جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
ارزیابی در منابع طبیعی
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩۱  

از نظر زمان انجام دادن، ارزیابی دو نوع است: 1- ارزیابی قبلی 2- ارزیابی بعدی.

    1- ارزیابی قبلی: تخمین و پیش‌بینی اهداف و نتایج مورد انتظار (مالی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی) ناشی از اجرای طرح و یا پروژه در آینده.  به عبارت دیگر تخمین و برآورد ارزش‌های کمی و کیفی طرح را ارزیابی قبلی می‌گویند. ارزیابی قبلی از طریق تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات شناخته شده موجود در طرح و پروژه در زمان شناسایی و تهیهٔ طرح انجام می‌شود.

به عبارت دیگر برآورد آثار بالقوه طرح (مالی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی) ارزیابی قبلی نامیده می‌شود.

2- ارزیابی بعدی: ارزیابی بعدی عبارت است از مقایسه اهداف و نتایج به دست آمده از اجرای طرح با میزان اهداف و نتایج پیش‌بینی شده. به عبارت دیگر مقایسه آثار بالفعل با آثار بالقوه طرح یا پروژه را ارزیابی بعدی می‌نامند.  

به طور کلی ارزیابی قبلی در زمان شناسایی و تهیه طرح انجام می‌شود و بر مبنای اتفاقات و شرایط فرضی و البته با علم و دانش اندوخته شده و تجربیات و آگاهی‌های گذشته پایه‌گذاری شده است و هدف آن تهیه اطلاعات برای سازمان‌های تصمیم گیرنده است تا بین راه حل‌های متعدد برای اجرای طرح، یکی را انتخاب کنند و یا بین طرح‌های مختلف یک طرح را برگزینند.

از آنجا که به دلیل نبود امکان دسترسی به اطلاعات کامل و شناخت ناکامل، ارزیابی قبلی با آتیه نامطمئن برخورد دارد، باید خود را با اتفاقات احتمالی آتی هماهنگ کرد. این هماهنگی و یا جبران خسارت اقتصادی، در طرح‌های غیر از منابع طبیعی تجدید شونده آسان‌تر است.

در طرح‌های منابع طبیعی تجدید شونده، مانند جنگل و مرتع، چون جبران خسارت زیست محیطی و جبران اشتباهات در کوتاه مدت مقدور نیست، با توجه به تمام جوانب، همچون استفاده از متخصصان کلیهٔ علوم مؤثر در طرح و تجربیات ملی و جهانی، باید خسارت‌های احتمالی و پیش‌بینی شونده را برآورد و در محاسبات وارد کرد.

«ارزیابی بعدی» طرح بعد از انجام یافتن تمام یا قسمتی از طرح صورت می‌گیرد. برای مثال: کنترل و ارزیابی عملیات انجام شده. هدف از این ارزیابی، دادن اطلاعات به مسؤولان برای قضاوت در مورد کارایی طرحِ انجام شده است تا بتوانند اجرای عملیات را بهبود بخشند و همچنین در مورد طرح‌های آتی، «ارزیابی قبلی» بهتری داشته باشند. نظارت و ارزیابی نهایی این امکان را فراهم می‌کند که راجع به ادامهٔ طرح در شرایط مشابه و مناطق دیگر و تغییر مواضع و اهداف و یا گسترش طرح تصمیمات صحیح‌تری اتخاذ گردد و از منابع نادری که در اختیار جامعه است استفاده بهتری شود.

 

اهداف ارزیابی

اهداف ارزیابی عبارت است از انتخاب راه و روش‌های مطلوب برای دستیابی به هدف‌های پیش‌بینی شدهٔ طرح یا پروژه:

- با کمترین هزینه ممکن

- با کمترین خسارت ممکن (خسارت زیست محیطی و اجتماعی)

- تا حد امکان در کوتاه‌ترین زمان ممکن

و یا به طور کلی حداکثر کردن سود با رعایت هزینه و زمان و خسارت‌های زیست‌محیطی و اجتماعی.

به عبارت دیگر اهداف ارزیابی عبارت است از دادن اطلاعات لازم به مسؤولان برای انتخاب روش‌های مطلوب به منظور دستیابی به هدف‌های پیش‌بینی شده در طرح یا پروژه از راه بهینه کردن مدت زمان اجرا و هزینه اجرا (اعم از هزینه‌های زیست محیطی و اجتماعی و اقتصادی) و کمیت و کیفیت نتایج پیش‌بینی شده و همچنین امکان پیش‌بینی و «ارزیابی قبلی» بهتر در طرح‌های آتی. به عبارت کلی‌تر خودداری از آزمون و خطا.

 

ارزیابی طرح

از نظر ماهیت نتایج پیش‌بینی شده و نتایج حاصل، چهار نوع ارزیابی وجود دارد:

1- ارزیابی مالی 2- ارزیابی اقتصادی 3- ارزیابی اجتماعی 4- ارزیابی زیست محیطی و فنی

 

1- ارزیابی مالی

در ارزیابی مالی، به بازده مالی طرح برای مؤسسه سرمایه‌گذار، اعم از شخص حقیقی یا حقوقی، اندیشیده می‌شود و فقط هزینه‌ها و درآمدهای شخص سرمایه‌گذار تجزیه و تحلیل می‌گردد. لذا ارزیابی مالی برای اشخاصی که می‌خواهند در جنگل، یا منابع طبیعی تجدید شونده سرمایه‌گذاری کنند صورت می‌گیرد و برای سرمایه‌گذار (دولت، بخش خصوصی، تعاونی) ارزش و اهمیت ویژه دارد.

 

2- ارزیابی اقتصادی

در ارزیابی اقتصادی، به بازده مالی طرح برای کل جامعه اندیشیده می‌شود. منظور از کل جامعه ممکن است یک حوزه آبخیز یا یک منطقه یا کل کشور باشد.

بدین ترتیب در ارزیابی مالی، هزینه‌ها و درآمدهای مؤسسهٔ سرمایه‌گذار و در ارزیابی اقتصادی، هزینه‌ها و درآمدهای کل جامعه (حوزهٔ آبخیز، منطقه، کل کشور) تجزیه و تحلیل می‌شود. مانند استفاده عموم از جادهٔ جنگلی برای کاهش هزینه و افزایش درآمد کشاورزان و یا خسارت‌هایی که به عموم بر اثر اجرای طرح وارد می‌شود.

 

3- ارزیابی اجتماعی

در ارزیابی اجتماعی تأثیر طرح در ایجاد اشتغال، تنوع اشتغال و فعالیت، توزیع درآمد در نزد گروه‌های مختلف، توزیع مجدد درآمد، افزایش رفاه عمومی، حفظ فرهنگ و سنت‌های مثبت و حذف فرهنگ و سنت‌های منفی بررسی می‌شود.

 

 4- ارزیابی زیست محیطی و فنی

در ارزیابی زیست محیطی و فنی، تأثیر اجرای طرح در حفاظت و احیا و توسعه و بهره‌برداری پایدار، همچنین تأثیر اجرای طرح در افزایش تنوع زیستیِ درخور و افزایش پوشش گیاهی و موجودی در واحد سطح و افزایش کمیت و کیفیت تولید بررسی می‌شود.

نتیجه آن که تبدیل برخی کیفیت‌ها (مانند تنوع زیستی) به کمیت، پیچیده است ولی آن دسته از کیفیت‌ها را که به کمیت، تبدیل‌پذیرند باید تبدیل کرد و به صورت اعداد سنجید.

 

فرایند ارزیابی

1- فرایند ارزیابی مالی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی

در این مرحله، کار ارزیابی کارشناس یا گروه کارشناسی شامل مراحل زیر است:

1- تعیین سؤالاتی که باید به آنها جواب داده شود

2- تعیین روش عام ارزیابی

3- پاسخ به سؤالات (فرایند تجزیه و تحلیل)

2- فرایند ارزیابی آثار مالی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی

      این فرایند شامل مراحل زیر است:

1- تعریف و اندازه‌گیری نتایج طرح

2- تخمین معیارهایی برای اندازه‌گیری، بر حسب قیمت بازار یا بر حسب ارزش‌های اقتصادی، بسته به سؤالات

3- ارزیابی اندازه‌های درست برای سؤالات مورد نظر

4- تعیین میزان عدم اطمینان‌ها و مخاطرات یا تجزیه و تحلیل حساسیت‌ها

 

 تعیین سؤالاتی که باید به آنها پاسخ گفت

اولین مسأله در ارزیابی طرح، تعیین سؤالاتی است که باید به آنها پاسخ گفت. یعنی چه مسائلی وجود دارند که برای حل آنها طرح تهیه می‌شود و یا تصمیمات مربوط به اجرای طرح اتخاذ می‌گردد. تصمیم‌گیران باید کوشش کنند تا راه حلی بیابند و یا جوابی پیدا کنند. اگر بخواهیم خیلی کلی و در مورد طرح‌های مربوط به ادارهٔ جنگل‌ها صحبت کنیم باید برای مسائل مربوط به کارگزاران مختلف همچون سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری کشور، بهره‌برداران دولتی یا خصوصی و تعاونی، کارخانه‌ها و کارگاه‌های دولتی و خصوصی و تعاونی، جنگل‌نشینان و دامداران و کشاورزان منطقهٔ طرح و استفاده‌کنندگان از حقوق ارتفاقی، بسته به هدفی که در چارچوب طرح دنبال می‌شود، پاسخی مناسب بیابیم. تمام این کارگزاران اقتصادی که هرکدام منافعی در اجرای طرح دارند و یا آن‌که اجرای طرح در زندگی آنها تأثیر می‌گذارد به نام گروه‌های ذی‌نفعِ مورد مطالعه نامیده می‌شوند. با تعریف مسائل مورد مطالعه و طرح روش سؤالات و مسائل، متخصصان تجزیه و تحلیل، بهتر به هدف کلی ارزیابی دست پیدا می‌کنند.

نمونهٔ مسائل و اهداف کلی عبارت‌اند از:

- حفاظت

- احیا

- توسعه

- بهره‌برداری

- اقتصادی

- اجتماعی

- زیست محیطی

- سیاسی

- فرهنگی

در ارزیابی اولویت با کدام یک است؟

آیا حل هر یک از مسائل فوق و دستیابی هر یک از اهداف، منجر به حل مسأله و یا مسائل دیگر می‌گردد و دستیابی به اهداف دیگر را تسهیل می‌کند و یا نتیجه عکس عاید می‌شود؟

پنج سؤال عمده در مورد کارایی مالی و اقتصادی طرح‌های جنگلداری باید همیشه مورد نظر تهیه کنندگان طرح باشد.

 

سؤالات مالی، مربوط به هزینه ها و درآمدهای واقعی

1- آیا طرح از نظر مالی برای افراد ذی‌نفع پذیرفتنی است؟

 طرف‌های ذی‌نفع، به‌ویژه  بخش خصوصی آیا از نظر مالی رغبتی به شرکت در اجرای طرح دارند؟ هزینه‌ها و درآمد برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و یا برای کشاورزان و مالکان اراضی چیست؟ اگر طرح به اندازهٔ کافی کشش ندارد، لازم است به یارانه‌ها و یا موارد دیگری برای کشش فکر کرد؟ این امر یکی از دلایلی است که به خاطر آن سؤالات مالی مطرح می‌شود.

اگر طرح دارای ارزیابی مثبت اقتصادی - اجتماعی و زیست محیطی است ولی ارزیابی مالی آن رغبتی برای بخش خصوصی یا تعاونی ایجاد نمی‌کند، در چنین حالتی برای آن‌که این بخش‌ها طرح را اجرا کنند چه باید کرد؟

یارانه از طریق وام‌های کم بهره داده شود یا کاهش و حذف بهرهٔ مالکانه؟ یارانه‌ها مستمِر باشد یا مقطعی؟

بدیهی است هر چه کمک‌های مالی یا فنی دولت برای ایجاد رغبت در بخش خصوصی و یا تعاونی به صورتی باشد که دولت را کمتر و در مدت زمان کوتاه‌تر درگیر اجرای طرح کند بهتر است. چون در غیر این صورت بخش خصوصی یا تعاونی سعی می‌کند همیشه به دولت تکیه کند و بخش دولتی نیز تشکیلات خود را گسترش می‌دهد و در این بین زمینهٔ «ویژه‌خواری» (رانت) یا فساد برای دو طرف به وجود می‌آید.

 

2- منافع و هزینه‌های طرح به چه صورتی بین افراد ذی‌نفع تقسیم می‌شود؟

نخست این سؤال مطرح می‌شود: چه کسی می‌پردازد و چه کسی سود می‌کند؟ این سؤال مرتبط با سؤال قبلی و همین طور سؤالی است که در ثقل برآورد آثار اجتماعی طرح که در آن هزینه‌ها و منافع پولی و غیر پولی ( اجتماعی و زیست محیطی) واقع می‌شوند قرار دارد. کشورها اغلب به آثار توزیع مجدد درآمدهای حاصل از سرمایه‌گذاری‌های دولتی، به بیان دیگر به مسألهٔ تعادل اجتماعی (عدالت اجتماعی) علاقه‌مندند.

در بسیاری از طرح‌ها به‌ویژه با سرمایه‌گذاری دولتی این سؤالات مطرح است که بر اثر اجرای طرح:

- آیا فقرا بیشتر سود می‌برند یا اغنیا؟

- آیا منطقهٔ الف بیش از منطقهٔ ب از اجرای طرح بهره‌مند می‌شود؟

- از نظر جنسیت آیا زن‌ها بیشتر سود می‌برند یا مردها و یا هر دو؟

- از نظر نسل‌ها، آیا فقط نسل فعلی سود می‌برد؟ نسل‌های آتی چیزی به دست می‌آورند یا چیزی از دست می‌دهند؟

از نظر زیست محیطی، حفظ استمرار تولید و تولید پایدارِ طرح‌ها باید به گونه‌ای باشد تا آنهایی که در گذشته خسارت بیشتری وارد می‌کردند، بر اثر اجرای طرح، در آینده خسارت کمتری وارد کنند و یا منطقه‌ای که با هزینهٔ کمتر و یا در مدت زمان کوتاه‌تر خسارت زیست‌محیطی آن متوقف می‌شود در اولویت قرار گیرد و مناطقی که جمعیت بیشتری دارند و یا سرمایه‌گذاری‌های زیر بنایی در آن انجام شده است در تصمیم گیری‌ها اثر گذارند.

 

برای مثال:   

سه آبادی داخل جنگل وجود دارد که اولی 10 خانواری و دومی 20 خانواری و سومی 100 خانواری است.  بدیهی است آبادی (روستای) 100 خانواری تسهیلات بیشتری و روستای 10 خانواری تسهیلات کمتری دارد.

فرض بر این است که هر سه آبادی بدون جاده هستند و به دلیل در دسترس نبودن نفت و گاز ناچارند از هیزم و بوته استفاده کنند. لذا برای تأمین سوخت از جنگل‌ها و مراتع هیزم و بوته جمع‌آوری می‌کنند. اعتبار جاده‌سازی محدود و برای هر کیلومتر 10 میلیون تومان و در مجموع 100 میلیون تومان است. هر روستا برای رسیدن به بازار به 10 کیلومتر جاده نیاز دارد. عقل سلیم حکم می‌کند که 100 میلیون تومان را برای احداث جادهٔ روستای 100 خانواری اختصاص دهند و جاده را برای این روستا احداث کنند چون نتایج احداث جاده به 100 خانوار می‌رسد. 100 خانوار به بهداشت و سوخت و بازار کشاورزی و نظایر آن دست می‌یابند و فشارشان به منابع طبیعی برای تأمین سوخت حذف می‌شود. در صورتی که آبادی ده خانواری، هر چند مستضعف‌ترند احداث جاده برای آنها نتایج کمتری به بار می‌آورد و کارایی و اثربخشی پایین‌تری دارد.

 

3- از نظر طول دوره، آیا طرح بعد از پایان بودجه ادامه خواهد داشت؟

- چه منابعی لازم است تا هزینه‌های جاری را پوشش دهد؟ انواع منابع درآمدی (چوب، گردشگری، آبزیان، گیاهان دارویی)

- تا چه تاریخی باید به انتظار ستانده‌ها نشست؟

- هزینه‌های جاری آتی مانند مرمت جاده و حفاظت و یا سایر هزینه‌های جاری ادارهٔ طرح کدام است؟

- آیا طرح، درآمد پایدار و همه ساله دارد؟

- آیا اجرای فعالیت‌های درآمدزا فصلی است (مانند برخی طرح‌های گردشگری)؟

- چگونه می‌توان برای طرح درآمد دائم و در تمام فصول ایجاد کرد؟ با تنوع بخشیدن به فعالیت‌ها؟

- آیا در کوتاه مدت و یا میان مدت می‌توان زمینه‌هایی فراهم کرد تا درآمدهای فصلی را به درآمدهای ماندگارتر تبدیل کرد؟

- اجرای طرح چند سال به اعتبار نیاز دارد؟

- چند سال پس از شروع به اجرا، طرح خودگردان می‌شود و دیگر نیاز به کمک و اعتبار ندارد؟

 

4- آثار اجرای طرح بر تراز پرداخت‌های کشور و یا منطقهٔ مورد نظر چیست؟

آیا اجرای طرح موجب درآمد ریالی یا ارزی منطقه و کشور می‌گردد؟

اجرای طرح‌های تولیدی مستمِر نظیر تولید چوب از طرح جنگلداری و طرح گردشگری و آبزیان، موجب ایجاد درآمد مستمر ریالی و ارزی برای منطقه و کشور می‌شود؟

 

 5- سؤالات مربوط به کارایی اقتصادی (فراتر از هزینه و درآمدهای پولی)

5- 1- آیا اجرای طرح باعث استفاده اقتصادی با کارایی بالا از منابع می‌گردد؟

در صورتی که هم هزینه‌ها و هم درآمدها به نحو مطلوبی برآورد و فعلی شوند آیا منافع طرح برای ملت و یا بخش‌هایی از ملت، بیشتر از هزینه‌های به کار گرفته شده است؟ راه دیگری برای استفاده از منابع ملی موجود نیست؟

آیا در چارچوب طرح می‌توان به عملیات دیگری برای افزایش میزان درآمد طرح دست زد؟ آیا امکان این‌که بشود همین میزان درآمد را با به کارگیری مقدار کمتری از منابع به دست آورد وجود دارد؟

زمانی که یکی از اهداف مهم طرح، بالابردن منافع اقتصادی کلی (کالا و خدمات) از منابع کمیاب کشور باشد، مسألهٔ کارایی اقتصادی جای زیادی از ذهن تصمیم گیران رسمی اقتصادی را به خود مشغول می‌کند.

 

 

 

منبع: راهنمای نظارت و ارزیابی عملی طرح‌های جنگلداری (طرح‌های منابع طبیعی تجدید شونده)، مصطفی عبدالله‌پور، دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس، چ 1، 1390، ص 7- 17.



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >