| ساعت ٩:۱٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸ |
|
نام علمی: Buxus hyrcana Pojark .Buxus sempervirens auct non L= نام انگلیسی: box, box tree, garden edging box نامهای دیگر: شُومْشاد، کیش، شوشار، شیشار، شار، شَر، شَهر، کَتْم، قَتْم، بَقْش، بقس، عَشَق، شجرة البَقْس شمشاد درختی است از تیره شمشاد (Buxaceae) که بومی و انحصاری جنگلهای شمال ایران است.
گیاه شناسی درختی به ارتفاع تا 10 متر، با شاخههای با زاویه راست گسترده یا کم و بیش خمیده یا درختچهای کم و بیش مرتفع. برگها متقابل، چرمی، بدون دندانه، به طول 24- 35 به عرض 10- 14 میلیمتر، سرنیزهای، در نیمه پایین پهنتر، به طرف انتها باریک شده، با نوک تا حدی کند یا گرد، با دو سطح سبز تیره، در کل روی سطح بالایی درخشان. گیاه یک پایه با گلهایی در گویچههای محوری متشکل از گلهای ماده انتهایی و گلهای نر چندتایی در محور برگها، گلهای نر با 4 کاسبرگ، 4 پرچم و بقایای مادگی، بدون گلبرگ، گلهای ماده با گلپوش نامشخص اما با برگکهای مارپیچی، خامهها کوتاه، دائم، کلاله دو لپی. میوه کپسول شکوفای شیاری. دانهها کارنکولدار (مظفریان، 1383).
پراکنش شمشاد، خاص جنگلهای شمال ایران است و در مناطق مختلف استانهای گیلان و مازندران و گلستان میروید. اوج رویش آن در نوشهر و اسالم است. با این حال در ترکمنستان نیز دیده میشود (مظفریان، 1383). این گونه از درختان همیشه سبز ساحلی است و در قسمتهای پایین و کم ارتفاع جنگلهای شمال میروید. در جلگههای خزر تا ارتفاع 1100 متری سطح دریا، در جنگلهای نور بالا میرود و از آستارا تا میان دره گرگان امتداد دارد (ثابتی، 1382).
بوم شناسی شمشاد گونهای است گرما دوست و سایه پسند که به تغییرات وارد شده به اکوسیستم، حساسیت بالایی دارد (اسد اللهی، 1382). این گونه، جنگلهای انبوه جلگهای تشکیل میدهد و گاهی هم زیر اشکوب جامعههای بلندمازو و شب خسب[1] و افرا میگردد (ثابتی، 1383). شمشاد همچنین با نمدار، ازملک، زنگی دارو تشکیل جامعه میدهد و در پدیدهای نادر در جنگل «لیر سر» تنکابن با گونه راش، جامعه ایجاد کرده است (اسداللهی، 1382).
پاورقی 1- دردهههای اخیر، ابتلای شب خسب به قارچ Fusarium oxysporum باعث نابودی بسیاری از پایههای این گونه شده است.
منابع
1- اسداللهی، فرهنگ، 1382، جامعه شناسی گیاهی، جزوهٔ دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نوشهر و چالوس،23+15+6+37+7 ص. 2- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگلها درختان و درختچههای ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص. 3- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. ۴- http://www.trees-online.co.uk/images/box-hedging-buxus-sempervirens-288.jpg
|
| ساعت ۱۱:۱٦ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸ |
|
نام علمی: Cupressus sempervirens L. var. horizontalis (Mill.) Gord = Cupressus horizontalis Mill. نام انگلیسی: horizontal cypress, male spreading cypress tree نامهای دیگر: سور [sowr]، سُر، سُورْش، وُهْل، اُهْل، سَلْم زَرْبین درختی است سوزنی برگ از تیرهٔ سرو (Cupressaceae) که به دلیل ارزشهای زینتی و صنعتی، به طور فراوان در جنگلکاریها استفاده میشود.
گیاهشناسی درختی مرتفع تا 50 متر. شاخهها در برش عرضی چهارگوشه، به صورت افقی قرار گرفته. برگها فلسی همپوش متقابل متلاقی، در انتهای شاخهچهها، در سطح پشتی با کرکهای غدهای بیضوی باریک، گلها یک جنسی. مخروطهای نر استوانهای، انتهایی به طول تا 7 میلیمتر، قطر تا 2 میلیمتر، با فلسهای 10- 15 تایی، مخروطهای ماده چوبی شونده با فلس های 6-12 تایی، سپری، در حالت رسیده با دانههای کمابیش کروی، به قطر تقریبی 5/2 سانتیمتر؛ فلسها نامنظم و در میانه کوهاندار. تخمکها در قاعده فلسها به صورت چند ردیفی. دانهها بالدار و در حالت رسیده پراکنده شونده (مظفریان، 1383). تنهٔ آن راست و شیاردار و پوست آن نازک به رنگ قهوهای روشن مایل به خاکستری است. شاخههای آن اغلب به طور افقی و یا مایل قرار گرفته و تاج درخت را مخروطی شکل ساخته است. چوب درخت زربین مانند چوب سایر درختان سوزنی برگ، صمغی و معطر است و مقاومت زیادی در برابر رطوبت دارد. رنگ آن سفید شکری مایل به قهوهای و سبک وزن است و قفسههایی که از آن ساخته میشود، مانعی در برابر حملهٔ بید و آفات دیگر به لباسهای پشمی است (ثابتی، 1382).
پراکنش سرو زربین گونهای است مدیترانهای، با گسترشگاه وسیع اما گسسته و هر کدام به وسعت کم. برخی از مؤلفان، منشأ آن را ایران و افغانستان میدانند. فسیلهایی از سرو زربین در دوران سوم یافت شده و به گواهی آثار متعدد، چوب این درخت در عهد عتیق به فراوانی به مصرف رسیده و براثر مداخلات انسان، صدمات فراوان دیده و رو به انقراض گذاشته است. این گونه، در ایران، آسیای صغیر، قبرس، یونان، شمال آفریقا (مغرب، تونس، لیبی) به طور طبیعی میروید. جنگل زربین تونس در مجاورت ماکتار واقع و به صورت منحطی درآمده است، اما در کشور مغرب (مراکش)، در رشته کوه اطلس کبیر، در درههای مرتفع نفیس یا اغبر، در وسعتی حدود 6000 هکتار و در ارتفاعی از 1100 تا 2000 متر، در فاصلهٔ رویشگاه طبیعی بلوط همیشه سبز (Quercus Ilex L.) و «سرو بندبند» (Callitris articulate Vahl.- Murb.) مشاهده میشود و کارشناسان جغرافیای گیاهی بر این عقیدهاند که در آغاز دورهٔ تاریخی، در شمال آفریقا نقش جنگلی مهمی داشته است. در ایران، در شمال کشور، حسنآباد چالوس، رودبار، منجیل، دیلمان، پل زغال، زرین گل، علیآباد کتول، رامیان، اِشکوَر (تا ارتفاع 1300 متر)، همچنین در ارسباران، بهبهان، فیروزآباد، دامنه کوه تفتان، در زوآب و امامزاده عبدالله (باغملک، خوزستان) به صورت خودرو یافت میشود (جزیرهای، 1381).
منابع
1- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگلها درختان و درختچههای ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص. 2- جزیرهای، محمد حسین، 1381، جنگلکاری در خشکبوم، دانشگاه تهران، چ2، 458 ص. 3- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. ۴- http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b1/Med_Cypress.jpg
|
| ساعت ۱٠:۱٩ ب.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸ |
|
نام علمی: Quercus castaneifolia C.A.Mey. subsp. castaneifolia = Quercus Aegilops L. var. castaneifolia (C.A.Mey) C. koch = Quercus Sintenisiana O. Schwarz = Quercus castaneifolia C.A.Mey. subsp. eu-castaneifolia A.Camus = Quercus castaneifolia subsp. subrotundata Djavanchir = Quercus castaneifolia subsp. triangularis Djavanchir = Quercus castaneifolia subsp. undulata Djavanchir = Quercus castaneifolia subsp. incurvata Djavanchir
نام انگلیسی: chestnut-leaved oak نامهای دیگر: مازو، میزی، موزی، سیاه مازو، اِشپَر، پالُوط، مایزُو بلندمازو درختی است از تیره راش (Fagaceae) که در جنگلهای قفقاز و خزری دیده میشود. این گونه در جنگلهای شمال از جلگههای ساحلی دریای خزر تا ارتفاعات بالا و از جنگلهای گلی داغ و گلستان و گردنهٔ چناران تا آستارا کشیده شده است و جامعههایی خالص و یا آمیخته با ممرز تشکیل میدهد و در مینودشت، تا ارتفاع 2100 متری از سطح دریا بالا رفته است (ثابتی، 1382).
گیاه شناسی درختی مرتفع به بلندی تا 50 متر، با پوست شیاردار خاکستری تیره. شاخههای جوان کرکدار، به سرعت بدون کرک شونده. جوانهها کوچک، تخممرغی، نوک کند، کرکدار، گوشوارهها بلند، خطی، کرکدار، پایا. برگها نازک، مستطیلی ـ بیضوی، با قاعده گرد یا گوهای، به طول 7- 18 به عرض 3- 4 سانتیمتر، در سطح زیرین سبز ـ خاکستری، پوشیده از کرکهای ستارهای، گاهی بدون کرک شونده، پهنک دندانهدار، با دندانههای 7-12(14) جفتی، درشت نوکدار؛ رگبرگهای فرعی در تمام دندانهها تا رأس دندانه نوک تیز کوتاه ادامه مییابد؛ دمبرگ به طول 1- 5/1(2) سانتیمتر. گل آذین دم گربهای نر به طول 4- 10 سانتیمتر، محور گل آذین کرکدار. گل پوش با بریدگیهای نه چندان عمیق 3- 5 تایی. پرچمها 4- 6 عدد. گلهای ماده منفرد یا کم، با محور کوتاه، خامهها کوتاه خطی، پیاله به قطر 5/1- 5/2 سانتیمتر، تا حدی کروی یا نیم کروی، با فلسهای در بیشتر طول باریک و تخت گون، برگشته، به ندرت بسیار کوتاه و تخت یا فشرده. میوه بلوطی به طول 2- 5/3 سانتیمتر (مظفریان، 1383). در پایین تنه بلندمازو در درختان کهن سال، گورچههایی ظاهر میشود و مقطع تنه را سینوسی شکل میسازد (ثابتی، 1382). ریشهٔ عمیق دارد و پوست آن در سنین بالا، شکافهای طولی و عرضی عمیق پیدا میکند (ملکی، 1379).
پراکنش گلستان: مینودشت، رباط قُزلُق، نزدیک گنبدکاووس، علیآباد، ارتفاعات کنار رودخانه قُزلُق، شاهپسند، نزدیک بهشهر، گرگان، ساحل دریای خزر، لُوِه، پارک گلستان، کوه حاجیلَر، نزدیک بندرگز، بین گرگان و زیارت، رادِکان. مازندران: بین ساری و بهشهر، کُجُور، بین زانُوس و کینْچ، بین کینْچ و دشتِ نظیر، بین گَدُوک و عباسآباد، شرق چالوس، نوشهر، نکا، کره سنگ، بین بابلسر و نوشهر. گیلان: هَرزَویل نزدیک منجیل، نزدیک لاهیجان، بندر انزلی، جنوب هشتپر، جنگلهای تالش، 20 کیلومتری شرق آستارا، بین آستارا و اردبیل، بین لاهیجان و چالوس (مظفریان، 1383).
بومشناسی بلندمازو درختی نورپسند و طالب خاکهای آهکی و عمیق است و در برابر سرما مقاومت زیادی دارد (ملکی، 1379). به طور کلی بلوطها خاکهای عمیق و سنگین و غنی از آب را میپسندند. بلندمازو اغلب در زمینهایی با شیب کم یا مسطح میروید (حبیبی کاسب، 1371).
کاربردها پوست تنه درخت بلندمازو، حتی برگ آن دارای مقدار زیادی تانَن1 است و به مصرف چرمسازی میرسد. میزان تانن آن در فاصله 8- 25 سالگی، در حدود 16 درصد است. چوب بلندمازو سخت و محکم و نفوذ ناپذیر است و برای تهیه تخته بشکه به کار میرود. در مصارف روستایی برای ساختن در و پنجره و ستون و تیر ساختمان و همچنین در ساختمان کَندُوج (انبار برنج) و تهیه لَت برای پوشش خانههای روستایی مصرف میشود (ثابتی، 1382). از چوب آن همچنین برای کشتیسازی و تأسیسات آبی و ساخت تراورس و پارکِت استفاده میشود. بلندمازوهایی با دوایر سالیانه باریک که بافتی سست و سبک دارند، برای مبلسازی، نجاری، بشکهسازی، تهیه چوب معدن، تختهلَت و روکشسازی به کار میروند. چوب بلندمازو، نیمه سنگین تا سنگین با چگالی ۶/٠ تا ٩/٠ گرم بر سانتیمتر مکعب و کمابیش ترد و نیمه سخت با قابلیت شکافخوری خوب است. مقاومت طبیعی آن تا حدی زیاد و کار با آن آسان است (سلطانی، 1381).
پاورقی [1] - تانَن (فرانسوی: (tannin, tannin: گروهی از مواد شیمیایی سمی یا غیرسمی فِنولدار که از گیاهان به دست میآیند و در چرمسازی و عکاسی و نساجی به کار میروند؛ مازو (انوری، 1382).
منابع 1- انوری، حسن،1382، فرهنگ فشرده سخن، سخن، چ1، 2جلد، 2704ص. 2- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگلها درختان و درختچههای ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص. 3- حبیبی کاسب، حسین، 1371، مبانی خاک شناسی جنگل، دانشگاه تهران، چ1 ، 424ص. 4- سلطانی، مجتبی،1381، چوب شناسی، جزوهٔ درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 40ص. 5- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. 6- ملکی، رضا، 1379، درخت شناسی1، جزوه تایپی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 80 ص.
|
| ساعت ۱٠:۳٥ ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸ |
|
نام علمی: Parrotia persica (DC.) C. A. Mey. = Hamamelis persica DC. = Parrotia siderodendron C. A.M. نام انگلیسی: Persian parrotia, ironwood tree
نامهای دیگر: تُو، تُوی، تِفی، زُونْد، آسُوندار، دَمِرآغاجی، اَنْجُول، آقْچه قِیین، اُمْبُورْتِل، اُومْبُورْتِل انجیلی درختی است از تیرهٔ انجیلی (Hamamelidaceae) که برگهای آن در پاییز، به رنگهای متنوع حنایی، سرخ، ارغوانی، جگری و نظایر آن در میآید و زینت بخش جنگلهای شمال در فصل خزان است (ثابتی، 1382).
گیاه شناسی درخت، گاهی درختچهای، خزان کننده، به ارتفاع تا 15(25) متر، سراسر پوشیده از کرکهای ستارهای. برگها متناوب شونده، به طول 5- 14 به عرض 3- 5/8 سانتیمتر، بیضوی یا کم و بیش واژ تخممرغی پهن، کمابیش نوک تیز، با قاعدهای گوهای یا گرد یا به ندرت قلبی گون، چرمی با لبه موجدار و در نیمه بالایی موجدار- دندانهدار؛ رگبرگهای اصلی 6-8 جفت؛ دمبرگها به طول 2-6 میلیمتر. گل آذین با دمگل آذین کوتاه، سرسان، 2- 6 گلی، با برگههای گریبانی به طول تقریبی یک سانتیمتر، در سطح داخلی ارغوانی شونده یا سبز شونده، در سطح خارجی با کرکهای قهوهای تیره، کاسه گل میانی (کمرین)، با 5-7 لَپ (Lobe) به طول حدود 5 میلیمتر با شکافهای (بریدگیهای) نامنظم، کیسههای بساک 5-7 تایی، به طول 4 میلیمتر، نوکدار، شیاری شکوفا، با میلههای پرچم طویل و آویزان، خامهها 2 تایی، نازک، میوه کپسول چوبی؛ درون بر شاخی صاف؛ کفهها دوتایی دو لپ. دانهها 2 تایی، تخم مرغی- مورب، قهوهای تیره، صاف، درخشان (مظفریان، 1383). انجیلی دارای تنهای با فرورفتگیها و برجستگیهای زیاد است. ساقههای آن نیز به یکدیگر جوش خورده تنه درخت را نامنظمتر میکند. ریتیدوم1 آن صاف است و به صورت صفحهای از تنه جدا میشود. رنگ ساقههای جوان خاکستری است ولی در درختان کهن سال، به رنگ تیره و مفرغی در میآید. این درخت تولید جستهای ریشه جوش و تنه جوش میکند و در جنگلهای شمال کشور به صورت دانهزاد و شاخهزاد دیده میشود. درختی است ناسوز و در برابر آتش بردباری دارد (ثابتی، 1382). چوب آن به رنگ کرم مایل به صورتی است و درون چوب و برون چوب مشخص دارد. حدود حلقههای سالیانه انجیلی، کم و بیش مشخص و حدود چوب بهاره و تابستانه نامشخص است. پراکنده آوند است و آوندهای بسیار ریز دارد. پرههای چوبی آن دیده نمیشود. در کل، چوب آن ساده و مات محسوب میشود (سلطانی، 1381).
پراکنش انجیلی بومی جنگلهای شمال ایران و باقیمانده از دوران سوم زمینشناسی است (مظفریان، 1383). این درخت در آستارا و لنکران (جمهوری آذربایجان) و جنگلهای شمال ایران، از سواحل آستارا تا گلی داغ انتشار دارد و از جلگههای ساحلی دریای خزر تا ارتفاعات میان بند امتداد مییابد. در کلاردشت تا ارتفاع 1400 متری از سطح دریا دیده میشود (ثابتی، 1382).
بومشناسی درخت انجیلی تا حدی سایه پسند است و با خاکهای آهکی سازگاری بیشتری دارد ولی در هر خاکی میروید. مقاومتش در برابر خشکی و سرما زیاد است (ملکی، 1379).
کاربردها چوب آن سنگین (چگالی ٨/٠ تا ٩/٠ گرم بر سانتی متر مکعب) و سخت و همگن است و مقاومت زیادی در برابر فشار دارد. خمش پذیری آن متوسط و هم کشیدگی آن زیاد است و ترکهای عمیق بر میدارد. کار با آن بسیار مشکل است ولی در برابر قارچها و حشرات مقاومت خوبی دارد. از چوب انجیلی در شمع معادن، چوب تونلی، پارکتسازی، فیبرسازی، تخته خرده سازی، خراطی، قرقره سازی استفاده میشود (سلطانی، 1381). چوب درخت انجیلی سخت است و در شمال کشور به مصرف تهیه زغال و مصارف تونلی میرسد. جستهای ساقه آن را که در شمال «شوش» مینامند، برای ساختمانهای روستایی و زگالی به کار میبرند. به علت سختی چوب، این درخت را در زبانهای خارجی «چوب آهن» (iron wood) میگویند (ثابتی، 1382).
پاورقی [1] - ریتیدوم (Rhytidome): پوشش ضخیم چوب پنبهای و شیاردار ساقه که در اغلب موارد، چسبیده به ساقه باقی میماند و به مرور ضخیمتر میشود. مردم عادی به آن پوست درخت میگویند (قهرمان،1378).
منابع
1- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگلها درختان و درختچههای ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص. 2- سلطانی، مجتبی،1381، چوب شناسی، جزوة درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 40ص. 3- قهرمان، احمد، 1378، گیاه شناسی پایه، دانشگاه تهران، چ 4 ،2جلد، 539+492ص. 4- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. 5- ملکی، رضا، 1379، درخت شناسی1، جزوه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 80 ص. 6- http://www.rbge.org.uk/assets/images/gardens/benmore/DSC_0126.jpg
|
| ساعت ۱۱:۳۱ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ |
|
با این که توجه به حفظ منابع طبیعی و جنگلها در عصر ما بیشتر شده است، در گذشته نیز بسیاری از مردم به این موضوع اهمیت میدادند. متن زیر تنظیم شده در 18 محرم الحرام سال 1332 هجری قمری (چهارشنبه 26 آذر 1292 ش) به دست جمعی از اهالی ماسوله در استان گیلان، دلیلی بر این ادعاست.
غرض از تحریر این کلمات این است که: قلعهبُن واقع در پشت آبادی ماسوله؛ هر سال در فصل زمستان و بهار در میان جرز سنگها آب نشر میکند و سنگها از هم جدا میشود و به سمت آبادی ماسوله میآید. قبل از این تاریخ چقدر سنگ به ماسوله آمده و چقدرخانها [خانهها] و آبادیها را خراب کرده. بر هر ذیشعوری واضح و روشن است که اگر سنگی از قلعهبن به ماسوله بیاید، خانها و آبادیها را خراب و باعث اتلاف نفوس و کشتن مردم خواهد شد. سابقاً محض حفظ مال و جان و آبادی و دفع ضرر و رفع احتمالات خطر، از پشت آبادی ماسوله تا زیر سنگهای قلعهبن، مسلمانان ماسوله درختان بزرگ غرس کردهاند که هر وقت سنگی از محل خود حرکت بکند درختها مانع شوند و از سنگ جلوگیری بکنند و به همین واسطه جمعی از نفوس و مال مسلمانان را حفظ کردهاند. الحال مسلمانی مردم این طور اقتضا میکند که درختهای قدیم را میبرند و اگر درختی خودسر افتاده باشد او را خورد [خرد] کرده هیزم میکنند و میفروشند و برای یک بار هیزم هم که پانصد دینار قیمت دارد؛ راضی میشوند جان و مال جمعی از مسلمانان تلف شود . اولاً عموم اهل ماسوله را به حضرت صاب الزمان عجالهفرجه [عجلاللهفرجه] قسم میدهیم که ابداً متعرض درخت و هیزم قلعهبن نشوند و راضی بهریختن خونهای ناحق و تلف شدن خانها و مال مسلمانان نشوند. اگر بعد از این بخواهند درختی یا شاخهای یا یک چوب هیزم حتی بهقدر یک قلم چوب از قلعهبن ببرند خصومت با حضرت حجت عجالهفرجه [عجلاللهفرجه] کردهاند و گرفتار سخط و غضب حضرت حجت بشوند. و ثانیاً و ثانیاً هرکس بخواهد از درختهای قلعهبن از درخت بزرگ الی کوچک یا شاخۀ درخت یا هیزم حتی بهقدر خلال دندان چوب از قلعهبن ببرد یا متعرض شود خودش و پدرش و مادرش و هفتاد پشت از اسلاف او به لعنت خدا و سخط حضرت قهّار و به نفرین و غضب پیغمبر آخرالزمان صلواتاللهوسلامهعلیهوآله دچار و گرفتار شوند. هر مردی که راضی و مرتکب شود، با [....] و معاویه و یزید و ابن زیاد و شمر و خَوَلی و سَنان بن اَنَس محشور و همنشین و هر زنی که راضی و مرتکب شود با [...] و [...] و قطامه [قطام] و اسماء محشور و همنشین شود. هر طفلی مرتکب شود از عمر خود نصیب و از دنیا و آخرت بی بهره شود. در هر خانۀ [خانهای] بخواهند یک چوب از قلعهبن را بسوزانند یا به کار بزنند خداوند بهحق و مغیر آخرالزمان آن خانواده را بَناتُ النَعش [=پراکنده] بکند و قفل به آن خانه بزند که هرگز هیچکس نتواند آن قفل را باز کند. این چند کلمه مخصوص (؟) پشت نامه، قلمی گردید فی هجدهم شهر محرم الحرام [یک کلمه ناخوانا] سنه 1332 . حاج وکیل الرعایا [الحاقی:] توضیح [یک کلمه ناخوانا] حیوانات از هر قبیل، از گاو و گوسفند و بز و بره و بزغاله و غیرهم هم در قلعهبن عبور و مرور ندهند و اگر بخواهند تخلف نمایند بهسخط و غضب حضرت قهار گرفتار شوند.
[الحاقی]: الله تعالی شأنه العزیز خداوند جل اسمه بیامرزد آباء و اجداد کسانی که این ورقه را میخوانند و بهمضامین آن عمل مینمایند. بهسخط و غضب خداوند قهار گرفتار شوند که بر خلاف مضامین آن رفتار میکنند. در دار دنیا و دار آخرت برای آنها نجاتی نباشد. حرره فی شهر محرم الحرام [سه کلمه ناخوانا] سنه 1332 .
منبع: فروغی ماسوله، ناصر، سند تاریخی قرارداد اهالی ماسوله، 1332 هجری قمری. با تشکر از مسلمی، رضا. این سند و منبع آن را آقای رادمهر جُوهی به بنده معرفی کرد و همچنین تصویر متن دستنوشته را در اختیارم گذاشت که در تکمیل و ویرایش استفاده شد و از ایشان تشکر میکنم. |





