جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
تاریخچه مدیریت جنگل های شمال
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

مقدمه

به طور کلی تا سال 1297(اواخر دوران قاجاریه) دولت توجهی به جنگل ها نداشت. در این اوان عده ای از بازرگانان و شرکت های خارجی شروع به بهره برداری از درختان شمشاد و بلوط و گردوی جنگل های شمال کرده مواد حاصل را با پرداخت عوارض ناچیزی به گمرک، از کشور خارج می کردند.

برخورد اتفاقی به آمار گمرکی، دولت را به اهمیت جنگل ها و لزوم حراست آن متوجه کرد و چون حدود اغلب جنگل های اربابی از جنگل های دولتی تا آن تاریخ به طور کلی مشخص نبود، این عمل باعث می شد که صاحبان جنگل های خصوصی اغلب، بهرۀ مالکانۀ جنگل های دولتی را بدون استحقاق، به نفع شخصی تملک کنند و از این راه لطمه به درآمد دولت وارد می آمد. لذا مقارن سال 1297 وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه، شخصی را به نام احمدی که اطلاعاتی در امر نقشه برداری و مساحی داشت، به اتفاق دو نفر به شمال اعزام کرد تا از جنگل ها نقشه برداری و حدود جنگل های دولتی را از جنگل های اربابی تفکیک کند. این هیأت تصمیم گرفت ابتدا کار خود را از جنگل هایی که شرکت ها و بازرگانان مشغول بهره برداری از آنها هستند شروع کند و عملیات هیأت با وجود مشکلات فراوان، مدتی ادامه داشت تا آن که با قیام میرزا کوچک خان جنگلی مصادف گردید و ناتمام ماند.

 

اولین ادارۀ جنگلبانی در شمال و ایران

در سال 1299 وزارت فلاحت، سازمانی ابتدایی را در جنگل های شمال تشکیل داد که وظیفۀ آن، نقشه برداری از جنگل ها و تفکیک جنگل های خالصه(دولتی) از شخصی و همچنین تعیین جنگل های بکر و قابل استفاده از جنگل های مخروبه و بوته زار بود. ریاست این هیأت به هانس شریکر، کارشناس اتریشی، محول شد.

سازمان هیأت مزبور که در ابتدا مقر ثابتی نداشت و به طور سیار انجام وظیفه می کرد و از سال 1302 در مشهد سر (بابلسر فعلی) مستقر گردید به صورت زیر بود:

 

نام                                  سمت                                     حقوق ماهیانه(ریال)

 

هانس شریکر                    رئیس هیأت                                          2000

سر کارات                         معاون هیأت                                            600

سید علی زاهدی              مستحفظ جنگل                                       320

حسن علی گلشاهی        مستحفظ جنگل                                       200

 

این هیأت با آن که همواره به دلیل تهی بودن خزانۀ کشور از دیرکرد حقوق و مشکلات متفرقۀ دیگر در مضیقه بود با علاقه مندی وظایف خود را انجام می داد و گزارش های مفیدی همراه نقشه به طور منظم به تهران می فرستاد. در سال 1302 که وضع مالی کشور تا حدی سر و سامان گرفته بود، دولت یک متخصص جنگل آلمانی را به نام فندم هاگن با حقوق ماهیانۀ 5000 ریال سه ساله استخدام و به کار گماشت. نخستین اقدام این شخص که قرارداد استخدام او پس از انقضای سه سال به مدت سه سال دیگر بر حسب ضرورت و  تمایل دولت تمدید شد این بود که موافقت دولت را با تأمین و پرداخت بودجۀ مخصوصی برای جنگل ها جلب کند و از محل این بودجه در اوایل سال 1303 عده ای را به نام مستحفظ و قراول جنگل استخدام و به شمال اعزام دارد. حقوق ماهیانۀ مستحفظ 250 ریال و قراول 150 ریال تعیین شد. این افراد لباس و علائم مخصوص داشتند.

سازمان جنگلبانی کشور در سال 1303 به صورت زیر بود:

1- تشکیلات مرکزی مرکب از یک کارشناس(فندم هاگن) یک رئیس اداره (میر منصور خمسی) یک مترجم (عزیز بکلو) و چند نفر کارمند.

2- تشکیلات مازندران و گرگان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل به ریاست هانس شریکر که مرکز تشکیلات در مشهد سر(بابلسر فعلی) بود.

3- تشکیلات گیلان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل به ریاست «سر کارات» که مرکز تشکیلات در شهر رشت بود.

گفتنی است قسمتی از منطقۀ تنکابن از لحاظ جنگلبانی منضم به سازمان گیلان و قسمت دیگر جزء تشکیلات جنگلبانی مازندران و گرگان ( اِستَر آباد سابق) بود.

در ضمن برای حفظ جنگل های جنوب ایران و همچنین نظارت و نگهداری جنگل ها، مقداری نهال چَندَل(Rhizophora mucronata) که چندی پیش از آن از زَنگبار(بخشی از تانزانیای فعلی) به سواحل جنوب حمل و غرس شده بود یک نفر قراول جنگل به آن منطقه اعزام شد که به علت تأخیر در پرداخت حقوق، در انجام وظیفه توفیقی نیافت.

به هر یک از مستحفظین در منطقۀ مربوط، مسؤولیت حوزه ای واگذار شده بود که هر کدام مرتب به بازدید جنگل ها و مراتع و نقشه برداری در آن مشغول بودند و مشاهدات خود را به ضمیمۀ کروکی های تهیه شده به مقامات بالا گزارش می دادند. در این سال هیأت دولت تصویب نامۀ زیر را برای حراست جنگل ها صادر کرد:

هیئت وزرا در جلسۀ 8 حوت(اسفند) 1303 پیشنهاد نمرۀ 8451 وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه را راجع به جنگلها تحت مداقه قرار داده مواد ذیل را تا گذشتن قانون جنگلها از تصویب مجلس شورای ملی تصویب و مقرر می دارند.

اولاً- نظر به این که جنگلها یکی از ثروت های ملی بوده و بنا بر این باید در تحت ادارۀ دولت باشد کلیۀ جنگلها متعلق به دولت است مگر آن که تعلق آنها به مالکین خصوصی بر حسب اسناد و مدارک معتبره ثابت شده باشد.

ثانیاً- دولت اساساً برای حفظ جنگلها نظارت در تمام آنها را اعم از دولتی و اربابی داشته و این نظارت فنی که مربوط به حفظ و ازدیاد جنگلها مخصوصاً در کوه ها و دامن کوه ها و تکثیر اشجار صنعتی و تعیین شرایط و دادن دستورالعمل قطع و غرس اشجار در عوض درختهای قطع شده می باشد بر عهدۀ وزارت فلاحت محول است.

ثالثاً- اجاره دادن جنگلهای دولتی و اجازۀ قطع اشجار صنعتی و غیر صنعتی و استفاده از محصولات جنگلی جنگلهای مزبور با مراعات نظارت فنی وزارت فلاحت به تصویب وزارت مالیه بوده و در هر موقع مطابق مقررات قانون محاسبات عمومی و مزایده صورت خواهد گرفت.

رابعاً- اشجار مهمۀ صنعتی که حفاظت آنها باید مورد توجه مخصوص باشد عبارت است از درخت گردو و شمشاد و سور(سرو زَربین) و بلوط و آزاد و توت و کلیۀ سیاه درخت است.

خامساً- قطع اشجار صنعتی برای استعمال در داخله در جنگلهای اربابی بدون اجازۀ مخصوص وزارت فلاحت ممنوع است و در هر مورد قبل از صدور اجازه از طرف وزارتخانۀ مزبور درخواست کننده باید توضیحات ذیل را داده و تقبلات ذیل را عهده دار شود:

1- مساحت جنگل و واقع بودن آن در کوه و دامن کوه و یا در جلگه و تعیین مالک آن.

2- تقبل غرس پنج درخت تازه در عوض هر یک درخت قطع شده و یا آن که سرشاخه ها و مواد حاصله در ظرف مدت معین طوری تخلیه و از جنگل خارج نمایند که وسائل نمو جوانه ها و نهال ها سهل شود.

3- تقبل تأدیۀ عوارض دولتی برای هر یک از درخت قطع شده.

4- تقبل قطع و غرس اشجار در تحت نظارت مأمور مخصوص وزارت فلاحت.

5- تقبل تأدیۀ حقوق مأمور مخصوص.

سادساً- قطع اشجار غیر صنعتی برای احتیاجات داخله در جنگلهای اربابی محتاج به اجازۀ مخصوصی نبوده ولی قبلاً صاحبان آنها باید مراتب را به وزارت فلاحت اطلاع بدهند و اگر صاحبان جنگلهای اربابی به طوری جنگلهای خود را قطع نمایند که باعث از بین رفتن جنگل شود و یا قبلاً مراتب را اطلاع ندهند قیمت اشجار قطع شده از آنها دریافت خواهد شد.

سابعاً- اجازۀ صدور چوب های صنعتی به خارجه در هر مورد منوط به پیشنهاد وزارت فلاحت و صدور تصویب نامۀ هیئت وزرا است و اگر برای صدور آن، حقی مطابق تعرفۀ گمرکی معین نشده باشد به یکی از دو شق ذیل رفتار خواهد شد: یا همه ساله در اول سال مقدار کل صادرات و چوب های صنعتی که در آن سال دولت اجاره خواهد داد معین شده و میزان حق الصدور آن به مزایده معین خواهد گردید و یا این که هر گاه در موارد مختلفه صدور چوب های مزبور مقتضی شود اجازۀ مخصوصی صادر نموده و حق الصدور را با توافق نظر وزارت مالیه معین خواهد نمود.

ثامناً- اجازۀ صدور چوب های غیر صنعتی و مواد جنگلی به خارجه در صورتی که در تعرفۀ گمرکی حقی پیش بینی شده باشد با تأدیۀ آن حق پس از اطلاع قبلی به وزارت فلاحت صورت خواهد گرفت و در صورتی که تأدیۀ حقی در تعرفۀ گمرکی پیش بینی نشده باشد، تعیین حق الصدور با موافقت وزارت مالیه بسته به اجازۀ هیئت وزرا است.

با این حال چون از تعداد اندک مستحفظین جنگل که می بایست مجری مقررات این تصویب نامه باشند و همچنین بودجۀ جنگلبانی در زمان سرلشکر عبدالله طهماسبی( ؟- فروردین 1307) که تصدی وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه را به عهده داشت کاسته شد در عمل نتیجه ای از صدور تصویب نامۀ مزبور عاید نگردید و سازمان مذکور تا اواسط سال 1307 یعنی تاریخی که قرارداد خدمت فندم هاگن خاتمه یافت و ایران را ترک گفت به علت ناکافی بودن اعتبارات مالی توسعه ای نیافت.

در بالا به فعالیت عده ای از بازرگانان و شرکت های خارجی در قطع چوب جنگلهای شمال مختصر اشاره ای شد. لازم است اضافه شود که یکی از این شرکت ها (شرکت اردینرو گساس) عملیات خود را در حوزۀ تَمیشان(در شهرستان نور) به ترتیبی که تشریح خواهد شد توسعه داد کما این که آثار آن هنوز باقی است. بیشتر کار این شرکت تا قبل از سال 1303 عبارت بوده است از تهیۀ تخته توسکا برای جعبۀ مرکبات و غیره برای داخل اما مقارن همین اوقات از بازار جدیدی در خارج از ایران (کشور روسیه) برای تراورس بلوط حاصل از جنگلهای شمال پیدا شد و چون معامله پرسودی بود بازرگانان مزبور به فکر افتادند از لحاظ پیشرفت کار و امکان نفوذ به اعماق جنگل ریل هایی نصب و مواد حاصل را با واگن از جنگل خارج و در ساحل تمیشان جمع آوری کنند که از آنجا با قایق به کشتی های روسی که در چند کیلومتری ساحل لنگر می انداختند حمل می شد.

در خلال این مدت کارخانه چوب بری کوچکی که به مرور توسعه و تکمیل شد در تمیشان تأسیس کردند. بنا به دستور دولت یک نفر مستحفظ جنگل در منطقه کار شرکت مأمور نظارت شد و وظیفۀ این مأمور که حقوق او را به طور الزامی شرکت می پرداخت این بود که ببیند آیا شرکت تعهدات خود را طبق تصویب نامۀ صادره انجام می دهد یا خیر. کارخانۀ تمیشان بعدها (1305- 1306) بر اثر ورشکستگی که معلول کمی سرمایه و قطع تجارت چوب با کشور روسیه بود به شرکت دیگری که رضا شاه پهلوی و عده ای از بازرگانان بنام آن وقت سهامدار آن بودند واگذار شد و چندی بعد مأمورین املاک اختصاصی مسؤول بهره برداری آن شدند و از تاریخ ورشکستگی شرکت اولیه، از گماشتن مستحفظ ناظر خودداری شد. این کارخانه سپس در اختیار ادارۀ املاک موقوفه قرار گرفت.

در حدود سال 1305 سر کارات درگذشت و تا مدتی مأمورین جنگل گیلان گزارش های خود را مستقیم به تهران می فرستادند ولی دستگاه مرکزی مقرر داشت که احمد آو که از تهران به سمت رئیس دفتر منطقۀ جنگلبانی اعزام شده بود کفالت امور را به عهده بگیرد. این وضع بر قرار بود تا آن که در سال 1307 پس از عزیمت فندم هاگن، شریکر به ریاست فنی جنگلهای شمال انتخاب شد.

در این اوقات به دستور وزارت فلاحت مرکز کار هانس شریکر از بابلسر به خوارخون(شیرگاه فعلی) انتقال یافت و ساختمانی برای استقرار منطقۀ جنگلبانی شمال در این محل تحت نظارت وی بنا شد که در اواخر دهۀ 1320 تعمیر و مرکز جنگلداری سواد کوه شد.

در اواخر سال 1307 از دفتر رضا شاه پهلوی به وزارت فلاحت ابلاغ شد که یک نفر کارمند مطلع در امور جنگل را به جنگل های اختصاصی حوزۀ کُجُور اعزام کند تا برای حفظ و حراست جنگلهای آن قسمت و همچنین تعلیم و تربیت مأمورین لازم اقدام کند. وزارت فلاحت نیز خلیل قاضی تهرانی را به این سمت انتخاب و اعزام داشت که تا اوایل سال 1310 به این کار اشتغال داشت. روشی که در اجرای نظر فوق اتخاذ شد این بود که دستورهای لازم مبنی بر طرز استفاده از جنگلها به منظور مصارف روستایی و احداث کورۀ زغال و تعلیف چارپایان در جنگل و تهیۀ هیزم و غیره از طریق صدور بخشنامه به بلوک باشی ها داده می شد که بررسی شود برای حفظ و حراست جنگلها در عمل اتخاذ چه طریقه ای ضروری است و چه روشی بهترین نتیجه را می دهد تا بتوان تجربیات حاصل را در سراسر شمال تعمیم داد.

در اواخر سال 1309 لوئی نیکه (Niquet) مستشار فرانسوی جنگل که در اداره کل فلاحت استخدام شده و به ایران آمده بود شروع به بازدید جنگلهای شمال کرد. پس از بازدید تغییراتی در وضع سازمان جنگلها داده شد که شرح آن در سطور آتی می آید. هانس شریکر و فندم هاگن از مدتی قبل در نظر داشتند کلاس مخصوصی برای تربیت جنگلبان در شمال تأسیس کنند که با تأسیس آن در اواخر سال 1309 موافقت شد و مدرسه ای مرکب از 40 نفر داوطلب که کلیۀ هزینۀ زندگی و تعلیم آنها به عهدۀ دولت بود تأسیس و تعلیم در ظرف مدت شش ماه خاتمه یافت. در ضمن شریکر در خوارخون(شیرگاه) باغ نمونه ای از درختان جنگلی احداث کرد که پس از تشکیل سازمان جدید و برکناری شریکر، ابوالقاسم علی آبادی تصدی آن را عهده دار شد.

در سال 1310 بر حسب پیشنهاد لوئی نیکه، میر منصور خمسی و هانس شریکر از سمت خود برکنار و سازمان زیر به وجود آمد:

1- علیرضا ثقفی، رئیس جنگلبانی مرکز

2- اسحاق عمایی، رئیس منطقۀ جنگلبانی گیلان و آستارا (مرکز کار: شهر رشت)

در ضمن بیست نفر از فارغ التحصیلان مزبور به سمت پاسبان جنگلهای گیلان و آستارا منصوب و اعزام شدند.

3- خلیل قاضی تهرانی به جای هانس شریکر به ریاست منطقۀ جنگلهای مازندران و گرگان منصوب شد.

مرکز کار همچنان خوارخون(شیرگاه) بود و بیست نفر فارغ التحصیل دیگر با سمت پاسبان جنگل (با حقوق ماهیانه 200 ریال) در این منطقۀ وسیع مأمور حفاظت جنگلها شدند. کلیۀ پاسبان های جنگل به لباس هم شکل ملبس و هر کدام یک قبضه تفنگ دو لول شکاری ته پر که به درخواست اداره کل فلاحت، وزارت جنگ به طور رایگان اهدا کرده بود در اختیار داشتند. پس از اعزام پاسبان جنگل، دولت در صدد برآمد که قطع درخت و بهره برداری از جنگلها را برای تهیۀ تخته و الوار و غیره موکول به دریافت پروانه کند. پروانۀ قطع نیز از مرکز صادر و رونوشتی از آن به منطقۀ جنگلبانی برای نظارت بر قطع ابلاغ می شد. منطقۀ جنگلبانی نیز علاوه بر صدور دستور نظارت قطع به مأمورین مربوط، جریان امر را به اطلاع دارایی محل به منظور دریافت عوارض دولتی می رسانید. ولی برای صدور پروانه فقط تقدیم درخواست کافی بود.

پس از صدور پروانه اگر جنگل دولتی بود متقاضی می بایست پیش تر با دارایی محل پیمانی منعقد و چوب خریداری کند و بعد تحت نظر پاسبان جنگل مبادرت به قطع کند و در مورد جنگلهای شخصی می بایست موافقت مالک جنگلها را جلب کند. در سال 1311 لوئی نیکه طرح زیر را از تصویب هیأت دولت گذراند و چندی بعد از ایران رفت.

 

تصویب نامۀ شمارۀ 1293 مورخ 8/3/1312

هیأت وزیران در جلسۀ 31 اردیبهشت ماه 1311 مواد ذیل را مقرر می دارند:

1- اداره کل فلاحت مکلف است در جنگلهای سواحل بحر خزر مناطق جنگلهای صنعتی و مناطق جنگلهای غیر صنعتی را اعم از جنگلهای دولتی و یا شخصی از هم تفکیک نموده و برای اطلاع عامه اعلام نمایند.

2- تبدیل قطعات جنگلهای صنعتی به اراضی زراعتی اکیداً ممنوع بوده و مرتکب مورد تعقیب و مجازات خواهد شد.

3- در هیچ قطعه از جنگلهای صنعتی اعم از شخصی یا دولتی در یک سال اجازۀ قطع بیش از یک چهلم جنگل داده نخواهد شد ولی نظر به این که جنگل های فعلی دارای اشجار قابل قطع بیشتری می باشد لهذا با تشخیص ادارۀ فلاحت و با اجازۀ مخصوص می توان بیش از صدی دو و نیم قطع نمود.

4- اداره کل فلاحت مکلف است که برای هر نوع درختی از اشجار صنعتی شرایطی را از حیث سن و قطر و سایر شرایط قطع معین نماید. فقط می توان اجازۀ قطع این گونه اشجار را صادر نمود.

5- قطع کنندگان اشجار علاوه بر سایر شرایط مقرره مکلف خواهند بود که در تحت مراقبت اداره کل فلاحت در عوض اشجار صنعتی قطع شده اشجار صنعتی غرس نمایند و آنها را حفظ کنند.

6- قطع اشجار غیر صنعتی از مقررات فوق مستثنی بوده و در حدود تعلیمات اداره کل فلاحت هر کس در ملک خود در قطع آنها آزاد می باشد ولی برای آن که سوء تفاهمی حاصل نشود اداره کل فلاحت اسامی اشجار را که جزء اشجار صنعتی محسوب می شود برای اطلاع عامه در محل اعلام خواهد نمود.

7- زغال سوزی بدون کسب اجازۀ قبلی اداره کل فلاحت و در خارج از مناطقی که از طرف ادارۀ مزبور معین می شود اکیداً ممنوع بوده و متخلفین مورد تعقیب واقع خواهند شد.

اجازۀ زغال سوزی در مناطق جنگلهای صنعتی نباید به هیچ وجه داده شود.

تصویب نامه در کابینۀ ریاست وزرا ضبط است.

                                                                مهدیقلی(خان هدایت مخبرالسلطنه) ریاست وزرا

 

 

انحلال سازمان جنگلبانی به دستور رضاشاه پهلوی

چون اقدامات پاسبانان جنگلها برای جلوگیری از احداث کورۀ زغال باعث کمبود زغال در تهران و سایر شهرستان ها شده بود و از طرفی به درآمد مالکین جنگلهای شخصی لطمه می زد، تحریکات مالکین باعث ایجاد شکایاتی شد که در نتیجۀ آن به دستور رضا شاه پهلوی در سال 1313 سازمان جنگلبانی منحل و اعتبار آن از بودجۀ کل کشور حذف و پاسبانان و مستحفظین جنگلها اخراج شدند و انجام وظیفۀ آنها در حوزۀ املاک اختصاصی به مأموران املاک مزبور محول گردید. همچنین به استانداران و ادارات دارایی ابلاغ شد که قطع درخت به طور کلی ممنوع است و زغال فقط باید از سرشاخه تهیه شود و این دستور غیر کارشناسی در حوزۀ گیلان شدیدتر از سایر نقاط اجرا می شد. چون بر اثر ممنوعیت قطع درخت، جنگل نشینان و روستاییان حوزۀ گیلان از لحاظ تأمین مصارف خود در مضیقه بودند و شکایات زیادی در این باره شد، دولت ناگزیر دستور قبلی را لغو و موافقت کرد که مردم مجاز باشند برای تأمین حوائج خود با اجازۀ دارایی و نظارت مأمورین آن از سرشاخۀ درختان جنگلی استفاده کنند. گفتنی است که چون در مصارف ساختمان روستایی استفاده از سرشاخه کافی نبود، سوء استفاده های زیادی می شد و به اسم سرشاخه، درخت قطع می گردید.

