جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
دکتر حبیب الله ثابتی
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧  

 

دکتر حبیب الله ثابتی (سالنامه بنگاه جنگلها، ۱۳۲۹)

 

 

درپی درگذشت دکتر حبیب الله ثابتی (1293- 1387)، گیاه شناس و جنگل شناس برجسته ایران، یادداشتی از دکتر محمد حسین جزیره ای (1301، بندرانزلی)، چهره ماندگار  جنگلداری  کشور ، در  فصلنامه  دهاتی (ش 58، تیر 1387، ص41)  چاپ شد  که در زیر می آید:

 

شنیدن خبر مرگ استاد دکتر حبیب الله ثابتی، برای همه کسانی که از خدمات او در عرصه علمی کشور آگاه اند و نیز آنهایی که با وی در سازمان های آموزشی، پژوهشی و اجرایی ایران ارتباط تنگاتنگ شغلی داشته اند بسی ناگوار و تأثر برانگیز بود که در 94 سالگی او و در تاریخ 13/2/1387 رخ داد.

ثابتی پس از طی دوره دبیرستان، به دانشکده کشاورزی کرج راه یافت و با احراز درجه مهندسی کشاورزی از آن، در سال 1314 خورشیدی فارغ التحصیل شد و سال ها در همین مؤسسه علمی کشور به فعالیت های ثمربخشی در رشته مورد علاقه خود، یعنی گیاه شناسی، پرداخت.

در آن سال ها، اساتیدی از کشورهای خارجی به تعلیم دانشجویان در این دانشکده اشتغال داشتند که از جمله آنها باید از پروفسور دکتر گائوبا، دانشمند گیاه شناس اتریشی، یاد کرد. ثابتی و میردامادی از جمله دانشمندان معدود بودند که با این استاد نامی در جمع آوری نمونه های گیاهی گوناگون از گیاهان کشور و به ویژه از فلور جنگلی ایران همکاری داشتند. فعالیت های این گروه در سال های پیش از 1320 خورشیدی جریان داشت و اگرچه پس از دستگیری و تبعید گائوبا از ایران به استرالیا به وسیله قوای نظامی متفقین که ایران را به اشغال خود درآورده بودند، چندی دچار وقفه شد اما پس از مدتی نه چندان طولانی، دوباره به صورت فردی یا گروهی توسط دو دانشمند نامبرده ادامه یافت. در آن روزگاران شبکه راه های کشور چندان گسترده و مناسب نبود و برای جمع آوری نمونه های گیاهی می بایست مسافت های طولانی در کوهستان ها پیاده یا بر پشت چهارپایان طی شود و با خستگی های فرساینده ای که از این طریق بر پژوهندگان مستولی می شد، اگر عشقی عمیق و همتی عالی محرک آنان نبود چه بسا که در همان اوایل کار، این رشته را رها می کردند؛ اما ثابتی چندین ده سال به این کار ادامه داد که نتیجه آن پدیداری اثری کم نظیر با عنوان «جنگل ها، درختان و درختچه های ایران» بود که در سال 1355 توسط وزارت کشاورزی  به چاپ رسید. بعدها دانشگاه یزد با موافقت وزارت مزبور تجدید طبع این اثر را که مورد درخواست مصرانه محققان و دانشجویان بود در سه نوبت دیگر عهده دار گردید.

ثابتی درجه دکترای خود را در گیاه شناسی از دانشگاه نانسی فرانسه به دست آورده بود و سال های متمادی، از سویی در دستگاه جنگلبانی کشور در سمت های پژوهشی مرتبط باتخصص خود و از سوی دیگر، در دانشکده کشاورزی کرج با عنوان استاد، رنج این خدمت دوگانه را بر عهده داشت و علاوه بر اثر پیش گفته، آثار ارزشمند دیگری همچون «اقالیم حیاتی ایران» ، «صنوبر در ایران» و «درختان جنگلی ایران یا راهنمای جنگلبانان» از خود به یادگار گذاشت.

ثابتی مدتی نیز در سمت دبیر کل باغ های گیاه شناسی کشور در ایجاد باغ گیاه شناسی در تهران، که هم اکنون در حیطه تشکیلاتی مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع واقع و تحت عنوان «باغ ملی گیاه شناسی کشور» دایر است زحمت کشید.

در روزهایی که ثابتی در قید حیات بود، در نامه ای به یکی از همکاران قدیمی خود نوشته بود:«هفتاد سال پیش و قبل از آنکه مرحوم ساعی جنگلبانی را به وجود آورد شروع نمودم. مرحوم دهخدا در سال 1323 چند ماهی در کرج بود و بنده از دانش ایشان بهره مند شدم؛ نام های گیاهان و درختان را از من گرفت و در فرهنگ دهخدا به چاپ رسانید و به من توصیه کرد این مطالعات را چاپ کنم. دکتر خانلری، رئیس انتشارات دانشگاه، در سال 1326 کتابم را در چاپخانه مجلس چاپ کرد و به من محبت کرد». و در جای دیگر نیز نوشته: «از حق نباید گذشت در این مدت سی سال جوانان بیشتری ظاهر شدند، مطالعات عمیقی در گیاه شناسی کرده اند: روانشاد جوانشیر، دکتر مصدق، دکتر ایرانشهرو سایرین مطالعات عمیقی نموده اند و جای افتخار و خوشوقتی است».

روزی هم کتاب «واژگان کشاورزی» تألیف آقای مهندس داهی به دست او رسید، از این که این اثر علمی به او اهدا شده و این موضوع می رساند که هنوز فراموش نشده به سختی گریسته بود.

در نامه ای دیگر چنین نوشته:« باید اذعان کرد که بیشتر جوانان ایرانی که در خارج تحصیل می کنند از لحاظ هوش و استعداد از غربی ها بالاترند و این تعصب نیست و «قولی است که جملگی برآن اند» بسیاری از آنان از لحاظ علمی شهرت یافته اند مانند دکتر نادری در کشفیات فضایی و سایرین که از افتخارات ایران به شمار می آیند و بنده کوچک تر از آنم که خود را در ردیف این دانشمندان به شمار آورم».

این ها را نوشتم تا جوانان دریابند که پیش کسوتان آنها در چه شرایطی و با تحمل چه مشقاتی به کار پرداختند و کار خود را عاشقانه دنبال کردند و سنگ بنای اولیه ساختمانی را بنیاد نهادند که دیگران باید به تکمیل بنای آن ادامه دهند تا این بنا به اوج رفعت خود برسد که ان شاء الله خواهد رسید. یادش گرامی باد که دین خود را به وطن خویش به خوبی ادا کرد و هرچند که کولباری از تلخکامی بر شانه هایش سنگینی می کرد.



 
ذخیره گاه های جنگلی استان گلستان
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٧  

1- ذخیره گاه جنگلی نوش فاضل آباد  سورکش

این جنگل در 23 کیلومتری جنوب فاضل آباد گرگان ( سورکش واقع در دره کتول ) در منطقه ای به وسعت 195 هکتار گسترش دارد و از شمال به کوه قزقلعه یا جنگل پلنگ آرام، از جنوب به کوه الستان، از شرق به جنگل کرکوچال (تپه میدان و مزرعه)، از غرب به کوه سوراخ دار کشیده می شود. عملیات اجرایی آن از سال 1369 آغاز شده و از اولین ذخیره گاه های جنگلی کشور است.

این ذخیره گاه در طول شرقی 54 درجه و 49 دقیقه و عرض شمالی 36 درجه و 44 دقیقه قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا 900 تا 1450 متر و میانگین بارندگی سالانه آن 600 میلی متر و میانگین دمای سالانه آن 23 درجه سانتی گراد است. 

توده های طبیعی درخت نوش (Thuja orientalis L.)  نه  تنها در  ایران بلکه در دنیا به ندرت دیده می شود و یکی از توده های جنگلی منحصر به فرد دنیا محسوب می گردد. چون مقاومت این گونه در شرایط نامساعد محیط، بالاست استقرار آن در چنین رویشگاهی آن هم به صورت طبیعی از نظر بوم شناختی مهم است.

چوب درخت نوش به دلیل داشتن رزین، در برابر آفت و رطوبت مقاومت زیادی دارد. در گذشته از چوب آن در کارهای ساختمانی به شدت استفاده می شد. کمبود مواد آلی خاک و سنگلاخی بودن عرصه و مداخلات انسانی و آتش سوزی و چرای دام و توجه نکردن به توان رویش منطقه و کافی نبودن تعداد در هکتار درختان باعث شده که به طور کلی زادآوری مختل شود که نشان دهنده تخریب شدید در گذشته است. بعد از انتخاب عرصه برای ذخیره گاه، تخریب کمتر شده است و نشانه های زادآوری طبیعی دیده می شود.

 

2- ذخیره گاه جنگلی پسته قازانقایه

   جنگل های طبیعی قازانقایه با مساحت 10 هزار هکتار در 180 کیلومتری شمال غربی بجنورد قرار دارد که 685 هکتار آن در داخل طرح جنگلداری سرخداری به ذخیره گاه پسته (Pistacia vera L.) اختصاص یافته است.

 

3- ذخیره گاه جنگلی زربین رامیان

   این ذخیره گاه  650  هکتاری در 15 کیلومتری آزاد شهر و 10 کیلومتری جنوب رامیان در منطقه باقرآباد  گرگان است و در سال 1368 برای حفظ گونه زربین (Mill.) Gord)  (Cupressus sempervirens L. var. horizontalis احداث شد. از شمال به روستاهای باقرآباد و سید کلاته، از جنوب و شمال غربی به رود قره چای، از شمال و شرق به زمین های کشاورزی باقرآباد متصل است. دو بخش عمده شرقی و غربی دارد که رود قره چای این دو را از هم جدا کرده است. حد جنوبی آن کوه سلطو است.

    ارتفاع  آن از سطح دریا 310  تا  650 متر و میانگین دمای ماهیانه آن در طول سال بین 93/5  و  43/26  درجه سانتی گراد و میانگین بارندگی سالانه آن 62/472 میلی متر است و چهار ماه از سال فصل خشک دارد. این ذخیره گاه بر اساس طبقه بندی آمبرژه و دومارتن و گوسن دارای آب و هوای مدیترانه ای معتدل و نیمه مرطوب با زمستان معتدل است.

    خاک این ذخیره گاه از دو نوع راندزین در حال تکامل و alluvial یا آبرفتی است.

    این ذخیره گاه به دلیل داشتن ناهمواری های متعدد و یال های کوچک، پوشش گیاهی متغیری دارد و به طور کلی آمیخته از پهن برگ و سوزنی برگ است. البته در دامنه های غربی و شرقی، زربین بیشتر دیده می شود.

    تعداد در هکتار آن   275 اصله است و در حدود  15 درصد آن را پهن برگانی  همچون بلوط  و آزاد  و ممرز تشکیل می دهد. بیشتر زربین های آن قطری بالای 40 سانتی متر دارند.

    بررسی های انجام شده نشان می دهد که 3/71 درصد پایه های زربین در این ذخیره گاه فرم طبیعی دارند.

 

4- ذخیره گاه شمشاد چشمه بلبل بندر گز

   در 15 کیلومتری جنوب غربی بندر گز و 10 کیلومتری جنوب شرقی گلوگاه و در منطقه روستاهای چشمه بلبل و لیوان واقع شده و مساحت آن 385 هکتار است که در سال 1371 برای حفظ گونه شمشاد (Buxus hyrcana Pojark.) احداث شد. در گذشته به دلیل قطع درختان آزاد در اشکوب بالا و از بین رفتن بسیاری از آنها بر اثر بیماری مرگ نارون و همچنین قطع شمشاد به دلیل داشتن چوب مرغوب و استفاده از شاخ و برگ آن در گل فروشی ها، خسارت زیادی به منطقه وارد شد که بعد از ذخیره گاه اعلام شدن، تا حد زیادی جلو تخریب گرفته شد.

    در این ذخیره گاه، از سمت شرق به غرب، رشد و تراکم شمشاد کم می شود و همچنین از شمال به سمت ارتفاعات، تعداد در هکتار کاهش می یابد. با این حال درختانی با قطر 25 تا 35 سانتی متر بر روی تخته سنگ ها با نفوذ ریشه ای 60 تا 100 سانتی متر دیده می شود.

 

5- ذخیره گاه جنگلی سرخدار افرا تخته

   این ذخیره گاه به مساحت 200 هکتار در شهرستان علی آباد کتول و در داخل طرح جنگلداری تایر قرار دارد و در سال 1370 احداث شده و گونه مهم دیگر آن بلندمازو است. ارتفاع آن از سطح دریا 1250 تا 1850 متر است. میانگین دمای سالانه آن 5/7 تا 5/9 درجه سانتی گراد و میانگین بارندگی سالانه آن 645 میلی متر است. بر اساس طبقه بندی آمبرژه این ذخیره گاه دارای آب و هوای نیمه مرطوب تا مرطوب با زمستان های خیلی سرد است.

    بر اساس نقشه های زمین شناسی، بخش مهمی از منطقه را تشکیلات آهکی دوره های کامبرین تا پرمین و بخش کوچکی از آن را تشکیلات آهکی  ژوراسیک بالایی  و پایینی تشکیل می دهد  ولی گاهی توده های  مارنی  و فلیش نیز در آن دیده می شود.

    این جنگل ها اغلب دو اشکوبه اند که سرخدار در اشکوب بالایی قرار داردو اغلب به علت تراکم زیاد پوشش درختی (80 تا 90 درصد) پوشش علفی جنگل توسعه چندانی ندارد.

    مکان هایی از این ذخیره گاه که کمتر تخریب شده اغلب خالص است و پایه های سرخدار 90 تا 100 درصد درختان را شامل می شود. در جاهای دیگر، سرخدار با گونه های بلوط، ممرز، پلت، شیردار، ون، نمدار و بارانک همراه است.

    زادآوری در جنگل های این ذخیره گاه بسیار کم است.  

    گونه سرخدار (Taxus baccata L.) به علت تقاضای زیاد، از تخریب در امان نمانده به طوری که توده های وسیعی از آن در دنیا از بین رفته است و امروزه کمتر نقطه ای در جهان یافت می شود که این گونه به صورت توده متراکم و خالص در آن وجود داشته باشد. در جنگل های شمال ایران توده های خالص سرخدار به مساحت کم باقی مانده است که باید حفظ شود.

سرخدار در جنگل های شمال و حتی ارسباران اغلب به صورت پراکنده مشاهده می شود ولی در بعضی نقاط جنگل های شمال مثل افراتخته و پُونِ آرام علی آباد کتول به صورت توده های انبوه و خالص و در ارتفاع 1250 تا 1850 متر از سطح دریا دیده می شود.

    سرخدار یکی  از سوزنی برگان  نادر ایران  است  و در  اوایل  دوران  سوم  زمین شناسی  در  دنیا  ظاهر  و در تمام نیم کره شمالی پرکنده شد. این گونه در گذشته گسترش زیادی داشت ولی به علت خشک تر شدن وضع آب و هوا از یک طرف و بهره برداری مفرط از طرف دیگر امروزه در حال انقراض است. این درخت، دو پایه با رویش سالانه بسیار کم و دیرزیستی خیلی زیاد و در حدود  3000 سال است. اغلب در ارتفاع بالای 900 متر از سطح دریا و شیب های تند و رویشگاه های سنگلاخی یا واریزه ای و در داخل دره ها می روید. گونه ای رطوبت پسند است ولی از سرمای زیاد گریزان است. در مناطقی که بارندگی سالانه آن بیش از 1000 میلی متر است بیشتر در خاک های راندزین کم عمق و خاک های اسیدی رشد می کند و به طور کلی اغلب در خاک های آهکی و گچی و هوموسی دیده می شود.

    رویش ارتفاعی سالانه سرخدار در حدود 10 سانتی متر و رویش قطری سالانه آن در حدود 6/0 میلی متر و چوب آن مرغوب و بسیار سخت با چگالی 7/0 تا 9/0 گرم بر سانتی متر مکعب است. در گذشته از شاخه های آن که انعطاف پذیری زیادی دارد برای ساخت تیر و کمان استفاده می شد. قطع آن طبق قانون ممنوع است.

    به دلیل دو پایه بودن سرخدار لازم است نظم مکانی پایه های نر و ماده آن در هنگام جنگل کاری حفظ شود. با وجود این تانه رُویی (قوه نامیه) مطلوب در بذر سرخدار، جنگل های خالص آن در ناحیه رود پون آرام و روستای سیاه رودبار حداقل 200 سال است که زادآوری نمی کنند و لازم است در آن عملیات پرورشی انجام شود.

    قلمه های سرخدار به راحتی سبز می شود و می توان امیدوار بود که جنگل های سرخدار با کاشت قلمه احیا شود. چون پایه های مادری موجود معایب ژنتیکی زیادی دارد، قلمه ها را در گلدان هایی که خاک پای آنها خاک پای توده اصلی و خالص سرخدار است قرار می دهند. قلمه ها از سرشاخه های سبز تهیه می شود و در واقع اولین انشعابات سبز در انتهای شاخه هاست که بین 5/2 تا 5 میلی متر قطر دارند. به طور کلی سرسبزی و شادابی شاخه های انتهایی درختان سوزنی برگ و به ویژه سرخدار تداوم فراوانی دارد و تا مدت ها به حالت اولیه باقی می ماند. به همین دلیل در گل فروشی ها روزانه مقادیر قابل توجهی از سرشاخه های سرخدار به صورت قاچاق برای فروش در کنار انواع و اقسام گل های زینتی فروخته می شود. برگ های سرخدار بیش از یک ماه در داخل ظرف آب سبز می ماند و به دلیل همین پایایی برگ ها مشکل عمده ای را در قلمه گیری به وجود می آورد زیرا تشخیص قلمه ریشه دار را از قلمه بدون ریشه دشوار می کند. به همین علت لازم است تا به مدت چند ماه نتیجه گیری را به تعویق بیندازیم تا قلمه های موفق و ناموفق تمیز داده شوند. زادآوری سرخدار منحصر به مناطقی می شود که خاک، رطوبت کافی داشته باشد.

    از دلایل ترجیح قلمه بر بذر، رویش ارتفاعی بیشتر در قلمه است. نهال های 8 ساله با منشأ بذر، ارتفاعی در حدود 12 سانتی متر دارند و این در حالی است که قلمه های یک ساله سرخدار 20 سانتی متر ارتفاع پیدا می کنند و سرعت رشد بعدی آنها هم بیشتر است. زادآوری سرخدار در هنگامی موفق است که تعداد 100 هزار نهال یک ساله سرخدار در یک هکتار موجود باشد تا این که بعد از 200 سال 25 پایه به دست آید.

    بذر سرخدار دست کم چهار ساله سبز می شود. بهاره کردن (vernalization) برای سبز شدن آن لازم است. بذر در بهار گل می دهد و آبان ماه می رسد و باید به آن سرما داد. اگر بذر سرخدار را خیس کنند و با وَردَنه روی آن بکشند یک ساله سبز می شود و البته سبز شدن آن طی یک سال با اسید سولفوریک 10 درصد نیز میسر است.

    یکی  دیگر از موانع  زادآوری  طبیعی  سرخدار آن است که  در  فصل زمسان نهال های آن را حیوانات به ویژه شوکا می خورند.             

 

6- ذخیره گاه جنگلی زربین زرّین گل

    این ذخیره گاه 115 هکتاری در 17 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان علی آباد کتول و در 3 کیلومتری شمال غربی روستای چینو و 5 کیلومتری روستای زرین گل و در شرقِ کوه 1780 متری هارون قرار دارد و در سال 1370 برای محافظت از گونه زربین(Mill.) Gord)  (Cupressus sempervirens L. var. horizontalis احداث شد.   

    ارتفاع آن از سطح دریا 450 تا 700 متر و میانگین دمای ماهیانه آن در طول سال بین 6 تا 4/27 درجه سانتی گراد و میانگین بارندگی سالانه آن 6/535 میلیمتر است.

خاک این ذخیره گاه از دو نوع راندزین در حال تکامل و آبرفتی (alluvial) است.

در این ذخیره گاه، پایه ای از زربین به قطر 130 سانتی متر وجود دارد که از نوک خشک شده است و اگر از قطر 120 سانتی متر خشک شده باشد و میانگین رشد قطری آن را یک میلی متر در نظر بگیریم عمر آن 1200 سال برآورد می شود.

    این ذخیره گاه به دلیل داشتن بارندگی مناسب برای زربین و تبخیر کم و محصور شدن و گماردن قرقبان، زادآوری مطلوبی دارد.

 

7- ذخیره گاه جنگلی سرخدار پُونِ آرام

به مساحت 200 هکتار در داخل پارک جنگلی دَلَند برای حفظ گونه سرخدار (Taxus baccata L.) ایجاد شده است .

 

8- ذخیره گاه جنگلی آزاد دَلند

به مساحت 200 هکتار در آزادشهر برای حمایت از گونه آزاد (Pallas) C. Koch) (Zelkova carpinifolia در نظر گرفته شده  و گونه های دیگر آن ممرز و بلندمازو و انجیلی است.

 

9- ذخیره گاه جنگلی عناب مینو دشت

  به مساحت 20 هکتار برای محافظت از گونه عنّاب (Ziziphus vulgaris Law.).

 

10- ذخیره گاه جنگلی راش قوزلُق

  به دلیل کمیابی درخت راش (Fagus orientalis Lipsky) در این منطقه، ذخیره گاهی 200 هکتاری بدین منظور در نظر گرفته شده است.

 

11- ذخیره گاه جنگلی داغداغان باغو

   این ذخیره گاه 30 هکتاری برای حفظ گونه داغداغان (Celtis australis L.) در داخل پارک جنگلی باغو در بندرگز در نظر گرفته شده است.

 

 

 

 

 

منابع

 

1- ثابتی،حبیب الله، جنگل ها درختان و درختچه های ایران، دانشگاه یزد،چ 3 ،806+ 64ص.

2- جوانشیر، کریم، محمد حسین جزیره ای، محمود زبیری، مجید مخدوم، محمد رضا مروی مهاجر،1381، فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی، جلد 13، جنگل و محیط زیست، دانشگاه تهران، چ1 ، 45+186 ص.

3- شریفی ، مرتضی، 1371، با پارک ها و ذخایر جنگلی ایران آشنا شوید ، سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب ونیمه مرطوب، جزوه داخلی، 61 ص.

4- شریفی ، مرتضی، 1373، شناسنامه پارک ها و ذخایر جنگلی کشور، سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمه مرطوب، جزوه داخلی، 135 ص.

۵- کردجزی، احمد، 1376، با پارک ها و ذخایر جنگلی منطقه گرگان و گنبد آشنا شویم، اداره کل منابع طبیعی منطقه گرگان و گنبد، جزوه داخلی، 37 ص.

۶- مظفریان، ولی الله، 1377، فرهنگ نام های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص. للص

٧- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه های ایران، فرهنگ معاصر،چ1، 1003+394+55 ص.

 



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >