جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
تاریخچه جنگل کاری
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ آذر ۱۳۸٦  

  جنگل کاری (Plantation) فعالیتی است که در طی آن با کاشت بذر یا غرس نهال، جنگلی مصنوعی به وجود می آید یا جنگلی طبیعی غنی تر می شود. هدف از جنگل کاری ممکن است افزایش کمی و کیفی جنگل، استفاده از محصولات چوبی و غیر چوبی، ایجاد فضای سبز، حفظ و اصلاح خاک، مصون ماندن عرصه از تجاوز و تخریب و تغییر کاربری، آماده کردن عرصه برای رویش گونه های بومی و نظایر آن باشد. 

 تاریخچه جنگل کاری در جهان 

 شاید نتوان برای جنگل کاری در جهان، آغاز مشخصی برشمرد ولی جنگل کاری با گونه های غیر بومی، سرآغاز روشنی دارد.

  قدیمی ترین سند از کاشت گیاهان غیر بومی ـ که از قضا این گیاه، یک گونه درختی/ درختچه ای است ـ سنگ نگاره هایی است با قدمتی در حدود 3500 سال که در حفاری های دیر البَحری در نزدیکی شهر تبس (Thebes) مصر به دست آمده است و حمل درخت کُندُر (Boswellia sp)را نشان می دهد.   

  درحدود سال 2117 قبل از هجرت، ملکه  هَتشپسُوت (Queen Hatshepsut)، همسر توتمس  سوم  (Thothmes III) فرعون مصر، یک گروه اکتشافی 210 نفره را با پنج کشتی به سرزمین پانت(Punt) (سومالی فعلی) فرستاد (The Land of Punt,2005) .

                              

                                     ملکه هَتشپسُوت ، آغازگر جنگل کاری با گونه های غیر بومی

در این گروه ، عده ای گیاه شناس بودند و از جمله چیزهایی که دربازگشت با خود آوردند،  ۳۱ اصله درخت کندر بود که صمغ آن رایحه خوشبویی دارد (واتسون، 1374). برای استفاده از رایحه صمغ کندر، آن را در آتش می ریزند (معین، 1371) . مصریان این کار را در اتاق بیماران و همچنین در آیین های مذهبی انجام می دادند و معتقد بودند که ارواح خبیثه را دور می کند (The Land of Punt, 2005)

                                   

     

      طرحی از یکی از سنگ نگاره های کشف شده در «دیر البَحری» که نمایانگر سفر اکتشافی گیاه شناسان ملکه هَتشپسُوت به سرزمین پانت در حدود سال ۲۱۱۷ قبل از هجرت است. این سنگ نگاره ،حمل یک اصله درخت کندر را نشان می دهد.

 

فرستادن هیأت های اکتشافی برای آوردن گیاهان غیر بومی و کاشت و تکثیر آن در سرزمین خود، از عادات بسیاری از زمامداران بوده است. چنانکه خُمارویه، پادشاه مصر(270-282 ه.ق) که از بنی طُولُون بود، باغی از گیاهان غیر بومی در کنار قصرش ایجاد کرد و در آن بسیاری از گیاهان نادر کاشته شد. در اسپانیا ، عبدالرحمان اول (138-172 ه.ق) در باغی که قصرش، رُصافه در میان آن قرار داشت گیاهانی از سراسر دنیا کاشت. این پادشاه مأموری به سوریه فرستاد که وی در بازگشت بذرها و گیاهان زیادی را برای کاشتن در باغ پادشاه با خود آورد (واتسون ، 1374).

 

    تیگلاث پیلسر اول (Tiglath Pileser I)، پادشاه آشوری، در مدرکی متعلق به حدود سال 1730 قبل از هجرت، ادعا کرده است: «از سرزمین هایی که تحت فرمانروایی من بوده اند، درختان سدر و شمشاد و بلوط کانیش[1] را که در میان نیاکان من، هیچ پادشاهی هرگز نکاشته بود، با خود آوردم و در باغ های سرزمین خویش کاشتم.» (واتسون ، 1374) .

 

 

 تاریخچه جنگل کاری در ایران

     آن طور که از نوشته های مورخان یونانی به دست می آید، در حدود 3000 سال قبل، اطراف خانه بسیاری از ایرانیان را باغ احاطه کرده بود و واژه پردیس به همان باغ های پیرامون خانه ها گفته می شد. این شیوه برای سایر ملل نیز الگو شد و این واژه ایرانی به دوردست ها رفت.

  در لغت نامه دهخدا، درباره معنی واژه پردیس آمده است: «پردیس لغتی است مأخوذ از زبان مادی (پارادئزا) به معنی باغ و بستان و از همین لغت است پالیز فارسی و فردوس (معرب)» . 

   این واژه که در اوستا دوبار به کار برده شده ، از دو جزء ترکیب یافته است. Pairi به معنی پیرامون و Daeza به معنی انباشتن و دیوار کشیدن و در مجموع به معنای درخت کاری و گل کاری پیرامون ساختمان است. این واژه در زبان پهلوی، پالیز شده و در فارسی دری هم به کار رفته است.

  در دوره هخامنشیان و بعد از آن، در سرتاسر ایران، تعداد بسیاری باغ بزرگ و با شکوه وجود داشته است. شیوه باغ سازی ایرانیان، در کشورهای دیگر نیز اجرا شد و واژه پردیس به صورت Paradeisos به زبان یونانی و به صورت Paradis به فرانسوی و به صورت Paradise به انگلیسی وارد شد.

به این فضای سرسبز، باغ نیز گفته می شود. این واژه نیز فارسی است و در پهلوی و سُغدی به همین شکل آمده است.

  در کتاب «فارسنامه» ابن بلخی که بین سال های 500 تا 510 هجری قمری تألیف شده، سلسله های پیش از اسلام را بنا به روایت قدیم چهار سلسله به نام پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان بر شمرده است. مؤلف این کتاب، منوچهر پسر میشخوریار را که هفتمین پادشاه پیشدادی ذکر می شود،‌ نخستین کسی می داند که در جهان، باغ و بوستان احداث کرده است و می نویسد:« آثار او آن است کی اول کسی که باغ ساخت او بود و ریاحین گوناگون کی بر کوهسارها و دشت ها رسته بود جمع کرد و بکشت و فرمود تا چهار دیوار ، گرد آن در کشیدند و آن را بوستان نام کرد ، یعنی معدن بوی‌ها» .

  صرف نظر از برخی وجوه خدشه پذیر این متن، رواج باغ آرایی در ایران قدیم و تقلید دیگر کشورها از آن بر پایه مدارک مختلف، تردید ناپذیر است. چنانکه نَبُوکَد نَصَّر (بُخْتُ نَصَّر) پادشاه بابل (1768- 1745 قبل از هجرت) باغ های معلق (حدائق معلقه) را بر طبق اصول طراحی پردیس، برای سِمیرامیس (دختر هووَخْشَتَره، پادشاه ماد) همسر ایرانی خود، بنا کرد (نصر،‌1384) و در آن درختان بسیار قطور نیز وجود داشت (معین، 1371).

  در نقوش کاشی های به دست آمده از شوش که در حدود 2500 سال قدمت دارد، برکه آب و درخت دیده می شود. در حدود 2700 سال قبل در بین النهرین، پادشاهان آشوری از باغ یا پردیس به صورت نمادی از شخصیت پادشاه استفاده می کردند.

  ایرانیان سرسبزی و گل را در مرگ و زندگی خود محترم می داشتند. گلدان کشف شده از گوری در «شهر سوخته» سیستان شاهدی بر این مدعاست. در تورات، از باغ ایرانی ذکر شده است و در عکس هوایی بیستون، ته رنگ «چهارباغ» دیده می شود.

 مهم ترین باغ ایران باستان، پردیس پاسارگاد بود. کورش ، مؤسس سلسله هخامنشیان و نخستین پادشاه بزرگ ایران (1181-1151 قبل از هجرت) پایتخت خود پاسارگاد را به صورت باغی بزرگ ساخته بود. کاخ های سلطنتی وی، بدون استحکامات دفاعی و در میان مجموعه ای از باغ ها قرارداشت. وی اولین کسی بود که درخت کاری ردیفی و منظم را (مانند صف سربازان) ابداع کرد و به دست خود، به زیباترین درخت مدال جواهرنشان می داد.

                                

                              کورش هخامنشی، پایه گذار جنگل کاری منظم و سازنده پردیس پاسارگاد 

                                                           که نخستین«چهار باغ» جهان محسوب می شود.

 پردیس پاسارگاد در زمان پادشاهان بعدی هخامنشی تکمیل شد ولی ساخت آن به انتها نرسید و روندی مستمر بود. یکی از ماندگارترین ابتکارهای این باغ، الگوی «چهارباغ» یا «باغ اندر باغ» بود که تا آن زمان سابقه نداشت. مجموعه آبروها و حوضچه های سنگی پاسارگاد را علی سامی در سال 1329 و طرح چهارباغ را استروناخ، باستان شناس انگلیسی در سال 1344 کشف کرد. آبروها 1100 متر طول دارند و پردیسی را به ابعاد 250×300 متر در بر می گرفتند. مدارک مربوط به بخش های دیگر پردیس پاسارگاد ،‌ هنوز کامل نشده است.

هر بخش از پردیس پاسارگاد به شکل مربع یا مستطیل بود و به مربع های کوچک تقسیم و در رأس هر یک از این شبکه مربعی، یک درخت که عمر طولانی تری داشت کاشته می شد. این مربع ها به مربع های کوچک تر تقسیم و در هر رأس آن، درختان با عمر متوسط و در رأس مربع های بعدی درختان با عمر کوتاه کاشته می شد. بدین ترتیب این باغ یا جنگل مصنوعی منظم، مجموعه ای از ردیف درختان بود و از هر طرف که نگاه می شد ویژگی ردیفی بودن درختان معلوم بود. خاصیت دیگر این نحوه کاشت آن بود که بر اثر گذشت زمان و جانشینی درختان دیگر، شکل کلی باغ از بین نمی رفت. همچنین به دلیل تفاوت ارتفاع درختان، نورگیری آنها منظم بود و قسمتی از باغ خالی نمی شد(مرادی ، 1384) .

یونانیان، هخامنشیان را بزرگترین باغ سازان جهان می دانستند. بر روی سفال های به دست آمده از شوش و تخت جمشید، نقش استخر آب و باغ و تک درخت دیده می شود. وجود درختان سرو و کاج و نخل در سنگ نگاره های تخت جمشید، نشان دهنده فراوانی و اهمیت این گونه ها در باغ های آن دوره است.

 

  در دوران اسلامی، شیوه باغ سازی ایرانی ،‌با تغییراتی از هند تا اسپانیا کشیده شد. علاوه بر باغ های بزرگ و با شکوه بیرون شهر، تا چندین قرن، باغ سازی در داخل و پیرامون شهرها، خاص این سرزمین بود. از جمله باغ فین کاشان و باغ تخت شیراز که نمونه هایی ماندگار هستند. 

 به نوشته ویل دورانت، در «تاریخ تمدن» باغ به سبک ایرانی، مورد تقلید سایر ملل قرار گرفت و هم در بین مسلمین و عرب ها و هم در هندوستان رواج  یافت و در قرون وسطی الهام بخش اروپاییان بود. باغ معروف اَلحَمرا در اسپانیا و باغ های بابُری کشمیر، از برجسته ترین نمونه های باغ سازی به شیوه ایرانی محسوب می شوند(نصر، 1384) .

 

    دوره صفویه، اوج هنر باغ سازی در دوران اسلامی محسوب می شود. در این زمان به دلیل برقراری آرامش نسبی در کشور، احداث باغ  و پرورش گل رونق فراوان یافت. یکی از منابع گران بها برای شناخت درختان و گل های باغ های ایرانی در دوره صفویه، کتاب «ارشاد الزراعه» تألیف قاسم بن یوسف ابونصر هَرَوی است که در سال 931 ه.ق تألیف شد. همچنین برای آگاهی از نام درختان و گل های باغ های دوره صفویه، منظومه های «دوحَة الاَزهار»  و«روضة الصِّفات» نیز دو سند ارزشمند است. عبدی بیگ شیرازی، این دو منظومه را در زمان پادشاهی شاه تهماسب صفوی (930-984 ه.ق) سروده و در آن چگونگی عمارت و باغ هشت بهشت قزوین را توصیف کرده است.

یکی دیگراز متون به جای مانده از دوره صفویه که چگونگی باغ سازی و انواع درختان و گل های آن دوره را نشان می دهد، منظومه «رَمز الریاحین» است. این رساله سروده محمد هادی فرزند میرزا حبیب کاشانی، مشهور به شیخ رمزی است که در عهد شاه عباس دوم شروع کرده و در سال 1089 ه.ق. یعنی در دوره شاه سلیمان، به اتمام رسانده است.

از دوره قاجاریه کتابی خطی به نام «مفاتیح الاَرزاق» تألیف یوسف نوری منشی وجود دارد که سندی معتبر درباره کشاورزی و باغ سازی در آن دوره محسوب می شود. درخت کاری و گل کاری باغ ها در اوایل دوره قاجاریه به شیوه قدیم ایرانی بود ولی به ویژه در دوران حکومت ناصرالدین شاه (1227-1275 هـ .ش) باغبانان و گل کاران فرنگی، شیوه های غربی را با خود آوردند (نصر ، 1384).

بنابر گزارش دکتر یاکوب ادوارد پولاک[2] که درزمان ناصرالدین شاه در ایران بود، در باغ های تهران ، چنار و سپیدار و زبان گنجشک و نارون و توت و درخت گل ابریشم، یا صنوبر و گاهی کاج[3] و تَهْ [4] کاشته می شد. 

 همچنین در تهران، باغی به نام «باغ کاج» وجود داشت که قسمتی از آن تا حوالی سال 1330 باقی بود.

قصر فیروزه، متعلق به ناصرالدین شاه، در وسط یک جنگل مصنوعی ساخته شده و در اطراف خیابان وسیع منتهی به این قصر به طول یک فرسنگ (در حدود 6 کیلومتر)، اقاقیا و گل های رنگارنگ کاشته شده بود (معتمدی، 1381).

بنجمین ( S.G.W. Benjamin ) که از سال 1262 تا 1264 هـ .ش نخستین وزیر مختار آمریکا در ایران بود (List…Iran,2005)  در بهار 1263 از باغ فردوس در تجریش دیدن کرد و درباره این باغ سلطنتی ناصرالدین شاه نوشت: وسعت این باغ گویا چهارصد جَریب[5] باشد. در طرف تحتانی آن ، جنگل انبوهی از چنار واقع است و به طوری این درخت ها را مرتب کاشته اند که وقتی شخصی از عمارت نظری بر آن بیندازد، سطحی مخملی مانند می بیند… در عقب عمارت اراضی وسیع هست و چنارهای عالی مانند ستون بالا کشیده ، بر این اراضی سایه می افکند ... درخت های چنار به قدر صد پا ارتفاع می رسد و مکانی است با چشم انداز دلفریب (معتمدی ، 1381).

سه سال بعد از بنجمین، محمد حسن خان اعتماد السلطنه وزیر انطباعات ناصرالدین شاه از این باغ دیدن کرد. وی در یادداشت روز جمعه ، 17 رمضان 1304 (19 خرداد 1266) می نویسد: « دو از دسته گذشته باغ فردوس رفتم ... هجده سال بود این باغ را ندیده بودم. تمام درخت ها افتاده ، عمارت خراب شده ، در حقیقت وادی برهوت، آن وقتی که [دوستعلی خان] نظام الدوله مُعیّر الممالک در این باغ بود که سجده گاه مردم بود » (اعتماد السلطنه، 1379).

 

تاریخچه جنگل کاری در شمال ایران

 

عرصه های جنگلی شمال ایران در گذشته جای خالی چندانی برای جنگل کاری نداشت. بلکه انبوهی جنگل و گسترش آن تا نزدیک ساحل دریای خزر، برای ساکنان مشکل زا بود. بومیان برای کشاورزی و دامداری و سکونت خواهان زمین خالی از درخت بودند و مجبور می شدند با روش های مختلف، از جنگل زمین بگیرند. مشکل دیگر، وجود مرداب های فراوان در بین جنگل های جلگه ای بود که در نتیجه ساکنان محلی برای در امان ماندن از بیماری مالاریا، در فصل تابستان به مناطق کوهستانی و ییلاقی می رفتند. بدین ترتیب می توان گفت که جنگل کاری در شمال ایران، پس از تخریب های انجام شده دهه های اخیر و احساس نیاز برای حفظ جنگل رونق گرفته است. با این حال از برخی مدارک چنین بر می آید که دست کم در مناطق کم درخت و حاشیه جنگل درخت کاری مرسوم بوده است.

 

   اعتماد السلطنه از رجال دربار ناصرالدین شاه که در هنگام سفر شاه به مازندران، همراه وی بود، در یادداشت روز 7 رمضان 1292 (15مهر 1254) از کاشت درختان گرمسیری و غیر بومی در نزدیکی روستای پول (در جنوب نوشهر) خبر می دهد. همچنین بنابریادداشت 10 شوال 1292 (18 آبان 1254) در باغ شاه عباس در بهشهر ، سرو و کاج بود.

 

    در سال 1331 هفت هزار اصله نهال در جنگل های نمک آبرود در غرب مازندران که بر اثر احداث کوره زغال و قطع درختان تخریب شده بود، غرس شد. در همین سال، هشت هزار اصله نهال از انواع مختلف  در جنگل های سفید تَمِش با گونه های پهن برگ بومی کاشته و با سیم خاردار محصور شد. مجری طرح، خلیل قاضی تهرانی نام داشت. این جنگل کاری را شاید بتوان نخستین جنگل کاری به سبک جدید در شمال کشور دانست.

 

    در همین سال به همت ابوالقاسم علی آبادی، جنگل کاری بلوط و آزاد در نهالستان چُمارسرای رشت صورت گرفت.

 

    اولین جنگل کاری شاخص در شمال کشور در سال 1340 در شَهرْ پُشت نوشهر در قطعه ای به مساحت 40 هکتار با گونه های مختلف سوزنی برگ انجام شد.

 

در سال 1341 با ملی شدن جنگل ها و مراتع کشور، جنگل کاری دامنه ای گسترده تر یافت و در مجموع از سال 1341 تا پایان 138۵ در حدود 4۳۷ هزار هکتار جنگل کاری در شمال کشور انجام شد. این در حالی است که مجموع جنگل کاری انجام شده در جنگل های خارج از شمال در همین محدوده زمانی در حدود ۶۵۰ هزار هکتار بوده است.

 

شروع فعالیت جنگل کاری در شمال به دلیل اجرای شیوه جنگل شناسی پناهی و به تقلید از روش اروپاییان با قطع یکسره همراه بود (هدایتی ، 1380). ولی هم اکنون به دلیل اجرای شیوه تک گزینی و گروه گزینی، اغلب، جنگل کاری به صورت لکه های کوچک و توده ای و روزانه ای و  حفره ای است.

 

 

پاورقی

 

 ۱- Kanish: شهری باستانی در شرق آسیای صغیر.

 ۲- نام این پزشک اتریشی را اعتماد السلطنه (۱۳۷۹) نیز پولاک ذکر کرده است ولی در همین مقطع زمانی چشم پزشکی اتریشی به نام Porak در تهران بود (بریمانی،۱۳۷۰).

 ۳- به احتمال قوی مقصود کاج الدار (Pinus Eldarica  Medw) است.

۴- تَهْ: درخت داغداغان.

۵- جَریب: واحد اندازه گیری مساحت زمین که مقدار آن در جاهای مختلف متفاوت و از ۱۰۰۰ تا ۳۶۰۰ متر مربع است (انوری، ۱۳۸۲). مفدار آن را ۱۰ هزار متر مبع یا یک هکتار هم ذکر کرده اند (معین، ۱۳۷۱).

  

 

منابع

  1- اعتماد السلطنه، محمد حسن، 1379، روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، به کوشش ایرج افشار امیرکبیر، چ 5، 1109ص.

2- انوری،حسن،1382، فرهنگ فشرده سخن، سخن،چ2،1 جلد،  2704ص.

9- بریمانی، ‌جلال، 1370، تاریخ روابط پزشکی ایران و فرانسه، مؤلف، چ 1 ،  260ص.

3- مرادی، زینب، 1384، پردیس پاسارگاد، www.persiangarden.ir

4- معتمدی، محسن، 1381، جغرافیای تاریخی تهران ، مرکز نشر دانشگاهی، چ1،  715ص.

5 - معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین) ، امیرکبیر، چ 8، 6جلد ، 106+5277+317+2351 ص.

 6- نصر، طاهره (سها)، 1384، سیر تحول باغ ایرانی، باغ ایرانی در گذر زمان  ، www.persiangarden.ir .

7- واتسون، اندرو،م. 1374، نوآوری های کشاورزی در قرون اولیه اسلام، ترجمه فرشته ناصری و عوض کوچکی، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، چ1، 420 ص .

8- هدایتی، محمدعلی، 1380، سیر تحول جنگل کاری در شمال کشور تنگناها و راهکارها،‌ مقالات همایش ملی مدیریت جنگل های شمال و توسعه پایدار، گستره ، جلد 1، چ1، ص345-369.

  9 - List of United states ambassadors to Iran, 2005, http: //en.wikipedia.org.                      

    ۱۰ - The Land of Punt, 2005, www.homestead.com/wysinger                                     

                



 
جنگل های اَرَسباران
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ آذر ۱۳۸٦  

 

  در استان آذربایجان شرقی و در منطقه ای به مرکزیت شهرستان اهر، یکی از نواحی رویشی پنج گانه ایران به نام «اَرَسباران» وجود دارد. جنگل های این ناحیه با وجود برخی شباهت ها با جنگل های خزری، به دلیل تفاوت های آب و هوایی و گیاهی، ویژگی خاصی دارند و به همین دلیل برنامه «انسان و زیست کره» یونسکو، این منطقه را در سال ۱۳۵۵ ذخیره گاه زیست کره معرفی کرد. تا آن زمان، حتی بسیاری از کارشناسان نیز به اهمیت این جنگل ها واقف نبودند.

رئیس گروه پارک ها و ذخیره گاه های جنگلی دفتر جنگل کاری وپارک های جنگلی سازمان جنگل ها، مراتع وآبخیزداری کشور در این باره می گوید: با توجه به تخریب گسترده جنگل در دنیا، برنامه ای زیر نظر یونسکو با نام «انسان و زیست کره» (MAB) اجرا شد.

محمود قناد کار سرابی می افزاید: گروه «مَب» در ایران هشت منطقه را مناسب ذخیره گاه زیست کره تشخیص داد که یکی از آنها جنگل های ارسباران بود. از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۷ در این جنگل ها «طرح مدیریت منابع جنگلی» اجرا شد ولی به طور کلی می توان گفت که کار خاصی در آن انجام نشده است.

برنامه مدیریت چنین مناطقی را باید عالی ترین مجمع محیط زیست هر کشور  تصویب کند که در ایران این کار را شورای عالی محیط زیست انجام داد.

هر ذخیره گاه زیست کره از سه قسمتِ «هسته مرکزی» و «ضربه گیر اول» و «ضربه گیر دوم» تشکیل شده است.

هسته مرکزی در حدود ۲۰ ـ ۳۰ درصد مساحت ذخیره گاه زیست کره را تشکیل می دهد و هیچ مداخله ای در آن صورت نمی گیرد. در ضربه گیر اول، طرح های جنگلداریِ همگام با طبیعت انجام می شود ولی به اندازه ۶۰ ـ ۷۰ درصد رویش درختان، چوب به صورت تک گزینی برداشت می شود. در ضربه گیر دوم، طبیعت گردی انجام می شود و در این منطقه، ممکن است روستاها و جوامع محلی و حتی شهرهای کوچک هم باشند و به طور کلی، مردم حذف نمی شوند.

یکی از اهداف ایجاد ذخیره گاه زیست کره، نظارت پیوسته در منطقه است و می توان آن را با مناطق دیگر مقایسه کرد و نظارت دائم وجود دارد. در ذخیره گاه های زیست کره، می توان روند تغییر و تحول بوم شناختی را مشاهده کرد و ارزش پژوهشی بالایی دارند. بهبود مدیریت منابع طبیعی و مشارکت مردم در حل مسائل منابع طبیعی از دیگر اهداف ایجاد ذخیره گاه زیست کره است و باید به تعامل مردم و محیط طبیعی منجر شود.

قنادکار سرابی پیشنهاد می دهد: بهتر است سیمای جنگل های ارسباران به تدریج از «شاخه زاد» به «شاخه و دانه زاد» و سپس «دانه زاد» تغییر یابد.

وحید شقاقی افضلی، کارشناس ارشد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، می گوید: در جنگل های ارسباران ۱۲۶ گونه درختی و درختچه ای وجود دارد.

۴۰ سال قبل مساحت این جنگل ها بیش از ۳۰۰ هزار هکتار بود ولی اکنون به ۱۶۴ هزار هکتار رسیده که ۷۰ هزار هکتار آن ذخیره گاه است. مرز شرقی جنگل های ارسباران با مرز غربی جنگل های شمال در حدود ۱۲۰ کیلومتر فاصله دارد و با وجود بارندگی سالانه ۷۰۰ میلی متر، به دلیل «مه گیر» بودن، جزء جنگل های نیمه مرطوب به حساب می آید.

در جنگلهای ارسباران، گونه های درختی و درختچه ای کمابیش اختصاصی همچون بلوط ارسبارانی، زغال اخته، درختِ پَر، مَحلَب، اِسپیره سفید، قَره قات، فندق، سرخدار، بُداغ، هَفت کُول دیده می شود. بعضی از درختان جنگل های شمال در جنگل های ارسباران وجود ندارد مانند: راش، توسکا، اَنجیلی، لیلکی[Lilaki] لَرگ، بُلَندمازُو، سفید پَلَت، شب خُسب.

درختان این منطقه به دلیل نوع رویشگاه یا تخریب های صورت گرفته، جوان و کم قطر هستند و به ندرت درخت قطور در آن دیده می شود. ریختِ درختانِ مشترک جنگل های ارسباران و جنگل های شمال با هم فرق دارند و در جنگل های ارسباران رویشگاه های غنی فندق و گردو وجود دارد.

تاج پوشش جنگلهای ارسباران، زیاد و در بعضی از مناطق، توده ها خیلی فشرده اند. تیپ های غالب این جنگل ها ممرز، بلوط ـ ممرز، تیپ های آمیخته، و فراوان ترین گونه های آن، ممرز و بلوط است.

زادآوری درختان در جنگل های ارسباران، خوب است و اغلب به صورت جَست دیده می شود ولی مشکل حضور دام در جنگل و تبدیل زمین های جنگلی به کشتزار، جدی است.

در این جنگل ها جانورانی همچون خرس قهوه ای، کَل، بز، پلنگ، شُوکا زیست می کنند و درختچه های دارای میوه خوراکی به وفور در آن دیده می شود.     



 
درخت و تخته سنگ
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٦  

در پدیده ای نادر در جنگل های جنوب چالوس، یک اصله درخت انجیلی بر روی یک تخته سنگ استوار شده است.

عکس از: میثم میارعباسی



 
انباشت زباله در جنگل های شمال
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ آذر ۱۳۸٦  

جمعیت هشت میلیون نفری و رو به افزایش استان‌های گیلان و مازندران و گلستان و ورود گردشگران به این مناطق از یک طرف و کمبود زمین و فاصله کم دریا و جنگل از طرف دیگر، سامان دهی امور شهری، از جمله دفع بهداشتی زباله را به یکی از مشکلات بغرنج تبدیل کرده است.

طبق آمار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور هم اکنون ‪ ۴۲‬واحد دفع زباله به وسعت ‪ ۳۰۰‬هکتار درجنگل‌های شمال وجود دارد که روزانه به طور متوسط در حدود ۲۰۰۰ تن زباله در آن انباشته می‌شود.

به گفته کارشناسان، دفع زباله در جنگل باعث تخریب جنگل و آلودگی خاک و آب می‌شود. به خصوص آن که برخی مواد، نظیر جیوه موجود دربعضی از باتری‌ها، آلایندگی شدیدی دارد و نفوذ شیرابه زباله در خاک جنگل، تبعات دراز مدتی خواهد داشت.

یکی از کارشناسان ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران در این‌باره به ایرنا گفت: شهرداری‌های کلاردشت و عباس آباد، زباله‌های خود را در جنگل‌های مکارود می‌ریزند.

عباس تقی‌پور افزود: این دو مکان انباشت زباله، در حدود ‪ ۹‬کیلومتر با هم فاصله دارند و مساحت هر کدام در حدود یک هکتار است.

وی تصریح کرد: شهرداری کلاردشت با کمبود جا مواجه شده و محلی دیگر را در فاصله ‪ ۳۰۰‬ـ ‪ ۴۰۰‬متری مکان اول انتخاب کرده است و زباله‌های خود را در آنجا می‌ریزد.

این کارشناس ارشد جنگلداری درباره پیامدهای دفن زباله در جنگل یادآور شد: بعضی از زباله‌های این منطقه را آتش می‌زنند و دود ناشی از آن آزاردهنده است زیرا منطقه حالت بسته دارد.

تقی پور اظهار داشت: از نزدیک ده سال قبل که انباشت زباله در جنگل‌های یاد شده آغاز شد، منابع طبیعی مکاتبات زیادی انجام داد ولی تاکنون ثمری نداشته‌است.

به گفته او، تجمع زباله در جنگل باعث گرایش جانواران وحشی نظیر شغال و جانواران اهلی مانند گاو به این مکانها برای تغذیه شده است.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران تأکید کرد: یکی از این مکان های دفع زباله، در حدود ‪ ۷۵‬متر با رودخانه حفاظت شده «سردآبرود» فاصله دارد. 

با این که سال هاست کارشناسان درباره تبعات انباشت زباله در جنگل اخطار می‌دهند، این روند همچنان ادامه دارد و کارهای انجام شده اغلب در حد طرح و برنامه‌ است.

رئیس سابق اداره حفاظت محیط زیست مناطق نوشهر و چالوس گفت: در نزدیکی مرزن آباد، مکان مناسبی برای احداث کارخانه کمپوست انتخاب شد ولی به دلیل نگرانی مردم منطقه از آلوده شدن محل زندگی شان، این طرح اجرا نشد.

مهرنوش کیاکجوری افزود: در گذشته، مدیریتی در موضوع پسماند نبود و قانونی برای موظف کردن شهرداری‌ها وجود نداشت و قانون آن در سال ‪ ۱۳۸۳‬در مجلس شورای اسلامی تصویب شد.

وی با تأکید بر مسأله تفکیک زباله گفت: تفکیک زباله باید از مبدأ آغاز شود و فقط یک هزینه ابتدایی دارد و باآموزش و مدیریت مناسب، بسیاری از مشکلات حل می‌شود.

این مسؤول با بیان این که زباله، بیش از ۱۰۰ نوع آلودگی ایجاد می‌کند و شیرابه آن بسیار سمی است گفت: دفع زباله در منطقه چالوس باعث خشکیدگی درختان شده است.

کیاکجوری افزود: یک گرفتاری این است که شهرداری ها می‌گویند اعتباری در زمینه تفکیک زباله ندارند و به طورکلی، شهرداری‌ها به دلیل نداشتن تخصص، زباله‌ها را غیر اصولی دفع می‌کنند.

رئیس سابق اداره حفاظت محیط زیست نوشهر و چالوس اظهار داشت: در بخش زباله، کار تحقیقات ضعیف است و طرح‌های مناسبی برای تفکیک زباله نداریم.

به گفته او در بعضی از کشورها زباله‌ها را در معادن متروکه زغال سنگ در زیرزمین دفن می‌کنند ولی آنچه ما انجام می‌دهیم، دفع زباله در بالای کوه و وسط جنگل است.

از ‪ ۴۲‬مرکز دفع زباله در استان های شمالی، ‪ ۲۸‬مرکز در جنگل و ‪ ۱۱‬مرکز در مناطق تالابی و سه مرکز در مرتع قرار دارد.

به گفته برخی از کارشناسان، در وضع فعلی، با اعمال مدیریتی خاص و بدون صرف هیچ هزینه‌ای ، می‌توان تولید زباله را کاهش داد.

مدیرکل سابق دفتر جنگلداری سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در این‌باره گفت: گروهی هستند که درتولید کالا و خدمات، نه تنها از منابع محدود خدادادی برای امرار معاش استفاده نمی‌کنند و مواد زاید و آلاینده به طبیعت بر نمی‌گردانند، بلکه مواد زاید تولیدی سایر گروه‌های اجتماعی را جمع آوری و بازیافت می‌کنند.

مصطفی عبدالله‌پور افزود: این پاک‌کنندگان بی‌مزد و منت محیط زیست، همان‌هایی هستند که همه روز با یک وانت کوچک و فرسوده و یک بلندگو، در کوچه و خیابان ها می‌گردند و وسایل کهنه و بی‌استفاده مردم را می‌خرند.

وی ادامه داد: برای ساماندهی زباله‌های خانگی و نخاله‌های ساختمانی و دفع ضایعات شهری و روستایی، انواع و اقسام طرح‌ها و برنامه‌ها ارایه می‌گردد ولی این گروه از انسان ها که پاک‌کنندگان محیط زیست هستند، فراموش می‌شوند.

این مسؤول سابق سازمان جنگل ها و مراتع تأکید کرد: این گروه، هزینه‌اجرای طرح‌ها و برنامه‌های کارخانه کمپوست‌ سازی و زباله‌سوزی را که قرار است در آینده ساخته شود، کاهش می‌دهند.

عبدالله پور افزود: ضروری است مسؤولان سراسر کشور، به ویژه در شمال که زباله‌ها را در جنگل‌های بالادست شهرها و آبادی‌ها رها می‌کنند، این عده را مدنظر قرار دهند.

وی پیشنهاد کرد: نهادهای مربوط، ازجمله سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری ها و استانداری‌ها و همچنین "اتاق فکر" ایجاد شده در استانداری مازندران به این موضوع بپردازند و برای مدیریت این گروه، برنامه‌ریزی کنند.

این کارشناس ارشد جنگلداری گفت: با توجه به بحران زیست محیطی که رهاسازی زباله در جنگل‌های بالادست شهرهای شمالی به وجود آورده‌است، نباید در انجام دادن این کار تاخیر کرد.

عبدالله‌پور افزود: روش پیشنهادی، یکی از کم هزینه‌ترین و پربازده‌ترین کارها برای پاک کردن محیط زیست است و نه تنها بدون بودجه واعتبار دولتی اجرا می‌شود، بلکه خود، درآمدزا و اشتغال آفرین است.

بررسی کارشناسان نشان می‌دهد در حدود ‪ ۸۰‬درصد زباله‌های استان های شمالی، شامل مواد فساد پذیر است که با رونق گرفتن صنعت کمپوست‌سازی، می‌توان به خوبی از آن بهره گرفت.

کاغذ، پلاستیک، آهن و شیشه در مجموع ‪ ۱۷‬درصد زباله‌های تولیدی را تشکیل می‌دهد که با ساماندهی اشخاصی که با وانت، این گونه مواد را جمع‌آوری می‌کنند، ضمن کاهش تولید زباله، صنعت بازیافت نیز زمینه رشد می‌یابد.

به طور دقیق و علمی معلوم نیست، انباشت چندین ساله زباله در جنگل‌های شمال ، چه پیامدهایی داشته است. با این حال خشک شدن برخی ازدرختان اطراف محل دفع زباله واطمینان از نفوذ شیرابه زباله به درون خاک و سفره‌های آب زیرزمینی تصویری نگران‌کننده از وضع موجود ترسیم می‌کند. شهرداری‌ها می‌گویند از این کار ناراضی‌اند ولی هیچ جای دیگری را برای دفع زباله نمی‌یابند و چاره‌ای ندارند. بنابراین بهترین راه، کاهش زباله تولیدی از یک طرف و دفع و دفن بهداشتی و علمی زباله از طرف دیگر است. 



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >