جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
محاسبهٔ بازده مالی و اقتصادی در طرح‌های جنگل‌داری
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱  

 

اغلب  برای ارزشیابی طرح با در نظر گرفتن زمان (یعنی با در نظر گرفتن فعلی کردن) به صور مختلف عمل می‌کنند. مقیاس یگانه‌ای که به طور جهان‌شمول پذیرفته شده باشد برای ارزشیابی طرح وجود ندارد. با در نظر گرفتن این‌که تنها خصوصیات مشترک این ارزش‌ها آن است که هر کدام از آنها فقط قسمتی از نتایج طرح را ارائه می‌دهند، برای جواب به هر سؤالی باید حالت خاص آن را به دست آورد. با وجود این، مقیاس‌هایی هستند که به صورت عام‌تری برای تحلیل‌های مالی و اقتصادی استفاده می‌شوند. این مقیاس‌ها عبارت‌اند از: ارزش فعلی خالص و بازده سرمایه. این دو مقیاس وابستگی کاملی به هم دارند زیرا در هر دو از داده‌های یکسانی استفاده می‌شود. یعنی هزینه‌ها و منافع به همان صورتی که در جداول ارزش وارد شده‌اند، اطلاعات تحلیلیی به دست می‌دهند که با هم کلی فرق دارد، زیرا به طرق مختلفی درآمدها و هزینه‌ها را محاسبه می‌کنند. این اعداد به دست آمده اعدادی خنثی هستند که می‌توان در مورد آنها، هم تجزیه و تحلیل مالی و هم تجزیه و تحلیل اقتصادی کرد.

 

روش‌های عملی مقایسه سودمندی سرمایه‌گذاری‌های مختلف

  در فصول گذشته طرز حداکثر کردن منفعت را در مورد توابع تولیدی مختلف دیدیم. در این بحث‌ها فرض شده بود که تمام درآمدها و هزینه‌ها در یک زمان ایجاد می‌شود.

در ابتدای این فصل گفته شد که در دنیای واقعی، تولید دارای بعد زمانی است و درآمدها و هزینه‌ها در طول مدتی، بسته به طبیعتِ تولید، توزیع می‌گردند و باید ارزش‌های آنها را در زمان حال با هم مقایسه کرد. یعنی، برای مثال در مورد تابع تولیدی «یک محصول با یک نهادهٔ متغیر» برای کسب حداکثر منفعت باید تا اندازه‌ای تولید کرد که ارزش حال هزینهٔ نهایی برابر ارزش حال قیمت آن محصول باشد.

در عمل وقتی منابع، محدود و امکان سرمایه‌گذاری در چند فعالیتِ مختلف باشد، برای تعیین با صرفه‌ترین سرمایه‌گذاری از روش‌های دیگری استفاده می‌شود. باید متذکر شد که هیچ کدام از آنها کامل نیستند ولی بعضی‌ها بهتر از بقیه‌اند.

در اینجا برای نشان دادن ماهیت این روش‌ها ارزشیابی چهار طرح فرضی با روش‌های مزبور را در نظر می‌گیریم. فرض می‌شود که سرمایه‌گذاری فقط در ابتدای عمر طرح انجام می‌شود و بعد از آن هیچ گونه هزینه‌ای لازم نخواهد بود و مدت بازده طرح‌ها فقط دو سال است و به علاوه فرض می‌کنیم که میزان تورم صفر است. جدول زیر سرمایه‌گذاری مزبور را نشان می‌دهد:

 

چهار نوع سرمایه‌گذاری در یک طرح فرضی

طرح

هزینة سرمایه‌گذاری

ارزش خالص تولید

عوامل سرمایه‌گذاری (تومان)

سال اول (تومان)

سال دوم (تومان)

الف

50000

50000

0

ب

50000

50000

20000

ج

50000

43000

23000

د

50000

23000

43000

 

محاسبهٔ سرانگشتی (investigation method)

در بعضی موارد با بررسی سادهٔ هزینه‌های سرمایه‌گذاری و درآمدها می‌توان ارزش نسبی طرح‌ها را معلوم کرد. این موارد عبارت‌اند از:

الف- اگر با یک مبلغ سرمایه‌گذاری ثابت، دو طرح «الف» و «ب» درآمد مشابهی داشته باشند ولی عمر یکی طولانی‌تر از دومی باشد، طرحی که طول عمر بیشتری دارد ارجحیت خواهد داشت. برای نمونه در مثال فوق، طرح «ب» بهتر از طرح «الف» است. چون هر دو طرح در سال اول مبلغ مساوی درآمد ایجاد می‌کنند در حالی که در سال دوم فقط طرح «ب» ایجاد درآمد می‌کند.

ب- در صورتی که در ازای یک مبلغ سرمایه‌گذاری، کل درآمد نقدی دو طرح با هم برابر باشد، طرحی که قسمت بزرگی از درآمدهای آن زودتر حاصل شود اولویت خواهد داشت. پس  می‌توانیم  بگوییم که در مثال فوق طرح «ج» از طرح «د» بهتر است. ولی نمی‌توانیم فقط با بررسی ساده بگوییم که از بین طرح‌های «الف» و «د» کدام یک سودمندتر است.

 

مدت بازپرداخت سرمایه (capital return method)

مدت بازپرداخت سرمایه مدت زمانی است که درآمد‌ها هزینه‌های سرمایه‌ای را جبران کنند. در مواردی که قیمت‌ها نوسانات زیادی داشته باشند طول دورهٔ بازپرداخت سرمایهٔ طرح هر چه کوتاه‌تر باشد بهتر خواهد بود. در مثال فوق چهار طرح فرضی مزبور را از نظر طول دورهٔ بازپرداخت سرمایه می‌توانیم به ترتیب زیر رتبه‌بندی کنیم:

در مورد طرح‌های «الف» و«ب» دیده می‌شود که درآمد سال اول درست برابر کل هزینه‌ها است. یعنی تا آخر آن سال درآمدهای این طرح‌ها هزینه‌های آنها را جبران می‌کند. پس طول مدت بازپرداخت سرمایهٔ آنها برابر یک خواهد بود. در مورد طرح «ج» هزینهٔ کل 50 هزار تومان است که 43 هزار تومان آن از درآمد سال اول جبران می‌شود و بقیهٔ آن (7=43-50) باید در سال دوم جبران شود. چون درآمد طرح مزبور  در طی سال دوم برابر 23 هزار تومان است در نتیجه: 3/0سال=23÷7 و یا چهار ماه از سال دوم باید بگذرد تا همهٔ هزینه‌های آن جبران شود.                                         

                     

پس در کل 3/1 سال (در حدود 16 ماه) برای این کار لازم است و برای طرح «د» این مدت برابر 6/1 سال (19 ماه) می‌شود.

16=4+12→4≈23÷(12×7) →7=43-50

19=7+12→7≈43÷(12×27) →27=23-50

 

تعیین اولویت 4 طرح فرضی بر حسب طول مدت بازپرداخت سرمایه

طرح

طول دورهٔ بازپرداخت سرمایه (سال)

اولویت

الف

1

1

ب

1

1

ج

ماه 16= 3/1

3

د

ماه 19=6/1

4

 

 در جدول 7 ملاحظه می‌شود که طول مدت بازپرداخت دو طرح «الف» و «ب» یک سال است و از این لحاظ با هم برابرند ولی در جدول 6 مشاهده می‌شود که طرح «ب» در سال دوم نیز درآمد ایجاد می‌کند. در حالی که طرح «الف» در سال دوم درآمدی ندارد. بنابراین مقایسهٔ طول دورهٔ بازده سرمایه، معیار دقیقی برای تعیین اولویت طرح‌ها نیست.

اگر در مثال بالا فرض کنیم که هزینهٔ سرمایه‌گذاری هر دو طرح «ج» و «د» 000،66 تومان باشد هر دو طرح دورهٔ بازپرداخت مساوی خواهند داشت ولی دیده می‌شود که باز طرح «ج» سودمندتر خواهد بود؛ چون بخش بزرگی از درآمد آن در سال اول به دست می‌آید. در نتیجه این آزادی را به سرمایه‌گذار می‌دهد که سرمایهٔ خود را زودتر در طرح‌های دیگر به کار اندازد. به طور کلی روش مطالعهٔ طول مدت بازپرداخت سرمایه دو ضعف عمده دارد:

الف- درآمد طرح‌ها را بعد از دورهٔ بازده سرمایه در نظر نمی‌گیرد.

ب- زمان حصول درآمدها را حتی قبل از بازپرداخت سرمایه نیز به حساب نمی‌آورد.

 

منبع: راهنمای نظارت و ارزیابی عملی طرح‌های جنگلداری (طرح‌های منابع طبیعی تجدید شونده)، مصطفی عبدالله‌پور، دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس، چ 1، 1390، ص 48- 52.



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >