جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
وضعیت جنگل‌های شمال در سال 1333
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩  

در روز پنجشنبه 30 دی 1333 احمدحسین عدل، وزیر کشاورزی دولت سپهبد فضل‌الله زاهدی، به مجلس شورای ملی رفت و به سؤال ابوالحسن عمیدی نوری، نماینده بابل و مدیر روزنامهٔ داد، دربارهٔ «قطع جنگل‌ها» پاسخ گفت. در آن زمان جنگل‌های کشور زیر نظر «بنگاه جنگل‌ها» اداره می‌شد که زیرمجموعهٔ وزارت کشاورزی بود. سخنان و آمار و اطلاعات این نمایندهٔ مجلس و وزیر کشاورزی در آن روز، تصویری کمابیش روشن از وضعیت جنگل‌های شمال و نوع نگرش مسؤولان کشور به این موضوع ترسیم می‌کند.

احمدحسین عدل، وزیر کشاورزی وقت که وی را از پیشگامان کشاورزی مکانیزه در ایران می‌دانند در سال 1277 در تهران به دنیا آمد. وی  فرزند حاج میرزا مسعودخان عدل‌الملک بود و در رشتهٔ فلاحت (کشاورزی) تحصیل کرد. تحصیلات ابتدایی را در تبریز و دوره‌های دبیرستان و دانشگاه خود را در فرانسه به پایان رساند و مدرک مهندسی کشاورزی خود را از دانشکدهٔ کشاورزی گرینون فرانسه دریافت کرد. در سال 1302 به ایران بازگشت و به معاونت اول اداره خالصهٔ (زمین‌های دولتی) تهران منصوب شد. بعد از شش سال در مدرسهٔ عالی فلاحت به تدریس گیاه‌شناسی پرداخت و سپس ریاست مزرعهٔ نمونه کرج و ریاست ادارهٔ امور فلاحتی در اداره کل فلاحت را عهده‌دار شد. هنگامی که مصطفی‌قلی بیات (پایه‌گذار کشاورزی جدید در ایران) ریاست اداره کل فلاحت و صناعت را به دست گرفت، امور فنی را به عدل سپرد. وی در سال 1320 در کابینهٔ علی سهیلی وزیر کشاورزی شد. عدل سه بار در کابینه‌های مختلف قوام‌السلطنه و یک بار در کابینهٔ حکیم‌المُلک و یک بار نیز در هنگام نخست وزیری سپهبد فضل‌الله زاهدی به وزارت کشاورزی رسید. او در سال‌های 1326 و 1328به عضویت هیأت شورای عالی برنامهٔ هفت ساله انتخاب شد. آخرین سمت وی مدیر عاملی کارخانه کازرونی و ریاست سندیکای صاحبان صنایع اصفهان بود. در همین سال‌ها در دانشکدهٔ کشاورزی تدریس می‌کرد و در ضمن به تألیف کتاب‌هایی نیز پرداخت. عدل در مهر ماه سال 1341 در بازگشت از اصفهان در جاده قم ـ تهران در تصادف اتومبیل، به همراه پسرش در گذشت. کتاب‌هایی که از وی باقی‌مانده است عبارت‌اند از: 1ـ آب و هوای ایران، 2ـ تقسیمات اقلیمی، 3ـ رستنی‌های ایران، 4ـ آب‌های زیرزمینی در مناطق خشک فلات مرکزی ایران.

ابوالحسن عمیدی نوری فرزند شیخ محمدرضا عمیدالشعرا، نمایندهٔ بابل و مدیر روزنامهٔ «داد» و نمایندهٔ سؤال‌ کننده از وزیر کشاورزی، از همان کلاس‌های چهارم و پنجم مدرسهٔ دارالفنون با خبرنگاری روزنامه‌های ستاره و وطن کار مطبوعاتی خود را آغاز کرد. بعد از آن سردبیر و مدیر داخلی روزنامهٔ ستارهٔ ایران و سردبیر روزنامهٔ طوفان شد ولی با توقیف روزنامه طهران در زمستان 1307 از کار روزنامه‌نگاری کناره گرفت. وی در پی آشنایی با علی‌اکبر داور، وزیر عدلیه (دادگستری)، در سال 1306 با سمت دادیار دادسرای تهران به دادگستری رفت. در کمتر از یک سال اشتغال به خدمت قضایی به وکالت دادگستری روی آورد. پس از شهریور 1320 روزنامه و چاپخانهٔ «داد» را تأسیس کرد که تا سال 1340 انتشار آن ادامه داشت. ابوالحسن عمیدی نوری فعالیت‌های سیاسیش را بعد از شهریور 1320 با ورود به تشکیلاتی به نام جبههٔ آزادی به طور جدی آغاز کرد. وی در روند فعالیت‌های سیاسی خود مدتی به احمد قوام (قوام‌السلطنه) نزدیک شد تا این‌که در بهمن 1324 به همراهی هیأتی که قوام‌السلطنه، نخست ‌وزیر، در رأس آن قرار داشت برای مذاکرات مستقیم دربارهٔ رفع اختلاف دو کشور ایران و شوروی به مسکو رفت. بعد از بازگشت از شوروی، قوام در اوایل تیر 1325 تصمیم گرفت حزبی به نام دموکرات ایران تأسیس کند که بتواند در انتخابات مجلس پانزدهم تاثیرگذار باشد و مجلس را در اختیار خود درآورد. ابوالحسن عمیدی نوری یکی از اعضای مؤسس حزب قوام بود و از طرف کمیتهٔ حزب، مأمور تشکیل حزب در مازندران شد. وی در سال 1328 به اتفاق عده‌ای از مدیران روزنامه‌های کشور، هستهٔ اولیهٔ جبهه ملی را تشکیل داد ولی به علت اختلافاتی که بین عمیدی نوری و جبههٔ ملی بروز کرد وی از جبههٔ ملی کنار گذاشته شد. بعد از این قضایا عمیدی نوری به فضل‌الله زاهدی و شاه نزدیک شد تا جایی که در کودتای 28 مرداد 1332 یکی از چهره‌های شاخص محسوب می‌شود. وی به پاس همکاری با عوامل کودتای 28 مرداد 1332 برای سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، معاون نخست وزیر (سپهبد فضل‌الله زاهدی) و نمایندهٔ دوره هجدهم مجلس شورای ملی شد. عمیدی نوری در دورهٔ نوزدهم نیز به مجلس راه یافت ولی با فزونی گرفتن قدرت شاه و بی‌نیازی حکومت به افرادی چون او، بعد از دو دوره نمایندگی مجلس از صحنه سیاست کنار گذاشته و حتی روزنامه «داد» وی نیز به دست سازمان امنیت تعطیل شد. بعد از 1340 و پایان دورهٔ نمایندگی مجلس شورای ملی و تعطیلی روزنامهٔ داد، بیشتر وقت عمیدی نوری به حضور در جمع مقامات بالای حکومت و یا افراد مرتبط با آنان می‌گذشت. در همین دوره وی به تدوین خاطرات و دستنوشته‌های خود نیز پرداخت.  

ریاست مجلس در آن زمان بر عهدهٔ رضا حکمت معروف به سردار فاخر حکمت (1269- 1356) بود.

مهم‌ترین مسائل مطرح شده در جلسهٔ سؤال از وزیر کشاورزی به این شرح است: رشوه گرفتن مأموران جنگل، قاچاق چوب، سوء استفاده از چکش نشانه‌گذاری، خرید سیم نامرغوب برای حصارکشی جنگل با هدف نفع مالی از تفاوت قیمت، جعل اسناد مالی، اعمال قرق فقط در مناطقی که در دید مردم است، آثار مخرب کوره‌های زغال‌گیری، استفاده از پروانهٔ قطع برای مکانی دیگر، صدور مجوز قطع در خارج از فصل برداشت، جنگل‌کاری‌های آزمایشی در استان‌های مختلف، با خاک یکسان شدن جنگل‌های جاده چالوس در هنگام جنگ جهانی دوم، زغال‌گیری و چرای دام دو عامل اصلی تخریب جنگل، مصرف سالانه 20 میلیون متر مکعب چوب بر اثر زغال‌گیری، توده‌ای بودن بسیاری از مأموران جنگلبانی، سوء استفادهٔ مالی اعضای هیأت مدیرهٔ بنگاه جنگل‌ها، وجود 16 هزار پروندهٔ قضایی دربارهٔ قاچاق چوب، تأخیر زیاد در رسیدگی به پرونده‌های قاچاق چوب در دادگاه.

 

دوره هجدهم، جلسه 86، صورت‏ مشروح مذاکرات مجلس، روز پنجشنبه 30 دى‌ ماه 1333

سؤال آقاى عمیدى نورى راجع به قطع جنگل‌ها و جواب آقاى وزیر کشاورزى‏

 

رئیس (رضا حکمت/سردار فاخر حکمت): آقاى عمیدى نورى‏

عمیدى نورى: سؤال بنده راجع به بنگاه جنگل‌ها بود. در چند ماه پیش سؤالى شد در این خصوص و به نظر بنده موضوع جنگل یک مسأله بسیار مهمى است براى این‌که هم با زندگى 2 میلیون مردم گیلان و مازندران و گرگان تماس دارد و هم یکى از گرانبهاترین ثروت‌هاى مملکت است (نمایندگان: صحیح است). براى تأمین آسایش مردم شمال که از این ثروت خداداد به سهم عادلانه و عادى بهره‌بردارى بکنند و به منظور حفظ جنگل‌ها در کشور در سال 42 (؟) یک آیین‌نامه‌اى تنظیم شد و قرار شد که از هر متر کوب (cube: مکعب) درختى که از جنگل قطع می‌شود 60 ریال وزارت کشاورزى به صورت عوارض دریافت بکند و در مقابلش هم بنگاه جنگل‌ها تشکیل شده باشد که هم حراست بکند و نظارت و هم این مقدار درخت‌هایى که قطع می‌شود به جاى آن درخت‌کاری بشود. این فلسفه و اساسش بود. در آیین‌نامه و در تصویب‌نامه‌هایی که صادر شد همین هست و اگر ما قائل شدیم که همچو چیزى نیست بنگاه جنگل‌ها براى خودش خرج بکند و براى خودش یک دولت مستقلى باشد و براى خودش خرج بکند پس معلوم می‌شود که پول ظالمانه‌اى است خلاف اراده ملت ایران و مجلس شوراى ملی. براى این‌که تنها مقامى که باید وضع مالیات بکند مجلس شوراى ملى است و چنین عملى مجلس شوراى ملى نکرده و آقایان ده سال است به عنوان متر کوبى 60 ریال بنگاه جنگل‌ها از مردم مازندران پول می‌گیرند و بنده سؤال کردم از جناب آقاى وزیر کشاورزى که اولاً صورت ریز وجوهى را که در ظرف 10 سال از مردم شمال گرفته شرح بدهند ببینم چیست. ثانیاً این چه جور خرج شده؟ متأسفانه وضع ادارى ما در بعضى از بنگاه‌ها و مؤسسات طورى شده است که از آن نظم عادى و کنترلى که بایستى در بین باشد خارج شده. ما در مملکت خودمان یک مؤسساتى داریم که هر کدام دولت در دولت هستند. بنگاه جنگل‌ها یکى از این مؤسسات است. بنده هیچ تصور نمی‌کنم بر این‌که درآمد بنگاه جنگل‌ها و هزینه‌هایی که بخواهند به حساب بیاورند خارج از رسیدگى دیوان محاسبات باشد یا خارج از مطالعات دیگرى باشد. متأسفانه وضعى در بنگاه جنگل‌ها هست که هیچ معلوم نیست صورت درآمدش چیست و صورت هزینه‌هایش چیست و البته ما بایستى تصدیق بکنیم که یک چنین وضعى را ما نباید قائل باشیم. بنگاه جنگل‌ها مثل سایر مؤسسات است. عوارض اگر می‌گیرد جزء عوارض مملکتى است و هزینه‌اى هم که به کار می‌برد می‌بایستى جزء هزینه دولتى باشد و حساب آنها در دیوان محاسبات رسیدگى بشود و معلوم باشد که به چه صورت است. هنوز این مسأله روشن نیست از نظر مردم شمال که این وجه رسمى را که متر کوبى 60 ریال است مى‌پردازند و متأسفانه بنده دلایل ثبوتى دارم که اگر واقعاً دیوان کیفرى در این مملکت بود و رسیدگى می‌کرد معلوم می‌شد چه کارهایى شده. البته چند سال است که این موضوع از بین رفته و بازار رشا و ارتشا در این مملکت بى‌اندازه رواج گرفته. من ثابت می‌کنم که مأمورین بنگاه جنگل‌ها در سراسر شمال به جاى ]این‌که[ متر کوبى 60 ریال رسمى بگیرند، متر کوبى دویست ریال از مردم پول می‌گیرند. جناب آقاى کاشانى قطعاً اطلاع دارند (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: بله). در قسمت آستارا و حدود خودشان طالش و همین‌طور در گرگان آقاى ]سید محمدعلی[ شوشترى، رشت آقاى ]کاظم[ جفرودى تمام اطلاع دارند. باور کنید در شمال این یک مسألهٔ مسلمى است چون در دفاتر فروشندگان و صادرکنندگان پروانه‌ها منعکس است که به جاى یک متر کوب 60 ریال متر کوبى دویست ریال مى‌پردازند. حتى صورت ریزش که 30 ریال براى نشانه‌گیرى (نشانه‌گذاری) پول می‌گیرند آن مأمورینى و 15 ریال هر متر کوبى براى چیز دیگر و آن وقت یک پاسگاه‌هایى درست کرده‌اند در بین راه که این پاسگاه‌ها وقتى این کامیون‌ها پر از درخت‌هاى جنگلى شد و خواست عبور بکند مسلماً الوار 8 مترى را 6 متر حساب می‌کنند و پول می‌گیرند. آن وقت به جاى فرض کنیم ده تن، پنج تن حساب می‌کنند (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: عین واقع است) و نتیجه این است که بنده سند رسمى دارم در این موضوع که خواهش می‌کنم جناب آقاى وزیر کشاورزى توجه کنند روزنامه اطلاعات اعلامیه‌اى منتشر کرده از طرف سر جنگلدارى خود مازندران. یک اعلامیه‌اى منتشر می‌کند و خود او مى‌گوید و اعتراف می‌کند که در مناطق سواد کوه 72087 متر مکعب براى استحصال بوده ولى به طور قاچاق دویست‏ هزار متر مکعب را برده‌اند که 123000 متر مکعب آن قاچاق بوده. این را کى می‌برد؟ (عبدالصاحب صفایی حائری، نماینده ساری: این را روزنامه نوشته است). حتى این را هم گفته‌اند که این‌ها در نشانه‌گذارى آن چکشى را که باید بزنند و براى ارتش الوار ببرند با آن چکش و علامتى که مربوط به الوارهاى ارتش است که براى ارتش می‌خواسته‌اند ببرند چوب‌هاى دیگرى برده‌اند و دویست هزار متر کوب برده‌اند و با این کیفیتى که ملاحظه می‌فرمایید هیچ نمی‌توان اغماض کرد (نمایندگان: صحیح است) که این چه ترتیب شُربُ‌الیَهُودى (آشفته‌ای) است که جنگل‌هاى کشور را مأمورین جنگلبانى به آسانى با اشخاصى می‌برند می‌خورند خودشان هم اعتراف دارند که 70 هزار متر پروانه صادر شد و به جاى آن دویست هزار متر کوب صادر شده است. بنده تا سال گذشته احصائیه‌اى دارم که 24 میلیون ریال بنگاه جنگل‌ها از مازندران پول گرفته به عنوان متر کوبى 60 ریال. ببینیم چه کرده براى مازندران در ظرف این 10 سال در مقابل سیصد میلیون ریالى که پول گرفته شده. تنها کارى که شده آقایان آمده‌اند یک مقدار سیم‌کشى به عنوان قرق در بعضى از جنگل‌ها بکنند. بنده تقاضا می‌کنم جناب آقاى وزیر کشاورزى آن پرونده سیم‌کشى را بیاورند بگذارند روى میز. سیم سفید گالوانیزه بایستى خریدارى بکنند که در ده سال در رطوبت آنجا مى‌ماند، محفوظ می‌ماند. آن وقت سیم سیاه معامله کرده‌اند 40 تن رسید داده‌اند 25 تن تحویل گرفته‌اند و  5/17 تنش هم سیم سیاه کهنه و 5 تن دیگر ریخته. ]این[ طرز کار کردن است! سیصد میلیون ریال از مازندران و گیلان و گرگان پول گرفته شده است به عنوان رسمى متر کوبى 60 ریال و غیر رسمى آن خدا می‌داند به کجا سر می‌زند و چه کرده‌اند و در نتیجه فشارهایی که آورده شده است و البته آقاى وزیر کشاورزى در این یکى دو سال هم توجه کرده‌اند و این موضوع قرق بعضى از جنگل‌ها هم نتیجه عمل ایشان بوده (یک نفر از نمایندگان: کاملاً صحیح است). بنده تصدیق می‌کنم. ولى این جنگل‌هاى قرق دم چشم هست و جلوى نظر عابرین است که عابرین بگویند یک چیزى قرق شده است. در حالی که جنگل‌هاى شمال عمیق است و شاید فرسخ در فرسخ عرض و طول دارد که اصلًا مأمور جنگل خبر ندارد که آنجا چیست و این‌که کوره‌هاى زغال زده می‌شود و از بین رفتن تمام جنگل‌ها هم ناشى از منافعى است که اینها می‌برند. آن وقت براى این‌که جنگل‌ها را قرق بکنند به اسم سیم‌کشى مبالغ بسیار زیادى اسنادِ خرج تهیه کرده‌اند و به حساب گذاشته‌اند. همین طور به اسم دیده‌بانى یک اتاق‌هاى کوچکى در جلو بعضى از جنگل‌ها با چوب ساخته‌اند و اینها را جناب آقاى ]محسن[ اکبر ]نماینده رشت[ ملاحظه فرموده‌اند که چوب‌هایش را هم از جنگل قطع می‌کنند. بنده می‌پرسم از جناب آقاى وزیر کشاورزى که هر کدام از این اتاق‌ها را چند به حساب آورده‌اند تا آن وقت روشن بشود که این محاسبه چیست. از جمله کارهایی که می‌کنند مثلًا درخت بایستى طبق اصول فنى خودشان در یک مرتعى جنگل داشته باشد تا آنجا را بیایند و قطع کنند. مى‌آیند پروانه صادر می‌کنند با تبانى بعضى از اشخاصى که آنجا دست دارند به نام یک مرتعى که این مرتع اصلا جنگل ندارد بعد این پروانه را می‌برند در یک مرتعى که جنگل دارد و جنگل آنجا را قطع می‌کنند (سید محمدعلی شوشترى، نماینده گرگان: آن هم جنگل دیگران را) احسنت. بنده چند تا از این اسامى را می‌برم جناب آقاى وزیر کشاورزى جوابش را لطف کنند. به اسم اسکوله‌سر در نزدیکى کلارآباد شهسوار 700 متر کوب پارسال پروانه صادر شده امسال هم سه هزار متر کوب صادر کرده‌اند بعد دیدند که آن مرتع اسکوله‌سر اصلًا درخت جنگلى قابل قطع ندارد رفته‌اند در کلاردشت در پشت مکارود درخت‌هاى آنجا را قطع کرده‌اند. مالک آنجا هم شکایت کرده اعتنا نکرده‌اند. لرک‌سرا یک مرتعى است در بلوک لنگا. جناب آقاى وزیر کشاورزى! به اسم آنجا پروانه گرفته‌اند آمده‌اند نزدیک مکارود که جنگل‌هاى آنجا انبوه بوده جنگل‌هاى آن را قطع کرده‌اند. (بیوک اردبیلی، نمایندهٔ تبریز: کى؟) همین پارسال (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: بعد از 28 مرداد بود؟) بله. این جریان مال همین پارسال است. قربان! براى کوتى‌تیگه هم پروانه صادر کرده‌اند و رفته‌اند در کلاردشت قطع کرده‌اند. نتیجه این جریان این شده است که بنگاه جنگل‌ها در سال سی و دو، 150 هزار متر کوب براى سراسر شمال‏ که قابل قطع است ]صادر کرد[ در حالى که پرونده‌اش ]را[ اگر بیاورند خود بنگاه جنگل‌ها اعتراف می‌کند که 150 هزار متر کوب زیاد است. در سال 1333 چهار صد هزار متر کوب اجازه قطع داده‌اند و اجازه رسمى است. بنده سؤال مى‌کنم این جنگل‌هایی که در سال 1332 معتقد بودید که 150 هزار متر کوب بیشتر استعداد ندارد چطور شد که در سال 1333 شد چهار صد هزار متر کوب؟ این‌ها همه پرونده‌اش هم موجود و حاضر است. مسلماً طبق قواعد و آیین‌نامه جنگلبانى استحصال جنگل از مهر ماه هر سال شروع می‌شود تا آخر اسفند که اداره جنگلبانى اعلان می‌کند که در این مدت پروانه می‌دهد. در سال 32 با این‌که دستور دادند جناب آقاى وزیر کشاورزى که تا آخر اسفند بیشتر نمی‌شود پروانه قطع داد بنده یک پرونده‌اى است که ممکن است خواهش کنم بیاورند پشت این تریبون نشان بدهند که چرا در فروردین و اردیبهشت و خرداد امسال باز اجازه صدور پروانه دادند و جنگل را قطع کردند؟ اگر طبق آیین‌نامه و مقررات باید تا آخر اسفند هر سال پروانه صادر بشود چه شد که این پرونده‌اى که بنده عرض می‌کنم در مرداد اجازه قطع داده شد؟ البته بحث خیلى زیاد در اطراف این موضوع در سراسر مازندران می‌شود. گفته‌ها خیلى زیاد است و اگر مقام رسیدگى باشد بنده می‌توانم اثبات بکنم که در این ماجرا یک جرمى واقع شده است. چون گفته می‌شود که پانصد هزار اصله براى تراورس راه‌آهن اجازه داده شده است در خردادماه که از جنگل‌هاى شیرگاه قطع بشود برخلاف آیین‌نامه و مقررات و گفته می‌شود با این قرار قبلى که از هر اصلهٔ آن یک ریال پول پرداخت شود و گفته می‌شود که پانصد ریال براى این پانصد هزار تراورس به دفعات تقسیم شده و پول پرداخت شده. این مسائلى که بنده عرض می‌کنم  مسائلى است که در سراسر شمال و مازندران منعکس است. شاید اقلام ریزش را شرح می‌دهند شاید افرادش را معین می‌کنند. متأسفانه ما فعلًا مقام تعقیب جزایی نداریم در این کشور و دستگاه‌هاى ما هم طورى شده است که حقیقت خود جناب آقاى نخست وزیر که آماده شنیدن هر گونه اعتراض و انتقاد هستند و دستور رسیدگى می‌دهند در موضوع همین جنگل‌ها شاید دو ماه پیش بود با وکلاى مازندران خدمتشان که عرض کردیم خیلى تعجب کردند و دستور رسیدگى دادند و بازرسى نخست وزیرى دستگاهش به کار افتاد و رفت رسیدگى کرد یکى از آنها در خود بنگاه جنگل‌ها بود که ملاحظه فرمودید که خبرى منعکس شد که یکى از اعضاى هیأت مدیره بنگاه جنگل‌ها را چون جرم مشهود بود گرفتند و توقیفش کردند و بعد هم در سراسر مازندران رسیدگى‌هایی شده و ثابت شده است که این حرف‌هایی که مردم مازندران می‌زنند صحیح است و از هر متر کوب به جاى شصت ریال دویست ریال گرفته می‌شود.

رئیس: آقاى عمیدى نورى شما پنج دقیقه هم اضافى صحبت فرمودید وقتتان تمام شد دیگر بگذارید براى بعد.

عمیدى نوری: چون مطلب مهم است از نظر مملکت، این را بنده بعد عرض می‌کنم. در جوابشان حالا جواب بفرمایید بعد بنده دو مرتبه باقى عرایضم را می‌کنم. (حسین عاملى، نماینده قوچان: اسمى هم از قناد نبردید) موضوع پانصد هزار تراورس مال همان قناد بود این پانصد هزار ریال مال قناد بود.

رئیس: آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى (احمدحسین عدل): جناب آقاى عمیدى نورى در چند ماه پیش سؤالى فرمودند راجع به موضوع جنگل‌ها که امروز شرحش را فرمودند و اگر در عرض جواب تأخیرى شده است تقصیر بنده نیست. سؤالات زیاد است نوبت نمی‌رسد و الا بنده همان دوسه روز اولِ سؤالشان حاضر به عرض جواب بودم. مطالبى که ایشان فرمودند بسیار مهم است از لحاظ مملکتى و از لحاظ بنگاه جنگل‌ها و بنده خودم اعتراف صریح می‌کنم که وضع بنگاه جنگل‌ها خوب نیست. (نمایندگان: صحیح است) و به نظرم آقایان تصدیق مى‌فرمایند که هر گاه در دستگاهى که بنده مسؤولیت سرپرستیش را دارم یک نقص باشد خودم صریحاً اعتراف می‌کنم و اگر هم قصورى شده است آن را هم قبول می‌کنم.  ولى باید دید که این قصور و این نقص دستگاه است یا تقصیر وضعى است که ایجاد شده است؟ بنده حالا شاید عرایضم قدرى طولانى بشود و باعث تصدیع خاطر آقایان باشد ولى در مقابل فرمایشات جناب آقاى عمیدى نورى اجازه می‌خواهم که عرایضم را به طور مفصل عرض بکنم. بنگاه جنگل‌ها به موجب ماده 4 قانون متمم بودجه 1321 در 1327 تأسیس شده است و بنابراین یک مجوز قانونى دارد و هیأت مدیره آن یک نفر مدیر عامل است به انتخاب وزارت کشاورزى. یک عضو هیأت مدیره به انتخاب وزارت دارایی، یک عضو هیأت مدیره به انتخاب وزیر کشاورزى، یک بازرس مالى هم از طرف وزارت دارایی و یک بازرس فنى از طرف وزارت کشاورزى و رئیس حسابدارى را وزارت دارایی تعیین می‌کند؛ و کلیه امور حسابدارى آنجا مطابق مقررات عمومى انجام می‌شود. بنابراین در جریان کارها از لحاظ احوال فرقى بین این دستگاه و دستگاه‌هاى عادى کشور نیست و در این مدت پنج سال و نیم از این محلى که سؤال فرمودند این مبالغ وصول شده است. وصولى از بابت مترى 60 ریال تا آخر اسفند 32 چهل و پنج میلیون ریال و کسرى از بابت عوارض چوب‌هاى صادراتى 32 میلیون ریال و کسرى از بابت پروانه‌هاى قطع و صدور سى میلیون ریال؛ جمع 107میلیون ریال در پنج سال و نیم که از تاریخ تأسیس بنگاه تا آخر سال 32 صد و هفت میلیون ریال وصول شده است. یعنى سالى بیست میلیون ریال و در مقابل، اقداماتى که به عرض می‌رسانم انجام شده است. یکى هزینه جنگل‌کارى ساعى است در تپه‌هاى عباس آباد. البته این عمل به نظر بعضى از آقایان ممکن است کوچک بیاید ولى به نظر ما کاشتن درخت دیم در یک ناحیه‌اى که خشک است و آبى به‌جز آب باران و برف زمستان ندارد عملى است که شایسته دقت است و باید در این قسمت اقدام بشود. (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش:  بسیار کار خوبى است) و به همین لحاظ است که ما در قسمت عمدهٔ ایران آزمایش‌هایی از این قبیل داریم. در همدان داریم در سیستان داریم در خوزستان داریم. عمل دیگر احیای قرق جنگل‌هاى راه مخصوص، احیای قرق جنگل‌هاى اطراف درهٔ تالار، احیا و قرق جنگل‌هاى طرفین سفیدرود گیلان، قرق جنگل‌هاى فندق اردبیل، قرق و احیاى جنگل‌هاى نمک‌آبرود و چماکسر و شهرپشت و پلنگ‌چال و غیره و قرق و احیاى جنگل‌هاى لرک‌سرا، ایجاد جنگل مصنوعى در نوشهر، ایجاد جنگل‌هاى مصنوعى شاخه‌زاد و شاخه و دانه‌زاد در شهسوار و گرگان، جنگل‌کارى در خوزستان و شبانکاره و سیستان و خاش، پرورش اشجار جنگلى و گردو در بنگاه‌هاى کشاورزى شمال و جاهاى دیگر، ایجاد نهالستان از درختان جنگلى در کرج و چماسراى رشت و شلمان و نوشهر و شاهى (قائمشهر) و سایر جاها و همچنین در اراک و اصفهان و شیراز و مشهد و غیره. بودجه بنگاه جنگل‌ها یک قسمتش از این ممر پرداخت شده است. یک موضوع مهمى که بعد علتش را عرض می‌کنم  موضوع اصلاح وضع زغال‌گیرى است. (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: آه آه آه) که بنده به تفصیل عرض خواهم کرد. یک قسمت این پول صرف تأسیس مراکز زغال‌گیرى به طرز جدید است که با اسباب‌هایی که ما ساخته‌ایم محصول زغال آن دو برابر و نیم کوره‌هاى معمولى ایران می‌شود. یعنى اگر با کوره‌هاى معمولى از یک خروار چوب، ده من زغال گرفته می‌شود با اسباب‌هایی که‏ ما ساختیم 23 من گرفته می‌شود. اگر ما این را بتوانیم تعمیم بدهیم در واقع براى زغالى که لازم داریم از نصف کمتر چوب مصرف خواهد شد. (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: تنهٔ درخت چه می‌شود؟) آخر باید در مراکز مخصوصى زغال گرفته بشود و ان‌شاء‌الله بنده موضوع زغال را عرض می‌کنم؛ و به عرض آقایان خواهم رساند که چه فاجعه‌اى در این مملکت سر زغال می‌شود. بنده این را خواهم گفت و مجلس باید فکرى بکند و چاره‌اى بکند. ایراد گرفتن کافى نیست و مجلسى که ایراد می‌گیرد باید چاره‌اش را بکند (میر اشرفی: چاره‌اش با دولت است جناب آقاى عدل) بودجه می‌خواهد، دستمزد قرقبانان از این محل پرداخت شده. سرجنگلداری‌هاى گرگان و نوشهر و سایر جاها از این محل ساخته شده است و کمکى شده است براى لابراتوار صنایع چوب کرج و از این پول ده میلیون ریال در خزانه است براى نقشه‌بردارى هوایی جنگل‌ها و ده میلیون ریال هم باز در خزانه است براى تأسیس کارخانه چوب‌برى و فعلاً موجود است.

نورالدین امامى (نماینده خوی و سلماس و مرند و ماکو): آقاى عمیدى نورى متقاعد شدند بس است دیگر.

عمیدى نورى: فرمایشاتتان را بفرمایید قربان‏.

وزیر کشاورزى: بنده اعتراف می‌کنم  که وضع جنگل‌ها و جنگلبانى خوب نیست (نمایندگان: صحیح است).

عمیدى نورى: پس چرا اصلاح نمى‌فرمایید؟

 وزیر کشاورزى: حالا عرض می‌کنم.  بنده این را در کمیسیون مشترک هم عرض کردم و حالا هم عرض می‌کنم.  اگر عرایضم طولانی است معذرت می‌خواهم. در ایران ما 18 میلیون هکتار جنگل داریم که از آن 3 میلیون هکتار در شمال است و 15 میلیون هکتار در فلات ایران یعنى کردستان و پشتکوه و لرستان و بختیارى و فارس و یک قسمت کرمان و یک قسمت خراسان است. البته این‌ها جنگل‌هاى تنک و کم درخت است و 3 میلیون هکتار جنگل‌هاى شمال که از بجنورد شروع شده تا آستارا، براى نگهبانى تمام این جنگل‌ها ما 4 سر جنگلدارى داریم. یعنى گرگان و بجنورد و مازندران و شهسوار و گیلان و طوالش و افرادى که در بنگاه جنگل‌ها ما داریم در تمام ایران از حیث کارمند فنى و غیره 851 نفر است که از این عده 243 نفر جنگلبان و قرقبان و مهندسین جنگل هستند (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: جنگلبان فعلى خیلى کم است) (ابوالحسن عمیدی نوری، نماینده بابل: شکر کنید که کم است تمام آنها توده‌اى هستند) ترکیه نصف ایران جنگل دارد. ده میلیون هکتار. در مقابل، 15 سرجنگلدارى دارد، ما چهار تا داریم (محمدعلی مسعودى، نماینده دماوند و فیروزکوه: ترکیه آقا؟) بله (مسعودى: ده میلیون جمعیت دارد؟) ده میلیون هکتار جنگل دارد. یعنى نصف ایران جنگل دارد 9600 نفر کادر جنگلبانى آنجا است. ما من حیث المجموع از حیث اعضای ادارى و حسابدارى و مهندسین و فلان و فلان 851 نفر داریم. یک جنگلبان در اروپا چهارصد هکتار جنگل را اداره می‌کند در جنگل‌هاى شمال دوازده هزار هکتار را به یک جنگلبان می‌دهند. یک سرجنگلدار در اروپا از 40 تا 80 هزار هکتار را اداره می‌کند در ایران 750 هزار هکتار. بنابراین تفاوت ده تا بیست برابر بین کادر جنگلبانى اروپا و ایران و ده برابر بین ترکیه و ایران است که به نسبت کادر جنگلبانى هر دو مملکت و نصف مساحت جنگلى که ترکیه دارد نسبت به ایران ده برابر می‌شود. حالا اگر یک جنگلبانى که تحصیل کرده است در اروپا چهارصد هکتار را اداره می‌کند در ایران 12000 هکتار را بخواهد اداره بکند آقایان تصدیق می‌فرمایید که کار آسانى نیست. سؤال دیگرشان راجع به این است که چه اقداماتى براى تکثیر جنگل‌ها شده است. به طور کلى روش جنگلدارى این است که وقتى که در یک جنگلى درخت قطع شد از خودِ درخت‌هاى بزرگى که می‌برند تخم می‌ریزد و دوباره جوانه می‌ترکد و درخت جوانى می‌روید و جنگل‌کارى که در ایران می‌شود و این قدر سر زبان‌هاست در سایر جاهاى دنیا هم فقط در نواحیى که به اصطلاح درخت‌هاى ماده نیست همین طور عمل می‌شود. فقط به طور استثنایی در جاهایی که درخت ماده نیست درخت‌کارى می‌کنند. ولى در جنگل‌هاى معمولى، یک جنگلى که قطع می‌کنند چند تا درخت می‌گذارند. این‌ها پره‌هایش می‌ریزد و دوباره درخت سبز می‌کند. منتهى به مرور زمان آن درخت‌ها را حفظ می‌کنند و نمی‌گذارند که گاو و این‌ها به آن صدمه بزند. در ایران هم این کارها شروع شده. همان طور که خود آقا هم فرمودند قرق‌هایی که الآن به عرض آقایان رساندم در جنگل‌هاى گرگان و گیلان و غیره براى همین کار است و اخیراً تصمیم گرفته شد جنگل‌هاى جیران یعنى از آستارا تا جیران قرق شود. قرق ما عبارت از این است در ایران که سعى می‌کنیم در این منطقه‌اى که قرق اعلام می‌شود درخت قطع نشود و حتى‌الامکان هم چراى دام‌ها را اجازه ندهیم و نهال‌ها بتوانند رشد کنند. موضوع سوم که راجع به تعقیب افراد متخلف فرمودند، این چیز تازه‌اى نیست. این را الآن یک سال است که بنده دستور داده‌ام و تحت تعقیب است. در هر جاى این مملکت تقلب و دزدى می‌شود اگر شده این هم یکیش. (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: شما اعتراف می‌کنید، دیگر خود دولت که قبول ندارد) چرا، بنده عرض می‌کنم که این پرونده‌ها مشکوک بود دستور رسیدگى دادم. آن بازرس‌هاى نخست وزیرى که جناب عالى روانه کردید این‌ها خودشان گزارش دادند که بنگاه جنگلبانى و وزارت کشاورزى را تعقیب کرده‌اند حالا در دادسرا یعنى از محکمه کى دربیاید بنده نمی‌دانم. کى مجازات بشود کى تبرئه بشود این هم از عهدهٔ بنده خارج است (ابوالحسن عمیدی نوری، نماینده بابل: مگر بنگاه جنگل‌ها قاضى مستقل است؟) نه خیر بنگاه جنگل‌ها رسیدگى می‌کند مطابق مقررات معمولى. اگر مأمور مقصر بود پرونده می‌رود به دادگاه خودشان. بازرس فرستادند از طرف بنگاه جنگل‌ها و پرونده را دارند تعقیب می‌کنند. در زمان جنگ که مملکت ما اشغال شد (1320) و تشکیلات جنگلبانى تازه شروع شده بود تجاوز زیادى به این‏ ثروت ملى ما شد و ما آنچه که توانستیم سعى کردیم که جلوى این غارت و تجاوز را بگیریم ولى قدرتمان نمی‌رسید. جنگل‌هاى قرق گرگان را که حقیقتاً یکى از نقاط باصفاى ایران بود از جنگل‌هاى بسیار خوب ایران بود قطع کردند. جنگل‌هاى راه چالوس را با خاک یکسان کردند. جنگل‌هاى زیادى را از بین بردند. (محسن اکبر، نمایندهٔ رشت: عمداً این کار را کردند) ما خواستیم نگذاریم به ما گفتند: فاشیست. کدام قدرتى قادر بود جلویش را بگیرد؟ همان جنگل‌ها را الآن بروید ببینید. آن‌جاها که این طور شده بود قرق شده آقایان تشریف ببرید ملاحظه کنید. جنگل‌هاى بین چالوس و ولى آباد را ببینید. در این چند سال که این جا قرق شده آیا وضع همان است که بعد از جنگ و حین جنگ بود یا غیر از این است؟ انصاف داشته باشید که غیر از این است. جنگل‌هاى قرق را صاف کرده بودند. کار جنگل‌کارى کارى نیست که فوراً بشود انجام داد. دینامیت نیست که بگذاریم زیر سنگ فوراً بترکد. جنگل صدسال موقع بهره‌برداریش است. نه جناب عالى خواهید بود نه بنده که برویم نشان بدهیم. ان شاء الله اعقاب ما خواهند بود و خواهند دید که درست شده و دلیلش هم این جنگل‌هاى فین است که الآن مشهور است که نتیجه گرفته‌ایم.

تخریب جنگل‌هاى ایران دو عامل عمده دارد. یکى زغال، یکی چراى دام است؛ و بعد خود مالکین. وضع زغال را حالا بنده عرض می‌کنم. توجه بفرمایید و راه حلش را بفرمایید. در ایران 500 هزار تن زغال چوب مصرف می‌شود. 500 هزار تومان زغال چوب. با روش معمول زغال‌گیرى 5 میلیون تن چوب سوخته می‌شود. 5 میلیون تن چوب وزن مخصوص را اگر 50 بگیریم نصف می‌گیریم می‌شود 10 میلیون متر مکعب چوب. اگر ده میلیون متر مکعب چوب برود به کورهٔ زغال معادل آن از بین می‌رود. در نتیجهٔ این زغال‌گیرى و سایر مصارف 20 میلیون  متر مکعب در ایران  ]با[ زغال‌گیرى  در  سال نفله می‌شود و  در صورتى که  حداکثر  ]رویش[ جنگل‌هاى ایران 5 الى 6 میلیون متر مکعب در سال است. بنابراین اگر فرض کنیم که بنگاه جنگل‌ها در سال 200 هزار متر مکعب اجازه قطع چوب داده است براى احتیاجات راه آهن و براى احتیاجات ساختمانى این در مقابل 20 میلیون متر مکعب چوب که در نتیجه زغال‌گیرى از بین می‌رود در حکم صفر است. بایستى براى زغال‌سوزانى یک فکرى بکنید. این راهش این است که این طرز زغال‌گیرى عوض شود. کوره‌هاى جدیدى که ما ساختیم معمول شود. بنده دستور دادم امسال در تمام پروانه‌هاى قطع چوب که داده می‌شود براى زغال این شرط را بگذارند که صاحبان کوره‌ها مجبور بشوند از این کوره‌هاى فلزى که ما ساخته‌ایم تهیه کنند و روش زغال‌گیرى را عوض بکنند؛ و به این ترتیب امیدوار هستیم که این بیست میلیون متر کوب برسد به 8 میلیون متر کوب. موضوع دوم چراى دام است در جنگل‌هاى مازندران و گیلان می‌گویند مرتع. ما می‌گوییم جنگل. مرتع یک جایی است که یک درخت این‌جا باشد یک درخت آن‌جا باشد. هر جنگلى که هست مى‌گویند مرتع است. صدها هزار گاو و دام در این جنگل‌ها می‌برند و چرا مى‌کنند و هر چه نهال و جوانه است پایمال مى‌کنند. ما هرچه خواستیم در این قرق‌ها جلوى این چراها را بگیریم تا به حال موفق نشده‌ایم. فقط بنده دستور دادم که بعضى قسمت‌ها این قرق‌ها را باز نگذارند. سیم بکشند که این‌ها نتوانند آن‌جا چرا بکنند. تا موقعى که روش زغال‌گیرى و مصرف سوخت تأمین نشود و این چراى دام از بین نرود با دستور بنده و نطق در مجلس محال است که بشود جلویش را گرفت. راهش این است که نفت ارزان باشد فراوان باشد و در تمام دهات ایران نفت در دسترس همه باشد. کارخانه‌هاى چای‌سازى که الآن با هیزم کار می‌کند مبدل شود به زغال سنگ یا نفت. شرکت ملى نفت، نفت را در تمام نواحى ایران به‌خصوص در نواحى جنگلى به قیمت مناسب و در تمام مدت سال به اختیار مردم بگذارند تا نه یک دفعه بلکه به‌تدریج در ظرف ده الى بیست سال، سى سال نفت جاى زغال را بگیرد. موضوع دیگرى که باید به عرض آقایان برسانم این است که در این تخریب جنگل‌ها خود آقایان صاحبان جنگل‌ها دست دارند و خیلى معذرت می‌خواهم با قاچاقچی‌ها شریک‌اند. جنگلبانى حکم شهربانى را دارد. یعنى باید مراقبت بکند. ولى اگر آقایان علاقه دارند به‏ جنگل‌هایشان به چه مناسبت با قاچاقچی‌ها می‌سازند که بعد بیایند شکایت کنند؟ مثل این که بنده ببینم که در خانه‌ام یک پاسبان ایستاده نمی‌گذارد دزد بیاید. بروم با یک دزدى بسازم در خانه‌ام را باز کنم بگویم آقا بیا خانه من را بدزد و برو. بعد بروم شهربانى شکایت کنم. اگر صاحب جنگلى علاقه دارد به جنگلش چرا اجازه می‌دهد برخلاف پروانه بروند و اجازه قطع بدهند؟ پس خود آقایان که داد می‌زنند و خود آقایان که ایراد می‌گیرند خودشان شریک قاچاقچى هستند. اگر علاقه به جنگل‌هایشان دارند بیش از آن‌که بنگاه جنگلبانى اجازه قطع داده اجازه قطع ندهند. (ابوالحسن عمیدى نورى، نماینده بابل: ما که اسناد قاچاق بنگاه جنگل‌ها را نشان دادیم؛ کى داد می‌زند؟) آقا قاچاق را صاحب ملک می‌کند که با قاچاقچى مى‌سازد. اگر صاحب ملک حاضر نشود که درختش را ببرند بنگاه جنگل‌ها سرش را که نمی‌برد. صاحب ملک اجازه ندهد اگر به جنگلش علاقه دارد. جناب عالى اطلاع دارید که در جنگل حسن آباد درخت قطع شد بنده دستور دادم چوب‌ها را توقیف کردند و قرقبان را هم بیرون کردم. (عمیدى نورى: هر روز قطع مى‌کنند) موضوع دیگرى که فرمودند که از یک جنگلى اجازه قطع می‌دهند از جنگل دیگرى می‌برند البته این بوده است. ولى این بیشتر منوط بود به آن کمیسیون‌هاى احراز مالکیت که خود آقا بیشتر اطلاع دارید و در نتیجهٔ راهنماییی که کردید ما این تصویب‌نامه را عوض کردیم کمیسیون هاى احراز مالکیت را از بین بردیم و حالا فقط از روى سند مالکیت و روى احکامى که دادگاه‌هاى تجدید نظر می‌دهند و تحویل صاحب ملک است اجازه قطع داده می‌شود. بنده نمی‌گویم که دیگر نمی‌شود. ولى استدعا دارم از حضورتان که اگر هم همچو پیش‌آمدهایی بشود به بنده بفرمایید اگر تعقیب نکردم بنده را شخصاً تعقیب بفرمایید. (نمایندگان: احسنت) یک عرض دیگرى دارم. این است که راجع به بازرسى فرمودید. صورت‌هایی دارد که باعث تصدیع می‌شود و بازرسى‌هاى نخست وزیرى اعزام شدند به جنگل‌هاى شمال. بنده تا کنون خبرى ندارم که یک جرم‌هایی کشف کرده باشند و مأمورین تحت تعقیب قرار گرفته باشند. در هر حال بنده خیلى خوشوقت می‌شوم و اطمینان می‌دهم. بنده بازرس‌ها را ندیده‌ام و آنها را نمی‌شناسم. اگر گزارش‌هایی دادند که برخلاف قانون و برخلاف اصول عملى شده و یک چنین جریاناتى شده است بنده شدیداً تعقیب می‌کنم.  راجع به توده‌ای‌ها که آقاى شوشترى فرمودند در موقعى که این دولت تشکیل شد یک گزارش‌هایی رسید راجع به مأمورین جنگلبانى که توده‌اى بودند. در حدود بیست نفر که مقامات مسؤول دولتى و نظامى و شهربانى صورت داده بودند آنها را از خدمت اخراج کردیم. یک عده از آنها رفتند در دادگاه‌ها تبرئه شدند. یا این‌که مراجع صلاحیت‌دار نوشتند این طور نبوده است. عده‌اى از آنها برگشتند سر کارشان ولى یک عده‌اى را هنوز برنگردانده‌ایم و خارج از خدمت دولت هستند. (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: پسر شما اکنون آنجا مشغول تبلیغ هستند این کمک شماست) آقا حالا هر مأمورى وظیفه‌اش را انجام بدهد تهمت توده‌اى بودن بهش مى‌چسبانند. بنده که نمی‌توانم تشخیص بدهم. اگر از طرف فرمانداری‌ها و شهربانی‌ها و مقامات ستاد ارتش گفته شده که این شخص توده‌اى است اگر بنده او را از کار برکنار نکردم مقصرم. (نمایندگان: احسنت) عرض کردم یک عده‌اى را ما بیرون کردیم و بعد معلوم شد این طور نبوده و اشتباه بوده. بنده معذرت می‌خواهم که عرایضم طولانى شد ولى لازم بود که این مطالب را به عرض برسانم.

رئیس: آقاى عمیدى نورى‏

عمیدى نورى: عرض کنم بنده آنچه مطالعه کردم در توضیحات جناب آقاى وزیر کشاورزى استنباطم این طور شد که جناب آقاى وزیر کشاورزى یک مرد خیلى مطلعى هستند در امور کشاورزى و جنگلى. در این هیچ تردیدى نیست. طرز بیاناتشان هم واقعاً طورى است که از نظر من و اطلاعات کشاورزى بسیار خوب است. اما مثل این است که ایشان وزیر نیستند. یک آدمى در خارج نشسته یک پرونده‌اى را مطالعه مى‌کند می‌گوید این کار بیخودى بود. آقایان وقتى گفتند دولت و وزرا معنیش چیست؟ معنایش این است که آقایان مسؤول هستند. جناب عالى 18 ماه وزیر کشاورزى در این دولت هستید. مرد مطلعى هم هستید. وارد هم هستید. در کارتان قدرت هم دارید. طرز بیانتان هم منصفانه است. بنده عرضم این است که شما مطلع هستید، وارد هستید، منصفانه صحبت می‌کنید، چرا جلوى این کار را نمی‌گیرید؟ تمام این عرایضى که بنده کردم تمام مثال‌هایی که عرض کردم و انگشت رویش گذاشتم ]برای همین بود[. به شهادت آقایان تصدیق فرمودید گفته شد خارج از اسفندماه اجازه پروانه قطع داده‌اند. تصدیق فرمودید و این‌که می‌فرمایید این مسائل باید خودش برود رسیدگى بشود بنده می‌گویم جناب آقاى وزیر کشاورزى (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: خودشان بروند آنجا) عیبى ندارد. داراى چنان اختیاراتى هستید که بتوانید جلو فساد را بگیرید. ایشان می‌فرمایند که من اطلاع ندارم. بنده نتیجهٔ تحقیق یک پرونده‌اى را که بازرسى نخست وزیرى کرد و گزارشش را براى ایشان هم شاید فرستاده باشد ]ذکر می‌کنم[. براى بنده هم فرستاده است. بنده در روزنامه منتشرش نکردم. ایشان دیده‌اند. اگر وزیر بیغرضى باشد همان موقع بنگاه جنگل‌ها را به هم می‌زند. یک پرونده‌اى هست که 9 تن پستهٔ جنگلى را در مشهد فروخته‌اند. این پرونده‌اش هست: 9 تن پسته جنگلى در مشهد بوده است در مزایده براى این پسته از قرار کیلویی 6 تا 7 تومان خریدار پیدا شد. رئیس کشاورزى می‌خواست بفروشد براى این‌که گویا معاملات بنگاه جنگل‌ها با آنها حل نشد مانع شدند از فروختنش. بنگاه جنگل‌ها دستور داد مبلغ زیادى کرایه دادند. این 9 تن پسته را از مشهد حمل کردند آوردند تهران یک سال ماند انبار و انباردارى دادند پسته پوسید و فروش نرفت 9 هزار تن پسته جنگلى مشهد به وسیله بنگاه جنگل‌ها که آقاى گنجوى دوست و قوم و خویش آقاى وزیر کشاورزى در رأسش هست از بین رفت. (احمد بهادرى، نمایندهٔ تبریز: بسیار مرد خوبى است) (احمد داراب، نمایندهٔ بندرانزلی: مرد درست و پاکى است) این موضوع مورد رسیدگى واقع شد. بازرسى نخست وزیرى گزارش داد تصدیق کرد که این تخلف از طرف بنگاه جنگل‌ها شده و ضرر به کشور خورده. چرا این اعضاى هیأت مدیره آقاى ]غلامعلی[ بنان و آقاى گنجوى که در رأسش بوده‌اند و صد هزار تومان در یک مورد به دولت ضرر زده‌اند شما که وزیر کشاورزى هستید چرا مأمورینتان را عزل نمی‌کنید تعقیب نمی‌کنید؟ (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: باید ثابت شود یا نه؟) ثابت شده پرونده اینجا هست پرونده‌اش موجود است.

رئیس: وکیل که مدعى وکیل نباید باشد خود آقاى وزیر جواب می‌دهند.

عمیدى نورى: خود آقایان، دکتر ]علی[ امینى هم تشریف مى‌آورند اینجا و از معایب وزارت داراییشان انتقاد می‌فرمایند. بنده معتقد هستم که آقایان وزرا قدرت دارند. دولت قوى هست، مسلط بر کارش است، قادر است اشکالات و عیب‌هایی که در اداراتشان مى‌بینند خودشان اصلاح کنند. ما که حربه‌اى جز چند کلمه از این صحبت‌ها که اطلاعاتى به شما می‌دهند نداریم. می‌آییم اینجا پشت تریبون سؤال می‌کنیم و بعد از چهار ماه امروز شما جواب می‌دهید. فرمایشاتتان هم بسیار کلى و فنى از لحاظ اصول صحیح است. ما وسیله دیگرى نداریم. شما آقایان هستید که می‌توانید با یک ابلاغ دستگاه‌هایتان را اصلاح بکنید. موضوعى که می‌فرمایید تصدیق فرمودید بر این‌که بعضى از مالکین هستند که در این کارها شریک‌اند، بنده عقیده دارم غیر از این هم نیست. اما علت این‌که بنگاه جنگل‌ها درست شد علت این‌که پاسگاه‌ها در دایره مأموریت ساخته شد براى چیست؟ براى این است که جلو آنها را بگیرند نه این‌که بفرمایید آنها با هم تبانى می‌کنند و بنده هم وزیر کشاورزى هستم ناظرم و بعد مى آیم و تصدیق می‌کنم  که این عیوب هست. بنده معتقد هستم که همان طور که فرمودید دستگاه جنگلبانى ما جوان است کوچک است توسعه پیدا نکرده نسبت به ترکیه به طوری که توضیح فرمودید نسبت به کشورهاى دیگر (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: بودجه ندارند وسیله ندارند) اما اگر توسعه پیدا بکند بنده قطع دارم که این مقدار جنگلى هم که الآن در مملکت هست از بین می‌رود. بنده عرض می‌کنم  در پرونده افسران توده‌اى که محاکمه شدند شاید تحقیقات از سرهنگ مبشر را که در روزنامه‌ها منتشر شد دیده باشید. در آنجا در تحقیقاتش می‌گوید ما تصمیم داشتیم که بعد از 28 مرداد به وسیله مأمورین جنگلبانى جنگ پارتیزانى بکنیم. دستگاه جنگلبانیتان از این افراد تشکیل شده. هنوز هم همین طور است. هر روز می‌گذرد همین افراد سرجایشان نشسته‌اند. این‌ها مسؤول فعل و انفعالات هستند. این‌ها مسؤول سوء استفاده هستند. (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: این مربوط به مأمورین انتظامى است نه وزارتخانه) بنده معتقد هستم که جناب آقاى تجدد هم توجه بیشترى بفرمایند. بنده راجع به سوادکوه که صحبت نمی‌کنم.  موضوع جنگل‌ها مربوط به گیلان و مازندران و همه جاست. بنده یک عرایضى می‌کنم آقاى وزیر هم فرمایشاتى دارند. البته به موقعش بیان خواهند فرمود موضوعى که راجع به این 500 هزار تراورس فرمودند. البته بنده هیچ حرفى ندارم که اگر یک مقدارى لازم می‌دانید بگیرید. ولى وقتى معتقد هستید که تا اسفندماه بیشتر نباید استحصال بشود چرا در خردادماه پروانه صادر می‌کنید؟ این مسأله مهم است و الا اگر جناب عالى در خردادماه به همه پروانه بدهید کسى حرفى ندارد. ولى این همه پروانه‌اى که بنده عرض می‌کنم شاید نمره‌اش را خدمتتان بدهم، در مرداد صادر شده. بنده سعى می‌کنم عرایض بنده هیچ وقت بی‌دلیل نباشد و جناب عالى را هم منصف می‌بینم و آن عرایضى که حق است تصدیق می‌فرمایید و حقیقتاً بنده از جناب عالى متشکر هستم. در مرداد ماه امسال جناب آقاى وزیر کشاورزى! به نمره 1033- 16/5/33 پروانه صادر شده (یک نفر از نمایندگان: به اسم کى؟) براى بنگاه راه‌آهن. 500 هزار تراورس که مقاطعه‌کارش هم قناد بوده است. توجه فرمودید و شهرت دارد در سراسر مازندران که براى این کار براى هر تراورس یک ریال پول داده شده تا پروانه صادرشده. این حقایق گفته می‌شود. البته من نباید گوش بدهم به این حرف ولى وقتى که می‌بینم که اصلاً هیچ پروانه‌اى بعد از اسفند صادر نمی‌شود و این پروانه بعد از اسفند صادر می‌شود اسباب سوء ظن می‌شود. این مطالبى را که می‌بینید اطلاعاتى است که یکى از سرجنگلدارهاى مازندران، صورتِ ریزش را به من داده و اشخاصى که دخالت داشته‌اند و صورتِ ریزش هم هست و صورت حساب‌هایی که در دفاتر قناد موجود است که نشان می‌دهد براى این کار پنجاه هزار تومان پول داده شده است. بنده عرض می‌کنم اگر این بنگاه جنگل‌ها مرتب باشد تا وقتى که تعداد افرادشان هم به 9 هزار نفر مثل ترکیه نرسیده اقلاً این چند نفرى که دارد، درست اداره بکنند. یک وضعى باشد که این صورت پیش نیاید. والا بنده هیچ غرضى ندارم خودتان می‌دانید نه نظرى دارم نه پروانه می‌خواهم نه چیزى. خودتان توجه بفرمایید که این دستگاه اصلاح بشود که بیش از این فسادش در سراسر مملکت منعکس نشود (نمایندگان: احسنت).

رئیس: آقاى وزیر کشاورزى‏

وزیر کشاورزى: وسیله‌اى که ما داریم براى تعقیب قاچاق فقط از راه دادگاه‌هاست. 16 هزار پرونده در دادگاه‌هاى شمال راجع به قاچاق تنظیم شده که هنوز تعقیب نشده است (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: چقدر آقا؟) شانزده هزار تا. قاچاقى که مأمور بگیرد و بعد از بیست سال پرونده دردادگاه مطرح نشود همین طور می‌شود. ما آمدیم خواهش کردیم خارج از نوبت رسیدگى کنند. دادگسترى گفت: آقا چیزى که 16 هزار تا باشد خارج از نوبتش داخل نوبت می‌شود. یک کمیسیونى رفت از طرف دادگسترى یک هیأت بازرسى رفت به شمال که رئیسش آقاى احمدى بودند. خدمت کردند کمک کردند. یک قدرى تسریع شد در محاکمات. بنده از ایشان اینجا رسماً تشکر می‌کنم  ولى این کارى نیست که به این آسانى بشود انجام داد و تسریع در محاکمات از قدرت بنده شخصاً خارج است. بنده منصف هستم جناب آقاى عمیدى نورى ولى زورم به دادگاه بابل نمی‌رسد که پرونده قاچاق را امروز مطرح کند یا سه سال دیگر. تا سه سال دیگر هم خدا می‌داند. اصلاح این وضع بودجه می‌خواهد. برنامه‌اى که ما نوشته‌ایم و امروز عصر در کمیسیونى که از طرف مجلسین تعیین شده مطرح خواهد شد 16 میلیون تومان بودجه سالیانه بنگاه جنگل‌ها باید بشود. این کار لازمه‌اش تربیت جنگلبان است؛ تربیت کمک مهندس جنگل است؛ تربیت مهندس جنگل است که هر کدام از دو سال تا 6 سال باید درس بخوانند تا تربیت بشوند. کار آسانى نیست. ولى پستهٔ مشهد که فرمودید. یک پسته‌اى از جنگل‌هاى مشهد موجود بوده آمده‌اند اعلان مزایده دادند و تا شش تومان خریدار داشته است. بنگاه ]جنگل‌ها[ نمونه خواست. نمونه را آوردند تهران بردند بازار ارائه دادند گفتند که بیشتر از این می‌خریم. شاید نمونه خوب بوده. تلگراف کردند بفرستید تهران در تهران بفروشیم. آوردند تهران معلوم شد آن طور که نمونه بود این 9 هزار تن به آن مرغوبى نبوده، ارزان‌تر فروختند. بازرسى نخست وزیر تصدیق کرده که این ضرر خورده ولى قصورى از طرف اداره مربوطه نشده. این‌ها وظیفه‌شان را انجام داده‌اند منتهى ضرر خورده؛ و اما راجع به آقاى مبشر یا مرحوم مبشر یا هرچى که گفتند: اتکای ما به جنگلبانانى بود که جنگ پارتیزانى می‌خواستیم راه بیندازیم. بنده عرض کردم هرگاه مقامات انتظامى از هر قسمى که باشد به وزارت کشاورزى گزارش بدهند که فلانى توده‌اى است آناً منتظر خدمت خواهد شد. (نمایندگان: صحیح است) دیروز دو نفر اخراج شدند از جنگلبانى ولى وقتى که بنده شخصاً  صلاحیت  تشخیص  این‌که   فلان کس  توده‌اى  است  یا  نیست  ندارم  ]کاری نمی‌توانم بکنم[. مع‌ذلک اگر گزارش بدهند که این مأمور توده‌اى است بنده بیرونش می‌کنم. (مهدی صدرزاده، نمایندهٔ شیراز: مأمور ناصالح را هم به همین ترتیب بیرون کنید) حتى همین چند روزه مقامات انتظامى نوشته‌اند که فلان مأمور متهم بود تبرئه شده است. بنده گفتم اشکالى ندارد ولى بنده در کار وزارت کشاورزى به این کار نمی‌دهم. حالا می‌فرمایید که هر کسى هست بگویم تو توده‌اى هستى چون مبشر این حرف ]را[ زده؟ اما راجع به تراورس که تقاضاى تراورس در اسفندماه شد. آقایان می‌دانند که در دولت سابق در حدود دو سال و کسرى راه‌آهن به وضع بسیار اسفناکى افتاده بود که بازرس‌هایی که رفته بودند گفته بودند که تراورس‌ها پوسیده است و حتى گفتند پیچ‌ها بیرون مى‌آید و اقرار کردند که به فوریت تراورس‌ها باید عوض شود. گویا در اسفندماه بود یا کى بود که پروانه صادر شد و استثنائاً اجازه داده شد که در فصل بهار درخت قطع شود. حالا پولى داده باشند بنده نمی‌دانم ولى این تصویبنامهٔ دولت بود و به تقاضاى راه‌آهن که چون فرصت کم است و اگر به قدر کافى تراورس تهیه نشود راه آهن اصلا می‌خوابد. این اجازه به طور اختصاصى از هیأت وزرا داده شد که این تراورس‌ها تهیه شود که در کارخانه شیرگاه اشباع شود والا درغیر این صورت محال و ممتنع است ]در غیر فصل مجاز، پروانه قطع صادر شود[. اگر هم بشود بفرمایید که بنده تعقیب بکنم اگر تعقیب نکردم بنده را شخصاً تعقیب بفرمایید. (نمایندگان: احسنت)

 

 

 

منابع

1- مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی/کتابخانه موزه مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1389، لوح مشروح، نسخه2.

2- معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص.

3. http://book20.mihanblog.com/post/category/28

4. http://tabrizim.mihanblog.com/post/242

5. http://www.iichs.org/index.asp?doc_cat=7



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >