جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
روند تحول 30 سال آماربرداری در طرح‌های جنگل‌داری
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱  

مقدمه

علم آمار وسیله‌ای است که با تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از نمونه‌ها، اطلاعات و معلومات  صحیح و واقعی را برای برنامه‌ریزی فراهم می‌کند.
آمار قابلیت پیش‌بینی یا برآورد صفتی را از جامعه دارد و اغلب با هزینهٔ کمتر و صرف زمان مناسب می‌توان به نتایجی با دقت مطلوب رسید. ولی به علت دشواری در درک مفاهیم آن، بیشتر کارشناسان و متخصصان به آن توجه کافی نمی‌کنند. لذا آموزش مستمر و کاربردی برای ارتقای علمی دست‌اندرکاران نقش مهمی در بهبود عملیات آمار و افزایش دقت آن خواهد داشت. فقط با درک نقش آمار در آیندهٔ جامعه مورد مطالعه می‌توان به اهمیت آن پی برد و احساس مسؤولیت بیشتری را برای جمع‌آوری داده‌های واقعی و تجزیه و تحلیل درست، ایجاد کرد.

آماربرداری از جنگل‌های هیرکانی در شمال ایران از حدود 50 سال پیش آغاز گردید ولی اوایل دهه 1360 نقطه عطفی در آماربرداری طرح‌های تفصیلی بود زیرا آماربرداری نواری در مساحت‌های کوچک طرح‌های جنگل‌داری آن زمان، تبدیل به روش آماربرداری سامانمند (سیستماتیک) با نقطهٔ شروع تصادفی و برداشت قطعات نمونهٔ (پلات‌های) دایره‌ای گردید که  هم اکنون نیز در طرح‌های جنگل‌داری اعمال می‌گردد.

از آن‌جایی که شروع  به کار نگارنده در ابتدای دههٔ 1360 در گروه‌های تهیه طرح جنگل‌داری به خصوص گروه آماربرداری بود، این سؤال مطرح گردید که پس از گذشت حدود 30 سال، چه تغییراتی در روش آماربرداری جنگل و تجزیه و تحلیل آن به وجود آمده است و برای پاسخ به آن به طور تصادفی یکی از بهترین طرح‌های جنگل‌داری را که کارشناسی مجرب و درستکار و فعال در عرصه تهیهٔ طرح، تدوین کرد و در مراجع مسؤول تصویب شد، مورد بررسی قرار گرفت. به یقین این نظر مطرح می‌گردد که بررسی یک طرح برای نتیجه‌گیری دقیق کافی نیست. ضمن تأیید این نظر، گفتنی است که تهیه کنندهٔ طرح مورد بررسی، مسؤولیت مطالعه و برنامه‌ریزی حدود 35000 هکتار (در حدود 2 درصد کل جنگل‌های شمال) را بر عهده داشته است؛ لذا مسؤولیت ایشان در حدی است که صلاحیت بررسی را تأیید کند.

 

خلاصه

علی‌رغم ادعاهایی مبنی بر استفاده از اطلاعات جنگل‌شناسی و خاک در محاسبهٔ میزان برداشت، غالب بهره‌برداری و یا برآورد امکان برداشت در تهیه طرح‌های جنگل‌داری، متکی بر آمار جنگل است و هر گونه خطایی، مستقیم در آینده جنگل و پایداری آن اثر می‌گذارد. نتایج این بررسی حاکی است:

- رابطهٔ منفی بین قطر و ارتفاع گونه‌های اصلی راش و ممرز و گونه‌های مرغوب (79/0- ، 78/0- ، 86/0-) در کتابچهٔ طرح،  اعتبار منطقی ندارد و مهم‌ترین ضعفی است که آماربرداری را زیر سؤال می‌برد.

- شدت همبستگی ضعیف برای گونه‌های نامرغوب (014/0) حاکی از ناتوانایی مدل در برآورد ارتفاع این گونه‌ها است.

- ارتفاع راش در جدول حجم طرح می‌بایست حاصل مدل عرضه شده باشد ولی در قطر بیش از 50 سانتی‌متر ارتفاع درج شده در جدول حجم طرح، بیشتر از ارتفاع برآوردی مدل است.

- برآورد ارتفاع بیش از واقعیت منجر به افزایش حجم یک اصله و در نهایت منجر به برآورد بیش از اندازه موجودی جنگل و خطا در محاسبهٔ امکان برداشت می‌گردد.

- غالب جداول آماری هدفمند نیست.

- طبقات قطری کمتر از 21 سانتی‌متر و 21ـ 40 سانتی‌متر و... با طبقات رایج هم‌خوانی ندارند.

- به نقش قطر هدف و حاصلخیزی رویشگاه در تعیین دوره بهره‌برداری و برآورد میزان برداشت  کم‌توجهی شده است

- سایر موارد.

 متأسفانه نتایج این بررسی حکایت از خطاهایی اساسی در آمار جنگل دارد که طرح را کامل زیر سؤال می‌برد و مهم‌تر از آن نبود توجه و دقت لازم در روند تصویب طرح در کارگروه‌های فنی و شورای عالی جنگل و مرتع برای کشف و اصلاح این گونه خطاهای آشکار است که باعث می‌گردد خدمات و برنامه‌های سازمان متبوع تحت تأثیر چنین خطاهایی محو و زمینه برای آسیب‌پذیری آن فراهم شود.

با توجه به موارد فوق به نظر می‌رسد که پس از گذشت حدود 30 سال، نه تنها تغییر عمده‌ای (به غیر از تغییر فاصلهٔ قطعات نمونه) در آماربرداری به وجود نیامده است، بلکه علی‌رغم بهبود تجهیزات و نرم افزارها، بی‌توجهی کارشناسان مسؤول و ناظر باعث کاهش دقت و تشدید عامل فنی در تخریب جنگل گردیده است. بدیهی است در صورت توجه به نتایج این بررسی و آموزش مجدد کارشناسان ذی‌ربط در سطوح مختلف، می‌توان مانع از تکرار چنین خطاهایی شد و برداشتی سازنده از این نتایج کرد و در صورت عدم توجه نیز روند گذشته ادامه می‌یابد و تلاش مدیران و سایر کارشناسان بی‌ثمر خواهد بود.

 

1- مقایسه روش آماربرداری در سه دهه

 

1360

1389

روش آماربرداری

سیستماتیک با نقطه شروع تصادفی

سیستماتیک
  با نقطه شروع تصادفی، فقط در اولین مطالعه

 

شکل قطعه نمونه

دایره

دایره

مساحت قطعه نمونه

1000 مترمربع

1000 مترمربع

مساحت میکروپلات

20 
  مترمربع

100 
  مترمربع

شدت آماربرداری

4% - 2%

3/3 %

ورود و تحلیل و خروج داده‌ها

دستی

رایانه

آزمون داده‌ها

یکسان

یکسان

فرم آماربرداری

تنظیم فرم اولیه

مشابه 30 سال قبل (به غیر از تغییرات
  جزئی)

شرایط آماربرداری

دشوار به علت کمبود جاده

با سهولت بیشتر

                                            

                                                                                              

2- سازمان کار آماربرداری

در گذشته کلیه عملیات تهیه طرح را بخش دولتی با استفاده از کارکنان رسمی یا قراردادی انجام می‌داد و برای تعیین سرپرست طرح، ضمن مشورت با شورای عالی جنگل و مرتع و دفاتر ذی‌ربط، یکی از کارشناسان مجرب برای این منظور انتخاب می‌گردید و چون اعضای گروه تهیه طرح نیز از کارشناسان ادارات کل منابع طبیعی بودند، کیفیت کار صحرایی و سایر مسؤولیت‌ها به طور مستقیم و غیر مستقیم شخصیت اداری آن‌ها را برای مسؤولیت‌های بعدی مشخص می‌کرد.
همکاری دراز مدت کارکنان در دستگاه‌های دولتی سبب تشویق آن‌ها به انجام صحیح وظایف می‌شد و گروه‌های آماربرداری علاوه بر تبعیت از سرگروه خود به مسؤول طرح نیز پاسخگو بودند.  ولی اکنون بخش خصوصی از روند خاصی پیروی نمی‌کند و اغلب، سرپرست طرح و یا آماربردار و سرگروه آماربرداری نامشخص و ناشناخته است و نبود تعهد به تداوم کار سبب می‌گردد احساس مسؤولیت کمتری وجود داشته باشد. کاهش امکانات بخش دولتی و کمبود امکان نظارت مستمر نیز یکی از عامل‌های تشدید کننده این وضع است. 

 

3- نکات مهم در کتابچهٔ طرح جنگل‌داری

الف- در «تعیین جدول حجم محلی» نوشته شده است "که قطر و ارتفاع درختان شاهد به تفکیک گونه بر روی محور مختصات رسم و سپس از روی ابر نقاط به دست آمده، منحنی ارتفاع ترسیم و با استفاده از قطر و ارتفاع متوسط ... حجم درختان سرپا تهیه شده است." این سخنان مشابه 30 سال قبل است که به علت در دسترس نبودن رایانه و نرم‌افزارهای فعلی، ورود و تحلیل داده‌ها و حتی رسم منحنی ارتفاع با  دست انجام می‌گرفت. لذا این سؤال مطرح می‌شود وقتی برای محاسبه ارتفاع گونه‌های مختلف، معادلات خطی عرضه شده است، ترسیم ابر نقاط و ارتفاع متوسط و غیره چه مفهومی دارد.                          

ب- برای کنترل ارتفاع راش در کتابچهٔ طرح، دوباره ارتفاع طبقات قطری مختلف با استفاده از مدل محاسبه شد ولی متأسفانه ارتفاع طبقات قطری مختلف با ارتفاع قید شده در جدول هم‌خوانی نداشت. به این صورت که در جدول ارائه شده تا قطر50 50 سانتی‌متر، ارتفاع مساوی و یا کمتر محاسبه شده و در طبقات قطری بالاتر، ارتفاع بیشتری در طرح به دست آمده است. لذا حجم یک اصله نیز به تبع ارتفاع، بیش از واقعیت ارائه شده در آمده است که در نهایت در محاسبهٔ میزان موجودی جنگل و ارزیابی امکان برداشت تأثیر مستقیم می‌گذارد.                      

ج- ضریب همبستگی (r) ضریبی است که علاوه بر شدت همبستگی، نوع رابطهٔ مثبت یا منفی را نشان می‌دهد. به عبارتی اگر با افزایش یک عامل (در اینجا قطر)، عامل دیگر، یعنی ارتفاع نیز افزایش یابد، نوع رابطه مثبت و اگر با افزایش یکی دیگری کاهش یابد، رابطه منفی خواهد بود. طبق این تعریف، مقادیر r برای راش و ممرز و گونه‌های مرغوب، منفی درج شده است. یعنی به ازای افزایش قطر گونه‌های مذکور، ارتفاع آن‌ها کاهش می‌یابد که این نتیجه دور از واقعیت است و اساس آمار مذکور را زیر سؤال می‌برد. به عبارتی دیگر، این آمار غیر قابل استناد و استفاده است.

د- از طرفی مقدار r از 1+ و 0 و 1- متغیر است و R2 قابلیت رابطه را برای برآورد ارتفاع واقعی نشان می‌دهد. برای مثال اگر 0.98 =R2  باشد، با این رابطه می‌توان 98%  ارتفاع جامعه مورد بررسی را برآورد کرد ولی در جدول مقدار R2برای گونه‌های نامرغوب برابر با 00019/0=R2 است. یعنی با این رابطه نمی‌توان ارتفاع گونه‌های نامرغوب را محاسبه کرد.

در این مرحله می‌توان قبول یا رد آمار را مورد قضاوت قرار داد و چون راش و ممرز و گونه‌های مرغوب و نامرغوب، بیش از 93% حجم سرپا را تشکیل می‌دهد، استفاده از آمار مذکور منتفی است و البته نتایجی که متکی به این آمار باشد نیز مردود است.

د – دقت آماربرداری جنگل: در کتابچه رقم 47/1 ± برای خطای آماربرداری درج شده است در صورتی که رقم 56/5% ± نشان‌دهنده درصد خطای مورد نظر آمار است.

 

4- نتیجه‌گیری

1- طراح به جدول حجم و سایر جداول مربوط به آمار توجهی نداشته است.

2- طراح اطلاعات چندانی در مورد آمار جنگل ندارد .

3- جمع‌بندی و تحلیل آماری را فرد دیگری انجام داده است.

4- با توجه به رقم منفی R برای راش و ممرز و گونه‌های مرغوب و رقم کوچک R2 برای گونه‌های نامرغوب، از این آمار نمی‌توان استفاده کرد.

5- ارتفاع محاسبه شده برای راش در قطر بیش از 50 سانتی‌متر بر اساس مدل ارائه شده کمتر از ارتفاع مندرج در جدول حجم طرح است.

6- به علت ارتفاع بیشتر درختان قطور، حجم آن‌ها نیز افزایش یافته است. این موضوع به محاسبه حجم بیشتر و در نتیجه امکان برداشت بیشتر منتهی می‌گردد.

7- چون محاسبات با رایانه صورت می‌گیرد، اشتباه سهوی صورت نگرفته است (مگر در ورود داده‌ها) و نتایج آمار، کل آن را زیر سؤال می‌برد.

8- استفاده از آمار به  استخراج درصد تعداد و حجم و تعداد و حجم در هکتار
قطعات محدود شده است.

9- اغلب جداول نتایج آمار، کاربردی در برنامه‌ریزی ندارد.

10- در جدول مشخصات درختان سرپا زمانی که طبقه قطری 10 در محاسبات حجم وجود ندارد چگونه طبقه قطری 10- 20 سانتی‌متر توضیح داده می‌شود. همچنین طبقهٔ قطری کمتر از 21 و 21- 40 و 41- 60 سانتی‌متر چه مفهومی دارد وقتی طبقات قطری از 5/17، 5/22، 5/37، 5/42 ...  شروع می‌شود.

11- دسترسی به تعداد و حجم گونه‌ها در طبقات قطری مختلف پارسل‌ها،  به علت الحاق نشدن جداول قطعات امکان‌پذیر نیست. از آن‌جایی که کتابچه برای سال‌های بسیاری نگهداری می‌شود و تاریخچهٔ طرح را حفظ می‌کند ارزیابی بعدی بر اساس جداول این طرح انجام خواهد شد و دلیل منطقی برای نیاوردن  آن‌ها وجود ندارد.

12- مساحت بهره‌برداری‌پذیر در متن کتابچه 8/1206 هکتار و در جدول خلاصه آمار 5/1263 هکتار و در جدول برنامه امکان برداشت 2/1425 هکتار نوشته شده است.

13- در طرح تجدید نظر اثری از ارزیابی واقعی طرح قبلی و چگونگی دستیابی به اهداف آن دیده نمی‌شود.

14-استفاده از اصطلاحات و عباراتی همچون «گونه پست و مهاجم» و «تیپ‌های غیر واقعی» ، و یا «تجدید حیات به شکل‌های مختلف» به جای «مراحل رویشی»، و یا «تعداد قابل توجهی از درختان سرپا دارای ساختار عمودی خوبی هستند»، دیدگاه نویسنده را نشان می‌دهد.

15- بر اساس آمار ارائه شده ، 32% حجم سرپا به قطر بیش از 85 سانتی‌متر تعلق دارد که کلیه اطلاعات در قالب طبقهٔ قطری  cm85> (و یا 80>) در مورد آن‌ها خلاصه شده است. لذا این سؤال مطرح است که اگر در طرح‌های تفصیلی کلیه طبقات ارائه نشود، پس کجا باید آن‌ها را یافت.

16- واژه‌های «گونه‌های مرغوب» و «نامرغوب» شاید پاسخگوی برنامهٔ بهره‌برداری باشد ولی نیازی از جنگل‌شناسی را برای اطلاع از وضعیت کمی و کیفی گونه‌ها تأمین نمی‌کند و لازم است آمار تمام گونه‌ها به تفکیک ذکر شود.

17- برخی جداول مشابه است و آوردنشان دلیلی به غیر از افزایش حجم کتابچه ندارد.

18- درصد خطای نسبی حجم قطعات از 16%±  تا 79%±  متغیر است.

19- با توجه به نقش طبقه قطری 10 سانتی‌متر در آینده جنگل، ضروری است این درختان در سطح پلات اندازه‌گیری شوند.

20- خوشبختانه قالب‌های (فرمت‌های) مشابه جداول آمار در طرح‌های مختلف حاکی از آن است که تحلیل و جمع‌بندی آمار غالب طرح‌ها رایک گروه انجام داده است. این موضوع سبب می‌گردد تغییرات مورد نظر به سهولت آشکار شود.

21- تصویب طرح نشان می‌دهد که در روند طولانی تصویب، کسی متوجه نواقص آن نشده است. چون کارگروه‌های فنی و شورای عالی باید از کارشناسان خبره تشکیل شود، چنین نواقص آشکار و عیانی ممکن است به کل سازمان جنگل‌ها به خصوص بخش فنی آسیب جدی وارد کند.

22- اگر از سرپرستان طرح سؤال شود که ارزیابی قطر بیش از 45 سانتی‌متر با چه هدفی صورت می‌گیرد، بیشترشان بی‌اطلاع هستند. در سال‌های دور این کار برای برآورد چوب روکشی صورت می‌گرفت که حال نیز به همان صورت باقیمانده است.

23-با توجه به تأثیر دوره احیا در نظم زمانی و مکانی برنامه‌های احیا، درج رقم تقریبی 20- 30 سال برای مدت احیا، بی‌توجهی به این موضوع را می‌رساند.

24- قطر هدف برای راش 80 سانتی‌متر در نظر گرفته شده است. با توجه به برداشت حدود 10% در ده سال اول، می‌توان نتیجه گرفت که موجودی در 100 سال برداشت خواهد شد. بر اساس مطالعات انجام یافته رویش قطری سالیانه راش، متناسب با حاصلخیزی رویشگاه 78/1 – 4/3 میلی‌متر است. به عبارتی راش برای رسیدن به قطر cm 80 ، نیاز به 235 الی 449 سال دارد. یعنی (با توجه به غالب بودن راش با 69 % موجودی) در پایان 100 سال قطورترین درختان مستقر شده به قطر 18 تا 34 سانتی‌متر خواهند رسید که با قطر هدف فاصله زیادی دارد  و در نتیجه علاوه بر پایداری تولید، پایداری جنگل و اکوسیستم نیز به خطر خواهد افتاد. لذا با توجه به موجودی کل سرپا (313000 متر مکعب)، حداکثر برداشت ده ساله (بدون احتساب ذخیره) در حدود 13300 متر مکعب یا 42% امکان برداشت فعلی طرح (31480 متر مکعب) است تا بتوان استمرار حیات جنگل را حفظ کرد. به عبارتی دیگر برداشت پیش‌بینی شده در طرح 3/2 برابر بیش از امکان برداشت است.

25- در برخی طرح‌های جنگل‌داری، موجودی کمتر از قطر 30 سانتی‌متر به صورت ذخیره در محاسبه امکان برداشت منظور نمی‌گردد ولی در طرح مورد بررسی این ذخیره نیز حفظ نشده است. این دوگانگی حاکی از پیروی نکردن از روش و راهکار یکسان است.

26- چگونگی پاسخ کتابچه به ابهامات در پاراگراف زیر منعکس شده که از کتابچه طرح نقل گردیده است: «پوشش گیاهی این سری که در دامنه ارتفاعی 680 تا حدود 1580 متر از سطح دریا قرار دارند مشتمل بر تعدادی از درختان پهن‌برگ به همراه برخی درختچه‌ها و پاره‌ای بوته‌ها و رستنی‌های علفی است که در مجموع از تنوع گونه‌ای نسبتاً خوبی هم برخوردار می‌باشند».

27- بیشترین انرژی و هزینه در تهیه طرح (حدود 30%) صرف آمار جنگل می‌شود. علاوه بر آن در صورت احتساب هزینه کارکنانی که وظیفه نظارت و بررسی و تصویب طرح را به عهده دارند، هزینه قابل توجهی صرف می‌گردد. ولی به نظر می‌رسد که نتایج فعالیت این مجموعه فرجام خوبی نداشته است و طرح‌های جنگل‌داری که از اهمیت بسیاری در سازمان جنگل‌ها برخوردارند ممکن است زمینهٔ بزرگ‌ترین ضعف را برای
سازمان به وجود آورند.

 

5- پیشنهادها

1ـ بازدید مسؤولان بالاتر

 در دههٔ 1360 در هنگام تهیه طرح جنگل‌‌داری، بالاترین مقام اداره کل منابع طبیعی، رئیس و اعضای شورای عالی جنگل و مرتع، مدیر کل ستادی و مسؤولانی از این دست، حداقل یک بار به منطقهٔ طرح عزیمت می‌کردند و در دیدار با اعضای گروه، ضمن بحث و تشویق آن‌ها باعث می‌شدند به طور غیر مستقیم اعضای گروه اهمیت بیشتری برای کار قائل شوند و با جدیت و نظم بیشتری وظایف خود را انجام دهند. پیشنهاد می‌گردد این رسم نیکو دوباره احیا شود.

 

2ـ ارزیابی گروه تهیه طرح یا شرکت مشاور

روش‌های مختلفی برای کسب اطمینان بیشتر به نتایج عملیات آمار و تشریح و غیره وجود دارد. یکی از این روش‌ها، ارزیابی گروه تهیه طرح پیش از عملیات و در هنگام اجرا و پس از  عملیات است.

 

3ـ آموزش آماربردارها

آموزش کاربردی و صحیح، بسیاری از مشکلات را حل می‌کند. بنابراین لازم به نظر می‌رسد که برای آماربرداران دوره‌های آموزشی اجباری برگزار شود و با صدور گواهی، صلاحیت اولیه آنان تأیید گردد تا با درک اهمیت آمار در آیندهٔ جنگل، تلاش و دقت بیشتری برای جمع‌آوری داده‌ها انجام دهند. گفتنی است که از مدت‌ها قبل، «آمار جنگل» را در دوره‌های ضمن خدمت، کسانی تدریس می‌کنند که خود تأییدکنندگان چنین طرح‌هایی هستند. لذا مربی آموزش نیز باید صلاحیت تدریس را داشته باشد.

 

4ـارتقای جایگاه تهیه طرح

 با توجه به این‌که طرح‌های جنگل‌داری را کمیته فنی و شورای عالی جنگل و مرتع بررسی می‌کند و هر گونه نقصی، به وجه علمی آنان آسیب وارد می‌کند که علاوه بر آنان بدنه کارشناسی و مدیریت سازمان را به خصوص در جنگل‌های شمال کشور، تحت تأثیر قرار می‌دهد لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا آنان نیز از وظایف و مسؤولیت‌های خود و تأثیر آن بر کارایی سازمان در درازمدت، درک بهتری داشته باشند.

 

5 ـ تطبیق گروه‌های کار با تجهیزات روز

خوشبختانه قالب یکسان جداول آماری نشان می‌دهد که آمار اغلبطرح‌ها از یک مسیر خارج می‌شود؛ بنابراین:

الف) با توجه به پاسخگو نبودن روش فعلی به نیازهای اطلاعاتی، می‌توان با هماهنگی مسیر مذکور، زمینهٔ توسعه را برای تجهیزات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری فراهم و روش کامل‌تری که منطبق بر شرایط حاضر باشد جانشین کرد.

ب) با آموزش کاربردی این نرم‌افزارها به سرپرست‌های تهیه طرح می‌توان روش تحلیل را به‌روز کرد و سبب ارتقای علمی  آنان شد.

 

6 ـ تجدید نظر در روند تهیه طرح جنگل‌داری

برای مقابله با سطحی‌نگری به تهیه طرح جنگل‌داری، لازم است در راهکارها (دستورالعمل‌ها) تجدید نظر شود و تعمقی که شایسته جنگل‌های شمال است اعمال گردد.

 

7 ـ ارزیابی افراد تأثیرگذار

 ارزیابی افراد درگیر در پایش (کنترل) و تصویب طرح‌ها، می‌تواند اهرم مدیریتی مناسبی برای بهبود و ارتقای عملیات تهیه طرح گردد.

 

8- تجدید نظر در روش آماربرداری و تنظیم مجدد فرم، مناسب با نیازهای امروز به نظر می‌رسد با توجه به موارد فوق و برای پاسخ به نیازهای امروز لازم است سایر روش‌ها به خصوص روش خوشه‌ای برای رسیدن به دقت لازم در واحد پارسل و برداشت سایر آیتم‌ها به بحث گذاشته و زمینه برای تکاپو و بروز خلاقیت کارشناسان جوان فراهم شود.

 

9ـ ارتقای فنی

 تاکنون اغلب از تخریب طبیعی و غیر طبیعی سخن رفته و کمتر به ضعف‌های فنی که یکی دیگر از عوامل تخریب غیر طبیعی محسوب می‌شود پرداخته شده است. لازم است با اصلاحات لازم، انتقاد از خود را به صورت ابزاری برای بهبود عملیات بپذیریم و با واقع‌بینی به حمایت از جنگل‌های شمال کشور تعمق بخشیم.

 

 

ویرایش شده از: روند تحول 30 سال آماربرداری در طرح‌های جنگل‌داری، 1389،  محمدحسن مشتاق کهنمویی، مقالهٔ شخصی.



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >