| ساعت ٩:٥٧ ب.ظ روز جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠ |
|
مقدمه ایران با مساحت ۱۶۴،۸۱۹،۵۰۰ هکتار دارای 134،307،839 هکتار منابع طبیعی (8/82 درصد مساحت کشور) شامل 3/14 میلیون هکتار جنگل (8/8 درصد مساحت کشور)، 2،665،067 هکتار بیشهزار و درختچهزار (6/1 درصد)، 7/84 میلیون هکتار مرتع (3/52 درصد)، 6/32 میلیون هکتار بیابان (1/20 درصد) است و 2/33 میلیون هکتار دیگر را زمینهای کشاورزی و شهرها و غیره تشکیل میدهد. جنگل (Forest) به بخشی از زمین گفته میشود که از درخت و درختچه و گیاهان علفی پوشیده شده و بین گیاهان و جانوران آن، اشتراک زیستی به وجود آمده است. کمترین مساحت جنگل را 5/0 هکتار (5000 متر مربع) در نظر میگیرند و تاج درختان آن نباید کمتر از 10 درصد سطح آن را بپوشاند. اگر مجموع مساحتی که تاج درختان میپوشاند یعنی «تاجْ پوشش» آنها کمتر از 10 درصد باشد به آن «بیشه» گفته میشود. با این حال در ایران به دلیل کمبود جنگل که ناشی از قرار داشتنِ اغلب مناطق کشور در نواحی خشک و نیمهخشک است، این مقدار را 5 درصد در نظر میگیرند تا مناطق بیشتری تحت عنوان جنگل محافظت شود. به دلیل این تفاوت در تعریف، مساحت جنگلهای ایران از 1/11 میلیون هکتار (بر مبنای 10 درصد) تا 3/14 میلیون هکتار (بر مبنای 5 درصد) ذکر میگردد. جنگلهای ایران به پنج حوزۀ رویشی تقسیم میشود: ۱ـ جنگلهای هیرْکانی یا خزری (شمال)، 1،942،353 هکتار (5/14 درصد). ۲ـ جنگلهای زاگرس، 6،074،000 هکتار (4/45 درصد). ۳ـ جنگلهای ایران و تُورانی، 4،124،000 هکتار (9/30 درصد). ۴ـ جنگلهای خلیج فارس و عمانی، 1،088،100 هکتار (1/8 درصد). ۵ـ جنگلهای اَرَسباران، 148،700 هکتار (1/1 درصد). کلیات تشکیلات اداره کنندهٔ منابع طبیعی شمال ایران (جنگلهای هیرْکانی) به چهار اداره کل تقسیم شده است: 1- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان 2- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر (غرب مازندران) 3- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ ساری (شرق مازندران) 4- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر با وسعت 662،033 هکتار معادل 9/27 درصد از مساحت استان مازندران را در بر دارد و در دامنهٔ شمالی البرز مرکزی و در غرب استان واقع گردیده است. این حوزه یکی از چهار حوزهٔ منابع طبیعی شمال ایران است که به دلیل اهمیتی که دارد به صورت اداره کل مستقل و به مرکزیت نوشهر اداره میشود. حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر در مرکز جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای شمال (جنگلهای خزری) و در بخش البرز مرکزی قرار دارد و از رُویان تا رامسر را در بر میگیرد. حوزهٔ مذکور در محدودهٔ طول جغرافیایی 50 درجه و 19 دقیقهٔ شرقی تا 52 درجه و 2 دقیقهٔ شرقی و عرض جغرافیایی 36 درجه و 8 دقیقهٔ شمالی تا 36 درجه و 57 دقیقهٔ شمالی قرار دارد. این حوزه از شمال به دریای خزر، از جنوب به حوزهٔ استحفاظی ادارات کل منابع طبیعی استانهای قزوین و تهران، از شرق به حوزهٔ استحفاظی اداره کل منابع طبیعی استان مازندران ـ ساری، از غرب به حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی استان گیلان متصل است. کمینهٔ ارتفاع حوزهٔ این اداره کل، در سواحل دریای خزر با ارتفاع 27- متر و بیشینهٔ ارتفاع آن قلهٔ علم کوه در کلاردشت با ارتفاع 4850 متر است. بر اساس آخرین آمار، حوزهٔ این اداره کل دارای 5 شهرستان و 13 شهر و 22 دهستان است که بخش اعظم نقاط شهری آن در مناطق جلگهای حاشیهٔ دریای خزر واقع شده است. جمعیت استان مازندران بر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1385 بالغ بر 2،978،495 نفر معادل 10/4 درصد از جمعیت کل کشور بوده است. جمعیت حوزه استحفاظی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر نیز 504،223 نفر معادل 9/16 درصد جمعیت استان مازندران و 7/0 درصد از جمعیت کل کشور است. تراکم جمعیت در حوزهٔ این اداره کل 76 نفر در هر کیلومتر مربع برآورد میشود. از تعداد کل جمعیت غرب مازندران، 240067 نفر در مناطق شهری و 264159 نفر در مناطق روستایی زندگی میکنند. به لحاظ وضعیت اشتغال در بخشهای مختلف، 38/10 درصد جمعیت شاغل حوزه این اداره کل در بخش صنعت و 5/15 درصد در بخش کشاورزی و 1/74 درصد در بخش خدمات و سایر بخشها می باشند. حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر با داشتن کوههای بلند و رودهای فراوان و آبشارهای زیبا مجموعهای بزرگ از پوشش گیاهی را در بردارد. مَمْرَز (حدود 30 درصد) و راش (حدود 24 درصد) فراوانترین گونههای درختی موجود در جنگلهای غرب مازندراناند و درختانی همچون اَنْجیلی با رنگهای متنوعش در فصل پاییز، بلوطِ بُلَنْدْمازُو، تُوسکای ییلاقی، تُوسکای قِشلاقی، پَلَت، شیرْدار، خُرْمَندی، نَمْدار، وَن (زبانْ گنجشک)، آزاد نیز در آن میروید. همچنین گونههای با ارزشی همچون شِمْشاد، زَرْبین، سُرْخْدار، بارانَک، گیلاس جنگلی، سفیدْ پَلَت در این جنگلها وجود دارد. درخت راش صنعتیترین چوب را در بین درختان جنگلهای منطقه دارد و از این نظر مرغوبترین گونهٔ جنگلی محسوب میشود.
جدول 1- جنگلهای حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر به تفکیک نوع جنگل
منابع طبیعی غرب مازندران در قالب یک اداره کل و شش ادارهٔ تابع مدیریت میشود:
جدول 2- اطلاعات حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر به تفکیک ادارات تابع
توضیح:1- مرز ادارات منابع طبیعی ممکن است با تقسیمات کشوری متفاوت باشد. برای مثال مساحت شهرستان رامسر 72980 هکتار است ولی حوزهٔ منابع طبیعی این شهرستان 83071 هکتار مساحت دارد زیرا حوزهٔ منابع طبیعی رامسر بخشی از جنگلهای استان گیلان را نیز در بر میگیرد. 2- 775 هکتار پدیدههای بیابانی،مانند اراضی ماسهایِ ساحلی، در حوزهٔ منابع طبیعی غرب مازندران وجود دارد.
جنگلداری برای مدیریت بهتر، جنگلهای هیرکانی یا شمال از سمت غرب (استان گیلان) به 103 حوزهٔ آبخیز یا آبریز تقسیم شده که 19 حوزهٔ آن (از حوزهٔ شمارهٔ 30 در رامسر تا حوزهٔ 48 در گَلَندِرود نور) در محدودهٔ منابع طبیعی غرب مازندران است. هر حوزۀ آبخیز شامل منطقهای با وسعت تقریبی ۳۰ هزار تا ۵۰ هزار هکتار است که تمام آب بارانی که در آن میبارد یا چشمههایی که در آن میجوشد به یک رودخانه منتهی میشود و به دریا میریزد. چون مساحت حوزهٔ آبخیز زیاد است، برای ادارۀ بهتر، آن را با توجه به عوارض طبیعی نظیر یال (خط الرأس) و دره، با در نظر گرفتن همگن بودن تقریبی شرایط پستی و بلندی و شیب و جهت عمومی، به مناطقی کوچکتر به نام «سِری» تقسیم میکنند که مساحت متوسط آن 1000 تا 2000 هکتار است. اگر حوزۀ آبخیز خیلی بزرگ باشد آن را به دو یا چند بخش تقسیم میکنند و هر بخش به تعدادی سری تقسیم میگردد. برای هر سری، برنامهای مدون تهیه میشود که در آن، ضمن برشمردن ویژگیهای گیاهی، به خصوص درختان، وضع زمینشناسی، خاکشناسی، آبشناسی، هواشناسی، تعداد آبادیها و دامسراها و دیگر موارد مورد نیازِ منطقه ذکر میشود. این برنامه که به آن «طرح جنگلداری» گفته میشود، پایه و اساس تمام فعالیتها در جنگل است. طرح جنگلداری به مجموع فعالیتها و برنامههای مدونی که برای حفظ و احیا و توسعهٔ پایدار و بهرهبرداری اصولی با در نظر گرفتن توان رویشگاه صورت میگیرد اطلاق میشود که در آن نوع فعالیت (از قبیل حفاظت، احیا، جادهسازی، بهرهبرداری، جنگلکاری، پرورش جنگل)، زمان فعالیت (مانند سال و ماه)، مکان فعالیت (شامل قطعات و سطوح)، همچنین هزینهها و درآمدها در یک دورهٔ ده ساله مشخص میگردد. هر طرح جنگلداری پس از اجرا، در مقاطع زمانیِ پنج یا ده ساله و اغلب ده ساله، برای ارزیابی فعالیتها دوباره بررسی میشود که به آن «تجدید نظر طرح جنگلداری» گفته میشود. اجرای طرحهای جنگلداری یعنی عمل کردن بر طبق کتابچهٔ طرح جنگلداری که شرکتهای دولتی یا خصوصی یا تعاونی پس از طی مراحل قانونی، اجرای آن را بر عهده میگیرند و در ازای این فعالیت، اجازه مییابند زیر نظر کارشناسان ادارات کل منابع طبیعی و مطابق کتابچهٔ طرح جنگلداری، در حدی که به جنگل آسیب نرسد، متناسب با رویش جنگل، درختان را قطع و از چوب آن استفاده کنند. این شرکتها حتی برای قطع یک درخت نیازمند کسب اجازهٔ قطع هستند و انتخاب درخت نیز بر عهدهٔ کارشناسان مجرب منابع طبیعی است. گذشته از این، شرکتهای مجری طرحهای جنگلداری، موظفاند در محدودۀ کاری خود با فعالیتهایی نظیر حفاظت، جنگلکاری، پرورش جنگل و جادهسازی به حفظ و احیا و توسعهٔ جنگل کمک کنند. جنگلهای غرب مازندران علاوه بر پوشش گیاهی غنی، دارای گونههای متعدد جانوری از جمله انواع پرندگان بومی و مهاجر و پستاندارانی همچون پلنگ، خرس قهوهای، روباه، گرگ، سیاهگوش، گوزن، کَل یا بز کوهی، قوچ البرز و گراز (خوک وحشی) است.
بهرهبرداری بهرهبرداری جنگل (Forest Harvesting) به کلیهٔ عملیات و اقدامات مربوط به قطع و استحصال درخت که منجر به خروج چوب و سایر فراوردههای چوبی از عرصهٔ جنگل و حمل آن به مقصد نهایی (دِپو، کارخانه، بازار مصرف) میشود اطلاق میگردد. بهرهبرداری، علم و فنِ اجرای اصولی برنامهها برای تحقق اهداف پرورش جنگل است و در واقع یکی از ارکان علم جنگلداری به حساب میآید که حاصل سالیان دراز کار طبیعت و انسان را به هم پیوند میدهد و حلقهٔ اتصال بین بخشهای تولید زیستی و تولید صنعتی است. بهرهبرداری از جنگل یک نوع برداشت چوب از درختان جنگلی است که مترادف با موازین علمی و فنی و زیستمحیطی باشد و در عین حال از اصول اقتصادی و اجتماعی پیروی کند زیرا رعایت نشدن این اصول باعث میشود بهرهبرداری خسارات زیادی به بار آورد و به فعالیتی مخرب تبدیل شود. مهمترین اصل در بهرهبرداری از جنگل، اصل استمرار تولید است. یعنی بهرهبرداری به صورتی انجام شود که موجودیت جنگل و تولید چوب و همچنین مواهب گوناگون آن به طور پیوسته محفوظ بماند. بنابراین بهرهبرداری از جنگل یک عمل یا پدیده مستقل نیست و ریشههای آن در طرحهای جنگلداری و اصول جنگلبانی و به علاوه روشهای پرورش جنگل و زادآوری آن استقرار یافته که به طور کلی هدف آن پرورش جنگل و برداشت درختان جنگلی و تولید چوب به طور مستمر و همیشگی است. بهرهبرداری مدون و علمی در شمال کشور از سال 1338 که نخستین طرح جنگلداری برای جنگلهای لُوِه در استان گلستان تهیه شد و به ویژه از سال 1341 که جنگلها و مراتع کشور ملی اعلام شد آغاز گردید. در آن زمان به دلیل کمبود و حتی نبود نیروی کارشناسی لازم، اغلب از کارشناسان خارجی استفاده میشد. گذشته از این، خو گرفتن مردم به این موضوع که بهرهبرداری جنگل باید به صورت علمی و صنعتی باشد نه سنتی، نیازمند زمانی طولانی بود. مقصود از رعایت اصول علمی و فنی در بهرهبرداری از جنگل آن است که بیشترین بهره در عین کمترین خسارت از جنگل برده شود. رسیدن به این هدف مستلزم وجود طرحهای جنگلداری دقیق و برنامهریزی و حساب شده و همچنین کارشناسان مجرب و حتی کارگران ماهر است. به این موارد باید ماشینهای مناسب بهرهبرداری را هم اضافه کرد که از ملزومات بهرهبرداری علمی و صنعتی محسوب میشود. در حدود 50 درصد درختان شمال کشور را درختانی با قطر بالای ۶۵ سانتیمتر تشکیل میدهد. در مجموع، درختان مسن و قطورِ زیادی در جنگلهای شمال وجود دارد که قطع حساب شدهٔ آنها ضمن افزایش تولید چوب سایر درختان موجود، فرصت مناسبی برای رویش نهالها و درختان جوان فراهم میکند. بهرهبرداری، به موازات جنگلکاری، پرورش جنگل، جادهسازی، حفاظت و توسعه، یکی از برنامههای اعمال مدیریت طرحهای جنگلداری است که با حذف تعدادی از درختان مسن و معیوب و درختانی که مزاحم درختان مرغوب هستند کیفیت جنگل را بهبود میبخشد. خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فرد چوب باعث شده است در زندگی ما کاربرد گستردهای داشته باشد. بیش از 4500 نوع محصول و فراورده شامل گروه وسیعی از محصولات صنایع تبدیل مکانیکی چوب از انواع محصولات ساخته شده از چوب خام مثل صنایع دستی و سرویس مبلمان و لوازم اداری و منزل و دیوارَک (پارتیشن) و کابینت گرفته تا فراوردههایی مثل تخته خرده چوب (نئوپان و MDF) و روکش و تخته لایه و صنایع تبدیل نیمه شیمیایی شامل انواع خمیر کاغذ و مقوا و سِلولز خام و الیاف مصنوعی و صنایع تقطیری شامل اسید اَسِتیک و اسید فُرْمیک و غیره از آن استحصال میشود. در غرب مازندران یک کارخانهٔ تخته خرده چوب و 474 کارگاه صنایع چوب شامل 420 کارگاه درودگری و 48 کارگاه چوببری و جعبهسازی و 6 کارگاه متفرقه وجود دارد. جدول 3- تولیدات چوبی 25 سالهٔ حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری نوشهر(1365 – 1389)
برای دسترسی بهتر به مناطق مختلف جنگل و حفاظت مؤثر از تمام عرصهها و اعمال مدیریت فنی، ضرورت دارد در داخل جنگل جاده ساخته شود. وجود جاده باعث میشود گردشگری در جنگل و استفاده از مناظر طبیعی و همچنین بهرهبرداری آسانتر گردد. هم اکنون در حدود 2100 کیلومتر جادهٔ جنگلی درجهٔ 2 با تراکم 7/6 متر در هکتار در جنگلهای غرب مازندران وجود دارد.
محصولات فرعی در کنار چوب و علوفه که «محصولات اصلی» جنگل و مرتع نامیده میشود، از جنگلها و مراتع «محصولات فرعی» نیز به دست میآید. محصولات فرعی شامل میوه، دانه، گل، برگ، سرشاخه، ریشه، ریزوم، غده، پیاز، صمغ، مَن و گال است که مصارف خوراکی و دارویی و صنعتی دارند. محصولات فرعی جنگلها و مراتع غرب مازندران به دو دسته تقسیم میشوند. دستهٔ نخست شامل محصولات گونههای درختی و درختچهای مانند ازگیل و زرشک و انار و تمشک است. دستهٔ دوم نیز شامل گونههای علفی و مرتعی نظیر آویشَن و بارْهَنگ و پامچال میشود. با توجه به کاهش برداشت چوب از جنگلهای شمال گرایش به محصولات فرعی بیشتر شده است. گسترش استفاده از محصولات فرعی جنگل و مرتع باعث اشتغالزایی و صادرات آن منجر به ورود ارز به کشور میشود.
جنگلکاری جنگلکاری (Plantation) فعالیتی است که در طی آن با کاشت بذر یا غرس نهال، جنگلی مصنوعی به وجود میآید یا جنگلی طبیعی افزایش سطح یا کیفیت مییابد. هدف از جنگلکاری ممکن است افزایش کمی و کیفی جنگل، استفاده از محصولات چوبی و غیر چوبی، ایجاد فضای سبز، حفظ و اصلاح خاک، مصون ماندن عرصه از تجاوز و تخریب و تغییر کاربری، آماده کردن عرصه برای رویش گونههای بومی و نظایر آن باشد. یکی از وظایف مهم ادارات منابع طبیعی، جنگلکاری است. بیشتر جنگلکاریهای شمال، کیفی است یعنی جنگلهای موجود را غنیتر میکند ولی مساحت جنگل را افزایش نمیدهد. در کنار این نوع جنگلکاری، نهالکاریهایی نیز با هدف توسعهٔ کمی جنگل و حفظ خاک در ارتفاعات بالا و مرز بین جنگل و مرتع انجام میشود. تا چند سال پیش برای جنگلکاری، اغلب از گونههای سوزنیبرگ و همیشهسبزِ غیر بومی استفاده میشد که با توجه به وجود تنها چند گونۀ سوزنیبرگِ بومی در جنگلهای شمال، جذابیت ظاهری زیادی داشت. ولی هم اکنون سعی میشود تا حد امکان از گونههای بومی که اغلب پهنبرگ و سازگار با محیط هستند استفاده شود زیرا ورود گونههای غیر بومی که سازگاریشان با منطقه بررسی نشده، ممکن است به ساختار طبیعی جنگل آسیب بزند.
زراعت چوب در گذشته در اکثر مناطق روستایی ایران به ویژه در روستاهای مناطق جنگلی، روستاییان در ارتباط تنگاتنگ با منابع طبیعی به ویژه جنگل بودند و بخشی از احتیاجات خود را نظیر چوب ساختمانی و چوب سوخت و زمین کشاورزی و غیره از جنگل تأمین و حتی عدهای با فروش بخشی از مواد مذکور، امرار معاش میکردند. در زمان حاضر نیز با وجود تغییر در شیوهٔ زندگی روستاییان، آثار این ارتباط پابرجاست و باید به گونهای صحیح هدایت شود. برخی از این فعالیتها، در بسیاری از مناطق جنگلی، با استعداد بومشناختی (اکولوژیک) آن زمین مغایر است. مانند گسترش کشاورزی و دامداری در جنگل بهویژه در مناطق شیبدار که در کوتاه مدت باعث تخریب جنگل و در میانمدت و دراز مدت با فراهم کردن زمینه برای وقوع سیل و فرسایش خاک، موجب نابودی حیات میشود و ادامۀ زندگی را غیر ممکن میسازد. افزایش مصرف چوب در کشور که به طور عمده از منابع جنگلی شمال یعنی تنها منبع داخلی تأمین کنندۀ نیازهای چوبی کشور است ضروری میسازد برای کاهش فشار وارده به جنگلهای طبیعی تدابیر اساسی اندیشیده شود. از سوی دیگر برای ارتقای درآمد و معیشت زندگی برای روستاییان و حاشیهنشینان جنگل و ایجاد حفاظ مناسب در زمینهای شیبدار و اراضی کم بازده، برای جلوگیری از فرسایش خاک و وقوع سیلاب، لازم است اقداماتی صورت گیرد. یکی از راهکارها برای رفع نگرانی و کم کردن فشار بر رویشگاههای جنگلی، استفاده از گونههای تندرشد در زمینهای مستعد و زراعت چوب و نیز کاشت درختان چند منظوره (با هدف تولید چوب و میوه) در زمینهای شیبدار است. این کار در شمال ایران در زمینهای شخصی و بخشی از زمینهای ملی، خارج از رویشگاههای جنگلی جایگاه ویژهای دارد. زراعت چوب یکی از راههای افزایش پوشش درختی است که با کاربردهای دیگری همچون افزایش درآمد روستاییان همراه است. مقصود از زراعت چوب، کاشت نهال گونههای تُنْدْرُشد و برداشت چوب آنها پس از چند سال است. در حالت معمول برای آنکه درختی به مرحلهٔ برداشت چوب برسد دهها سال زمان نیاز است ولی در گونههایی نظیر صنوبر، این مدت به حدود 10 سال کاهش مییابد. هم اکنون حدود 100 هکتار زراعت چوب با گونهٔ صنوبر در غرب مازندران وجود دارد.
پارکهای جنگلی پارک جنگلی (Forest Park) بخشی از جنگل است که برای تفرج در نظر گرفته میشود ولی در عین حال تلاش میگردد گیاهان و جانوران آن نیز در قالب برنامهای مدون حفظ شود. در حدود 65 درصد مساحت پارک جنگلی برای تفرج و 35 درصد برای حفاظت در نظر گرفته و این مناطق به طور چرخشی جابهجا میشود. هم اکنون 20 پارک و تفرجگاه جنگلی با مجموع مساحت 66/8553 هکتار در غرب مازندران وجود دارد. جدول 4- پارکها و تفرجگاههای جنگلی حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر
ذخیرهگاههای جنگلی ذخیرهگاه جنگلی، قسمتی از جنگل است که به دلیل داشتن گونههای گیاهی نادر یا در خطر انقراض یا داشتن رویشگاه خاص، با سیم خاردار یا فنس (fence) یا نظایر آن محصور و محافظت شده است تا از انقراض گونه یا تخریب رویشگاه جلوگیری شود. به عبارت دیگر، رویشگاه طبیعی گونههای گیاهیِ در حال انقراض، گونههای نادر گیاهی، گونههای گیاهی مورد تهدید و رویشگاه طبیعیِ منتخب از تمامی گونههای درختی بومی کشور که دارای ارزش ژنتیکی بالا هستند در گسترهای قابل توجه با نام ذخیرهگاه جنگلی تحت مدیریت در میآید. برنامههای اجرایی این گونه مناطق ظرافت و پیچیدگی خاصی دارد و چه بسا که هزینهٔ نگهداری و مدیریت این مناطق خیلی بیشتر از جنگل تجاری باشد زیرا نوعی مدیریت حفاظتی در این جنگلها اعمال میشود. ذخیرهگاه جنگلی عرصهای جنگلی است که به دلایل بومشناختی (اکولوژیک) و یا دخالتهای انسانی دچار آسیب شده و با خطر انقراض یک یا چند گونهٔ جنگلی روبهرو است. با توجه به این که چنین پدیدهای نابودی تنوع زیستی را در زیستکره به دنبال خواهد داشت لازم است با هدف جلوگیری از چنین اتفاقی، برنامهای را برای حفاظت از این مناطق و به منظور استمرار زادآوری اجرا کرد. این برنامه در دو بخش سازماندهی میشود: 1- پایش (کنترل) حفاظتی و حمایتی، 2- مدیریت عملیات اجرایی. این برنامهها به منظور حفاظت و حمایت از گونههای مورد تهدید، نادر، در حال انقراض و یا دارای صفت ژنتیکی برتر اجرا میشوند. بدیهی است توجه به مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در این عرصهها و شناسایی علمی گونههای گیاهی موجود، در تنظیم برنامهها بسیار مهم است. در کنار بهرهگیری از طبیعت، بشر نیز باید حافظ طبیعت باشد. برای حفظ گونههای درختی در معرض انقراض و نادر و با ارزش، همچنین رویشگاههای خاص، بخشهایی از جنگل به صورت ذخیرهگاه اداره میشود که در این مناطق «حفاظت مطلق» وجود دارد و درختی قطع نمیشود. در جنگلهای غرب مازندران 5 ذخیرهگاه جنگلی با مجموع مساحت 7895 هکتار وجود دارد.
جدول 5- ذخیرهگاههای جنگلی حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر
خروج دام از جنگل و ساماندهی جنگلنشینان یکی از مشکلات و عوامل تخریب جنگلهای شمال، وجود دام در داخل جنگل است. دام با خوردن و چرای نهال درختان، از تبدیل آنها به درخت و ماندگاری جنگل جلوگیری میکند. همچنین رفت و آمد دامها در جنگل باعث کوبیده شدن خاک و جلوگیری از رویش و استقرار بذر درختان میشود. بر طبق آمار پایه، مربوط به سال 1364 در جنگلهای غرب مازندران 747،310 واحد دامی و 422 خانوار جنگلنشین وجود داشت که تا پایان سال 1389 تعداد 359،817 واحد دامی از جنگل خارج شد و 312 خانوار جنگلنشین نیز ساماندهی گردید.
مرتعداری مرتع (Range) زمینی اعم از کوه و دامنه و مسطح، با گیاهان خودرُو است که پوشش گیاهی آن اغلب علفی و بوتهای و درختچهای و یا به صورت پراکنده شامل درخت است و منبع غذا برای دام اهلی و حیات وحش به شمار میرود. از 197،152 هکتار مرتع موجود در غرب مازندران، 21 درصد مرتع درجهٔ یک و 59 درصد درجهٔ دو و 20 درصد درجهٔ سه محسوب میشود که از ارتفاع 2200 متر تا ارتفاع بیش از 3500 متر پراکنده است. مراتع غرب مازندران به دلیل فصل رویش گیاهان و وضعیت خاک و اقلیم، جزء مراتع ییلاقی طبقهبندی میگردد و فصل بهرهبرداری آن از اواخر بهار تا پایان تابستان به مدت 100 روز است. بیشتر مراتع در قالب طرح مرتعداری اداره میشود. طرح مرتعداری شامل مطالعات مقدماتی و جامعهشناسی و همچنین بررسی ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی، زمینشناسی، خاکشناسی، اقلیمشناسی، پوشش گیاهی مرتع مورد نظر است. در یک مرتع عمومی به طور میانگین در حدود 250 گونهٔ گیاهی دیده میشود که اغلب شامل تیرهٔ گندمیان است و از گونههای شاخص میتوان علفِ باغ، مَرْغ (بیدْگیاه)، فِسْتُوکا (علفِ بَرّه)، علفِ پَشْمَکی، شَبْدَر، یونجه، جو، ماشَک، دِرْمَنه، آویشَن، گَوَن، چای کوهی، کُما، شیرْخِشْت، گُلْپَر را نام برد. در بخش مدیریت مراتع، روش بهرهبرداری صحیح از مرتع و اقداماتی همچون نصب آبِشخور، دیمکاری، علوفهکاری، کُپّهکاری، بذرکاری، بذرپاشی، کودپاشی، سامانههای چرا و تجزیه و تحلیل اقتصادی در نظر گرفته میشود. یکی از اقدامات انجام شده در شمال کشور این است که خروج دام از جنگل باید همراه با باطل کردن پروانه چرا در مرتع مجاور آن جنگل باشد که باعث شد فشار بهرهبرداران تا حد زیادی کمتر و وضع مراتع مطلوبتر شود. خروج دام از تمام مراتع صحیح نیست بلکه حضور دام در مرتع به اندازه ظرفیت چرا، فوایدی هم دارد و تنوع زیستی را بالا میبرد. دامداری در مراتع شمال باید با هدف تولید گوشت باشد نه شیر و از حالت سنتی خارج شود. هم اکنون ورود زودهنگام و خروج دیرهنگام دام از مراتع یکی از عوامل تخریب مراتع شمال است. در این حالت، پوشش گیاهی نمیتواند تجدید حیات کند و ذخیره غذایی آن برای فصل رویش بعدی کافی نیست.
آبخیزداری آبخیز (Watershed) واحد مطالعاتی و اجرایی در زمینه آبشناسی و مهندسی منابع آب است که از به هم پیوستن آبپَخشانِ (Divide) ارتفاعات اطراف یک رودخانه یا دریاچه تشکیل میشود و پهنهای است که جریان آبهای سطحی را به سمت رودخانه و یا دریاچه مورد نظر هدایت میکند. در واقع، حوزهٔ آبخیز عرصهای است که رَواناب ناشی از بارش بر روی آن از طریق آبراههها جمعآوری و به یک خروجی نظیر رودخانه، آباَنباشت، تالاب، دریاچه، دریا هدایت میشود .به عبارت دیگر حوزهٔ آبخیز، تمامی سطحی را در بر میگیرد که آبهای سطحی در آن منطقه به سمت نقطه یا محل مشخصی جریان مییابد. امروزه در مطالعات کشاورزی و منابع طبیعی و آمایش سرزمین، حوزههای آبخیز را واحد برنامهریزی در نظر میگیرند. پر شدن مخازن سدها، افزایش هزینههای پالایش آب، تغییر در ویژگیهای آبشناختی رودخانهها، بروز سیلاب، کاهش منابع آبی، تخریب خاکهای کشاورزی، کاهش حاصلخیزی خاک، افت سطح سفرههای آب زیرزمینی، کاهش توان رویش در زمینهای کشاورزی، تاثیرات منفی زیستمحیطی، آثار مخرب اقتصادی و مالی، ایجاد زمینهٔ مهاجرت روستاییان و ساکنان حوزه آبخیز به مناطق دیگر از جمله تبعات بیتوجهی به مدیریت آبخیزداری است. هدف آبخیزداری، تثبیت و پایش تولید، افزایش بهرهوری کشاورزی، کمینه کردن تخریب بومشناختی، کاهش از هم گسیختگی منطقهای، گشودن دریچههای جدید برای مشارکت آبخیزنشینان در چارچوب برنامههای توسعه پایدار است که در قالب اقدامات مکانیکی و زیستی و زیستمکانیکی و مدیریتی انجام میشود. از جمله فعالیتهای آبخیزداری در غرب مازندران میتوان به احداث بند برای مهار سیل اشاره کرد که در نتیجهٔ این اقدام، روستاها و مزارع بسیاری از خطر سیل مصون شدهاند. همچنین فعالیتهای مختلفی برای استقرار پوشش گیاهی و در نتیجه غنیسازی آبهای زیرزمینی و کاهش فرسایش آبی انجام میشود. عمده فعالیتهای مرتبط با آبخیزداری در حوزهٔ این اداره کل در قالب دو طرح استانی و سه طرح ملی تحت عناوین زیر اجرا میشود: 1- طرح استانی آبخیزداری و پیشگیری و مهار سیل در استان: این طرح با هدف کنترل سیلاب و حفاظت خاک و کنترل فرسایش در حوزههای آبخیز خارج سدها با اجرای عملیات مدیریتی و زیستی (کُپّهکاری، نهالکاری، بذرپاشی) و مکانیکی برای حفاظت از مناطق مسکونی و صنعتی و راهها و ساختمانها در مقابل پدیدهٔ ویرانگر سیل در مناطق بحرانی و سیلخیز اجرا میشود که اغلب شامل پروژههای مکانیکی نظیر احداث سدِ پایشی (Check Dam) در آبراههها و احداث دیوارهٔ حائل در سواحل رودخانهها با نوع عملیات سنگی ـ ملاطی و گابیونی (توری ـ سنگی) و بتونی و در بخش زیستی شامل عملیات کُپّهکاری و نهالکاری و حفاظت و قرق در حوزههای آبخیزِ بحرانی و سیلخیز است. همچنین بخش دیگر این طرح، پروژه مطالعهٔ تفصیلی ـ اجرایی آبخیزداری است که برای شناسایی مناطق بحرانی و تهیهٔ پروژه برای اجرای عملیات آبخیزداری صورت میگیرد. 2- طرح استانی اجرای پخش سیلاب و بهرهبرداری از روانابهای سطحی در حوزههای شهری و روستایی: طرح مذکور با هدف کاهش رواناب سطحی و کنترل فرسایش و رسوب و تقویت سفرههای آب زیر زمینی با اجرای عملیات زیستی و مکانیکی انجام میشود که اغلب شامل پروژههای مکانیکی بندهای اصلاحی در آبراههها و احداث دیوارهٔ حائل در سواحل رودخانهها با نوع عملیات سنگی ـ ملاطی و گابیونی (توری ـ سنگی) و بتونی به منظور کنترل فرسایش کناری آبراههها و نفوذ و ذخیرهٔ آب در سفرههای زیرزمینی منطقه احداث میشود و در بخش زیستی شامل عملیات کُپّهکاری و نهالکاری در حوزههای آبخیز با اهداف یاد شده است. 3- طرح ملی مطالعه و اجرای عملیات آبخیزداری و آبخوانداری در حوزههای فاقد سد: این طرح با هدف توسعهٔ اجرای عملیات آبخیزداری در خارج از حوزهٔ سدها و برای تحقق اهداف مندرج در قانون برنامهٔ چهارم توسعه به منظور کنترل رواناب و تقویت آب سفرههای زیرزمینی با اجرای عملیات مکانیکی و زیستی انجام میشود و اغلب شامل عملیات سنگی ـ ملاطی در قالب احداث بندهای اصلاحی و عملیات حفاظت و قرق و کپهکاری در حوزههای مذکور است. 4- طرح ملی مطالعه و اجرای عملیات آبخیزداری در حوزههای آبخیز سدهای موجود کشور: این طرح با هدف حفاظت خاک و کنترل فرسایش و رسوب در حوزهٔ آبخیز سدهای موجود صلاحالدینکلای نوشهر، مِیْجَران رامسر و سدهای در دست ساخت سیاهبیشهٔ چالوس و پلرود اِشْکِوَر علیا با احداث بندهای رسوبگیر به صورت اجرای عملیات سنگی ـ ملاطی و سنگی ـ گابیونی و اعمال سامانهٔ مدیریت حفاظت و قرق و غیره انجام میشود. 5- طرح ملی مطالعه و اجرای عملیات آبخیزداری در حوزههای آبخیز سدهای موجود کشور: این طرح با هدف حفاظت خاک و کنترل فرسایش و رسوب در حوزهٔ آبخیز سدهای در دست ساخت سیاهبیشهٔ چالوس و پلرود اِشْکِوَر علیا با احداث بندهای رسوبگیر به صورت اجرای عملیات سنگی ـ ملاطی و سنگی ـ گابیونی و اعمال سامانهٔ مدیریت حفاظت و قرق و اجرای عملیات زیستی (کُپّهکاری، نهالکاری، بذرپاشی) و غیره انجام میشود.
حفاظت و حمایت جنگل حمایت یا نگهداشت جنگل به کلیهٔ اقداماتی گفته می شود که برای جلوگیری از تخریب کلی یا جزئی جنگل بر اثر عوامل فیزیکی یا بیجان (اقلیم) و یا عوامل جاندار از قبیل انسان، دام، پستانداران وحشی، قارچها، حشرات، ویروسها صورت میگیرد. به عبارت دیگر حمایت جنگل متضمن سلسله تدابیر و تصمیمات و تدارکات و عملیاتی است که به کار بستن آنها موجب پایداری جنگل در برابر اقدامات تخریبی موجودات زنده و تأثیر زیانبخش شرایط اقلیمی محیط زیست میشود. وظایف ادارهٔ حفاظت و حمایت عبارت است از: 1- پایش (کنترل) آفات و بیماریهای گیاهی 2- پیشگیری از وقوع حریق 3- تأمین و جانشینی سوختهای مناسب 4- ایجاد کمربند حفاظتی 5- ایجاد جادههای دسترسی 6- ساماندهی مدیریت معادن در عرصههای منابع طبیعی 7- احداث و تکمیل و مرمت ساختمانهای حفاظتی 8- ایجاد و گسترش شبکهٔ رادیویی (بیسیم). آتشسوزی یکی از مهمترین عوامل تخریب جنگل به شمار میرود و خسارتهای زیادی به منابع طبیعی تجدید شونده وارد میکند. حریق در جنگلها و مراتع باعث کاهش ارزش تجاری و مساحت جنگل و مرتع، ازبین رفتن بذرها و نهالها، برهم خوردن چرخهٔ زندگی برخی رُستنیها، خسارت به خاک، کاهش ارزش تفریحی و زیبایی چشماندازها، ازبین رفتن علوفه و رویشگاهها، تأثیر منفی بر کیفیت و تراکم درختان، برهم زدن رابطهٔ خاک و گیاه، تغییر شکل جنگل و زیستگاه حیات وحش، تغییر و کاهش تنوع زیستی، از بین رفتن جانوران اهلی و وحشی، خسارت به ساختمانها میشود. به طور کلی مدیریت حمایت از جنگلها در برابر بروز حریق شامل چهار مرحلهٔ پیشآگاهی، پیشگیری، کشف، اطفا، احیا و بازسازی عرصهٔ جنگلی و مرتعی است. اجرای طرحهای جنگلداری و احداث شبکهٔ جادههای جنگلی، نقش مردم و مشارکتهای مردمی، شناسایی مناطق مختلف جنگلی و قابلیتهای موجود، استفاده از سامانههای جدید در پیشگیری و کشف حریق نقش بسزایی در کاهش مساحت آتشسوزی و خسارتهای احتمالی آن دارد. حساسترین و مشکلترین مرحلهٔ مدیریت حریق در جنگلها و مراتع، اطفای حریق است. خاموش کردن آتش در جنگلها وقتی با موفقیت همراه است که اجرای سه مرحلهٔ قبلتر، یعنی پیشآگاهی و پیشگیری و کشف حریق به موقع و به خوبی انجام شود.
گیاهپزشکی تخریب در جنگلها و مراتع به شکلهای مختلف باعث به هم خوردن تعادل اکوسیستم و موجب طغیان بعضی از عوامل مضر و مخرب در این عرصهها میشود. در شرایط عادی، در عرصههای جنگلی و مرتعی، آفات و عوامل بیماریزای گیاهی و علفهای هرز نیز همچون سایر موجودات جانوری و گیاهی با یکدیگر در حالت تعادل هستند و جزئی از اجزای اکوسیستم محسوب میشوند و نقشی حیاتی و مؤثر در برقراری تعادل و توازن اکوسیستم دارند. در اکوسیستم جنگلی، سامانهٔ خودپایشی حاکم است. یعنی اگر آفتی بروز کند و از حد تحمل خارج شود همزمان بر اثر فعالیت عوامل زنده و یا بیمارگر (Pathogen) جمعیت آن پایین میآید و سامانه به حالت تعادل اولیه بر میگردد. با این حال اغلبِ مشکلات گیاهپزشکی زمانی در جنگل اتفاق میافتد که انسان شروع به دخالت و دستبرد در این عرصه میکند و این امر با قطع درختان، حذف بعضی گونههای بومی و سازگار و جانشینی گونههای حساس و غیر بومی، ورود بیش از حد دام در عرصههای جنگلی و مرتعی و نظایر آن اتفاق میافتد که تعادل طبیعی آن را به هم میزند. در کنار تمام عوامل فوق گاهی اوقات وقتی شرایط جوی از قبیل گرما، سرما، باد، بارش از حال اعتدال خارج شود موجب ایجاد خسارت و گاه طغیان عوامل مخرب میشود. ازجملهٔ این موارد میتوان به طغیان گونههایی از پروانههای خانوادههای Tortricidae و Lymantridae و Geometridae اشاره کرد. عوامل برهم زنندهٔ تعادل طبیعی در گیاهان عبارتاند از: 1- عوامل غیر زنده مانند: سرمازدگی، گرمازدگی، سیل، کمبود مواد غذایی، نامساعد بودن شرایط خاک، خشکی یا آلودگی هوا. 2- عوامل زنده مانند: قارچها، ویروسها، باکتریها، حشرات، کنهها، کرمهای لولهای (Nematodes)، جوندگان، نرمتنان، علفهای هرز. عوامل زنده شامل دو گروهاند: الف ـ عوامل بیماریزای گیاهی مانند: قارچها، ویروسها، کرمهای لولهای گیاهی، باکتریها. ب ـ آفات گیاهی مانند: حشرات، کنههای گیاهی، حلزونها، جوندگان، پرندگان. آفات، گروهی از عوامل خسارتزای گیاهی هستند که باعث از بین رفتن قسمتهایی از گیاه مانند برگ، ساقه، ریشه، جوانه، گل، میوه، پوست، چوب و موجب اختلال در روند رشد گیاه میشوند. گاهی خسارت ناشی از آفات به حدی است که در مدت زمان کوتاهی گیاه را از پای در میآورد. تقسیمبندی آفات بر حسب نوع تغذیه از اندامهای گیاهی صورت میگیرد و شامل برگخوار، ریشهخوار، دانهخوار، ساقهخوار، طوقهخوار (یقهخوار)، چوبخوار، پوستخوار، شیرهخوار، گردهخوار، جوانهخوار، میوهخوار میشود. آفات و بیماریهای مهم جنگلها و مراتع غرب مازندران عبارت است از: پروانهٔ ابریشمبافِ ناجور، پروانهٔ برگخوار زمستانهٔ راش، پروانهٔ خالدار راش، پروانهٔ برگخوار آمریکایی، پروانهٔ برگخوار داغْداغان، پروانهٔ جوانهخوار کاج، پروانهٔ جوانهخوار بلوط، پروانهٔ دم قهوهای، پروانه تخمْ انگشتری، پروانهٔ لیسهٔ درختان جنگلی، پروانهٔ گالزای توسکا و صنوبر، سوسکهای پوستخوار نارون، سوسک برگخوار قهوهای توسکا، سوسک برگخوار آبی توسکا، سوسک برگخوار صنوبر، سوسک (کَک) برگخوار لِوَر، سوسک برگخوار نارون (اُوجا)، سرخرطومی جهندهٔ راش، سرخرطومی سیگاری بلوط، سوسکهای شاخک بلند بلوط، کرمهای سفید ریشه، سوسک چوبخوار بلوط (پلاتیپُوس)، سوسکهای طوقهبُر، زنبور برگخوار صنوبر، زنبورهای کرم زالویی آزاد و بلوط، انواع زنبورهای گالزا (Cynipidae)، شتهٔ راش، شپشک سفید راش، شپشک سپردار کاج نوئل، شپشک سفید کاج اِلدار (کاج تهران)، شپشکهای آردآلود، شپشک استرالیایی، شپشک توت، کنههای تار عنکبوتی، انواع رابها و حلزونها، ملخهای گور اسبی و شکم بادمجانی، ملخ برگخوار شمشاد، بیماری مرگ نارون و آزاد، بیماری دیپلودیای زربین، بیماری قارچی فُوزاریوم شب خُسْب، بیماری لکه قیری برگِ افرا، بیماری بلایت یا سوختگی برگ درختان، زنگها و سیاهَکها، پوسیدگیهای ریشه و طوقه، گیاهان نیمه انگل مانند دارواش. آفات و بیماریهای مزبور، به طور متناوب و در طی سالهای متمادی در جنگلهای حوزهٔ اداره کل نوشهر باعث ایجاد خسارت شدهاند. در ضمن خشکی و گرمای هوا نیز در بعضی از سالها سبب بروز خسارتهای فیزیولوژیک میشود. برای مبارزه با آفات و بیماریها، سه برنامه شامل مراحلِ پیشآگاهی و پیشگیری و پایش با استفاده از روشهای طبیعی (زیستی)، فِرومونی، مکانیکی، فیزیکی، زراعی و درصورت لزوم کنترل شیمیایی انجام میشود.
یگان حفاظت منابع طبیعی برای محافظت از منابع طبیعی، جدا از فعالیتهای فرهنگی و اطلاعرسانی به مردم، لازم است در مواردی که این اقدامات نتیجه نمیدهد با قاطعیت جلو سودجویان گرفته شود. برخی به دلایل مختلف با تصرف اراضی ملی و یا الحاق آن به زمینهای خود، سعی میکنند زمین و عرصۀ جنگل و مرتع و ساحل دریا را که جزء منابع ملی است، تصاحب کنند که مقابله با این گونه اقدامات وظیفه حفاظت محسوب میشود و مسؤولیت آن بر عهدۀ «یگان حفاظت منابع طبیعی» است که در 24 اسفند 1384 تأسیس شد. در سالهای اخیر محافظت از منابع طبیعی تشدید شده است و در صورت مشاهدهٔ تعرض به اراضی ملی، ساخت و سازهای صورت گرفته در آن، با هماهنگی مسؤولان قضایی و انتظامی تخریب میشود. حوزۀ عملیاتی واحدهای اجرایی حفاظت از جنگلها و مراتع غرب مازندران به مساحت 510،393 هکتار دارای 6 ادارهٔ منابع طبیعی در شهرستانها، ۲۰ واحد منابع طبیعی در بخشها، 18 واحد پاسگاه بازرسی و کنترل محمولات جنگلی (شامل 2 پاسگاه دائم و 16 پاسگاه فصلی) است. در جنگلها و مراتع غرب مازندران 165 مأمور حفاظتی مشغول به کارند و برای هر 3800 هکتار، یک مأمور وجود دارد در حالی که طبق معیارهارهای جهانی باید برای هر ۲۰۰۰ هکتار یک مأمور حفاظتی باشد تا نظارت بر فعالیتهای جنگل بهتر صورت گیرد. البته در جنگلهای شمال ایران با توجه به کوهستانی و سختگذر بودنِ بسیاری از مناطق جنگلی، شایسته است برای هر 1000 هکتار یک مأمور حفاظتی در نظر گرفته شود. وقوع آتشسوزیهای عمدی و غیر عمدی یکی دیگر از عوامل تخریب جنگل است. اکثر درختان جنگلهای شمال را گونههای پهنبرگ تشکیل میدهد که در مقایسه با گونههای سوزنیبرگ، حساسیت کمتری در برابر آتشسوزی دارند ولی به طور کلی خطر آتشسوزی در جنگل بهویژه در فصل پاییز که برگ درختان خشک میشود و میریزد و وزش باد هم وجود دارد، جدی است. تلفن رایگان و کشوری «امداد جنگل و مرتع» با شمارۀ 09696 آمادۀ دریافت هر گونه گزارش تخریب جنگل و تجاوز به منابع طبیعی و وقوع آتشسوزی است.
تاریخچهٔ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر در اواخر سال 1307 به وزارت فلاحت ابلاغ شد که یک نفر کارمند مطلع در امور جنگل را به جنگلهای اختصاصی حوزۀ کُجُور (جنوب شهرستان نوشهر) اعزام کند تا برای حفظ و حراست جنگلهای آن قسمت و همچنین تعلیم و تربیت مأمورینِ لازم اقدام کند. وزارت فلاحت نیز خلیل قاضی تهرانی را به این سمت انتخاب و اعزام کرد که تا اوایل سال 1310 به این کار اشتغال داشت. روشی که در اجرای نظر فوق اتخاذ شد این بود که دستورهای لازم مبنی بر طرز استفاده از جنگلها به منظور مصارف روستایی و احداث کورۀ زغال و تعلیف چارپایان در جنگل و تهیۀ هیزم و غیره از طریق صدور بخشنامه به بلوکباشیها (دهداریها) داده میشد که بررسی شود برای حفظ و حراست جنگلها در عمل، اتخاذِ چه طریقهای ضروری است و چه روشی بهترین نتیجه را میدهد تا بتوان تجربیات حاصل را در سراسر جنگلهای شمال تعمیم داد.
تشکیل دایرۀ جنگل و ادارۀ جنگلبانی در سال 1317 در ادارۀ کل فلاحت که زیر مجموعۀ وزارت اقتصاد ملی بود و ریاست آن را مهندس محمد بیات داشت، دایرهای به نام دایرۀ جنگل تأسیس و تصدی آن در سال 1318 به مهندس کریم ساعی (1289- 1331) که در سال 1316 با مدرک فوق لیسانس آمار و جنگل از دانشگاه بِرْکْلی (Berkeley) آمریکا، به کشور بازگشته بود داده شد. بر اثر اقدامات وی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و مقرر گردید که ادارۀ جداگانهای به نام ادارۀ جنگلبانی به ریاست خود وی تشکیل شود. پس از تشکیل ادارۀ جنگلبانی و شروع به کار مهندس ساعی، وی گزارش جامعی در باب لزوم تشکیل سازمان جنگلبانی تنظیم کرد که مصطفی قلی رام، رئیس کل کشاورزی، به رضا شاه پهلوی رساند و مقرر شد که این سازمان در محل کوچکی آزمایش شود تا در صورتی که نتیجۀ خوب داد در سراسر شمال تعمیم یابد. برای این منظور ناحیۀ کُجُور انتخاب و در پی آن در اواخر سال 1319 چهار خزانۀ جنگلی در «دشت نظیر» و چالوس و عَلَمده (رُویان فعلی) و ولی آباد تأسیس شد. با آن که مهندس غلامعلی بنان مسؤول خزانههای «دشت نظیر» و علمده و چالوس و هانس شریکر مسؤول خزانۀ ولی آباد، پیگیر کارها بودند به دلیل تبعات جنگ جهانی دوم (1318- 1324) و تمرکز دولت بر مسائل سیاسی، امور معوق، و پس از شهریور 1320 و اشغال ایران به دست متفقین در جنگ جهانی دوم، کارها ناتمام ماند.
تشکیل بنگاه جنگلها هیأت وزیران در جلسه 24/12/1327 بنا به پیشنهاد 14 اسفند 1327 وزارت کشاورزی، موارد زیر را تصویب کرد: 1- به منظور حفظ و حراست جنگلها بنگاهی به نام «بنگاه جنگلها» تشکیل میشود. 2- وزارت دارایی کلیه جنگلهای دولتی و مراتع واقع در حوزۀ آن جنگل را به بنگاه جنگلها منتقل خواهد کرد. 3- بنگاه جنگلها دارای شخصیت حقوقی مستقل و روی اصول بازرگانی بهرهبرداری اداره می شود و تحت نظر وزارت کشاورزی خواهد بود. در این تصویبنامه وظایف، سرمایه، هیأت مدیره، هیأت بازرسی و امور استخدامی منظور گردیده بود. وظایف بنگاه علاوه بر حفظ و احیا و توسعه و بهرهبرداری جنگلهای دولتی و ایجاد صنایع مختلف چوب و نقشهبرداری از آنها، نظارت و مراقبت در بهرهبرداری جنگلهای غیر دولتی و همچنین مشارکت با صاحبان جنگلهای غیر دولتی در بهرهبرداری و ایجاد صنایع بود. در تشکیلات بنگاه در نواحی «خارج از مرکز» قسمتی از جنگل که نگهبانی آن به عهده یک مأمور جنگلبانی واگذار میشد اساس کار قرار گرفت و نام آن «حوزهٔ جنگلبانی» گذاشته شد. مرکزِ مشترکِ دو الی چهار جنگلبانی که در حوزههای جنگلبانیِ مجاور، پاسبانی میکردند «پاسگاه جنگل» نامیده میشد و ارشدِ هر پاسگاه علاوه بر مسؤولیت حوزۀ خود بر تمام حوزهٔ پاسگاه نظارت داشت و جنگلبان ارشد نامیده میشد. دو الی چهار پاسگاه تحت نظر یک سرجنگلبانی و دو الی شش سرجنگلبانی تحت نظر یک جنگلدار اداره میشد و چند جنگلدار تحت نظر یک سرجنگلدار بودند. سرجنگلدار، مسؤول یک منطقهٔ جنگلی بود؛ مانند منطقهٔ گیلان و آستارا، منطقهٔ شهسوار (تنکابن) و نوشهر، منطقهٔ مازندران و غیره. چند منطقه از جنگل، یک «ناحیهٔ» جنگل را تشکیل میداد که تحت سرپرستی یک «سربازرس فنی جنگل» بود. بر این اساس بنگاه جنگلها در شمال، چهار سرجنگلداری به شرح زیر تأسیس کرد: 1- سرجنگلداری گیلان و آستارا به مرکزیت رشت شامل چهار جنگلداری 2- سرجنگلداری شهسوار و نوشهر به مرکزیت شهسوار (تنکابن) شامل سه جنگلداری 3- سرجنگلداری مازندران به مرکزیت شاهی (قائمشهر) شامل چهار جنگلداری 4- سرجنگلداری گرگان به مرکزیت گرگان شامل چهار جنگلداری
تشکیل سازمان جنگلبانی در سال 1338 قانون جنگلها و مراتع مشتمل بر 28 ماده و 22 تبصره به تصویب رسید و آییننامۀ آن در 3/10/1339 به تصویب هیأت وزیران رسید. در سال 1338 پس از تصویب قانون جنگلها و مراتع کشور، به موجب تصویبنامهٔ شماره 28500 مورخ 21/11/1338 بنگاه جنگلها به سازمان جنگلبانی ایران که در قانون مزبور پیشبینی شده بود مبدل گشت و سازمان جدید با اختیاراتی که در قانون فوق پیشبینی شده بود شروع به کار کرد. سازمان در استان مرکزی (تهران، کرج، قزوین، دماوند، محلات، ساوه، قم، تَفرش، شهرری، شمیرانات، گرمسار، خمین) دارای اداره کل جنگلبانی، در مناطق گیلان، نوشهر و شهسوار (تنکابن)، مازندران، گرگان دارای سرجنگلداری و در سایر استانها دارای اداره جنگلبانی بود.
الحاق سازمان جنگلها و مراتع کشور به وزارت جهاد سازندگی در سال 1366 عنوان سرجنگلداری کل در استانها به اداره کل منابع طبیعی تغییر یافت. همچنین اولین شماره مجله جنگل و مرتع در سال 1367 زیر نظر سازمان جنگلها و مراتع انتشار یافت. بر اساس ماده واحده قانون تفکیک وظایف وزارتخانههای کشاورزی و جهاد سازندگی مصوب 11/6/1369 کلیه امور مربوط به حفظ، احیا، توسعه و بهرهبرداری از منابع طبیعی (جنگل، مرتع، شیلات و آبخیزداری)، کلیه امور دام و طیور و عمران روستایی، بهسازی، صنایع روستایی و آبرسانی روستاها بر عهده وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت و بر اساس تبصرۀ 1 ماده واحده مذکور، مؤسسات و شرکتهای تابع و وابسته نیز بر اساس تفکیک وظایف فوق، تابع و وابستۀ وزارتخانههای مزبور شدند. بدین ترتیب سازمان جنگلها و مراتع کشور در زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت. این سازمان دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل و رئیس سازمان سمت معاونت وزارت جهاد سازندگی را دارا بود.
جدول 6- مدیران اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر بعد از انقلاب
واژگان ریزوم (Rhizome): ساقهای دگرگون شده که زیر خاک سطحی میروید و ریشههای فرعی و برگههای فلسی شکل و ریشهجوشهای نامنظمی در سرتاسر طول خود، اما نه در محل گرهها، به وجود میآورد. سرخس و دُمْاسب و حَرّا از این گونه ساقهها تولید میکنند. مَن: مادهای چسبناک از استحصالات شیرهٔ پروردهٔ گیاهی که از ترکیب قندهای مختلف تشکیل شده است و به طور طبیعی یا بر اثر گزش حشرات و یا با ایجاد شکاف در تنه درختان، ترشح میشود. گال: رشد غیر عادی بافت گیاهی که در نتیجهٔ تحریک جاندار بیگانه، اغلب حشره، یا عاملی دیگر به وجود میآید. هکتار (Hectare): واحد اندازهگیری مساحت در سامانهٔ متری برابر با 10 هزار متر مربع. در حدود 5/1 برابر یک زمین فوتبال.
منابع 1- اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر، 1390، آمار و اطلاعات داخلی. 2- جزیرهای، محمدحسین، 1384، نگهداشت جنگل، دانشگاه تهران، چ 1، 231 ص. 3- جعفری، عباس، 1379، فرهنگ بزرگ گیتاشناسی (اصطلاحات جغرافیایی)، گیتاشناسی، چ 4، 408 ص. 4- جوانشیر، کریم، محمدحسین جزیرهای، محمود زبیری، مجید مخدوم، محمد رضا مروی مهاجر،1381، فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی، جلد 13، جنگل و محیط زیست، دانشگاه تهران، چ1، 45+186ص. 5- خواجوندثانی، عبدالعلی و علی عابدی و غفار قمی، 1385، سیمای منابع طبیعی و معرفی طرحهای محوری حوزهٔ اداره کل منابع طبیعی استان مازندران ـ نوشهر، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر، 27 ص. 6- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دفتر روابط عمومی و امور بینالملل، 1388، سیمای جنگلها، مراتع و آبخیزهای ایران، 85 ص. 7- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دفتر فنی مهندسی، 1383، گزارش پروژهٔ ملی تهیهٔ نقشهٔ پوشش گیاهی کشور، 134 ص. 8- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمهمرطوب، 1387، جنگلهای شمال ایران، 12 ص. 9- عبداللهپور، مصطفی، 1383، سیاست جنگل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 247ص. 10- گیتاشناسی، مؤسسهٔ جغرافیایی و کارتوگرافی، اطلس راههای ایران، چ 2، 1381، 256 ص. 11- مروی مهاجر، محمدرضا، 1384، جنگلشناسی و پرورش جنگل، دانشگاه تهران، چ1، 387ص. 12- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد ، 106+5277+317+2351ص. 14. http://countrystat.org/for/cont/inctables/pageid/8_mega/en 15. http://jangalhayeshomal.persianblog.ir با تشکر از همکاری و آرای مشورتی: یزدانفر آهنگران، مراد آهنگربهان، بهروز باییلاشکی، حسین پاشایی، سیدهادی پورسید لزرجانی، عباس تقیپور گُلسفیدی، جواد جلالی، قربانعلی حدادی، شعبان خدابخش، قربانعلی خدایی، محمد خزاعی، تیمور دیوسالار، محمدرسول رجبی، محمدرضا سلمانیان چافجیری، علیرضا علیزاده بنگر، شاهین کیالاشکی، علی کیان، سیدمحمد مطهری، سید وجیهالله موسوی میرکلایی. |
| ساعت ۱۱:٤٠ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ |
|
شمشاد خزری با نام علمی Buxus hyrcana Pojark درخت/درختچهای همیشه سبز در جنگلهای هیرکانی در شمال ایران است که در فهرست گونههای گیاهی در خطر انقراض اتحادیهٔ بینالمللی حفظ طبیعت (IUCN) قرار دارد (Jalili & jamzad, 1999). این گونهٔ بومی ایران از حوالی دورهٔ کِرتاسه در دوران مزوزوئیک در جنوب دریای خزر تا ارتفاعی از نیمرخ شمالی رشته کوه البرز ظاهر شده است. از این رو سابقهٔ پیدایش آن به حدود 136 میلیون سال قبل میرسد. بررسی تاریخی ریشههای انقراض این درخت در دوران معاصر نشان میدهد که تحدید گسترهٔ انتشار آن به ویژه با برداشتهای بیحساب از ذخایر این گونهٔ جنگلی در عصر قاجاریه و پهلوی شدت گرفت. در این دوره صدور چوب شمشاد به اروپا به خصوص انگلستان و روسیه رونق بسیار یافت. دلایل توجه به چوب این درخت را از نامهٔ مورخ 19/3/1316 بنواگبای، نمایندهٔ تجارتخانهٔ ژوزف گاردنر و اولاده لیمتد لیورپول و تبعهٔ ایران با دکتر احمد متین دفتری، نخست وزیر و رئیس شورای عالی اقتصادی وقت، در مییابیم: «... چوب شمشاد ایران حاصل جنگلهای گیلان و مازندران همیشه در انگلستان مطلوب بوده ]است[ و میباشد. این چوب برای مصرف قسمتی از دستگاههای ریسندگی و بافندگی خصوصاً ماکو به مصرف میرسد ... عدم صدور چوب شمشاد ایران، توجه تجار لیورپول را به نقاط دیگری جلب نموده و این متاع را از جنگلهای ممالک کانادا، ترکیه، قفقاز و آفریقای جنوبی حاصل نموده ]است[ و به انگلستان وارد نمودند؛ ولی هیچ کدام از آنها جای چوب شمشاد ایران را نگرفته است ... نظر به محسنات آن (وزن، استحکام و غیره) چوب شمشاد ایران بر همهٔ چوبهای شمشاد ممالک دیگر جهان رُجحان دارد و در بازار انگلستان مطلوب میباشد....» گفتنی است چوب شمشاد به لحاظ ویژگیهای آناتومیک دارای بافت فیبریدی ریز و متراکم و یکنواخت است که به دلیل تخلخل کم و مقاومت در برابر نفوذ آب و هوا، چوبی سخت و بادوام به شمار میرود (حجازی، 1364). انعقاد معاهدات تجاری بهرهبرداری از جنگلهای ایران با بیگانگان و اعطای امتیازات انحصاری به آنان، از عصر قاجاریه آغاز شد. اولین مورد این معاهدات در سال 1251 ش بسته شد که به موجب آن ناصرالدین شاه امتیاز بهرهبرداری از جنگلهای سراسر کشور را به مدت 70 سال به جولیوس دورویتر، تبعهٔ دولت انگلستان، واگذار کرد. در مادهٔ 14 قرارداد مذکور آمده است: "دولت ایران به حکم این قرارنامه به اصحاب این امتیاز حق مخصوص و امتیاز انحصاری قطعی میدهد که در مدت طول این امتیاز (70 سال)، در جنگلهای تمام ایران کار بکند و این جنگلها را به کار بیندازد و از آنها تمتع بردارد. این کار کردن و تحصیل تمتع کمپانی در جنگلهای ایران به هر ترکیبی که باشد و در هر زمینی که تا امضای این قرارنامه زراعت نشده باشد، جایز و معمول خواهد بود. در هر جایی که کمپانی درختهای آن را بریده باشد، هر اراضی که دولت بخواهد بفروشد، کمپانی قبل از همه حق خواهد داشت که آن اراضی را از دولت به قیمت متداولهٔ روز بخرد. دولت ایران، از منافع خالص این جنگلها سالی صد پانزده قسمت خواهد برد." (بنان، 1370 الف). بدیهی است این بهرهبرداری بدون مطالعهٔ کارشناسی توان تولید جنگل و برداشت متناسب با آن، به طوری که اصل سرمایهٔ طبیعی جنگل محفوظ و استفادهٔ پایدار از آن مقدور گردد، صورت میگرفته است. خوشبختانه این قرارداد که قراردادی با منافع یک جانبه برای جولیوس دورویتر محسوب میشد، لغو گردید و اجرا نشد. اما در عوض، سایهٔ چپاول روسهای تزاری بر جنگلهای کشور گسترده شد. غارت جنگلهای شمال ایران به دست روسها، پس از انعقاد عهدنامهٔ ترکمانچای (2 اسفند 1206) آغاز شد. از این تاریخ گروهی از بازرگانان روس با پرداخت مبالغ اندک به مالکان جنگلهای شمال، آنها را اجاره و به طور نامحدود به قطع چوب و صدور آن به خارج کشور مبادرت میکردند. از آنجا که در این دوره هیچ قانون و مقررات و تشکیلاتی برای حقاظت جنگلها وجود نداشت صدمات جبرانناپذیری به ذخایر این ثروت طبیعی کشور وارد آمد (بنان، 1370 الف). اولین معاهدهای که به طور خاص امتیاز بهرهبرداری وسیع از جنگلهای شمشاد شمال را به بیگانگان میداد، در زمان ناصرالدین شاه به سال 1268 ش با تجارتخانهٔ روسی کوسیس و تئوفیلاکتوس (Kusis & Teofilaktus) منعقد گردید. به موجب این قرارداد به تجارتخانهٔ مذکور اجازه داده میشد تا به مدت پنج سال چوبهای شمشاد جنگلهای ایران را از آستارا تا استرآباد قطع و به خارج حمل کند و در برابر آن سالانه 11 هزار تومان در دو قسط به دولت ایران بپردازد (ستوده، 1349 الف). در سال 1271 ش میرزا علیاصغر خان امینالسلطان (اتابک اعظم) صدر اعظم ناصرالدین شاه، قراردادی دیگر با این تجارتخانه منعقد و بهرهبرداری از تمام چوبهای جنگلی شمال از جمله شمشاد را به آن واگذار کرد. این معاهده در سال 1277ش تا هشت سال دیگر تمدید شد و قرارداد جدیدی در پنج فصل تنظیم گردید که فصل اول آن به این شرح بود: "تجارتخانهٔ کوسیس و تئوفیلاکتوس، از طرف دولت علیهٔ ایران مختار و مجاز است که از جنگلهای آستارا و گیلان و کَلارُستاق و کُجُور و مازندران و استرآباد از هر قبیل چوب آلات گرفته، حمل به خارج نماید." تجارتخانهٔ مذکور نیز متعهد شد تا در مقابل، سالانه 15 هزار تومان به دولت ایران بپردازد (ستوده، 1349 ب). هنگامی که مظفرالدین شاه عازم سفر اروپا بود به دلیل نیاز به پول برای تأمین هزینهٔ سفر، مبلغ 75 هزار تومان از تجارتخانهٔ کوسیس و تئوفیلاکتوس دریافت کرد و در برابر آن سندی تنظیم شد که بر اساس آن، قرارداد مزبور به مدت هشت سال دیگر با مالالاجارهٔ سالانه 25 هزار تومان تمدید شد (ستوده، 1349 ج). از سال 1282 به بعد، صادرات چوب به شکلهای مختلف فزونی گرفت که در میان آنها چوب شمشاد به صورت گردهبینه بیش از دیگر انواع چوب به چشم میخورد (جوانشیر، 1378). پس از کودتای سوم اسفند 1299 و روی کار آمدن رضاخان، روند چپاول جنگلهای شمال کشور ادامه یافت. در این دوره پزشکان یونانی مقیم ایران، واسطههای تجاری صدور چوبهای جنگلی ایران به انگلستان بودند که از میان آنان گزانتوپولوس، بهویژه در صادرات چوب شمشاد به بندر لیورپول انگلستان که مرکز توزیع این چوب در سراسر اروپا به شمار میرفت، نقش فعال داشت. گزانتوپولوس نفوذ زیادی در وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه داشت و توانست در دورهٔ سلطنت رضاشاه، انحصار صادرات چوب شمشاد ایران را به اروپا به دست آورد. نامهٔ شمارهٔ 33124 مورخ 29/8/1305 وزارت مالیه به وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه نشان میدهد که اطلاعات مربوط به بازار چوب شمشاد اروپا در اختیار گزانتوپولوس قرار میگرفت تا صادرات این چوب را تسهیل کند: "وزارت جلیلهٔ فوائد عامه محترماً تصدیع میدهد چون گزانتوپولوس درخواست کرده بود که کنترات او برای صدور چوب شمشاد تمدید شود، آقای کلنل ماکرماک ضمن مسافرت خود در اروپا نسبت به مسألهٔ چوب شمشاد اصولاً پارهای تحقیقات به عمل آورده و در اینکه دولت به چه تدابیری میتواند بهترین استفاده را از این منبع عایداتی بنماید مطالعاتی نمودهاند. مصرف چوب شمشاد در اروپا میتوان گفت فقط منحصر است به کارخانجات نخریسی و آن هم برای ساختن ماسوره و مقدار قلیلی هم برای ساختن اشیایی که چوب آنها باید سخت و بادوام باشد به کار میرود. آن مقدار هم از چوب شمشاد را که برای ساختن ماسوره به کار میرود، میتوان سالیانه به مقدار 1200 تن تخمین زد ...." گزانتوپولوس همراه با دیگر پزشک یونانی مقیم ایران، پاریکوری، تجارتخانهای دایر کرد که در دههٔ دوم سلطنت رضاشاه صادرات چوب شمشاد از ایران به اروپا در انحصار این تجارتخانه بود. نفوذ این تجارتخانه در وزارت اقتصاد ملی وقت تا حدی بود که با تغییر تقسیمات سیاسی استان گیلان و خارج شدن جنگلهای رانکوه، از عرصهٔ بهرهبردایِ تجارتخانهٔ گزانتوپولوس و پاریکوری، وزارت اقتصاد ملی برای جلوگیری از زیان این تجارتخانه ناشی از تغییر تقسیمات کشوری، در تاریخ 8/11/1309 نامهٔ زیر را برای وزارت داخله (وزارت کشور) میفرستد: "بر طبق تصویبنامهٔ نمرهٔ 3ـ3544/5/1309 هیأت معظم دولت در تاریخ 19 آبان 1309، قراردادی با تجارتخانهٔ گزانتوپولوس و پاریکوری راجع به قطع 50 هزار پُوت (٨١٩٠٢٣ کیلوگرم) چوب شمشاد از جنگلهای گیلان برای حمل به خارجه مبادله شد که مستلزم عواید زیادی برای دولت میباشد. تجارتخانهٔ مزبور، از تاریخ مبادلهٔ قرارداد شروع به قطع اشجار در جنگلهای گیلان نمود. ولی چون اخیراً از قرار معلوم رانکوه از قلمرو ایالت گیلان مجزا و جزو حوزهٔ مَحالّ ثلاثهٔ تنکابن گردیده و یک قسمت از عملیات قطع اشجار در جنگلهای رانکوه به عمل خواهد آمد، علیهذا با احتمال اینکه این تغییر مبادله باعث زحمت و خسارت تجارتخانهٔ مزبور شود، خواهشمند است مقرر فرمایید به حکومت محال ثلاثهٔ تنکابن تلگرافاً دستور داده شود در اجرای تصویبنامهٔ هیأت وزرای عظام با تجارتخانهٔ مزبور قراردادی که سابقاً مبادله شده، مساعدت و همراهی را نسبت به قطع اشجار به عمل آورند." (رابینو، 1350). مساعدتهای وزارت اقتصاد ملی برای جلوگیری از زیان تجارتخانهٔ گزانتوپولوس و پاریکوری در حالی صورت میگرفت که امتیاز بهرهبرداری انحصاری این تجارتخانه از چوب شمشاد، صنایع داخلی وابسته به این چوب را در آستانهٔ اضمحلال قرار داده بود. چوب شمشاد را از گذشتههای دور، خراطان و صنعتگران کشور، بهخصوص در رشت و قزوین و همدان برای ساخت شانه، ماکو، ماسوره، سنتور، قاشق، چنگال، قلیان، کاسه، قنداق تفنگ، دستهٔ داس، دستهٔ چاقو، چوب سیگار، غلتک نانوایی، خط کش، ابزارهای نقشه کشی، ابزارهای گچبری و سیمانکاری استفاده میکردند (نظامی و مقدم، 1374). به کار گیری این چوب، بهویژه برای تهیهٔ شانه آنچنان رواج داشت که گاهی آن را چوب شانه مینامیدند. عریضههای متعددی که از سوی شاغلان صنف شانهتراش کشور به دولت به دلیل ممنوعیت دسترسی آنان به چوب شمشاد و کسادی ناشی از آن در این صنف نوشته شده است، آسیب صنایع دستی داخلی را از اعطای امتیازات انحصاری صدور این چوب به بیگانگان نشان میدهد. در عریضهای به تاریخ 26/3/1311 دو تن از پیشکسوتان صنعت شانهسازی خطاب به مهدیقلی خان هدایت (مُخبرالسلطنه) نخست وزیر وقت، چنین نوشتهاند: "مقام محترم ریاست هیأت وزرای عظام دامت بقائه خاطر مبارکتان را مستحضر میداریم، اینجانبان مشهدی حسین شانهچیان و مشهدی حسین شمشاد مهردستی شانهساز، مدتهایی است زحمت کشیده و پشت در پشتی دارای صنعت شانهسازی هستیم و صنعت خود را تکمیل نموده، اینکه امروزه محتاجالیه تمام نِسوان ایران است و پسند خارجه است و هر ساله مقداری حمل بینالنهرین و شامات است، یکی از صادرات مملکت است و مصرف صنعت ما چوب شمشاد است و او هم مدتی است غدغن ]شده است[. ادارهٔ فلاحت به ما اجازهٔ قطع چوب شمشاد نمیدهد. در صورتی که مصرف سالیانهٔ ما جزوی است از سایر چوبها امتحان نموده، بیمصرف شده است. لطمهٔ بزرگی به صنعت ما وارد آمده حالیه مدتی است بیکار هستیم. تا کنون از قبیل مایحتاج هر چه بوده فروخته صرف عائلهٔ خود نمودهایم. تقاضای عاجزانه مینماییم بذل مرحمتی فرموده که اسباب آسایش اینجانبان با یک مشت عائله فراهم گردد و صنعت چندین سالهٔ ما که امروزه احتیاجات داخلی را فراهم مینماید و صادرات مملکت است و چندین نفر کارگر بیکار مشغول کار شوند یا اینکه تکلیفی، کاری برای ما معین نمایید که رفع عائلهٔ خود را بنماییم. امر، امر مبارک است." مشهدی حسین شانهچیان، مشهدی حسین شمشاد مهر.
صنف شانهتراش قزوین نیز در عریضهٔ مورخ 16/3/1311 به رضاشاه، مشکل فوق را در منطقهٔ خود چنین شرح میدهد: "به خاک پای جواهر اعلیحضرت پهلوی شاهنشاه مملکت ایران عرض این بندگان صنف شانهتراش قزوین به خاک پای همایونت. قربانت گردیم. چون از چوب شمشاد، شانه و قاشق درست میشود و از چوبهای دیگر ممکن نیست که شانه و قاشق درست شود و قریب یک سال است که از طرف دولت از حمل چوب شمشاد به قزوین جلوگیری شده و ما بدبختها به واسطهٔ نداشتن شمشاد بیکار مانده و درب دکاکین ما بسته شده و آنچه را که از اثاثیهٔ منزل داشته فروخته، مخارج یومیهٔ اهل و عیال خود نمودهایم، احتراماً از آن پدر تاجدار محبوب تقاضا مینماییم که امر اکید فرمایید از ورود چوب شمشاد به قزوین جلوگیری ننمایند و ما بیچارهها مجدد به شغل از دست رفتهٔ خود مشغول شده، خود و اهل و عیال لیلاً و نهاراً به وجود اعلیحضرت اقدس همایونت دعاگو و شکرگزار میباشیم. از طرف صنف شانهساز قزوین.
با وجود رکود صنایع داخلی وابسته به چوب شمشاد و عریضههای متعدد از سوی اصناف مربوط، همچنان صادرات این چوب در دستور کار بهرهبرداری از جنگلهای شمشاد شمال قرار گرفت. جوابیهٔ مورخ 17/3/1312 ادارهٔ کل صناعت و فلاحت وقت به عریضههای اصناف شانهساز چنین بود:
"مقام مَنیع ریاست محترم وزرای عِظام ] مهدیقلی خان هدایت (مُخبرالسلطنه)[ در جواب مرقومهٔ نمرهٔ 1634 مورخ 14/3/١٢ راجع به شکایت شانهسازهای همدان نسبت به اجازهٔ قطع چوب شمشاد برای تهیهٔ شانه و غیره، معروض میدارد نظر به اینکه چوب شمشاد از نوع اشجار صنعتی و از محصول صادراتی جنگل است، قطع آن برای مصرف داخله ممنوع گردیده. علیهذا برای تهیهٔ شانه و چوب سیگار و قاشق و غیره دستور داده شده بود از چوب گلابی و اَنجیلی مصرف نمایند و فقط برای مساعدت با شانهسازهای قزوین و گیلان اجازهٔ قطع داده شد. راجع به شانهسازهای همدان، چون تا کنون تقاضایی از طرف آنها نرسیده و اطلاعاتی نسبت به میزان احتیاج آنها در مرکز نبود، علیهذا در این خصوص تحقیقاتی از وزارت جلیلهٔ مالیه به عمل آمده که پس از وصول جواب، نتیجه معروض خواهد شد." کوتاه شدن دست صنعتگران داخلی از چوب شمشاد از یک سو و وابستگی بقای صنف و تداوم معیشت آنان به این چوب از سوی دیگر موجب گردید که قاچاق چوب شمشاد برای تأمین نیازهای داخلی، بهویژه در دههٔ 1320 و در پی اشغال کشور در شهریور 1320 به دست نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم، افزایش یابد. این امر در کنار صادرات آن، بهرهبرداری از این گونهٔ جنگلی را تشدید کرد و صدمات جبرانناپذیری به ذخایر آن وارد آورد. در دههٔ 1320 میزان چوب شمشاد قاچاق ورودی به بازارهای داخلی روز به روز افزایش یافت، به طوری که قیمت آن در طول این دهه بر خلاف سیر صعودی قیمت دیگر کالاها، به طور مرتب کاهش پیدا کرد. نامهٔ مورخ 15/7/1321 احمدحسین عدل، وزیر کشاورزی وقت به احمد قوام (قوامالسلطنه) نخست وزیر وقت، بروز پدیدهٔ قاچاق چوب شمشاد را در بازارهای داخلی نشان میدهد:
جناب آقای نخست وزیر ]در[ پاسخ به نامهٔ شمارهٔ 1409 مورخ 26/6/1321 موضوع تقاضای شانهسازهای قزوین معروض میدارد بهای شمشاد در قزوین قبل از وقایع شهریور ماه سال گذشته در حدود سیصد کیلو سه هزار ریال بوده ولی اکنون به علت قاچاق فروشی، بر خلاف اجناسی که قیمتشان ترقی کرده، تنزل نموده است. به طوری که بهای فروش هر سیصد کیلو چوب شمشاد چهارصد ریال میباشد. چون چوب شمشاد یکی از گرانبهاترین چوبهای جنگلی ایران است، لذا مأمورینی گماشته شدند تا از قاچاق آن جلوگیری کنند و در صورتی که اجازه فرمایند، پس از تصویب قانون جنگل با اجازهٔ قطع آن اقدام شود. وزیر کشاورزی
قانون جنگل، مشتمل بر 18 ماده و 7 تبصره در دی ماه 1321 از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و پس از تصویب آییننامهٔ اجرایی آن در فروردین 1322، اجرا شد. این قانون به دلیل کارشکنی مالکان خصوصی جنگلها و قلت مجازات و جریمهٔ متخلفان، تأثیر چندانی بر حفاظت از جنگلها نداشت (بنان، 1370). از سوی دیگر صادرات چوب شمشاد، به مثابه عامل مهم تعدی به ذخایر این گونهٔ جنگلی تا پایان 1330 در دستور کار دولت محمدرضا شاه پهلوی قرار داشت. جدول زیر آمار پروانهٔ صدور چوب شمشاد را در مقایسه با آمار پروانهٔ صدور کل چوبهای جنگلی ایران در دههٔ یاد شده نشان میدهد: آمار صادرات چوب شمشاد در مقایسه با صادرات چوبهای دیگر ایران در دههٔ 1330 (باییر، 1363)
در دههٔ 1340 با توسعهٔ فناوری و ساخت ماسورههای پلاستیکی و رواج استفاده از آن در اروپا، تقاضای چوب شمشاد کاهش یافت. با وجود این، برداشتهای افراطی از جنگلهای شمشاد در خلال حدود یک قرن در چارچوب معاهدات تجاری و امتیازات انحصاریِ بهرهبرداری از این جنگلها به دست بیگانگان، آنچنان زیانی به ذخایر جنگلهای شمشاد وارد آورد که وقتی قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع کشور در تاریخ 30/5/1346 تصویب شد و درختان جنگلی ایران از نظر اجرای این قانون اولویتبندی شدند، شمشاد در گروه درختان دارای اولویت اول برای حفاظت قرار گرفت (سازمان جنگلها و مراتع، 1380). امروزه در حوالی برخی بُقعهها و امامزادهها و قبرستانهای شمال کشور، تکدرختان کهنسال شمشاد را میبینیم که بیانگر وجود جنگلهای انبوه شمشاد در گذشتهای نه چندان دور است. شمشاد به دلیل ویژگیهای خاص گیاهشناختی و همیشهسبز بودن، در طول تاریخ بشر در میان اقوام و ملل گوناگون دارای وجههٔ مقدس و مذهبی بوده است. به طوری که در قرون وسطا در محوطهٔ دیرها و کلیساها کاشته میشد و حراست میگردید (مجنونیان، 1369). بقای تکدرختان کهنسال شمشاد در حوالی بقعهها و امامزادهها و قبرستانهای شمال کشور نیز از حرمت داشتن آنها نزد مردم ناشی میگردد. در زیر شماری از این مکانها را برمیشمریم که جز معدود درختان شمشاد اثری از آنها در این مناطق، که روزگاری جنگل شمشاد بودهاند، باقی نمانده است: بقعهٔ امام سلطان محمودشاه دینوریبن زیدبن امام زینالعابدین، علیهالسلام، در روستای شاه میلارزن (میل لرزان) خطبهسرای شهرستان آستارا در استان گیلان که قطر تنهٔ درختان شمشاد حیاط این بقعه به 48 سانتیمتر میرسد. بقعهٔ سید ابونصاربن موسیبن جعفر، علیهالسلام، در دهکدهٔ پایین مالفجان شهرستان سیاهکل در استان گیلان که قطر درختان شمشاد پیرامون آن تا 38 سانتیمتر است. بقعهٔ سیدعلی کیابن امام موسی الکاظم، علیهالسلام، در روستای لیالمان شهرستان لاهیجان استان گیلان که درختان شمشاد محوطهٔ وسیع آن، قطر تنهای معادل 48 سانتیمتر دارند. بقعهٔ آقا سیدعلی کیا در دهکدهٔ مزرک خرم آباد شهرستان تنکابن در استان مازندران که در حیاط آن، درختان شمشاد با قطر تنهٔ 51 سانتیمتر به چشم میخورد. بقعهٔ سیدعلیبن حمزه در اراضی اسبچین لنگای شهرستان تنکابن در استان مازندران که شمشادهای محوطهٰٔ آن تا 40 سانتیمتر قطر دارند. با توجه به اینکه رشد قطری درخت شمشاد به طور متوسط 5/0 تا 2/1 میلیمتر در سال است (حجازی، 1364) میتوان عمر شمشادهای مشاهده شده در این مکانها را 300 تا 1000 سال تخمین زد. هم اکنون بر اساس قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور که در تاریخ 5/7/1371 در مجلس شورای اسلامی تصویب و در 12/7/1371 به تأیید شورای نگهبان رسیده، شمشاد از گونههایی است که جزء ذخایر جنگلی محسوب میشود و قطع آن ممنوع است (سازمان جنگلها و مراتع، 1380). جدول زیر ذخیرهگاههای جنگلی شمشاد و مساحت آنها را در شمال کشور نشان میدهد: ذخیرهگاههای جنگلی شمشاد در شمال کشور (سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی معاونت مناطق مرطوب و نیمهمرطوب، 1389)
منابع 1- باییر، ج.، 1363، اقتصاد ایران، مؤسسهٔ حسابرسی سازمان صنایع ملی ایران. 2- بنان، غلامعلی، 1370، تاریخچهٔ جنگلبانی ایران، فصلنامهٔ جنگل و مرتع، ش 8 و 9، سازمان جنگلها و مراتع کشور. 3- جوانشیر، کریم، 1378، تاریخ علوم منابع طبیعی ایران، سازمان آموزش، تحقیقات و ترویج کشاورزی و گروه علوم کشاورزی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران. 4- حجازی، رضا، 1364، چوبشناسی و صنایع چوب، ج 2، دانشگاه تهران. 5- رستمی شاهراجی، تیمور، 1367، بررسی تأثیر عوامل اکولوژیکی بر روی شمشادستانهای شمال، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس. 6- رابینو، ه. ل.، 1350، ولایات دارالمرز ایران (گیلان)، ترجمهٔ جعفر حمامیزاده، پژوهشگران ایران. 7- سازمان جنگلها و مراتع ایران، 1380، مجموعهٔ قوانین و مقررات سازمان جنگلها و مراتع ایران، دفتر حقوقی و بازرسی سازمان جنگلها و مراتع ایران. 8- ستوده، منوچهر، 1349، از آستارا تا استرآباد، ج 1 و 2 و 3، انجمن آثار ملی ایران. 9- مجنونیان، هنریک، 1369، درختان و محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست کشور. 10- نظامی، محمدطاهر و محمدحسین مقدم، 1374، کتاب گیلان، ج 3، جنگلهای گیلان، پژوهشگران ایران. 11. Jalili, A. & Jamzad, Z, 1999, Red Data Book of Iran, Iranian Research Institute of Forests and Rangelands.
ویرایش و تکمیل شده از: محمدرضایی، شهریار و محمد ابراهیم صحتی ثابت، معاهدات تجاری عصر قاجار و پهلوی: تیشههایی بر ریشه درختچه شمشاد خزری، گنجینهٔ اسناد، بهار 1384، ش 57، ص 37- 53. http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=92567
منابع ویرایش و تکمیل 1- سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی معاونت مناطق مرطوب و نیمهمرطوب، 1389، آمار و اطلاعات. 2- مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی/کتابخانه موزه مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1389، لوح مشروح، نسخهٔ2. 3- مظفریان، ولیالله، 1383، درختان و درختچههای ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص. 4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6 جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص. 5- نَژْد، محمد، 1367، جهان دانش (فرهنگ دانستنیها)، بنیاد، ج 2، چ 2، 856 ص. |
| ساعت ۱۱:٢٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ |
|
در روز پنجشنبه 30 دی 1333 احمدحسین عدل، وزیر کشاورزی دولت سپهبد فضلالله زاهدی، به مجلس شورای ملی رفت و به سؤال ابوالحسن عمیدی نوری، نماینده بابل و مدیر روزنامهٔ داد، دربارهٔ «قطع جنگلها» پاسخ گفت. در آن زمان جنگلهای کشور زیر نظر «بنگاه جنگلها» اداره میشد که زیرمجموعهٔ وزارت کشاورزی بود. سخنان و آمار و اطلاعات این نمایندهٔ مجلس و وزیر کشاورزی در آن روز، تصویری کمابیش روشن از وضعیت جنگلهای شمال و نوع نگرش مسؤولان کشور به این موضوع ترسیم میکند. احمدحسین عدل، وزیر کشاورزی وقت که وی را از پیشگامان کشاورزی مکانیزه در ایران میدانند در سال 1277 در تهران به دنیا آمد. وی فرزند حاج میرزا مسعودخان عدلالملک بود و در رشتهٔ فلاحت (کشاورزی) تحصیل کرد. تحصیلات ابتدایی را در تبریز و دورههای دبیرستان و دانشگاه خود را در فرانسه به پایان رساند و مدرک مهندسی کشاورزی خود را از دانشکدهٔ کشاورزی گرینون فرانسه دریافت کرد. در سال 1302 به ایران بازگشت و به معاونت اول اداره خالصهٔ (زمینهای دولتی) تهران منصوب شد. بعد از شش سال در مدرسهٔ عالی فلاحت به تدریس گیاهشناسی پرداخت و سپس ریاست مزرعهٔ نمونه کرج و ریاست ادارهٔ امور فلاحتی در اداره کل فلاحت را عهدهدار شد. هنگامی که مصطفیقلی بیات (پایهگذار کشاورزی جدید در ایران) ریاست اداره کل فلاحت و صناعت را به دست گرفت، امور فنی را به عدل سپرد. وی در سال 1320 در کابینهٔ علی سهیلی وزیر کشاورزی شد. عدل سه بار در کابینههای مختلف قوامالسلطنه و یک بار در کابینهٔ حکیمالمُلک و یک بار نیز در هنگام نخست وزیری سپهبد فضلالله زاهدی به وزارت کشاورزی رسید. او در سالهای 1326 و 1328به عضویت هیأت شورای عالی برنامهٔ هفت ساله انتخاب شد. آخرین سمت وی مدیر عاملی کارخانه کازرونی و ریاست سندیکای صاحبان صنایع اصفهان بود. در همین سالها در دانشکدهٔ کشاورزی تدریس میکرد و در ضمن به تألیف کتابهایی نیز پرداخت. عدل در مهر ماه سال 1341 در بازگشت از اصفهان در جاده قم ـ تهران در تصادف اتومبیل، به همراه پسرش در گذشت. کتابهایی که از وی باقیمانده است عبارتاند از: 1ـ آب و هوای ایران، 2ـ تقسیمات اقلیمی، 3ـ رستنیهای ایران، 4ـ آبهای زیرزمینی در مناطق خشک فلات مرکزی ایران. ابوالحسن عمیدی نوری فرزند شیخ محمدرضا عمیدالشعرا، نمایندهٔ بابل و مدیر روزنامهٔ «داد» و نمایندهٔ سؤال کننده از وزیر کشاورزی، از همان کلاسهای چهارم و پنجم مدرسهٔ دارالفنون با خبرنگاری روزنامههای ستاره و وطن کار مطبوعاتی خود را آغاز کرد. بعد از آن سردبیر و مدیر داخلی روزنامهٔ ستارهٔ ایران و سردبیر روزنامهٔ طوفان شد ولی با توقیف روزنامه طهران در زمستان 1307 از کار روزنامهنگاری کناره گرفت. وی در پی آشنایی با علیاکبر داور، وزیر عدلیه (دادگستری)، در سال 1306 با سمت دادیار دادسرای تهران به دادگستری رفت. در کمتر از یک سال اشتغال به خدمت قضایی به وکالت دادگستری روی آورد. پس از شهریور 1320 روزنامه و چاپخانهٔ «داد» را تأسیس کرد که تا سال 1340 انتشار آن ادامه داشت. ابوالحسن عمیدی نوری فعالیتهای سیاسیش را بعد از شهریور 1320 با ورود به تشکیلاتی به نام جبههٔ آزادی به طور جدی آغاز کرد. وی در روند فعالیتهای سیاسی خود مدتی به احمد قوام (قوامالسلطنه) نزدیک شد تا اینکه در بهمن 1324 به همراهی هیأتی که قوامالسلطنه، نخست وزیر، در رأس آن قرار داشت برای مذاکرات مستقیم دربارهٔ رفع اختلاف دو کشور ایران و شوروی به مسکو رفت. بعد از بازگشت از شوروی، قوام در اوایل تیر 1325 تصمیم گرفت حزبی به نام دموکرات ایران تأسیس کند که بتواند در انتخابات مجلس پانزدهم تاثیرگذار باشد و مجلس را در اختیار خود درآورد. ابوالحسن عمیدی نوری یکی از اعضای مؤسس حزب قوام بود و از طرف کمیتهٔ حزب، مأمور تشکیل حزب در مازندران شد. وی در سال 1328 به اتفاق عدهای از مدیران روزنامههای کشور، هستهٔ اولیهٔ جبهه ملی را تشکیل داد ولی به علت اختلافاتی که بین عمیدی نوری و جبههٔ ملی بروز کرد وی از جبههٔ ملی کنار گذاشته شد. بعد از این قضایا عمیدی نوری به فضلالله زاهدی و شاه نزدیک شد تا جایی که در کودتای 28 مرداد 1332 یکی از چهرههای شاخص محسوب میشود. وی به پاس همکاری با عوامل کودتای 28 مرداد 1332 برای سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، معاون نخست وزیر (سپهبد فضلالله زاهدی) و نمایندهٔ دوره هجدهم مجلس شورای ملی شد. عمیدی نوری در دورهٔ نوزدهم نیز به مجلس راه یافت ولی با فزونی گرفتن قدرت شاه و بینیازی حکومت به افرادی چون او، بعد از دو دوره نمایندگی مجلس از صحنه سیاست کنار گذاشته و حتی روزنامه «داد» وی نیز به دست سازمان امنیت تعطیل شد. بعد از 1340 و پایان دورهٔ نمایندگی مجلس شورای ملی و تعطیلی روزنامهٔ داد، بیشتر وقت عمیدی نوری به حضور در جمع مقامات بالای حکومت و یا افراد مرتبط با آنان میگذشت. در همین دوره وی به تدوین خاطرات و دستنوشتههای خود نیز پرداخت. ریاست مجلس در آن زمان بر عهدهٔ رضا حکمت معروف به سردار فاخر حکمت (1269- 1356) بود. مهمترین مسائل مطرح شده در جلسهٔ سؤال از وزیر کشاورزی به این شرح است: رشوه گرفتن مأموران جنگل، قاچاق چوب، سوء استفاده از چکش نشانهگذاری، خرید سیم نامرغوب برای حصارکشی جنگل با هدف نفع مالی از تفاوت قیمت، جعل اسناد مالی، اعمال قرق فقط در مناطقی که در دید مردم است، آثار مخرب کورههای زغالگیری، استفاده از پروانهٔ قطع برای مکانی دیگر، صدور مجوز قطع در خارج از فصل برداشت، جنگلکاریهای آزمایشی در استانهای مختلف، با خاک یکسان شدن جنگلهای جاده چالوس در هنگام جنگ جهانی دوم، زغالگیری و چرای دام دو عامل اصلی تخریب جنگل، مصرف سالانه 20 میلیون متر مکعب چوب بر اثر زغالگیری، تودهای بودن بسیاری از مأموران جنگلبانی، سوء استفادهٔ مالی اعضای هیأت مدیرهٔ بنگاه جنگلها، وجود 16 هزار پروندهٔ قضایی دربارهٔ قاچاق چوب، تأخیر زیاد در رسیدگی به پروندههای قاچاق چوب در دادگاه.
دوره هجدهم، جلسه 86، صورت مشروح مذاکرات مجلس، روز پنجشنبه 30 دى ماه 1333 سؤال آقاى عمیدى نورى راجع به قطع جنگلها و جواب آقاى وزیر کشاورزى
رئیس (رضا حکمت/سردار فاخر حکمت): آقاى عمیدى نورى عمیدى نورى: سؤال بنده راجع به بنگاه جنگلها بود. در چند ماه پیش سؤالى شد در این خصوص و به نظر بنده موضوع جنگل یک مسأله بسیار مهمى است براى اینکه هم با زندگى 2 میلیون مردم گیلان و مازندران و گرگان تماس دارد و هم یکى از گرانبهاترین ثروتهاى مملکت است (نمایندگان: صحیح است). براى تأمین آسایش مردم شمال که از این ثروت خداداد به سهم عادلانه و عادى بهرهبردارى بکنند و به منظور حفظ جنگلها در کشور در سال 42 (؟) یک آییننامهاى تنظیم شد و قرار شد که از هر متر کوب (cube: مکعب) درختى که از جنگل قطع میشود 60 ریال وزارت کشاورزى به صورت عوارض دریافت بکند و در مقابلش هم بنگاه جنگلها تشکیل شده باشد که هم حراست بکند و نظارت و هم این مقدار درختهایى که قطع میشود به جاى آن درختکاری بشود. این فلسفه و اساسش بود. در آییننامه و در تصویبنامههایی که صادر شد همین هست و اگر ما قائل شدیم که همچو چیزى نیست بنگاه جنگلها براى خودش خرج بکند و براى خودش یک دولت مستقلى باشد و براى خودش خرج بکند پس معلوم میشود که پول ظالمانهاى است خلاف اراده ملت ایران و مجلس شوراى ملی. براى اینکه تنها مقامى که باید وضع مالیات بکند مجلس شوراى ملى است و چنین عملى مجلس شوراى ملى نکرده و آقایان ده سال است به عنوان متر کوبى 60 ریال بنگاه جنگلها از مردم مازندران پول میگیرند و بنده سؤال کردم از جناب آقاى وزیر کشاورزى که اولاً صورت ریز وجوهى را که در ظرف 10 سال از مردم شمال گرفته شرح بدهند ببینم چیست. ثانیاً این چه جور خرج شده؟ متأسفانه وضع ادارى ما در بعضى از بنگاهها و مؤسسات طورى شده است که از آن نظم عادى و کنترلى که بایستى در بین باشد خارج شده. ما در مملکت خودمان یک مؤسساتى داریم که هر کدام دولت در دولت هستند. بنگاه جنگلها یکى از این مؤسسات است. بنده هیچ تصور نمیکنم بر اینکه درآمد بنگاه جنگلها و هزینههایی که بخواهند به حساب بیاورند خارج از رسیدگى دیوان محاسبات باشد یا خارج از مطالعات دیگرى باشد. متأسفانه وضعى در بنگاه جنگلها هست که هیچ معلوم نیست صورت درآمدش چیست و صورت هزینههایش چیست و البته ما بایستى تصدیق بکنیم که یک چنین وضعى را ما نباید قائل باشیم. بنگاه جنگلها مثل سایر مؤسسات است. عوارض اگر میگیرد جزء عوارض مملکتى است و هزینهاى هم که به کار میبرد میبایستى جزء هزینه دولتى باشد و حساب آنها در دیوان محاسبات رسیدگى بشود و معلوم باشد که به چه صورت است. هنوز این مسأله روشن نیست از نظر مردم شمال که این وجه رسمى را که متر کوبى 60 ریال است مىپردازند و متأسفانه بنده دلایل ثبوتى دارم که اگر واقعاً دیوان کیفرى در این مملکت بود و رسیدگى میکرد معلوم میشد چه کارهایى شده. البته چند سال است که این موضوع از بین رفته و بازار رشا و ارتشا در این مملکت بىاندازه رواج گرفته. من ثابت میکنم که مأمورین بنگاه جنگلها در سراسر شمال به جاى ]اینکه[ متر کوبى 60 ریال رسمى بگیرند، متر کوبى دویست ریال از مردم پول میگیرند. جناب آقاى کاشانى قطعاً اطلاع دارند (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: بله). در قسمت آستارا و حدود خودشان طالش و همینطور در گرگان آقاى ]سید محمدعلی[ شوشترى، رشت آقاى ]کاظم[ جفرودى تمام اطلاع دارند. باور کنید در شمال این یک مسألهٔ مسلمى است چون در دفاتر فروشندگان و صادرکنندگان پروانهها منعکس است که به جاى یک متر کوب 60 ریال متر کوبى دویست ریال مىپردازند. حتى صورت ریزش که 30 ریال براى نشانهگیرى (نشانهگذاری) پول میگیرند آن مأمورینى و 15 ریال هر متر کوبى براى چیز دیگر و آن وقت یک پاسگاههایى درست کردهاند در بین راه که این پاسگاهها وقتى این کامیونها پر از درختهاى جنگلى شد و خواست عبور بکند مسلماً الوار 8 مترى را 6 متر حساب میکنند و پول میگیرند. آن وقت به جاى فرض کنیم ده تن، پنج تن حساب میکنند (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: عین واقع است) و نتیجه این است که بنده سند رسمى دارم در این موضوع که خواهش میکنم جناب آقاى وزیر کشاورزى توجه کنند روزنامه اطلاعات اعلامیهاى منتشر کرده از طرف سر جنگلدارى خود مازندران. یک اعلامیهاى منتشر میکند و خود او مىگوید و اعتراف میکند که در مناطق سواد کوه 72087 متر مکعب براى استحصال بوده ولى به طور قاچاق دویست هزار متر مکعب را بردهاند که 123000 متر مکعب آن قاچاق بوده. این را کى میبرد؟ (عبدالصاحب صفایی حائری، نماینده ساری: این را روزنامه نوشته است). حتى این را هم گفتهاند که اینها در نشانهگذارى آن چکشى را که باید بزنند و براى ارتش الوار ببرند با آن چکش و علامتى که مربوط به الوارهاى ارتش است که براى ارتش میخواستهاند ببرند چوبهاى دیگرى بردهاند و دویست هزار متر کوب بردهاند و با این کیفیتى که ملاحظه میفرمایید هیچ نمیتوان اغماض کرد (نمایندگان: صحیح است) که این چه ترتیب شُربُالیَهُودى (آشفتهای) است که جنگلهاى کشور را مأمورین جنگلبانى به آسانى با اشخاصى میبرند میخورند خودشان هم اعتراف دارند که 70 هزار متر پروانه صادر شد و به جاى آن دویست هزار متر کوب صادر شده است. بنده تا سال گذشته احصائیهاى دارم که 24 میلیون ریال بنگاه جنگلها از مازندران پول گرفته به عنوان متر کوبى 60 ریال. ببینیم چه کرده براى مازندران در ظرف این 10 سال در مقابل سیصد میلیون ریالى که پول گرفته شده. تنها کارى که شده آقایان آمدهاند یک مقدار سیمکشى به عنوان قرق در بعضى از جنگلها بکنند. بنده تقاضا میکنم جناب آقاى وزیر کشاورزى آن پرونده سیمکشى را بیاورند بگذارند روى میز. سیم سفید گالوانیزه بایستى خریدارى بکنند که در ده سال در رطوبت آنجا مىماند، محفوظ میماند. آن وقت سیم سیاه معامله کردهاند 40 تن رسید دادهاند 25 تن تحویل گرفتهاند و 5/17 تنش هم سیم سیاه کهنه و 5 تن دیگر ریخته. ]این[ طرز کار کردن است! سیصد میلیون ریال از مازندران و گیلان و گرگان پول گرفته شده است به عنوان رسمى متر کوبى 60 ریال و غیر رسمى آن خدا میداند به کجا سر میزند و چه کردهاند و در نتیجه فشارهایی که آورده شده است و البته آقاى وزیر کشاورزى در این یکى دو سال هم توجه کردهاند و این موضوع قرق بعضى از جنگلها هم نتیجه عمل ایشان بوده (یک نفر از نمایندگان: کاملاً صحیح است). بنده تصدیق میکنم. ولى این جنگلهاى قرق دم چشم هست و جلوى نظر عابرین است که عابرین بگویند یک چیزى قرق شده است. در حالی که جنگلهاى شمال عمیق است و شاید فرسخ در فرسخ عرض و طول دارد که اصلًا مأمور جنگل خبر ندارد که آنجا چیست و اینکه کورههاى زغال زده میشود و از بین رفتن تمام جنگلها هم ناشى از منافعى است که اینها میبرند. آن وقت براى اینکه جنگلها را قرق بکنند به اسم سیمکشى مبالغ بسیار زیادى اسنادِ خرج تهیه کردهاند و به حساب گذاشتهاند. همین طور به اسم دیدهبانى یک اتاقهاى کوچکى در جلو بعضى از جنگلها با چوب ساختهاند و اینها را جناب آقاى ]محسن[ اکبر ]نماینده رشت[ ملاحظه فرمودهاند که چوبهایش را هم از جنگل قطع میکنند. بنده میپرسم از جناب آقاى وزیر کشاورزى که هر کدام از این اتاقها را چند به حساب آوردهاند تا آن وقت روشن بشود که این محاسبه چیست. از جمله کارهایی که میکنند مثلًا درخت بایستى طبق اصول فنى خودشان در یک مرتعى جنگل داشته باشد تا آنجا را بیایند و قطع کنند. مىآیند پروانه صادر میکنند با تبانى بعضى از اشخاصى که آنجا دست دارند به نام یک مرتعى که این مرتع اصلا جنگل ندارد بعد این پروانه را میبرند در یک مرتعى که جنگل دارد و جنگل آنجا را قطع میکنند (سید محمدعلی شوشترى، نماینده گرگان: آن هم جنگل دیگران را) احسنت. بنده چند تا از این اسامى را میبرم جناب آقاى وزیر کشاورزى جوابش را لطف کنند. به اسم اسکولهسر در نزدیکى کلارآباد شهسوار 700 متر کوب پارسال پروانه صادر شده امسال هم سه هزار متر کوب صادر کردهاند بعد دیدند که آن مرتع اسکولهسر اصلًا درخت جنگلى قابل قطع ندارد رفتهاند در کلاردشت در پشت مکارود درختهاى آنجا را قطع کردهاند. مالک آنجا هم شکایت کرده اعتنا نکردهاند. لرکسرا یک مرتعى است در بلوک لنگا. جناب آقاى وزیر کشاورزى! به اسم آنجا پروانه گرفتهاند آمدهاند نزدیک مکارود که جنگلهاى آنجا انبوه بوده جنگلهاى آن را قطع کردهاند. (بیوک اردبیلی، نمایندهٔ تبریز: کى؟) همین پارسال (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: بعد از 28 مرداد بود؟) بله. این جریان مال همین پارسال است. قربان! براى کوتىتیگه هم پروانه صادر کردهاند و رفتهاند در کلاردشت قطع کردهاند. نتیجه این جریان این شده است که بنگاه جنگلها در سال سی و دو، 150 هزار متر کوب براى سراسر شمال که قابل قطع است ]صادر کرد[ در حالى که پروندهاش ]را[ اگر بیاورند خود بنگاه جنگلها اعتراف میکند که 150 هزار متر کوب زیاد است. در سال 1333 چهار صد هزار متر کوب اجازه قطع دادهاند و اجازه رسمى است. بنده سؤال مىکنم این جنگلهایی که در سال 1332 معتقد بودید که 150 هزار متر کوب بیشتر استعداد ندارد چطور شد که در سال 1333 شد چهار صد هزار متر کوب؟ اینها همه پروندهاش هم موجود و حاضر است. مسلماً طبق قواعد و آییننامه جنگلبانى استحصال جنگل از مهر ماه هر سال شروع میشود تا آخر اسفند که اداره جنگلبانى اعلان میکند که در این مدت پروانه میدهد. در سال 32 با اینکه دستور دادند جناب آقاى وزیر کشاورزى که تا آخر اسفند بیشتر نمیشود پروانه قطع داد بنده یک پروندهاى است که ممکن است خواهش کنم بیاورند پشت این تریبون نشان بدهند که چرا در فروردین و اردیبهشت و خرداد امسال باز اجازه صدور پروانه دادند و جنگل را قطع کردند؟ اگر طبق آییننامه و مقررات باید تا آخر اسفند هر سال پروانه صادر بشود چه شد که این پروندهاى که بنده عرض میکنم در مرداد اجازه قطع داده شد؟ البته بحث خیلى زیاد در اطراف این موضوع در سراسر مازندران میشود. گفتهها خیلى زیاد است و اگر مقام رسیدگى باشد بنده میتوانم اثبات بکنم که در این ماجرا یک جرمى واقع شده است. چون گفته میشود که پانصد هزار اصله براى تراورس راهآهن اجازه داده شده است در خردادماه که از جنگلهاى شیرگاه قطع بشود برخلاف آییننامه و مقررات و گفته میشود با این قرار قبلى که از هر اصلهٔ آن یک ریال پول پرداخت شود و گفته میشود که پانصد ریال براى این پانصد هزار تراورس به دفعات تقسیم شده و پول پرداخت شده. این مسائلى که بنده عرض میکنم مسائلى است که در سراسر شمال و مازندران منعکس است. شاید اقلام ریزش را شرح میدهند شاید افرادش را معین میکنند. متأسفانه ما فعلًا مقام تعقیب جزایی نداریم در این کشور و دستگاههاى ما هم طورى شده است که حقیقت خود جناب آقاى نخست وزیر که آماده شنیدن هر گونه اعتراض و انتقاد هستند و دستور رسیدگى میدهند در موضوع همین جنگلها شاید دو ماه پیش بود با وکلاى مازندران خدمتشان که عرض کردیم خیلى تعجب کردند و دستور رسیدگى دادند و بازرسى نخست وزیرى دستگاهش به کار افتاد و رفت رسیدگى کرد یکى از آنها در خود بنگاه جنگلها بود که ملاحظه فرمودید که خبرى منعکس شد که یکى از اعضاى هیأت مدیره بنگاه جنگلها را چون جرم مشهود بود گرفتند و توقیفش کردند و بعد هم در سراسر مازندران رسیدگىهایی شده و ثابت شده است که این حرفهایی که مردم مازندران میزنند صحیح است و از هر متر کوب به جاى شصت ریال دویست ریال گرفته میشود. رئیس: آقاى عمیدى نورى شما پنج دقیقه هم اضافى صحبت فرمودید وقتتان تمام شد دیگر بگذارید براى بعد. عمیدى نوری: چون مطلب مهم است از نظر مملکت، این را بنده بعد عرض میکنم. در جوابشان حالا جواب بفرمایید بعد بنده دو مرتبه باقى عرایضم را میکنم. (حسین عاملى، نماینده قوچان: اسمى هم از قناد نبردید) موضوع پانصد هزار تراورس مال همان قناد بود این پانصد هزار ریال مال قناد بود. رئیس: آقاى وزیر کشاورزى. وزیر کشاورزى (احمدحسین عدل): جناب آقاى عمیدى نورى در چند ماه پیش سؤالى فرمودند راجع به موضوع جنگلها که امروز شرحش را فرمودند و اگر در عرض جواب تأخیرى شده است تقصیر بنده نیست. سؤالات زیاد است نوبت نمیرسد و الا بنده همان دوسه روز اولِ سؤالشان حاضر به عرض جواب بودم. مطالبى که ایشان فرمودند بسیار مهم است از لحاظ مملکتى و از لحاظ بنگاه جنگلها و بنده خودم اعتراف صریح میکنم که وضع بنگاه جنگلها خوب نیست. (نمایندگان: صحیح است) و به نظرم آقایان تصدیق مىفرمایند که هر گاه در دستگاهى که بنده مسؤولیت سرپرستیش را دارم یک نقص باشد خودم صریحاً اعتراف میکنم و اگر هم قصورى شده است آن را هم قبول میکنم. ولى باید دید که این قصور و این نقص دستگاه است یا تقصیر وضعى است که ایجاد شده است؟ بنده حالا شاید عرایضم قدرى طولانى بشود و باعث تصدیع خاطر آقایان باشد ولى در مقابل فرمایشات جناب آقاى عمیدى نورى اجازه میخواهم که عرایضم را به طور مفصل عرض بکنم. بنگاه جنگلها به موجب ماده 4 قانون متمم بودجه 1321 در 1327 تأسیس شده است و بنابراین یک مجوز قانونى دارد و هیأت مدیره آن یک نفر مدیر عامل است به انتخاب وزارت کشاورزى. یک عضو هیأت مدیره به انتخاب وزارت دارایی، یک عضو هیأت مدیره به انتخاب وزیر کشاورزى، یک بازرس مالى هم از طرف وزارت دارایی و یک بازرس فنى از طرف وزارت کشاورزى و رئیس حسابدارى را وزارت دارایی تعیین میکند؛ و کلیه امور حسابدارى آنجا مطابق مقررات عمومى انجام میشود. بنابراین در جریان کارها از لحاظ احوال فرقى بین این دستگاه و دستگاههاى عادى کشور نیست و در این مدت پنج سال و نیم از این محلى که سؤال فرمودند این مبالغ وصول شده است. وصولى از بابت مترى 60 ریال تا آخر اسفند 32 چهل و پنج میلیون ریال و کسرى از بابت عوارض چوبهاى صادراتى 32 میلیون ریال و کسرى از بابت پروانههاى قطع و صدور سى میلیون ریال؛ جمع 107میلیون ریال در پنج سال و نیم که از تاریخ تأسیس بنگاه تا آخر سال 32 صد و هفت میلیون ریال وصول شده است. یعنى سالى بیست میلیون ریال و در مقابل، اقداماتى که به عرض میرسانم انجام شده است. یکى هزینه جنگلکارى ساعى است در تپههاى عباس آباد. البته این عمل به نظر بعضى از آقایان ممکن است کوچک بیاید ولى به نظر ما کاشتن درخت دیم در یک ناحیهاى که خشک است و آبى بهجز آب باران و برف زمستان ندارد عملى است که شایسته دقت است و باید در این قسمت اقدام بشود. (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: بسیار کار خوبى است) و به همین لحاظ است که ما در قسمت عمدهٔ ایران آزمایشهایی از این قبیل داریم. در همدان داریم در سیستان داریم در خوزستان داریم. عمل دیگر احیای قرق جنگلهاى راه مخصوص، احیای قرق جنگلهاى اطراف درهٔ تالار، احیا و قرق جنگلهاى طرفین سفیدرود گیلان، قرق جنگلهاى فندق اردبیل، قرق و احیاى جنگلهاى نمکآبرود و چماکسر و شهرپشت و پلنگچال و غیره و قرق و احیاى جنگلهاى لرکسرا، ایجاد جنگل مصنوعى در نوشهر، ایجاد جنگلهاى مصنوعى شاخهزاد و شاخه و دانهزاد در شهسوار و گرگان، جنگلکارى در خوزستان و شبانکاره و سیستان و خاش، پرورش اشجار جنگلى و گردو در بنگاههاى کشاورزى شمال و جاهاى دیگر، ایجاد نهالستان از درختان جنگلى در کرج و چماسراى رشت و شلمان و نوشهر و شاهى (قائمشهر) و سایر جاها و همچنین در اراک و اصفهان و شیراز و مشهد و غیره. بودجه بنگاه جنگلها یک قسمتش از این ممر پرداخت شده است. یک موضوع مهمى که بعد علتش را عرض میکنم موضوع اصلاح وضع زغالگیرى است. (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: آه آه آه) که بنده به تفصیل عرض خواهم کرد. یک قسمت این پول صرف تأسیس مراکز زغالگیرى به طرز جدید است که با اسبابهایی که ما ساختهایم محصول زغال آن دو برابر و نیم کورههاى معمولى ایران میشود. یعنى اگر با کورههاى معمولى از یک خروار چوب، ده من زغال گرفته میشود با اسبابهایی که ما ساختیم 23 من گرفته میشود. اگر ما این را بتوانیم تعمیم بدهیم در واقع براى زغالى که لازم داریم از نصف کمتر چوب مصرف خواهد شد. (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: تنهٔ درخت چه میشود؟) آخر باید در مراکز مخصوصى زغال گرفته بشود و انشاءالله بنده موضوع زغال را عرض میکنم؛ و به عرض آقایان خواهم رساند که چه فاجعهاى در این مملکت سر زغال میشود. بنده این را خواهم گفت و مجلس باید فکرى بکند و چارهاى بکند. ایراد گرفتن کافى نیست و مجلسى که ایراد میگیرد باید چارهاش را بکند (میر اشرفی: چارهاش با دولت است جناب آقاى عدل) بودجه میخواهد، دستمزد قرقبانان از این محل پرداخت شده. سرجنگلداریهاى گرگان و نوشهر و سایر جاها از این محل ساخته شده است و کمکى شده است براى لابراتوار صنایع چوب کرج و از این پول ده میلیون ریال در خزانه است براى نقشهبردارى هوایی جنگلها و ده میلیون ریال هم باز در خزانه است براى تأسیس کارخانه چوببرى و فعلاً موجود است. نورالدین امامى (نماینده خوی و سلماس و مرند و ماکو): آقاى عمیدى نورى متقاعد شدند بس است دیگر. عمیدى نورى: فرمایشاتتان را بفرمایید قربان. وزیر کشاورزى: بنده اعتراف میکنم که وضع جنگلها و جنگلبانى خوب نیست (نمایندگان: صحیح است). عمیدى نورى: پس چرا اصلاح نمىفرمایید؟ وزیر کشاورزى: حالا عرض میکنم. بنده این را در کمیسیون مشترک هم عرض کردم و حالا هم عرض میکنم. اگر عرایضم طولانی است معذرت میخواهم. در ایران ما 18 میلیون هکتار جنگل داریم که از آن 3 میلیون هکتار در شمال است و 15 میلیون هکتار در فلات ایران یعنى کردستان و پشتکوه و لرستان و بختیارى و فارس و یک قسمت کرمان و یک قسمت خراسان است. البته اینها جنگلهاى تنک و کم درخت است و 3 میلیون هکتار جنگلهاى شمال که از بجنورد شروع شده تا آستارا، براى نگهبانى تمام این جنگلها ما 4 سر جنگلدارى داریم. یعنى گرگان و بجنورد و مازندران و شهسوار و گیلان و طوالش و افرادى که در بنگاه جنگلها ما داریم در تمام ایران از حیث کارمند فنى و غیره 851 نفر است که از این عده 243 نفر جنگلبان و قرقبان و مهندسین جنگل هستند (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: جنگلبان فعلى خیلى کم است) (ابوالحسن عمیدی نوری، نماینده بابل: شکر کنید که کم است تمام آنها تودهاى هستند) ترکیه نصف ایران جنگل دارد. ده میلیون هکتار. در مقابل، 15 سرجنگلدارى دارد، ما چهار تا داریم (محمدعلی مسعودى، نماینده دماوند و فیروزکوه: ترکیه آقا؟) بله (مسعودى: ده میلیون جمعیت دارد؟) ده میلیون هکتار جنگل دارد. یعنى نصف ایران جنگل دارد 9600 نفر کادر جنگلبانى آنجا است. ما من حیث المجموع از حیث اعضای ادارى و حسابدارى و مهندسین و فلان و فلان 851 نفر داریم. یک جنگلبان در اروپا چهارصد هکتار جنگل را اداره میکند در جنگلهاى شمال دوازده هزار هکتار را به یک جنگلبان میدهند. یک سرجنگلدار در اروپا از 40 تا 80 هزار هکتار را اداره میکند در ایران 750 هزار هکتار. بنابراین تفاوت ده تا بیست برابر بین کادر جنگلبانى اروپا و ایران و ده برابر بین ترکیه و ایران است که به نسبت کادر جنگلبانى هر دو مملکت و نصف مساحت جنگلى که ترکیه دارد نسبت به ایران ده برابر میشود. حالا اگر یک جنگلبانى که تحصیل کرده است در اروپا چهارصد هکتار را اداره میکند در ایران 12000 هکتار را بخواهد اداره بکند آقایان تصدیق میفرمایید که کار آسانى نیست. سؤال دیگرشان راجع به این است که چه اقداماتى براى تکثیر جنگلها شده است. به طور کلى روش جنگلدارى این است که وقتى که در یک جنگلى درخت قطع شد از خودِ درختهاى بزرگى که میبرند تخم میریزد و دوباره جوانه میترکد و درخت جوانى میروید و جنگلکارى که در ایران میشود و این قدر سر زبانهاست در سایر جاهاى دنیا هم فقط در نواحیى که به اصطلاح درختهاى ماده نیست همین طور عمل میشود. فقط به طور استثنایی در جاهایی که درخت ماده نیست درختکارى میکنند. ولى در جنگلهاى معمولى، یک جنگلى که قطع میکنند چند تا درخت میگذارند. اینها پرههایش میریزد و دوباره درخت سبز میکند. منتهى به مرور زمان آن درختها را حفظ میکنند و نمیگذارند که گاو و اینها به آن صدمه بزند. در ایران هم این کارها شروع شده. همان طور که خود آقا هم فرمودند قرقهایی که الآن به عرض آقایان رساندم در جنگلهاى گرگان و گیلان و غیره براى همین کار است و اخیراً تصمیم گرفته شد جنگلهاى جیران یعنى از آستارا تا جیران قرق شود. قرق ما عبارت از این است در ایران که سعى میکنیم در این منطقهاى که قرق اعلام میشود درخت قطع نشود و حتىالامکان هم چراى دامها را اجازه ندهیم و نهالها بتوانند رشد کنند. موضوع سوم که راجع به تعقیب افراد متخلف فرمودند، این چیز تازهاى نیست. این را الآن یک سال است که بنده دستور دادهام و تحت تعقیب است. در هر جاى این مملکت تقلب و دزدى میشود اگر شده این هم یکیش. (سید مصطفی کاشانى، نماینده طوالش: شما اعتراف میکنید، دیگر خود دولت که قبول ندارد) چرا، بنده عرض میکنم که این پروندهها مشکوک بود دستور رسیدگى دادم. آن بازرسهاى نخست وزیرى که جناب عالى روانه کردید اینها خودشان گزارش دادند که بنگاه جنگلبانى و وزارت کشاورزى را تعقیب کردهاند حالا در دادسرا یعنى از محکمه کى دربیاید بنده نمیدانم. کى مجازات بشود کى تبرئه بشود این هم از عهدهٔ بنده خارج است (ابوالحسن عمیدی نوری، نماینده بابل: مگر بنگاه جنگلها قاضى مستقل است؟) نه خیر بنگاه جنگلها رسیدگى میکند مطابق مقررات معمولى. اگر مأمور مقصر بود پرونده میرود به دادگاه خودشان. بازرس فرستادند از طرف بنگاه جنگلها و پرونده را دارند تعقیب میکنند. در زمان جنگ که مملکت ما اشغال شد (1320) و تشکیلات جنگلبانى تازه شروع شده بود تجاوز زیادى به این ثروت ملى ما شد و ما آنچه که توانستیم سعى کردیم که جلوى این غارت و تجاوز را بگیریم ولى قدرتمان نمیرسید. جنگلهاى قرق گرگان را که حقیقتاً یکى از نقاط باصفاى ایران بود از جنگلهاى بسیار خوب ایران بود قطع کردند. جنگلهاى راه چالوس را با خاک یکسان کردند. جنگلهاى زیادى را از بین بردند. (محسن اکبر، نمایندهٔ رشت: عمداً این کار را کردند) ما خواستیم نگذاریم به ما گفتند: فاشیست. کدام قدرتى قادر بود جلویش را بگیرد؟ همان جنگلها را الآن بروید ببینید. آنجاها که این طور شده بود قرق شده آقایان تشریف ببرید ملاحظه کنید. جنگلهاى بین چالوس و ولى آباد را ببینید. در این چند سال که این جا قرق شده آیا وضع همان است که بعد از جنگ و حین جنگ بود یا غیر از این است؟ انصاف داشته باشید که غیر از این است. جنگلهاى قرق را صاف کرده بودند. کار جنگلکارى کارى نیست که فوراً بشود انجام داد. دینامیت نیست که بگذاریم زیر سنگ فوراً بترکد. جنگل صدسال موقع بهرهبرداریش است. نه جناب عالى خواهید بود نه بنده که برویم نشان بدهیم. ان شاء الله اعقاب ما خواهند بود و خواهند دید که درست شده و دلیلش هم این جنگلهاى فین است که الآن مشهور است که نتیجه گرفتهایم. تخریب جنگلهاى ایران دو عامل عمده دارد. یکى زغال، یکی چراى دام است؛ و بعد خود مالکین. وضع زغال را حالا بنده عرض میکنم. توجه بفرمایید و راه حلش را بفرمایید. در ایران 500 هزار تن زغال چوب مصرف میشود. 500 هزار تومان زغال چوب. با روش معمول زغالگیرى 5 میلیون تن چوب سوخته میشود. 5 میلیون تن چوب وزن مخصوص را اگر 50 بگیریم نصف میگیریم میشود 10 میلیون متر مکعب چوب. اگر ده میلیون متر مکعب چوب برود به کورهٔ زغال معادل آن از بین میرود. در نتیجهٔ این زغالگیرى و سایر مصارف 20 میلیون متر مکعب در ایران ]با[ زغالگیرى در سال نفله میشود و در صورتى که حداکثر ]رویش[ جنگلهاى ایران 5 الى 6 میلیون متر مکعب در سال است. بنابراین اگر فرض کنیم که بنگاه جنگلها در سال 200 هزار متر مکعب اجازه قطع چوب داده است براى احتیاجات راه آهن و براى احتیاجات ساختمانى این در مقابل 20 میلیون متر مکعب چوب که در نتیجه زغالگیرى از بین میرود در حکم صفر است. بایستى براى زغالسوزانى یک فکرى بکنید. این راهش این است که این طرز زغالگیرى عوض شود. کورههاى جدیدى که ما ساختیم معمول شود. بنده دستور دادم امسال در تمام پروانههاى قطع چوب که داده میشود براى زغال این شرط را بگذارند که صاحبان کورهها مجبور بشوند از این کورههاى فلزى که ما ساختهایم تهیه کنند و روش زغالگیرى را عوض بکنند؛ و به این ترتیب امیدوار هستیم که این بیست میلیون متر کوب برسد به 8 میلیون متر کوب. موضوع دوم چراى دام است در جنگلهاى مازندران و گیلان میگویند مرتع. ما میگوییم جنگل. مرتع یک جایی است که یک درخت اینجا باشد یک درخت آنجا باشد. هر جنگلى که هست مىگویند مرتع است. صدها هزار گاو و دام در این جنگلها میبرند و چرا مىکنند و هر چه نهال و جوانه است پایمال مىکنند. ما هرچه خواستیم در این قرقها جلوى این چراها را بگیریم تا به حال موفق نشدهایم. فقط بنده دستور دادم که بعضى قسمتها این قرقها را باز نگذارند. سیم بکشند که اینها نتوانند آنجا چرا بکنند. تا موقعى که روش زغالگیرى و مصرف سوخت تأمین نشود و این چراى دام از بین نرود با دستور بنده و نطق در مجلس محال است که بشود جلویش را گرفت. راهش این است که نفت ارزان باشد فراوان باشد و در تمام دهات ایران نفت در دسترس همه باشد. کارخانههاى چایسازى که الآن با هیزم کار میکند مبدل شود به زغال سنگ یا نفت. شرکت ملى نفت، نفت را در تمام نواحى ایران بهخصوص در نواحى جنگلى به قیمت مناسب و در تمام مدت سال به اختیار مردم بگذارند تا نه یک دفعه بلکه بهتدریج در ظرف ده الى بیست سال، سى سال نفت جاى زغال را بگیرد. موضوع دیگرى که باید به عرض آقایان برسانم این است که در این تخریب جنگلها خود آقایان صاحبان جنگلها دست دارند و خیلى معذرت میخواهم با قاچاقچیها شریکاند. جنگلبانى حکم شهربانى را دارد. یعنى باید مراقبت بکند. ولى اگر آقایان علاقه دارند به جنگلهایشان به چه مناسبت با قاچاقچیها میسازند که بعد بیایند شکایت کنند؟ مثل این که بنده ببینم که در خانهام یک پاسبان ایستاده نمیگذارد دزد بیاید. بروم با یک دزدى بسازم در خانهام را باز کنم بگویم آقا بیا خانه من را بدزد و برو. بعد بروم شهربانى شکایت کنم. اگر صاحب جنگلى علاقه دارد به جنگلش چرا اجازه میدهد برخلاف پروانه بروند و اجازه قطع بدهند؟ پس خود آقایان که داد میزنند و خود آقایان که ایراد میگیرند خودشان شریک قاچاقچى هستند. اگر علاقه به جنگلهایشان دارند بیش از آنکه بنگاه جنگلبانى اجازه قطع داده اجازه قطع ندهند. (ابوالحسن عمیدى نورى، نماینده بابل: ما که اسناد قاچاق بنگاه جنگلها را نشان دادیم؛ کى داد میزند؟) آقا قاچاق را صاحب ملک میکند که با قاچاقچى مىسازد. اگر صاحب ملک حاضر نشود که درختش را ببرند بنگاه جنگلها سرش را که نمیبرد. صاحب ملک اجازه ندهد اگر به جنگلش علاقه دارد. جناب عالى اطلاع دارید که در جنگل حسن آباد درخت قطع شد بنده دستور دادم چوبها را توقیف کردند و قرقبان را هم بیرون کردم. (عمیدى نورى: هر روز قطع مىکنند) موضوع دیگرى که فرمودند که از یک جنگلى اجازه قطع میدهند از جنگل دیگرى میبرند البته این بوده است. ولى این بیشتر منوط بود به آن کمیسیونهاى احراز مالکیت که خود آقا بیشتر اطلاع دارید و در نتیجهٔ راهنماییی که کردید ما این تصویبنامه را عوض کردیم کمیسیون هاى احراز مالکیت را از بین بردیم و حالا فقط از روى سند مالکیت و روى احکامى که دادگاههاى تجدید نظر میدهند و تحویل صاحب ملک است اجازه قطع داده میشود. بنده نمیگویم که دیگر نمیشود. ولى استدعا دارم از حضورتان که اگر هم همچو پیشآمدهایی بشود به بنده بفرمایید اگر تعقیب نکردم بنده را شخصاً تعقیب بفرمایید. (نمایندگان: احسنت) یک عرض دیگرى دارم. این است که راجع به بازرسى فرمودید. صورتهایی دارد که باعث تصدیع میشود و بازرسىهاى نخست وزیرى اعزام شدند به جنگلهاى شمال. بنده تا کنون خبرى ندارم که یک جرمهایی کشف کرده باشند و مأمورین تحت تعقیب قرار گرفته باشند. در هر حال بنده خیلى خوشوقت میشوم و اطمینان میدهم. بنده بازرسها را ندیدهام و آنها را نمیشناسم. اگر گزارشهایی دادند که برخلاف قانون و برخلاف اصول عملى شده و یک چنین جریاناتى شده است بنده شدیداً تعقیب میکنم. راجع به تودهایها که آقاى شوشترى فرمودند در موقعى که این دولت تشکیل شد یک گزارشهایی رسید راجع به مأمورین جنگلبانى که تودهاى بودند. در حدود بیست نفر که مقامات مسؤول دولتى و نظامى و شهربانى صورت داده بودند آنها را از خدمت اخراج کردیم. یک عده از آنها رفتند در دادگاهها تبرئه شدند. یا اینکه مراجع صلاحیتدار نوشتند این طور نبوده است. عدهاى از آنها برگشتند سر کارشان ولى یک عدهاى را هنوز برنگرداندهایم و خارج از خدمت دولت هستند. (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: پسر شما اکنون آنجا مشغول تبلیغ هستند این کمک شماست) آقا حالا هر مأمورى وظیفهاش را انجام بدهد تهمت تودهاى بودن بهش مىچسبانند. بنده که نمیتوانم تشخیص بدهم. اگر از طرف فرمانداریها و شهربانیها و مقامات ستاد ارتش گفته شده که این شخص تودهاى است اگر بنده او را از کار برکنار نکردم مقصرم. (نمایندگان: احسنت) عرض کردم یک عدهاى را ما بیرون کردیم و بعد معلوم شد این طور نبوده و اشتباه بوده. بنده معذرت میخواهم که عرایضم طولانى شد ولى لازم بود که این مطالب را به عرض برسانم. رئیس: آقاى عمیدى نورى عمیدى نورى: عرض کنم بنده آنچه مطالعه کردم در توضیحات جناب آقاى وزیر کشاورزى استنباطم این طور شد که جناب آقاى وزیر کشاورزى یک مرد خیلى مطلعى هستند در امور کشاورزى و جنگلى. در این هیچ تردیدى نیست. طرز بیاناتشان هم واقعاً طورى است که از نظر من و اطلاعات کشاورزى بسیار خوب است. اما مثل این است که ایشان وزیر نیستند. یک آدمى در خارج نشسته یک پروندهاى را مطالعه مىکند میگوید این کار بیخودى بود. آقایان وقتى گفتند دولت و وزرا معنیش چیست؟ معنایش این است که آقایان مسؤول هستند. جناب عالى 18 ماه وزیر کشاورزى در این دولت هستید. مرد مطلعى هم هستید. وارد هم هستید. در کارتان قدرت هم دارید. طرز بیانتان هم منصفانه است. بنده عرضم این است که شما مطلع هستید، وارد هستید، منصفانه صحبت میکنید، چرا جلوى این کار را نمیگیرید؟ تمام این عرایضى که بنده کردم تمام مثالهایی که عرض کردم و انگشت رویش گذاشتم ]برای همین بود[. به شهادت آقایان تصدیق فرمودید گفته شد خارج از اسفندماه اجازه پروانه قطع دادهاند. تصدیق فرمودید و اینکه میفرمایید این مسائل باید خودش برود رسیدگى بشود بنده میگویم جناب آقاى وزیر کشاورزى (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: خودشان بروند آنجا) عیبى ندارد. داراى چنان اختیاراتى هستید که بتوانید جلو فساد را بگیرید. ایشان میفرمایند که من اطلاع ندارم. بنده نتیجهٔ تحقیق یک پروندهاى را که بازرسى نخست وزیرى کرد و گزارشش را براى ایشان هم شاید فرستاده باشد ]ذکر میکنم[. براى بنده هم فرستاده است. بنده در روزنامه منتشرش نکردم. ایشان دیدهاند. اگر وزیر بیغرضى باشد همان موقع بنگاه جنگلها را به هم میزند. یک پروندهاى هست که 9 تن پستهٔ جنگلى را در مشهد فروختهاند. این پروندهاش هست: 9 تن پسته جنگلى در مشهد بوده است در مزایده براى این پسته از قرار کیلویی 6 تا 7 تومان خریدار پیدا شد. رئیس کشاورزى میخواست بفروشد براى اینکه گویا معاملات بنگاه جنگلها با آنها حل نشد مانع شدند از فروختنش. بنگاه جنگلها دستور داد مبلغ زیادى کرایه دادند. این 9 تن پسته را از مشهد حمل کردند آوردند تهران یک سال ماند انبار و انباردارى دادند پسته پوسید و فروش نرفت 9 هزار تن پسته جنگلى مشهد به وسیله بنگاه جنگلها که آقاى گنجوى دوست و قوم و خویش آقاى وزیر کشاورزى در رأسش هست از بین رفت. (احمد بهادرى، نمایندهٔ تبریز: بسیار مرد خوبى است) (احمد داراب، نمایندهٔ بندرانزلی: مرد درست و پاکى است) این موضوع مورد رسیدگى واقع شد. بازرسى نخست وزیرى گزارش داد تصدیق کرد که این تخلف از طرف بنگاه جنگلها شده و ضرر به کشور خورده. چرا این اعضاى هیأت مدیره آقاى ]غلامعلی[ بنان و آقاى گنجوى که در رأسش بودهاند و صد هزار تومان در یک مورد به دولت ضرر زدهاند شما که وزیر کشاورزى هستید چرا مأمورینتان را عزل نمیکنید تعقیب نمیکنید؟ (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: باید ثابت شود یا نه؟) ثابت شده پرونده اینجا هست پروندهاش موجود است. رئیس: وکیل که مدعى وکیل نباید باشد خود آقاى وزیر جواب میدهند. عمیدى نورى: خود آقایان، دکتر ]علی[ امینى هم تشریف مىآورند اینجا و از معایب وزارت داراییشان انتقاد میفرمایند. بنده معتقد هستم که آقایان وزرا قدرت دارند. دولت قوى هست، مسلط بر کارش است، قادر است اشکالات و عیبهایی که در اداراتشان مىبینند خودشان اصلاح کنند. ما که حربهاى جز چند کلمه از این صحبتها که اطلاعاتى به شما میدهند نداریم. میآییم اینجا پشت تریبون سؤال میکنیم و بعد از چهار ماه امروز شما جواب میدهید. فرمایشاتتان هم بسیار کلى و فنى از لحاظ اصول صحیح است. ما وسیله دیگرى نداریم. شما آقایان هستید که میتوانید با یک ابلاغ دستگاههایتان را اصلاح بکنید. موضوعى که میفرمایید تصدیق فرمودید بر اینکه بعضى از مالکین هستند که در این کارها شریکاند، بنده عقیده دارم غیر از این هم نیست. اما علت اینکه بنگاه جنگلها درست شد علت اینکه پاسگاهها در دایره مأموریت ساخته شد براى چیست؟ براى این است که جلو آنها را بگیرند نه اینکه بفرمایید آنها با هم تبانى میکنند و بنده هم وزیر کشاورزى هستم ناظرم و بعد مى آیم و تصدیق میکنم که این عیوب هست. بنده معتقد هستم که همان طور که فرمودید دستگاه جنگلبانى ما جوان است کوچک است توسعه پیدا نکرده نسبت به ترکیه به طوری که توضیح فرمودید نسبت به کشورهاى دیگر (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: بودجه ندارند وسیله ندارند) اما اگر توسعه پیدا بکند بنده قطع دارم که این مقدار جنگلى هم که الآن در مملکت هست از بین میرود. بنده عرض میکنم در پرونده افسران تودهاى که محاکمه شدند شاید تحقیقات از سرهنگ مبشر را که در روزنامهها منتشر شد دیده باشید. در آنجا در تحقیقاتش میگوید ما تصمیم داشتیم که بعد از 28 مرداد به وسیله مأمورین جنگلبانى جنگ پارتیزانى بکنیم. دستگاه جنگلبانیتان از این افراد تشکیل شده. هنوز هم همین طور است. هر روز میگذرد همین افراد سرجایشان نشستهاند. اینها مسؤول فعل و انفعالات هستند. اینها مسؤول سوء استفاده هستند. (مصطفی تجدد، نمایندهٔ ساری: این مربوط به مأمورین انتظامى است نه وزارتخانه) بنده معتقد هستم که جناب آقاى تجدد هم توجه بیشترى بفرمایند. بنده راجع به سوادکوه که صحبت نمیکنم. موضوع جنگلها مربوط به گیلان و مازندران و همه جاست. بنده یک عرایضى میکنم آقاى وزیر هم فرمایشاتى دارند. البته به موقعش بیان خواهند فرمود موضوعى که راجع به این 500 هزار تراورس فرمودند. البته بنده هیچ حرفى ندارم که اگر یک مقدارى لازم میدانید بگیرید. ولى وقتى معتقد هستید که تا اسفندماه بیشتر نباید استحصال بشود چرا در خردادماه پروانه صادر میکنید؟ این مسأله مهم است و الا اگر جناب عالى در خردادماه به همه پروانه بدهید کسى حرفى ندارد. ولى این همه پروانهاى که بنده عرض میکنم شاید نمرهاش را خدمتتان بدهم، در مرداد صادر شده. بنده سعى میکنم عرایض بنده هیچ وقت بیدلیل نباشد و جناب عالى را هم منصف میبینم و آن عرایضى که حق است تصدیق میفرمایید و حقیقتاً بنده از جناب عالى متشکر هستم. در مرداد ماه امسال جناب آقاى وزیر کشاورزى! به نمره 1033- 16/5/33 پروانه صادر شده (یک نفر از نمایندگان: به اسم کى؟) براى بنگاه راهآهن. 500 هزار تراورس که مقاطعهکارش هم قناد بوده است. توجه فرمودید و شهرت دارد در سراسر مازندران که براى این کار براى هر تراورس یک ریال پول داده شده تا پروانه صادرشده. این حقایق گفته میشود. البته من نباید گوش بدهم به این حرف ولى وقتى که میبینم که اصلاً هیچ پروانهاى بعد از اسفند صادر نمیشود و این پروانه بعد از اسفند صادر میشود اسباب سوء ظن میشود. این مطالبى را که میبینید اطلاعاتى است که یکى از سرجنگلدارهاى مازندران، صورتِ ریزش را به من داده و اشخاصى که دخالت داشتهاند و صورتِ ریزش هم هست و صورت حسابهایی که در دفاتر قناد موجود است که نشان میدهد براى این کار پنجاه هزار تومان پول داده شده است. بنده عرض میکنم اگر این بنگاه جنگلها مرتب باشد تا وقتى که تعداد افرادشان هم به 9 هزار نفر مثل ترکیه نرسیده اقلاً این چند نفرى که دارد، درست اداره بکنند. یک وضعى باشد که این صورت پیش نیاید. والا بنده هیچ غرضى ندارم خودتان میدانید نه نظرى دارم نه پروانه میخواهم نه چیزى. خودتان توجه بفرمایید که این دستگاه اصلاح بشود که بیش از این فسادش در سراسر مملکت منعکس نشود (نمایندگان: احسنت). رئیس: آقاى وزیر کشاورزى وزیر کشاورزى: وسیلهاى که ما داریم براى تعقیب قاچاق فقط از راه دادگاههاست. 16 هزار پرونده در دادگاههاى شمال راجع به قاچاق تنظیم شده که هنوز تعقیب نشده است (سید محمدعلی شوشترى، نمایندهٔ گرگان: چقدر آقا؟) شانزده هزار تا. قاچاقى که مأمور بگیرد و بعد از بیست سال پرونده دردادگاه مطرح نشود همین طور میشود. ما آمدیم خواهش کردیم خارج از نوبت رسیدگى کنند. دادگسترى گفت: آقا چیزى که 16 هزار تا باشد خارج از نوبتش داخل نوبت میشود. یک کمیسیونى رفت از طرف دادگسترى یک هیأت بازرسى رفت به شمال که رئیسش آقاى احمدى بودند. خدمت کردند کمک کردند. یک قدرى تسریع شد در محاکمات. بنده از ایشان اینجا رسماً تشکر میکنم ولى این کارى نیست که به این آسانى بشود انجام داد و تسریع در محاکمات از قدرت بنده شخصاً خارج است. بنده منصف هستم جناب آقاى عمیدى نورى ولى زورم به دادگاه بابل نمیرسد که پرونده قاچاق را امروز مطرح کند یا سه سال دیگر. تا سه سال دیگر هم خدا میداند. اصلاح این وضع بودجه میخواهد. برنامهاى که ما نوشتهایم و امروز عصر در کمیسیونى که از طرف مجلسین تعیین شده مطرح خواهد شد 16 میلیون تومان بودجه سالیانه بنگاه جنگلها باید بشود. این کار لازمهاش تربیت جنگلبان است؛ تربیت کمک مهندس جنگل است؛ تربیت مهندس جنگل است که هر کدام از دو سال تا 6 سال باید درس بخوانند تا تربیت بشوند. کار آسانى نیست. ولى پستهٔ مشهد که فرمودید. یک پستهاى از جنگلهاى مشهد موجود بوده آمدهاند اعلان مزایده دادند و تا شش تومان خریدار داشته است. بنگاه ]جنگلها[ نمونه خواست. نمونه را آوردند تهران بردند بازار ارائه دادند گفتند که بیشتر از این میخریم. شاید نمونه خوب بوده. تلگراف کردند بفرستید تهران در تهران بفروشیم. آوردند تهران معلوم شد آن طور که نمونه بود این 9 هزار تن به آن مرغوبى نبوده، ارزانتر فروختند. بازرسى نخست وزیر تصدیق کرده که این ضرر خورده ولى قصورى از طرف اداره مربوطه نشده. اینها وظیفهشان را انجام دادهاند منتهى ضرر خورده؛ و اما راجع به آقاى مبشر یا مرحوم مبشر یا هرچى که گفتند: اتکای ما به جنگلبانانى بود که جنگ پارتیزانى میخواستیم راه بیندازیم. بنده عرض کردم هرگاه مقامات انتظامى از هر قسمى که باشد به وزارت کشاورزى گزارش بدهند که فلانى تودهاى است آناً منتظر خدمت خواهد شد. (نمایندگان: صحیح است) دیروز دو نفر اخراج شدند از جنگلبانى ولى وقتى که بنده شخصاً صلاحیت تشخیص اینکه فلان کس تودهاى است یا نیست ندارم ]کاری نمیتوانم بکنم[. معذلک اگر گزارش بدهند که این مأمور تودهاى است بنده بیرونش میکنم. (مهدی صدرزاده، نمایندهٔ شیراز: مأمور ناصالح را هم به همین ترتیب بیرون کنید) حتى همین چند روزه مقامات انتظامى نوشتهاند که فلان مأمور متهم بود تبرئه شده است. بنده گفتم اشکالى ندارد ولى بنده در کار وزارت کشاورزى به این کار نمیدهم. حالا میفرمایید که هر کسى هست بگویم تو تودهاى هستى چون مبشر این حرف ]را[ زده؟ اما راجع به تراورس که تقاضاى تراورس در اسفندماه شد. آقایان میدانند که در دولت سابق در حدود دو سال و کسرى راهآهن به وضع بسیار اسفناکى افتاده بود که بازرسهایی که رفته بودند گفته بودند که تراورسها پوسیده است و حتى گفتند پیچها بیرون مىآید و اقرار کردند که به فوریت تراورسها باید عوض شود. گویا در اسفندماه بود یا کى بود که پروانه صادر شد و استثنائاً اجازه داده شد که در فصل بهار درخت قطع شود. حالا پولى داده باشند بنده نمیدانم ولى این تصویبنامهٔ دولت بود و به تقاضاى راهآهن که چون فرصت کم است و اگر به قدر کافى تراورس تهیه نشود راه آهن اصلا میخوابد. این اجازه به طور اختصاصى از هیأت وزرا داده شد که این تراورسها تهیه شود که در کارخانه شیرگاه اشباع شود والا درغیر این صورت محال و ممتنع است ]در غیر فصل مجاز، پروانه قطع صادر شود[. اگر هم بشود بفرمایید که بنده تعقیب بکنم اگر تعقیب نکردم بنده را شخصاً تعقیب بفرمایید. (نمایندگان: احسنت)
منابع 1- مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی/کتابخانه موزه مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1389، لوح مشروح، نسخه2. 2- معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص. 3. http://book20.mihanblog.com/post/category/28 4. http://tabrizim.mihanblog.com/post/242 5. http://www.iichs.org/index.asp?doc_cat=7 |
| ساعت ٦:٠٩ ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩ |
|
پس از استقرار نظام مشروطه در ایران، نخستین جلسه رسمى مجلس شوراى ملى در تاریخ 13 مهرماه 1285 با نطق افتتاحیه مظفرالدین شاه قاجار گشایش یافت. با این حال به دلیل مشکلات مربوط به تثبیت نظام مشروطه در کشور از یک طرف و در اولویت نبودن مسائل جنگل از طرف دیگر، تصویب قانونی در این زمینه تا سال 1321 به تعویق افتاد. البته در این مدت دولت در 8 اسفند 1303 و 8 خرداد 1312 و 8 فروردین 1321 با مصوباتی سعی در حفظ جنگلها و مراتع کشور داشت ولی جای خالی قانونی در این زمینه احساس میشد. به همین دلیل دولت لایحهای برای حفظ جنگلها به مجلس فرستاد که در تاریخ ١٧ دی 1321 و در دورهٔ سیزدهم مجلس شورای ملی تصویب شد. تصویب این قانون با وجود مختصر و ناکامل بودنش، رویداد مهمی در تاریخ مدیریت منابع طبیعی کشور محسوب میشود زیرا آغازی شد برای تصویب و تنظیم قوانین و مقررات متعدد و فراگیر بعدی از جمله قانون جنگلها و مراتع کشور که در تاریخ 22 تیر 1338 تصویب شد.
قانون راجع به جنگلها مصوب 17 دی ماه 1321 ماده اول ـ مراقبت در حفظ و احداث جنگلها و نظارت در بهرهبرداری آنها به عهده وزارت کشاورزی میباشد. تبصره ـ مالکین جنگلهای خصوصی مکلفند دستورهای وزارت کشاورزی را برای حفاظت جنگلهای خود و تجدید جنگلهای از بین رفته و بهبود آنها رعایت و به موقع اجرا بگذارند. ماده دوم ـ بریدن درخت از جنگل و تهیه هیزم و زغال و تبدیل هر جنگل به زمین زراعتی اعم از اینکه جنگل ملک اشخاص یا دولت باشد بدون داشتن پروانه از وزارت کشاورزی ممنوع است. وزارت کشاورزی با در نظر گرفتن احتیاجات عمومی پروانههای لازم را به موقع صادر خواهد کرد. تبصره 1 ـ تهیه هیزم از درختها و شاخههایی که وزارت کشاورزی برای مصرف سوخت مناسب میداند و به آگهی عموم خواهد رسانید برای مصرف محلی جنگلنشینان و ساکنین دهکدههای مجاور نیازمند به صدور پروانه نیست. تبصره 2 ـ قطع درخت برای مصارف روستایی از قبیل خانهسازی ـ سدسازی ـ پادنگ ـ تلمبار ـ آبدنگ و سهپایهزنی و غیره ساکنین جنگل و دهکدههای مجاور آن به میزانی که وزارت کشاورزی تعیین مینماید آزاد است مشروط بر اینکه قطعکنندگان قبلاً اظهارنامه به مأمورین جنگلبانی محل داده و با نظارت آنها اقدام به قطع درخت بنمایند. تبصره 3 ـ قطع اشجار در محوطه خانههای روستایی در حدود یک هزار و پانصد متر مربع برای ساکنین آزاد است. ماده سوم ـ صدور پروانه قطع درخت در مرز جنگلها به عرضی که وزارت کشاورزی تعیین خواهد کرد و از یک کیلومتر کمتر نخواهد بود برایهمیشه ممنوع است. ماده چهارم ـ هر کس بر خلاف این قانون بدون پروانه وزارت کشاورزی درخت از جنگلها بیندازد به پرداخت جریمه از پنجاه و یک ریال تا پنج هزار ریال و حبس تأدیبی از هشت روز تا دو ماه محکوم خواهد شد. تبصره ـ مأمورین کشاورزی مکلفاند پس از وصول اظهارنامه و تقاضای پروانه برای قطع درخت در ظرف پانزده روز رسیدگی نمایند و در صورت استحقاق، پروانه لازم صادر کنند. ماده پنجم ـ استفاده از درختهای افتاده جنگل برای مالکین آنها پس از معاینه و گواهی مأمور جنگلبانی مجاز است و مأمور موظف است پس از وصول اظهارنامه در مدتی که زیاده از پانزده روز نباشد معاینه و گواهی دهد. ماده ششم ـ هر کس جنگل یا قسمتی از آن را عمداً بسوزاند به حبس مجرد از دو سال تا ده سال محکوم میشود و اگر برای جنگلکاری یا تبدیل جنگل به زراعت یا هر اقدام دیگری سوزانیدن جنگل ضرورت داشته باشد اجرای آن منوط به اجازه وزارت کشاورزی یا رؤسای کشاورزی خواهد بود. ماده هفتم ـ هر کس از روی بیاحتیاطی مرتکب عملی شود که در نتیجهٔ آن جنگل آتش بگیرد به حبس تأدیبی از دو ماه تا یک سال محکوم خواهدشد. ماده هشتم ـ در مواقع آتشسوزی جنگلها کلیه مأمورین دولت و اهالی که در نزدیک آن محل باشند موظف به کمک در آتش نشانی هستند. ماده نهم ـ هر کس به واسطه اعمالی مانند کت زدن یا پیزدن درخت یا روشن کردن آتش در تنه درخت و غیره سبب خشکانیدن درختهای جنگلشود به حبس تأدیبی از هشت روز تا دو ماه و به پرداخت غرامت از پنجاه و یک تا سیصد ریال به خزانه دولت برای هر درختی که خشکانیده باشد محکوم خواهد شد. ماده دهم ـ قطع شاخههای بزرگ درختهای جنگل به جز در مواردی که این قانون استثنا کرده است ممنوع است و متخلف به پرداخت دو تا پنج ریال به خزانه دولت برای هر شاخهای که بریده است محکوم خواهد شد. تبصره ـ شاخه بزرگ شاخهای است که قطر آن در محل اتصال به تنه درخت بیش از هشت سانتیمتر باشد. ماده یازدهم ـ در جنگلهایی که سوخته و یا از آنها بهرهبرداری شده و به موجب آگهی منتشر از طرف وزارت کشاورزی حدود آنها معین گردیده چرای دام تا مدتی که وزارت کشاورزی مقتضی بداند و آگهی نماید ممنوع است. متخلف به پرداخت غرامت از پنجاه و یک تا پنج هزار ریال به خزانهٔ دولت محکوم خواهد شد. ماده دوازدهم ـ نسبت به بزههای مذکور در این قانون مأمورین جنگلبانی وزارت کشاورزی جزء ضابطین دادگستری به شمار آمده و گزارش آنها مطابق تکلیفی که در فصل دوم از باب یکم قانون آیین دادرسی کیفری معین شده معتبر خواهد بود. تبصره ـ در صورتی که گزارش مأمورین بر خلاف واقع و برای نفع شخصی یا اعمال غرض بوده باشد مأمور گزارش دهنده به دو برابر کیفر جرمی که موضوع گزارش خلاف واقع بوده است محکوم خواهد شد. ماده سیزدهم ـ هر گاه مأمورین جنگلبانی در اجرای مقررات این قانون و آییننامههای مربوطه مراقبت کامل ننمایند و متخلفی از مقررات این قانون را تعقیب نکنند به حبس تأدیبی از یک ماه تا سه ماه محکوم خواهند شد. ماده چهاردهم ـ آییننامههای مربوط به اجرای این قانون را وزارت کشاورزی تهیه و پس از تصویب هیأت وزیران به موقع اجرا خواهد گذارد. وزارت کشاورزی مجاز است که به متخلفین از مواد آییننامههای این قانون تا مدتی که مقتضی بداند پروانه قطع درخت ندهد. ماده پانزدهم ـ مواد 2 و 4 و 10 این قانون در حوزههایی که وزارت کشاورزی اجرای آن را لازم بداند یک ماه پس از آگهی در هر حوزه قابل اجرا است. ماده شانزدهم ـ هیچ یک از مأمورین جنگلبانی حق نخواهند داشت مستقیماً یا به واسطه دیگری به معاملات بازرگانی چوب مبادرت کنند. اقوام طبقه اول و دوم آنها نیز مشمول این حکم خواهند بود. ماده هفدهم ـ در جنگلهایی که اقدام به بهرهبرداری و قطع اشجار میشود مالکین باید مطابق دستور وزارت کشاورزی درختکاری نمایند و نیز درجنگلهای دولتی و بلا صاحب دولت مستقیماً مکلف به انجام مقررات این ماده میباشد. ماده هیجدهم ـ مقررات کیفری دیگری که مخالف با مقررات کیفری مذکور در این قانون باشد در مورد جرائم مذکوره در این قانون بی اثر است. این قانون که مشتمل بر هیجده ماده است در جلسه هفدهم دی ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شورای ملی رسید. رئیس مجلس شورای ملی، حسن اسفندیاری
منابع 1- لوح حق، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1386. 2- لوح مشروح، نسخه 2، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی/کتابخانه موزه مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1389. |
| ساعت ۱۱:۳۱ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ |
|
با این که توجه به حفظ منابع طبیعی و جنگلها در عصر ما بیشتر شده است، در گذشته نیز بسیاری از مردم به این موضوع اهمیت میدادند. متن زیر تنظیم شده در 18 محرم الحرام سال 1332 هجری قمری (چهارشنبه 26 آذر 1292 ش) به دست جمعی از اهالی ماسوله در استان گیلان، دلیلی بر این ادعاست.
غرض از تحریر این کلمات این است که: قلعهبُن واقع در پشت آبادی ماسوله؛ هر سال در فصل زمستان و بهار در میان جرز سنگها آب نشر میکند و سنگها از هم جدا میشود و به سمت آبادی ماسوله میآید. قبل از این تاریخ چقدر سنگ به ماسوله آمده و چقدرخانها [خانهها] و آبادیها را خراب کرده. بر هر ذیشعوری واضح و روشن است که اگر سنگی از قلعهبن به ماسوله بیاید، خانها و آبادیها را خراب و باعث اتلاف نفوس و کشتن مردم خواهد شد. سابقاً محض حفظ مال و جان و آبادی و دفع ضرر و رفع احتمالات خطر، از پشت آبادی ماسوله تا زیر سنگهای قلعهبن، مسلمانان ماسوله درختان بزرگ غرس کردهاند که هر وقت سنگی از محل خود حرکت بکند درختها مانع شوند و از سنگ جلوگیری بکنند و به همین واسطه جمعی از نفوس و مال مسلمانان را حفظ کردهاند. الحال مسلمانی مردم این طور اقتضا میکند که درختهای قدیم را میبرند و اگر درختی خودسر افتاده باشد او را خورد [خرد] کرده هیزم میکنند و میفروشند و برای یک بار هیزم هم که پانصد دینار قیمت دارد؛ راضی میشوند جان و مال جمعی از مسلمانان تلف شود . اولاً عموم اهل ماسوله را به حضرت صاب الزمان عجالهفرجه [عجلاللهفرجه] قسم میدهیم که ابداً متعرض درخت و هیزم قلعهبن نشوند و راضی بهریختن خونهای ناحق و تلف شدن خانها و مال مسلمانان نشوند. اگر بعد از این بخواهند درختی یا شاخهای یا یک چوب هیزم حتی بهقدر یک قلم چوب از قلعهبن ببرند خصومت با حضرت حجت عجالهفرجه [عجلاللهفرجه] کردهاند و گرفتار سخط و غضب حضرت حجت بشوند. و ثانیاً و ثانیاً هرکس بخواهد از درختهای قلعهبن از درخت بزرگ الی کوچک یا شاخۀ درخت یا هیزم حتی بهقدر خلال دندان چوب از قلعهبن ببرد یا متعرض شود خودش و پدرش و مادرش و هفتاد پشت از اسلاف او به لعنت خدا و سخط حضرت قهّار و به نفرین و غضب پیغمبر آخرالزمان صلواتاللهوسلامهعلیهوآله دچار و گرفتار شوند. هر مردی که راضی و مرتکب شود، با [....] و معاویه و یزید و ابن زیاد و شمر و خَوَلی و سَنان بن اَنَس محشور و همنشین و هر زنی که راضی و مرتکب شود با [...] و [...] و قطامه [قطام] و اسماء محشور و همنشین شود. هر طفلی مرتکب شود از عمر خود نصیب و از دنیا و آخرت بی بهره شود. در هر خانۀ [خانهای] بخواهند یک چوب از قلعهبن را بسوزانند یا به کار بزنند خداوند بهحق و مغیر آخرالزمان آن خانواده را بَناتُ النَعش [=پراکنده] بکند و قفل به آن خانه بزند که هرگز هیچکس نتواند آن قفل را باز کند. این چند کلمه مخصوص (؟) پشت نامه، قلمی گردید فی هجدهم شهر محرم الحرام [یک کلمه ناخوانا] سنه 1332 . حاج وکیل الرعایا [الحاقی:] توضیح [یک کلمه ناخوانا] حیوانات از هر قبیل، از گاو و گوسفند و بز و بره و بزغاله و غیرهم هم در قلعهبن عبور و مرور ندهند و اگر بخواهند تخلف نمایند بهسخط و غضب حضرت قهار گرفتار شوند.
[الحاقی]: الله تعالی شأنه العزیز خداوند جل اسمه بیامرزد آباء و اجداد کسانی که این ورقه را میخوانند و بهمضامین آن عمل مینمایند. بهسخط و غضب خداوند قهار گرفتار شوند که بر خلاف مضامین آن رفتار میکنند. در دار دنیا و دار آخرت برای آنها نجاتی نباشد. حرره فی شهر محرم الحرام [سه کلمه ناخوانا] سنه 1332 .
منبع: فروغی ماسوله، ناصر، سند تاریخی قرارداد اهالی ماسوله، 1332 هجری قمری. با تشکر از مسلمی، رضا. این سند و منبع آن را آقای رادمهر جُوهی به بنده معرفی کرد و همچنین تصویر متن دستنوشته را در اختیارم گذاشت که در تکمیل و ویرایش استفاده شد و از ایشان تشکر میکنم. |
| ساعت ۱٠:٢٤ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧ |
|
دکتر محمد حسین جزیره ای، جنگل شناس برجسته و چهرۀ ماندگار ایران، در 12 تیر 1301 در بندر انزلی به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند و در سال 1323 موفق به اخذ لیسانس در رشتۀ کشاورزی از دانشگاه تهران گردید و در وزارت کشاورزی مشغول کار شد. از مشاغل وی در این دوره می توان به ریاست شعبۀ جنگلبانی لاهیجان، ریاست ادارۀ کشاورزی رودبار، بازرس منطقۀ جنگلبانی گیلان، ریاست ادارۀ کشاورزی بندر انزلی اشاره کرد. سپس از تاریخ 24 خرداد 1328 در بنگاه جنگلها به سمت رئیس ادارۀ آمار و ممیزی منصوب شد. جزیره ای برای ادامۀ تحصیل عازم بلژیک شد و دورۀ فوق لیسانس و دکتری خود را به ترتیب در رشتههای جنگل و آب و علوم جنگل در سال های 1336 و 1346 در انستیتو آگرونومیک ژامبلو به پایان رساند. وی پس از بازگشت به ایران در دانشگاه های زیر مشغول تدریس شد: - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشگاه تربیت مدرس (دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم دریایی نور) - دانشگاه یزد (دانشکدۀ منابع طبیعی و کویرشناسی) - دانشگاه تهران (دانشکدۀ منابع طبیعی کرج) از مشاغل اداری وی که در کنار فعالیت های آموزشی بر عهده داشت، میتوان به معاون فنی مدیر عامل بنگاه جنگلها؛ معاون فنی سازمان جنگلهای ایران؛ مدیر کل مراتع کشور؛ مدیر عامل سازمان عمران منطقهای گرگان و رشت؛ معاون فنی وزارت منابع طبیعی در امور جنگل و مرتع و خاک؛ معاون فنی وزیر کشاورزی، رئیس سازمان جنگلها و مراتع کشور و همکاری با فرهنگستان علوم و فرهنگستان زبان و ادب فارسی اشاره کرد. دکتر محمدحسین جزیرهای علاوه بر سفرهای علمی به خارج از کشور در زمینۀ تخصصی خود از جمله آمریکا، اسپانیا، استرالیا و... کتاب های زیر را تألیف و ترجمه کرده است:
1- انواع چوب و روش تهیۀ آنها در جنگل های کرانۀ دریای خزر، 1331، با همکاری محمد روانشاد. 2- اصول سیلوی کولتور: جلد اول: جنگل کاری، 1337، جلد دوم: حمایت جنگل، 1338 3- مونوگرافی گونه های آکاسیا، 1337 4- یادداشت های سفر اسپانیا، 1337 5- شاه بلوط درخت جنگلی ایران، 1340 6- روش استحصال چوب در جنگل های کرانۀ دریای مازندران، 1340، با همکاری رضا حجازی و محمد روانشاد. 7- تقسیمات جنگلی ایران (به فارسی و فرانسه)، 1341. 8- 1342/ Quelques investigation sur Prunus Laurocerasus ١٩۶٣ 9- Contribution a l etude des forest primaires de la caspienne ١٩۶۵/١٣۴۴ 10- Contribution a la phytogeographie de la forest caspienne ١٩۶۶/١٣۴۵ (با همکاری(A. Noirfalise 11- درخت زبان گنجشک و پرورش آن (ترجمه)، 1372 12- جنگل کاری در خشکبوم (کتاب برگزیده سال 1380)، چاپ دوم با تجدید نظر در سال 1381 ١٣- جنگلشناسی زاگرس (با همکاری مهندس مرتضی ابراهیمی رستاقی)، کتاب سال جمهوری اسلامی، 1382. دکتر جزیره ای از برگزیدگان همایش چهره های ماندگار در سال ١٣٨۴ بود.
منابع 1- بنگاه جنگلها، سالنامۀ 1329، کمیسیون انتشارات بنگاه جنگلها. 2- جزیره ای، محمد حسین، 1384، نگهداشت جنگل، دانشگاه تهران،231ص.
|
|
| ساعت ۱٠:٤۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧ |
|
مهندس کریم ساعی را پایه گذار جنگلداری علمی در ایران می دانند. وی در سال 1289 در مشهد متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خویش به اتمام رساند. تحصیلات دانشگاهی خود را در مدرسۀ عالی(دانشکده) فلاحت دانشگاه تهران گذراند و در سال 1310 با درجۀ مهندسی فارغالتحصیل شد. سپس با قبولی در چهارمین دورۀ اعزام محصلین به خارج، به مدت دو سال در مدرسه مونپلیه(Montpellier) در انستیتو اگرونومیک فرانسه به تحصیل ادامه داد و با درجه ممتاز فارغالتحصیل گردید. به دلیل موفقیتهایی که در فرانسه کسب کرده بود، مجله علمی تخصصی Revue du bios او را به عنوان یکی از چهرههای شاخص علم جنگل معرفی کرد. پس از اتمام این دوره، برای ادامۀ تحصیل به آمریکا اعزام شد و با تحصیل در رشته آمار و جنگل، در سال 1316 موفق به اخذ درجۀ فوق لیسانس از دانشگاه برکلی(Berkeley) در ایالت کالیفرنیا شد. در سال 1317 در ادارۀ کل فلاحت که زیر مجموعۀ وزارت اقتصاد ملی بود و ریاست آن را مهندس محمد بیات داشت، دایره ای به نام «دایرۀ جنگل» تأسیس و تصدی آن در سال 1318 به مهندس کریم ساعی داده شد. بر اثر اقدامات وی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و با پیگیریهای مستمر او، در سال 1319 دایره جنگل که نهادی کوچک بود به «اداره جنگلبانی» به ریاست خود وی ارتقا یافت. در سال 1321 ادارۀ جنگلبانی به ادارۀ کل جنگلها تغییر نام یافت و ریاست آن بر عهدۀ ساعی گذاشته شد. در این سالها سوء استفادهکنندگان و غارتگران منابع طبیعی از تدوین مقررات و قانون جنگل که به همت او و همکارانش تهیه شده بود ناخشنود بودند و با تشکیل پروندهای او را روانه دیوان کیفری و از کار برکنار کردند. در بخش آموزش، به پیشنهاد مهندس ساعی در سال 1321 رشتۀ جنگل در دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه تهران به تصویب رسید و او با سمت استاد دانشگاه مشغول تدریس شد. نشر علوم جنگل و مرتع به صورت مدون برای نخستین بار پس از بازگشت وی به میهن آغاز شد و در همین سال نشریهای را با نام «شمهای دربارۀ جنگلهای ایران» منتشر کرد. وی در سال 1325 مساحت جنگلهای ایران را محاسبه و آن را 18 میلیون هکتار برآورد کرد که شامل 10 میلیون هکتار جنگل و 8 میلیون هکتار زمین های جنگلی بود. این عدد را نخستین محاسبۀ کمابیش علمی دربارۀ مساحت جنگل های ایران می دانند. در سال 1327 جلد اول و در سال 1329 جلد دوم کتاب «جنگل شناسی» را منتشر کرد که با نشر این کتاب اساس اطلاعات علمی جنگلبانان کشور پی ریزی شد. با تأسیس بنگاه جنگلها در سال 1328 وی با سمت رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل این بنگاه، مشغول فعالیت شد. ساعی در پانزدهم آذرماه 1328 نشریۀ مخصوص کارکنان بنگاه جنگلها را با عنوان خبرنامۀ بنگاه جنگلها منتشر کرد که اولین نشریۀ ایرانی در زمینۀ منابع طبیعی بود و موجب ارتقای دانش فنی کارشناسان میگردید. این نشریه پس از سالیان دراز با عناوین نشریه بنگاه جنگلها، خبرهای سازمان جنگلبانی و در نهایت فصلنامه جنگل و مرتع به حیات خود ادامه داده است. او برای جنگل کاری و توسعۀ فضای سبز در تهران گامهای مؤثری برداشت و به کشت گونههای عرعر، سرو، کاج، چنار در تهران و اطراف آن همت گماشت. پارک ساعی تهران و چنارهای خیابان ولی عصر یادگار وی است. ساعی درخت و جنگل را هدیهای خدایی و سازنده پیکر حیات میدانست و این سخن بتهوون، آهنگ ساز آلمانی، را مکرر بر زبان میراند:«برای من درخت همانند یک انسان ارزش دارد». مهندس ساعی با توجه به مشاغل علمی و مسؤولیتهای اجرایی، همواره برای تحقیق و تفحص و جمع آوری اطلاعات به نقاط مختلف کشور عزیمت میکرد که سرانجام در روز 4 دی ماه 1331 هنگام بازگشت از شیراز به تهران، بر اثر سانحۀ سقوط هواپیما درگذشت و بر اساس وصیت نامه اش در دانشکدۀ منابع طبیعی دانشگاه تهران به خاک سپرده شد. مرگ زود هنگام مهندس کریم ساعی باعث تأسف همکاران، شاگردان و مجامع علمی کشور شد و با توجه به این که وی شخصیتی بین المللی داشت، درگذشت او در مطبوعات و محافل کشورهای دیگر نیز بازتاب داشت.
منابع 1- اسدی اتویی، علیرضا،1382 ،زنده یاد کریم ساعی ستاره ای درخشان بر تارک جنگلبانی ایران، کیمیای سبز، سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور- معاونت امور جنگل، با همکاری مؤسسۀ تحقیقات جنگلها و مراتع، ص57- 59. 2- بنگاه جنگلها، سالنامۀ 1329، کمیسیون انتشارات بنگاه جنگلها 3- میر محمدی، سید محمد،1382، شناسایی عوامل تخریب جنگلهای شمال ایران، گستره، 207ص.
4. www.frw.org.ir
|
|
| ساعت ٩:٥۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧ |
|
دکتر احمد قهرمان، گیاه شناس برجستۀ ایران، صبح روز یکشنبه 19 آبان 1387 در هشتاد سالگی درگذشت. وی در سال 1307 در بابل به دنیا آمد و دوران مدرسه را در این شهر گذراند. در سال 1329 برای ادامۀ تحصیل به تهران رفت و در دانشکدۀ علوم دانشگاه تهران پذیرفته شد. در سال 1333 لیسانس علوم طبیعی و در سال 1342 از همین دانشکده در رشتۀ علوم گیاهی، فوق لیسانس گرفت. دکتر قهرمان کار و فعالیت اقتصادی- فرهنگی خود را به ضرورت از دورۀ دبیرستان با نقاشی صحنۀ تئاتر و مدیریت کتابخانه آغاز کرد و سپس با استخدام در ادارۀ فرهنگ( آموزش و پرورش) طی سال های 1333 تا 1338 به تدریس در دبیرستان های خرد، شرف، علمیه، دارالفنون، انستیتو مریم و چند دبیرستان دیگر تهران پرداخت. وی سپس با شرکت در آزمون انتخاب دبیری دانشگاه و موفقیت در این آزمون، با عنوان دبیر گیاه شناسی تا سال 1342 در گروه زیست شناسی دانشکدۀ علوم دانشگاه تهران مشغول تدریس بود و از آن پس برای ادامۀ تحصیل به فرانسه رفت و در سال 1346 از دانشگاه مونپلیه(Montpellier) دکتری گیاه شناسی گرفت و در بازگشت به ایران به ترتیب با درجۀ استادیاری(1347) و دانشیاری(1351) و استادی به تحقیق و تدریس در دانشکدۀ علوم دانشگاه تهران مشغول شد. حاصل فعالیت های علمی و آموزشی 54 سالۀ دکتر قهرمان در دانشگاه تهران، تربیت صدها متخصص علوم گیاهی و تحقیق و تألیف چندین جلد کتاب آموزشی و پژوهشی است. شاخص ترین کار وی تألیف فلور رنگی ایران به شمار می آید که در ابتدا به صورت شخصی آغاز شد و سپس گروهی از پژوهشگران به سرپرستی وی مشغول کار شدند. برای این مجموعه 80 جلد پیش بینی شده که 25 جلد آن منتشر شده است. دکتر قهرمان بیش از صد مقالۀ پژوهشی تألیف کرد که 71 مقاله در مجلات بین المللی دارای نمایۀ جهانی(ISI) و بقیه در مجلات معتبر گیاه شناسی داخلی و خارجی چاپ شده است. دکتر قهرمان پایه گذار هرباریوم دانشگاه تهران بود که در سال 1363 کار آن شروع و در بهمن 1367 افتتاح شد. این هرباریوم دارای 5600 گونۀ گیاهی از حدود 8000 گونۀ گیاهی شناخته شدۀ ایران است.
فهرست تقدیرها و جوایز و نشان های دکتر قهرمان از سال 1371 به این شرح است: - تقدیر رؤسای وقت دانشگاه تهران برای خدمات علمی و آموزشی و پژوهشی در سال های 1371 و 1372 و 1373. - تقدیر رئیس جمهور و رئیس ستاد انقلاب فرهنگی وقت، اکبر هاشمی رفسنجانی، در سال 1373 برای خدمات مستمر علمی و فرهنگی. - جایزۀ ملی کتاب سال در جشنوارۀ بین المللی کتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1374. - جایزۀ جشنوارۀ خوارزمی برای رتبۀ یکم تحقیقات بنیادی در سال 1375. - دریافت مدال طلای اینشتین از سازمان یونسکو در جشنوارۀ خوارزمی در سال 1375. - جایزۀ ملی محیط زیست و تقدیرنامۀ ویژۀ رئیس جمهور در سومین جشنوارۀ محیط زیست. - لوح تقدیر کتاب سال دانشگاه ها در سال 1377. - نشان درجۀ یک پژوهش در سال 1381. - چهرۀ ماندگار در سومین همایش«چهره های ماندگار» در سال 1382.
آثار: 1- تشریح گیاهان آوندی 2- گیاه شناسی عمومی(2جلد) 3- گیاه شناسی پایه(2جلد) 4- کورموفیت های ایران(4جلد) 5- فلور رنگی ایران(تا کنون 25 جلد) 6- تنوع زیستی گونه های گیاهی ایران(3جلد) 7- نمایۀ دو هزار گونه از گیاهان ایران 8- کد عمومی خانواده ها و جنس های فلور ایران 9- تطبیق نام های کهن گیاهان دارویی با نام های علمی(3جلد)، با همکاری احمد رضا اخوت 10- راهنما و نقشۀ پوشش گیاهی طبیعی جزیرۀ قشم، با همکاری بهنام حمزه و فریده عطار 11- تنوع زیستی گونه های گیاهی ابرشهر تهران، با همکاری فریده عطار
منبع: کیهان فرهنگی، ش 225(تیر 1384).
|
|
| ساعت ۱٠:٢٧ ب.ظ روز سهشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧ |
|
مقدمه به طور کلی تا سال 1297(اواخر دوران قاجاریه) دولت توجهی به جنگل ها نداشت. در این اوان عده ای از بازرگانان و شرکت های خارجی شروع به بهره برداری از درختان شمشاد و بلوط و گردوی جنگل های شمال کرده مواد حاصل را با پرداخت عوارض ناچیزی به گمرک، از کشور خارج می کردند. برخورد اتفاقی به آمار گمرکی، دولت را به اهمیت جنگل ها و لزوم حراست آن متوجه کرد و چون حدود اغلب جنگل های اربابی از جنگل های دولتی تا آن تاریخ به طور کلی مشخص نبود، این عمل باعث می شد که صاحبان جنگل های خصوصی اغلب، بهرۀ مالکانۀ جنگل های دولتی را بدون استحقاق، به نفع شخصی تملک کنند و از این راه لطمه به درآمد دولت وارد می آمد. لذا مقارن سال 1297 وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه، شخصی را به نام احمدی که اطلاعاتی در امر نقشه برداری و مساحی داشت، به اتفاق دو نفر به شمال اعزام کرد تا از جنگل ها نقشه برداری و حدود جنگل های دولتی را از جنگل های اربابی تفکیک کند. این هیأت تصمیم گرفت ابتدا کار خود را از جنگل هایی که شرکت ها و بازرگانان مشغول بهره برداری از آنها هستند شروع کند و عملیات هیأت با وجود مشکلات فراوان، مدتی ادامه داشت تا آن که با قیام میرزا کوچک خان جنگلی مصادف گردید و ناتمام ماند.
اولین ادارۀ جنگلبانی در شمال و ایران در سال 1299 وزارت فلاحت، سازمانی ابتدایی را در جنگل های شمال تشکیل داد که وظیفۀ آن، نقشه برداری از جنگل ها و تفکیک جنگل های خالصه(دولتی) از شخصی و همچنین تعیین جنگل های بکر و قابل استفاده از جنگل های مخروبه و بوته زار بود. ریاست این هیأت به هانس شریکر، کارشناس اتریشی، محول شد. سازمان هیأت مزبور که در ابتدا مقر ثابتی نداشت و به طور سیار انجام وظیفه می کرد و از سال 1302 در مشهد سر (بابلسر فعلی) مستقر گردید به صورت زیر بود:
نام سمت حقوق ماهیانه(ریال)
هانس شریکر رئیس هیأت 2000 سر کارات معاون هیأت 600 سید علی زاهدی مستحفظ جنگل 320 حسن علی گلشاهی مستحفظ جنگل 200
این هیأت با آن که همواره به دلیل تهی بودن خزانۀ کشور از دیرکرد حقوق و مشکلات متفرقۀ دیگر در مضیقه بود با علاقه مندی وظایف خود را انجام می داد و گزارش های مفیدی همراه نقشه به طور منظم به تهران می فرستاد. در سال 1302 که وضع مالی کشور تا حدی سر و سامان گرفته بود، دولت یک متخصص جنگل آلمانی را به نام فندم هاگن با حقوق ماهیانۀ 5000 ریال سه ساله استخدام و به کار گماشت. نخستین اقدام این شخص که قرارداد استخدام او پس از انقضای سه سال به مدت سه سال دیگر بر حسب ضرورت و تمایل دولت تمدید شد این بود که موافقت دولت را با تأمین و پرداخت بودجۀ مخصوصی برای جنگل ها جلب کند و از محل این بودجه در اوایل سال 1303 عده ای را به نام مستحفظ و قراول جنگل استخدام و به شمال اعزام دارد. حقوق ماهیانۀ مستحفظ 250 ریال و قراول 150 ریال تعیین شد. این افراد لباس و علائم مخصوص داشتند. سازمان جنگلبانی کشور در سال 1303 به صورت زیر بود: 1- تشکیلات مرکزی مرکب از یک کارشناس(فندم هاگن) یک رئیس اداره (میر منصور خمسی) یک مترجم (عزیز بکلو) و چند نفر کارمند. 2- تشکیلات مازندران و گرگان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل به ریاست هانس شریکر که مرکز تشکیلات در مشهد سر(بابلسر فعلی) بود. 3- تشکیلات گیلان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل به ریاست «سر کارات» که مرکز تشکیلات در شهر رشت بود. گفتنی است قسمتی از منطقۀ تنکابن از لحاظ جنگلبانی منضم به سازمان گیلان و قسمت دیگر جزء تشکیلات جنگلبانی مازندران و گرگان ( اِستَر آباد سابق) بود. در ضمن برای حفظ جنگل های جنوب ایران و همچنین نظارت و نگهداری جنگل ها، مقداری نهال چَندَل(Rhizophora mucronata) که چندی پیش از آن از زَنگبار(بخشی از تانزانیای فعلی) به سواحل جنوب حمل و غرس شده بود یک نفر قراول جنگل به آن منطقه اعزام شد که به علت تأخیر در پرداخت حقوق، در انجام وظیفه توفیقی نیافت. به هر یک از مستحفظین در منطقۀ مربوط، مسؤولیت حوزه ای واگذار شده بود که هر کدام مرتب به بازدید جنگل ها و مراتع و نقشه برداری در آن مشغول بودند و مشاهدات خود را به ضمیمۀ کروکی های تهیه شده به مقامات بالا گزارش می دادند. در این سال هیأت دولت تصویب نامۀ زیر را برای حراست جنگل ها صادر کرد: هیئت وزرا در جلسۀ 8 حوت(اسفند) 1303 پیشنهاد نمرۀ 8451 وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه را راجع به جنگلها تحت مداقه قرار داده مواد ذیل را تا گذشتن قانون جنگلها از تصویب مجلس شورای ملی تصویب و مقرر می دارند. اولاً- نظر به این که جنگلها یکی از ثروت های ملی بوده و بنا بر این باید در تحت ادارۀ دولت باشد کلیۀ جنگلها متعلق به دولت است مگر آن که تعلق آنها به مالکین خصوصی بر حسب اسناد و مدارک معتبره ثابت شده باشد. ثانیاً- دولت اساساً برای حفظ جنگلها نظارت در تمام آنها را اعم از دولتی و اربابی داشته و این نظارت فنی که مربوط به حفظ و ازدیاد جنگلها مخصوصاً در کوه ها و دامن کوه ها و تکثیر اشجار صنعتی و تعیین شرایط و دادن دستورالعمل قطع و غرس اشجار در عوض درختهای قطع شده می باشد بر عهدۀ وزارت فلاحت محول است. ثالثاً- اجاره دادن جنگلهای دولتی و اجازۀ قطع اشجار صنعتی و غیر صنعتی و استفاده از محصولات جنگلی جنگلهای مزبور با مراعات نظارت فنی وزارت فلاحت به تصویب وزارت مالیه بوده و در هر موقع مطابق مقررات قانون محاسبات عمومی و مزایده صورت خواهد گرفت. رابعاً- اشجار مهمۀ صنعتی که حفاظت آنها باید مورد توجه مخصوص باشد عبارت است از درخت گردو و شمشاد و سور(سرو زَربین) و بلوط و آزاد و توت و کلیۀ سیاه درخت است. خامساً- قطع اشجار صنعتی برای استعمال در داخله در جنگلهای اربابی بدون اجازۀ مخصوص وزارت فلاحت ممنوع است و در هر مورد قبل از صدور اجازه از طرف وزارتخانۀ مزبور درخواست کننده باید توضیحات ذیل را داده و تقبلات ذیل را عهده دار شود: 1- مساحت جنگل و واقع بودن آن در کوه و دامن کوه و یا در جلگه و تعیین مالک آن. 2- تقبل غرس پنج درخت تازه در عوض هر یک درخت قطع شده و یا آن که سرشاخه ها و مواد حاصله در ظرف مدت معین طوری تخلیه و از جنگل خارج نمایند که وسائل نمو جوانه ها و نهال ها سهل شود. 3- تقبل تأدیۀ عوارض دولتی برای هر یک از درخت قطع شده. 4- تقبل قطع و غرس اشجار در تحت نظارت مأمور مخصوص وزارت فلاحت. 5- تقبل تأدیۀ حقوق مأمور مخصوص. سادساً- قطع اشجار غیر صنعتی برای احتیاجات داخله در جنگلهای اربابی محتاج به اجازۀ مخصوصی نبوده ولی قبلاً صاحبان آنها باید مراتب را به وزارت فلاحت اطلاع بدهند و اگر صاحبان جنگلهای اربابی به طوری جنگلهای خود را قطع نمایند که باعث از بین رفتن جنگل شود و یا قبلاً مراتب را اطلاع ندهند قیمت اشجار قطع شده از آنها دریافت خواهد شد. سابعاً- اجازۀ صدور چوب های صنعتی به خارجه در هر مورد منوط به پیشنهاد وزارت فلاحت و صدور تصویب نامۀ هیئت وزرا است و اگر برای صدور آن، حقی مطابق تعرفۀ گمرکی معین نشده باشد به یکی از دو شق ذیل رفتار خواهد شد: یا همه ساله در اول سال مقدار کل صادرات و چوب های صنعتی که در آن سال دولت اجاره خواهد داد معین شده و میزان حق الصدور آن به مزایده معین خواهد گردید و یا این که هر گاه در موارد مختلفه صدور چوب های مزبور مقتضی شود اجازۀ مخصوصی صادر نموده و حق الصدور را با توافق نظر وزارت مالیه معین خواهد نمود. ثامناً- اجازۀ صدور چوب های غیر صنعتی و مواد جنگلی به خارجه در صورتی که در تعرفۀ گمرکی حقی پیش بینی شده باشد با تأدیۀ آن حق پس از اطلاع قبلی به وزارت فلاحت صورت خواهد گرفت و در صورتی که تأدیۀ حقی در تعرفۀ گمرکی پیش بینی نشده باشد، تعیین حق الصدور با موافقت وزارت مالیه بسته به اجازۀ هیئت وزرا است. با این حال چون از تعداد اندک مستحفظین جنگل که می بایست مجری مقررات این تصویب نامه باشند و همچنین بودجۀ جنگلبانی در زمان سرلشکر عبدالله طهماسبی( ؟- فروردین 1307) که تصدی وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه را به عهده داشت کاسته شد در عمل نتیجه ای از صدور تصویب نامۀ مزبور عاید نگردید و سازمان مذکور تا اواسط سال 1307 یعنی تاریخی که قرارداد خدمت فندم هاگن خاتمه یافت و ایران را ترک گفت به علت ناکافی بودن اعتبارات مالی توسعه ای نیافت. در بالا به فعالیت عده ای از بازرگانان و شرکت های خارجی در قطع چوب جنگلهای شمال مختصر اشاره ای شد. لازم است اضافه شود که یکی از این شرکت ها (شرکت اردینرو گساس) عملیات خود را در حوزۀ تَمیشان(در شهرستان نور) به ترتیبی که تشریح خواهد شد توسعه داد کما این که آثار آن هنوز باقی است. بیشتر کار این شرکت تا قبل از سال 1303 عبارت بوده است از تهیۀ تخته توسکا برای جعبۀ مرکبات و غیره برای داخل اما مقارن همین اوقات از بازار جدیدی در خارج از ایران (کشور روسیه) برای تراورس بلوط حاصل از جنگلهای شمال پیدا شد و چون معامله پرسودی بود بازرگانان مزبور به فکر افتادند از لحاظ پیشرفت کار و امکان نفوذ به اعماق جنگل ریل هایی نصب و مواد حاصل را با واگن از جنگل خارج و در ساحل تمیشان جمع آوری کنند که از آنجا با قایق به کشتی های روسی که در چند کیلومتری ساحل لنگر می انداختند حمل می شد. در خلال این مدت کارخانه چوب بری کوچکی که به مرور توسعه و تکمیل شد در تمیشان تأسیس کردند. بنا به دستور دولت یک نفر مستحفظ جنگل در منطقه کار شرکت مأمور نظارت شد و وظیفۀ این مأمور که حقوق او را به طور الزامی شرکت می پرداخت این بود که ببیند آیا شرکت تعهدات خود را طبق تصویب نامۀ صادره انجام می دهد یا خیر. کارخانۀ تمیشان بعدها (1305- 1306) بر اثر ورشکستگی که معلول کمی سرمایه و قطع تجارت چوب با کشور روسیه بود به شرکت دیگری که رضا شاه پهلوی و عده ای از بازرگانان بنام آن وقت سهامدار آن بودند واگذار شد و چندی بعد مأمورین املاک اختصاصی مسؤول بهره برداری آن شدند و از تاریخ ورشکستگی شرکت اولیه، از گماشتن مستحفظ ناظر خودداری شد. این کارخانه سپس در اختیار ادارۀ املاک موقوفه قرار گرفت. در حدود سال 1305 سر کارات درگذشت و تا مدتی مأمورین جنگل گیلان گزارش های خود را مستقیم به تهران می فرستادند ولی دستگاه مرکزی مقرر داشت که احمد آو که از تهران به سمت رئیس دفتر منطقۀ جنگلبانی اعزام شده بود کفالت امور را به عهده بگیرد. این وضع بر قرار بود تا آن که در سال 1307 پس از عزیمت فندم هاگن، شریکر به ریاست فنی جنگلهای شمال انتخاب شد. در این اوقات به دستور وزارت فلاحت مرکز کار هانس شریکر از بابلسر به خوارخون(شیرگاه فعلی) انتقال یافت و ساختمانی برای استقرار منطقۀ جنگلبانی شمال در این محل تحت نظارت وی بنا شد که در اواخر دهۀ 1320 تعمیر و مرکز جنگلداری سواد کوه شد. در اواخر سال 1307 از دفتر رضا شاه پهلوی به وزارت فلاحت ابلاغ شد که یک نفر کارمند مطلع در امور جنگل را به جنگل های اختصاصی حوزۀ کُجُور اعزام کند تا برای حفظ و حراست جنگلهای آن قسمت و همچنین تعلیم و تربیت مأمورین لازم اقدام کند. وزارت فلاحت نیز خلیل قاضی تهرانی را به این سمت انتخاب و اعزام داشت که تا اوایل سال 1310 به این کار اشتغال داشت. روشی که در اجرای نظر فوق اتخاذ شد این بود که دستورهای لازم مبنی بر طرز استفاده از جنگلها به منظور مصارف روستایی و احداث کورۀ زغال و تعلیف چارپایان در جنگل و تهیۀ هیزم و غیره از طریق صدور بخشنامه به بلوک باشی ها داده می شد که بررسی شود برای حفظ و حراست جنگلها در عمل اتخاذ چه طریقه ای ضروری است و چه روشی بهترین نتیجه را می دهد تا بتوان تجربیات حاصل را در سراسر شمال تعمیم داد. در اواخر سال 1309 لوئی نیکه (Niquet) مستشار فرانسوی جنگل که در اداره کل فلاحت استخدام شده و به ایران آمده بود شروع به بازدید جنگلهای شمال کرد. پس از بازدید تغییراتی در وضع سازمان جنگلها داده شد که شرح آن در سطور آتی می آید. هانس شریکر و فندم هاگن از مدتی قبل در نظر داشتند کلاس مخصوصی برای تربیت جنگلبان در شمال تأسیس کنند که با تأسیس آن در اواخر سال 1309 موافقت شد و مدرسه ای مرکب از 40 نفر داوطلب که کلیۀ هزینۀ زندگی و تعلیم آنها به عهدۀ دولت بود تأسیس و تعلیم در ظرف مدت شش ماه خاتمه یافت. در ضمن شریکر در خوارخون(شیرگاه) باغ نمونه ای از درختان جنگلی احداث کرد که پس از تشکیل سازمان جدید و برکناری شریکر، ابوالقاسم علی آبادی تصدی آن را عهده دار شد. در سال 1310 بر حسب پیشنهاد لوئی نیکه، میر منصور خمسی و هانس شریکر از سمت خود برکنار و سازمان زیر به وجود آمد: 1- علیرضا ثقفی، رئیس جنگلبانی مرکز 2- اسحاق عمایی، رئیس منطقۀ جنگلبانی گیلان و آستارا (مرکز کار: شهر رشت) در ضمن بیست نفر از فارغ التحصیلان مزبور به سمت پاسبان جنگلهای گیلان و آستارا منصوب و اعزام شدند. 3- خلیل قاضی تهرانی به جای هانس شریکر به ریاست منطقۀ جنگلهای مازندران و گرگان منصوب شد. مرکز کار همچنان خوارخون(شیرگاه) بود و بیست نفر فارغ التحصیل دیگر با سمت پاسبان جنگل (با حقوق ماهیانه 200 ریال) در این منطقۀ وسیع مأمور حفاظت جنگلها شدند. کلیۀ پاسبان های جنگل به لباس هم شکل ملبس و هر کدام یک قبضه تفنگ دو لول شکاری ته پر که به درخواست اداره کل فلاحت، وزارت جنگ به طور رایگان اهدا کرده بود در اختیار داشتند. پس از اعزام پاسبان جنگل، دولت در صدد برآمد که قطع درخت و بهره برداری از جنگلها را برای تهیۀ تخته و الوار و غیره موکول به دریافت پروانه کند. پروانۀ قطع نیز از مرکز صادر و رونوشتی از آن به منطقۀ جنگلبانی برای نظارت بر قطع ابلاغ می شد. منطقۀ جنگلبانی نیز علاوه بر صدور دستور نظارت قطع به مأمورین مربوط، جریان امر را به اطلاع دارایی محل به منظور دریافت عوارض دولتی می رسانید. ولی برای صدور پروانه فقط تقدیم درخواست کافی بود. پس از صدور پروانه اگر جنگل دولتی بود متقاضی می بایست پیش تر با دارایی محل پیمانی منعقد و چوب خریداری کند و بعد تحت نظر پاسبان جنگل مبادرت به قطع کند و در مورد جنگلهای شخصی می بایست موافقت مالک جنگلها را جلب کند. در سال 1311 لوئی نیکه طرح زیر را از تصویب هیأت دولت گذراند و چندی بعد از ایران رفت.
تصویب نامۀ شمارۀ 1293 مورخ 8/3/1312 هیأت وزیران در جلسۀ 31 اردیبهشت ماه 1311 مواد ذیل را مقرر می دارند: 1- اداره کل فلاحت مکلف است در جنگلهای سواحل بحر خزر مناطق جنگلهای صنعتی و مناطق جنگلهای غیر صنعتی را اعم از جنگلهای دولتی و یا شخصی از هم تفکیک نموده و برای اطلاع عامه اعلام نمایند. 2- تبدیل قطعات جنگلهای صنعتی به اراضی زراعتی اکیداً ممنوع بوده و مرتکب مورد تعقیب و مجازات خواهد شد. 3- در هیچ قطعه از جنگلهای صنعتی اعم از شخصی یا دولتی در یک سال اجازۀ قطع بیش از یک چهلم جنگل داده نخواهد شد ولی نظر به این که جنگل های فعلی دارای اشجار قابل قطع بیشتری می باشد لهذا با تشخیص ادارۀ فلاحت و با اجازۀ مخصوص می توان بیش از صدی دو و نیم قطع نمود. 4- اداره کل فلاحت مکلف است که برای هر نوع درختی از اشجار صنعتی شرایطی را از حیث سن و قطر و سایر شرایط قطع معین نماید. فقط می توان اجازۀ قطع این گونه اشجار را صادر نمود. 5- قطع کنندگان اشجار علاوه بر سایر شرایط مقرره مکلف خواهند بود که در تحت مراقبت اداره کل فلاحت در عوض اشجار صنعتی قطع شده اشجار صنعتی غرس نمایند و آنها را حفظ کنند. 6- قطع اشجار غیر صنعتی از مقررات فوق مستثنی بوده و در حدود تعلیمات اداره کل فلاحت هر کس در ملک خود در قطع آنها آزاد می باشد ولی برای آن که سوء تفاهمی حاصل نشود اداره کل فلاحت اسامی اشجار را که جزء اشجار صنعتی محسوب می شود برای اطلاع عامه در محل اعلام خواهد نمود. 7- زغال سوزی بدون کسب اجازۀ قبلی اداره کل فلاحت و در خارج از مناطقی که از طرف ادارۀ مزبور معین می شود اکیداً ممنوع بوده و متخلفین مورد تعقیب واقع خواهند شد. اجازۀ زغال سوزی در مناطق جنگلهای صنعتی نباید به هیچ وجه داده شود. تصویب نامه در کابینۀ ریاست وزرا ضبط است. مهدیقلی(خان هدایت مخبرالسلطنه) ریاست وزرا
انحلال سازمان جنگلبانی به دستور رضاشاه پهلوی چون اقدامات پاسبانان جنگلها برای جلوگیری از احداث کورۀ زغال باعث کمبود زغال در تهران و سایر شهرستان ها شده بود و از طرفی به درآمد مالکین جنگلهای شخصی لطمه می زد، تحریکات مالکین باعث ایجاد شکایاتی شد که در نتیجۀ آن به دستور رضا شاه پهلوی در سال 1313 سازمان جنگلبانی منحل و اعتبار آن از بودجۀ کل کشور حذف و پاسبانان و مستحفظین جنگلها اخراج شدند و انجام وظیفۀ آنها در حوزۀ املاک اختصاصی به مأموران املاک مزبور محول گردید. همچنین به استانداران و ادارات دارایی ابلاغ شد که قطع درخت به طور کلی ممنوع است و زغال فقط باید از سرشاخه تهیه شود و این دستور غیر کارشناسی در حوزۀ گیلان شدیدتر از سایر نقاط اجرا می شد. چون بر اثر ممنوعیت قطع درخت، جنگل نشینان و روستاییان حوزۀ گیلان از لحاظ تأمین مصارف خود در مضیقه بودند و شکایات زیادی در این باره شد، دولت ناگزیر دستور قبلی را لغو و موافقت کرد که مردم مجاز باشند برای تأمین حوائج خود با اجازۀ دارایی و نظارت مأمورین آن از سرشاخۀ درختان جنگلی استفاده کنند. گفتنی است که چون در مصارف ساختمان روستایی استفاده از سرشاخه کافی نبود، سوء استفاده های زیادی می شد و به اسم سرشاخه، درخت قطع می گردید. تا سال 1320 در مازندران و گرگان سازمان مستقلی برای نگهبانی جنگلها و نظارت در بهره برداری از آنها تشکیل نشد و امور مربوط را مأمورین املاک اختصاصی اداره می کردند. ولی چون احاله وظایف مزبور در گیلان به ادارات دارایی که مأمور کافی نداشتند مشکلاتی به وجود آورده بود در سال 1314 موافقت شد که ادارۀ کشاورزی گیلان و آستارا از بودجۀ دفع آفات نباتی سازمان مختصری برای استخدام مأمور نظارت بر قطع درختان تشکیل دهد و در اجرای این تصمیم 24 نفر به نام پاسبان جنگل استخدام شدند. در این اوقات نظر به این که بر ساختمان شهرها به خصوص تهران افزوده می شد و میزان احتیاج به چوب روز افزون بود و استفاده از چوب هایی که از جنگلهای اختصاصی گرگان و مازندران به دست می آمد به علت دوری راه و گرانی هزینه حمل در همه جا مقرون به صرفه نبود و برای مثال برای مردم آذربایجان با نزدیک بودن جنگلهای آستارا خرید چوب حوزۀ مازندران صرفه نداشت، اقداماتی به عمل آمد و موافقت شد که از درختان افتادۀ جنگلهای گیلان و آستارا استفاده شود که البته سوء استفاده هایی نیز به نام این درختان می شد.
تشکیل دایرۀ جنگل و ادارۀ جنگلبانی چون به این ترتیب لازم شد که در تهران نیز سازمان کوچکی برای رسیدگی به گزارش های رسیده از جنگلهای گیلان و آستارا و صدور دستورهای لازم تشکیل شود، در سال 1317 در ادارۀ کل فلاحت که زیر مجموعۀ وزارت اقتصاد ملی بود و ریاست آن را مهندس محمد بیات داشت، دایره ای به نام دایرۀ جنگل تأسیس و تصدی آن در سال 1318 به مهندس کریم ساعی(1289- 1331) که در سال 1316 با مدرک فوق لیسانس آمار و جنگل از دانشگاه برکلی آمریکا، به کشور بازگشته بود داده شد. بر اثر اقدامات وی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و مقرر گردید که ادارۀ جداگانه ای به نام ادارۀ جنگلبانی به ریاست خود وی تشکیل شود. پس از تشکیل ادارۀ جنگلبانی و شروع به کار مهندس ساعی، وی گزارش جامعی در باب لزوم تشکیل سازمان جنگلبانی تنظیم کرد که رام رئیس کل کشاورزی به رضا شاه پهلوی رساند و مقرر شد که این سازمان در محل کوچکی آزمایش شود تا در صورتی که نتیجۀ خوب داد در سراسر شمال تعمیم یابد. برای این منظور ناحیۀ کُجُور(جنوب شهرستان نوشهر) انتخاب و در پی آن در اواخر سال 1319 چهار خزانۀ جنگلی در «دشت نظیر» و چالوس و اَلَمده (عَلَمده، رُویان فعلی) و ولی آباد تأسیس شد. با آن که مهندس غلامعلی بنان مسؤول خزانه های «دشت نظیر» و اَلَمده و چالوس و هانس شریکر مسؤول خزانۀ ولی آباد، پی گیر کارها بودند به دلیل تبعات جنگ جهانی دوم(1318- 1324) و تمرکز دولت به مسائل سیاسی، امور معوق، و پس از اشغال ایران در شهریور 1320 به دست متفقین، کار ناتمام ماند.
تشکیل ادارۀ کل جنگل ها در نیمۀ دوم سال 1320 ادارۀ کل کشاورزی به وزارت کشاورزی تبدیل شد و در سال 1321 ادارۀ جنگلبانی به ادارۀ کل جنگلها مبدل و در هر یک از مناطق شمال(گیلان، شهسوار، مازندران، گرگان) سازمان منطقۀ جنگلبانی که ریاست آن با رؤسای ادارات کشاورزی بود تشکیل شد. ولی در بخش ها، شعب جنگلبانی به طور مستقل عمل می کردند. چون عده ای از اشخاص از وقایع مربوط به اشغال ایران سوء استفاده و مقادیری چوب از جنگلها قطع کرده بودند در اواخر سال 1321 به موجب تصویب نامۀ شمارۀ 19710 مورخ 9/1/1321 هیأت وزیران، گروهی برای تعیین تکلیف این چوب ها به شمال اعزام شد. متن تصویب نامه به شرح زیر است: هیأت وزیران در جلسۀ 8 فروردین ماه 1321 بنا بر پیشنهاد شمارۀ 36233 به تاریخ 27/12/1320 وزارت کشاورزی برای رسیدگی به چوب هایی که از جنگلهای شمال قطع شده و موجود هستند مقرر می دارند: ماده 1- هیأتی مرکب از نمایندگان وزارت کشاورزی، وزارت دارایی، وزارت دادگستری، وزارت پیشه و هنر(صنایع و معادن) و بازرگانی به شمال اعزام گردند تا پس از بازرسی دقیق به صاحبان چوبهایی که با پروانه وزارت کشاورزی و با اجازۀ املاک اختصاصی و املاک واگذاری، مبادرت به قطع درخت کرده اند اجازه دهند مقطوعات خود را تا آخر خرداد ماه 1321 به مقصدی که می خواهند حمل نمایند. در مورد استثنایی ممکن است از طرف وزارت کشاورزی این مدت تمدید و چنانچه تا موعد مقرر باز هم چوب ها حمل نشد مقطوعات موجود به سود دولت بازداشت گردد. 2- هیأت نام برده موظف است کلیۀ چوب هایی را که بدون پروانه قطع شده به سود دولت بازداشت نماید. 3- از این تاریخ تا مدت شش ماه قطع چوب به کلی موقوف است و پس از آن قطع چوب از جنگلها طبق قانونی خواهد بود که لایحۀ آن از طرف وزارت کشاورزی تهیه و به مجلس شورای ملی پیشنهاد خواهد شد. تصویب نامه در دفتر نخست وزیر است.
هیأت مزبور مقداری از چوب های موجود را مجاز تشخیص داد و موافقت کرد که با صدور پروانه، حمل گردد. ولی برای این که اقدامات مربوط به جنگلها روی موازین صحیحی باشد در سال 1321 نخستین قانون راجع به جنگلها مشتمل بر 18 ماده و 7تبصره به تصویب مجلس شورای ملی رسید و آیین نامۀ آن در اوایل سال 1322 از تصویب هیأت وزیران گذشت. در آخر این سال ادارۀ کل جنگلها برای تشکیل و تجهیز کادر فنی طبق تصویب نامۀ شمارۀ 19734 مورخ 28/12/1320 هیأت دولت و اساسنامۀ شورای عالی فرهنگ، دو دوره کلاس کمک مهندسی جنگل و یک دوره کلاس جنگلبانی تأسیس و فارغ التحصیلان آن را برای تقویت کادر مناطق جنگلبانی به شمال اعزام کرد. در ضمن برای آن که قطع چوب روی پایۀ صحیحی استوار باشد طبق آیین نامۀ مصوب مقرر گردید که درختان، خواه از نظر قطع و بهره برداری و خواه از لحاظ اندوخته و همچنین چوب آلات مجاز با چکش مخصوص، نشانه گذاری شوند. برای این کار چکش هایی که یک طرف آن تبر و طرف دیگر آن به اشکال مختلف( مربع برای نشانه گذاری چوب، مثلث برای علامت گذاری درختان اندوخته، دایره برای درختان قطع شونده) بود به تعداد مورد نیاز تهیه شد که بر روی هر یک، کلمۀ «جنگل» و شماره و سری مخصوص حک شده بود. این چکش ها بین شعب و پست های جنگلبانی توزیع و حق استفاده از آن به موجب حکم اداره کل جنگلها به اشخاص معینی واگذار شد.
اداره کل جنگلها مشتمل بر ادارات و دوایر زیر بود:
1- ادارۀ جنگلداری الف- دایرۀ قطع ب- دایرۀ حمل ج- دایرۀ صدور چوب د- دایرۀ هیزم و زغال
2- ادارۀ جنگل کاری الف- دایرۀ جنگل کاری ب- دایرۀ پیوند درختان جنگلی ج- دایرۀ آزمایشگاه
3- ادارۀ نگهبانی الف- دایرۀ پاسبانی جنگل ب- دایرۀ آتش سوزی ج- دایرۀ امور پاسگاه ها
4- قسمت امور عمومی الف- دایرۀ دفتر ب- دایرۀ حسابداری ج- دایرۀ کارگزینی د- دایرۀ کارپردازی
در ضمن در چند پاسگاه بازرسی حمل چوب، یکی در راه آهن و دیگری در کرج و سومی در رودهن، حمل و نقل چوب کنترل می شد. تصدی اداره کل جنگلها تا اواسط سال 1324 با مهندس کریم ساعی، تا 10/4/1326 با مهندس غلامعلی بنان و تا حدود دو ماه بعد از آن با مهندس صفایی و سپس تا اواخر سال 1327 که اداره کل جنگلها به موجب تصویب نامۀ شمارۀ 20513 مورخ 24/12/1327 هیأت وزیران به بنگاه جنگلها تبدیل شد با مهندس کاظم مشیر فاطمی بود.
تشکیل بنگاه جنگل ها هیأت وزیران در جلسه 24/12/1327 بنا به پیشنهاد 14 اسفند 1327 وزارت کشاورزی، موارد زیر را تصویب کرد: 1- به منظور حفظ و حراست جنگلها بنگاهی به نام «بنگاه جنگلها» تشکیل میشود. 2- وزارت دارایی کلیه جنگلهای دولتی و مراتع واقع در حوزۀ آن جنگل را به بنگاه جنگلها منتقل خواهد کرد. 3- بنگاه جنگلها دارای شخصیت حقوقی مستقل و روی اصول بازرگانی بهرهبرداری اداره می شود و تحت نظر وزارت کشاورزی خواهد بود. در این تصویبنامه وظایف، سرمایه، هیأت مدیره، هیأت بازرسی و امور استخدامی منظور گردیده بود. وظایف بنگاه علاوه بر حفظ و احیا و توسعه و بهرهبرداری جنگلهای دولتی و ایجاد صنایع مختلف چوب و نقشهبرداری از آنها، نظارت و مراقبت در بهره برداری جنگلهای غیر دولتی و همچنین مشارکت با صاحبان جنگلهای غیر دولتی در بهرهبرداری و ایجاد صنایع بود. در تشکیلات بنگاه در نواحی «خارج از مرکز» قسمتی از جنگل که نگهبانی آن به عهده یک مأمور جنگلبانی واگذار میشد اساس کار قرار گرفت و نام آن «حوزه جنگلبانی» گذاشته شد. مرکز مشترک دو الی چهار جنگلبانی که در حوزههای جنگلبانی مجاور پاسبانی میکردند «پاسگاه جنگل» نامیده میشد و ارشد جنگلبان هر پاسگاه علاوه بر مسؤولیت حوزۀ خود بر تمام حوزه پاسگاه نظارت داشت و جنگلبان ارشد نامیده میشد. دو الی چهار پاسگاه تحت نظر یک سرجنگلبانی و دو الی شش سرجنگلبانی تحت نظر یک جنگلدار اداره میشد و چند جنگلدار تحت نظر یک سر جنگلدار بودند. سرجنگلدار، مسؤول یک منطقه جنگلی بود، مانند منطقه گیلان و آستارا، منطقه شهسوار(تنکابن) و نوشهر، منطقه مازندران و غیره. چند منطقه جنگل یک «ناحیه» جنگل را تشکیل میداد که تحت سرپرستی یک «سر بازرس فنی جنگل» بود. بر این اساس بنگاه جنگلها در شمال، چهار سرجنگلداری به شرح زیر تأسیس کرد: 1- سرجنگلداری گیلان و آستارا به مرکزیت رشت شامل چهار جنگلداری 2- سرجنگداری شهسوار و نوشهر به مرکزیت شهسوار(تنکابن) شامل سه جنگلداری 3- سرجنگلداری مازندران به مرکزیت شاهی (قائم شهر) شامل چهار جنگلداری 4- سرجنگلداری گرگان به مرکزیت گرگان شامل چهار جنگلداری در ضمن، سربازرس فنی جنگلهای ناحیه شمال که مرکز آن در بابلسر قرارداشت با چهار بازرس که در چهار منطقه مزبور داشت بر امور مربوط نظارت می کرد. چون با اجرای تصویبنامه شماره 20523 مورخ 24/12/1327 جنگلهای دولتی و مراتع واقع در حوزۀ آنها که عایداتی داشتند به تدریج به بنگاه جنگلها واگذار میشد، در بسیاری از مناطق کشور از جمله اردبیل، خلخال، رضائیه(ارومیه)، بهاباد، کرمان، سردشت، سُلدوز، آستارا، اهواز، دزفول، آبادان، بهبهان، شوشتر، مسجد سلیمان، هفتگِل، دشت میشان، بیرجند، درگز، قوچان، دامغان، باجگیران، کاشمر، بجنورد، خرمآباد، بروجرد، اِصطَهبانات، جهرم، آباده و فیروزآباد و استان هشتم(کرمان، رفسنجان، جیرفت، سیرجان، بم) پاسگاههای وصول عواید محصولات جنگلی دایر شده بود که در بعضی از آنها مأمورین کشاورزی و در برخی از نقاط مأمورین دارایی به علت نبود مأمورین بنگاه، درآمد را دریافت و به حساب بنگاه واریز میکردند. در سالهای 1331 تا 1334 جنگلهای شمال کشور دستخوش بحرانی شبیه آنچه در شهریور سال 1320 پیش آمده بود شد. درختان زیادی بدون ترتیب و اصول و با شدت زیاد قطع شدند و این بحران در تخریب جنگل به اضافه عوامل دیگر موجب شد که هیأتهای نظامی وارد کار جنگل شدند. دو نفر سرتیپ، عدهای سرهنگ و سرگرد و نظامیان دیگر به استعداد یک لشکر در کلیه ادارات و واحدهای تابع مستقر شدند. در کنار هر مدیر یک سرهنگ و در کنار هر جنگلبان یک سرباز حضور داشت. این دوره که با مدیریت سرلشکر اخوی شروع شد با تحولاتی چند تا سال 1339 ادامه یافت.
تشکیل سازمان جنگلبانی در سال 1338 قانون جنگلها و مراتع مشتمل بر 28 ماده و 22 تبصره به تصویب رسید و آییننامۀ آن در 3/10/1339 به تصویب هیأت وزیران رسید. در سال 1338 پس از تصویب قانون جنگلها و مراتع کشور، به موجب تصویب نامه شماره 28500 مورخ 21/11/1338 بنگاه جنگلها به سازمان جنگلبانی ایران که در قانون مزبور پیشبینی شده بود مبدل گشت و سازمان جدید با اختیاراتی که در قانون فوق پیشبینی شده بود شروع به کار کرد. سازمان در استان مرکزی(تهران، کرج، قزوین، دماوند، محلات، ساوه، قم، تَفرش، شهرری، شمیرانات، گرمسار، خمین) دارای اداره کل جنگلبانی، در مناطق گیلان، نوشهر و شهسوار(تنکابن)، مازندران، گرگان دارای سرجنگلداری و در سایر استانها دارای اداره جنگلبانی بود. هدف و وظایف کلی سازمان جنگلبانی ایران که در تیر ماه سال 1346 به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید به شرح زیر بود: 1- اجرای قانون ملی شدن جنگلها و مراتع مصوب سال 1341 2- حفظ و حراست و بهرهبرداری صحیح از جنگلها و مراتع 3- ایجاد جنگلهای مصنوعی و توسعه جنگلهای موجود 4- انجام دادن بررسیهای مربوط به فرسایش خاک و سایر مسائل مربوط به جنگل 5- آموزش نیروی انسانی لازم برای انجام دادن وظایف محول قوانینی که از سال 1341 به تصویب رسید از جمله قانون ملی شدن جنگلها و مراتع مصوب دی ماه 1341، قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگل ها و مراتع کشور مصوب مرداد ماه 1346، قانون اراضی مستحدثه و ساحلی مصوب مرداد 1346، قانون تشکیل شرکتهای سهامی زراعی، قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر، قانون بیمههای اجتماعی روستاییان و سایر قوانینی که از قبل به تصویب رسیده و مجری کلیه آنها وزارت کشاورزی بود در سال 1346 کار و مسؤولیت زیادی را در وزارت کشاورزی ایجاد کرد که منجر به تقسیم آن و تشکیل چهار وزارتخانه گردید و به دلیل اهمیتی که برای بخشهای مختلف منابع طبیعی ذکر میگردید یکی از این وزارتخانهها وزارت منابع طبیعی بود.
تشکیل وزارت منابع طبیعی پس از تصویب قانون تأًسیس وزارت منابع طبیعی در سال 1346، تشکیلات وزارت مزبور در اردیبهشت ماه 1347 به تصویب رسید. به موجب ماده 2 قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلبانی و مؤسسات تابع آن با دارایی و بودجه و کارکنان مربوط، به وزارت منابع طبیعی منتقل گردید و شرکت سهامی شیلات ایران و همچنین شرکت بهرهبرداری و صنایع چوب گیلان به این وزارت وابسته شد. همچنین برابر ماده 5 قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی به دولت اجازه داده شد سازمانهای دیگری را که در سایر تشکیلات دولت وجود دارد و وظایف آنها به وظایف وزارت منابع طبیعی مربوط میشود پس از تصویب کمیسیونهای استخدام و دارایی مجلس شورای ملی و مجلس سنا، با بودجه و دارایی و کارکنان، به وزارت منابع طبیعی واگذار کند. سپس مؤسسۀ تحقیقات منابع طبیعی، به منظور تحقیق و مطالعه و تمرکز کلیۀ تحقیقات مربوط به منابعطبیعی در سال 1348، و صندوق عُمران مراتع برای کمک به عُمران و اصلاح مراتع و تهیه و تدارک و توزیع علوفه برای تأمین خوراک دام و فراهم آوردن موجبات تلفیق زراعت و دامپروری و تسهیل اسکان تدریجی عشایر و تأمین تسهیلات لازم برای اجرای طرحهای مرتعداری وابسته به وزارت منابع طبیعی، در سال 1349 تشکیل شد.
تشکیل سازمان جنگلها و مراتع کشور وزارت منابع طبیعی در اجرای قانون جدید تشکیلات و تعیین وظایف «وزارت کشاورزی و منابع طبیعی» و انحلال وزارت منابع طبیعی مصوب 12/11/1350 منحل گردید. برابر موادی از قوانین مزبور که به شرح زیر ذکر میگردد سازمان جنگلها و مراتع کشور به صورت یک سازمان مستقل که رئیس آن در سمت معاونت وزارت کشاورزی و منابع طبیعی قرار داشت تشکیل گردید. بخشهایی از مفاد قانون انحلال وزارت منابع طبیعی ماده 1- از تاریخ تصویب این قانون وزارت منابع طبیعی منحل و کلیه کارکنان و تشکیلات و وظایف و اختیارات و اعتبارات و دارایی آن وزارت و شرکتها و مؤسسات و واحدهای وابسته به آن و صندوق عمران مراتع به وزارت کشاورزی که از این به بعد وزارت کشاورزی و منابع طبیعی نامیده میشود منتقل و یا وابسته میگردد و کلیه وظایف و اختیارات وزیر و وزارت منابع طبیعی ناشی از قوانین و مقررات مربوط به منابع طبیعی یا سایر قوانین به وزیر و وزارت کشاورزی و منابع طبیعی واگذار میشود. تبصره 1- آن قسمت از تشکیلات و اعتبارات لازم برای اجرای قوانین مربوط و دارایی وزارت منحل شده منابع طبیعی که به تشخیص وزارت کشاورزی و منابع طبیعی ضروری باشد به سازمان مذکور منتقل و محول میشود. سازمان مزبور دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل است و رئیس سازمان سمت معاون وزارت کشاورزی و منابع طبیعی را خواهد داشت. تبصره 2- وزیر کشاورزی و منابع طبیعی میتواند هر جزء از وظایف دیگر پیشبینیشده در ماده 17 این قوانین را که مربوط به وظایف مندرج در این ماده باشد در صورت ضرورت به این سازمان محول کند. ماده 3- وزارت کشاورزی و منابع طبیعی مکلف است در زمینۀ حفظ منابع طبیعی و جلوگیری از انهدام آنها و بهبود محیط زیست گیاهان و جانوران و پیشگیری از هر اقدامی که زیانبخش و موجب بر هم خوردن تناسب و تعادل محیط زیست بشود طبق آییننامههای لازم اقدام و بر حسن اجرای مقررات مربوط نظارت کند. تشکیلات ستاد سازمان جنگلها و مراتع کشور پس از بررسیهای لازم در اردیبهشت ماه سال 1351 و تشکیلات تفصیلی واحدهای خارج از مرکز در اسفند ماه سال 1351 به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید.
الحاق سازمان جنگلها و مراتع کشور به وزارت جهاد سازندگی در سال 1366 عنوان سرجنگلداری کل در استانها به اداره کل منابع طبیعی تغییر یافت. همچنین اولین شماره مجله جنگل و مرتع در سال 1367 زیر نظر سازمان جنگل ها و مراتع انتشار یافت. بر اساس ماده واحده قانون تفکیک وظایف وزارتخانههای کشاورزی و جهاد سازندگی مصوب 11/6/1369 کلیه امور مربوط به حفظ، احیا، توسعه و بهره برداری از منابع طبیعی(جنگل، مرتع، شیلات و آبخیزداری)، کلیه امور دام و طیور و عمران روستایی، بهسازی، صنایع روستایی و آبرسانی روستاها بر عهده وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت و بر اساس تبصرۀ 1 ماده واحده مذکور، مؤسسات و شرکتهای تابع و وابسته نیز بر اساس تفکیک وظایف فوق، تابع و وابستۀ وزارتخانههای مزبور شدند. بدین ترتیب سازمان جنگلها و مراتع کشور در زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت. این سازمان دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل و رئیس سازمان سمت معاونت وزارت جهاد سازندگی را دارا بود. تشکیل وزارت جهاد کشاورزی در سال 1379 وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی ادغام و وزارت جهاد کشاورزی تشکیل و رئیس سازمان جنگلها و مراتع کشور، سمت معاون وزیر جهاد کشاورزی را عهدهدار شد.
تشکیل سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور طی مصوبه شورای عالی اداری در 3 تیر 1381 وظایف مربوط به آبخیزداری از وزارت جهاد کشاورزی منفک و به سازمان جنگلها و مراتع کشور واگذار شد و عنوان این سازمان به سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور تغییر یافت.
تشکیل یگان حفاظت در اجرای ماده 179 قانون برنامه سوم توسعه و موافقت ستاد کل نیروهای مسلح در بهمن 1382، یگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور با معرفی سرهنگ پاسدار تقی ایروانی به سمت فرمانده یگان، از زمستان 1384 آغاز به کار کرد. دستورالعمل تشکیل این یگان بر مبنای پیشنهاد سازمان جنگل ها و نظر تکمیلی ناجا و وزارت کشور در تاریخ 11/11/1382 تصویب شده بود.
تحلیلی بر تغییرات ساختاری در مدیریت جنگل ها در سال 1318 (١٣١٧) دایرۀ جنگلبانی در ادارۀ کل فلاحت پا به عرصۀ وجود گذاشت و سپس در برهه های زمانی بعد، به ترتیب با نام ادارۀ جنگلبانی، ادارۀ کل جنگلها، بنگاه جنگلها، سازمان جنگلبانی ایران، وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلها و مراتع کشور، سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور نامیده شد و هم اکنون با همین نام دایر است. این تغییر نام و عنوان نه تنها مبین گسترش فیزیکی دستگاه بود، بلکه به لحاظ حفاظت منابع و تنفیذ احکام قانونی نیز امری اجتناب ناپذیر و معرف تغییرات کیفی تشکیلات بود. برای مثال بنگاه جنگلها در سال 1318 به آن دلیل تأسیس شد که رعایت قانون محاسبات عمومی، با روح بیولوژیک، نه تنها ناسازگار که بازدارنده و مخل تشخیص داده شده بود و راه حلی جستجو می شد تا دستگاه مسؤول جنگلها بتواند نه از راه پیچاپیچ و بلند شعب و دوایر و ادارات وزارتخانه، که خود به طور مستقل و به هنگام احتیاجات اداری و مالی دستگاه های تابع، پاسخگوی نیاز آنها باشد و با استفاده از عواید حاصل، کمبود اعتبارات عمومی خود را جبران کند. از این رو مؤسسه ای به صورت یک شرکت تجاری دولتی با هیأت مدیره ای مرکب از سه عضو (دو تن از وزارت کشاورزی و یک تن از وزارت دارایی) تأسیس شد و با هدف بی نیاز کردن کشور از واردات تراورس قدم های اولیه را در بهره برداری از جنگل، در مقام یک دستگاه دولتی برداشت. همچنین تأسیس وزارت منابع طبیعی در نیمۀ دوم سال 1346 به این دلیل بود که هم به گسستگی و پراکندگی فعالیت های مختلف مربوط به منابع طبیعی، یعنی آب، هوا، خاک، جنگل، مرتع و حیات وحش که در دستگاه های متعدد، همچون حلقه های زنجیری به هم متصل اند، پایان دهد و هم فعالیت های منابع طبیعی وزارت کشاورزی، تحت الشعاع کارهای گسترده و متنوع دیگر واقع نشود. این نیت ستودنی به سبب شرایط خاص زمان به صورت کامل محقق نشد ولی با این همه باید آن را یک فکر منسجم تشکیلاتی به حساب آورد که حتی با محدودیت نسبی دایرۀ عمل و محیط نبودن آن به همۀ عوامل پیش گفته و علی رغم بودجۀ بسیار اندک و عمر بسیار کوتاه خود، در همۀ زمینه های مربوط، بر بازده کار آثار مثبتی داشت. تشکیلات بنگاه جنگلها در مرکز، علاوه بر واحدهای عمومی اداری- مالی و بازرسی- نظارتی و نظایر این ها، مشتمل بر چهار قسمت و هر قسمت مشتمل بر چند اداره بود با نام های: قسمت فنی، قسمت بازرگانی و صنعتی، قسمت بررسی ها، قسمت آموزش و ترویج. ملاحظه می شود که توجه به لزوم ترویج منابع طبیعی یا تحقیقات جنگل و مرتع، یک پیشینۀ چند ده ساله دارد و مربوط به پار و پیرار نیست. وزارت منابع طبیعی، گذشته از این که بیابان زدایی را که ادارۀ کل مراتع در سال 1344 آغازگر آن بود، با مقیاسی گسترده تر از پیش ادامه داد، اولین اقدامات مربوط به آبخیزداری را هم پی ریزی و آغاز کرد و به بهره برداری از مراتع – که از طرح مرتع داری و حتی از مقررات پروانۀ چرا تبعیت نمی کرد و دستخوش نوعی هرج و مرج و گرفتار برخوردها و نابسامانی های فراوان بود- نظم و نسقی بخشید که متضمن ممیزی مراتع وصدور پروانۀ چرا بود. به موازات این اقدام، ادارۀ کل مراتع را که تا آن زمان به صورت مجزا از سازمان جنگلبانی و زیر نظر معاون وزیر کشاورزی در امور دامپروری اداره می شد و از نظر نوع وظیفه، عهده دار برخی آزمایش های مربوط به شیوه های استفاده از مراتع و بازسازی مراتع فقیر و منحط و تولید گیاهان علوفه ای و مرتعی بومی و نابومی در قسمت های معینی از کشور، در مقیاسی متناسب با نیروی انسانی و بودجۀ ناچیز موجود بود، به خود ملحق کرد که بعدها به صورت واحدی از بخش های پژوهشی مؤسسۀ تحقیقات منابع طبیعی، در مقیاسی وسیع تر یا در زمینه هایی ضروری تر یا فوری تر ادامۀ کار داد. تشکیلات استانی جنگل تا سال 1328 با داشتن استقلال نسبی در بطن ادارات کشاورزی استانهای شمالی کشور یعنی گیلان و مازندران(استان گلستان در سال 1376 تأسیس شد) مدغم بود و تحت عنوان «منطقۀ جنگلبانی» در استان، «شعبۀ جنگلبانی» در شهرستان یا بخش و «پست جنگلبانی» در سطوح پایین تر نامیده می شد. با تشکیل بنگاه جنگلها در شمال کشور، دو سرجنگلداری کل و هر یک دربرگیرندۀ دو سرجنگلداری منتزع از ادارات کشاورزی استان های گیلان و مازندران ایجاد شد. به این ترتیب که سرجنگلداری های گیلان و شهسوار(تنکابن)- نوشهر تحت نظر سرجنگلداری کل ناحیۀ 1 به مرکزیت رشت و سرجنگلداری های مازندران و گرگان، تحت نظر سرجنگلداری کل ناحیۀ 2 به مرکزیت ساری در آمد. این اولین گام در جهت جداسازی امور جنگل از کشاورزی و در عین حال، نخستین اقدام برای تمرکز زدایی در امور جنگل بود. علاوه بر این، یک مسؤول هم با عنوان سربازرس کل جنگلهای شمال- به مرکزیت بابلسر و با کمک تعدادی دستیار- بر وظایف سرجنگلداری ها و سرجنگلداری های کل نظارت می کرد. مدیران بعدی بنگاه جنگلها، در این ساختار تغییراتی به وجود آوردند. یعنی با حذف سربازرسی کل جنگلهای شمال و سرجنگلداری های کل نواحی دوگانۀ پیش گفته و یا افزایش تعداد سرجنگلداریها، قلمرو هر سرجنگلداری و هر جنگلداری را کاهش دادند تا به زعم خود بر دقت و سرعت کارها بیفزایند. عنوان واحدهای استانی و از جمله عنوان سرجنگلداریهای شمال، پس از پیروزی انقلاب تغییر کرد و عنوان «منابع طبیعی» رایج شد و یکی از وزیران کشاورزی پس از انقلاب هم به قصد صرفه جویی در هزینه ها و ایجاد هماهنگی بیشتر در امور واحدهای متعدد وزارت کشاورزی در استان ها، سرجنگلداریهای مناطق خارج از شمال کشور را در ادارات کل کشاورزی استانهای مربوط ادغام کرد که تشنجات و اعتراضاتی دراز دامن را برانگیخت که با تفکیک مجدد این واحدها از یکدیگر، سرانجام به این اعتراضات و تشنجات پایان داده شد. پس از ادغام سازمان جنگلها در وزارت جهاد سازندگی، وظایف آبخیزداری از مجموعۀ وظایف آن منتزع شد و به یکپارچگی امور جنگل خدشه وارد آمد. سپس در تجدید تشکیلات سازمان جنگلها و مراتع، پهنۀ کشور، از نظر ایفای وظایف، به دو بخش نابرابر یعنی شمال کشور مشتمل بر سه استان گیلان و مازندران و گلستان با وسعتی کمتر از 4 درصد کشور و استانهای دیگر این سرزمین با وسعتی بیش از 96 درصد مساحت کشور تقسیم شد. مبنای نظری این تصمیم گویا آن است که در شمال کشور، فعالیت جنگلداری بر فعالیت مرتع داری می چربد، به علاوه در این قسمت از کشور در زمینۀ بیابان زدایی کاری صورت نمی گیرد چون اکنون نیازی به آن نیست. در حالی که در دیگر قسمت های کشور موضوع بر عکس است. این اقدام را باید در واقع نوعی تشکیلات ناحیه ای یا فرا استانی تلقی کرد که یک دستگاه واسط، با هدف تمرکز زدایی نسبی میان ستاد کل در تهران و واحدهای مستقر در استان ها و شهرستانها و بخش ها انجام وظیفه می کند. اما با توجه به هدف و برنامۀ جدید دولت در کوچک سازی تشکیلات کشوری و با امعان نظر به ادغام دو وزارتخانۀ کشاورزی و جهاد سازندگی وتشکیل وزارت جهاد کشاورزی، احتمال می رود که هم ادارات کل منابع طبیعی استانها و هم در صورت شکل گیری، تشکیلات ناحیه ای سازمان های استانی و ناحیه ای کشاورزی تلفیق شوند. پیش از رخداد انقلاب اسلامی، واحدی به نام «گارد جنگل» متشکل از افسران و درجه داران ارتش و سربازان وظیفه برای حفاظت جنگلها به وجود آمد که بر حسب زمان، تحت امر مدیر عامل بنگاه جنگلها، رئیس سازمان جنگلبانی ایران و وزیر منابع طبیعی انجام وظیفه می کرد. این واحد که حوزۀ اصلی مسؤولیتش شمال کشور بود پس از چندی به امر وزیر منابع طبیعی برای مبارزه با صید غیر مجاز، به حفاظت از دریای خزر هم مأمور شد و با آن که وظایف خود را با وجود محدودیت های اعتباری و تشکیلاتی، روی هم رفته در حد رضایت بخشی به انجام می رسانید بنا به مقتضیاتی تعطیل شد ولی از زمستان 1384 با نام یگان حفاظت جنگل و با ساختاری جدید دوباره فعال شد. انحلال وزارت منابع طبیعی و سپردن فشردۀ وظایف آن به وزارت کشاورزی و منابع طبیعی، در واقع معلول کشمکش هایی بود که بر اثر تعارض کمابیش حادی در فعالیت های روزمره، میان وزارت منابع طبیعی از یک سو و وزارتخانه های اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و آب و برق از سوی دیگر بروز کرد و به تبع آن در سال 1351 سازمان جنگلها و مراتع کشور کمابیش با همان وظایف و اختیارات سازمان جنگلبانی ایران پا به عرصۀ فعالیت گذاشت. سپس در سال 1381 وظایف مربوط به آبخیزداری از وزارت کشاورزی منفک و به سازمان جنگلها و مراتع کشور واگذار شد و نام آن به سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور تغیر یافت.
سیر تحول ساختار جنگلبانی ایران
رؤسای سازمان جنگل ها و مراتع کشور(1357- 1387)
منابع 1- اسناد جامعۀ جنگلبانی ایران 2- جزیره ای، محمد حسین، 1380، تحلیل و ارزیابی ساختار تشکیلاتی جنگلبانی ایران، مقالات همایش ملی مدیریت جنگل های شمال و توسعۀ پایدار، گستره، جلد 1، چ1، ص 13- 45. 3- قاضی تهرانی، خلیل، 1329، تاریخچۀ سازمان جنگلبانی ایران، سالنامۀ بنگاه جنگلها، کمیسیون انتشارات بنگاه جنگلها، ص 1- 16. 4- معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین) ، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص. 5-www.frw.org.ir
|
| ساعت ٤:۳٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧ |
|
نقاشی «دورنمای کلاردشت» اثر «محمد نقاش باشی» که گویا در سال 1330 ق (1291 ش) کشیده شده است و طبیعت اطراف روستای «طویدَره» کلاردشت را نشان می دهد. با تشکر از دکتر بهرام دِلفان اباذری که این تصویر را در اختیار بنده قرار داد. درباره وضعیت جنگل های شمال حتی در 50 سال گذشته اطلاعات دقیقی در دست نیست و به همین دلیل برآوردهای کارشناسان نیز در این باره گوناگون است. این در حالی است که در متون تاریخی و ادبی اشارات فراوانی در توصیف مناطق مختلف جنگل های شمال وجود دارد. همچنین نقاشی ها و عکس های فراوانی از دوره قاجاریه و پهلوی به جای مانده که مهم ترین آنها مربوط به زمان ناصرالدین شاه قاجار است. وی چند بار به مازندران سفر کرد و به دلیل علاقه وافری که به عکس برداری داشت از این سفرها عکس های زیادی وجود دارد و چون در بسیاری از این عکس ها، زمان و مکان قید شده، سند ارزشمندی برای مستندسازی گذشته جنگل های شمال، به ویژه جنگل های جلگه ای است. در میان فیلم های سینمایی و مستند قدیمی نیز می توان تصاویری از جنگل های شمال یافت. از جمله فیلم مستند «مسافرت اعلی حضرت همایونی به مازندران» درباره سفر رضاخان به مازندران که به کارگردانی «خان بابا خان مُعتضدی» (1271- 1365) در سال 1310 ساخته شد. در زمان حاضر نیز همراهی عکاس و تصویربردار با کارشناسان جنگل و یا اقدام خود آنان در ثبت تصاویر لازم می نماید که این کار در حال رواج یافتن است ولی باید از حالت فعلی که بیشتر ذوقی است خارج گردد و نظام مند و حرفه ای تر شود. دو قطعه عکس که از یک زاویه، منطقه ای را قبل و بعد از جنگل کاری نشان بدهد گویاتر از هر توصیفی است. همچنین کارشناسان در هنگام جنگل گردشی ممکن است به گونه و یا رویشگاه هایی با شرایط خاص برخورد کنند که ثبت تصویر آن لازم است.
منابع
1- امید ، جمال، 1377، فرهنگ سینمای ایران ، نگاه ، 504 ص. 2- جاودانی ، هما، 1381، سال شمار تاریخ سینمای ایران ، قطره ،436 ص.
|
| ساعت ۱٢:٢٠ ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧ |
|
دکتر حبیب الله ثابتی (سالنامه بنگاه جنگلها، ۱۳۲۹)
درپی درگذشت دکتر حبیب الله ثابتی (1293- 1387)، گیاه شناس و جنگل شناس برجسته ایران، یادداشتی از دکتر محمد حسین جزیره ای (1301، بندرانزلی)، چهره ماندگار جنگلداری کشور ، در فصلنامه دهاتی (ش 58، تیر 1387، ص41) چاپ شد که در زیر می آید:
شنیدن خبر مرگ استاد دکتر حبیب الله ثابتی، برای همه کسانی که از خدمات او در عرصه علمی کشور آگاه اند و نیز آنهایی که با وی در سازمان های آموزشی، پژوهشی و اجرایی ایران ارتباط تنگاتنگ شغلی داشته اند بسی ناگوار و تأثر برانگیز بود که در 94 سالگی او و در تاریخ 13/2/1387 رخ داد. ثابتی پس از طی دوره دبیرستان، به دانشکده کشاورزی کرج راه یافت و با احراز درجه مهندسی کشاورزی از آن، در سال 1314 خورشیدی فارغ التحصیل شد و سال ها در همین مؤسسه علمی کشور به فعالیت های ثمربخشی در رشته مورد علاقه خود، یعنی گیاه شناسی، پرداخت. در آن سال ها، اساتیدی از کشورهای خارجی به تعلیم دانشجویان در این دانشکده اشتغال داشتند که از جمله آنها باید از پروفسور دکتر گائوبا، دانشمند گیاه شناس اتریشی، یاد کرد. ثابتی و میردامادی از جمله دانشمندان معدود بودند که با این استاد نامی در جمع آوری نمونه های گیاهی گوناگون از گیاهان کشور و به ویژه از فلور جنگلی ایران همکاری داشتند. فعالیت های این گروه در سال های پیش از 1320 خورشیدی جریان داشت و اگرچه پس از دستگیری و تبعید گائوبا از ایران به استرالیا به وسیله قوای نظامی متفقین که ایران را به اشغال خود درآورده بودند، چندی دچار وقفه شد اما پس از مدتی نه چندان طولانی، دوباره به صورت فردی یا گروهی توسط دو دانشمند نامبرده ادامه یافت. در آن روزگاران شبکه راه های کشور چندان گسترده و مناسب نبود و برای جمع آوری نمونه های گیاهی می بایست مسافت های طولانی در کوهستان ها پیاده یا بر پشت چهارپایان طی شود و با خستگی های فرساینده ای که از این طریق بر پژوهندگان مستولی می شد، اگر عشقی عمیق و همتی عالی محرک آنان نبود چه بسا که در همان اوایل کار، این رشته را رها می کردند؛ اما ثابتی چندین ده سال به این کار ادامه داد که نتیجه آن پدیداری اثری کم نظیر با عنوان «جنگل ها، درختان و درختچه های ایران» بود که در سال 1355 توسط وزارت کشاورزی به چاپ رسید. بعدها دانشگاه یزد با موافقت وزارت مزبور تجدید طبع این اثر را که مورد درخواست مصرانه محققان و دانشجویان بود در سه نوبت دیگر عهده دار گردید. ثابتی درجه دکترای خود را در گیاه شناسی از دانشگاه نانسی فرانسه به دست آورده بود و سال های متمادی، از سویی در دستگاه جنگلبانی کشور در سمت های پژوهشی مرتبط باتخصص خود و از سوی دیگر، در دانشکده کشاورزی کرج با عنوان استاد، رنج این خدمت دوگانه را بر عهده داشت و علاوه بر اثر پیش گفته، آثار ارزشمند دیگری همچون «اقالیم حیاتی ایران» ، «صنوبر در ایران» و «درختان جنگلی ایران یا راهنمای جنگلبانان» از خود به یادگار گذاشت. ثابتی مدتی نیز در سمت دبیر کل باغ های گیاه شناسی کشور در ایجاد باغ گیاه شناسی در تهران، که هم اکنون در حیطه تشکیلاتی مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع واقع و تحت عنوان «باغ ملی گیاه شناسی کشور» دایر است زحمت کشید. در روزهایی که ثابتی در قید حیات بود، در نامه ای به یکی از همکاران قدیمی خود نوشته بود:«هفتاد سال پیش و قبل از آنکه مرحوم ساعی جنگلبانی را به وجود آورد شروع نمودم. مرحوم دهخدا در سال 1323 چند ماهی در کرج بود و بنده از دانش ایشان بهره مند شدم؛ نام های گیاهان و درختان را از من گرفت و در فرهنگ دهخدا به چاپ رسانید و به من توصیه کرد این مطالعات را چاپ کنم. دکتر خانلری، رئیس انتشارات دانشگاه، در سال 1326 کتابم را در چاپخانه مجلس چاپ کرد و به من محبت کرد». و در جای دیگر نیز نوشته: «از حق نباید گذشت در این مدت سی سال جوانان بیشتری ظاهر شدند، مطالعات عمیقی در گیاه شناسی کرده اند: روانشاد جوانشیر، دکتر مصدق، دکتر ایرانشهرو سایرین مطالعات عمیقی نموده اند و جای افتخار و خوشوقتی است». روزی هم کتاب «واژگان کشاورزی» تألیف آقای مهندس داهی به دست او رسید، از این که این اثر علمی به او اهدا شده و این موضوع می رساند که هنوز فراموش نشده به سختی گریسته بود. در نامه ای دیگر چنین نوشته:« باید اذعان کرد که بیشتر جوانان ایرانی که در خارج تحصیل می کنند از لحاظ هوش و استعداد از غربی ها بالاترند و این تعصب نیست و «قولی است که جملگی برآن اند» بسیاری از آنان از لحاظ علمی شهرت یافته اند مانند دکتر نادری در کشفیات فضایی و سایرین که از افتخارات ایران به شمار می آیند و بنده کوچک تر از آنم که خود را در ردیف این دانشمندان به شمار آورم». این ها را نوشتم تا جوانان دریابند که پیش کسوتان آنها در چه شرایطی و با تحمل چه مشقاتی به کار پرداختند و کار خود را عاشقانه دنبال کردند و سنگ بنای اولیه ساختمانی را بنیاد نهادند که دیگران باید به تکمیل بنای آن ادامه دهند تا این بنا به اوج رفعت خود برسد که ان شاء الله خواهد رسید. یادش گرامی باد که دین خود را به وطن خویش به خوبی ادا کرد و هرچند که کولباری از تلخکامی بر شانه هایش سنگینی می کرد. |
|
| ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦ |
|
جنگل نشینان شمال دارای فرهنگی چند هزار ساله اند که در دهه های اخیر به سرعت تغییر کرده و بسیاری از مظاهر آن فراموش شده است. بخش مهمی از این فرهنگ، مربوط به نحوه تعامل آنها با جنگل می شود. نظیر روش های استفاده از چوب، مسیریابی در جنگل های انبوه، پیش بینی باران، حفظ جان در هنگام شب مانی در جنگل یا در هنگام طوفان، استفاده های دارویی از گیاهان جنگلی و نظایر آن. شناخت و ثبت این بخش از فرهنگ جنگل نشینان، گذشته از ارزش تاریخی، ممکن است حاوی نکات علمی ناپیدایی باشد. در برخی از متون معتبر درباره جنگل های شمال مواردی ذکر شده که امروزه توضیح روشنی درباره آن وجود ندارد. از جمله، مطلبی است که «محمد حسن خان اعتماد السلطنه» وزیر انطباعات ناصرالدین شاه در هنگام سفر شاه به مازندران در سال 1254 هجری شمسی ذکر می کند. وی در یادداشت روز یکشنبه 23 رمضان 1292 (1 آبان 1254) از کتاب «روزنامه خاطرات» می نویسد: من العجایب- در منزل صلاح الدین کلا، سربازی کوله بار و هیزم آورده به اردو می فروخت. مهدی قلی خان پیشخدمت، آن کوله بار هیزم را خرید که جلو چادر آتش کند. به نوکرهای خود سپرده بود که شب، هیزم ها را نسوزانند، به جهت صبح نگاه دارند. نصف شب به جهت کاری از منزل بیرون آمده بود، می بیند کوله بار هیزم که جلو چادر است مشتعل شده. به نوکرها فحش می دهد که چرا بر خلاف گفته من رفتار کردید. آنها قسم می خورند که ما روشن نکردیم. مهدی قلی خان نزدیک می رود می بیند هیزم ها ، به خصوص یک پارچه آنها، مشتعل است اما حرارت آتش ندارد. دست می برد هیچ علامت آتش نمی رسد. تعجب نموده دست می برد آن پارچه هیزم را بر می دارد. شب دیگر در تاریکی ملاحظه می کند باز روشن بود. به عرض همایون رساند و آن پارچه هیزم را آورده در آلاچیق شاه گذاشتند. ما را احضار فرمودند. همان طور در تاریکی روشن بود. هر کس خیالی اندیشید. من گفتم باید از اثر فوسفور باشد. شب دیگر در ایزده، حکیم طلوزان [ THOLOZAN: پزشک اعزامی دولت فرانسه به دربار ایران] که قدری از آن چوب داشت به من نمود. چادر را تاریک کردیم، روشنایی نداد. من گفتم قدری نم به چوب بدهیم. آب خواسته چوب را میان جام آب انداختیم. همین که تر شد باز روشن شد. معلوم می شود تا وقتی که تر است روشنی می دهد. وقتی که خشک شد روشنی نمی دهد. اهل ده می گفتند از این چوب ها در جنگل زیاد است. محمد حسن خان اعتمادالسلطنه پروفسور ژوزف دزیره تولوزان اعتماد السلطنه حدس می زند که این چوب متعلق به انجیر یا پسته یا بادام باشد که نادرست به نظر می رسد. وی از رجال علمی زمان خود و عضو مجمع جغرافیایی پترزبورگ بود و مدتی هم اداره باغ های سلطنتی را برعهده داشت ولی درختان جنگل های شمال را به خوبی نمی شناخت. تولوزان هم پزشکی معتبر و دارای نشان «لژیون دونور» فرانسه با درجه کوماندور بود و با توجه به اعتبار علمی هر دو نمی توان اصل موضوع را انکار کرد. از آنجا که مطابق نقل مذکور، ویژگی این چوب را مردم محلی می شناختند جای تحقیق وجود دارد تا هویت آن معلوم شود.
منابع ۱- اعتماد السلطنه، محمد حسن، ۱۳۷۹، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، به کوشش ایرج افشار، امیر کبیر، چ۵، ۱۱۰۹ص. ۲- بریمانی، جلال، ۱۳۷۰، تاریخ روابط پزشکی ایران و فرانسه، مؤلف، چ۱، ۲۶۰ص.
|
|
| ساعت ٢:٠٧ ب.ظ روز جمعه ۳٠ آذر ۱۳۸٦ |
|
جنگل کاری (Plantation) فعالیتی است که در طی آن با کاشت بذر یا غرس نهال، جنگلی مصنوعی به وجود می آید یا جنگلی طبیعی غنی تر می شود. هدف از جنگل کاری ممکن است افزایش کمی و کیفی جنگل، استفاده از محصولات چوبی و غیر چوبی، ایجاد فضای سبز، حفظ و اصلاح خاک، مصون ماندن عرصه از تجاوز و تخریب و تغییر کاربری، آماده کردن عرصه برای رویش گونه های بومی و نظایر آن باشد.
تاریخچه جنگل کاری در جهان
شاید نتوان برای جنگل کاری در جهان، آغاز مشخصی برشمرد ولی جنگل کاری با گونه های غیر بومی، سرآغاز روشنی دارد. قدیمی ترین سند از کاشت گیاهان غیر بومی ـ که از قضا این گیاه، یک گونه درختی/ درختچه ای است ـ سنگ نگاره هایی است با قدمتی در حدود 3500 سال که در حفاری های دیر البَحری در نزدیکی شهر تبس (Thebes) مصر به دست آمده است و حمل درخت کُندُر (Boswellia sp)را نشان می دهد. درحدود سال 2117 قبل از هجرت، ملکه هَتشپسُوت (Queen Hatshepsut)، همسر توتمس سوم (Thothmes III) فرعون مصر، یک گروه اکتشافی 210 نفره را با پنج کشتی به سرزمین پانت(Punt) (سومالی فعلی) فرستاد (The Land of Punt,2005) .
ملکه هَتشپسُوت ، آغازگر جنگل کاری با گونه های غیر بومی
در این گروه ، عده ای گیاه شناس بودند و از جمله چیزهایی که دربازگشت با خود آوردند، ۳۱ اصله درخت کندر بود که صمغ آن رایحه خوشبویی دارد (واتسون، 1374). برای استفاده از رایحه صمغ کندر، آن را در آتش می ریزند (معین، 1371) . مصریان این کار را در اتاق بیماران و همچنین در آیین های مذهبی انجام می دادند و معتقد بودند که ارواح خبیثه را دور می کند (The Land of Punt, 2005)
طرحی از یکی از سنگ نگاره های کشف شده در «دیر البَحری» که نمایانگر سفر اکتشافی گیاه شناسان ملکه هَتشپسُوت به سرزمین پانت در حدود سال ۲۱۱۷ قبل از هجرت است. این سنگ نگاره ،حمل یک اصله درخت کندر را نشان می دهد.
فرستادن هیأت های اکتشافی برای آوردن گیاهان غیر بومی و کاشت و تکثیر آن در سرزمین خود، از عادات بسیاری از زمامداران بوده است. چنانکه خُمارویه، پادشاه مصر(270-282 ه.ق) که از بنی طُولُون بود، باغی از گیاهان غیر بومی در کنار قصرش ایجاد کرد و در آن بسیاری از گیاهان نادر کاشته شد. در اسپانیا ، عبدالرحمان اول (138-172 ه.ق) در باغی که قصرش، رُصافه در میان آن قرار داشت گیاهانی از سراسر دنیا کاشت. این پادشاه مأموری به سوریه فرستاد که وی در بازگشت بذرها و گیاهان زیادی را برای کاشتن در باغ پادشاه با خود آورد (واتسون ، 1374).
تیگلاث پیلسر اول (Tiglath Pileser I)، پادشاه آشوری، در مدرکی متعلق به حدود سال 1730 قبل از هجرت، ادعا کرده است: «از سرزمین هایی که تحت فرمانروایی من بوده اند، درختان سدر و شمشاد و بلوط کانیش[1] را که در میان نیاکان من، هیچ پادشاهی هرگز نکاشته بود، با خود آوردم و در باغ های سرزمین خویش کاشتم.» (واتسون ، 1374) .
تاریخچه جنگل کاری در ایران آن طور که از نوشته های مورخان یونانی به دست می آید، در حدود 3000 سال قبل، اطراف خانه بسیاری از ایرانیان را باغ احاطه کرده بود و واژه پردیس به همان باغ های پیرامون خانه ها گفته می شد. این شیوه برای سایر ملل نیز الگو شد و این واژه ایرانی به دوردست ها رفت. در لغت نامه دهخدا، درباره معنی واژه پردیس آمده است: «پردیس لغتی است مأخوذ از زبان مادی (پارادئزا) به معنی باغ و بستان و از همین لغت است پالیز فارسی و فردوس (معرب)» . این واژه که در اوستا دوبار به کار برده شده ، از دو جزء ترکیب یافته است. Pairi به معنی پیرامون و Daeza به معنی انباشتن و دیوار کشیدن و در مجموع به معنای درخت کاری و گل کاری پیرامون ساختمان است. این واژه در زبان پهلوی، پالیز شده و در فارسی دری هم به کار رفته است. در دوره هخامنشیان و بعد از آن، در سرتاسر ایران، تعداد بسیاری باغ بزرگ و با شکوه وجود داشته است. شیوه باغ سازی ایرانیان، در کشورهای دیگر نیز اجرا شد و واژه پردیس به صورت Paradeisos به زبان یونانی و به صورت Paradis به فرانسوی و به صورت Paradise به انگلیسی وارد شد. به این فضای سرسبز، باغ نیز گفته می شود. این واژه نیز فارسی است و در پهلوی و سُغدی به همین شکل آمده است. در کتاب «فارسنامه» ابن بلخی که بین سال های 500 تا 510 هجری قمری تألیف شده، سلسله های پیش از اسلام را بنا به روایت قدیم چهار سلسله به نام پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان بر شمرده است. مؤلف این کتاب، منوچهر پسر میشخوریار را که هفتمین پادشاه پیشدادی ذکر می شود، نخستین کسی می داند که در جهان، باغ و بوستان احداث کرده است و می نویسد:« آثار او آن است کی اول کسی که باغ ساخت او بود و ریاحین گوناگون کی بر کوهسارها و دشت ها رسته بود جمع کرد و بکشت و فرمود تا چهار دیوار ، گرد آن در کشیدند و آن را بوستان نام کرد ، یعنی معدن بویها» . صرف نظر از برخی وجوه خدشه پذیر این متن، رواج باغ آرایی در ایران قدیم و تقلید دیگر کشورها از آن بر پایه مدارک مختلف، تردید ناپذیر است. چنانکه نَبُوکَد نَصَّر (بُخْتُ نَصَّر) پادشاه بابل (1768- 1745 قبل از هجرت) باغ های معلق (حدائق معلقه) را بر طبق اصول طراحی پردیس، برای سِمیرامیس (دختر هووَخْشَتَره، پادشاه ماد) همسر ایرانی خود، بنا کرد (نصر،1384) و در آن درختان بسیار قطور نیز وجود داشت (معین، 1371). در نقوش کاشی های به دست آمده از شوش که در حدود 2500 سال قدمت دارد، برکه آب و درخت دیده می شود. در حدود 2700 سال قبل در بین النهرین، پادشاهان آشوری از باغ یا پردیس به صورت نمادی از شخصیت پادشاه استفاده می کردند. ایرانیان سرسبزی و گل را در مرگ و زندگی خود محترم می داشتند. گلدان کشف شده از گوری در «شهر سوخته» سیستان شاهدی بر این مدعاست. در تورات، از باغ ایرانی ذکر شده است و در عکس هوایی بیستون، ته رنگ «چهارباغ» دیده می شود. مهم ترین باغ ایران باستان، پردیس پاسارگاد بود. کورش ، مؤسس سلسله هخامنشیان و نخستین پادشاه بزرگ ایران (1181-1151 قبل از هجرت) پایتخت خود پاسارگاد را به صورت باغی بزرگ ساخته بود. کاخ های سلطنتی وی، بدون استحکامات دفاعی و در میان مجموعه ای از باغ ها قرارداشت. وی اولین کسی بود که درخت کاری ردیفی و منظم را (مانند صف سربازان) ابداع کرد و به دست خود، به زیباترین درخت مدال جواهرنشان می داد.
کورش هخامنشی، پایه گذار جنگل کاری منظم و سازنده پردیس پاسارگاد که نخستین«چهار باغ» جهان محسوب می شود.
پردیس پاسارگاد در زمان پادشاهان بعدی هخامنشی تکمیل شد ولی ساخت آن به انتها نرسید و روندی مستمر بود. یکی از ماندگارترین ابتکارهای این باغ، الگوی «چهارباغ» یا «باغ اندر باغ» بود که تا آن زمان سابقه نداشت. مجموعه آبروها و حوضچه های سنگی پاسارگاد را علی سامی در سال 1329 و طرح چهارباغ را استروناخ، باستان شناس انگلیسی در سال 1344 کشف کرد. آبروها 1100 متر طول دارند و پردیسی را به ابعاد 250×300 متر در بر می گرفتند. مدارک مربوط به بخش های دیگر پردیس پاسارگاد ، هنوز کامل نشده است. هر بخش از پردیس پاسارگاد به شکل مربع یا مستطیل بود و به مربع های کوچک تقسیم و در رأس هر یک از این شبکه مربعی، یک درخت که عمر طولانی تری داشت کاشته می شد. این مربع ها به مربع های کوچک تر تقسیم و در هر رأس آن، درختان با عمر متوسط و در رأس مربع های بعدی درختان با عمر کوتاه کاشته می شد. بدین ترتیب این باغ یا جنگل مصنوعی منظم، مجموعه ای از ردیف درختان بود و از هر طرف که نگاه می شد ویژگی ردیفی بودن درختان معلوم بود. خاصیت دیگر این نحوه کاشت آن بود که بر اثر گذشت زمان و جانشینی درختان دیگر، شکل کلی باغ از بین نمی رفت. همچنین به دلیل تفاوت ارتفاع درختان، نورگیری آنها منظم بود و قسمتی از باغ خالی نمی شد(مرادی ، 1384) . یونانیان، هخامنشیان را بزرگترین باغ سازان جهان می دانستند. بر روی سفال های به دست آمده از شوش و تخت جمشید، نقش استخر آب و باغ و تک درخت دیده می شود. وجود درختان سرو و کاج و نخل در سنگ نگاره های تخت جمشید، نشان دهنده فراوانی و اهمیت این گونه ها در باغ های آن دوره است.
در دوران اسلامی، شیوه باغ سازی ایرانی ،با تغییراتی از هند تا اسپانیا کشیده شد. علاوه بر باغ های بزرگ و با شکوه بیرون شهر، تا چندین قرن، باغ سازی در داخل و پیرامون شهرها، خاص این سرزمین بود. از جمله باغ فین کاشان و باغ تخت شیراز که نمونه هایی ماندگار هستند. به نوشته ویل دورانت، در «تاریخ تمدن» باغ به سبک ایرانی، مورد تقلید سایر ملل قرار گرفت و هم در بین مسلمین و عرب ها و هم در هندوستان رواج یافت و در قرون وسطی الهام بخش اروپاییان بود. باغ معروف اَلحَمرا در اسپانیا و باغ های بابُری کشمیر، از برجسته ترین نمونه های باغ سازی به شیوه ایرانی محسوب می شوند(نصر، 1384) .
دوره صفویه، اوج هنر باغ سازی در دوران اسلامی محسوب می شود. در این زمان به دلیل برقراری آرامش نسبی در کشور، احداث باغ و پرورش گل رونق فراوان یافت. یکی از منابع گران بها برای شناخت درختان و گل های باغ های ایرانی در دوره صفویه، کتاب «ارشاد الزراعه» تألیف قاسم بن یوسف ابونصر هَرَوی است که در سال 931 ه.ق تألیف شد. همچنین برای آگاهی از نام درختان و گل های باغ های دوره صفویه، منظومه های «دوحَة الاَزهار» و«روضة الصِّفات» نیز دو سند ارزشمند است. عبدی بیگ شیرازی، این دو منظومه را در زمان پادشاهی شاه تهماسب صفوی (930-984 ه.ق) سروده و در آن چگونگی عمارت و باغ هشت بهشت قزوین را توصیف کرده است. یکی دیگراز متون به جای مانده از دوره صفویه که چگونگی باغ سازی و انواع درختان و گل های آن دوره را نشان می دهد، منظومه «رَمز الریاحین» است. این رساله سروده محمد هادی فرزند میرزا حبیب کاشانی، مشهور به شیخ رمزی است که در عهد شاه عباس دوم شروع کرده و در سال 1089 ه.ق. یعنی در دوره شاه سلیمان، به اتمام رسانده است. از دوره قاجاریه کتابی خطی به نام «مفاتیح الاَرزاق» تألیف یوسف نوری منشی وجود دارد که سندی معتبر درباره کشاورزی و باغ سازی در آن دوره محسوب می شود. درخت کاری و گل کاری باغ ها در اوایل دوره قاجاریه به شیوه قدیم ایرانی بود ولی به ویژه در دوران حکومت ناصرالدین شاه (1227-1275 هـ .ش) باغبانان و گل کاران فرنگی، شیوه های غربی را با خود آوردند (نصر ، 1384). بنابر گزارش دکتر یاکوب ادوارد پولاک[2] که درزمان ناصرالدین شاه در ایران بود، در باغ های تهران ، چنار و سپیدار و زبان گنجشک و نارون و توت و درخت گل ابریشم، یا صنوبر و گاهی کاج[3] و تَهْ [4] کاشته می شد. همچنین در تهران، باغی به نام «باغ کاج» وجود داشت که قسمتی از آن تا حوالی سال 1330 باقی بود. قصر فیروزه، متعلق به ناصرالدین شاه، در وسط یک جنگل مصنوعی ساخته شده و در اطراف خیابان وسیع منتهی به این قصر به طول یک فرسنگ (در حدود 6 کیلومتر)، اقاقیا و گل های رنگارنگ کاشته شده بود (معتمدی، 1381). بنجمین ( S.G.W. Benjamin ) که از سال 1262 تا 1264 هـ .ش نخستین وزیر مختار آمریکا در ایران بود (List…Iran,2005) در بهار 1263 از باغ فردوس در تجریش دیدن کرد و درباره این باغ سلطنتی ناصرالدین شاه نوشت: وسعت این باغ گویا چهارصد جَریب[5] باشد. در طرف تحتانی آن ، جنگل انبوهی از چنار واقع است و به طوری این درخت ها را مرتب کاشته اند که وقتی شخصی از عمارت نظری بر آن بیندازد، سطحی مخملی مانند می بیند… در عقب عمارت اراضی وسیع هست و چنارهای عالی مانند ستون بالا کشیده ، بر این اراضی سایه می افکند ... درخت های چنار به قدر صد پا ارتفاع می رسد و مکانی است با چشم انداز دلفریب (معتمدی ، 1381). سه سال بعد از بنجمین، محمد حسن خان اعتماد السلطنه وزیر انطباعات ناصرالدین شاه از این باغ دیدن کرد. وی در یادداشت روز جمعه ، 17 رمضان 1304 (19 خرداد 1266) می نویسد: « دو از دسته گذشته باغ فردوس رفتم ... هجده سال بود این باغ را ندیده بودم. تمام درخت ها افتاده ، عمارت خراب شده ، در حقیقت وادی برهوت، آن وقتی که [دوستعلی خان] نظام الدوله مُعیّر الممالک در این باغ بود که سجده گاه مردم بود » (اعتماد السلطنه، 1379).
تاریخچه جنگل کاری در شمال ایران
عرصه های جنگلی شمال ایران در گذشته جای خالی چندانی برای جنگل کاری نداشت. بلکه انبوهی جنگل و گسترش آن تا نزدیک ساحل دریای خزر، برای ساکنان مشکل زا بود. بومیان برای کشاورزی و دامداری و سکونت خواهان زمین خالی از درخت بودند و مجبور می شدند با روش های مختلف، از جنگل زمین بگیرند. مشکل دیگر، وجود مرداب های فراوان در بین جنگل های جلگه ای بود که در نتیجه ساکنان محلی برای در امان ماندن از بیماری مالاریا، در فصل تابستان به مناطق کوهستانی و ییلاقی می رفتند. بدین ترتیب می توان گفت که جنگل کاری در شمال ایران، پس از تخریب های انجام شده دهه های اخیر و احساس نیاز برای حفظ جنگل رونق گرفته است. با این حال از برخی مدارک چنین بر می آید که دست کم در مناطق کم درخت و حاشیه جنگل درخت کاری مرسوم بوده است.
اعتماد السلطنه از رجال دربار ناصرالدین شاه که در هنگام سفر شاه به مازندران، همراه وی بود، در یادداشت روز 7 رمضان 1292 (15مهر 1254) از کاشت درختان گرمسیری و غیر بومی در نزدیکی روستای پول (در جنوب نوشهر) خبر می دهد. همچنین بنابریادداشت 10 شوال 1292 (18 آبان 1254) در باغ شاه عباس در بهشهر ، سرو و کاج بود.
در سال 1331 هفت هزار اصله نهال در جنگل های نمک آبرود در غرب مازندران که بر اثر احداث کوره زغال و قطع درختان تخریب شده بود، غرس شد. در همین سال، هشت هزار اصله نهال از انواع مختلف در جنگل های سفید تَمِش با گونه های پهن برگ بومی کاشته و با سیم خاردار محصور شد. مجری طرح، خلیل قاضی تهرانی نام داشت. این جنگل کاری را شاید بتوان نخستین جنگل کاری به سبک جدید در شمال کشور دانست.
در همین سال به همت ابوالقاسم علی آبادی، جنگل کاری بلوط و آزاد در نهالستان چُمارسرای رشت صورت گرفت.
اولین جنگل کاری شاخص در شمال کشور در سال 1340 در شَهرْ پُشت نوشهر در قطعه ای به مساحت 40 هکتار با گونه های مختلف سوزنی برگ انجام شد.
در سال 1341 با ملی شدن جنگل ها و مراتع کشور، جنگل کاری دامنه ای گسترده تر یافت و در مجموع از سال 1341 تا پایان 138۵ در حدود 4۳۷ هزار هکتار جنگل کاری در شمال کشور انجام شد. این در حالی است که مجموع جنگل کاری انجام شده در جنگل های خارج از شمال در همین محدوده زمانی در حدود ۶۵۰ هزار هکتار بوده است.
شروع فعالیت جنگل کاری در شمال به دلیل اجرای شیوه جنگل شناسی پناهی و به تقلید از روش اروپاییان با قطع یکسره همراه بود (هدایتی ، 1380). ولی هم اکنون به دلیل اجرای شیوه تک گزینی و گروه گزینی، اغلب، جنگل کاری به صورت لکه های کوچک و توده ای و روزانه ای و حفره ای است.
پاورقی
۱- Kanish: شهری باستانی در شرق آسیای صغیر. ۲- نام این پزشک اتریشی را اعتماد السلطنه (۱۳۷۹) نیز پولاک ذکر کرده است ولی در همین مقطع زمانی چشم پزشکی اتریشی به نام Porak در تهران بود (بریمانی،۱۳۷۰). ۳- به احتمال قوی مقصود کاج الدار (Pinus Eldarica Medw) است. ۴- تَهْ: درخت داغداغان. ۵- جَریب: واحد اندازه گیری مساحت زمین که مقدار آن در جاهای مختلف متفاوت و از ۱۰۰۰ تا ۳۶۰۰ متر مربع است (انوری، ۱۳۸۲). مفدار آن را ۱۰ هزار متر مبع یا یک هکتار هم ذکر کرده اند (معین، ۱۳۷۱).
منابع 1- اعتماد السلطنه، محمد حسن، 1379، روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، به کوشش ایرج افشار امیرکبیر، چ 5، 1109ص. 2- انوری،حسن،1382، فرهنگ فشرده سخن، سخن،چ2،1 جلد، 2704ص. 9- بریمانی، جلال، 1370، تاریخ روابط پزشکی ایران و فرانسه، مؤلف، چ 1 ، 260ص. 3- مرادی، زینب، 1384، پردیس پاسارگاد، www.persiangarden.ir 4- معتمدی، محسن، 1381، جغرافیای تاریخی تهران ، مرکز نشر دانشگاهی، چ1، 715ص. 5 - معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین) ، امیرکبیر، چ 8، 6جلد ، 106+5277+317+2351 ص. 6- نصر، طاهره (سها)، 1384، سیر تحول باغ ایرانی، باغ ایرانی در گذر زمان ، www.persiangarden.ir . 7- واتسون، اندرو،م. 1374، نوآوری های کشاورزی در قرون اولیه اسلام، ترجمه فرشته ناصری و عوض کوچکی، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، چ1، 420 ص . 8- هدایتی، محمدعلی، 1380، سیر تحول جنگل کاری در شمال کشور تنگناها و راهکارها، مقالات همایش ملی مدیریت جنگل های شمال و توسعه پایدار، گستره ، جلد 1، چ1، ص345-369.
9 - List of United states ambassadors to Iran, 2005, http: //en.wikipedia.org. ۱۰ - The Land of Punt, 2005, www.homestead.com/wysinger
|








