| ساعت ۱۱:۳۱ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ |
|
با این که توجه به حفظ منابع طبیعی و جنگلها در عصر ما بیشتر شده است، در گذشته نیز بسیاری از مردم به این موضوع اهمیت میدادند. متن زیر تنظیم شده در 18 محرم الحرام سال 1332 هجری قمری (چهارشنبه 26 آذر 1292 ش) به دست جمعی از اهالی ماسوله در استان گیلان، دلیلی بر این ادعاست.
غرض از تحریر این کلمات این است که: قلعهبُن واقع در پشت آبادی ماسوله؛ هر سال در فصل زمستان و بهار در میان جرز سنگها آب نشر میکند و سنگها از هم جدا میشود و به سمت آبادی ماسوله میآید. قبل از این تاریخ چقدر سنگ به ماسوله آمده و چقدرخانها [خانهها] و آبادیها را خراب کرده. بر هر ذیشعوری واضح و روشن است که اگر سنگی از قلعهبن به ماسوله بیاید، خانها و آبادیها را خراب و باعث اتلاف نفوس و کشتن مردم خواهد شد. سابقاً محض حفظ مال و جان و آبادی و دفع ضرر و رفع احتمالات خطر، از پشت آبادی ماسوله تا زیر سنگهای قلعهبن، مسلمانان ماسوله درختان بزرگ غرس کردهاند که هر وقت سنگی از محل خود حرکت بکند درختها مانع شوند و از سنگ جلوگیری بکنند و به همین واسطه جمعی از نفوس و مال مسلمانان را حفظ کردهاند. الحال مسلمانی مردم این طور اقتضا میکند که درختهای قدیم را میبرند و اگر درختی خودسر افتاده باشد او را خورد [خرد] کرده هیزم میکنند و میفروشند و برای یک بار هیزم هم که پانصد دینار قیمت دارد؛ راضی میشوند جان و مال جمعی از مسلمانان تلف شود . اولاً عموم اهل ماسوله را به حضرت صاب الزمان عجالهفرجه [عجلاللهفرجه] قسم میدهیم که ابداً متعرض درخت و هیزم قلعهبن نشوند و راضی بهریختن خونهای ناحق و تلف شدن خانها و مال مسلمانان نشوند. اگر بعد از این بخواهند درختی یا شاخهای یا یک چوب هیزم حتی بهقدر یک قلم چوب از قلعهبن ببرند خصومت با حضرت حجت عجالهفرجه [عجلاللهفرجه] کردهاند و گرفتار سخط و غضب حضرت حجت بشوند. و ثانیاً و ثانیاً هرکس بخواهد از درختهای قلعهبن از درخت بزرگ الی کوچک یا شاخۀ درخت یا هیزم حتی بهقدر خلال دندان چوب از قلعهبن ببرد یا متعرض شود خودش و پدرش و مادرش و هفتاد پشت از اسلاف او به لعنت خدا و سخط حضرت قهّار و به نفرین و غضب پیغمبر آخرالزمان صلواتاللهوسلامهعلیهوآله دچار و گرفتار شوند. هر مردی که راضی و مرتکب شود، با [....] و معاویه و یزید و ابن زیاد و شمر و خَوَلی و سَنان بن اَنَس محشور و همنشین و هر زنی که راضی و مرتکب شود با [...] و [...] و قطامه [قطام] و اسماء محشور و همنشین شود. هر طفلی مرتکب شود از عمر خود نصیب و از دنیا و آخرت بی بهره شود. در هر خانۀ [خانهای] بخواهند یک چوب از قلعهبن را بسوزانند یا به کار بزنند خداوند بهحق و مغیر آخرالزمان آن خانواده را بَناتُ النَعش [=پراکنده] بکند و قفل به آن خانه بزند که هرگز هیچکس نتواند آن قفل را باز کند. این چند کلمه مخصوص (؟) پشت نامه، قلمی گردید فی هجدهم شهر محرم الحرام [یک کلمه ناخوانا] سنه 1332 . حاج وکیل الرعایا [الحاقی:] توضیح [یک کلمه ناخوانا] حیوانات از هر قبیل، از گاو و گوسفند و بز و بره و بزغاله و غیرهم هم در قلعهبن عبور و مرور ندهند و اگر بخواهند تخلف نمایند بهسخط و غضب حضرت قهار گرفتار شوند.
[الحاقی]: الله تعالی شأنه العزیز خداوند جل اسمه بیامرزد آباء و اجداد کسانی که این ورقه را میخوانند و بهمضامین آن عمل مینمایند. بهسخط و غضب خداوند قهار گرفتار شوند که بر خلاف مضامین آن رفتار میکنند. در دار دنیا و دار آخرت برای آنها نجاتی نباشد. حرره فی شهر محرم الحرام [سه کلمه ناخوانا] سنه 1332 .
منبع: فروغی ماسوله، ناصر، سند تاریخی قرارداد اهالی ماسوله، 1332 هجری قمری. با تشکر از مسلمی، رضا. این سند و منبع آن را آقای رادمهر جُوهی به بنده معرفی کرد و همچنین تصویر متن دستنوشته را در اختیارم گذاشت که در تکمیل و ویرایش استفاده شد و از ایشان تشکر میکنم. |

