگها قلبی شکل و گل به رنگ صورتی است. ریشهها اغلب در اسفند و فروردین یا مهر و آبان، گلها در تیر و مرداد جمع آوری و برگها قبل از شکفتن گلها محصول برداری میشود. کاربرد درمانی: به طور سنتی در درمان سرفه، نزله، زخم معده، التهاب دهان و حلق و گلو کاربرد دارد؛ خلط آور، نرم کننده، ملین و مدر و ضد باکتری است. از ریشه و برگ گیاه استفاده می گردد. نحوه و میزان مصرف: 1- دم کرده: 3- 5 گرم برگ خشک گیاه سه بار در روز میل شود. 2- عصاره مائی: برگ گیاه به نسبت 1:1 در الکل 25% سه بار در روز میل شود. 3- پماد: پودر برگ گیاه بصورت 5% در پایه پماد سه بار در روز مصرف شود. 4- عصاره سرد: تهیه شده از ریشه خشک گیاه 2- 5 گرم سه بار در روز مصرف شود. به صورت طعم دهنده غذا نیز کاربرد دارد. نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه: Ger:Phytobronchin
گل ماهور Verbascum thapsus L. (Scrophulariaceae) گیاه عمودی دو ساله که ارتفاع آن به 2 متر میرسد. برگها پرزدار به رنگ سبز خاکستری به شکل تخم مرغی کشیده، گلها نیزهای و به رنگ زرد روشن است که بیش از 30 گونه دارد. کاربرد درمانی: این گیاه به صورت موضعی در درمان التهاب پوست ملتهب و دردناک به کار میرود. بخور گل گیاه اثر ضد احتقان بینی و درمان اختلالات مجاری تنفسی را دارد. پودر خشک شده یا ضماد برگهای آن در درمان زخمهای شدید به کار میرود . این گیاه مسکن، ضد گرفتگی عضلانی، مرهم بافت مخاطی، مدر و خلط آور است که از برگها و گلهای آن استفاده میشود. گلها را از تیر تا مهر در مواقعی که گلها کامل باز شده باشد جمع آوری میکنند. نحوه و میزان مصرف: دم کرده یک قاشق مرباخوری برگ یا گل آن در یک فنجان آب 1- 2 بار در روز میل شود.
گل گاوزبان ایرانی Echium amoenum fisch. (Boroaginaceae) گیاه پایا و علفی، پوشیده از تارهای نرم، ساقه راست یا خمیده با برگهای ساده دمبرگ دار که بالاییها تخم مرغی است. گلها درشت به رنگ آبی مایل به بنفش، میوه فندقه و از برجستگیهای غده مانند به وجود میآید. همه اندامهای گیاه پوشیده از پرزهای خشن است. کاربرد درمانی: گلهای آن به علت معرق بودن و دارا بودن خواص درمانی دیگر در رفع عوارض سرماخوردگی مصرف فراوان دارد و در ناراحتیهای مجاری تنفسی، سرفه، گرفتگی صدا، مؤثر است. این گیاه بدن را تحریک و مبادلات سلولی را تنظیم و سیستم اعصاب را آرام میکند. شیره تازه آن نیز برای درمان ناراحتیهای عصبی به کار میرود. در مصارف خارجی آن را برای بیماریها و ورمهای پوستی به کار میبرند. برگهای تازه گل گاو زبان محتوی مقدار زیادی ویتامین ث است و برای تهیه سالاد استفاده میشود.
گلپر Heracleum persicum Desf. (Umbelliferae) گیاهی کوهستانی دو ساله یا سه ساله و ارتفاع آن به 50- 120 سانتیمتر میرسد. ساقه ایستاده و ضخیم، منشعب دارای شاخههای منتهی به گل آذینهای چتری وسیع و گسترده است. برگها به رنگ سبز تیره، سطح زبرین بدون کرک ولی سطح زیرین پوشیده از کرک است. گلها سفید رنگ. میوه در سطح پشتی فشرده، سطح(مسطح؟)، شامل حاشیهای پهن و پرههای نازک است. کاربرد درمانی: پودر میوه برای رفع نفخ و ناراحتیهای سوء هضم از نفخ به کار میرود. مصرف مقادیر زیاد به دلیل تپش زیاد قلب ممنوع است.
گل قاصد Traxacum officinalis web گیاهی علفی، پایا با ریشهای عمودی و با برگهای گسترده در سطح زمین است. در اوایل بهار ساقه گلدار آن باغنچه ای زرد که به تمامی از گل پوشیده شده است ظاهر میگردد. پس از گل دادن، غنچه آن تبدیل به گلولهای از میوههای فندقه کاکلدار میشود. موارد مصرف و کاربرد درمانی: برای مداوای ناراحتیهای چشمی، برگها و گلها برای تصفیه خون مفید است؛ ریشه و ساقه مقوی معده بوده، ترشح عصاره معده را تحریک میکند و مسهل صفرا است. برگهای تازه و جوان سرشار از ویتامین ث است و در تهیه سالاد مصرف میشود. میزان و نحوه مصرف: مطلبی یافت نشد.
گل گندم Centaurea cyanus گیاهی است یک ساله یا دو ساله با ساقهای منشعب و به رنگ سبز مایل به سفید و پوشیده از تارهای پنبهای شکل. گلهای لولهای و آبی رنگ دارد. میوه آن فندقه و دارای تارهای بلند است. کاربرد درمانی: برای تنظیم کار دستگاه گوارش، و ناراحتیهای معده به کار میرود. کاربرد آن به صورت جوشانده است. موارد مصرف: گلهای خشک شده که پس از خشک شدن باید در محلی خشک و دور از نور نگهداری شود.
شَقاقُل (مُهر سلیمان) Polygonatum oriental Desf. (Liliaceae) شقاقل پارهای از ریزومهای سخت و استخوانی به شکل لولهای و به ضخامت یک انگشت به رنگ کرم متمایل به زرد، بدون بو و با طعم کمی تند است که از گیاه مهر سلیمان از تیره لاله به دست میآید و بر روی آن بندهای منظم و حلقهای مشخص دارد. در ارتفاعات میانبند جنگل منطقه دیده میشود. مهر سلیمان گیاهی پایا و بومی جنگلهای شمال کشور است. ساقه های گیاه به تقریب به موازات زمین قرار گرفته برگهایی کامل بدون دمبرگ و یک طرفه و گلهایی سفید رنگ دارد که آویخته است و تبدیل به میوه های کروی شکل میشود. میزان و نحوه مصرف آن مطلبی یافت نشده. موارد مصرف: شقاقل برای تهیه مربا استفاده میشود و تقویت کننده و مدر است.
نعناع Mentha × piperita L. (Labiatae) گیاه یک ساله و معطر که ارتفاع آن به 80 سانتیمتر میرسد و دارای گلهایی به رنگ بنفش روشن است که به صورت خوشههای مجتمع روی چرخههایی قرار دارند و هر چرخه مرکب از 6- 7 گل است. عمر گلها بسیار کوتاه است و مدت کمی پس از تشکیل از گیاه جدا می شوند. میوه کپسول کوچک به رنگ قرمز تیره است. کاربرد درمانی: ضد گرفتگی عضلانی، ضد درد، محرک انقباضات کیسه صفرا و تببر است. چای یا روغن آن در حالات عصبی، بیخوابی، سرفه، میگرن، تهوع و دردهای شکمی به کار میرود. به دلیل خاصیت خنکی موضعی سبب بی حسی و کاهش درد موضعی میشود در سندرم روده تحریک پذیر کاربرد دارد. اسانس گیاه در کودکان کمتر از 5 سال مصرف نشود. از قسمتهای هوایی گیاه شامل برگ و ساقه به صورت تازه و برگ خشک شده استفاده میگردد و به صورت سبزی و ادویه مصرف غذایی دارد. نام تجاری دارو ساخته شده از گیاه GER:chinamize.
منابع: گیاهان دارویی، ژان ولاگ و ژیری استودولا، ترجمه ساعد زمان دایرهالمعارف گیاهان دارویی ایران (جلد1)، پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی زیر نظر دکتر شاهین آخوندزاده.
برگرفته و ویرایش شده از: معرفی گیاهان دارویی مناطق جنگلی و مراتع سه هزار تنکابن، رادمهر جوهی، مقالهٔ دستنویس.
منابع ویرایش دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، لوح فشرده، دانشگاه تهران، روایت سوم. دایره المعارف بزرگ اسلامی، http://www.cgie.org.ir/debaf.asp?id=121 معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص. مظفریان، ولیالله، 1377، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص. محتشمی، رضا، 1385، فرهنگ جیبی داروهای ژنریک ایران، تحفه، چ2، تهران، 576 ص. http://fa.wikipedia.org/wiki/ http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1172&Itemid=59 http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86 http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF http://en.wikipedia.org/wiki/File:ChristianBauer_flowering_oregano.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Rosemary_bush.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Achillea_millefolium_vallee-de-grace-amiens_80_22062007_1.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Feverfew.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Salix_alba_Morton.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Capelvenere03(Parco_dei_Nebrodi).JPG http://en.wikipedia.org/wiki/File:Minze.jpg http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a0/Juniperus-communis-1.jpg http://www.floracyberia.net/spermatophyta/gymnospermae/cupressaceae/juniperus_communis.jpg http://www.thebegavalley.org.au/uploads/tx_steverplantgallery/Mentha_pulegium_01_pennyroyal.JPG http://en.wikipedia.org/wiki/File:Oxalis_acetosella_LC0190.jpg http://www.plant-identification.co.uk/images/rosaceae/fragaria-vesca-2.jpg http://www.plant-identification.co.uk/images/rosaceae/fragaria-vesca-1.jpg http://www.mobot.org/gardeninghelp/images/Pests/Pest941.jpg http://farm1.static.flickr.com/52/187100764_f4b7ffa163.jpg?v=0 http://image.gardening.eu/immagini/stachys_lavendulifolia.jpg http://www.alpinissimum.de/Homepage/gartenrdg/Fotogalerie/Stachys%20lavandulifolia.JPG http://en.wikipedia.org/wiki/File:Artemisia_absinthium_P1210748.jpg http://www.shamanshop.net/store/images/images_misc/ArtemisiaAbsinthium1.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:MistletoeInSilverBirch.jpg http://www.floralimages.co.uk/images/viscum_album_e25.jpg http://www.irandeserts.com/pics-5/rivas-1big.jpg http://www.bomengids.nl/lente2/pics/Zomerlinde__Tilia_platyphyllos__Bigleaf_linden@img_2870blad.jpg http://farm1.static.flickr.com/193/509653579_37a32a9d8f.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Berberis-vulgaris-flowers.jpg http://lh6.ggpht.com/luirig/R5ywx5Te-II/AAAAAAAAQSA/vOEEvF-DZX8/s800/crataegus_x_media_5.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Livada.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Red_clover_closeup.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Dutchwhiteclover.JPG http://chanteh.mihanblog.com/page/2 http://en.wikipedia.org/wiki/File:Saint_johns_wart_flowers.jpg http://www.missouriplants.com/Yellowopp/Hypericum_perforatum_plant.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Melissa_officinalis01.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Capsella_bursa-pastoris.JPG http://en.wikipedia.org/wiki/File:Lamium_album(01).jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Althea_officinalis_flor.jpg http://www.floralimages.co.uk/images/althaea_officinalis_10cb.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Starr_040723-0030_Verbascum_thapsus.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Starr_040723-0267_Verbascum_thapsus.jpg http://www.ct-botanical-society.org/galleries/pics_v/verbascumthap_pl.jpg http://www.kadel.cz/flora/Images/WebSize/849.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Golparground.jpg http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Tromsopalme-total.jpg http://www.treknature.com/gallery/photo94331.htm http://www.peraga.it/di/c/ci/Immagini/Enciclopedia/tarassaco.jpg http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kornblume02.JPG http://static.howstuffworks.com/gif/parsnip-2.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Mentha_piperita_-_Pfefferminze.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/File:Mentha-piperita.JPG http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Breitwegerich.jpg http://plants.usda.gov/java/largeImage?imageID=roof_001_ahp.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/Quince http://en.wikipedia.org/wiki/Juniperus_communis http://kaseyskorner.typepad.com/kaseys_korner/2009/06/index.html
|
| ساعت ۱٠:٥٦ ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ |
|
علاوه بر ارزیابی مالی و اقتصادی که هم به صورت ارزیابی «قبلی» و هم به صورت ارزیابی «بعدی»، ملاک مقایسه و انتخاب اولویتبندی و ضرورت اجرای طرح قرار میگیرد، در طرحهای جنگلداری نظارت و ارزیابیهای اغلب فنی و زیست محیطی در مقاطعی از مراحل اجرای طرح و همچنین بعد از اجرای طرح صورت میگیرد که راهنمای عمل برای تصمیمگیری با هدف ادامهٔ روند فعلی یا برای بازنگری و تجدید نظر و اصلاح روند فعلی است. بدیهی است که این قبیل ارزیابیهای فنی و زیست محیطی به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روی ارزیابیهای مالی و اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است. از نظر دستگاه ناظر، زمان اجرای کار و کیفیت اجرا، بر حفاظت و احیا و توسعهٔ پایدار تأثیر میگذارد. لذا این موارد بررسی میشود. مهمترین نکات و شاخصهایی که در حین اجرا و یا بعد از اجرای طرح، نظارت و ارزیابی میشود، با توجه به سرفصلها به شرح زیر طبقهبندی میگردد: 1- معیارهایی که در ارزیابی اقتصادی، علاوه بر محاسبات مشترک ارزیابی مالی، مد نظر قرار میگیرد - ارزشمند کردن منطقه - فراهم کردن زمینه برای توسعهٔ سایر بخشها مانند: گردشگری و پرورش آبزیان - تولید کالاهای صادراتی و ارزآور - تولید کالاهای جانشین واردات و جلوگیری از خروج ارز - افزایش درآمد و در نتیجه افزایش رفاه عمومی در محدودهٔ طرح و در نهایت، کاهش وابستگی نسبی مردم به جنگل و منابع طبیعی تجدید شونده، مانند: کاهش مصرف هیزم و جانشینی سوخت فسیلی به دلیل افزایش درآمد و امکان دستیابی به سوخت فسیلی در مصارف عمومی نظیر مسجد و حمام و مدرسه و نانوایی در مناطق دوردست - آثار اجرایی طرح بر تقلیل هزینههای فعالیتهایی که در خارج از طرح صورت میپذیرد مانند: تقلیل هزینهٔ حمل و نقل در بخش کشاورزی محدودهٔ طرح با استفاده از جادههای طرح جنگلداری - فراهم شدن زمینه برای تنوع تولید یا راحتتر شدن زمینهٔ تصمیمگیری برای عرضهٔ محصولات سودده، مانند: فروش شیر به جای کره و پنیر در بین دامداران مناطق روستایی - مرمت و نگهداری دائم جادههای طرح موجب کاهش هزینههای تعمیراتی و صرفهجویی لوازم یدکی و سایر فعالیتها میشود - استفادهٔ سایر بخشها از تأسیسات زیربنایی و جانبی طرح، مانند: جاده، نانوایی، درمانگاه 2- معیارهای ارزیابی اجتماعی - وارد کردن طرح و پروژهٔ اجرایی در برنامهٔ توسعه دولت - ایجاد اشتغال در محدودهٔ طرح - توسعهٔ صنایع تبدیلی و ایجاد اشتغال جدید مانند: انواع صنایع چوب منضم به طرح، در جوار طرح یا در سایر مناطق - تربیت کارگران ماهر که در میانمدت، خود به تولیدکنندگان مستقل تبدیل میشوند. مانند: تولید کنندگان بخش خصوصی نهال و محصولات درودگری در شعاع معینی از نهالستانهای بزرگ و کارخانههای صنایع چوب - فراهم شدن زمینهٔ شکوفایی استعدادها، مانند: ترویج دامهای اصیل و دورگه در حوزهٔ شرکت سهامی چوبِ فَریم و یا استفاده از رودخانههای داخل جنگل در پرورش آبزیان - ترویج گونههای تُندرُشد و پُرمحصول در زراعت چوب مانند: صنوبرهای تُندرُشد در حوزهٔ طرحهای صنایع چوب و کاغذ - فراهم کردن زمینه برای تفریح و تفرج مانند: گردش در جنگل و دسترسی به مناظر بدیع و منحصر به فرد و همچنین ایجاد زمینه برای آموزشهای گیاهشناسی و زیست محیطی
3- معیارهای ارزیابی زیست محیطی و فنی - افزایش کمی و کیفی در تنوع زیستی گیاهی و جانوری - افزایش تولید محصولات مرغوب: گردهبینه به جای الوار و هیزم به جای زغال - افزایش تولید در واحد سطح با افزایش بازده و یا افزایش تنوع تولید محصولات چوبی و غیر چوبی - افزایش رویش و موجودی در هکتار - افزایش تاج پوشش - افزایش تعادل و پایداری با حفظ و افزایش تنوع زیستی و برقراری تعادل در نسبت ارتفاع به قطر برابر سینه یا ضریبِ قد کشیدگی (h/d)
- حفاظت آب و خاک و تنظیم جریان دائم آب و تأمین آب صاف - افزایش عمر مفید سدها - حفظ سرمایهگذاریهای زیربنایی از خسارتهای ناشی از فرسایش آبی و بادی - بهسازی محیط زیست حیات وحش، مانند: افزایش جانورانی همچون قرقاول پس از جنگلکاری و احیا و توسعهٔ جنگل در مناطق مخروبه - حذف عوامل تخریب مانند: حذف و یا کاهش گسترش دامداری و کشاورزی در جنگل و کاهش تخلفات در این زمینه. خسارتهای زیست محیطی که بر اثر اجرای طرح به وجود میآید باید در هزینههای طرح منظور گردد. برای مثال خسارت آلودگی زیست محیطی کاغذسازی در مقابل اقدام کارخانه برای جمعآوری و بازیافت کاغذهای باطله و پاکسازی محیط زیست باید با هم دیده شود. شاخصهای فنی شناسایی طرح جنگلداری موفق یا مجری موفق علاوه بر معیارهای مالی و اقتصادی و اجتماعی برای ارزیابی عملیات انجام شده در طرح، شاخصهای فنی و زیست محیطی نیز در هر طرح سنجیده میشود، که عبارتاند از: 1- شاخصهای جادهسازی پس از تهیه و تصویب طرح جنگلداری، جاده اولین نیاز برای دسترسی به جنگل برای اجرای برنامههای پیشبینی شده است. برخی از شاخصهای اجرای موفق جادهسازی عبارتاند از: 1- احداث جاده بر اساس خط هادی (مصوبات کتابچه طرح و با استفاده از علوم زمینشناسی و خاکشناسی)، مگر اینکه در زمان تهیهٔ پروژه و یا در حین احداث بر اساس ضرورت فنی، بازنگری صورت گیرد و تغییر مسیر داده شود که در این حالت مسیر جاده باید بر اساس پروژهٔ مصوب باشد. 2- مسیر هادی تا حد امکان بدون ضد شیب باشد و حداکثر شیب طولی متناسب با درجهٔ جاده جنگلی بین 8 تا 12 درصد باشد. 3- احداث جاده و وابنیهٔ (سازههای) فنی بر اساس مشخصات پیشبینی شده در پروژه و سایر شاخصها مانند: کوبیدگی خاک، زیرسازی، روسازی، گریزگاه، ایستگاه دپوی موقت باشد. 4- مرمت و نگهداری جاده در طول سال بهویژه بعد از هر بارندگی شدید و بعد از هر بهرهبرداری انجام شود؛ مانند: شنریزی لکهای، ریزشبرداری، تسطیح. 5- پاک بودن جویهای (کانالهای) کناری، حوضچههای رسوبگیر، باز بودن آبراهههای عرضی به نحوی که پس از هر گونه بارندگی، آب در سطح جاده جاری نشود و یا موجب لغزش و رانش جاده نگردد و جاده در تمام فصول سال باز و آماده برای خدماترسانی به جنگل و بهرهبرداری باشد. 6- سایر شاخصها بر اساس استاندارد دفتر مهندسی باشد.
2- شاخص بهرهبردای پس از جادهسازی و فراهم شدن دسترسی به جنگل، برخی از درختانِ آفتزده و بیمار و مزاحمِ پایههای مرغوبِ آیندهدار و بعضی از درختانی که به سن و یا قطر بهرهبرداری رسیدهاند و همچنین درختان عرصههای مخروبه و تحت برنامهٔ احیا، بر اساس مصوبات کتابچه طرح و نظر کارشناسان جنگلشناسی، نشانهگذاری و در زمان مناسب، بهرهبرداری میشوند. برخی از شاخصهایی که بیانگر اجرای موفق بهرهبرداری است عبارتاند از: 1- رعایت فصل قطع و انداختن درخت در جهتی که کمترین خسارت به نهالها و درختان سرپای جنگل وارد شود و در ضمن کمترین خسارت به کیفیت تنهٔ درخت قطع شده وارد شود. استفاده از ابزار و وسایل کمکی نظیر گوه و تیرْفور (tirfor) برای رسیدن به این مقصود الزامی است و نشانهگذار باید با کشیدن علامت پیکان بر تنهٔ درخت، جهت انداختن درخت را مشخص کند. 2- خروج هر چه بیشتر مقطوعات به صورت تمامْتنه یا گردهبینه و هیزم و تولید کمتر الوار و زغال 3- ارتفاع کنده نباید بیش از یک سوم قطر یقهٔ درخت باشد. 4- شکسته و مغزکش نشدن تنههای قطع شده 5- بازده تولید چوب صنعتی (غیر از هیزم و زغال) بیش از 80 درصد در روش نیمهمکانیزه و 60 درصد در روش سنتی با رعایت احداث مسیرهای چوبکشیِ پیشبینی شده باشد. 6- آسیب نرسیدن به درختان در مراحل قطع و تبدیل و خروج مقطوعات 7- خروج مقطوعات از جنگل کمتر از شش ماه از زمان قطع و در مواردی که دلیل موجه وجود داشته باشد کمتر از یک سال بعد از قطع انجام شود. 8- احداث ایستگاههای اصلی و فرعی برای حفظ و نگهداری چوب 9- تا حد امکان، داشتن سازمان کار متخصص برای آنکه مجری در هر یک از فعالیتها، با توجه به مقدار کار، به صورت امانی کار را انجام دهد. 10- داشتن ابزار کار مناسب 11- مجری طرح جنگلداری، چوب را در جنگل نفروشد و تا حد امکان فروش چوب در ایستگاههای دائم و پس از دستهبندی انجام شود. 3- شاخص جنگلکاری و زادآوری و عملیات مراقبتی و پرورشی پس از جادهسازی و بهرهبرداری و در مواردی حتی قبل از جادهسازی و بهرهبرداری در جنگلهای مخروبه، در صورتی که زادآوری طبیعی ممکن نباشد، یا با هدف غنیسازی، در برخی عرصهها با عملیاتی از قبیل خراش سطحی، بذرپاشی، بذرکاری، نهالکاری، به استقرار زادآوری و پوشش گیاهی مطلوب کمک میشود. شاخصهایی که بیانگر اجرای موفق این مرحله از عملیات هستند عبارتاند از: 1- کیفیت پایههای سیم خاردار اعم از چوبی یا غیر چوبی، فواصل پایهها، کشش سیم خاردار، فواصل ردیفهای سیم خاردار، تعداد ردیفهای سیم خاردار بر اساس رهنمود دفتر ستادی مربوط با توجه به وضعیت طبیعی و وضعیت اقتصادی- اجتماعی منطقه باشد. 2- ابعاد گودال، متناسب با وضع منطقه و دست کم 40 × 40× 40 سانتیمتر باشد و توجه شود که قطر یقه و ارتفاع نهال و کیفیت خاکدهی از عوامل مؤثر در موفقیت جنگلکاری و زندهمانی نهالهاست. 3- انتخاب نهال و بذر و نحوهٔ نگهداری و حمل، متناسب با ارتفاع منطقه باشد. 4- جنگلکاری در فصل مناسب یعنی پاییز و زمستان، با توجه به ارتفاع از سطح دریا و شرایط بومشناختی منطقه انجام شود. 5- جنگلکاری با گونههای سازگارِ پیشبینی شده در طرح و یا به انتخاب کارشناسان جنگلکاری باشد. 6- استفاده از نهالهای استاندارد و چنگالی نبودن نهالهای مستقر شده 7- استفاده از بذرپاشی و خراش سطحی و بذرکاری به جای نهالکاری با توجه به ریزی و درشتی بذر و در شرایط مساعد با توجه به وضعیت خاک و حداقل تاج پوشش مورد نیاز برای استقرار زادآوری 8- موفقیت جنگلکاری بیشتر از 85- 90 درصد (افت کمتر از 10- 15 درصد) و انجامدادن واکاری در صورت نیاز تا سه سال متوالی و اجرای عملیات سِلهشکنی بر حسب سرشت و نیاز گونه و وضعیت اقلیمی به مدت 3 تا 5 سال 9- پرورش زادآوری با ضریب قد کشیدگی/پَخی/لاغری hd=h/d×100)) معقول در سنین مختلف. جدول زیر مقادیر مناسب را برای تودههای بزرگسال نشان میدهد که در تودههای جوان، به طور طبیعی ناپایداری قدری بیشتر است:
رابطهٔ ضریب کشیدگی و میزان پایداری توده
10- ایجاد حجم و تعداد در هکتار بر اساس مصوبات و اهداف کتابچهٔ طرح و مقایسهٔ آن با قبل از اجرای طرح 11- ایجاد حجم و تعداد در هکتار بر اساس طبقات قطری مورد نظر (15- 30 و 35-55 و 60 سانتیمتر به بالا) 12- ظهور مجدد و پدیدار شدن جانوران مکمل اکوسیستم نظیر پرندگان و پستانداران
4- شاخص حفاظت تمام عرصه و اعیانی جنگل برای برقراری تعادل باید حفاظت و حمایت شود و هر گونه دخالت خارج از مطالعات و مصوبات کتابچه طرح جنگلداری و بازنگریهای مصوب بعدی مغایر با اصول حفاظت و پایداری طبیعت و سایر اهداف طرح است. شاخصهای عمدهٔ بیانگر موفقیت حفاظت جنگل عبارتاند از: 1- کاهش و حذف تغییر کاربری جنگل 2- کاهش و حذف قاچاق چوب و سایر محصولات جنگل 3- کاهش و حذف ورود دام به جنگل 4- حفظ و یا افزایش تنوع زیستی گیاهی و جانوری در محدودهٔ طرح 5- حفظ و یا افزایش موجودی و تاج پوشش در هکتار 6- حفظ و یا افزایش تنههای مرغوب در هکتار 7- انجام دادن کلیهٔ تعهدات پیشبینی شده مانند: جادهسازی و جنگلکاری و حصارکشی و مرمت و نگهداری سرمایهگذاریهای انجام شده، جلوگیری از ورود دام، جلوگیری از تجاوز و تغییر کاربری، جلوگیری از قاچاق، جلوگیری از آتشسوزی و همکاری مؤثر در اطفای حریق، تأمین وسایل اطفای حریق، جذب قرقبان، برقراری حداقل تشکیلات سازمان کار بر اساس طرح مصوب 8- کنترل آفات و بیماریها، کاهش و یا حذف ظهور و طغیان آفات و بیماریها 5- انجام دادن به موقع تعهدات پیشبینی شده در کتابچهٔ طرح و یا در پروانهٔ قطع 1- انجام دادن به موقع کلیهٔ برنامهها و عملیات و تعهدات پیشبینی شده از قبیل: جادهسازی، جنگلکاری، حصارکشی، فصل قطع، احداث ساختمان نظارت و حفاظت، مرمت و نگهداری سرمایهگذاریهای انجام شده، جلوگیری از ورود دام، جلوگیری از تجاوز و تغییر کاربری، جلوگیری از قاچاق ، جلوگیری از آتشسوزی و همکاری مؤثر در اطفای حریق، تأمین وسایل اطفای حریق، جذب قرقبان، برقراری حداقل تشکیلات سازمان کار بر اساس طرح مصوب 2- نداشتن تعهدات معوق. حداکثر تعهدات معوق در پایان فصل نباید بیش از ده درصد باشد.
منبع: عبداللهپور، مصطفی، راهنمای نظارت و ارزیابی عملی طرحهای جنگلداری، در دست چاپ. |
|
| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ |
|
سروهای کهنسال ایران در چهار شکل زیر در نواحی مختلف ایران دیده میشود: 1- به صورت تکپایه: اغلب در حاشیهٔ آبادیهاز این پایهها ردیابی شدهاند (مانند سرو اَبَرکوه). 2- به دلیل ایجاد میکروکلیمای خاص تعدای از درختان سرو کهن، درون تودهها به کهنسالی رسیدهاند. دو حالت در این تودهها مشاهده شده است: - درختان کهنسال همگی از گونه سرو هستند (مانند تودههای منطقه تنگه خرقه فیروز آباد فارس، منطقه پشتهان استان گیلان و تنگه صولک استان کهگیلویه و بویراحمد). - درختان کهنسال علاوه بر سرو شامل گونههای مختلف دیگری نیز هستند مانند منطقه دهبکری کرمان، در این توده علاوه بر دو سرو کهنسال یک پایه بنه کهنسال، یک پایه چنار کهنسال و دو پایه گردوی کهنسال مشاهده میشود. 3- حالت بین تکپایه کهنسال و توده: این شکل در منطقه دربید یزد رویت شده است. 4- در زمانهای قدیم این درختان همراه با ایجاد قلعهها یا ساختمانهای قدیمی کاشته شدهاند (مانند باغ فین کاشان و به احتمال زیاد درختان منطقهٔ خرو طبس در استان یزد).
1- حالت تک پایه به طور کلی این سروها به صورت تک پایه یا دو پایه مجاور هم تاکنون شناسایی شده است. شرایط نگهداری بعضی از این پایهها مانند سرو ابرکوه بسیار نامطلوب است ولی بعضی از این پایهها نسبت به سالهای پیش بدون تغییر باقی ماندهاند. همانطور که در ابتدا ذکر شد حفظ اکوسیستم قدیمی سرو از جمله بافت بستر و گیاهان همزیست با پایههای کهنسال نحوه دریافت آب و ... باید در رأس همه اقدامات قرار گیرد. حداقل فاصله درختان کهنسال با خیابانهای آسفالته حدود نیم کیلومتر باشد.
نحوه عملکرد مطلوب به شرح زیر است: الف. ابتدا با کمک پرچین چوبی بدون هیچگونه استفاده از سایر مواد مصنوعی مانند آجر و بتون، اطراف درخت به شعاع یک متر از یقه حفاظ بندی گردد. ب. در صورت وجود باغهای قدیمی در شعاع تا نیم کیلومتری درخت، یا باغها به همان صورت حفظ گردد یا تنها با برداشت دیوار، محوطهسازی باغها به فضای اطراف سرو کهنسال اضافه گردد. ج. اطراف درخت کهنسال زیر نظر متخصص امر با فواصل مناسب تنها با فرزندان همان درختان پارکسازی گردد. به هیچ وجه بستر با کمک چمن سبز نشود. در آینده پوشش طبیعی منطقه خودبهخود موجبات سبزی بستر را در محدوده پارک ایجاد شده فراهم خواهد کرد. د. همانطور که ذکر شد در نزدیکی این درختان نباید آسفالتریزی انجام شود. بلکه خیابان مربوطه با کمک شن شسته شده برای عبور افراد پیاده آماده گردد. در فاصله دورتر از نیم کیلومتر اطراف درخت کهنسال، اتاق مناسبی برای نگهبانی درخت کهنسال ساخته شود. ساخت این اتاق بهتر است با استفاده از چوب باشد. در آرشیو این اتاق تاریخچهٔ مطالعات و تحقیقات انجام شده روی درخت مذکور و سایر درختان کهنسال قرار خواهد گرفت. در صورت نیاز این اطلاعات و گزارشهای مربوط در اختیار اهل فن و بازدیدکنندگان قرار خواهد گرفت. در همین اتاق صندوقی برای همکاری علاقهمندان به حفظ درخت گذاشته خواهد شد. بازدیدکنندگان میتوانند نظر یا کمکهای مادی احتمالی خود را برای حفظ و مطالعه درختان کهنسال در این صندوق بریزند.
مطالعات زیر باید سالی یک بار روی سروهای تک پایه کهنسال انجام گیرد: - وضعیت موجود درختان از نظر فنوتیپی با دقت مطالعه و با شرایط قبل از آن مقایسه گردد. - وضعیت موجود پایههای سرو از نظر افزایش آفات و بیماریها نسبت به سال پیش مقایسه گردد. در صورت نیاز به هیچ وجه مبارزهٔ شیمیایی با آفات و بیماریها مورد تأیید نیست. در صورت نیاز باید مبارزه زیستی تحت نظر متخصص امر انجام شود. - بافت اطراف درخت بازدید گردد تا بستر درختان تحت تأثیر آلودگیهای ثانویه مانند فاضلاب و زباله نباشد. - درختان فقط در صورت نیاز زیر نظر متخصص امر آبیاری دستی شوند. این درختان اغلب هزاران سال است که از آب زیرزمینی یا چشمه مجاور خود استفاده میکنند و آبیاری دستی نه تنها موجب حفظ این درختان نمیشود بلکه نیاز پایههای کهنسال نسبت به ذخایر آب زیرزمینی کاهش مییابد یا به طور کلی بر طرف میشود و طی سالهای محدودی در آینده ریشههای عمیق حیات خود را از دست میدهند و میپوسند. این عمل توان استقرار این پایهها را در عرصه به شدت کاهش خواهد داد. مثال بارز این مورد سرو فیروز آباد اشکذر است. اگر این اتفاق رخ داده است باید قبل از هر پیشامدی که منجر به نابودی درخت شود مانند طوفانهای شدید، در اسرع وقت تحت نظر متخصص امر بر حسب برنامهای حداقل دوساله به تدریج عادت گذشته درخت به نحوه دریافت آب بازگشت داده شود. - تاج درختان نباید به هیچوجه در زمان تابش آفتاب آبپاشی شوند. ذرات آب به صورت منشور عمل کرده و گرمای زیاد موجب خشک شدن شاخهها میشود. در صورتی که اکوسیستم طبیعی اطراف درخت حفظ شود، این درختان نیاز به آبپاشی ندارند. - مطالعه سالیانه بذرسروهای کهن سال شامل تعیین درصد پوکی بذرها. حداقل 20 مخروط از 4 جهت شمال، جنوب، شرق، غرب درخت برداشت و درصد سلامت و پُری بذرها مشخص شود. سایر مطالعات از جمله تعیین درصد تانهرُویی (قوه نامیه) باید به دست متخصصان امر انجام و در گزارش ثبت شود.
2- پایههای کهنسال درون توده همانطور که ذکر شد تاکنون 4 توده حاوی درختان کهنسال در مناطق مختلف شناسایی شده است. این مناطق شامل تنگه خرقه رسول فیروز آباد فارس، تنگه صولک استان کهگیلویه و بویراحمد، روستای پشتهان رودبار و دهبکری کرمان است. در منطقه دهبکری کرمان نحوه مراقبت از سروهای کهنسال موجود مشابه تک پایههای کهنسال است. دو توده استان گیلان به دلیل اعتقادات مردم و منطقه تنگه صولک استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل اعمال مدیریت صحیح از نظر حفاظتی از شرایط مطلوبتری برخوردارند. ولی توده فیروزآباد فارس به خصوص به دلیل اجتماع معتادان در شرایط حساسی قرار دارد. علاوه بر موارد ذکر شده برای درختان کهنسال تک پایه سرو، این موارد نیز به بحث حفاظت این تودهها اضافه گردد. به طور کلی شرایط به وجود آمده از نظر بومشناسی، میکروکلیمای خاصی در این مناطق ایجاد شده که موجب پدیدار شدن این ذخایر ارزنده شده است. بر حسب اطلاعات بدست آمده توده فسا در استان فارس نیز مشابه توده فیروز آباد استان مزبور است. خوشبختانه هر سه توده داری طرح جنگلداری است و مطالعات اولیه در این تودهها انجام گرفته است. موارد زیر برای مدیریت بهینه این تودهها پیشنهاد میگردد: در ابتدای رویشگاه باید ساختمان کوچک چند قسمته شامل اتاق نگهبان دائم و مهندس ناظر و اتاق نگهداری بذر ایجاد گردد. برای کل ساختمان، همراه با سرویس بهداشتی و دوش متحرک 18 متر مربع کافی است. نگهبان باید از افراد محلی باشد و لازم است برای نگهبانی یک دستگاه موتور سیکلت سبک در اختیار او قرار گیرد. علاوه بر مطالعات بومشناسی معمول که باید هر 5 سال یک بار، کارشناس مسؤول در رویشگاه انجام دهد، قبل از طبقهبندی بذرها در اتاق مذکور، مطالعات اولیه شامل وزن هزار دانه بذر و تانهرویی بذر و سایر موارد انجام شود. بر روی بستهبندی بذر آرشیو شده شرایط فنوتیپی و جغرافیایی درخت مادری به علاوه زمان جمعآوری بذر و درصد تانهرویی ثبت گردد. برای مطالعه دقیقتر شرایط تکامل مثبت و منفی رویشگاه، لازم است هر 5 سال یک بار مطالعات پایش روی بستر خاک، جامعه گیاهی و جانوری همراه، میزان زادآوری طبیعی، سلامت ظاهری پایه ها و بذرها و غیره انجام شود. مطالعات خاکشناسی شامل تغییرات بافت خاک، تغییرات pH و Ec و مطالعه درصد مواد معدنی و آلی خاک در افقهای مختلف از آن جمله هستند. مطالعات آنزیمی خاک هر 5 سال یک بار زیر نظر متخصص امر نیز توصیه میگردد. در صورت نیاز و کمبود زادآوری طبیعی با کمک بذرهای شناسنامهدار نهالستان کوچکی در حاشیه این توده ایجاد و واکاری گونه سرو و سایر گونهها که از اهمیت بالاتری برخوردارند و در جامعه گیاهی توده قرار دارند اعم از درختی، درختچهای، علوفه ای و دارویی انجام شود. بودجه اتخاذ مدیریت صحیح در تودههای نامبرده با کمک فروش بذرهای شناسنامهدار محل، به دست خواهد آمد.
3- حالت بین تک پایه کهنسال و توده منطقه دربید در 30 کیلومتری شهر یزد به دلیل داشتن چشمه آب مناسب در حقیقت واحهای در حاشیه کویر است. در این منطقه چند باغچه و باغ با وسعت محدود نیز قرار دارد. در بازدیدی که در سال 1387 از منطقه انجام شد. حتی با یک فرد ساکن در منطقه برخورد نداشتیم و تصاویر شهدای ده دربید ما را به سمت ده مذکور هدایت کرد. در پاییز 1388جاده رابط روستای دربید ترمیم شده بود و ما شاهد بازگشت تعدادی قابل ملاحظه از افراد محلی در این ناحیه بودیم. در درون یکی از این باغها ما شاهد چند سرو کهن سال بسیار سالم هستیم. به نظر میرسد حداقل یکی از آنها به دلیل وجود چشمه آب توسط بشر کاشته شده باشد. شرایط مناسب آب و هوایی (میکروکلیمای خاص) همراه با چشمه آب مناسب باعث شده که هر ساله بر تعداد زادآوری طبیعی اضافه گردد. در بازدید اولیه محققان در سال 1374 یعنی حدود 14 سال پیش بسیاری از این نهالها وجود نداشته است. پیشنهاد میشود این منطقه با سرپرستی اداره کل منابع طبیعی استان توسط مالک باغ مذکور حفظ و حتی برای حفظ این توده سرو حقوق ماهیانهای برای مالک در نظر گرفته شود. این یکی از پدیدههای طبیعی بسیار خاص اتفاق افتاده در حاشیه کویر است که علاوه بر ارائه مدل با ارزش علمی، در طی سالهای آینده شرایط کنترل سطح کویر را حداقل در این منطقه فراهم خواهد آورد. بعد از جمعآوری اطلاعات موجود از نظر بومشناسی و گونههای همزیست، لازم است هر 4 سال یک بار مطالعات پایش روی وضعیت سلامت پایههای کهنسال، تعداد زادآوری طبیعی سروها، تغییرات بیوشیمیایی بستر خاک و جامعه گیاهی و جانوری همزیست انجام شود. در منطقه در حوالی چشمه تعداد معتنابهی مار مشاهده شد که بر حسب مطالعات علمی موجود، بیانگر تغییرات اکوسیستم در جهت پیشرونده است. برای تکمیل مطالعات بررسیهای آنزیمی بستر خاک حداقل تا عمق نیم متر توصیه میشود.
4- باغهای خاص محل استقرار سروهای کهنسال از زمانهای قدیم در کنار بسیاری از بناهای قدیمی همراه با ساخت آنها، یا درختان کهنسال سرو در آنجا موجود بوده و یا برای تزیین باغ بنای قدیمی کاشته شده است. منطقه خرو طبس استان یزد از جمله مناطقی است که به نظر میرسد که برج و باروی قدیمی موجود به لحاظ وجود دو سرو قدیمی در ارتفاع بالای سروها به ترتیبی ایجاد شده که دوپایه سرو به صورت قرینه با برج قرار گیرند. نگهداری این دو سرو مشابه تک پایههای سرو کهنسال یزد است. در بازدید اخیر وضعیت سروها به دلیل ریختن آسفالت در خیابان مجاور آنها و سوختگی تنه بسیار نامناسب بود و اگر عوامل مخرب برطرف نشود، در آینده احتمال خشک شدن هر دو پایه میرود. چهار سرو مطالعاتی در این تحقیق در منطقه باغ فین کاشان استقرار دارند. طی 2 سال اخیر هر ساله از این باغ بازدید به عمل آمده است و هر ساله با شدت بیشتری درختان سرو مذکور تخریب شدهاند. در تاریخ 5/5/1387 گزارشی برای جناب آقای مهندس بهرامی؛ رئیس محترم شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیزداری تهیه شده است که شرایط موجود این پایهها و روش مقابله با پدیده منفی شرح داده شده است ولی متأسفانه بازدید سال اخیر نشان داد که درصد تخریب با شدت بیشتری ادامه دارد. به همین دلیل دوباره گزارش تهیه شده پیوست میگردد. در هر حال باغ فین بدون وجود سروهای کهن آن معنایی نخواهد داشت. خلاصه اقدامات ضروری برای حفظ این گونه درختان به شرح زیر است: - عملیات مدیریت آبیاری پایهها تغییر نکند و به همان صورت قدیمی ادامه یابد. - بستر خاک به هیچ وجه عوض نشود. این امر نه تنها به تقویت درختان کمک نمیکند بلکه از طرفی موجب ورود آفات و بیماریهای جدید به عرصه و از طرف دیگر تخریب و نابودی بافت زندهٔ همزیست مانند باکتریها و قارچهای مفید میگردد. متاسفانه در بازدید اخیر تعویض خاک در بستر درختان سرو باغ فین نیز اعمال شده بود. - آفات و بیماریهای موجود درختان، پاسخ این پایهها به تخریب اکوسیستم طبیعی آنهاست. متاسفانه مشاهده شد مبارزه این آفات در باغ فین با کمک داروهای سنتتیک و شیمیایی انجام میشود که در صورت نیاز زیر نظر متخصص، فقط مبارزه زیستی باید انجام شود. - در صورت نیاز واقعی تنها هرس شاخههای پایینی درختان سرو برای تقویت سامانهٔ فیزیولوژی تأیید میشود. - در صورتی که جانشینی سروهای خشک شده لازم باشد باید با استفاده از بذرهای پایههای مادری موجود و تولید نهال جدید انجام شود. در بازدید انجام شده بدون توجه به شرایط ژنتیکی موجود در باغ فین نهالهای جدید سرو بازکاشت شده بود. - سایر موارد مشابه روش نگهداری از تک پایههای کهنسال و تودههای محل استقرار پایههای کهن سرو است. تذکر لازم: در صورتی که درون خالی شده بعضی از درختان کهنسال سرو با خاک یا مواد سنتتیک مانند سیمان پر شده است لازم است زیر نظر مجری مسؤول طرح یا همکاران وی این مواد خارج و محل آن ضدعفونی و قیم مناسب گذاشته شود. در صورت شناخت صحیح اهمیت درختان کهن سال و حفظ آنها، علاوه بر اهمیت ژنتیکی آنها بعنوان یکی از مهمترین ذخایر ژنتیکی مملکت، نواحی استقرار درختان مورد توجه توریست داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت و استانهای جایگاه درختان کهن سال از این طرق بودجه مناسبی را جهت مدیریت صحیح استانهای مربوطه دریافت خواهند داشت. علاوه بر جذب توریست، فروش بذور شناسنامهدار سروهای مذکور و در آینده قلمههای ریشهدار هزینه مدیریت نواحی استقرار سروها را فراهم خواهد کرد.
ویرایش شده از: دستورالعمل نگهداری سروهای کهنسال ایران، سودابه علیاحمد کُرُوری، مدیر گروه پژوهشی فناوری زیستبومهای طبیعی پایدار. |