تا سال 1320 در مازندران و گرگان سازمان مستقلی برای نگهبانی جنگلها و نظارت در بهره برداری از آنها تشکیل نشد و امور مربوط را مأمورین املاک اختصاصی اداره می کردند. ولی چون احاله وظایف مزبور در گیلان به ادارات دارایی که مأمور کافی نداشتند مشکلاتی به وجود آورده بود در سال 1314 موافقت شد که ادارۀ کشاورزی گیلان و آستارا از بودجۀ دفع آفات نباتی سازمان مختصری برای استخدام مأمور نظارت بر قطع درختان تشکیل دهد و در اجرای این تصمیم 24 نفر به نام پاسبان جنگل استخدام شدند.

در این اوقات نظر به این که بر ساختمان شهرها به خصوص تهران افزوده می شد و میزان احتیاج به چوب روز افزون بود و استفاده از چوب هایی که از جنگلهای اختصاصی گرگان و مازندران به دست می آمد به علت دوری راه و گرانی هزینه حمل در همه جا مقرون به صرفه نبود و برای مثال برای مردم آذربایجان با نزدیک بودن جنگلهای آستارا خرید چوب حوزۀ مازندران صرفه نداشت، اقداماتی به عمل آمد و موافقت شد که از درختان افتادۀ جنگلهای گیلان و آستارا استفاده شود که البته سوء استفاده هایی نیز به نام این درختان می شد.

 

تشکیل دایرۀ جنگل و ادارۀ جنگلبانی

چون به این ترتیب لازم شد که در تهران نیز سازمان کوچکی برای رسیدگی به گزارش های رسیده از جنگلهای گیلان و آستارا و صدور دستورهای لازم تشکیل شود، در سال 1317 در ادارۀ کل فلاحت که زیر مجموعۀ وزارت اقتصاد ملی بود و ریاست آن را مهندس محمد بیات داشت، دایره ای به نام دایرۀ جنگل تأسیس و تصدی آن در سال 1318 به مهندس کریم ساعی(1289- 1331) که در سال 1316 با مدرک فوق لیسانس آمار و جنگل از دانشگاه برکلی آمریکا، به کشور بازگشته بود داده شد.

بر اثر اقدامات وی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و مقرر گردید که ادارۀ جداگانه ای به نام ادارۀ جنگلبانی به ریاست خود وی تشکیل شود.

پس از تشکیل ادارۀ جنگلبانی و شروع به کار مهندس ساعی، وی گزارش جامعی در باب لزوم تشکیل سازمان جنگلبانی تنظیم کرد که رام رئیس کل کشاورزی به رضا شاه پهلوی رساند و مقرر شد که این سازمان در محل کوچکی آزمایش شود تا در صورتی که نتیجۀ خوب داد در سراسر شمال تعمیم یابد.

برای این منظور ناحیۀ کُجُور(جنوب شهرستان نوشهر) انتخاب و در پی آن در اواخر سال 1319 چهار خزانۀ جنگلی در «دشت نظیر» و چالوس و اَلَمده (عَلَمده، رُویان فعلی)  و ولی آباد تأسیس شد.

با آن که مهندس غلامعلی بنان مسؤول خزانه های «دشت نظیر» و اَلَمده و چالوس و هانس شریکر مسؤول خزانۀ ولی آباد، پی گیر کارها بودند به دلیل تبعات جنگ جهانی دوم(1318- 1324) و تمرکز دولت به مسائل سیاسی، امور معوق، و پس از اشغال ایران در شهریور 1320 به دست متفقین، کار ناتمام ماند.

 

تشکیل ادارۀ کل جنگل ها

در نیمۀ دوم سال 1320 ادارۀ کل کشاورزی به وزارت کشاورزی تبدیل شد و در سال 1321 ادارۀ جنگلبانی به ادارۀ کل جنگلها مبدل و در هر یک از مناطق شمال(گیلان، شهسوار، مازندران، گرگان) سازمان منطقۀ جنگلبانی که ریاست آن با رؤسای ادارات کشاورزی بود تشکیل شد. ولی در بخش ها، شعب جنگلبانی به طور مستقل عمل می کردند.

چون عده ای از اشخاص از وقایع مربوط به اشغال ایران سوء استفاده و مقادیری چوب از جنگلها قطع کرده بودند در اواخر سال 1321 به موجب تصویب نامۀ شمارۀ 19710 مورخ 9/1/1321 هیأت وزیران، گروهی برای تعیین تکلیف این چوب ها به شمال اعزام شد. متن تصویب نامه به شرح زیر است:

هیأت وزیران در جلسۀ 8 فروردین ماه 1321 بنا بر پیشنهاد شمارۀ 36233 به تاریخ 27/12/1320 وزارت کشاورزی برای رسیدگی به چوب هایی که از جنگلهای شمال قطع شده و موجود هستند مقرر می دارند:

ماده 1- هیأتی مرکب از نمایندگان وزارت کشاورزی، وزارت دارایی، وزارت دادگستری، وزارت پیشه و هنر(صنایع و معادن) و بازرگانی به شمال اعزام گردند تا پس از بازرسی دقیق به صاحبان چوبهایی که با پروانه وزارت کشاورزی  و  با  اجازۀ املاک اختصاصی  و املاک واگذاری، مبادرت به قطع درخت کرده اند اجازه دهند مقطوعات خود را تا آخر خرداد ماه 1321 به مقصدی که می خواهند حمل نمایند. در مورد استثنایی ممکن است از طرف وزارت کشاورزی این مدت تمدید و چنانچه تا موعد مقرر باز هم چوب ها حمل نشد مقطوعات موجود به سود دولت بازداشت گردد.

2- هیأت نام برده موظف است کلیۀ چوب هایی را که بدون پروانه قطع شده به سود دولت بازداشت نماید.

3- از این تاریخ تا مدت شش ماه قطع چوب به کلی موقوف است و پس از آن قطع چوب از جنگلها طبق قانونی خواهد بود که لایحۀ آن از طرف وزارت کشاورزی تهیه و به مجلس شورای ملی پیشنهاد خواهد شد.

تصویب نامه در دفتر نخست وزیر است.

 

هیأت مزبور مقداری از چوب های موجود را مجاز تشخیص داد و موافقت کرد که با صدور پروانه، حمل گردد. ولی برای این که اقدامات مربوط به جنگلها روی موازین صحیحی باشد در سال 1321 نخستین قانون راجع به جنگلها مشتمل بر 18 ماده و 7تبصره به تصویب مجلس شورای ملی رسید و آیین نامۀ آن در اوایل سال 1322 از تصویب هیأت وزیران گذشت. در آخر این سال ادارۀ کل جنگلها برای تشکیل و تجهیز کادر فنی طبق تصویب نامۀ شمارۀ 19734 مورخ 28/12/1320 هیأت دولت و اساسنامۀ شورای عالی فرهنگ، دو دوره کلاس کمک مهندسی جنگل و یک دوره کلاس جنگلبانی تأسیس و فارغ التحصیلان آن را برای تقویت کادر مناطق جنگلبانی به شمال اعزام کرد.

در ضمن برای آن که قطع چوب روی پایۀ صحیحی استوار باشد طبق آیین نامۀ مصوب مقرر گردید که درختان، خواه از نظر قطع و بهره برداری و خواه از لحاظ اندوخته و همچنین چوب آلات مجاز با چکش مخصوص، نشانه گذاری شوند. برای این کار چکش هایی که یک طرف آن تبر و طرف دیگر آن به اشکال مختلف( مربع برای نشانه گذاری چوب، مثلث برای علامت گذاری درختان اندوخته، دایره برای درختان قطع شونده) بود به تعداد مورد نیاز تهیه شد که بر روی هر یک، کلمۀ «جنگل» و شماره و سری مخصوص حک شده بود. این چکش ها بین شعب و پست های جنگلبانی توزیع و حق استفاده از آن به موجب حکم اداره کل جنگلها به اشخاص معینی واگذار شد.

 

اداره کل جنگلها مشتمل بر ادارات و دوایر زیر بود:

 

1- ادارۀ جنگلداری

الف- دایرۀ قطع

ب- دایرۀ حمل

ج- دایرۀ صدور چوب

د- دایرۀ هیزم و زغال

 

2- ادارۀ جنگل کاری

الف- دایرۀ جنگل کاری

ب- دایرۀ پیوند درختان جنگلی

ج- دایرۀ آزمایشگاه

 

3- ادارۀ نگهبانی

الف- دایرۀ پاسبانی جنگل

ب- دایرۀ آتش سوزی

ج- دایرۀ امور پاسگاه ها

 

4- قسمت امور عمومی

الف- دایرۀ دفتر

ب- دایرۀ حسابداری

ج- دایرۀ کارگزینی

د- دایرۀ کارپردازی

 

در ضمن در چند پاسگاه بازرسی حمل چوب، یکی در راه آهن و دیگری در کرج و سومی در رودهن، حمل و نقل چوب کنترل می شد.

 تصدی اداره کل جنگلها تا اواسط سال 1324 با مهندس کریم ساعی، تا 10/4/1326 با مهندس غلامعلی بنان و تا حدود دو ماه بعد از آن با مهندس صفایی و سپس تا اواخر سال 1327 که اداره کل جنگلها به موجب تصویب نامۀ شمارۀ 20513 مورخ 24/12/1327 هیأت وزیران به بنگاه جنگلها تبدیل شد با مهندس کاظم مشیر فاطمی بود.

 

تشکیل بنگاه جنگل ها

 هیأت وزیران در جلسه 24/12/1327 بنا به پیشنهاد 14 اسفند 1327 وزارت کشاورزی، موارد زیر را تصویب کرد:

1- به منظور حفظ و حراست جنگل‌ها بنگاهی به نام «بنگاه جنگل‌ها» تشکیل می‌شود.

2- وزارت دارایی کلیه جنگل‌های دولتی و مراتع واقع در حوزۀ آن جنگل را به بنگاه جنگل‌ها منتقل خواهد کرد.

3- بنگاه جنگل‌ها دارای شخصیت حقوقی مستقل و روی اصول بازرگانی بهره‌برداری اداره می شود و تحت نظر وزارت کشاورزی خواهد بود.

در این تصویب‌نامه وظایف، سرمایه، هیأت مدیره، هیأت بازرسی و امور استخدامی منظور گردیده بود. وظایف بنگاه علاوه بر حفظ و‌ احیا و توسعه و بهره‌برداری جنگل‌های دولتی و ایجاد صنایع مختلف چوب و نقشه‌برداری از آنها،‌ نظارت و مراقبت در بهره ‌برداری جنگل‌های غیر دولتی و همچنین مشارکت با صاحبان جنگل‌های غیر دولتی در بهره‌برداری و ایجاد صنایع بود.

در تشکیلات بنگاه در نواحی «خارج از مرکز» قسمتی از جنگل که نگهبانی آن به عهده یک مأمور جنگلبانی واگذار می‌شد اساس کار قرار گرفت و نام آن «حوزه جنگلبانی» گذاشته شد. مرکز مشترک دو الی چهار جنگلبانی که در حوزه‌های جنگلبانی مجاور پاسبانی می‌کردند «پاسگاه جنگل» نامیده می‌شد و ارشد جنگلبان هر پاسگاه علاوه بر مسؤولیت حوزۀ خود بر تمام حوزه پاسگاه نظارت داشت و جنگلبان ارشد نامیده می‌شد. دو الی چهار پاسگاه تحت نظر یک سرجنگلبانی و دو الی شش سرجنگلبانی تحت نظر یک جنگلدار اداره می‌شد و چند جنگلدار تحت نظر یک سر جنگلدار بودند. سرجنگلدار، مسؤول یک منطقه جنگلی بود، مانند منطقه گیلان و آستارا، منطقه شهسوار(تنکابن) و نوشهر، منطقه مازندران و غیره. چند منطقه جنگل یک «ناحیه» جنگل را تشکیل می‌داد که تحت سرپرستی یک «سر بازرس فنی جنگل» بود.

بر این اساس بنگاه جنگل‌ها در شمال، چهار سرجنگلداری به شرح زیر تأسیس کرد:

1- سرجنگلداری گیلان و آستارا به مرکزیت رشت شامل چهار جنگلداری

2- سرجنگداری شهسوار و نوشهر به مرکزیت شهسوار(تنکابن) شامل سه جنگلداری

3- سرجنگلداری مازندران به مرکزیت شاهی (قائم شهر) شامل چهار جنگلداری

4- سرجنگلداری گرگان به مرکزیت گرگان شامل چهار جنگلداری

در ضمن، سربازرس فنی جنگل‌های ناحیه شمال که مرکز آن در بابلسر قرارداشت با چهار بازرس که در چهار منطقه مزبور داشت بر امور مربوط نظارت می کرد.

چون با اجرای تصویب‌نامه شماره 20523 مورخ 24/12/1327 جنگل‌های دولتی و مراتع واقع در حوزۀ آنها که عایداتی داشتند به تدریج به بنگاه جنگل‌ها واگذار می‌شد، در بسیاری از مناطق کشور از جمله اردبیل، خلخال، رضائیه(ارومیه)، بهاباد، کرمان، سردشت، سُلدوز، آستارا، اهواز، دزفول، آبادان، بهبهان، شوشتر، مسجد سلیمان، هفتگِل، دشت میشان، بیرجند، درگز، قوچان، دامغان، باجگیران، کاشمر، بجنورد، خرم‌آباد، بروجرد، اِصطَهبانات، جهرم، آباده و فیروزآباد و استان هشتم(کرمان، رفسنجان، جیرفت، سیرجان، بم) پاسگاه‌های وصول عواید محصولات جنگلی دایر شده بود که در بعضی از آنها مأمورین کشاورزی و در برخی از نقاط مأمورین دارایی به علت نبود مأمورین بنگاه، درآمد را دریافت و به حساب بنگاه واریز می‌کردند. در سال‌های 1331 تا 1334 جنگل‌های شمال کشور دستخوش بحرانی شبیه آنچه در شهریور سال 1320 پیش آمده بود شد. درختان زیادی بدون ترتیب و اصول و با شدت زیاد قطع شدند و این بحران در تخریب جنگل به اضافه عوامل دیگر موجب شد که هیأت‌های نظامی وارد کار جنگل شدند. دو نفر سرتیپ، عده‌ای سرهنگ و سرگرد و نظامیان دیگر به استعداد یک لشکر در کلیه ادارات و واحدهای تابع مستقر شدند. در کنار هر مدیر یک سرهنگ و در کنار هر جنگلبان یک سرباز حضور داشت. این دوره که با مدیریت سرلشکر اخوی شروع شد با تحولاتی چند تا سال 1339 ادامه یافت.

 

تشکیل سازمان جنگلبانی

در سال 1338 قانون جنگل‌ها و مراتع مشتمل بر 28 ماده و 22 تبصره به تصویب رسید و آیین‌نامۀ آن در 3/10/1339 به تصویب هیأت وزیران رسید. در سال 1338 پس از تصویب قانون جنگل‌ها و مراتع کشور، به موجب تصویب نامه شماره 28500 مورخ 21/11/1338 بنگاه جنگل‌ها به سازمان جنگلبانی ایران که در قانون مزبور پیش‌بینی شده بود مبدل گشت و سازمان جدید با اختیاراتی که در قانون فوق پیش‌بینی شده بود شروع به کار کرد.

سازمان در استان مرکزی(تهران، کرج، قزوین، دماوند، محلات، ساوه، قم، تَفرش، شهرری، شمیرانات، گرمسار، خمین) دارای اداره کل جنگلبانی، در مناطق گیلان، نوشهر و شهسوار(تنکابن)، ‌مازندران، گرگان دارای سرجنگلداری و در سایر استان‌ها دارای اداره جنگلبانی بود.

هدف و وظایف کلی سازمان جنگلبانی ایران که در تیر ماه سال 1346 به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید به شرح زیر بود:

1- اجرای قانون ملی شدن جنگل‌ها و مراتع مصوب سال 1341

2- حفظ و حراست و بهره‌برداری صحیح از جنگل‌ها و مراتع

3- ایجاد جنگل‌های مصنوعی و توسعه جنگل‌های موجود

4- انجام دادن بررسی‌های مربوط به فرسایش خاک و سایر مسائل مربوط به جنگل

5- آموزش نیروی انسانی لازم برای انجام دادن وظایف محول

قوانینی که از سال 1341 به تصویب رسید از جمله قانون ملی شدن جنگل‌ها و مراتع مصوب دی ماه 1341، قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل ها و مراتع کشور مصوب مرداد ماه 1346، قانون اراضی مستحدثه و ساحلی مصوب مرداد 1346، قانون تشکیل شرکت‌های سهامی زراعی، قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر، قانون بیمه‌های اجتماعی روستاییان و سایر قوانینی که از قبل به تصویب رسیده و مجری کلیه آنها وزارت کشاورزی بود در سال 1346 کار و مسؤولیت زیادی را در وزارت کشاورزی ایجاد کرد که منجر به تقسیم آن و تشکیل چهار وزارتخانه گردید و به دلیل اهمیتی که برای بخش‌های مختلف منابع طبیعی ذکر می‌گردید یکی از این وزارتخانه‌ها وزارت منابع طبیعی بود.

 

تشکیل وزارت منابع طبیعی

پس از تصویب قانون تأًسیس وزارت منابع طبیعی در سال 1346، تشکیلات وزارت مزبور در اردیبهشت ماه 1347 به تصویب رسید. به موجب ماده 2 قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلبانی و مؤسسات تابع آن با دارایی و بودجه و کارکنان مربوط، به وزارت منابع طبیعی منتقل گردید و شرکت سهامی شیلات ایران و همچنین شرکت بهره‌برداری و صنایع چوب گیلان به این وزارت وابسته شد. همچنین برابر ماده 5 قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی به دولت اجازه داده شد سازمان‌های دیگری را که در سایر تشکیلات دولت وجود دارد و وظایف آنها به وظایف وزارت منابع طبیعی مربوط می‌شود پس از تصویب کمیسیون‌های استخدام و دارایی مجلس شورای ملی و مجلس سنا، با بودجه و دارایی و کارکنان، به وزارت منابع طبیعی واگذار کند. سپس مؤسسۀ تحقیقات منابع طبیعی، به منظور تحقیق و مطالعه و تمرکز کلیۀ تحقیقات مربوط به منابع‌طبیعی در سال 1348، و صندوق عُمران مراتع برای کمک به عُمران و اصلاح مراتع و تهیه و تدارک و توزیع علوفه برای تأمین خوراک دام و فراهم آوردن موجبات تلفیق زراعت و دامپروری و تسهیل اسکان تدریجی عشایر و تأمین تسهیلات لازم برای اجرای طرح‌های مرتعداری وابسته به وزارت منابع طبیعی، در سال 1349 تشکیل شد.

 

 

تشکیل سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور

وزارت منابع طبیعی در اجرای قانون جدید تشکیلات و تعیین وظایف «وزارت کشاورزی و منابع طبیعی» و انحلال وزارت منابع طبیعی مصوب 12/11/1350 منحل گردید. برابر موادی از قوانین مزبور که به شرح زیر ذکر می‌گردد سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور به صورت یک سازمان مستقل که رئیس آن در سمت معاونت وزارت کشاورزی و منابع طبیعی قرار داشت تشکیل گردید.

بخش‌هایی از مفاد قانون انحلال وزارت منابع طبیعی

ماده 1- از تاریخ تصویب این قانون وزارت منابع طبیعی منحل و کلیه کارکنان و تشکیلات و وظایف و اختیارات و اعتبارات و دارایی آن وزارت و شرکت‌ها و مؤسسات و واحدهای وابسته به آن و صندوق عمران مراتع به وزارت کشاورزی که از این به بعد وزارت کشاورزی و منابع طبیعی نامیده می‌شود منتقل و یا وابسته می‌گردد و کلیه وظایف و اختیارات وزیر و وزارت منابع طبیعی ناشی از قوانین و مقررات مربوط به منابع طبیعی یا سایر قوانین به وزیر و وزارت کشاورزی و منابع طبیعی واگذار می‌شود.
ماده 2- به منظور انجام وظایف و مقررات مربوط به حفظ، حمایت، احیا، توسعه و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع و اراضی جنگلی و بیشه‌های طبیعی و اراضی مستحدثه ساحلی و حفاظت آبخیزها، سازمانی به نام «سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور» تشکیل می‌شود.

تبصره 1- آن قسمت از تشکیلات و اعتبارات لازم برای اجرای قوانین مربوط و دارایی وزارت منحل شده منابع طبیعی که به تشخیص وزارت کشاورزی و منابع طبیعی ضروری باشد به سازمان مذکور منتقل و محول می‌شود. سازمان مزبور دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل است و رئیس سازمان سمت معاون وزارت کشاورزی و منابع طبیعی را خواهد داشت.

تبصره 2- وزیر کشاورزی و منابع طبیعی می‌تواند هر جزء از وظایف دیگر پیش‌بینی‌شده در ماده 17 این قوانین را که مربوط به وظایف مندرج در این ماده باشد در صورت ضرورت به این سازمان محول کند.

ماده 3- وزارت کشاورزی و منابع طبیعی مکلف است در زمینۀ حفظ منابع طبیعی و جلوگیری از انهدام آنها و بهبود محیط ‌زیست گیاهان و جانوران و پیشگیری از هر اقدامی که زیان‌بخش و موجب بر هم خوردن تناسب و تعادل محیط زیست بشود طبق آیین‌نامه‌های لازم اقدام و بر حسن اجرای مقررات مربوط نظارت کند.

تشکیلات ستاد سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور پس از بررسی‌های لازم در اردیبهشت ماه سال 1351 و تشکیلات تفصیلی واحدهای خارج از مرکز در اسفند ماه سال 1351 به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید.

 

الحاق سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور به وزارت جهاد سازندگی

در سال 1366 عنوان سرجنگلداری کل در استان‌ها به اداره کل منابع طبیعی تغییر یافت. همچنین اولین شماره مجله جنگل و مرتع در سال 1367 زیر نظر سازمان جنگل ها و مراتع انتشار یافت.

بر اساس ماده واحده قانون تفکیک وظایف وزارتخانه‌های کشاورزی و جهاد سازندگی مصوب 11/6/1369 کلیه امور مربوط به حفظ، احیا، توسعه و بهره‌ برداری از منابع طبیعی(جنگل، مرتع، شیلات و آبخیزداری)، کلیه امور دام و طیور و عمران روستایی، بهسازی، صنایع روستایی و آبرسانی روستاها بر عهده وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت و بر اساس تبصرۀ 1 ماده واحده مذکور، مؤسسات و شرکت‌های تابع و وابسته نیز بر اساس تفکیک وظایف فوق، تابع و وابستۀ وزارتخانه‌های مزبور شدند. بدین ترتیب سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور در زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت. این سازمان دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل و رئیس سازمان سمت معاونت وزارت جهاد سازندگی را دارا بود.

 

تشکیل وزارت جهاد کشاورزی

در سال 1379 وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی ادغام و وزارت جهاد کشاورزی تشکیل و رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، سمت معاون وزیر جهاد کشاورزی را عهده‌دار شد.

 

تشکیل سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور

طی مصوبه شورای عالی اداری در 3 تیر 1381 وظایف مربوط به آبخیزداری از وزارت جهاد کشاورزی منفک و به سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور واگذار شد و عنوان این سازمان به سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور تغییر یافت.

 

تشکیل یگان حفاظت

در اجرای ماده 179 قانون برنامه سوم توسعه و موافقت ستاد کل نیروهای مسلح در بهمن 1382، یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور با معرفی سرهنگ پاسدار تقی ایروانی به سمت فرمانده یگان، از زمستان 1384 آغاز به کار کرد. دستورالعمل تشکیل این یگان بر مبنای پیشنهاد سازمان جنگل ها و نظر تکمیلی ناجا و وزارت کشور در تاریخ 11/11/1382 تصویب شده بود.

 

 

 

تحلیلی بر تغییرات ساختاری در مدیریت جنگل ها

در سال 1318 (١٣١٧) دایرۀ جنگلبانی در ادارۀ کل فلاحت پا به عرصۀ وجود گذاشت و سپس در برهه های زمانی بعد، به ترتیب با نام ادارۀ جنگلبانی، ادارۀ کل جنگلها، بنگاه جنگلها، سازمان جنگلبانی ایران، وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلها و مراتع کشور، سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور نامیده شد و هم اکنون با همین نام دایر است.

این تغییر نام و عنوان نه تنها مبین گسترش فیزیکی دستگاه بود، بلکه به لحاظ حفاظت منابع و تنفیذ احکام قانونی نیز امری اجتناب ناپذیر و معرف تغییرات کیفی تشکیلات بود. برای مثال بنگاه جنگلها در سال 1318 به آن دلیل تأسیس شد که رعایت قانون محاسبات عمومی، با روح بیولوژیک، نه تنها ناسازگار که بازدارنده و مخل تشخیص داده شده بود و راه حلی جستجو می شد تا دستگاه مسؤول جنگلها بتواند نه از راه پیچاپیچ و بلند شعب و دوایر و ادارات وزارتخانه، که خود به طور مستقل و به هنگام احتیاجات اداری و مالی دستگاه های تابع، پاسخگوی نیاز آنها باشد و با استفاده از عواید حاصل، کمبود اعتبارات عمومی خود را جبران کند. از این رو مؤسسه ای به صورت یک شرکت تجاری دولتی با هیأت مدیره ای مرکب از سه عضو (دو تن از وزارت کشاورزی و یک تن از وزارت دارایی) تأسیس شد و با هدف بی نیاز کردن کشور از واردات تراورس قدم های اولیه را در بهره برداری از جنگل، در مقام یک دستگاه دولتی برداشت. همچنین تأسیس وزارت منابع طبیعی در نیمۀ دوم سال 1346 به این دلیل بود که هم به گسستگی و پراکندگی فعالیت های مختلف مربوط به منابع طبیعی، یعنی آب، هوا، خاک، جنگل، مرتع و حیات وحش که در دستگاه های متعدد، همچون حلقه های زنجیری به هم متصل اند، پایان دهد و هم فعالیت های منابع طبیعی وزارت کشاورزی، تحت الشعاع کارهای گسترده و متنوع دیگر واقع نشود.

این نیت ستودنی به سبب شرایط خاص زمان به صورت کامل محقق نشد ولی با این همه باید آن را یک فکر منسجم تشکیلاتی به حساب آورد که حتی با محدودیت نسبی دایرۀ عمل و محیط نبودن آن به همۀ عوامل پیش گفته و علی رغم بودجۀ بسیار اندک و عمر بسیار کوتاه خود، در همۀ زمینه های مربوط، بر بازده کار آثار مثبتی داشت.

تشکیلات بنگاه جنگلها در مرکز، علاوه بر واحدهای عمومی اداری- مالی و بازرسی- نظارتی و نظایر این ها، مشتمل بر چهار قسمت و هر قسمت مشتمل بر چند اداره بود با نام های: قسمت فنی، قسمت بازرگانی و صنعتی، قسمت بررسی ها، قسمت آموزش و ترویج. ملاحظه می شود که توجه به لزوم ترویج منابع طبیعی یا تحقیقات جنگل و مرتع، یک پیشینۀ چند ده ساله دارد و مربوط به پار و پیرار نیست. وزارت منابع طبیعی، گذشته از این که بیابان زدایی را که ادارۀ کل مراتع در سال 1344 آغازگر آن بود، با مقیاسی گسترده تر از پیش ادامه داد، اولین اقدامات مربوط به آبخیزداری را هم پی ریزی و آغاز کرد و به بهره برداری از مراتع – که از طرح مرتع داری و حتی از مقررات پروانۀ چرا تبعیت نمی کرد و دستخوش نوعی هرج و مرج و گرفتار برخوردها و نابسامانی های فراوان بود- نظم و نسقی بخشید که متضمن ممیزی مراتع وصدور پروانۀ چرا بود. به موازات این اقدام، ادارۀ کل مراتع را که تا آن زمان به صورت مجزا از سازمان جنگلبانی و زیر نظر معاون وزیر کشاورزی در امور دامپروری اداره می شد و از نظر نوع وظیفه، عهده دار برخی آزمایش های مربوط به شیوه های استفاده از مراتع و بازسازی مراتع فقیر و منحط و تولید گیاهان علوفه ای و مرتعی بومی و نابومی در قسمت های معینی از کشور، در مقیاسی متناسب با نیروی انسانی و بودجۀ ناچیز موجود بود، به خود ملحق کرد که بعدها به صورت واحدی از بخش های پژوهشی مؤسسۀ تحقیقات منابع طبیعی، در مقیاسی وسیع تر یا در زمینه هایی ضروری تر یا فوری تر ادامۀ کار داد.

تشکیلات استانی جنگل تا سال 1328 با داشتن استقلال نسبی در بطن ادارات کشاورزی استانهای شمالی کشور یعنی گیلان و مازندران(استان گلستان در سال 1376 تأسیس شد) مدغم بود و تحت عنوان «منطقۀ جنگلبانی» در استان، «شعبۀ جنگلبانی» در شهرستان یا بخش و «پست جنگلبانی» در سطوح پایین تر نامیده می شد.

با تشکیل بنگاه جنگلها در شمال کشور، دو سرجنگلداری کل و هر یک دربرگیرندۀ دو سرجنگلداری منتزع از ادارات کشاورزی استان های گیلان و مازندران ایجاد شد. به این ترتیب که سرجنگلداری های گیلان و شهسوار(تنکابن)- نوشهر تحت نظر سرجنگلداری کل ناحیۀ 1 به مرکزیت رشت و سرجنگلداری های مازندران و گرگان، تحت نظر سرجنگلداری کل ناحیۀ 2 به مرکزیت ساری در آمد. این اولین گام در جهت جداسازی امور جنگل از کشاورزی و در عین حال، نخستین اقدام برای تمرکز زدایی در امور جنگل بود. علاوه بر این، یک مسؤول هم با عنوان سربازرس کل جنگلهای شمال- به مرکزیت بابلسر و با کمک تعدادی دستیار- بر وظایف سرجنگلداری ها و سرجنگلداری های کل نظارت می کرد.

مدیران بعدی بنگاه جنگلها، در این ساختار تغییراتی به وجود آوردند. یعنی با حذف سربازرسی کل جنگلهای شمال و سرجنگلداری های کل نواحی دوگانۀ پیش گفته و یا افزایش تعداد سرجنگلداریها، قلمرو هر سرجنگلداری و هر جنگلداری را کاهش دادند تا به زعم خود بر دقت و سرعت کارها بیفزایند.

عنوان واحدهای استانی و از جمله عنوان سرجنگلداریهای شمال، پس از پیروزی انقلاب تغییر کرد و عنوان «منابع طبیعی» رایج شد و یکی از وزیران کشاورزی پس از انقلاب هم به قصد صرفه جویی در هزینه ها و ایجاد هماهنگی بیشتر در امور واحدهای متعدد وزارت کشاورزی در استان ها، سرجنگلداریهای مناطق خارج از شمال کشور را در ادارات کل کشاورزی استانهای مربوط ادغام کرد که تشنجات و اعتراضاتی دراز دامن را برانگیخت که با تفکیک مجدد این واحدها از یکدیگر، سرانجام به این اعتراضات و تشنجات پایان داده شد.

پس از ادغام سازمان جنگلها در وزارت جهاد سازندگی، وظایف آبخیزداری از مجموعۀ وظایف آن منتزع شد و به یکپارچگی امور جنگل خدشه وارد آمد. سپس در تجدید تشکیلات سازمان جنگلها و مراتع، پهنۀ کشور، از نظر ایفای وظایف، به دو بخش نابرابر یعنی شمال کشور مشتمل بر سه استان گیلان و مازندران و گلستان با وسعتی کمتر از 4 درصد کشور و استانهای دیگر این سرزمین با وسعتی بیش از 96 درصد مساحت کشور تقسیم شد. مبنای نظری این تصمیم گویا آن است که در شمال کشور، فعالیت جنگلداری بر فعالیت مرتع داری می چربد، به علاوه در این قسمت از کشور در زمینۀ بیابان زدایی کاری صورت نمی گیرد چون اکنون نیازی به آن نیست. در حالی که در دیگر قسمت های کشور موضوع بر عکس است.

این اقدام را باید در واقع نوعی تشکیلات ناحیه ای یا فرا استانی تلقی کرد که یک دستگاه واسط، با هدف تمرکز زدایی نسبی میان ستاد کل در تهران و واحدهای مستقر در استان ها و شهرستانها و بخش ها انجام وظیفه می کند. اما با توجه به هدف و برنامۀ جدید دولت در کوچک سازی تشکیلات کشوری و با امعان نظر به ادغام دو وزارتخانۀ کشاورزی و جهاد سازندگی وتشکیل وزارت جهاد کشاورزی، احتمال می رود که هم ادارات کل منابع طبیعی استانها و هم در صورت شکل گیری، تشکیلات ناحیه ای سازمان های استانی و ناحیه ای کشاورزی تلفیق شوند.

پیش از رخداد انقلاب اسلامی، واحدی به نام «گارد جنگل» متشکل از افسران و درجه داران ارتش و سربازان وظیفه برای حفاظت جنگلها به وجود آمد که بر حسب زمان، تحت امر مدیر عامل بنگاه جنگلها، رئیس سازمان جنگلبانی ایران و وزیر منابع طبیعی انجام وظیفه می کرد. این واحد که حوزۀ اصلی مسؤولیتش شمال کشور بود پس از چندی به امر وزیر منابع طبیعی برای مبارزه با صید غیر مجاز، به حفاظت از دریای خزر هم مأمور شد و با آن که وظایف خود را با وجود محدودیت های اعتباری و تشکیلاتی، روی هم رفته در حد رضایت بخشی به انجام می رسانید بنا به مقتضیاتی تعطیل شد ولی از زمستان 1384 با نام یگان حفاظت جنگل و با ساختاری جدید دوباره فعال شد.

انحلال وزارت منابع طبیعی و سپردن فشردۀ وظایف آن به وزارت کشاورزی و منابع طبیعی، در واقع معلول کشمکش هایی بود که بر اثر تعارض کمابیش حادی در فعالیت های روزمره، میان وزارت منابع طبیعی از یک سو و وزارتخانه های اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و آب و برق از سوی دیگر بروز کرد و به تبع آن در سال 1351 سازمان جنگلها و مراتع کشور کمابیش با همان وظایف و اختیارات سازمان جنگلبانی ایران پا به عرصۀ فعالیت گذاشت. سپس در سال 1381 وظایف مربوط به آبخیزداری از وزارت کشاورزی منفک و به سازمان جنگلها و مراتع کشور واگذار شد و نام آن به سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور تغیر یافت.

 

سیر تحول ساختار جنگلبانی ایران

نام

دورۀ زمانی

وزارتخانۀ مادر

دایرۀ جنگلبانی

1317- 1319

فلاحت و تجارت

ادارۀ جنگلبانی

1319- 1321

فلاحت و تجارت

ادارۀ کل جنگل ها

1321- 1328

فلاحت و تجارت

بنگاه جنگل ها

1328- 1338

کشاورزی

سازمان جنگلبانی ایران

1338- 1346

کشاورزی

وزارت منابع طبیعی

1346- 1351

------------------------

سازمان جنگل ها و مراتع کشور

1351- 1381

1351- 1369:کشاورزی

1369- 1379:جهاد سازندگی

از 1379:جهاد کشاورزی

سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور

1381-

جهاد کشاورزی

 

 

 

 

رؤسای سازمان جنگل ها و مراتع کشور(1357- 1387)

 

 

نام و نام خانوادگی

دورۀ ریاست

مدرک تحصیلی در آغاز مسؤولیت

مدرک تحصیلی در پایان مسؤولیت

سابقه در سازمان

1

محمد حسین جزیره ای

1357- 1358

دکتر جنگل

دکتر جنگل

8 سال مدیریتی 22 سال کارشناسی

2

یحیی نظیری

1358- 1359

دکتر حقوق

دکتر حقوق

2 سال مدیریتی 29 سال کارشناسی

3

عباسعلی زالی

1359- 1360

دکتر آمار

دکتر آمار

-

4

سید محمد میرمحمدی

1360- 1363

لیسانس جنگل و مرتع

لیسانس جنگل و مرتع

19 سال کارشناسی

5

محمود زارع زاده

1363- 1366

لیسانس کشاورزی

لیسانس کشاورزی

-

6

علی فضیلتی

1366- 1367

لیسانس کشاورزی

لیسانس کشاورزی

5/1 سال مدیریتی

7

جلال رسول اف

1367- 1369

لیسانس کشاورزی

لیسانس کشاورزی

-

8

ربیع فلاح

1370- 1376

لیسانس کشاورزی

فوق لیسانس کشاورزی

-

9

سید حمید کلانتری

1376- 1380

لیسانس اقتصاد

فوق لیسانس اقتصاد

-

10

محمد صمدی

1380- 1386

فوق لیسانس کشاورزی

فوق لیسانس کشاورزی

10 سال مدیریتی

11

فرود شریفی

1386-

دکتر آبخیزداری

 

 

  

 

 

منابع

1- اسناد جامعۀ جنگلبانی ایران

2- جزیره ای، محمد حسین، 1380، تحلیل و ارزیابی ساختار تشکیلاتی جنگلبانی ایران، مقالات همایش ملی مدیریت جنگل های شمال و توسعۀ پایدار، گستره، جلد 1، چ1، ص 13- 45.  

3- قاضی تهرانی، خلیل، 1329، تاریخچۀ سازمان جنگلبانی ایران، سالنامۀ بنگاه جنگلها، کمیسیون انتشارات بنگاه جنگلها، ص 1- 16.

4- معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین) ، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص.

5-www.frw.org.ir

 



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >