جنگل‌های شمال

مقالاتی درباره جنگل‌های هیرکانی (خزری) در شمال ایران

 
بیماری‌های مهم درختان جنگل‌های شمال
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱  

 

بیماری پژمردگی شب خسب    Fusarium oxysporum f. perniciosum

 

1- بیماری سوختگی یا شانکر شاه بلوط        Endothia parasitica (Murrill)

میزبان:  شاه بلوط؛ گونه‌های مختلف درختان شاه بلوط اعم از آمریکایی و اروپایی و چینی، بلوط ، افرای قرمز و گردوی امریکایی.

نوع خسارت: آسیب اولیه روی پوست ساقه و کامبیوم درختان و در مراحل پیشرفته خشکیدگی سرشاخه‌ها و مرگ کامل درختان آلوده.

مراحل خسارت‌زای آفت: میسیلیوم (ریسه) قارچ عامل بیماری یک پارازیت زخم است که ایجاد شانکر (زخم) و بلایت (سوختگی) در سرشاخه‌ها می‌کند.

 مناطق آلوده به آفت: جنگل‌های شاه بلوط استان گیلان (ویسرود، سیاه مزگی، قلعه رودخان، شفارود)

 

2- بیماری پوسیدگی زغالی بلوط      Biscogniauxia mediterranum

میزبان: درختان بلوط، ممرز، آزاد و غیره.

نوع خسارت: ایجاد سرخشکیدگی و پوسیدگی تنه و شاخه‌ها و خشکیدگی کامل درختان.

مراحل خسارت‌زای آفت: اسپور (هاگ) و ریسه‌های قارچ در شرایط گرم و خشکی هوا.

 مناطق آلوده به آفت: استان مازندران (پارک جنگلی نور) و استان گلستان (پارک قرق)

 

3- بیماری پژمردگی شب خسب    Fusarium oxysporum f. perniciosum

میزبان:  درخت شب خسب ( گل ابریشم)    Albizia julibrissin

نوع خسارت: پژمردگی، سرخشکیدگی و مرگ گیاه

مراحل خسارت‌زا: اسپور قارچ از طریق زخم‌های روی ریشه وارد درخت می‌شود و ریسه‌ها پس از رشد از طریق آوندها به قسمت‌های هوایی درخت انتقال می‌یابد.

 مناطق آلوده به آفت: اکثر مناطق شمال کشور.

 

4- بیماری لکه قیری برگ افرا      Rhytisma acerinum

میزبان:  درختان افرا      Acer velutonium

نوع خسارت: ایجاد لکه‌های کروی سیاه رنگ (قیری) به صورت گروهی در پهنک برگ.

مراحل خسارت‌زای آفت: میسیلیوم (ریسه) قارچ

 مناطق آلوده به آفت: اکثر مناطق و رویشگاه‌های افرا در شمال کشور به ویژه در جنگل‌کاری‌های خالص.  

 

5- بیماری فتیله نارنجی     Cytospora sp.

میزبان: بلوط، آزاد، داغداغان، صنوبر، تبریزی، سیب و غیره.

نوع خسارت: ایجاد شانکر (زخم و شکاف) روی اندام آلوده.

مراحل خسارت‌زا: میسیلیوم یا ریسه‌های قارچ.

 مناطق آلوده به آفت: به صورت پراکنده ممکن است در مناطق مختلف دیده شود

 

6- خشکیدگی کاج اِلْدار (کاج تهران) 

میزبان: درختان کاج اِلْدار (کاج تهران)    Pinus eldarica

نوع خسارت: مرگ کامل درختان

عامل خسارت: عوامل فیزیولوژیکی (نامساعد بودن شرایط خاک) و عوامل زیستی (خرگوش و تشی و آفات چوب‌خوار و پوست‌خوار)

 مناطق آلوده: منطقه مرزن آباد

 

7- بیماری سفیدک سطحی بلوط    Sphaeroteca sp.

میزبان: انواع درختان و نهالهای بلوط    Quercus sp.

نوع خسارت: ایجاد پوششی از ریسه‌های قارچ روی اندام‌های سبز و خشک شدن آن.

مراحل خسارت‌زای آفت: ریسه‌های قارچ

 مناطق آلوده به آفت: نهالستان‌ها و مناطق جنگلی به ویژه در شرایط گرم و مرطوب.

 

8- بیماری سرخشکیدگی زربین  Diplodia pinea

میزبان: درختان زربین و کاج

نوع خسارت: سرخشکیدگی و چنگالی شدن درختان آلوده به بیماری و ضعف درخت.

مراحل خسارت‌زای آفت: اسپورهای قارچ از راه زخم وارد گیاه می‌شود و پس از رشد ریسه‌ها وارد بافت پوست شده، موجب کندی رشد درخت و قهوه‌ای شدن سوزن‌ها می‌شود.

مناطق آلوده به آفت: توده‌های زربین طبیعی و جنگل‌کاری‌های منطقه حسن آباد چالوس و استان‌های گیلان و گلستان.

 

 

برگرفته و ویرایش شده از: آهنگران، یزدانفر، 1391، معرفی بعضی از آفات و بیماری‌های مهم جنگل‌های شمال کشور، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران ـ نوشهر، نشریهٔ داخلی.



 
جل
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱  

نام علمی:

Laurocerasus officinalis Roemer 1847

 Prunus Laurocerasus L. 1753=

 Padus Laurocerasus Miller 1768=

 Cerasus Laurocerasus Loiss 1812=

 Laurocerasus vulgaris Carrier 1863=

 

نام انگلیسی:

Common laurel cherry

نام‌های دیگر: جَلی (لاهیجان)، چَرمِ لیوه، چَرمِ لیفه (تالش و گیلان)، چَرمِ گیله (آستارا)، کَرَزُالغار، غارِ گیلاسی، غار کَرَزی.

جَل درختچه‌ای از تیرهٔ گل سرخ (Rosaceae) به ارتفاع تا 6 متر و دارای ارزش‌های زینتی و دارویی است.

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: شاخه‌چه‌های یکساله و بدون کرک و سبزرنگ. برگ‌ها همیشه سبز به طول تا 20 و عرض 8 سانتی‌متر، مستطیلی ـ بیضوی یا مستطیلی ـ تخم مرغی، با انتهایی اغلب کمی نوک‌دار، با قاعده‌ای گرد یا گوه‌ای، با لبهٔ کمابیش دندانه‌ای تُنُک یا کامل، روی سطح بالایی سبز تیرهٔ درخشان، در سطح زیرین کم‌رنگ‌تر، با رگهٔ میانی مشخص، بدون کرک، چرمی، با غده‌های قاعده‌ای 2ـ 4 تایی یا بدون غده. دمبرگ‌ها کانال‌دار به طول تا 5/1 سانتی‌متر.

گل: خوشه‌ها بدون کرک، متراکم، اغلب از برگ‌ها کوتاه‌تر، به طول تا 16 سانتی‌متر، فقط با برگه‌های حائل، گل‌ها سفید، به قطر حدود 8 میلی‌متر، دمگل‌ها به طول تا 8 میلی‌متر، بدون کرک. پرچم‌ها 15ـ 25 تایی، شفت تخم مرغی، به قطر حدود 10ـ 12 سانتی‌متر، با نوک تیز، ارغوانی تیره یا سیاه رنگ، هسته صاف، شیاردار (ناودار) (مظفریان، درختان ...، 725).

 

پراکنش

جل در اروپای جنوبی و همچنین در جنگل‌های شمال ایران از ارتفاع 300 تا 1200 متر از سطح دریا، از آستارا و تالش در استان گیلان تا استان مازندران می‌روید (ثابتی، جنگل‌ها ...، 433).

استان مازندران: درهٔ رودخانهٔ تالار، نزدیک شیرگاه، بین عباس آباد و شیرگاه، نور، چمستان، درهٔ روستای واز، چمستان به طرف لاویج.

پراکنش جهانی: ایران، شبه جزیرهٔ بالکان، آناتولی، قفقاز (مظفریان، درختان ...، 726).

 

کاربردها

در برگ جل نوعی دیاستاز به نام سیناپتاز و نوعی گلوکزید به نام پرولورازوزید وجود دارد. این دو ماده در مجاورت آب بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و اسید سیانیدریک و گلوکزو آلدئیدبنزوئیک به وجود می‌آید. در برگ این گیاه تانَن و قند و مواد چرب و کمی اُکسالات کلسیم یافت می‌شود. از برگ جل در پزشکی آب مقطر لوریه سریز تهیه می‌شود که مصرف دارویی دارد. طرز تهیهٔ آب جل به این روش است که یک کیلوگرم برگ تازهٔ این گیاه را با 4 لیتر آب می‌جوشانند تا 1000 گرم آب مقطر از آن حاصل شود. آب مقطر جل دارای خاصیت ضد تشنج و تسکین‌دهندهٔ سرفه است و در موارد تنگی نفس و سیاه سرفه و ناراحتی و دردهای معده و روده مصرف می‌شود. همچنین در دندان‌پزشکی در فرمول‌های دهان‌شویه‌های مسکن نیز کاربرد دارد.

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

2- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

3- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص.

5. http://www.uspza.cz/index.php?id=10393



 
گیاهان دارویی جنگل‌ها و مراتع سه هزار تنکابن
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠  

 پیش‌گفتار

از صدها قرن پیش، در روزگاران کهن و از دورانی که بشر به صورت انسان امروزی در صحنۀ حیات و زندگی خودنمایی داشت و برای بقای خود مبارزه می‌کرد به موازات تلاش برای تهیۀ غذا و پوشاک به حفظ خود نیز می‌اندیشید. بنابر این، اندیشۀ تأمین سلامت و یافتن روش‌هایی برای سالم زیستن و رفع ناراحتی‌های بدنی و بیماری‌ها قوت گرفت که به مرور علم طب را به وجود آورد.

در دوران هخامنشیان طب گیاهی در ایران گسترش چشمگیری داشت و اضافه بر تجربیاتی که در کشور وجود داشت از دستاوردهای یونانیان نیز استفاده می‌شد و حتی درآن دوران انواع پزشکان نام‌های خاصی داشتند و اصطلاحاتی نظیر پزشک عمومی و چاقوی جراحی به کار برده می‌شد. در دورۀ ساسانیان پزشکی در ایران گسترش یافت و دانشگاه معروف پزشکی جُندی شاپور (گُندی شاپور) در حدود سال 351 قبل از هجرت در شهر اهواز تأسیس شد. از اقدامات معروف آن دوران تشکیل گردهمایی پزشکی است. دانشگاه جُندی‌شاپور به مدت چند قرن، قبل و بعد از اسلام، تأثیر فراوانی در پیشرفت‌های پزشکی ایران داشت. همچنین نام پزشکانی معروف نظیر برزویۀ طبیب، حکیم معروف زمان انوشیروان ساسانی که کتاب پَنْچه تَنْتْره (کلیله و دمنه) را از زبان سَنسکریت به پهلوی ترجمه کرده است و پزشکان خاندان بَختیشُوع، از جمله جَبرائیل‌بن بَختیشُوع‌بن جُرجیس‌بن بَختیشُوع، طبیب هارون الرشید، در تاریخ پزشکی ایران به چشم می‌خورد.  

 طبیعت گنجینه‌ای است که خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده است. حفاری‌های باستان‌شناسی در درهٔ سِند پاکستان نشان می‌دهد که تعدادی از گیاهان مثل فلفل، دارچین، زردچوبه و هِل از چند هزار سال قبل در شبه قارۀ هند شناخته شده بود و از شخصی بنام سوشروتا (Sushruta) طبیب و جراح معروف هندی که در حدود 2500 سال قبل زندگی می‌کرد نام برده می‌شود. طبق دستور او همیشه بستر بیمارانی که تحت عمل جراحی قرار می‌داد از قبل با سوزاندن گیاهانی مانند خَردَل سفید (L. Sinapis alba) و سایر گیاهان دودزا دود داده می‌شد و بعد از عمل جراحی نیز طبق توصیه او برای ضد عفونی کردن زخم از ضِمادی که با روغن کنجد درست می‌شد استفاده می‌کردند.  

گیاهان دارویی به دلیل این‌که از انباشته شدن عناصر شیمیایی مخرب در بدن جلوگیری می‌کنند و مواد مؤثر آن به صورت متعادل در کنار هم قرار دارند عوارض جانبی چندانی ندارند.

با توجه به اهمیت و نقش راهبردی دارو و نیاز روز افزون انسان به آن و همچنین نقش گیاهان دارویی که منبع عظیم و کم خطر محسوب می‌شود و توجه و گرایش مردم جهان به استفاده از داروهای گیاهی، نیاز به انجام دادن تحقیقی جامع برای روشن شدن اهمیت داروهای گیاهی در سامانۀ درمانی و بهداشتی کشور و شناسایی گونه‌های گیاهی اولویت دار برای گسترش فعالیت‌های صنعتی ضرورتی اساسی به شمار می‌رود.

مجموعۀ تهیه شده، معرفی تعدادی از گیاهان دارویی موجود در حوزۀ جنگلی و مرتعی منطقهٔ «سه هزار» در شهرستان تنکابن است که امیدواریم پیش زمینه‌ای برای تحقیقات و مطالعات بیشتر دوستداران طبیعت در منطقه باشد.

 

موقعیت جغرافیایی شهرستان تنکابن

شهرستان تنکابن در غرب استان مازندران قرار دارد. از شمال به دریای خزر از جنوب به رشته کوه البرز (استان قزوین) از سمت شرق به شهرستان عباس‌آباد و از سمت غرب به شهرستان رامسر محدود است.

شهر تنکابن در جلگه‌ای ساحلی در 10 کیلومتری ارتفاعات جنگل و در ارتفاع 20-  متری از سطح دریای آزاد قرار دارد. رودخانۀ معروف تنکابن «چشمه کیله» (سه هزار) به طول تقریبی 80 کیلومتر است که از وسط شهر می‌گذرد. شهر تنکابن، مرکز بخش مرکزی و دهستان‌های آن شامل دو هزار، سه هزار، گُلیجان، بَلْده است.

 

 

مراتع ییلاقی سه هزار تنکابن

 

مرتع بَشمِ سر

این مرتع در فاصله 62 کیلومتری جنوب تنکابن و در 4 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. بارندگی آن 650 تا 700 میلی‌متر در سال، بیشینۀ دما 20 درجه سانتی گراد و کمینۀ آن 15 – درجۀ سانتی‌گراد است. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق می‌وزد. بافت خاک، از رسی تا رسی شنی و حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 2650 متر و حداقل آن 328 متر است. شیب عمومی منطقه جنوبی و شرقی است.

نوع خاک، گچی از گروه کولوویال (Colluvial) و در حاشیه رودخانه‌ها از گروه آلوویال (Alluvial) است خاک مرتع از نوع سیروزم (Sierozem) و عمق متوسط آن در حدود 50 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: دِرمنۀ کوهی، چای کوهی، پُونه، بارْهَنگ،‌ آویشَن، علفِ چای.

 

 

مرتع شَلَفِ بالا

در فاصله 40 کیلومتری از شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن دَرجان است. میزان بارندگی آن بین 450 تا 600 میلی‌متر برآورد می گردد. حداکثر مطلق دما 15 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 40- درجهٔ سانتی‌گراد است. بادِ غالبِ زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق می‌وزد. حداکثر ارتفاع از سطح دریا 4659 متر و حداقل آن 3000 متر است. جهت عمومی شیب منطقه، جنوب به شمال و شرق و غرب است. وضعیت خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت شنی است که جزء خاک‌های سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: دِرمَنه، آویشَن، نعناع، بُومادَران، گل گندم، گل گاو زبان، ‌کُما.

 

مرتع سر آبگرم

در فاصله 40 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن روستای دَرجان است. مقدار بارندگی سالیانه 450 تا 600 میلی‌متر برآورد می‌گردد. حداکثر مطلق درجه حرارت آن در حدود  18 درجۀ سانتی‌گراد و حداقل آن 35- درجه سانتی‌گراد است. منطقه دارای بادهای غالب زمستانی و جهت آن از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 4423 متر و حداقل آن 2400 متر است. شیب منطقه شرقی غربی و جنس خاک آلوویال و از نوع سیروزم دارای بافت شنی است و در کل جزء خاک‌های سبک محسوب می‌شود.

گیاهان دارویی: آویشَن، نعناع، دِرمَنه، بُومادَران، اسفناج جنگلی، گل گندم، چای کوهی، بارْهَنگ.

 

مرتع یاشْت

درفاصلۀ 67 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و در 7 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد  3339 متر و حداقل ارتفاع 1900 متر و شیب عمومی شمالی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر در سال و حداکثر دمای مطلق سالیانه 20 درجۀ سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجه سانتی‌گراد است. باد غالبِ زمستانه از غرب به شرق می‌وزد. بافت خاک از جنس شنی و از نوع آهکی از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها از گروه آلوویال است. خاک از نوع سیروزم و عمق متوسط آن 50 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: بُومادَران، دِرمَنۀ کوهی، پُونه، قیاق، آویشَن، دِرمَنه اَفْسَنتین،‌ گلپر، اِکلیل کوهی (تِرم)، شبدر، علفِ چای، چای کوهی، گل گندم، بارْهَنگ، سرخ ولیک، زرشک.

 

مرتع خاص

در فاصلۀ 38 کیلومتری از شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن اَرود است. مقدار بارندگی آن 450 تا 650 میلی‌متر برآورد می‌گردد. حداکثر مطلق دما 17درجۀ سانتی‌گراد و حداقل آن 35 درجۀ سانتی‌گراد است. جهت بادهای غالب زمستانی آن از شمال غرب به جنوب شرق است.

حداکثر ارتفاع این مرتع از سطح دریای آزاد 3395 و حداقل آن 2400 متر و شیب منطقه شرقی و غربی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم  است که بافت کلی رسی شنی دارد و جزء خاک‌های نیمه سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: آویشَن، دِرمَنه، دِرمَنه اَفْسَنتین، چای کوهی، نعناع، گل گاو زبان، بُومادَران، شبدر، بارْهَنگ، گلپر، زرشک، سیاه ولیک، پونه، بارْهَنگ.

 

مرتع شهرستانکوه

مرتع شهرستانکوه در فاصله 40 کیلومتری شهرستان تنکابن واقع گردیده و نزدیک‌ترین روستا به  این شهرستان و دَرجان است. بارندگی سالیانۀ آن 450 تا 600 میلی‌متر برآورد می‌گردد. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 30- درجه سانتی‌گراد است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3025 متر و حداقل 2000 متر و جهت شیب منطقه، جنوب غربی به شمال شرقی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و بافت آن گچی و شنی- رسی و جزء خاک‌های نیمه سبک است.

گیاهان دارویی: قیاق، علف باغ، دِرمَنه، یونجه، شبدر، شِنگ، بارْهَنگ، بُومادَران، آویشَن.

 

مرتع پیاز چال

در فاصله 69 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 9 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3339 متر و حداقل آن 1950 متر و شیب عمومی آن شمالی است. میزان بارندگی این مرتع 650 تا 700 میلی‌متر در سال و حداکثر دمای مطلق سالیانه 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجه سانتی‌گراد است. دارای بادهای فصلی زمستانی با جهت غرب به شرق است. بافت خاک از جنس شنی رسی و نوع خاک، آهکی از گروه کولوویال و در حاشیه دره آلوویال است. خاک این مرتع از نوع سیروزم و عمق متوسط آن حدود 50 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: جاشیر، دِرمَنهٔ کوهی، بارْهَنگ، زنبق، آنقُوزه، گلپر، آویشَن، چای‌کوهی، پونه، علف باغ، یونجه، قیاق (چمن گندمی رونده)، بُومادَران، اِکلیل کوهی (تِرم)، علف چای، دِرمَنهٔ اَفْسَنتین، گزَنه، سر‌خ وَلیک، زرشک، شیر خِشت.

 

مرتع سورگُهْر [sorgohre]

در فاصله 47 کیلومتری شهرستان تنکابن قرار دارد و در 15 کیلومتری روستای مَران واقع شده است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد برابر 3994 متر و حداقل آن 2450 متر و شیب عمومی آن جنوب شرقی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر در سال و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجه سانتی‌گراد تخمین زده می‌شود. بافت خاک، شنی- رسی و نوع خاک از گروه کولوویال و در حاشیه رودخانه‌ها و دره‌‌ها از گروه آلوویال و از نوع سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 40 سانتی‌متر است.  

گیاهان دارویی: بُومادَران، قیاق (چمن گندمی رونده)، پونه، آویشَن، آنقُوزه، گلپر، چای کوهی، اِکلیل کوهی (تِرم)، علف‌باغ، بارْهَنگ، دِرمَنه کوهی، شیر خشت.

 

مرتع سُرِنج [sorenj]

در فاصله 40 کیلومتری شهر تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به این شهر است. میزان بارندگی سالیانۀ آن 650 تا 750 میلی‌متر برآورد می‌گردد. حداکثر مطلق دمای آن 17 درجهٔ سانتی‌گراد و حداقل آن 35- درجه سانتی‌گراد و باد غالب زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 2765 متر و حداقل آن 1800 متر و شیب عمومی منطقه، غربی است. خاک منطقه از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت کلی رسی- شنی است و جزء خاک‌های نیمه سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: آویشَن، دِرمَنه، چای کوهی، نعناع، سیاه ولیک، زرشک.

 

مرتع میچکاخانی

در فاصله 39 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن اَرود است. بارندگی سالیانۀ آن در حدود 450 میلی‌متر برآورد می‌گردد. حداکثر دمای مطلق این مرتع 7 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 35- (؟)درجه سانتی‌گراد و بادهای غالب زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3443 متر و حداقل آن 2140 متر و جهت شیب عمومی شمال شرقی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت کلی رسی شنی و دارای سنگ مادر آهکی است و جزء خاک‌های نیمه سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: بُومادَران، دِرمَنه، آویشَن، شبدر سفید، علف چای، نعناع.

 

 

مرتع سیلی‌سَرا

در فاصلۀ 70 کیومتری شهرستان تنکابن و 10 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3400 متر و حداقل آن 2450 متر است.

بارندگی آن بین 650 تا 700 میلی‌متر در سال است. حداکثر دمای مطلق سالیانه 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 15- درجه سانتی‌گراد و بادهای فصلی زمستانه با جهت غرب به شرق است. بافت خاک، شنی تا رسی شنی و نوع خاک به دلیل سنگ مادری، گچی و از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها و رودخانه‌ها از گروه آلوویال است. خاک از نوع سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 40 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بُومادَران، بارْهَنگ، چای کوهی، پونه، قیاق، گل ماهور، آویشَن.

 

مرتع نَزارکوه

فاصلهٔ این مرتع تا تنکابن در حدود 40 کیلومتر و نزدیک‌ترین روستا به آن دَرجان است. بارندگی سالیانۀ آن بین 450 تا 600 میلی‌متر و حداکثر مطلق دما 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 40-  درجه سانتی‌گراد و جهت باد زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 4078 متر و حداقل آن 2400 متر، و جهت شیب عمومی، شرقی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت شنی رسی تا سیلتی و جزء خاک‌های نیمه سبک است.

گیاهان دارویی: دِرمَنه،‌ قیاق‌،‌ آویشَن، چای کوهی، بُومادَران، بارْهَنگ، شبدر سفید، گلپر.

 

مرتع پیرْوَرْ گاوکُل

در فاصله 67 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 8 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3760 متر و حداقل 2000 متر و شیب عمومی این مرتع جنوبی- شمالی است. میزان بارندگی سالیانۀ آن 650 تا 700 میلی‌متر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجه سانتی‌گراد است. بادهای فصلی زمستانه از غرب به شرق می‌وزد. بافت خاک شنی تا شنی رسی و نوع خاک از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها و رودخانه‌ها از گروه آلوویال تشکیل گردیده است. خاک این مرتع از نوع سیروزم و عمق آن 50 تا 60 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: آویشَن، گلپر، زنبق، چای کوهی، بارْهَنگ، پونه، بُومادَران، بابونه، زرشک، اِکلیل کوهی (تِرم).

 

مرتع دَرانِ شَلَف

فاصله آن از شهرستان تنکابن در حدود 45 کیلومتر و نزدیک‌ترین روستا به آن سِرْن است. میزان بارندگی بین 450 تا 600 میلی‌متر تخمین زده می‌شود. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 40- درجه سانتی گراد برآورد می‌گردد. منطقه دارای بادهای غالب زمستانی و جهت آن از شمال غرب به جنوب شرق است.

حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 4600 متر و حداقل آن 2050 متر و جهت عمومی شیب، جنوب به شمال و شرق به غرب است. خاک از جنس آلوویال و در حاشیهٔ رودخانه، کولوویال و از نوع سیروزم است که دارای بافت کلی شنی است و جزء خاک‌های سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: گَوَن،‌ آویشَن، چای کوهی، کُما، علف باغ، نعناع، بُومادَران، گلپر، شبدر سفید، بارْهَنگ، بادَرَنجبُویه (وارنگ‌بو)، ریواس، گلپر.     

 

مرتع گرم‌درّه

در فاصله 65 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 6 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3285 متر و حداقل آن 2050 متر و شیب عمومی آن شمالی و میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر در سال است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجه سانتی‌گراد تخمین زده می‌شود. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق است. بافت‌ خاک، شنی- رسی و نوع خاک از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها و رودخانه‌ها از گروه آلوویال تشکیل گردیده و نوع خاک سیروزم با عمق متوسط حدود 50 تا 60 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: بارْهَنگ، آویشَن، پونه، چای کوهی، علفِ چای، گل ماهور، گلپر، شبدر، زرشک، شیر خشت.

 

مرتع سَنگچان

در فاصله 70 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و 11 کیلومتری روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 3626 متر و حداقل آن 2500 متر و شیب عمومی آن شمالی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر در سال و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجه سانتی‌گراد تخمین زده می‌شود. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق است. بافت خاک، شنی رسی تا شنی و نوع خاک گچی از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها و رودخانه‌ها از گروه آلوویال و نوع خاک سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 50 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: بُومادَران، بارْهَنگ، چای کوهی، آویشَن، پونه، گلپر، زرشک، شیر خشت.

 

مرتع اَکله سرا

در فاصله 58 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و در جوار روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3361 متر و حداقل آن 1900 متر و شیب عمومی آن جنوبی و شرقی است. میزان بارش 650 تا 700 میلی‌متر در سال است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 15- درجهٔ سانتی‌گراد تخمین زده می‌شود. بادهای فصلی زمستانی از غرب به شرق می‌وزد. خاک از نوع گچی و بافت خاک، شنی تا شنی رسی است. خاک مرتع از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها و رودخانه‌ها از گروه آلوویال و از نوع خاک سیروزم و عمق متوسط آن در حدود 30 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بُومادَران، آویشَن، چای کوهی، پونه.

 

 

مرتع آگَوَن سرا

در فاصله 38 کیلومتری از شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن اَرود است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 4085 متر و حداقل آن 2000 متر است. میزان بارندگی سالانه 450 تا 650 میلی‌متر برآورد می‌گردد. حداکثر دمای مطلق 17 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 35- درجه سانتی‌گراد و جهت بادِ غالبِ زمستانی، از شمال غرب به جنوب شرق است. جهت عمومی  شیب منطقه، شمالی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و داری بافت کلی رسی- شنی و دارای سنگ مادری آهکی است و جزء خاک‌های نیمه سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: دِرمَنۀ اَفْسَنتین، شبدر سفید، شبدر قرمز، نعناع، چای کوهی، بارْهَنگ، زرشک، سرو کوهی (پیرو).

 

مرتع یحیی سرا

در فاصله 60 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن مَران است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3025 متر و حداقل آن 2200 متر و میزان بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلی‌متر است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 15- درجه سانتی‌گراد و شیب عمومی مرتع شمالی است.

نوع خاک گچی جزء خاک‌های آلوویال و از نوع سیروزم بوده، عمق خاک متوسط و حدود 50 سانتی‌متر و بافت خاک شنی رسی است.

گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بُومادَران، گل ماهور، آویشَن کوهی، بارْهَنگ.

 

مرتع چاشْت خوران

در 58 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و در جوار روستای مَران قرار دارد. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3339 متر و حداقل 2100 متر است. حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 15- درجه سانتی‌گراد و جهت بادِ فصلی زمستانی، از غرب به شرق است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر است. بافت خاک شنی رسی تا شنی و نوع خاک گچی و عمق متوسط آن 40 سانتی‌متر است. خاک در کل از جنس کولوویال و در حاشیه دره‌ها از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است.

گیاهان دارویی: گل ماهور، بارْهَنگ، چای کوهی، پونه، آویشَن، بُومادَران، نعناع.

 

مرتع سَلِنج انبار

در فاصله 58 کیلومتری جنوب تنکابن و نزدیک‌ترین آبادی به آن روستای مَران است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3422 متر و حداقل 2100 متر و شیب عمومی شمال شرقی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر و حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3422 متر و حداقل 2100 متر و شیب عمومی شمال شرقی است. بافت خاک شنی- رسی تا شنی و نوع خاک، گچی و از جنس کولوویال و در حاشیه دره‌ها و رودخانه‌ها آلوویال و از نوع سیروزم است. عمق متوسط خاک 20 سانتی‌متر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 15- درجه سانتی‌گراد است.

گیاهان دارویی: قیاق، بُومادَران، گل قاصد، دِرمَنه کوهی، گل ماهور، بارْهَنگ، آویشَن، گلپر، چای‌کوهی.

 

 

مرتع کَشیر و شِرمِج

در فاصله 85 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن مَران است. حداکثر ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 4123 متر و حداقل ارتفاع 2100 متر است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر در سال و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن 20- درجه سانتی‌گراد است. باد فصلی، زمستانه و جهت آن از غرب به شرق است. بافت خاک از شنی تا شنی رسی و نوع خاک آهکی و از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها از گروه آلوویال است. خاک این مرتع از نوع سیروزم است.

گیاهان دارویی: بُومادَران، قیاق، چای کوهی، اِکلیل کوهی (تِرم)، آویشَن، دِرمَنه کوهی، بارْهَنگ، پونه، شیر خِشت، سیاه ولیک، زرشک.

 

مرتع لُوته کِش

در فاصله 40 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن میانرود است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 4200 متر و حداقل 2250 متر است. بارندگی سالیانه 450 تا 600 میلی‌متر و حداکثر مطلق دما 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 30- درجه سانتی‌گراد است. دارای باد غالب زمستانی با جهت شمال غرب به جنوب شرق است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم  و دارای بافت شنی تا رسی شنی است و در کل جزء خاک‌های سبک محسوب می‌‌گردد.

گیاهان دارویی: دِرمَنه، آویشَن، نعناع، زنبق‌، بُومادَران، گزنه.

 

مرتع گاو سرا چال

این مرتع در فاصله 38 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن اَرود است. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد حداکثر 2600 متر و حداقل 1850 متر و شیب منطقه شرقی است. بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلی‌متر و حداکثر دمای مطلق 18 درجه سانتی‌گراد و حداقل 30- درجه سانتی‌گراد است. منطقه دارای باد غالب زمستانی با جهت شمال غرب به جنوب شرق است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است. بافت کلی خاک، رسی تا رسی شنی و جزء خاک‌های نیمه سنگین تا نیمه سبک محسوب می‌گردد.

گیاهان دارویی: پونه، دِرمَنه، شبدر سفید، آویشَن، بارْهَنگ، زرشک، سیاه ولیک.

 

مرتع گیل زَرُود

در فاصله 60 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن مَران است. حداکثر ارتفاع از سطح دریای آزاد 3703 متر و حداقل 2200 متر و شیب عمومی شمالی است. میزان بارندگی 650 تا 700 میلی‌متر در سال و اقلیم آن مشابه اقلیم نیمه استپی آلپی است.

حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 15- درجه سانتی‌گراد است. جهت باد از غرب به شرق و خاک آن گچی و بافت آن شنی- رسی و نوع آن از جنس کولوویال و در حاشیه دره ها و رودخانه‌ها آلوویال و از نوع سیروزم بوده عمق متوسط خاک 70 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: آویشَن، دِرمَنه کوهی، گل ماهور، چای کوهی، گلپر، نعناع، بارْهَنگ، بُومادَران.

 

مرتع نَشْل 

در فاصله 80 کیلومتری جنوب شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن مَران بوده ارتفاع آن از سطح دریای آزاد حداکثر 3700 متر و حداقل 2400 متر و شیب عمومی آن شمالی است. میزان بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلی‌متر و ‌حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 15- درجه سانتی‌گراد است. بادهای زمستانی و فصلی از غرب به شرق می‌وزد. بافت خاک از شنی تا رسی- شنی، نوع خاک آهکی و از گروه کولوویال و در حاشیه دره‌ها از گروه آلوویال و از نوع سیروزم و عمق متوسط آن 50 سانتی‌متر است.

گیاهان دارویی: دِرمَنه کوهی، بارْهَنگ، بُومادَران، علف چای، چای کوهی.

 

مرتع شَل

در فاصله 40 کیلومتری تنکابن قرار دارد. نزدیک‌ترین روستا به آن دَرجان و سِرن است. ارتفاع حداکثر آن از سطح دریای آزاد 3300 متر و حداقل آن 2400 متر است. بارندگی سالیانه 450 تا 600 میلی‌متر و حداکثر دمای مطلق آن 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 30- درجه سانتی‌گراد است. باد غالب، در زمستان با جهت شمال غربی به جنوب شرقی و شیب کلی منطقه جنوب شرقی به شمال غربی است. خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم است که اغلب با بافت شنی رسی و در قسمت غربی گچی است و جزء خاک‌های نیمه سبک محسوب می گردد.

گیاهان دارویی: قیاق، بُومادَران، چای کوهی، آویشَن، دِرمَنه، نعناع، زرشک، سیاه ولیک، شیر خشت.

 

مرتع شَلَف پایین

در 40 کیلومتری شهرستان تنکابن و نزدیک‌ترین روستا به آن میانرود است. میزان بارندگی سالیانه 650 تا 700 میلی‌متر و حداکثر دمای مطلق 20 درجه سانتی‌گراد و حداقل 35- درجه سانتی‌گراد است. بادهای غالب زمستانی از شمال غرب به جنوب شرق است. حداکثر ارتفاع 4200 متر و حداقل آن 2250 متر و شیب آن شمالی است.

خاک از جنس آلوویال و از نوع سیروزم و دارای بافت کلی شنی- رسی است و جزء خاک‌های نیمه سبک محسوب می‌شود.

گیاهان دارویی: دِرمَنه، آویشَن، زنبق، نعناع، پونه،‌ بُومادَران، آنقوزه، شبدر، چای کوهی، بارْهَنگ گلپر، گاوزبان، ریواس و همچنین گونهٔ درختی بید.  

 

 

طبقه‌بندی گیاهان دارویی بر پایهٔ اثر آنها

 

گیاهان تلخ: داروهای گیاهیی هستند که روی کار دستگاه گوارش به خصوص در هنگام بی‌اشتهایی تأثیر می‌گذارند. انواع مختلفی از آن را قبل از غذا  مصرف می‌کنند و به دو دسته تقسیم می‌شوند.

گیاهان تلخِ خالص، مانند قَنطُوریُون صغیر (Centaurium minus Moench)، تیرهٔ گل سپاس/قَنطُوریُون (Gentianaceae)، شبدر چهارپر/شبدر آبی (Marsilea quadrifolia L.).

گیاهان تلخ معطر که همراه مواد تلخ، دارای مواد معطر هستند؛ نظیر: دِرمَنه، وَج/قَصَبُ الذَّریره (Acorus Calamus L.)، سُنبل خَتایی (Archangelica officinalis).  

گیاهان تلخ قابض: این گیاهان در عین حال کمی قابض بوده برای زُکام (التهاب مخاط بینی) و ورم معدهٔ سبک به کار می‌رود.

گیاهان تلخ لُعابدار: پای‌خر (Tussilago Farfara L.)، شاهدانه (Cannabis sativa L.)، گیاهان قابض. این مواد روی بشره و یا مخاط با تشکیل رسوبات سخت همراه با بافت پروتئینی تأثیر می‌گذارند. آنها آب موجود در بافت‌ها را گرفته با کم و بیش خشک کردن آن، اثر ضد تورمی نیز دارند این مواد اغلب از ترکیبات تانَن (Tannin) هستند.

این گروه شامل: مُورْد (Myrtus communis L.)، غافَت (Agrimonia eupatoria L.)، علفِ چای/هُوفاریقُون/گل راعی (Hypericum perforatum L.)،‌ مریم گلی (Salvia L. spp.)، ‌اَنگَبار/اَنجَبار (Polygonum Bistorta L.)، گوشْ‌ خر/سَنفیتُون، گل مینا (Tanacetum L. spp.) (برای بیماری‌های پوستی، اِگزِمای متورم و عفونی)، تَرْتیزَک/تَره تیزَک/شاهی (Lepidium sativum L.)، پوست درخت بلوط و بید،‌ ریشهٔ ‌بابا آدم، درخت گردو، گلسنگ، توت روباهی (Sanguisorba L.)، علف هفت‌بند (Polygonum aviculare L.)،‌ آویشَن (Thymus kotschyanus Boiss. & Hohen.)، دم‌شیر ایرانی (Leonurus Cardiaca L. subsp. Persicus (Boiss.) Rech. f.)، زُوفا (Hyssopus angustifolius M. B.) است.  

ضد التهاب‌ها: این مواد را برای درمان زخم‌ها و کوفتگی‌ها به کار می‌برند. آنها ورم را کاهش داده، بازسازی بافت‌های آسیب دیده را با تأثیر بر غشای مخاطی و سطح گرانولی تسریع می‌کنند. بابونه و اِکلیل کوهی زخم‌ها را التیام می‌بخشد. خزه اثر ضد تورم روی مجاری ادرار دارد و گل نرگس ضمن التیام زخم‌ها‌، بیماری‌های پوستی را درمان می‌کند. رزمارینوس (Rosmarinus L.) در مصارف خارجی ضد روماتیسم و توت‌ فرنگی (Fragaria vesca L.) برای جوش صورت مفید است.  

گیاهان ضد نفخ: در اینجا منظور موادی هستند که اثر خوبی روی بر طرف کردن نفخ و انقباضات دردناک و حتی تشنج عضلات شکم دارند. این مواد احساس فشار درد را کاهش داده باعث توقف رشد باکتری‌هایی که ایجاد تخمیر می‌کنند می‌شود. گیاهان این دسته شامل بابونه (Anthemis L. spp.)، اَنیسُون (Pimpinella Anisum L.)، رازیانه (Foeniculum vulgare Miller.)، سروکوهی، نعناع، مریم‌گلی، اِکلیل کوهی، زیره (Bunium L. spp.)، زوفا است.

گیاهان معرِّق: گیاهانی که عمل تعرق را آسان‌تر می‌کنند عبارت‌اند از: گل ماهور، آقطی سیاه (Sambucus nigra L.)، بابونه، نَمْدار یا زیزُفُون، ‌شاه تره (Fumaria L. spp.)، برگ انگور فرنگی (Grossularia Mill. Spp.)،‌ ریش بز (Ephedra L. spp.)، تره تیزک،‌ ریشهٔ بابا آدم (Arctium L. spp.)، بیدْگیا/بیدْگیاه/مَرْغ/چمن گندمی/قیاق (Agropyron Gaertn. spp.)، بنفشه (Viola L. spp.).

گیاهان کاهش دهنده تعرق: گیاهانی که از تعرق زیاد جلوگیری می کنند عبارت‌اند از: مریم‌گلی، سُنْبُل الطّیب (Valeriana officinalis L.)، بلّادُن (Belladonna)/مِهرْ گیاه/شابیزَک، بَلادانه (Atropa Belladonna L.) و برای مصرف خارجی برگ گردو و پوست درخت بلوط.

گیاهان مُدِر: این گیاهان ترشح ادرار را زیاد می‌کنند که برای نارحتی‌های مجاری ادرار استفاده می‌شود. آنها ضمن اینکه مدر هستند کمی هم حالت ضد عفونی دارند و می‌توان برای مواردی از قبیل ناراحتی‌های کلیوی سبک، سنگ کوچک یا شن ادراری استفاده کرد. در صورتی که ناراحتی‌های کلیوی مهم، ناراحتی‌های قلبی، ورم قلبی، یا سیروز (Cirrhosis: نوعی بیماری التهابی کبد که باعث مرگ سلول‌های آن و زرد شدن کبد می‌شود) وجود داشته باشد این داروها مناسب نیست و باید به پزشک مراجعه کرد.

از گیاهان دارویی گل آقطی سیاه، انگور روباه، سرو کوهی، مُورْد، پر سیاوش، علفِ چای/هُوفاریقُون/گل راعی، ریشهٔ جعفری و از گیاهان غیر دارویی، بادْ آوَرْد (Notobasis syriaca (L.) Cass.) و ‌لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) را می‌توان نام برد. خزه (که در صورت عفونت مجاری ادرار بسیار مفید است)، کیسه کشیش، برگ‌های درخت غان، برگ توت فرنگی، ‌ریشهٔ بابا آدم، آسیرول معطر، ریشهٔ اَنجَدان رومی (Levisticum officinale Koch)، دم شیر.

گیاهان خلط آور لعابدار: گیاهان دارویی ایجاد خلط را تسهیل می‌کنند. آنها محتوی لعاب‌های گیاهی هستند که با جذب رطوبت، باد کرده قسمت دیگر را مرطوب می‌کند و این به دلیل خاصیت جذب آب این مواد است و آنها همچنین ورم منطقه‌ای را که قسمت ورودی نای را احاطه کرده است با تسکین سرفه، کاهش می‌دهند. برخی از این گیاهان علاوه بر لعاب، محتوی اسانس‌های روغنی هستند. از میان این گیاهان می‌توان پنیرک، گل ماهور، خطمی و بارْهَنگ را نام برد.

گیاهان خلط آور قی‌آور: این مواد ترشح غدد مجرای تنفسی و برونش‌ها را زیاد نموده، به مقدار زیاد قی‌آور و به مقدار کم فقط باعث ایجاد حالت تهوع می‌شوند. حالتی که از نظر پزشکی در برخی مواقع مفید است.

با نسخهٔ پزشک می‌توان جوشانده ریشهٔ ایپکاکوانا (Ipecacuanha) را تهیه کرد.

خلط آور محرک: این گیاهان محتوی مواد فراری هستند که از طریق دستگاه تنفسی دفع و مخاط را تحریک نموده  عمل خلط آوری و دفع آن را آسان‌تر می کنند. در ضمن این مواد باعث شل شدن عضلات مجرای تنفسی که در حال انقباض باشند نیز می‌شوند. ضمن اینکه کمی نیز قدرت ضد عفونی کننده دارند. این گروه شامل گیاهان دارویی می‌شود که دارای اسانس‌های روغنی باشند.

گیاهان دارویی که در این زمینه برای تهیه جوشانده به کار می روند عبارت‌اند از: مَسیکه،‌ رازیانه، برگ نعناع، پونه، سوسن بری و از گیاهانی که در این زمینه استفاده می‌شوند می توان: خَطمی، گیاه پایْ‌خر (گل و برگ‌های آن) و دانه ‌کتان را که محتوی لُعاب هستند نام برد.

گیاهان ضد سرفه: این‌ها در واقع گیاهان خلط آور آرام کننده سرفه هستند. در اکثر موارد از آنها به صورت مخلوط (جوشانده برای سینه درد) استفاده می‌گردد.

از میان گیاهان ساده نیز می‌توان از خطمی، پنیرک، گیاه سعال یا پای خر(سُعالیٰٰٰٰٰٰ̍ /سَعالی)، بارْهَنگ،‌ بهْ‌دانه و شیرین‌بیان نام برد.

گیاهان مسهل صفرا: این مواد کار تولید صفرا در سلول‌های کبدی و همچنین کار دفع آن را از طریق مجراهای صفراوی تسهیل می‌کنند. در درمان ورم کیسه و مجراهای صفرا و حتی بر ضد سنگ ریزه‌های کوچک کیسه صفرا در کنار داروی مؤثر پر قدرت از داروهای گیاهی که محتوی موادی برای  تسهیل در تولید صفرا و همچنین محتوی اسانس‌های طبیعی ضد تشنج مجراهای صفراوی و ضد عفونی کننده‌های سبک و ضد تورم هستند نیز استفاده می‌شود. از میان داروهای گیاهی می‌توان از: کَنگر کوهی، زنجبیل سامی،‌ گیاه نوروزی، فَراسیُون سفید، ریوَنْد و از میان گیاهان غیر طبی از مامیران، ‌گل قاصد، پوست درختچه زرشک، آویشَن معمولی و بُومادَران نام برد.

گیاهان مُلَیّن و مُسهل: مسهل‌ها کار تخلیه روده را تسریع می‌کنند. دانه و برگ‌های سَنا،‌ ریشهٔ شیرین بیان، ریشهٔ ریوَنْد از این دسته‌اند. گیاهانی نظیر گل بنفشه صحرایی، بُومادَران، فاشْرا/هزارگوشان (Bryonia dioica jacq.)، نیلوفر کتان از گروه گیاهان غیر طبی این دسته هستند.

گیاهان مقوی قلب: این گروه شامل گلوکوزیدهای گیاهی است که اثر تقویتی روی کار قلب دارند. این مواد کار قلب را بهتر می‌کنند. دفع آب، اثر جنبی مصرف این مواد شناخته شده است. در این گروه می توان از گل انگشتانه (دیژیتال)، آدونیس، گل برفک نام برد.

ضد آسم : گیاهانی که محتوای آنها برای مبتلایان به تشنجات ریوی همراه با آسم مفید است عبارت‌اند از: بلّادُن (Belladonna)/مِهرْ گیاه/شابیزَک، بَلادانه (Atropa Belladonna L.)، تاتوره.

مواد آرام بخش: این مواد آرام کننده در موارد عصبی بودن، ضعف اعصاب و تغییرات رفتاری در سیستم اعصاب مرکزی (بیماری ضعف اعصاب)‌ مصرف می‌شود. در مقایسه با داروهای شیمیایی، این مواد اثر بسیار آرام‌تر و ملایم‌تری از خود نشان می‌دهند. در این باره می‌توان از گیاهانی همچون سنبل الطیب، گل ساعتی، رازک، خلنک نام برد. سنبل الطیب به شکل جوشانده یا قطره تأثیر آرام بخشی بسیار خوبی دارد. تنطور الریان در همه داروخانه‌ها فروخته می‌شود.

ضد سفتی رگ‌ها: این گروه تأثیر مثبتی روی قسمت‌های آسیب دیده سیستم گردش خون به خصوص در زمان پیری یا در صورت داشتن تغذیه ناصحیح مانندمصرف بیش از حد چربی، نداشتن فعالیت کافی و شرایط بحرانی از خود بر جای می گذارد. کلسترول که روی دیواره سیاهرگ‌ها رسوب و آنها را آهکی و سخت می‌کند، اثر نامناسبی روی قسمت‌های آسیب دیده دارد که ممکن است باعث ایجاد ترومبوز و فشار خون بالا باشد. در این حالت داروهای گیاهی که سرشار از روتین و ویتامین C هستند مکن است سودمند باشند. در این گروه نیز از سیر‌، سرخ ولیک (گل و برگ‌هایش)، عرق گل سرخ، سوفورا و دارواش می‌توان نام برد.

ضد فشار خون: این گیاهان روی فشار خون بالا (نارحتی‌های سیستم تنظیم کننده) تأثیر می گذارند درمان این بیماری شامل رژیم غذایی و داروهای مناسب آن است. در مرحله ‌آغاز بیماری فشار خون می‌توان از مسکن‌ها و پایین آورنده‌های فشار خون نظیر سنبل الطیب، یولاف، زنگ چاودار،‌ سیر، اِکلیل الملک، سرخ ولیک، رازک استفاده کرد.

گیاهان معطر: عبارت‌اند از گیاهانی که برای بهتر کردن مزه و عطر داروها به کار برده
می‌شوند و دارای اثر ضد عفونی کننده نیز هستند نظیر: مریم گلی، بابونه رومی، اسطوخودوس، اِکلیل کوهی (مصرف داخلی یا خارجی).

ضد انگل: گیاهانی که بر ضد انگل‌های روده به کار می‌روند عبارت‌اند از: سرخس نر، قازیاغی، ‌هویج، پیاز، شاه تره، انار، زبان درقفا، کدو.

ضد دیابت: از این گیاهان به صورت کمک درمانی در درمان دیابت و رفع کمبود تولید انسولین در لوزالمعده استفاده می‌گردد. این انسولین‌های گیاهی که مؤثرترین صورت آنها به شکل عصاره‌های اسیدی است در گیاهانی نظیر: حلبوب، لوبیا، مورد صحرایی، گیاه بابا آدم وجود دارند. گیاهان تلخ مانند قنطریون صغیر، ژنتیان و دِرمَنه نیز مفید هستند.

بیماری‌های زنان: این گیاهان التهابات ماهیچه‌های صاف در سرین کوچک و رحم و مجاری ادراری و دردهای عادت ماهانه را کاهش می‌دهند. برخی از این مواد بر روی رحم و به ویژه در زمان بارداری، و خونریزی رحم پس از زایمان یا سقط جنین یا تورم رحم به صورت درمان عمومی تحت نظر دقیق پزشک آثار سودمندی دارند. این مواد عبارت‌اند از آلکالوئیدهای زنگ، اِکلیل، کیسه کشیش، سیاه دانه، فلفل آبی، پتانسیل، سراب، هوفاریقون.

ضد استفراغ: گیاهانی که باعث تسکین حرکات کرمی‌شدید و زیاده از حد معده می‌شوند در این گروه قرار دارند. پوست بلوط و همچنین ترکیبات محتوی لعاب نظیر دانه‌های یولاف، جوشانده جو، آب برنج، چای چینی نیز مؤثرند. برای کودکان از هویج، سیب رنده شده (پکتین) پس از قهوه‌ای شدن آن، انجبار، بلوط، گل محمدی، مریم گلی، مورد و توت فرنگی در این مورد استفاده می‌کنند.

ضد تومور: این گیاهان محتوی مواد ضد توموری (غده) هستند. گیاهانی نظیر دارواش، نیلوفر آبی و به ویژه نیلوفر مناطق گرمسیری و آلکالوئیدهای پروانش دارای این مواد هستند.

 

 

گیاهان دارویی منطقهٔ سه هزار و کاربرد درمانی آن

 

آویشَن Thymus kotschyanus Boiss. & Hohen.   

گیاهی پایا از تیره نعناع، با ساقه‌ای راست به رنگ قرمز کمرنگ و پوشیده از برگ‌های متقابل بیضی شکل و کوتاه است. ساقه در قسمت بالایی شاخه‌دار بوده در نوک شاخه‌ها خوشه‌ای از گل‌های بنفش می‌روید. میوه آن فندقه و چهار قسمتی است.

 کاربرد درمانی: ضد سرفه، خلط آور و ضد تشنج، بی‌اشتهایی، ناراحتی‌های گوارشی یا صفراوی و اسهال، ضعف عمومی بدن، ناراحتی‌های جنسی، خستگی عصبی.

مصارف خارجی: در غرغره‌ها، شستشوها و یا بخور همچنین گیاه عطر دهنده خوبی است و برای معطر کردن گوشت‌های چرخ کرده و گوشت شکار به کار می‌رود.

دم کرده 2- 3 قاشق مرباخوری از گیاه در یک فنجان آب 2- 3 بار در روز مصرف می‌گردد.

قسمت‌های هوایی گیاه و اسانس آن استفاده می‌شود که در اواخر تیر و اوایل مرداد جمع‌آوری می‌گردد.

 

اسفناج خودرو spinacia oleracea L.           

گیاه علفی بدون کرک، یک ساله با ریشه‌ای عمیق و ستبر و دارای دو زیر گونه مشابه گونه اصلی است. گل‌ها سبز رنگ و دو پایه، فاقد براکته بوده  گل آذین آن به صورت سنبله انتهایی است.

 

کاربرد درمانی: درمان اسکوربوت، کم خونی، تحریک ترشحات معده و صفرا،‌ در افراد مبتلا به کمبود ویتامین A,B,C,D تجویز می‌شود. تقویت اعصاب، در رفع سرفه‌های خشک، آسم،‌ گرفتگی صدا، یبوست، روماتیسم، نقرس کمی ترشح شیر.

نحوه و میزان مصرف: مطلبی یافت نشد.

 

آنقُوزه (اَنغُوزه، اَنقُوزه)Ferula assafoetida (Umbellferae)                                    

گیاهی چند ساله، ارتفاع آن به دو متر می‌رسد. با ساقه تو خالی، ریشه‌ها براق و درخشان، برگ‌ها مرکب و گل‌ها به صورت گل آذین چتر و سفید رنگ است.

کاربرد درمانی: ضدگرفتگی عضلانی، بادشکن، خلط ‌آور و باز کننده برونش است. در درمان سیاه سرفه، لارنژیت و هیستری به کار می‌رود (گم رزین از گیاهانی که در حدود 4 سال از عمرشان می‌گذرد جمع آوری می‌شود) و قسمت مورد استفاده الئوگم رزین است که با شکافتن ریزوم‌ها و ریشه‌های تازه گیاه به دست می‌آید و نام تجاری آنGum asafetida   است.

 

اِکلیل کوهی (تِرم) Rosmarinus officinalis L.    

درختچه همیشه سبزی است با برگ‌های محکم و نازک که از بغل آنها در قسمت‌های بالایی گیاه، گل‌های چند قسمتی آبی رنگی می‌روید. این گیاه را از فاصله زیاد به دلیل عطرش می‌توان تشخیص داد. میوه آن فندقه است.

 

موارد مصرف و کاربرد آن: برگ‌های خشک شده آن برای آرامش اعصاب در زمان یائسگی مفید است و اثر تقویت کنندگی دارد. مدر و مسهل صفرا بوده  همچنین فعالیت دستگاه گوارش را بهبود می‌بخشد. مصرف زیاد آن برای زنان باردار سمی است.

درباره میزان مصرف و نحوه مصرف مطلبی یافت نشد.

 

بُومادَران       Achillea millefolium L. (Compositae)

گیاهی پایا که ارتفاع آن به 30- 50 سانتی‌متر می‌رسد. ساقه ایستاده،‌ ساده یا در بخش بالایی منشعب. برگ‌ها پوشیده از کرک دو بار منقسم و ته شانه ای پهن دراز - سر نیزه‌ای یا خطی است. گل به رنگ سفید متمایل به زرد یا سفید متمایل به ارغوانی، مجتمع درکیسه‌های کوچک به صورت دیهیم شکل، میوه فندق است.

کاربرد درمانی: معرق، ضد تب، کاهش دهنده فشار خون،‌ قابض، مدر و ضد عفونی کننده مجاری ادراری است و به صورت سنتی برای درمان تب،‌ سرماخوردگی، ‌فشار خون بالا همراه با لخته‌های مغزی و شریانی، قطع قاعدگی و اسهال به کار می‌رود.

نحوه میزان مصرف آن: دم کرده 2- 4 گرم گیاه سه بار در روز میل شود. قسمت مورد استفاده، سر شاخه‌های گلدار است که قسمت‌های هوایی در زمان گل‌دهی تابستان جمع آوری می‌شود.

داروی تجارتی ساخته شده از گیاهکFr.:millefoli Herba    

 

بابونه گاوی Tanacetum parthenium (L.)        

گیاه پایا دارای ریزوم عمومی غنچه های بطور مجزا در راس ساقه و شاخه ها ظاهر
می شوند ساقه قرمز متمایل به زرد. برگ بطور تنک یا متراکم پوشیده از کرک دارای دمبرگ نسبتاً بلند و بصورت تخم مرغی یا پهن دراز - باریک،‌گلها سفید رنگ. در مجموع به شکل گل آذین وسیع و تقریباً دیهیمی و میوه فندقه سفید می باشد.

 

کاربرد درمانی: پیشگیری از سردرد و میگرن، برای درمان آرتریت روماتوئید، وز وز گوش، ضد التهاب، سر گیجه، ‌اختلالات قاعدگی، درد معده،‌ دندان درد و گزیدگی حشرات، تب و تسهیل کننده زایمان به کار می رود. قسمت مورد استفاده، برگ‌های آن بعد از گل‌دهی و قسمت‌های هوایی گیاه که برگ‌ها در تابستان بعد از گل‌دهی جمع‌آوری می‌شود. بهتر است در دوران بارداری مصرف نشود.

 مصرف روزانه 5/2 میلی گرم برگ تازه همراه یا بعد از غذا و یا روزانه 50- 200 گرم قسمت‌های هوایی گیاه به صورت خشک شده یا روزانه 50 میلی‌گرم برگ خشک شده با روش انجماد.

 

 

پر سیاوشان Adiantum capillus-Veneris L. (Adiantaaae)        

گیاهی پایا دارای ریزوم خزنده و افشان،‌ برگ‌ها یک شکل با برگ‌های باریک، واژ ـ تخم مرغی، در قاعده کامل ولی لبه‌های بالایی شامل بخش‌های پنجه‌ای یا کنگره‌دار، عقیم‌ها به تقریب همیشه کنگره‌ای هستند. در دهانه چاه‌ها و رطوبتی دیده می شود.

 

کاربرد درمانی: در درمان سرفه و برونشیت، ‌التهاب غشای مخاطی، بیماری‌های پوست و مو به کار می‌رود که بخش مورد استفاده، قسمت‌های هوایی گیاه است و در ماه‌های خرداد و مرداد جمع‌آوری می‌شود. در خصوص میزان و نحوه مصرف مطلبی یافت نشده.

 

پونه سنبله‌ای (نعناع صحرایی) Mentha spicata L. (Labiatae)         

گیاهی به ارتفاع 35- 70 سانتی‌متر، بدون کرک، معطر، ایستاده یا خیزان و ریزوم‌دار است. ساقه‌ها متعدد منشعب باریک، بلند به رنگ سبز روشن،‌ برگ‌ها تخم مرغی و نوک تیز با دندانه‌های نامنظم اره‌ای و گل‌ها دارای خوشه طویل مخروطی و به رنگ صورتی یا بنفش است.

 

 

کاربرد درمانی: محرک معده و بادشکن در بیماری‌های بانوان و دردناک بودن دفع ادرار مصرف می‌شود. و از برگ‌های خشک و سرشاخه های گل‌دار استفاده می‌شود.

یک قاشق مرباخوری از گیاه در یک فنجان آب به مدت 30 دقیقه خیس شود و یک قاشق مرباخوری در هر وعده مصرف شود. مصرف آن در دوران شیر دهی توصیه نمی‌شود.

 

پیرو (سرو کوهی) Juniperus communis  L.              

به صورت درختچه بسیار کوتاه که ارتفاع آن به 30- 100 سانتی‌متر می‌رسد. دارای ساقه خوابیده با شاخه‌های گسترده و  آویخته و پخش؛ برگ‌ها راست و روی هم خوابیده، کوتاه و عریض و خیلی ضخیم است. گل دو پایه، مجتمع در مخروط یا سنبله‌های دم گربه‌ای کوتاه، تک جنس،‌ نرها کروی یا تخم مرغی،‌ ماده‌ها متشکل از فلس‌های متعدد؛ میوهٔ رسیده، آبی متمایل به سیاه و کوچک است.

قسمت مورد استفاده: میوه.

کاربرد درمانی: بادشکن، ضد روماتیسم،‌ مدر و ضدعفونی کننده. در طب سنتی برای تورم مثانه و کولیک به صورت موضعی استفاده می‌شود.

مصرف بیش از حد آن باعث درد اطراف کلیه، تکرر ادرار، دفع آلبومین و خون، تپش قلب، افزایش فشار خون و به ندرت باعث غش،‌ خونریزی رحم و سقط جنین می‌شود. بهتر است در زنان باردار مصرف نشود.

نحوه مصرف: دم کرده 100 میلی‌لیتر میوه خشک و رسیده به نسبت 1:20 در آب جوش سه بار در روز.

نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه Ger: kneipp wacholder beer-pflanzensaft 

 

پونه (خالواش، کوت کوتی) Mentha Pulegium L. (Labiatae)             

گیاه علفی چند ساله با عطر بسیار قوی که ارتفاع آن به 40 سانتی‌متر می‌رسد. دارای برگ‌های تخم مرغی و دندانه‌دار و دارای گل‌های پیچ‌دار و شبیه گل یاس است.

 

کاربرد درمانی: ضد گرفتگی عضلانی، اسانس آن قاعده آور، بادشکن، خنک کننده موضعی، ضدعفونی کننده، دافع حشرات و تسهیل کننده هضم. به صورت موضعی برای جوش‌های پوستی و نقرس به کار می‌رود. سرشاخه‌های گل‌دار آن مصرف می‌شود. دم کرده 1- 4 گرم سه بار در روز مصرف می‌شود. به صورت طعم دهنده غذا نیز به کار می‌رود.

 

ترشک Oxalis acetosella L.                            

گیاهی است پایا با ریزومی نازک و خزنده، ‌ساقه آن باریک و برگ‌ها با دمبرگ‌های بلند و سه برگچه‌ای و برگچه واژ قلبی شکل. گل‌های سفید یا زرد آن به طور منفرد دیده می‌شود. گل‌ها دارای دمگل‌های بلند است و شاخه برگدار آن را در بهار و پاییز زمانی که گیاه دوباره گل می‌دهد می‌چینند.

 

کاربرد درمانی: گیاه خشک شده، همانند تازه آن سرشار از اسید السالیک است که به مقدار کم مدر است. اگر این گیاه به صورت تازه مصرف شود شیره آن در بهار دارای ذخیره‌ای از ویتامین ث است. داروی ضد اسکوربوت است و کمپرس برگ‌های خرد شده آن برای کاهش آماس به کار می‌رود. در صورت تورم لثه گیاه تازه آن را می‌جوند.

قمست مورد استفاده برگ و ساقه آن است. در جنگل‌های مرطوب و تاریک در میان خار و خاشاک و بیشه‌ها سطح زمین را می‌پوشاند.

 

توت فرنگیFragaria vesca L.                                

گیاهی است پایا، با ریزومی کوتاه و ساقه خزنده طویل و ریشه دار، برگ‌ها سه برگچه‌ای و دارای دمبرگ بلند و پشت آن پرزدار است. دارای گل آذین خوشه‌ای با گل‌های کم پشت و سفید رنگ، در انتهای ساقه، بالا رونده است. توت فرنگی میوه‌ای قرمز رنگ و معطر است و توت فرنگی خودرو در بیشه‌زارها و جنگل‌های انبوه و حاشیه مزارع می‌روید.

کاربرد درمانی: جوشانده برگ‌های توت فرنگی نوشیدنی‌ای مقوی برای افرادی عصبی و کم خون است و برای رفع کاتاره (؟) روده‌ای و معده که همراه با اسهال باشد مفید است. اثر مثبتی بر روی ناراحتی مجاری ادرار، کلیه‌ها و سنگ‌های کلیوی دارد. برگ‌های تخمیر شده آن جانشین خوبی برای چای، و مانند تمشک اشتها آور است. کمپرس جوشانده برگ روی زخم‌های عفونی استفاده می‌شود. به صورت غرغره برای رفع بوی بد دهان به کار می‌رود.

قسمت مورد استفاده، برگ‌های جوان و سالم آن است. در بیشه‌زارها و جنگل‌ها، از جمله منطقه دو هزار تنکابن دیده می‌شود.

 

چمن گندمی رونده (قیاق)  Agropyron repens (Gramineae)           

گیاهی است چندساله که طول آن به حدود 80 سانتی‌متر می‌رسد. دارای ریزوم خزنده، برگ‌های باریک و اسپایک‌های راست و گل‌هایی که در دو ردیف قرار می‌گیرند.

 

 

کاربرد درمانی: مدر است و در درمان التهاب مجاری ادراری و تورم مثانه کاربرد دارد.

اگروپیرن(؟) آن خاصیت ضد میکروبی دارد و مصرف طولانی یا زیاد آن باعث کاهش پتاسیم می‌گردد. بهتر است در دوران بارداری و شیردهی مصرف نشود. قسمت مورد استفاده، ریزوم گیاه است.

نحوه  و میزان مصرف: جوشانده 4- 8 گرم ریزوم خشک گیاه سه بار در روز.

نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه: Ger: Bladen -Nieren-Teeurofluxs.4

 

 

چای کوهی Stachy LavanduLifolia (Labiatae)                            

گیاهی با کرک‌های بلندی که سرتاسر کاسبرگ‌ها را پوشانده است. به راحتی شناسایی می‌شود. در نقاط مختلف ایران نیز رویش دارد و دارای انشعابات زیادی است.

 

 

موارد مصرف: به علت دارا بودن اسانس و مواد دیگر به صورت آرام بخش ناراحتی‌های معده و دستگاه گوارش، مصرف سنتی دارد.

دم‌کرده آن بیشتر استفاده قرار می‌شود. قسمت مورد استفاده آن ساقه کرکدار است.

 

دِرمَنه Artemisia aucheri    

سرشاخه‌های آن، به رنگ سبز مات و کرکدار با بوی بسیار قوی و معطر است که شامل برگ‌ها و کاپیتول‌های تخم مرغی شکل یا کروی و کوچک است. گل‌ها زرد است.

 

موارد مصرف و کاربرد درمانی: از سرشاخه برگدار آن برای رفع انگل‌های گوارشی و ورم و سرماخوردگی استفاده می‌شود. همچنین باعث درمان سوء هاضمه می‌شود و اشتها آور و باد شکن است.

برای تهیه دم کرده آن 2 قاشق چای‌خوری برای هر فنجان آب کافی است و می‌توان 2 تا 3 فنجان را در روز مصرف کرد.

مصرف دیگر آن خوشبو کننده مواد غذایی و چاشنی گوشت است و از عطر آن برضد بید زدگی استفاده می‌شود.

 

دارواش        Viscum album L. (Loranthaceae)

گیاه پایا، نیمه انگل درختان مختلف جنگلی، بدون کرک، صاف درخشان(کدام قسمت؟) به تقریب چوبی،‌ همیشه سبز، متمایل به آبی مات یا متمایل به زرد رنگ. برگ‌ها در زمستان همیشه سبز و پایا، متقابل، ضخیم ـ چرمی و گوشت‌دار، پهن و دراز، بدون کرک، سبز مات. گل کوچک سبز فام بدون دمگل، میوه به صورت هسته مدور و گویچه‌ای سفید رنگ. هر 5- 6عدد مجتمع در محل دو شاخه شدن شاخه‌ها قرار دارد. در جنگل‌های کوهستانی بین تنکابن و چورته پراکندگی دارد دیده می‌شود.

کاربرد درمانی: به طور سنتی در فشار خون بالا و سر درد ناشی از آن، آترواسکلروزیس ضربان قلب بالا با منشأ عصبی و خاصیت کاهش دهندگی فشار خون استفاده می‌شود و آرامبخش است.

به دلیل اثر سمی، دانه گیاه نباید مصرف گردد.

نحوه و میزان مصرف: دم کرده 2- 6 گرم برگ خشک گیاه سه بار در روز. قسمت مورد استفاده برگ، میوه، شاخه‌های کوچک است و نباید در زمان بارداری مصرف شود.

نام تجاری دارو ی ساخته شده ازگیاه:Ger: Helixor,Iscador

 

ریواس  Rheum ribes (polygonaceae)      

گیاهی پایا، برگ‌های پهن آن روی زمین گسترده بوده گل‌های آن در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشه‌ای است. گل ریواس با کاربری رنگ کننده و ضد کرم مصرف سنتی دارد. میوه‌های قرمز رنگ و بالدار آن با نام گل ریواس عرضه می‌شود.

 

زرشک Berberis Vulgaris L. (Berberidaceae)                        

ساقه‌ها متعدد، چوبی، بسیار منشعب،‌ با پوست زرد یا متمایل به قهوه‌ای دارای خارهای تا حدی بلند به طول 1- 5/3 سانتی‌متر ساده یا سه شاخه است. برگ‌ها چمچمه‌ای یا بیضی، واژ تخم مرغی،‌پهن، دراز، کامل، در انتها مدور یا کمی تیز،‌ کمی ضخیم،‌ چرمی، در قاعده باریک شده و منتهی به دمبرگی کوتاه. گل‌ها زرد رنگ درخوشه‌های متراکم، پر گل و طویل‌تر از برگ‌ها،؛ میوه تخم مرغی یا نیمه کروی که در موقع رسیدن قرمز است.

 

 

کاربرد درمانی: در درمان فشار خون، خارش و یرقان به کار می‌رود که ا ز برگ، میوه، پوست ساقه و ریشه آن استفاده می‌گردد. در مورد میزان مصرف آن مطلبی یافت نشده

کسانی که با چوب آن سر و کار دارند ممکن است به اسهال و درد شکم مبتلا شوند. خون‌ریزی بینی، تهوع، اسهال، تحریک کلیوی، نفریت از علائم مسمومیت با آن است. تزریق زیر جلدی آن بی‌حسی موضعی و تجمع رنگدانه‌های پوستی ایجاد می‌کند.

 

سرخ ولیک Crataegus spp.(Rosaceae)                  

درخت یا درختچه‌ای با شاخه‌های خاکستری و تیغ‌دار باریک به رنگ سفید متمایل به صورتی و به شکل خوشه‌ای. میوه آن دارای هسته چند بخشی و تخم مرغی شکل و قرمز رنگ است.

 

 

کاربرد درمانی: گل‌ها را همراه با کمی از دمگل‌ها و گاهی اوقات برگ‌ها را چیده، در سایه و یا در خشک کن در حرارت 35 درجه سانتی‌گراد خشک می‌کنند و برای  آرامش اعصاب به کار می‌رود. ‌مقوی قلب، باز کننده عروق کرونر و دارای خاصیت پایین آورندگی فشار خون است و در درمان آرترواسکلروز مصرف می‌شود. میوه آن شبیه زالزاک و خوراکی است. میزان مصرف دم کردهٔ آن به مقدار یک قاشق مرباخوری گل گیاه در نصف فنجان آب 1- 5/1 فنجان در روز است.

شبدر قرمز (شبدر چمنی) Trifolium pratense L.                  

(تیره بقولات) گیاهی علفی،‌ پایا، با تنه‌ای متراکم و بوته‌ای با برگ‌های پایه‌ای است. از تنه آن ساقه‌ای راست گوشه‌دار با برگ‌های سه تایی و متناوب می‌روید. روی برگچه‌های آن لکه‌های سفیدی به شکل نوک پیکان وجود دارد. گل‌های قرمزـ بنفشی در انتهای شاخه‌های آن می‌روید. میوه این گیاه غلاف‌دار است.

کاربرد درمانی: این گیاه را برای مداوای برونشیت، گرفتگی صدا، سرفه و اسهال توصیه می‌کنند.

مقدار مصرف: شش قاشق مرباخوری از گل‌های این گیاه که به مدت ده دقیق دم می‌کنند و پس از صاف کردن در طول روز می‌آشامند. از این گیاه در ترکیبات خلط آور مقوی معده استفاده می‌گردد.

در مصارف خارجی از آن در حمام‌ها کمپرس‌ها برای مداوای بیماری‌های پوستی اضافه می‌شود. قسمت مورد استفاده آن گل و غنچه است.

 

شبدر سفید Trifolium repens L.                                     

تیره بقولات: گیاهی علفی، پایا، با ساقه‌ای ریشه دهنده و بالا رونده، برگ‌های این گیاه، سه تایی و دارای دمبرگ‌های بلند است. گل‌های سفید آن روی دمگل‌های بلندی می‌روید. میوه آن غلافدار و دانه‌هایش به رنگ زرد است.

کاربرد درمانی: غنچه‌های آن را در ظروف در بسته در محلی خشک نگهداری می‌کنند. برای مداوای کاتاره‌های معده ـ روده‌ای و اسهال‌های شدید استفاده می‌شود. از آن برای معالجه ناراحتی‌های مجاری بالایی تنفسی (به صورت بخور نیز امکان دارد) ورم غدد و دردهای روماتیسمی استفاده می‌شود.

مقدار مصرف: دم کرده به مقدار شش قاشق مرباخوری در حدود 5 دقیقه دم کرده سپس میل شود.

قسمت مورد استفاده: غنچه‌های این گیاه و گل‌های تازه با کمی از دمگل در اوایل گل‌دهی .

 

علف چای Hypericum perforatum L.              

گیاهی پایا، بدون کرک، در پایه چوبی و طول آن به 80 سانتی‌متر می‌رسد با ساقه ایستاده،‌ برگ‌ها تخم مرغی دراز پهن، یا خطی در سطح زیرین کم رنگ، شامل نقاط شفاف سوراخ مانند با حاشیه‌ای سیاه است. دارای گل‌های زرد درخشان به نسبت بزرگ.

کاربرد درمانی: خاصیت آرامبخش و قابض دارد در درمان هیجان زدگی، بی‌خوابی، زخم‌ها، اختلالات عصبی دوران یائسگی به کار می‌رود در هومیوپاتی نیز مصرف می‌شود.

جوشانده 2- 4 گرم گیاه خشک سه بار در روز میل شود و به صورت طعم دهنده غذایی نیز به کار می‌رود.

مصرف در دوران بارداری و شیردهی توصیه نمی‌شود. به علت خاصیت سمی مصرف با نظر پزشک صورت گیرد.

 نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه   Ger: Aristoforat, cesradyston,        

 

فرنجمشک (بادَرَنجبُویه/وارنگ‌بو)  Melissa officinalis  L.(Labiatae)    

گیاه چند ساله ارتفاع آن به 30- 120 سانتی‌متر می‌رسد. دارای ساقه خمیده،‌ چند گوش، کرکدار و منشعب، برگ‌ها تخم‌مرغی و با دندانه تیز،  گل‌ها دارای دمگل کوتاه، به رنگ سفید متمایل به صورتی و گل آذین شامل 5- 10 گل است. گیاه بادَرَنجبُویه (وارنگ‌بو) به هنگام گل‌دهی بوی لیمو می‌دهد و دانه‌ها به رنگ قهوه‌ای است. از برگ‌ها و سرشاخه‌های گلدار استفاده می‌گردد.

کاربرد درمانی: بادشکن،‌ ضد گرفتگی عضلانی، مقوی معده و ضد ویروس است. دم کرده 2 قاشق مرباخوری برگ گیاه در یک فنجان آب جوش مصرف می‌شود. برگ گیاه طعم دهنده خوبی برای غذاست.

 

کیسه کشیش Capsella bursa-pastoris  L. Medicus                  

گیاهی یک ساله یا دو ساله،‌ علفی، ‌سبز که ارتفاع آن به 40- 50 سانتی‌متر می‌رسد. در نقاط جنگلی دیده می‌شود. برگ‌ها کامل،‌ دندانه‌دار یا چند بخشی شانه‌ای و کم عمق است. گل‌ها به رنگ سفید یا متمایل به صورتی به حالت خوشه‌ای و در انتهای ساقه و شاخه‌ها ظاهر می‌شود. میوه آن کپسول و قلبی شکل است.

کاربرد درمانی: بند آورنده خون در زایمان و همچنین زخم‌های باز؛ درمان کاتاره معده – روده‌ای و ضدعفونی کننده مجاری ادرار و به طور سنتی برای درمان اسهال،‌ هماتوری و التهاب شانه به کار می‌رود. از سرشاخه‌های هوایی گیاه که در تمام طول سال جمع آوری می‌شود استفاده می‌گردد.  بهتر است در بارداری و شیردهی مصرف نشود. میزان مصرف دم کرده آن 1- 4 گرم گیاه خشک شده سه بار در روز میل شود.

درمصارف خارجی گیاه را برای پاک کردن زخم،‌ ناراحتی‌های پوستی و اگزمایی که به علت گرمای بیش از حد به وجود می‌آید نیز به کار می‌برند.

 

 

گزنه سفید Lamium album L.                                       

گیاه علفی پایا با ساقه‌ای چهار گوش و بالا رونده و برگ‌های متقابل قلبی شکل است که در قسمت بالایی ساقه‌اش از بغل برگ‌ها گلهای منفرد سفید رنگی می روید. میوه آن فندقه و تمام گیاه پوشیده از پرزهای ریز است.

کاربرد درمانی: گل‌های خشک شده را در ظرف در بسته و به دور از نور نگهداری می‌کنند که برای سینه درد و مداوای ناراحتی‌های زنانه موثر است. و به مبادلات متابولیکی بدن سرعت می‌بخشد. برگ‌های جوان آن را می‌توان مثل اسفناج مصرف کرد.

دم کرده آن به مقدار دو تا سه قاشق مرباخوری در هر فنجان آب تهیه شود. که جوشانده روی کاتاره و مجاری تنفسی فوقانی اثر گذارده و با بی خوابی مبارزه می کند. و دم کرده برای شستشو و کمپرسها روی نارحتیهای پوستی ، اگزما ، سوختگی ، بواسیر  وواریسها استفاده می شود و قسمت مورد استفاده برگهای جوان و سالم می باشد

 

گل خطمی  Althaea officinalis L. (Malvaceae)                          

گیاهی چند ساله و کرک‌دار که ارتفاع آن به 2/2 متر می‌رسد. دارای ریشه ضخیم سفید رنگ. برگ‌ها قلبی شکل و گل به رنگ صورتی است. ریشه‌ها اغلب در اسفند و فروردین یا مهر و آبان، گل‌ها در تیر و مرداد جمع آوری و برگ‌ها قبل از شکفتن گل‌ها محصول برداری می‌شود.

کاربرد درمانی: به طور سنتی در درمان سرفه، نزله، زخم معده، التهاب دهان و حلق و گلو کاربرد دارد؛ خلط‌ آور، نرم کننده، ملین و مدر و ضد باکتری است.

از ریشه و برگ گیاه استفاده می گردد.

نحوه و میزان مصرف:

 1- دم کرده: 3- 5 گرم برگ خشک گیاه سه بار در روز میل شود.

2- عصاره مائی: برگ گیاه به نسبت 1:1 در الکل 25% سه بار در روز میل شود.

3- پماد: پودر برگ گیاه بصورت 5% در پایه پماد سه بار در روز مصرف شود.

4- عصاره سرد: تهیه شده از ریشه خشک گیاه 2- 5 گرم سه بار در روز مصرف شود.

 به صورت طعم دهنده غذا نیز کاربرد دارد.

نام تجاری داروی ساخته شده از گیاه: Ger:Phytobronchin                            

 

گل ماهور Verbascum thapsus L. (Scrophulariaceae)                 

گیاه عمودی دو ساله که ارتفاع  آن به 2 متر می‌رسد. برگ‌ها پرزدار به رنگ سبز خاکستری به شکل تخم مرغی کشیده، گل‌ها نیزه‌ای و به رنگ زرد روشن است که بیش از 30 گونه دارد.

کاربرد درمانی: این گیاه به صورت موضعی در درمان التهاب پوست ملتهب و دردناک به کار می‌رود. بخور گل گیاه اثر ضد احتقان بینی و درمان اختلالات مجاری تنفسی را دارد. پودر خشک شده یا ضماد برگ‌های آن در درمان زخم‌های شدید به کار می‌رود . این گیاه مسکن، ضد گرفتگی عضلانی، مرهم بافت مخاطی، مدر و خلط ‌آور است که از برگ‌ها و گل‌های آن استفاده می‌شود. گل‌ها را از تیر تا مهر در مواقعی که گل‌ها کامل باز شده باشد جمع آوری می‌کنند.

نحوه و میزان مصرف: دم کرده یک قاشق مرباخوری برگ یا گل آن در یک فنجان آب 1- 2 بار در روز میل شود.

 

گل گاوزبان ایرانی            Echium amoenum fisch. (Boroaginaceae)

گیاه پایا و علفی، پوشیده از تارهای نرم، ساقه راست یا خمیده با برگ‌های ساده دمبرگ دار که بالایی‌ها تخم مرغی است. گل‌ها درشت به رنگ آبی مایل به بنفش،‌ میوه فندقه و از برجستگی‌های غده مانند به وجود می‌آید. همه اندام‌های گیاه پوشیده از پرزهای خشن است.

کاربرد درمانی: گل‌های آن به علت معرق بودن و دارا بودن خواص درمانی دیگر در رفع عوارض  سرماخوردگی مصرف فراوان دارد و در ناراحتی‌های مجاری تنفسی، ‌سرفه، گرفتگی صدا، مؤثر است. این گیاه بدن را تحریک و مبادلات سلولی را تنظیم و سیستم اعصاب را آرام می‌کند. شیره تازه آن نیز برای درمان ناراحتی‌های عصبی به کار می‌رود. در مصارف خارجی آن را برای بیماری‌ها و ورم‌های پوستی به کار می‌برند. برگ‌های تازه گل گاو زبان محتوی مقدار زیادی ویتامین ث است و برای تهیه سالاد استفاده می‌شود.

 

گلپر                            Heracleum persicum Desf. (Umbelliferae)

گیاهی کوهستانی دو ساله یا سه ساله و ارتفاع آن به 50- 120 سانتی‌متر می‌رسد. ساقه ایستاده و ضخیم، منشعب دارای شاخه‌های منتهی به گل آذین‌های چتری وسیع و گسترده است. برگ‌ها به رنگ سبز تیره، سطح زبرین بدون کرک ولی سطح زیرین پوشیده از کرک است. گل‌ها سفید رنگ. میوه در سطح پشتی فشرده، سطح(مسطح؟)، شامل حاشیه‌ای پهن و پره‌های نازک است.

کاربرد درمانی: پودر میوه برای رفع نفخ و ناراحتی‌های سوء هضم از نفخ به کار می‌رود. مصرف مقادیر زیاد به دلیل تپش زیاد قلب ممنوع است.

 

گل قاصد Traxacum officinalis web              

گیاهی علفی، ‌پایا با ریشه‌ای عمودی و با برگ‌های گسترده در سطح زمین است. در اوایل بهار ساقه گلدار آن باغنچه ای زرد که به تمامی از گل پوشیده شده است ظاهر می‌گردد. پس از گل دادن، غنچه آن تبدیل به گلوله‌ای از میوه‌های فندقه کاکل‌دار می‌شود.

موارد مصرف و کاربرد درمانی: برای مداوای ناراحتی‌های چشمی، برگ‌ها و گل‌ها برای تصفیه خون مفید است؛ ریشه و ساقه مقوی معده بوده،‌ ترشح عصاره معده را تحریک می‌کند و مسهل صفرا است. برگ‌های تازه و جوان سرشار از ویتامین ث است و در تهیه سالاد مصرف می‌شود.

میزان و نحوه مصرف: مطلبی یافت نشد.

 

گل گندم Centaurea cyanus                   

گیاهی است یک ساله یا دو ساله با ساقه‌ای منشعب و به رنگ سبز مایل به سفید و پوشیده از تارهای پنبه‌ای شکل. گل‌های لوله‌ای و آبی رنگ دارد. میوه آن فندقه و دارای تارهای بلند است.

کاربرد درمانی: برای تنظیم کار دستگاه گوارش، و ناراحتی‌های معده به کار می‌رود.

کاربرد آن به صورت جوشانده است.

موارد مصرف: گل‌های خشک شده که پس از خشک شدن باید در محلی خشک و دور از نور نگهداری شود.

 

 

شَقاقُل (مُهر سلیمان) Polygonatum oriental Desf. (Liliaceae)   

شقاقل پاره‌ای از ریزوم‌های سخت و استخوانی به شکل لوله‌ای و به ضخامت یک انگشت به رنگ کرم متمایل به زرد، بدون بو و با طعم کمی تند است که از گیاه مهر سلیمان از تیره لاله به دست می‌آید و بر روی آن بندهای منظم و حلقه‌ای مشخص دارد. در ارتفاعات میانبند جنگل منطقه دیده می‌شود.

مهر سلیمان گیاهی پایا و بومی جنگل‌های شمال کشور است. ساقه های گیاه به تقریب به موازات زمین قرار گرفته برگ‌هایی کامل بدون دمبرگ و یک طرفه و گل‌هایی سفید رنگ دارد که آویخته است و تبدیل به میوه های کروی شکل می‌شود.

میزان و نحوه مصرف آن مطلبی یافت نشده.

موارد مصرف: شقاقل برای تهیه مربا استفاده می‌شود و تقویت کننده و مدر است.

 

نعناع Mentha × piperita L. (Labiatae)                      

گیاه یک ساله و معطر که ارتفاع آن به 80 سانتی‌متر می‌رسد و دارای گل‌هایی به رنگ بنفش روشن است که به صورت خوشه‌های مجتمع روی چرخه‌هایی قرار دارند و هر چرخه مرکب از 6- 7 گل است. عمر گل‌ها بسیار کوتاه است و مدت کمی پس از تشکیل از گیاه جدا می شوند. میوه کپسول کوچک به رنگ قرمز تیره است.

کاربرد درمانی: ضد گرفتگی عضلانی، ضد درد، محرک انقباضات کیسه صفرا و تب‌بر است. چای یا روغن آن در حالات عصبی،‌ بی‌خوابی، سرفه، میگرن،‌ تهوع و دردهای شکمی به کار می‌رود. به دلیل خاصیت خنکی موضعی سبب بی حسی و کاهش درد موضعی می‌شود در سندرم روده تحریک پذیر کاربرد دارد. اسانس گیاه در کودکان کمتر از 5 سال مصرف نشود.

از قسمت‌های هوایی گیاه شامل برگ و ساقه به صورت تازه و برگ خشک شده استفاده می‌گردد و به صورت سبزی و ادویه مصرف غذایی دارد.

نام تجاری دارو ساخته شده از گیاه GER:chinamize.                             

 

 

 

 

 

 

منابع:

گیاهان دارویی، ژان ولاگ و ژیری استودولا، ترجمه ساعد زمان

دایره‌المعارف گیاهان دارویی ایران (جلد1)، پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی زیر نظر دکتر شاهین آخوندزاده.

 

 

برگرفته و ویرایش شده از: معرفی گیاهان دارویی مناطق جنگلی و مراتع سه هزار تنکابن، رادمهر جوهی، مقالهٔ دست‌نویس.

 

منابع ویرایش

دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، لوح فشرده، دانشگاه تهران، روایت سوم.

دایره المعارف بزرگ اسلامی، http://www.cgie.org.ir/debaf.asp?id=121

معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص.

مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

محتشمی، رضا، 1385، فرهنگ جیبی داروهای ژنریک ایران، تحفه، چ2، تهران، 576 ص.

http://fa.wikipedia.org/wiki/

http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1172&Itemid=59

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF

http://tribes.eresmas.net/fotos/flor/Dicot/Compositae/Artemisia/A_herba-alba/C661_Alfes/artemisia_herba-alba_herba-alba_01_p0c661_alfes_1.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:ChristianBauer_flowering_oregano.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Rosemary_bush.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Achillea_millefolium_vallee-de-grace-amiens_80_22062007_1.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Feverfew.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Salix_alba_Morton.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Capelvenere03(Parco_dei_Nebrodi).JPG

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Minze.jpg

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a0/Juniperus-communis-1.jpg

http://www.floracyberia.net/spermatophyta/gymnospermae/cupressaceae/juniperus_communis.jpg

http://www.thebegavalley.org.au/uploads/tx_steverplantgallery/Mentha_pulegium_01_pennyroyal.JPG

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Oxalis_acetosella_LC0190.jpg

http://www.plant-identification.co.uk/images/rosaceae/fragaria-vesca-2.jpg

http://www.plant-identification.co.uk/images/rosaceae/fragaria-vesca-1.jpg

http://www.mobot.org/gardeninghelp/images/Pests/Pest941.jpg

http://farm1.static.flickr.com/52/187100764_f4b7ffa163.jpg?v=0

http://image.gardening.eu/immagini/stachys_lavendulifolia.jpg

http://www.alpinissimum.de/Homepage/gartenrdg/Fotogalerie/Stachys%20lavandulifolia.JPG

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Artemisia_absinthium_P1210748.jpg

http://www.shamanshop.net/store/images/images_misc/ArtemisiaAbsinthium1.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:MistletoeInSilverBirch.jpg

http://www.floralimages.co.uk/images/viscum_album_e25.jpg

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Rheum_rhabarbarum.2006-04-27.uellue.jpg

http://www.irandeserts.com/pics-5/rivas-1big.jpg

http://www.bomengids.nl/lente2/pics/Zomerlinde__Tilia_platyphyllos__Bigleaf_linden@img_2870blad.jpg

http://farm1.static.flickr.com/193/509653579_37a32a9d8f.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Berberis-vulgaris-flowers.jpg

http://lh6.ggpht.com/luirig/R5ywx5Te-II/AAAAAAAAQSA/vOEEvF-DZX8/s800/crataegus_x_media_5.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Livada.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Red_clover_closeup.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Dutchwhiteclover.JPG

http://chanteh.mihanblog.com/page/2

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Saint_johns_wart_flowers.jpg

http://www.missouriplants.com/Yellowopp/Hypericum_perforatum_plant.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Melissa_officinalis01.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Capsella_bursa-pastoris.JPG

http://lh5.ggpht.com/_rWksMjEBTQk/Sa1HGEvvhyI/AAAAAAAAJC4/5gzAK5-ivlU/s800/leo-mic-Capsella-bursa-pastoris-349.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Lamium_album(01).jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Althea_officinalis_flor.jpg

http://www.floralimages.co.uk/images/althaea_officinalis_10cb.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Starr_040723-0030_Verbascum_thapsus.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Starr_040723-0267_Verbascum_thapsus.jpg

http://www.ct-botanical-society.org/galleries/pics_v/verbascumthap_pl.jpg

http://www.kadel.cz/flora/Images/WebSize/849.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Golparground.jpg

http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Tromsopalme-total.jpg

http://www.treknature.com/gallery/photo94331.htm

http://www.peraga.it/di/c/ci/Immagini/Enciclopedia/tarassaco.jpg

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kornblume02.JPG

http://static.howstuffworks.com/gif/parsnip-2.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Mentha_piperita_-_Pfefferminze.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Mentha-piperita.JPG

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Breitwegerich.jpg

http://plants.usda.gov/java/largeImage?imageID=roof_001_ahp.jpg

http://en.wikipedia.org/wiki/Quince

http://en.wikipedia.org/wiki/Juniperus_communis

http://kaseyskorner.typepad.com/kaseys_korner/2009/06/index.html

 



 
کتیرا
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠  

 

کَتیرا صمغی است که از تیغ‌زنی گونه‌های مختلف گیاه گَوَن با نام علمی Astragalus spp. به دست می‌آید. نام علمی گون از واژه یونانی astron به معنای ستاره و gala به معنای شیر گرفته شده است. این گونه، درختچه و یا گیاه علفی چند ساله یا یک ساله‌ و اغلب خارداری است که چند صد گونه دارد و در مناطق اِستِپی و کوهستانی ایران می‌روید. خارهای این گیاه، زردرنگ و برگ‌هایش دارای پنج تا شش جفت برگچه نیزه‌ای و کشیده است و در ارتفاعات زاگرس و البرز انتشار دارد.

کتیرا صمغی است که از ساقهٔ گون گرفته می‌شود که اغلب خود به خود یا بر اثر شکافی که در ساقهٔ گون ایجاد می‌شود جاری می‌گردد. این صمغ پس از مدت کوتاهی خشک می‌شود که آن را جمع کرده به دو صورت روانه بازار می‌کنند. یک نوع آن کتیرای زرد یا کتیرای خرمنی است که مانند تارها و یا نوارهای پیچیده و دودی شکل است و نوع دیگر کتیرای سفید است که به شکل پارچه عریضی است و اطراف یا وسط برآمده‌ای دارد.

کتیرا ماده‌ای است بی‌بو که 60 تا 70 درصد آن در آب حل نمی‌شود ولی با جذب رطوبت به صورت لُعاب چسبنده‌ای در می‌آید. کتیرا دارای مواد معدنی و سه درصد نشاسته است که ذرات نشاسته در لُعاب آن به طور محسوس دیده می‌شود.

به طور کلی کتیرا مخلوطی از چند پُلی‌ساکارید است و دو نوع ماده شاخص در آن وجود دارد؛ نخست ماده‌ای محلول در آب به نام تراگاکانتین (Tragacanthin) و دیگری ماده‌ای نامحلول در آب (به ویژه در آب سرد) به نام باسورین (Bassorin). 

با وجود تعدد گونه‌های مولد کتیرا و گوناگونی کیفیت صمغ آن‌ها، این محصول بیشتر به نام «کتیرای مفتولی» و «کتیرای خرمنی» شناخته می‌شود. صمغ کتیرا گاه به طور طبیعی بر اثر فشار درونی گیاه از منافذ ایجاد شده خارج می‌گردد.

در زمان ساسانیان استفاده از فراورده‌های گیاهان دارویی و صنعتی رواج داشت و در این زمان بود که از تیغ زدن گون، کتیرا استخراج و علاوه بر مصرف داخلی به چین هم صادر می‌شد. صادرات محصولات فرعی به چین مختص به کتیرا نمی‌شد بلکه محصولات دیگری همچون زعفران و زیره هم در آن زمان صادر می‌شد.

بنا بر متون تاریخی، در گذشته عواید حاصل از اجاره دادن مراتع و فروش صمغ کتیرا، در میان دهقانان به نسبت سهمی که در زمین‌های زراعی داشتند تقسیم  و یا صرف اموری همچون تعمیر حمام و مسجد می‌شد.

با توجه به تنوع محصول و قیمت کتیرای ایران، قیمت هر کیلو از انواع این محصول در بازار جهانی از کتیرای مفتولی درجه یک 17 دلار تا کتیرای بی‌مواد نمرهٔ 26 به میزان چهار دلار در نوسان است.

کتیرا در نیمهٔ دوم تابستان از گیاه دو ساله بهره‌برداری می‌شود. برای این کار، خاک اطراف یقهٔ گیاه را تا عمق پنج سانتی‌متر خالی می‌کنند و در قسمت بدون حفاظ با یک چاقوی تیز، شکاف طولی ایجاد کرده سپس با قطعه چوبی شبیه گوه با فشار، شکاف را باز می‌کنند تا صمغ به‌راحتی بیرون بیاید.

از بعضی از گونه‌های گون، صمغ کتیرا استخراج می‌شود که اهمیت اقتصادی دارد و بعضی انواع دیگر آن به علت جذب سلنیم خاک، سمی هستند که با توجه به وجود این ماده در گیاهان می‌توان به وجود اورانیم در آن منطقه پی برد.

گون‌های مولد کتیرای خرمنی در شمال کشور به‌خصوص در استان گیلان و حوزهٔ رودبار در مرز بین این استان با استان زنجان در مراتع روستاهای کپته و کلاس در ارتفاعات غرب شهرهای رودبار و رستم آباد در سطح گسترده‌ای رویش دارند که از گذشته بهره‌برداری می‌شد.

بر طبق اطلاعات محلی، در مناطق سفیدگاه از توابع کپته و غاز مایورت و مَنه چالان در حوزه مراتع کلاس که خالی از سکنه است، در سطح وسیعی، از صمغ کتیرا از جمله گون زرد با نام علمی      A. parrowinus بهره‌برداری می‌شد.

یکی از انواع گون به نام "گون زرد" یا "زرد گون" معروف است که چون اولین بار در ارتفاعات "پَرو" در استان کرمانشاه دیده شد نام آن محل را بر آن گذاشتند و از آن کتیرای زرد استخراج می‌شود.

 

کاربردها

کتیرا بر حسب کیفیت، در صنایع مختلفی از جمله نساجی و دارویی و غذایی و چسب‌سازی مصرف می‌شود.

کتیرا به طور مستقل اثر دارویی چندانی ندارد ولی چون ماده‌ای اِمولْسیون دهنده است برای معلق نگه‌ داشتن پودرهای دارویی غیر محلول از آن استفاده می‌کنند. کتیرا به صورت ترکیب با مواد دیگر از قدیم هم استفاده می‌شد. ابن‌سینا در جلد دوم کتاب "قانون در طب" درباره کتیرا می‌نویسد: «کتیرا با عسل معجون شود و زیر زبان بگذارند در تسکین سرفه و از بین بردن زبری سینه سودمند است و می‌توان به همین منظور کتیرا را در آب حل کرد و با شربتی شیرین نوشید. خوراکِ تناوب باید به وزن یک دَرَخْمی باشد که برابر هجده قیراط (6/3 گرم) است.»

کتیرا در طب سنتی، غلیظ کنندهٔ خون و در کل، نرم کننده است. کتیرا کمی مُلَیّن و مُسهل است و معده را تقویت می‌کند و به دلیل تسکین داروهای گرم، این داروها را با کتیرا می‌خورند.

این ماده به صورت مخلوط با لُعاب‌ها و داروهای مناسب، برای زخم‌ها و دردهای چشم و ورم مُلْتَحَمه (لایه شفاف سطح چشم و داخل پلک) مفید است.

مصرف کتیرا با شیر، برای بند آوردن خون‌ریزی سینه و سایر اعضای داخلی و همچنین بر طرف کردن سرفه و عفونت سینه و حلق و زخم‌های ریه و گرفتگی صدا مؤثر است.

کتیرا برای تقویت روده و تسکین درد کلیه و رفع زخم مثانه و مجاری ادرار مفید است و اگر لُعاب‌های مناسبی از مخلوط کتیرا به موی سر مالیده شود از دوشاخه شدن آن جلوگیری می‌کند.

به دلیل خاصیت آبگیری کتیرا، از آن در صنعت و همچنین در نساجی و کاغذسازی و کفاشی و ساخت دندان مصنوعی استفاده می‌شود.

در صنایع آرایشی به‌خصوص در ساخت لوسیون‌ها و کرم‌های دست و کرم‌های بدون چربی، از کتیرا به صورت نرم کننده و امولسیون بهره می‌برند.

بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد (فائو)، ارزش تجارت جهانی گیاهان دارویی که هم اکنون در حدود صد میلیارد دلار در سال است در سال ٢٠۵٠ میلادی به رقم پنج تریلیون دلار خواهد رسید. کشور ایران با داشتن شرایط اقلیمی و تنوع گیاهی مطلوب، هم اکنون تنها ۶٠ تا ٩٠ میلیون دلار از تجارت جهانی گیاهان دارویی را به خود اختصاص داده است که بخش عمدهٔ آن مربوط به صادرات زعفران است. این در حالی است که تنوع محصولات فرعی در ایران بسیار زیاد است و با این‌که در سال‌های اخیر در بعضی از محصولات پیشرفت محسوسی رخ داده، در برخی دیگر مقدار تولید کم شده است. برای مثال در دهه 1330 صادرات سالانه کتیرا چهار هزار تن بود که هم اکنون به هزار تن هم نمی‌رسد. میانگین ارزش صادرات کتیرای مفتولی ایران در حدود 300 هزار دلار و کتیرای خرمنی حدود 101 هزار دلار در سال است که به کشور‏های فرانسه و امارات متحده عربی و آلمان و انگلستان و هند و برخی دیگر از کشور‏های اروپایی صادر می‌شود.

سالانه در حدود دو میلیون دلار محصولات فرعی جنگلی و مرتعی از ایران به بازار‏های جهانی از جمله آلمان و فرانسه و امارات متحده عربی صادر می‌شود.

جنگل‌های هیرکانی یا جنگل‌های شمال در حدود 300 گونه درختی و درختچه‌ای دارد که از حدود 50 گونه آن، محصولات فرعی به دست می‌آید.

 

 

 

منابع

1- بوداغی، عیسی و غلامحسین نوراللهی، 1380، محصولات فرعی جنگلی و مرتعی نیم‌رخ شمالی البرز، سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، معاونت امور جنگل‌های شمال، دفتر صنایع چوب و بهره‌برداری، نشریۀ شمارۀ 203، 246ص.

2- ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، 1377، قانون در طب، معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، کمیتهٔ رایانه‌ای کردن طب و بهداشت، نسخهٔ الکترونیک، به کوشش حسین حاتمی.

3- عبدالله‌پور، مصطفی، 1383، سیاست جنگل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 247ص.

4- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

5. http://www.globalsugarart.com/product.php?id=21389&name=Gum%20Tragacanth%208%20ounces



 
باریجه
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠  

 

باریجه گیاهی است پایا با نام علمی Ferula gumosa Boiss. از تیره چتریان (Umbelliferae) که شیرابهٔ آن از نظر صنعتی و دارویی ارزش فراوان دارد و یکی از اقلام صادراتی ایران است.

باریجه یکی از محصولات فرعی مهم در کشور محسوب می‌شود که در مناطق مختلف از جمله استان مازندران کاشته می‌شود. محصولات فرعی جنگل و مرتع شامل گل، برگ، ساقه، ریشه، غده، میوه، پوست، صمغ، رزین برخی از گیاهان است که مصرف دارویی و خوراکی و صنعتی دارد. بهره‌برداری از محصولات فرعی جنگل‌ها و مراتع شمال ایران از دیرباز متداول بود و با توجه به تنوع و پراکنش گونه‌های مختلف جنگلی و مرتعی، از این محصولات به طور سنتی و اغلب در حد مصارف محلی بهره‌برداری می‌شد. هم اکنون برنامه‌هایی در دست اجراست تا استفاده از این محصولات به شیوه صنعتی رواج یابد. برخی از محصولات فرعی نظیر باریجه ارزش افزوده فراوانی دارند و گسترش کاشت و بهره‌برداری علمی از آنها باعث اشتغال‌زایی و افزایش درآمد محلی و صادرات آن منجر به ورود ارز به کشور می‌شود.

در چند دههٔ اخیر روش‌های ناپایدار بهره‌برداری افراد بومی و محلی در ایران منجر به تخریب بخش وسیعی از رویشگاه‌های طبیعی محصولات فرعی کشور، از جمله باریجه شده است.

به رزین حاصل از این گیاه نیز باریجه گفته می‌شود و ممکن است حاصل تراوش طبیعی بر روی ساقه‌های گل‌دهنده گیاه باشد که در این صورت به «باریجهٔ دان» یا «باریجهٔ اَشکی» معروف است. اگر باریجه از تیغ زدن ریشه به دست آید به نام باریجهٔ عسلی شناخته می‌شود.

باریجه دارای 5/9 درصد اسانس و 5/63 درصد رزین و 27 درصد صمغ است و نوع مرغوب آن نباید بر اثر سوختن بیش از 10 درصد خاکستر بر جای گذارد.

ساقهٔ گیاه باریجه دارای مجاری ترشحی متعددی است که در قسمت پوست و آبکش پَسین و آبکش‌های غیر طبیعی در حاشیهٔ مغز پراکنده‌اند و از آنها صمغ باریجه در دو نوع اَشکی (دان) و توده‌ای (عسلی) به دست می‌آید.

بر اثر گزش حشرات و یا بروز خراش طبیعی در ساقه گل‌دهنده گیاه و یا برگ گیاه، باریجه اشکی یا دان به خارج ترشح می‌شود که این نوع باریجه دارای خلوص بیشتر و عاری از خار و خاشاک است و نسبت به باریجه توده‌ای مرغوبیت بیشتری دارد.

برای به دست آوردن باریجه توده‌ای یا عسلی، خاکِ قسمت قاعده شمالی (پشت به آفتاب) گیاه را به اندازه 20 تا 30 سانتی‌متر خالی می‌کنند و پس از ظاهر شدن غده گیاه شروع به برداشت قسمتی از غده گیاه می‌کنند.

برش غده گیاه باریجه در ایران به دو روش اِقلیدی (شیرازی) و دال‌بُر (ایجی) انجام می‌شود. در شیوه اقلیدی یا شیرازی، قسمتی از غده گیاه را با کاردک مخصوص و تیزی برداشت می‌کنند و پس از برداشت قسمتی از پوست و بافت غده پس از سه تا چهار روز، صمغ به بیرون تراوش می‌کند و آن را با قاشقک بر می‌دارند.

در شیوه دال‌بر که به دلیل رواج در روستای «ایج» در نزدیکی شهر سُرخهٔ استان سمنان، به نام روش ایجی نیز مشهور است با استفاده از چاقو به صورت حرف دال بر روی غدهٔ گیاه، خراش ایجاد و قسمتی از پوست و بافت را برداشت می‌کنند.

 اسانس باریجه دارای پنین، کادینن، کادینول (Cadinol)، والرینات دو بورنیل (Valerianat de bornyle) است و رزین آن شامل نوعی لاکتون به نام اومبلی‌فرون (Ombeliferone) به حالت آزاد یا به صورت ترکیب با الکل به نام گالبانو رزینوتانول (galbano resinotanaole) است.

 

کاربردها

در گذشته، زنبورداران، باریجه را به داخل کندوهای محلی می‌مالیدند و کندو را در محل مناسبی می‌گذاشتند تا زنبور عسل وحشی را به خود جلب کند و یا زنبور عسلی که زاد و ولد کرده و تکثیر شده به کندوی مورد نظر هدایت شود. بیشترین مصرف باریجه در صنایع عطرسازی و تهیه تثبیت کننده‌ها (فیکساتورها) و تولید چسب‌های گران‌قیمت است.

باریجه در طب سنتی ایران، در بیماری‌های تنفسی، دارویی خلط‌‌ آور و نیز ضد گرفتگی عضلاتِ دستگاه گوارش محسوب می‌شود ولی مصرف عمدهٔ آن در صنایع جواهرسازی به صورت چسب الماس و همچنین تثبیت کننده عطر و صنایع آرایشی است.

خواص درمانی باریجه از قدیم شناخته شده بود و 1100 سال قبل، محمدبن زکریای رازی در یکی از کتاب‌های پزشکی خود به نام «مَن لا یَحْضُرُهُ الطبیب» از جمله راه‌های بر طرف کردن سرگیجه را استفاده از بُخُور گیاه باریجه ذکر می‌کند.

باریجه اثر نیرو دهنده و ضد نَزله (التهاب و ترشح بافت مُخاطی) و ضد تشنج دارد و  برای تنگی نفس و سرفهٔ کهنه و نرم کردن سینه و بیماری‌های عصبی مفید است.

اگر باریجه مخلوط با عسل خورده شود برای خرد کردن سنگ مثانه و کلیه و باز کردن انسداد کلیه و تسهیل زایمان و دفع سموم کاربرد دارد.

مصرف این گیاه برای اشخاص گرم مزاج مضر است و در مناطق گرم و فصول گرم نیز تجویز نمی‌شود و اگر مصرف آن لازم باشد باید با روغن بنفشه و کافور استفاده شود. مقدار مصرف باریجه تا سه گرم و برای دفع سموم تا 15 گرم است.

از این گیاه نوعی چسب بی‌رنگ برای چسباندن شیشه و سنگ‌های قیمتی، به‌ویژه الماس به دست می‌آید و حتی در جواهرسازی نیز مصرف می‌شود.

برای تهیه چسب، هشت قسمت سریشُم ماهی را در آب حل کرده معادل آن محلولی از یک قسمت الکل و یک قسمت باریجه و یک قسمت گُم (چسب) آمونیاک تهیه کرده بدان می‌افزایند.

 

رویشگاه

رویشگاه عمدهٔ این گیاه در ترکمنستان و افغانستان و بخش وسیعی از شمال و غرب ایران، از جمله استان‌های مازندران و اصفهان و مرکزی و قم، در ارتفاع دو هزار تا چهار هزار متر از سطح دریا با میانگین بارندگی 250 تا 400 میلی‌متر است.

از رویشگاه‌های باریجه در دامنه‌های شمالی رشته کوه البرز در استان مازندران، حوزهٔ آبخیز لار و هراز و اطراف کوه دماوند است.

در شمال کشور باریجه فقط در استان مازندران می‌روید. همچنین در مراتعی از جمله دنیش‌کَلا و سرخ کوگ و چمون و ملرز و لیلرد و تاش در مرز آبخیز بخش بَلَده و گلندرود نیز باریجه می‌روید.

 هم اکنون شش طرح بهره‌برداری باریجه در استان مازندران با مساحت تقریبی هزار هکتار وجود دارد که سالانه 20 تن محصول از آن برداشت می‌شود و علاوه بر توزیع داخلی، به سوییس و فرانسه هم صادر می‌شود.

 

 

منابع

1- بوداغی، عیسی و غلامحسین نوراللهی، 1380، محصولات فرعی جنگلی و مرتعی نیم‌رخ شمالی البرز، سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، معاونت امور جنگل‌های شمال، دفتر صنایع چوب و بهره‌برداری، نشریۀ شمارۀ 203، 246ص.

2- رازی، محمدبن زکریا، 1377، من لا یحضره الطبیب، معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، کمیتهٔ رایانه‌ای کردن طب و بهداشت، نسخهٔ الکترونیک، به کوشش حسین حاتمی.

3- عبدالله‌پور، مصطفی، 1383، سیاست جنگل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 247ص.

4- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

5. http://www.pezeshk.us/?p=12270



 
سیاه‌کرکو
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠  

 

نام علمی:

Acer monspessulanum L. subsp. Ibericum (M. B.) Yaltirik 1967

 = Acer ibericum M. B. 1808

 

نام انگلیسی: ؟

 

نام‌های دیگر: کِیْکُمِ قفقازی (مظفریان، درختان ...، 6)، کَهْکَئین، کَکَئین (اَرَسباران)، تِله ( پل سفید)، غاغار (عَمّارلو)، آقْچه‌قِیین (منجیل و هرزویل)، کِیْکَف (رودبار)، لَپْلَک (خلخال)، کَهُوک (مازندران) (ثابتی، 81)، کُهُوک (معین، 3/3145).

 

سیاهْ‌کَرْکُو درختی است از تیرهٔ افرا (Aceraceae) که در جنگل‌های نیمه مرطوب شمال دیده می‌شود (ثابتی، 80).

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: برگ‌های شاخه‌های گل‌دار به طول 5/4 (5) به عرض 6 (7) سانتی‌متر، ابتدا در سطح زیرین کُرک‌دار، سرانجام به‌جز رگبرگ‌های اصلی بدون کرک، با لَپ‌های کامل یا با کنگره‌های کمِ نامحسوس، در شاخه‌های نازا اغلب کم و بیش کنگره‌ای دندانه‌ای نامنظم.

میوه: فندقه‌های بال‌دار به طول 5/2ـ 3 به عرض 5/0ـ 1 سانتی‌متر با حجره‌های در سطح بیرونی بدون کرک و در سطح درونی کرک‌دار  (مظفریان، درختان ...، 6).

 

پراکنش

سیاه‌کرکو در امتداد دره‌های هراز و چالوس و در دشت نظیر و درهٔ تالار و سفیدرود و در هرزویل و رودبار و همچنین اَرَسباران انتشار دارد. پایین‌ترین ارتفاع آن از سطح دریا در رودبار و در ارتفاع 600 متر و بیشترین ارتفاع آن به میزان 2000 متر در پنجاب و دره هراز است (ثابتی، 80).

استان مازندران: پل زنگوله، درهٔ چالوس، درهٔ کُجُور، دشت نظیر، درهٔ هَراز، بالای پنجاب، گردنه شرق عمارت.

استان گیلان: هرزویل، منجیل، درهٔ سفیدرود، رودبار.

آذربایجان: قره داغ، حسن بیگلو، جنگل‌های اَرَسباران (مظفریان، درختان ...، 6).

قفقاز، شمال غرب ایران.

این درخت در درهٔ حسن آباد چالوس با زربین جامعه گیاهی تشکیل می‌دهد (جزیره‌ای، 339).

 

بوم‌شناسی

سیاه‌کرکو در جنگل‌های نیمه مرطوب شمال و در حد فاصل جنگل‌های هیرکانی و دامنه‌های نیمه خشک و استپی و در ارتفاعات متوسط از سطح دریا دیده می‌شود (ثابتی، 80).

 

زادآوری

در هر کیلوگرم از بذر سیاه‌کرکو در حدود 35500 بذر وجود دارد. تیمار بذر آن به صورت لایه‌گذاری سرد در ماسه مرطوب در دمای 3 تا 5 درجهٔ سانتی‌گراد و به مدت 150 تا 300 روز انجام می‌شود (سازمان جنگل‌ها، 4).

 

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

2- جزیره‌ای، محمدحسین، 1381، جنگل‌کاری در خشک‌بوم، دانشگاه تهران، چ 2، 460 ص.

  3- سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمه مرطوب، دفتر جنگل‌کاری و پارک‌های جنگلی، 1387، راهنمای بذر درختان جنگلی، چ 1، 12+11 ص.

4- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

5- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

6- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص.

7. http://en.wikipedia.org/wiki/Acer_monspessulanum

 



 
سفید کرکو
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠  

نام علمی:

Acer hyrcanum Fisch. & C. A. Mey

= Acer italum Lauth subsp. hyrcanum (Fisch. & C. A. Mey) Pax

= Acer hyrcanum F. & M. 1837

= Acer italum subsp. hyrcanum (F. & m.) Pax. Var. crassifoium Pax 1902

= Acer italum subsp. variabilis Pax var. crassifolium Pax. et var. hyrcanum Pax 1886

= Acer italum Lauth var. carassifoalium Pax

= Acer italum var. hyrcanum Pax

= Acer opalus Hohen. 1789 = Acer obtusatum Waldst.

= Acer opulifolium Ledeb. 1842

= Acer opulifolium Vill. (non Thuil)

= Acer opulifolium Parsa 1952

= Acer leptopterum Guss.

 

 نام انگلیسی: ؟

 

نام‌های دیگر: افرای خزری، افرای هیرکانی، کَرْکُو (رامیان)، سفید کَرْکُو (علی آباد کتول) (ثابتی، 75).

سفیدْ کَرْکُو درختی است به ارتفاع تا 20 متر که بومی جنگل‌های اروپا و آسیاست (ثابتی، 74).

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: شاخه‌های جوان بدون کرک یا با کرک‌های مویین. پهنک برگ‌ها به طول 3- 9 به عرض 11- 5/13 سانتی‌متر، تا میانه با حدود 5 لَپ، با لَپ‌هایی اغلب نوک کند با دندانه‌های درشت نوک کند، گاهی با دندانه‌های نامشخص یا تا حدی سینوسی، سه لَپ میانی با کناری‌ها به تقریب به صورت موازی قرار گرفته است، سطح بالایی به رنگ سبز تیره، سطح زیرین به طور کلی در امتداد رگبرگ‌های اصلی کم و بیش کرک‌دار، بقیه کم و بیش بدون کرک. دمبرگ به طول 3- 10 سانتی‌متر، کم و بیش بدون کرک یا بدون کرک شونده، بدون شیرابه.

گل: گل آذین دیهیم گل‌دار راست با دمگل آذین کوتاه یا بدون آن.

میوه: فندقه بال‌دار به طول 25- 40 به عرض 8- 12 میلی‌متر، کم و بیش موازی یا کم و بیش گسترده، با طولی اغلب بیش از 5/2 برابر عرض.

دانه: غیر فشرده، کروی، بدون کرک، با حجره‌های بدون کرک (مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، 4).

در هر کیلوگرم از بذر سفید کرکو 13000 تا 20000 بذر وجود دارد و تانه‌رُویی (قوهٔ نامیهٔ) بذرهای آن در محدودهٔ صفر تا 30 و 30 تا 70 درصد قرار دارد. بذر این درخت برای رویش نیازمند تیمار به صورت لایه‌گذاری سرد و مرطوب به مدت 150 تا 300 روز است (سازمان جنگل‌ها، 3- 4).

 

پراکنش

سفید کرکو در جنگل‌های مختلف دامنهٔ شمالی رشته کوه البرز می‌روید و مخصوص ارتفاعات زیاد است. این درخت در رامیان و زرین‌گل و پل زنگوله و شیرکوه و تالش، به طور پراکنده در جامعه‌های گوناگون جنگلی دیده می‌شود. پایین‌ترین نمونهٔ آن در درهٔ زرین‌گل در ارتفاع 1500 متر از سطح دریا و در پل زنگوله در 2600 متر مشاهده می‌شود (ثابتی، 74- 75).

استان گلستان: رادَکان، کتول، رامیان، زرین گل.

استان مازندران: شیب شمالی کندوان، کُجُور، درهٔ چالوس.

استان گیلان: کوه دُرْفَک، کوه سَمامُوس، کِلیشُم.

شبه جزیره بالکان، شمال شرق آناتولی، قفقاز (مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، 4).

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

2- سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، معاونت مناطق مرطوب و نیمه مرطوب، دفتر جنگل‌کاری و پارک‌های جنگلی، 1387، راهنمای بذر درختان جنگلی، چ 1، 12+11 ص.

3- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

4- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

5- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص.

6. http://dbiodbs.units.it/carso/chiavi_pub28?usr=admin&n=2371&specie=8874

 



 
داردوست
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠  

 

 

نام علمی:

Hedera Pastuchovii Woron. ex Grossh.

نام انگلیسی:

ivy

نام‌های دیگر: دارْدُوسْت، دُرْ دُس (آستارا و کَرگانرود)، وَلْگان (رامسر)، تویْجه‌لی (شفارود)، وَلْگ، وَلْگُم، بَلْگُم (گیلان، نور، کُجُور، مازندران)، تَبَج (بعضی مناطق گیلان)، لَشْک (لاهیجان و دیلمان)، وَلُو، بَلُو، بَلْوه (گرگان)، پاپیتال (تهران)، حَبْلُ ‌المَساکین، بَقْلَةُ البارِده، اَخْفاک، بَرْشَن، لکو، صار مشق، چاندنی بیل، حَلَبْلاب، پَویچه، قَُِسُوس، عَشَقه، پیچَک، تال (ثابتی، 389؛ معین، 2/2305).

دارْدُوست، درختچه‌ای پیچنده و بلند از تیرهٔ عَشَقه (Araliaceae) است (مظفریان، درختان ...، 38). گونه‌ها و واریته‌های داردوست، پیچک‌هایی همیشه‌سبزند که به دلیل داشتن ریشه‌های مَکینه‌دار، به تنهٔ درختان می‌چسبند و از آنها بالا می‌روند (ثابتی، 388).

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: شاخه‌های جوان و دمبرگ‌ها و گل آذین پوشیده از کرک‌های کوچک ستاره‌ای ـ فلسی شکل قهوه‌ای مایل به زرد شونده، شعاع‌های کرک‌ها تا نیمهٔ طول شعاع‌ها جدا. برگ‌ها به طول تا 12 و عرض 7 (9) سانتی‌متر، تا حدی چرمی، روی سطح بالایی سبز تیره، در سطح پایینی کم‌رنگ‌تر. برگ‌های شاخه‌های گسترده روی زمین دایره‌ای ـ قلبی، کامل یا با لَپ‌های کوچک، برگ‌های شاخه‌های پیچان عقیم بسیار متنوع، تخم مرغی پهن یا مستطیلی ـ تخم مرغی یا سرنیزه‌ای، با قاعدهٔ قلبی عمیق یا سربریده یا گوه‌ای، کامل یا گوشه‌دار یا لَپ‌دار پهن، اغلب در بخشی پیکانی باز با لَپ میانی طویل شده، برگ‌های شاخه‌های بارور اغلب لوزوی یا تخم مرغی ـ لوزوی، اغلب تا حدی نوک‌دار یا اغلب تا حدی نوک‌کُند، کامل. دمبرگ‌ها از پهنک کوتاه‌تر یا هم‌اندازهٔ آن.

گل: چتر تا حدی کروی با گل‌های 5- 20 تایی، منفرد، یا 3- 8 تایی در گل آذین مرکب خوشه‌ای. دمگل‌ها به طول 6- 12 سانتی‌متر. دندانه‌های کاسهٔ گل بسیار کوتاه. خامه‌ها به طول 10- 15 سانتی‌متر (مظفریان، درختان ...، 38).

میوه: سِته (ثابتی، 388) سیاه به قطر 6- 10 میلی‌متر (مظفریان، درختان ...، 38) درون آن به تعداد متنوع دانه وجود دارد (معین، 2/2304).

 

پراکنش

داردوست، بومی ایران و قفقاز و آسیای صغیر است و در جنگل‌های مرطوب هیرکانی در شمال ایران از آستارا تا گرگان و رامیان وجود دارد (ثابتی، 391).

 

کاربردها

میوهٔ داردوست دارای اثر مسهل و کمی سمی است. در مناطق گرم نواحی مدیترانه‌ای از ساقهٔ مسن این گیاه، به خودی خود یا با ایجاد شکاف، رزین مخصوصی خارج می‌شود که در طب سنتی با نام صمغ عشقه با کاربرد قاعده‌آور مصرف می‌شود. در بافت‌های این گیاه، گلوکزیدی به نام هِدِرین موجود است که اثر قی‌آور و مسهل دارد. دم کردهٔ برگ و همچنین صمغ آن که لادَن نامیده می‌شود (با گل لادن اشتباه نشود) نیز قاعده‌آور است (معین، 2/2305، 3/3523).

داردوست در جنگل‌های شمال به مصرف خوراک دام می‌رسد و در باغ‌ها برای تزیین کاشته می‌شود (ثابتی، 388).

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

2- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

3- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص.

5. http://gardenbreizh.org/photos/karlostachys/photo-147658.html



 
همیشک
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠  

 

نام علمی:

Daneae racemosa (L.) Moench

= Ruscus racemosus L.

نام انگلیسی:

Alexandrian Laurel

نام‌های دیگر: هَمیشَگ، هَمیشه، تَلَم، چَلَم، مازرا، ویج، کرویچ، زن کیش، زن کش، زَرْگِن، غار الارض، دفنهٔ اسکندریه، دفنهٔ اسکندرانی، غار اسکندریه، غار الاسکندرانی، اَنْبُوبُ الرّاعی، قفندر، قافندار، قفاندار، خاماذاقی، خامادافنی، حَبُّ ‌النار (معین، 4/5201؛ 4/ترکیبات خارجی، 219).

 

هَمیشَک، درختچه‌ای کوچک از تیرهٔ لاله (Liliaceae) به ارتفاع 50 تا 100 سانتی‌متر  (مظفریان، درختان ...، 334) و گیاهی همیشه سبز و شبیه بامبو است (شیبانی، 97).

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: نازک، راست ـ گسترده، پوشیده از شاخه‌های برگی متناوب اما انبوه. شاخهٔ ‌برگی (Cladode) به طول 5- 8 و به عرض 1- 5/2 سانتی‌متر، با پهنای متنوع، سرنیزه‌ای، نوک تیز، با قاعدهٔ کوتاه، با رأس بلندِ باریک شده، سبز روشن.

گل: کوچک، سفید، 6- 9 تایی، در خوشه‌های انتهایی و در محور شاخه‌های برگی بالایی قرار گرفته‌اند. دمگل‌ها از گل‌ها کمی کوتاه‌تر، در زیر گل مفصل‌دار.

میوه: سِته‌، کروی، قرمز، به قطر 7- 9 (12) میلی‌متر (مظفریان، درختان ...، 334).

 

پراکنش

این درختچهٔ کوچک در سراسر جنگل‌های هیرکانی در شمال ایران و اغلب در نواحی صخره‌ای و پرشیب و سایه‌دار می‌روید.

استان گلستان: بین بندر گز و نوکنده، جنگل‌های بندر گز، جنگل‌های رباط قزلق، بین رباط قزلق و گرگان، مینودشت، زرین گل، جنگل‌های آزادشهر، زیارت، جنگل‌های گرگان، لُوِه، پارک ملی گلستان.

استان مازندران: سراسر جنگل‌های مازندران از جمله رامسر، جنگل‌های نور و رُویان، درهٔ وِیسَر، درهٔ هراز.

استان گیلان: سراسر جنگل‌های گیلان از جمله امام‌زاده هاشم، درهٔ سفیدرود، لاهیجان، اطراف رشت، جنگل‌های اسالم به خلخال، اطراف اسالم، اطراف آستارا، آستارا به اردبیل (مظفریان، درختان ...، 334).

 

بوم‌شناسی

همیشک در خاک معمولی و متوسط و سبک و اغلب سنگلاخی و در زیر سایه درختان می‌روید (شیبانی، 97).

 

کاربردها

همیشک گونه‌ای است زینتی که در آرایش گل‌ها به کار می‌رود (شیبانی، 97) و از شاخه‌های برگی آن برای تزیین دسته گل استفاده می‌شود (مظفریان، درختان ...، 334). این گیاه زینتی در پارک‌ها نیز کاشته می‌شود (معین، 4/5201).

عصارهٔ اندام‌های سبز همیشک و همچنین جوشانده‌اش در طب سنتی، مُدِر و قاعده‌آور محسوب می‌شود (معین، 4/ترکیبات خارجی، 218).

 

زادآوری

تکثیر همیشک با کاشت بذر آن یا تقسیم ریشهٔ گیاه در فصل پاییز انجام می‌شود (شیبانی، 97).

 

 

 

منابع

1- شیبانی، حسین‌علی و علیرضا میربادین،1376، مشخصات کاربردی درختان و درختچه‌های مناسب فضای سبز، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین، چ 1، 214 ص.

2- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

3- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351 ص.

5. http://www.nichegardens.com/images/plants/danae_racemosa.jpg



 
اشنگور
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩  

 

نام علمی:

Rhamnus cathartica L. 1753

= Rhamnus elbursensis Gauba & Rech. f.

= Cervispinia cathartica Moench. 1794

نام انگلیسی:

common buckthorn, buckthorn, puging buckthorn, way-thron, bladder green

نام‌های دیگر: خوشه انگور، آشْ انگور (کَتُول)، اَشَنْگُور (مازندران و گرگان)، خَرِزال (کَلارُستاق و لاهیجان و دیلمان)، وُشْر (دیلمان)، سیاه درخت (دُرْفَک)، کُلی کَک (کُجُور)، اَلِجاره (خلخال)، سیاه تیس (سواد کوه)، عَوسَج، شَجَرَةُ الدَّکَن، شَوکَةُ الصَّبّاغین (ثابتی، 607)، سیاه تَنْگَرْس طبی (مظفریان، فرهنگ ...، 456).

 

       اَشَنْگُور  درختچه/درختی است کوتاه  و خاردار شونده  از تیرهٔ  کُنار  یا  تیرهٔ عُنّاب (Rhamnaceae) به ارتفاع تا 6 متر و به‌ندرت بلندتر (مظفریان، درختان ...، 622).

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: شاخه‌ها متقابل یا متناوب، در حالت مسن‌تر سیاه رنگ یا سیاه ـ خاکستری شونده. برگ‌ها به طول 5/2ـ 8 (10) و به عرض 5/1ـ 4 (6) سانتی‌متر، تخم مرغی یا بیضوی پهن یا مستطیلی ـ بیضوی، با رأس نوک کند یا نوک تیز یا نوک‌دار، با قاعده‌ای گوه‌ای یا گرد یا گاهی تا حدی قلبی، در قاعده به‌تقریب با کنگره‌های کوچک، رگبرگ‌های کناری خمیده، 2ـ 4 (5) جفتی. دمبرگ به طول 5 ـ 15 (20) میلی‌متر (مظفریان، درختان ...، 622ـ 623).

گل: دمگل‌ها به طول 6ـ 10 میلی‌متر، بدون کرک (مظفریان، درختان ...، 623).

میوه: شَفْت (ثابتی، 607). به قطر 6ـ 8 میلی‌متر، تا حدی کروی، سیاه، آب‌دار (مظفریان، درختان ...، 623). با پایک کوتاهی به قطر 5/1ـ 5/2 میلی‌متر (ثابتی، 607).

 

پراکنش

این گونه بومی آسیا و اروپا و آفریقای شمالی است. در اغلب جنگل‌ها و ارتفاعات زیاد و مرزهای بالایی جنگل وجود دارد و از جنگل‌های اَرَسباران و تالش تا پل زنگوله و کلاردشت و گرگان پراکنده است. حد پایین ارتفاع رویشگاه آن در دینوچال در ارتفاع 800 متر و حد بالایی آن در کلاردشت در ارتفاع 2400 متر از سطح دریاست (ثابتی، 606).

 

در ایران دو واریته از اشنگور به شرح زیر وجود دارد:

Rhamnus cathartica L. var. cathartica

برگ‌ها بدون کرک یا تا حدی کرک‌دار. دمبرگ‌ها و شاخه‌های جوان بدون کرک یا کم و بیش کرک‌دار.

استان گلستان: شیب شمالی کوه شاهوار نزدیک حاجی لنگ، بالای گردنه زیارت.

استان مازندران: کلاردشت.

استان اردبیل: نزدیک چولی، 15 کیلومتری جنوب هروآباد خلخال (مظفریان، درختان ...، 623).

 

Rhamnus cathartica L. var. caucasica Kusn.

= Rhamnus elbursensis Gauba & Rech. f.

برگ‌ها به‌ویژه در سطح زیرین و دمبرگ‌ها و شاخه‌چه‌ها با کرک‌های دائم انبوه، کرک‌ها در شاخه‌های یک ساله گاهی دائم.

استان گلستان: گرگان، دره زرین گل و اَبْر، شاه کوه.

استان مازندران: کُجُور (بین نمازیه و زانُوس، بین کینچ و دشت نظیر)، شیب شمالی گردنه کندوان، درهٔ چالوس، نزدیک سیاه بیشه.

استان گیلان: هرزویل، ایسپیلی.

استان‌های آذربایجان شرقی و اردبیل: کَلِیْبَر، شیب جنوبی گردنه جنوب غربی کلیبر به طرف علی آباد، نزدیک حسن بیگلو، بین اردبیل و آستارا (مظفریان، درختان ...، 623 ـ 624).  

 

کاربردها

میوهٔ اشنگور به اندازهٔ نخود و دارای سه تا چهار دانه است و طعمی تلخ و نامطبوع دارد. از میوهٔ آن شیرهٔ نرپرن (فرانسوی: sirop de nerprun) می‌گیرند که مسهلی قوی است (معین، 2/1969ـ 1970).

 

 

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

2- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671ص.

3- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55ص.

4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351ص.

5.http://www.thewildflowersociety.com/wfs_diary/wfs_browser_diary_thumbnail_ pages/browser_diary_page_19_thumbnail.htm



 
کرب
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩  

نام علمی:

Acer campestre L. 1753

= Acer affine Opiz.

= Acer austriacum Trall.

= Acer bohemicum Presl.

= Acer cordifolium Moench.

= Acer suberosum Duj.

= Acer collinum Tenore

= Acer guinale Maxm.

نام انگلیسی:

hedge maple, common maple, field or small leaved maple, maple tree, whistle-wood, bird`s tongue, dog oak, master tree

نام‌های دیگر: کَرْب (نور و کُجُور)، کَرَف (کَلارُستاق)، کَرْچَک (کلاردشت)، کَرْکُو (زیارت)، تِلّین، آقْچه‌ قِیین (اَرَسباران)، کُهْ‌ پَلَت (رودسر)، کِکَم ]کِکُم[، کِیکُم (تالش و آستارا)، چیت (دیلمان)، اِسفَندان، شجرة العرب، قِیْقَب (ثابتی، 72).

 

کَرْب، درخت/درختچه‌ای است از تیرهٔ افرا (Aceraceae) به ارتفاع تا 25 متر (مظفریان، درختان ...، 2). قطرش به نیم متر و عمرش به 100 سال می‌رسد و درونْ چوب آن قهوه‌ای رنگ است (ثابتی، 71، 72).

 

گیاه‌شناسی

شاخه: شاخه‌های جوان کرک‌دار یا بی‌کرک.

برگ: پهنک برگ‌ها به طول 15ـ 60 به عرض 25ـ 80 میلی‌متر، تا نصف یا یک سوم پهنک 3ـ 5 لَپی، با قاعده‌ای قلبی، با لَپ‌های کامل یا گاهی سه لَپی، اغلب در سطح زیرین کرک‌دار به‌خصوص در امتداد رگبرگ‌های اصلی؛ دمبرگ به طول 15ـ 60 میلی‌متر، کرک‌دار یا بی‌کرک، شیرابه‌دار.

گل آذین: دیهیم گل‌دار راست، کرک‌دار.

میوه: فندقه بال‌دار به طول 15ـ 27 به عرض 5 ـ 11 میلی‌متر، گسترده ـ افقی؛ دانه‌ها فشرده، کرک‌دار یا بی‌کرک، تخم مرغی ـ دایره‌ای، حجره‌ها بدون کرک (مظفریان، درختان ...، 2).

 

پراکنش

این درخت در نقاط مختلف جنگل‌های شمال وجود دارد و مخصوص ارتفاعات و جنگل‌های کوهستانی است و در ارسباران و آستارا و کلاردشت و نور و زرین گل در ارتفاع 1100 متر از سطح دریا و بالاترین ارتفاع آن در کندوان در 2600 متر ارتفاع دیده می‌شود (ثابتی، 71).

استان گلستان: گرگان

استان مازندران: شیب شمالی کندوان، درهٔ چالوس، گدوک، کلاردشت، کُجُور، درهٔ هراز

استان گیلان: ایسپیلی

استان آذربایجان: کَلَیبَر، حسن بیگلو، قره داغ (مظفریان، درختان ...، 2).

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

2- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671ص.

3- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55ص.

   4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351ص.

5. http://en.wikipedia.org/wiki/Acer_campestre



 
لور
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩  

نام علمی:

Carpinus orientalis Miller 1759

= Carpinus duinenis Scop. 1772

نام انگلیسی:

eastern hornbeam, oriental hornbeam

نام‌های دیگر: شَرَم (ییلاقات رامسر و رودسر و تنکابن)، لِوَر (کلاردشت و نور و کجور)، کَچَف (گرگان)، اَسَف، عَسَف (مازندران) (ثابتی، 200).

 

لِوَر، درخت/درختچه‌ای است از تیرهٔ فندق (Corylaceae) به ارتفاع 4ـ 5 (8) متر (مظفریان، درختان...، 202) که میانگین تعداد در هکتار آن در جنگل‌های شمال 299/0 اصله (148/0 درصد) و میانگین حجم در هکتار آن 176/0 متر مکعب (063/0 درصد) است (مشتاق کَهْنَمُویی، 44).

 

گیاه‌شناسی

شاخه: شاخه‌های جوان و دمبرگ‌ها با کرک‌های تار ابریشمی.

برگ: به طول 5/2ـ 6 (9) به عرض 2/1ـ 3 (4) سانتی‌متر، تخم مرغی تا تخم مرغی ـ بیضوی، با سَرِ نوک تیز یا به‌ندرت نوک کُند، با قاعدهٔ گرد یا تا حدی قلبی، با لبهٔ دندانه اره‌ای مضاعف نوک تیز، بدون کرک، روی سطح بالایی سبز تیره (سبز سیر)، درخشان با رگبرگ‌ِ فرورفته، سطح زیرین در امتداد رگبرگ میانی کرک‌دار و در محور رگبرگ‌ها ریش‌دار. دمبرگ‌ها به طول 5 ـ 8 (10) میلی‌متر.

گل آذین: انبوه، در حالت میوه‌دار به طول 3ـ 6 (8) به عرض 2ـ 5/3 سانتی‌متر. گریبان سه‌گوشه ـ تخم مرغی، بدون لَپ، با دندانه‌های نامنظم نوک تیز، 5ـ 8 رگه‌ای، ابتدا در پایین کرک‌دار.

میوه: فندقه به طول 3ـ 6 میلی‌متر، 8 ـ 12 رگه‌ای (مظفریان، درختان...، 202).

 

پراکنش

لور از اروپای جنوبی تا جنگل‌های شمال ایران امتداد یافته است و در سرتاسر جنگل‌های هیرکانی از گرگان تا ارسباران و در ارتفاعات بالایی پراکنده است (ثابتی، 200). این درخت مانند راش و اُوری، مرز بالایی جنگل‌های شمال را تشکیل می‌دهد و در ارتفاع 2500 متری از سطح دریا در حد بالایی راشستان در ارتفاعات سنگده (شرق پل سفید) دیده می‌شود. لور در جنگل‌های ارسباران نیز می‌روید (مروی مهاجر، 46، 71، 118).

 

بوم‌شناسی

لور در ذخیره‌گاه جنگلی زربین حسن آباد در جنوب چالوس، با زربین جامعهٔ گیاهی تشکیل داده است (جزیره‌ای، 339). این درخت در جنگل‌های شمال، جامعهٔ گیاهی مستقل به نام لِوَرستان (Carpinetum-Orientale) و همچنین با درخت اُوری جامعهٔ اُوری ـ لِوَرستان (Querco-Carpinetum orientalis) به وجود آورده است. جامعهٔ لورستان در ارتفاعات بالا دیده می‌شود و تخریب شده است زیرا نزدیک‌ترین محل تأمین چوب مورد نیاز روستاییان در مناطق ییلاقی محسوب می‌شود (مروی مهاجر، 43).

 

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

2- جزیره‌ای، محمدحسین، 1381، جنگل‌کاری در خشکبوم، دانشگاه تهران، چ 2،  458ص.

3- مشتاق کهنمویی، محمدحسن، 1378، وضعیت کمی و کیفی جنگل‌های شمال، جلد اول، بازنگری طرح جامع مقدماتی جنگل‌های شمال کشور، مطالعات دورهٔ پنجم، 1375، سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، معاونت امور جنگل‌های شمال، دفتر فنی جنگلداری، 103ص.

4- مروی مهاجر، محمدرضا، 1384، جنگل‌شناسی و پرورش جنگل، دانشگاه تهران، چ1، 387ص.

5- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671ص.

6- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55ص.

7. http://free-pu.t-com.hr/romeo-tomaz-biodiversity/spontaneus_plants.htm 



 
کوله خاس
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩  

نام علمی:

Ruscus hyrcanus Woron.

نام انگلیسی:

Butcher`s broom, knee holly

نام‌های دیگر: جز، جیز (مازندران)، چُوشْت، چُشْت (تالش)، هس (آستارا)، پل، کُول، کولر، کول کیش، کُولْ‌خَس، کُوله خَس

 

کُوله خاس درختچه‌ای کوچک و همیشه سبز و دوپایه از تیرهٔ لاله (Liliaceae) با ساقه‌های زیرزمینی ضخیم و افقی و به ارتفاع 25 ـ 40 سانتی‌متر است که در اغلب نواحی جنگل‌های شمال می‌روید (مظفریان، 1383).

 

گیاه‌شناسی

شاخ و برگ: شاخه‌ها 4- 6 تایی، تا حدی فراهم، شاخهٔ مرکزی طویل شده و به شکل ساقه درآمده است. شاخه‌برگی (Phylloclade/Cladode) به طول 15- 25 به عرض 8- 13 میلی‌متر، بیضوی ـ تخم مرغی، با خار انتهایی به طول 2- 5/2 میلی‌متر، سبز تیره.

گل: گل‌ها (1-) 2- 5 تایی، قطعات خارجی گلپوش به طول 2- 2/2 به عرض 3/1 میلی‌متر، بیضوی تا بیضوی ـ تخم مرغی، داخلی‌ها کوتاه‌تر و باریک‌تر، سبز شونده.

میوه: سته‌ به قطر 10- 14 میلی‌متر، تا حدی کروی، قرمز.

دانه: به قطر 8- 9 میلی‌متر، کروی، قهوه‌ای کم‌رنگ (مظفریان، 1383).

 

پراکنش

این گیاه در نواحی شمال ایران در سطح زیادی از جنگل‌ها، به‌خصوص جنگل‌های انبوه و یا حاشیهٔ آنها می‌روید و ارتفاع رویش آن در دره‌های مرطوب نزدیک دریای خزر تا 1000 متر می‌رسد (بوداغی، 1380).

گلستان: گرگان، بندرگز، علی آباد، پارک ملی گلستان، زیارت، آزادشهر.

مازندران: نوشهر، چالوس، آمل، بابل، ساری، بهشهر، تنکابن، رامسر.

گیلان: چابکسر، رشت، لاهیجان، بندر انزلی، رضوان‌شهر، اسالم، جادهٔ اسالم به خلخال، آستارا، جادهٔ آستارا به اردبیل (مظفریان، 1383).

 

بوم‌شناسی

کوله خاس گیاهی سایه‌پسند است و در جنگل‌های انبوه شمال که نور به کف جنگل نمی‌رسد، به همراه دیگر گونه‌های سایه‌پسند همچون نونهال شمشاد و ممرز و آزاد و تَمیس دیده می‌شود. این گیاه در جنگل‌های جلگه‌ای شمال با بلوط و در میان‌بند با راش جامعهٔ گیاهی تشکیل می‌دهد (ثابتی، 1382). جامعهٔ راشستان با کوله خاس در خاک‌های با سنگ مادر آهکی دیده می‌شود (مروی مهاجر، 1384).

 

 

کاربردها

ریزوم و ریشهٔ کوله خاس که به صورت قطعاتی به رنگ خاکستری مایل به زرد و پوشیده از ریشه‌های باریکی در سطح پایینی است، مصرف دارویی دارد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که در قرون وسطی، ایرانیان و عرب‌ها تنها مللی بودند که از کوله خاس زودتر از دیگران برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌کردند.

ریزوم و ریشهٔ گیاه، اثر مُدر و اشتهاآور دارد که اثر معالج در برقراری و تحریک ترشحات ادرار و رفع آب آوردن بافت‌ها و استسقا و بیماری‌های مجاری ادرار و سنگ کلیه و همچنین زردی و نِقرس و حالات خَنازیری (گرفتگی گره‌های لنفاوی گردن) و کم‌خونی دختران جوان دارد. از برگ آن در گذشته دم‌کرده‌های تب‌بُر تهیه می‌شد.

میوه و برگ آن با آب انگور برای تقویت معده و کبد و معالجهٔ یرقان و اسهال مفید است و ترشح شیر را افزایش می‌دهد.

در سال‌های اخیر ریشهٔ این گیاه در گیلان و مازندران به صورت گیاه دارویی به خارج صادر می‌شود (بوداغی، 1380).

 

 

 

 

 

 

منابع

1- بوداغی، عیسی و غلامحسین نوراللهی، 1380، محصولات فرعی جنگلی و مرتعی نیم‌رخ شمالی البرز، سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، معاونت امور جنگل‌های شمال، دفتر صنایع چوب و بهره‌برداری، نشریۀ شمارۀ 203، 246ص.

2- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64ص.

3- دیانت‌نژاد، حسن و حسن ابراهیم‌زاده، داریوش فرهود، محمود کرمی، 1371، واژه‌نامهٔ زیست شناسی، علوی، 363+285ص.

4- قهرمان، احمد، 1378، گیاه‌شناسی پایه، دانشگاه تهران،چ4، 2جلد، 539+492ص.

5- مروی مهاجر، محمدرضا، 1384، جنگل‌شناسی و پرورش جنگل، دانشگاه تهران، چ1، 387ص.

6- مظفریان، ولی‌‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671ص.

7- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55ص.

8- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351ص.

9. http://www.plantae.ca/Plantae/Ruscaceae/Ruscaceae.php

 

 



 
خاس
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩  

نام علمی:

Ilex spinigera (Loes) Loes 1919

= Ilex hyrcana Pojark. 1945

= Ilex Aquifolium L. var. caspcia Loesn. 1901

= Ilex Aquifolium L. subsp. caspcia (Loesn.) Rech. f. 1950

نام انگلیسی:

English holly, prickly-leaved holly, holly tree, holly

نام‌های دیگر: خاس، خاش (دیلمان)، کَنْگه (گیلان و تنکابن)، چَخ، خَج (اطراف رشت و تالش)، هِس (آستارا)، اَلاش (نور و کجور)، وِرْگه‌تِلی (مازندران)، طِیم، عُودُ الخیر، هُوکْس (فرانسوی: houx)، شَرابه، راج

 

خاس درختچه‌ای است همیشه سبز از تیرهٔ خاس (Aquifoliaceae) که در اغلب مناطق جنگل‌های شمال می‌روید. نام علمی آن از نام لاتین درخت بلوط سبز (Quercus Ilex L.) گرفته شده است (ثابتی، 1382).   

 

گیاه‌شناسی

برگ: همیشه سبز، به رنگ سبز تیره و یشمی، ساده، متناوب، به طول 8/1 تا 6 و عرض 9/0 تا 3 سانتی‌متر، دمبرگ کوتاه و سینوسی و کم‌دامنه با دندانه‌های خاردار و لبهٔ ضخیم شده، گوشواره‌ها نامشخص، دمبرگ‌ها و شاخه‌ها بسیار کوتاه با کرک‌های گردآلود.

گل: منظم، اغلب تک‌جنسی، گل‌آذین گرزن محوری، کاسبرگ‌ها به هم پیوسته، گلبرگ‌ها جدا یا در قاعده تا حدودی پیوسته، پرچم‌ها به تعداد گلبرگ‌ها، تخمدان بالایی و پیوسته (مظفریان، 1383). گل‌های خاس، ریز و معطر و سفید است و اهمیت زینتی ندارد. گل نر و گل ماده بر روی پایه‌های جداگانه رشد می‌کنند و در اردیبهشت و خرداد ظاهر می‌شوند (روحانی، 1384).

میوه: شفت به طول 8 تا 10 و عرض 6 تا 8 میلی‌متر، دانه‌ها کم (مظفریان، 1383). میوهٔ خاس در پاییز و زمستان ظاهر می‌شود و به صورت دانه‌های قرمز درخشان بر شاخه‌های سال قبل می‌روید. فقط درخت ماده میوه می‌دهد. گرده‌افشانی برای بارور شدن آن ضروری است (روحانی، 1384)   و    مانند  بسیاری  از  گیاهان  دیگر  با  فعالیت زنبور انجام می‌شود (http://en.wikipedia.org/wiki/Ilex_aquifolium).

ریشه:  ریشهٔ خاس عمیق است (روحانی، 1384).

 

پراکنش

خاس در تمام جنگل‌های مخروبهٔ شمال و ارتفاعات مختلف از ساحل دریا تا ارتفاعات بالایی جنگل پراکنده است. پایین‌ترین ارتفاع آن در سواحل آستارا و حداکثر ارتفاع آن در جنگل‌های کتول در 2200 متری است. به طور کلی رویشگاه این درختچه در جنگل‌های شمال ایران از گیلان تا گرگان گسترش دارد (ثابتی، 1382). خاس اغلب در مناطق زهکشی شدهٔ آشکوب پایین جنگل‌های راش دیده می‌شود (شیبانی، 1376).

 

بوم‌شناسی

اقلیم: خاس گونه‌ای سایه‌پسند است (ثابتی، 1382). این درختچه گیاهی کندرشد محسوب می‌شود اما در اقلیم‌های خنک و مرطوب رشد خوبی دارد. در برابر گرما و سرما مقاوم است ولی محیط خشک را تحمل نمی‌کند. نیمه‌سایه‌پسند یا در مناطق خنک، نورپسند است و شرایط ساحلی و باد را تحمل می‌کند (روحانی، 1384).

خاک: خاک معمولی برای خاس کفایت می‌کند (شیبانی، 1376) ولی در خاک‌های عمیق و غنی و مرطوب و تا حدی سنگین بهترین رشد را دارد. کمی قلیایی بودن بستر را می‌پذیرد. به طور کلی خاس طالب خاک مرطوب و زهکشی شده است (روحانی، 1384).  

 

کاربردها

خاس درختچه‌ای زینتی است و برای ایجاد باغ صخره‌ای استفاده می‌شود (شیبانی، 1376). همچنین برای کاشت در چمن یا استفاده در پاسیو و گلدان و یا تکی مناسب است. آن را در هر فصلی از سال می‌توان هرس کرد و هرس شدید را هم می‌پذیرد (روحانی، 1384).

روستاییان شمال کشور، شاخهٔ خاس را در فصل زمستان روی آتش می‌چرخانند تا خارهای بزرگ آن خرد شود و سپس به مصرف تعلیف دام می‌رسانند. همچنین ساقه و به‌ویژه ساقه‌های خمیده خاس را به مدت پنج دقیقه زیر آتش می گذارند تا نرم شود. سپس از آتش خارج می‌کنند و دو انتهای چوب را به هم می‌بندند و چند روزی به همان حال نگه می‌دارند تا چوب خشک شود و به همان شکل باقی بماند و این حلقه را تَحاله (تَهاله) می‌نامند و آن را برای باربندی به انتهای ریسمان و طناب می‌بندند (ثابتی، 1382).

از بافت‌های زیر پوست این گیاه پس از ساییدن نوعی چسب تهیه می‌کنند که مانند سریش مصرف می‌شود (معین، 1371).

این گیاه دارای تانن و ایلسین و یک مادهٔ زردرنگ به نام ایلیگزانتین و همچنین گلوکز و اسید کافئوتانیک است. پوست آن در درمان صرع کاربرد دارد. اگر میوهٔ آن را بچه‌ها بخورند منجر به ناراحتی‌های شدید گوارشی و حتی مرگ می‌شود (بوداغی، 1380).

برگ این گیاه دارای اثر مدر و ملین و تب‌بر و میوهٔ آن قی‌آور و مسهل است (کیهانی، 1363). طرز تهیه و مصرف داروی مدر از برگ خاس به این صورت است که مقدار 6 تا 12 گرم  برگ کوبیدهٔ آن را در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی می‌گذارند تا دم بکشد.  سپس  آن را  صاف کرده روزی  سه  بار،  هر بار  به میزان یک فنجان مصرف می‌کنند (http://www.irteb.com/herbal/Diuretic.htm). با این حال به دلیل  وجود  مواد سمی  در   این  گیاه،    در    پزشکی    به‌ندرت    برای    ساخت   دارو استفاده می‌شود (http://en.wikipedia.org/wiki/Ilex_aquifolium).

 

آفات و بیماری‌ها

خاس گیاه مقاومی است و اغلب به آفت یا بیماری مبتلا نمی‌شود (روحانی، 1384).

 

زادآوری

خاس را می‌توان با بذر و پیوند و قلمه تکثیر کرد. بذر آن را یک سال در لایهٔ ماسه می‌گذارند و سپس در مهرماه کاشته می‌شود. زمان مناسب برای پیوند، اسفندماه است. قلمه‌گیری از شاخهٔ جانبی نیمه‌رسیده با پوست ساقه (قلمهٔ پاشنه‌دار) انجام می‌شود و آن را در اسفندماه در شاسی گرم می‌گذارند. نهال آن در اردیبهشت یا شهریور کاشته می‌شود (شیبانی، 1376). اگر جای کافی برای کاشت درخت نر و ماده نباشد بهتر است چند شاخهٔ نر به پایهٔ ماده پیوند زده شود (روحانی، 1384). 

 

 

 

منابع

  1- بوداغی، عیسی و غلامحسین نوراللهی، 1380، محصولات فرعی جنگلی و مرتعی نیم‌رخ شمالی البرز، سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، معاونت امور جنگل‌های شمال، دفتر صنایع چوب و بهره‌برداری، نشریۀ شمارۀ 203، 246ص.

  2- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

  3- روحانی، غزاله، 1384، راهنمای انتخاب و داشت درختان زینتی در فضای سبز، آییژ، چ 1، 182 ص.

  4- شیبانی، حسین‌علی و علیرضا میربادین،1376، مشخصات کاربردی درختان و درختچه‌های مناسب فضای سبز، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین، چ 1، 214 ص.

  5- کیهانی، علی، 1363، فرهنگ مصور علوم طبیعی، پیروز، 593 ص.

  6- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

  7- معین ، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، 6جلد، چ 8، 106+5277+317+2351 ص.

8. http://en.wikipedia.org/wiki/Ilex_aquifolium

9. http://www.natureinthecity.org/coppermine/albums/userpics/10003/englishholly1.jpg

10. http://www.irteb.com/herbal/Diuretic.htm



 
یاسمن زرد
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩  

 

نام علمی:

Jasminum fruticans L. 1753

Jasminum syriacum Boiss. & Gaill. 1859

 

نام انگلیسی:

Jasmine, makebate, shrubby jasmine, yellow jasmine

نام‌های دیگر: یاس زرد (جنگل‌های شمال)، شِوِران (اَرَسباران/آذربایجان شرقی)

 

یاسَمَن زرد درختچه‌ای است همیشه سبز و راست (ایستاده) از تیرهٔ زیتون (Oleaceae) که بومی نواحی مدیترانه‌ای است و در اغلب جنگل‌های شمال ایران و در ارتفاعات میانی، در دره‌های هراز و چالوس و رودبار و لوشان و ارسباران دیده می‌شود و تا ارتفاع 2000 متری از سطح دریا بالا می‌رود و حتی در کتل تک چنار در خراسان و دربند تهران نیز دیده می‌روید.

برگ: متناوب، سه برگچه‌ای، به‌ندرت ساده؛ برگچه‌: واژ سرنیزه‌ای یا بیضوی به طول 1- 2 سانتی‌متر؛ گل‌آذین: گرزن انتهایی با 2- 5 گل؛ کاسهٔ گل: 4- 5 لَپی با لَپ‌های درفشی؛ جام گل: زرد قیفی شکل به طول 1- 2 سانتی‌متر. گل‌ آن در اواخر اردیبهشت ماه باز می‌شود. میوهٔ آن سته سیاه رنگ است و در پاییز می‌رسد.

 

پراکنش

ایران: گرگان (رادکان، اغلبِ ارتفاعات میان بند و تا حدی مرتفع جنگل‌های مخروبه)، مازندران (درهٔ چالوس، درهٔ هراز، کُجُور، اغلبِ ارتفاعات میان بند و تا حدی مرتفع جنگل‌های مخروبه)، گیلان (رودبار، بین لوشان و گردنهٔ کوهین)، آذربایجان شرقی (کَلیبَر، بین کَلیبَر و خدا آفرین)، خراسان (کتل یک چنار)، تهران (دربند).

جهان: سراسر نواحی مدیترانه‌ای، قفقاز، ایران، ترکمنستان.

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌ الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

2- مظفریان، ولی ‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

3. http://jeantosti.com/fleurs5/jasmin1.jpg



 
رازک
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  

 

نام علمی:

Humulus Lupulus L. 1735

نام انگلیسی:

Common hop, hop, wild hop, European hop

نام‌های دیگر: رَزَک، حشیشة الدینار، جنجل، همل، گُلِ خِمِل.

رازَک پیچکی است از تیرهٔ شاهدانه (Cannabaceae) که در جنگل‌های هیرکانی در شمال ایران و همچنین اروپا و آمریکای شمالی به صورت خودرو می‌روید و از درختان جنگلی بالا می‌رود.

برگ‌های آن پنجه‌ای و متقابل و مرکب از 3 تا 5  قسمت دندانه‌دار و شبیه برگ مو است و سطح آن را موهای قلابی شکل و زبر فرا گرفته است. گل‌هایی معطر و شبیه رایحهٔ سنبل الطیب با طعم تلخ و سوزنده و گرم دارد. رازک گیاهی دوپایه و برگه‌های گل مادهٔ آن دارای لوپولین (Lupulin) و دارای خاصیت مسکن است. در شمال کشور و در مصارف روستایی و سنتی گاهی به خمیر نان اضافه می‌شود.

 

 

 

منابع

1- آریانپور کاشانی، عباس و منوچهر آریانپور کاشانی، 1373، فرهنگ دانشگاهی انگلیسی- فارسی، امیر کبیر، چ 13، 2 جلد، 2584 ص. 

2- ثابتی، حبیب‌ الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

3- مظفریان، ولی ‌الله، 1377، فرهنگ نام‌های گیاهان ایران، فرهنگ معاصر، چ2، 12+69+671 ص.

4- معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی (فرهنگ معین)، امیرکبیر، چ 8، 6جلد، 106+5277+317+2351ص.

5. http://en.wikipedia.org/wiki/Humulus_lupulus 



 
ازملک
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸  

نام علمی:

Smilax excelsa L. 1758

نام انگلیسی:

Rough bindweed, prickly ivy, bindweed

نام‌های دیگر: اَزمَلَکی (لاهیجان، تنکابن، رودسر)، شِنگیله (آستارا)، کُفُله‌بُر (کرگانرود)، والی‌گیلی (بندر‌انزلی)، تَمیس، کامپوره (اطراف رشت)، سِکلیم (نور، کجور، آمل)، بالیکا (دُرفَک)، لَم (بهشهر)، مِلاش (ساری)، وِرگِلام (میان‌دره)، تِلی (چالوس)، شات‌دانه (دیلمان)، کُلکادانه (بعضی مناطق گیلان).

 

اَزمَلَک درختچه‌ای تک‌لپه‌ای و پیچنده با ساقه‌های خاردار و بومی جنگل‌های ایران و قفقاز است. این گونه در تمام جنگل‌های شمال تا میان‌بند وجود دارد و اغلب، جنگل‌های مخروبه را اشغال می‌کند و از درختان بالا می‌رود. پیچیدن ازملک به دور یقه و ساقه و شاخهٔ درختان جوان ممکن است باعث ضعیف‌شدگی یا از بین رفتن گیاه شود. این درختچه دارای دانه‌های سرخ‌رنگ زیباست و جنگل‌نشینان شمال آن را مخلوط با سقز مصرف می‌کنند.

نام جنس ازملک از واژهٔ یونانی smile به معنای سوهان گرفته شده که به علت خاردار بودن آن است.

گیاه‌شناسی

شاخه‌ها به طول 2- 3 متر. گیاه بدون کرک. برگ‌ها تا حدی چرمی، با دمبرگ کوتاه، قلبی پهن، به طول 4- 8 و به عرض 3- 7 سانتی‌متر، با سر «نوک کوتاه»، با رگبرگ‌های 3(5) تایی، اصلی‌ها موازی و فرعی‌ها نازک مشبک، بدون خار. ازملک از معدود تک‌لپه‌ای‌هایی است که برگ آنها مانند دولپه‌ای‌ها رگبرگ منشعب دارد.

گل‌ها در گل‌آذین چتری دمگل‌آذین‌دار، دمگل‌آذین‌ها به طول 10- 20 میلی‌متر، دمگل‌ها به طول 5- 8 میلی‌متر. قطعات گلپوش، سبز شونده به طول 7- 8 میلی‌متر،. میله‌ٔ پرچم‌ها بسیار کوتاه، کیسه‌های بساک دوقلو.

 

پراکنش

استان گلستان: بندرگز

استان مازندران: کره‌سنگ در دره هراز، گلندرود، کُجُور (بین کینج و دشت‌نظیر)، بابل، نوشهر، 45 کیلومتری غرب محمودآباد، 64 کیلومتری شرق چالوس.

استان گیلان: 20 کیلومتری جنوب‌شرقی هشت‌پر، بین رضوان‌شهر و اَسالِم، نزدیک رودبار در درهٔ سفیدرود، رشت، لاهیجان، بین فومن و ماسوله، بین رشت و لاهیجان، 30 کیلومتری جنوب آستارا.

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب‌الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

2- قهرمان، احمد، 1378، گیاه‌شناسی پایه، دانشگاه تهران،چ4، 2جلد، 539+492ص.

3- مظفریان، ولی‌الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

 



 
شمشاد
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸  

 

نام علمی:

Buxus hyrcana Pojark

 .Buxus sempervirens auct non L=

نام انگلیسی:

box, box tree, garden edging box

نام‌های دیگر: شُومْشاد، کیش، شوشار، شیشار، شار، شَر، شَهر، کَتْم، قَتْم، بَقْش، بقس، عَشَق، شجرة البَقْس

شمشاد درختی است از تیره شمشاد (Buxaceae) که بومی و انحصاری جنگل‌های شمال ایران است.

 

گیاه شناسی

درختی به ارتفاع تا 10 متر، با شاخه‌های با زاویه راست گسترده یا کم و بیش خمیده یا درختچه‌ای کم و بیش مرتفع.

برگ‌ها متقابل، چرمی، بدون دندانه، به طول 24- 35 به عرض 10- 14 میلی‌متر، سرنیزه‌ای، در نیمه پایین پهن‌تر، به طرف انتها باریک شده، با نوک تا حدی کند یا گرد، با دو سطح سبز تیره، در کل روی سطح بالایی درخشان.

گیاه یک پایه با گل‌هایی در گویچه‌های محوری متشکل از گل‌های ماده انتهایی و گل‌های نر چندتایی در محور برگ‌ها، گل‌های نر با 4 کاسبرگ، 4 پرچم و بقایای مادگی، بدون گلبرگ، گل‌های ماده با گلپوش نامشخص اما با برگک‌های مارپیچی، خامه‌ها کوتاه، دائم، کلاله دو لپی. میوه کپسول شکوفای شیاری. دانه‌ها کارنکول‌دار (مظفریان، 1383).

 

 پراکنش

شمشاد، خاص جنگل‌های شمال ایران است و در مناطق مختلف استان‌های گیلان و مازندران و گلستان می‌روید. اوج رویش آن در نوشهر و اسالم است. با این حال در ترکمنستان نیز دیده می‌شود (مظفریان، 1383).

این گونه از درختان همیشه سبز ساحلی است و در قسمت‌های پایین و کم ارتفاع جنگل‌های شمال می‌روید. در جلگه‌های خزر تا ارتفاع 1100 متری سطح دریا، در جنگل‌های نور بالا می‌رود و از آستارا تا میان دره گرگان امتداد دارد (ثابتی، 1382).

 

بوم شناسی

شمشاد گونه‌ای است گرما دوست و سایه پسند که به تغییرات وارد شده به اکوسیستم، حساسیت بالایی دارد (اسد اللهی، 1382). این گونه، جنگل‌های انبوه جلگه‌ای تشکیل می‌دهد و گاهی هم زیر اشکوب جامعه‌های بلندمازو و شب خسب[1] و افرا می‌گردد (ثابتی، 1383).

شمشاد همچنین با نمدار، ازملک، زنگی دارو تشکیل جامعه می‌دهد و در پدیده‌ای نادر در جنگل «لیر سر» تنکابن با گونه راش، جامعه ایجاد کرده است (اسداللهی، 1382).


 

 

پاورقی

 

1- دردهه‌های اخیر، ابتلای شب خسب به قارچ   Fusarium oxysporum باعث نابودی بسیاری از پایه‌های این گونه شده است.

 

 

 

 

منابع 

 

1- اسداللهی، فرهنگ، 1382، جامعه شناسی گیاهی، جزوهٔ دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نوشهر و چالوس،23+15+6+37+7 ص.

2- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

3- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

۴- http://www.trees-online.co.uk/images/box-hedging-buxus-sempervirens-288.jpg

 

 

 

 

 

 



 
زربین
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸  

 

 

نام علمی:

Cupressus sempervirens L. var. horizontalis (Mill.) Gord

= Cupressus horizontalis Mill.

نام انگلیسی:

horizontal cypress, male spreading cypress tree

نام‌های دیگر: سور [sowr]، سُر، سُورْش، وُهْل، اُهْل، سَلْم

زَرْبین درختی است سوزنی برگ از تیرهٔ سرو (Cupressaceae) که به دلیل ارزش‌های زینتی و صنعتی، به طور فراوان در جنگل‌کاری‌ها استفاده می‌شود.

 

گیاه‌شناسی

درختی مرتفع تا 50 متر. شاخه‌ها در برش عرضی چهارگوشه، به صورت افقی قرار گرفته.

برگ‌ها فلسی هم‌پوش متقابل متلاقی، در انتهای شاخه‌چه‌ها، در سطح پشتی با کرکهای غده‌ای بیضوی باریک، گل‌ها یک جنسی. مخروط‌های نر استوانه‌ای، انتهایی به طول تا 7 میلی‌متر، قطر تا 2 میلی‌متر، با فلس‌های 10- 15 تایی، مخروط‌های ماده چوبی شونده با فلس های 6-12 تایی، سپری، در حالت رسیده با دانه‌های کمابیش کروی، به قطر تقریبی 5/2 سانتی‌متر؛ فلس‌ها نامنظم و در میانه کوهان‌دار. تخمک‌ها در قاعده فلس‌ها به صورت چند ردیفی. دانه‌ها بالدار و در حالت رسیده پراکنده شونده (مظفریان، 1383).

تنهٔ آن راست و شیاردار و پوست آن نازک به رنگ قهوه‌ای روشن مایل به خاکستری است. شاخه‌های آن اغلب به طور افقی و یا مایل قرار گرفته و تاج درخت را مخروطی شکل ساخته است.

چوب درخت زربین مانند چوب سایر درختان سوزنی برگ، صمغی و معطر است و مقاومت زیادی در برابر رطوبت دارد. رنگ آن سفید شکری مایل به قهوه‌ای و سبک وزن است و قفسه‌هایی که از آن ساخته می‌شود، مانعی در برابر حملهٔ بید و آفات دیگر به لباس‌های پشمی است (ثابتی، 1382).

 

پراکنش

سرو زربین گونه‌ای است مدیترانه‌ای، با گسترشگاه وسیع اما گسسته و هر کدام به وسعت کم. برخی از مؤلفان، منشأ آن را ایران و افغانستان می‌دانند. فسیل‌هایی از سرو زربین در دوران سوم یافت شده و به گواهی آثار متعدد، چوب این درخت در عهد عتیق به فراوانی به مصرف رسیده و براثر مداخلات انسان، صدمات فراوان دیده و رو به انقراض گذاشته است.

این گونه، در ایران، آسیای صغیر، قبرس، یونان، شمال آفریقا (مغرب، تونس، لیبی) به طور طبیعی می‌روید. جنگل زربین تونس در مجاورت ماکتار واقع و به صورت منحطی درآمده است، اما در کشور مغرب (مراکش)، در رشته کوه اطلس کبیر، در دره‌های مرتفع نفیس یا اغبر، در وسعتی حدود  6000 هکتار  و  در  ارتفاعی  از  1100  تا  2000  متر، در فاصلهٔ رویشگاه طبیعی بلوط همیشه سبز (Quercus Ilex L.) و «سرو بندبند» (Callitris articulate Vahl.- Murb.) مشاهده می‌شود و کارشناسان جغرافیای گیاهی بر این عقیده‌اند که در آغاز دورهٔ تاریخی، در شمال آفریقا نقش جنگلی مهمی داشته است.

در ایران، در شمال کشور، حسن‌آباد چالوس، رودبار، منجیل، دیلمان، پل زغال، زرین گل، علی‌آباد کتول، رامیان، اِشکوَر (تا ارتفاع 1300 متر)، همچنین در ارسباران، بهبهان، فیروزآباد، دامنه کوه تفتان، در زوآب و امامزاده عبدالله (باغملک، خوزستان) به صورت خودرو یافت می‌شود (جزیره‌ای، 1381).

 

 

منابع

 

1- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

2- جزیره‌ای، محمد حسین، 1381، جنگل‌کاری در خشکبوم، دانشگاه تهران، چ2، 458 ص.

3- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

۴- http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b1/Med_Cypress.jpg

 



 
بلندمازو
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸  

نام علمی:

Quercus castaneifolia C.A.Mey. subsp. castaneifolia

= Quercus Aegilops L. var. castaneifolia (C.A.Mey) C. koch

= Quercus Sintenisiana O. Schwarz

= Quercus castaneifolia C.A.Mey. subsp. eu-castaneifolia A.Camus

= Quercus castaneifolia subsp. subrotundata Djavanchir

= Quercus castaneifolia subsp. triangularis Djavanchir

= Quercus castaneifolia subsp. undulata Djavanchir

= Quercus castaneifolia subsp. incurvata Djavanchir

 

نام انگلیسی:

chestnut-leaved oak

نام‌های دیگر: مازو، میزی، موزی، سیاه مازو، اِشپَر، پالُوط، مایزُو

بلندمازو درختی است از تیره راش (Fagaceae) که در جنگل‌های قفقاز و خزری دیده می‌شود. این گونه در جنگل‌های شمال از جلگه‌های ساحلی دریای خزر تا ارتفاعات بالا و از جنگل‌های گلی داغ و گلستان و گردنهٔ چناران تا آستارا کشیده شده است و جامعه‌هایی خالص و یا آمیخته با ممرز تشکیل می‌دهد و در مینودشت، تا ارتفاع 2100 متری از سطح دریا بالا رفته است (ثابتی، 1382).

 

گیاه شناسی

درختی مرتفع به بلندی تا 50 متر، با پوست شیاردار خاکستری تیره. شاخه‌های جوان کرکدار، به سرعت بدون کرک شونده. جوانه‌ها کوچک، تخم‌مرغی، نوک کند، کرکدار، گوشواره‌ها بلند، خطی، کرکدار، پایا.

برگ‌ها نازک، مستطیلی ـ بیضوی، با قاعده گرد یا گوه‌ای، به طول 7- 18 به عرض 3- 4 سانتی‌متر، در سطح زیرین سبز ـ خاکستری، پوشیده از کرک‌های ستاره‌ای، گاهی بدون کرک شونده، پهنک دندانه‌دار، با دندانه‌های 7-12(14) جفتی، درشت نوکدار؛ رگبرگ‌های فرعی در تمام دندانه‌ها تا رأس دندانه نوک تیز کوتاه ادامه می‌یابد؛ دمبرگ به طول 1- 5/1(2) سانتی‌متر.

گل آذین دم گربه‌ای نر به طول 4- 10 سانتی‌متر، محور گل آذین کرکدار. گل پوش با بریدگی‌های نه چندان عمیق 3- 5 تایی. پرچم‌ها 4- 6 عدد. گل‌های ماده منفرد یا کم، با محور کوتاه، خامه‌ها کوتاه خطی، پیاله به قطر 5/1- 5/2 سانتی‌متر، تا حدی کروی یا نیم کروی، با فلس‌های در بیشتر طول باریک و تخت گون، برگشته، به ندرت بسیار کوتاه و تخت یا فشرده. میوه بلوطی به طول 2- 5/3 سانتی‌متر (مظفریان، 1383).

در پایین تنه بلندمازو در درختان کهن سال، گورچه‌هایی ظاهر می‌شود و مقطع تنه را سینوسی شکل می‌سازد (ثابتی، 1382). ریشهٔ عمیق دارد و پوست آن در سنین بالا، شکاف‌های طولی و عرضی عمیق پیدا می‌کند (ملکی، 1379).

 

 پراکنش

گلستان: مینودشت، رباط قُزلُق، نزدیک گنبدکاووس، علی‌آباد، ارتفاعات کنار رودخانه قُزلُق، شاه‌پسند، نزدیک بهشهر، گرگان، ساحل دریای خزر، لُوِه، پارک گلستان، کوه حاجی‌لَر، نزدیک بندرگز، بین گرگان و زیارت، رادِکان.

مازندران: بین ساری و بهشهر، کُجُور، بین زانُوس و کینْچ، بین کینْچ و دشتِ نظیر، بین گَدُوک و عباس‌آباد، شرق چالوس، نوشهر، نکا، کره سنگ، بین بابلسر و نوشهر.

گیلان: هَرزَویل نزدیک منجیل، نزدیک لاهیجان، بندر انزلی، جنوب هشتپر، جنگل‌های تالش، 20 کیلومتری شرق آستارا، بین آستارا و اردبیل، بین لاهیجان و چالوس (مظفریان، 1383).

 

بوم‌شناسی

بلندمازو درختی نورپسند و طالب خاک‌های آهکی و عمیق است و در برابر سرما مقاومت زیادی دارد (ملکی، 1379). به طور کلی بلوط‌ها خاک‌های عمیق و سنگین و غنی از آب را می‌پسندند. بلندمازو  اغلب در زمین‌هایی با شیب کم یا مسطح می‌روید (حبیبی کاسب، 1371).

 

کاربردها

پوست تنه درخت بلندمازو، حتی برگ آن دارای مقدار زیادی تانَن1 است و به مصرف چرم‌سازی می‌رسد. میزان تانن آن در فاصله 8- 25 سالگی، در حدود 16 درصد است.

چوب بلندمازو سخت و محکم و نفوذ ناپذیر است و برای تهیه تخته بشکه به کار می‌رود. در مصارف روستایی برای ساختن در و پنجره و ستون و تیر ساختمان و همچنین در ساختمان کَندُوج (انبار برنج) و تهیه لَت برای پوشش خانه‌های روستایی مصرف می‌شود (ثابتی، 1382). از چوب آن همچنین برای کشتی‌سازی و تأسیسات آبی و ساخت تراورس و پارکِت استفاده می‌شود. بلندمازوهایی با دوایر سالیانه باریک که بافتی سست و سبک دارند، برای مبل‌سازی، نجاری، بشکه‌سازی، تهیه چوب معدن، تخته‌لَت و روکش‌سازی به کار می‌روند. چوب بلندمازو، نیمه سنگین تا سنگین با چگالی ۶/٠ تا ٩/٠ گرم بر سانتی‌متر مکعب و کمابیش ترد و نیمه سخت با قابلیت شکاف‌خوری خوب است. مقاومت طبیعی آن تا حدی زیاد و کار با آن آسان است (سلطانی، 1381).

 

 

پاورقی

[1] - تانَن (فرانسوی: (tannin, tannin: گروهی از مواد شیمیایی سمی یا غیرسمی فِنول‌دار که از گیاهان به دست می‌آیند و در چرم‌سازی و عکاسی و نساجی به کار می‌روند؛ مازو (انوری، 1382).

 

منابع

1- انوری، حسن،1382، فرهنگ فشرده سخن، سخن، چ1، 2جلد، 2704ص.

      2- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

3- حبیبی کاسب، حسین، 1371، مبانی خاک شناسی جنگل، دانشگاه تهران، چ1 ، 424ص.

4- سلطانی، مجتبی،1381، چوب شناسی، جزوهٔ درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 40ص.

5- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

6- ملکی، رضا، 1379، درخت شناسی1، جزوه تایپی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 80 ص.

  

 



 
انجیلی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸  

نام علمی:

Parrotia persica (DC.) C. A. Mey.

= Hamamelis persica DC.

= Parrotia siderodendron C. A.M.

نام انگلیسی:

Persian parrotia, ironwood tree

 

نام‌های دیگر: تُو، تُوی، تِفی، زُونْد، آسُوندار، دَمِرآغاجی، اَنْجُول، آقْچه قِیین، اُمْبُورْتِل، اُومْبُورْتِل

انجیلی درختی است از تیرهٔ انجیلی (Hamamelidaceae) که برگ‌های آن در پاییز، به رنگ‌های متنوع حنایی، سرخ، ارغوانی، جگری و نظایر آن در می‌آید و زینت بخش جنگل‌های شمال در فصل خزان است (ثابتی، 1382).

 

گیاه شناسی

درخت، گاهی درختچه‌ای، خزان کننده، به ارتفاع تا 15(25) متر، سراسر پوشیده از کرک‌های ستاره‌ای.

برگ‌ها متناوب شونده، به طول 5- 14 به عرض 3- 5/8 سانتی‌متر، بیضوی یا کم و بیش واژ تخم‌مرغی پهن، کمابیش نوک تیز، با قاعده‌ای گوه‌ای یا گرد یا به ندرت قلبی گون، چرمی با لبه موج‌دار و در نیمه بالایی موج‌دار- دندانه‌دار؛ رگبرگ‌های اصلی 6-8 جفت؛ دمبرگ‌ها به طول 2-6 میلی‌متر.

گل آذین با دمگل آذین کوتاه، سرسان، 2- 6 گلی، با برگه‌های گریبانی به طول تقریبی یک سانتی‌متر، در سطح داخلی ارغوانی شونده یا سبز شونده، در سطح خارجی با کرک‌های قهوه‌ای تیره، کاسه گل میانی (کمرین)، با 5-7 لَپ (Lobe) به طول حدود 5 میلی‌متر با شکاف‌های (بریدگی‌های) نامنظم، کیسه‌های بساک 5-7 تایی، به طول 4 میلی‌متر، نوک‌دار، شیاری شکوفا، با میله‌های پرچم طویل و آویزان، خامه‌ها 2 تایی، نازک، میوه کپسول چوبی؛ درون بر شاخی صاف؛ کفه‌ها دوتایی دو لپ. دانه‌ها  2 تایی، تخم مرغی- مورب، قهوه‌ای تیره، صاف، درخشان (مظفریان، 1383).

انجیلی دارای تنه‌ای با فرورفتگی‌ها و برجستگی‌های زیاد است. ساقه‌های آن نیز به یکدیگر جوش خورده تنه درخت را نامنظم‌تر می‌کند. ریتیدوم1 آن صاف است و به صورت صفحه‌ای از تنه جدا می‌شود. رنگ ساقه‌های جوان خاکستری است ولی در درختان کهن سال، به رنگ تیره و مفرغی در می‌آید.

این درخت تولید جست‌های ریشه جوش و تنه جوش می‌کند و در جنگل‌های شمال کشور به صورت دانه‌زاد و شاخه‌زاد دیده می‌شود. درختی است ناسوز و در برابر آتش بردباری دارد (ثابتی، 1382).

چوب آن به رنگ کرم مایل به صورتی است و درون چوب و برون چوب مشخص دارد. حدود حلقه‌های سالیانه انجیلی، کم و بیش مشخص و حدود چوب بهاره و تابستانه نامشخص است. پراکنده آوند است و آوندهای بسیار ریز دارد. پره‌های چوبی آن دیده نمی‌شود. در کل، چوب آن ساده و مات محسوب می‌شود (سلطانی، 1381).

 

 پراکنش

انجیلی بومی جنگل‌های شمال ایران و باقیمانده از دوران سوم زمین‌شناسی است (مظفریان، 1383). این درخت در آستارا و لنکران (جمهوری آذربایجان) و جنگل‌های شمال ایران، از سواحل آستارا تا گلی داغ انتشار دارد و از جلگه‌های ساحلی دریای خزر تا ارتفاعات میان بند امتداد می‌یابد. در کلاردشت تا ارتفاع 1400 متری از سطح دریا دیده می‌شود (ثابتی، 1382).

 

 بوم‌شناسی

درخت انجیلی تا حدی سایه پسند است و با خاک‌های آهکی سازگاری بیشتری دارد ولی در هر خاکی می‌روید.

مقاومتش در برابر خشکی و سرما زیاد است (ملکی، 1379).

 

کاربردها

چوب آن سنگین (چگالی ٨/٠ تا ٩/٠ گرم بر سانتی متر مکعب) و سخت و همگن است و مقاومت زیادی در برابر فشار دارد. خمش ‌پذیری آن متوسط و هم کشیدگی آن زیاد است و ترک‌های عمیق بر می‌دارد. کار با آن بسیار مشکل است ولی در برابر قارچ‌ها و حشرات مقاومت خوبی دارد. از چوب انجیلی در شمع معادن، چوب تونلی، پارکت‌سازی، فیبرسازی، تخته خرده سازی، خراطی، قرقره سازی استفاده می‌شود (سلطانی، 1381).

چوب درخت انجیلی سخت است و در شمال کشور به مصرف تهیه زغال و مصارف تونلی می‌رسد. جست‌های ساقه آن را که در شمال «شوش» می‌نامند، برای ساختمان‌های روستایی و زگالی به کار می‌برند. به علت سختی چوب، این درخت را در زبان‌های خارجی «چوب آهن» (iron wood) می‌گویند (ثابتی، 1382).

 

 

 

 

پاورقی

[1] - ریتیدوم (Rhytidome): پوشش ضخیم چوب پنبه‌ای و شیاردار ساقه که در اغلب موارد، چسبیده به ساقه باقی می‌ماند و به مرور ضخیم‌تر می‌شود. مردم عادی به آن پوست درخت می‌گویند (قهرمان،1378).

 

 

 

 

منابع

 

      1-  ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه‌های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

2- سلطانی، مجتبی،1381، چوب شناسی، جزوة درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 40ص.

3- قهرمان، احمد، 1378، گیاه شناسی پایه، دانشگاه تهران، چ 4 ،2جلد، 539+492ص.

4- مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه‌های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.

5- ملکی، رضا، 1379، درخت شناسی1، جزوه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 80 ص.

6- http://www.rbge.org.uk/assets/images/gardens/benmore/DSC_0126.jpg

 

 

 

 



 
راش
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸  

نام علمی:

Fagus orientalis Lipsky

= Fagus sylvatica L. var. macrophylla

= Fagus sylvatica L. var. asiatica DC.

= Fagus asiatica (DC.) Winkler

= Fagus macrophylla (Hohen.) Koidzumi

= Fagus Hohenackeriana Palib.

 

نام انگلیسی:

Oriental beech, beech, buch

 

نام‌های دیگر: اَلاش، آلاش، اَلُوش، اَلَش، راج ، چِلِر، چِلَر، چِلهَر، مِرس، ‌قِزِل آغاج، قزل گز، زان، بُشجیر، عیش السّیاح، شَجرة النَبَع، نَبَع

راش، درختی است از خانوادۀ راش (Fagaceae) که گسترش آن در ایران، از آستارا و طوالش و دیلمان تا کلاردشت و نور و کجور و گرگان است. در جنگل های نور تا ارتفاع 2000 متر بالا  می‌رود ولی در بعضی دره‌ها مانند درۀ نکا، تا دامنه‌های پایین بند و میان بند هم دیده می‌شود.



 
مَمرَز
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸  

 

 

 

نام علمی:

Carpinus betulus L

= Carpinus vulgaris Mill.

= Carpinus sepium Lam.

= Carpinus ulmifolia Salisb.

= Carpinus ulmoides S.F. Gray.

 

نام انگلیسی:

European hornbeam, hornbeam, horsebeech, white beech, yoke elm

 

نام‌های دیگر: جَلَم، کُرْزِل، تَغَر، تَغار، مَرِز، اُولاس، اُولَس، اُلَس، فاغ

 

مَمرَز از نظر تعداد و حجم، نخستین گونه جنگل‌های شمال است (رسانه و همکاران، 1380) و آن را از تیره غان (Betulaceae) یا از تیره فندق (Corylaceae) به شمار می‌آورند.

 

ویژگی های گیاه ‌شناختی

برگ: تخم ‌مرغی کشیده با قاعده‌ای گرد یا قلبی شکل و نوک تیز با دندانه‌های مضاعف، در حدود 6- 12 سانتی‌متر طول و 3- 6 سانتی‌متر عرض دارد و دمبرگ و پهنک آن صاف و بدون کرک است. تعداد رگبرگ‌های آن بین 10- 15 جفت است.

میوه: برگه‌های میوه ممرز در حدود 3- 5 سانتی‌متر طول دارد و دارای سه لَپ (Lobe) است. لَپ میانی آن بلند و کشیده و با نوکی گرد است و هر کدام رگبرگ میانی مشخصی دارند. فندقه‌های آن نیز پهن و تخم مرغی و بی‌کرک است (ثابتی، 1382).

چوب: از نظر چگالی، نیمه سنگین(D= 0.65- 0.80 gr/cm3) و از نظر سختی نیمه سخت تا سخت است. به دلیل هم‌کشیدگی زیاد، زود ترک می‌خورد. پرداخت آن تا حدی خوب است. مقاومت آن به ویژه در برابر قارچ زیاد است. در کل، دوام طبیعی متوسطی دارد ولی از نظر آغشتگی به مواد شیمیایی چوب مناسبی است و با راش رقابت می‌کند (سلطانی، 1381).

 

پراکنش

درخت ممرز از اروپا تا قفقاز و ایران و در مناطق مختلف جنگل‌های شمال، از جلگه تا ارتفاعات متوسط و میان بند و از اَرَسباران و آستارا تا گُلی داغ انتشار دارد. نمونه فوقانی آن در جنگل‌های نور و زرین‌گُل گرگان تا ارتفاع 1000 متری دیده می‌شود (ثابتی، 1382).

 

بوم‌شناسی

ممرز در خاک معمولی و هر نوع خاک که مقداری آهک داشته باشد می‌روید (شیبانی و میربادین، 1376). ممرز در جوانی گونه‌ای نیمه روشنی پسند است که در سنین بعدی به نور زیاد احتیاج دارد. با این حال روشنایی متوسط را تحمل می‌کند. در تابستان به رطوبت هوا و خاک زیاد احتیاج دارد. این درخت، خاک‌های خنثی (مول مزوتروف) را با ذخیره آبی کافی می‌پسندد، ولی خاک‌های سنگین را از جمله خاک‌های رسی و رسی- سیلیسی یا رسی- آهکی که از نظر عناصر معدنی غذا دهنده، غنی باشند نیز می‌پذیرد. ممرز از رطوبت خیلی زیاد خاک، گریزان است. در کل، اسیدیته زیاد خاک را تحمل نمی‌کند و به همین دلیل در جامعه‌های بلوط یا راش در حال تخریب، که اسیدیته خاک بالاست این گونه ناپدید می‌گردد. لاشبرگ ممرز به خوبی تجزیه می‌شود و گیاخاک مول بسیار خوبی تولید می‌کند و از این نظر بهترین گونه جنگلی است.

ممرز به پتاسیم و نیتروژن زیاد و به کلسیم خیلی زیاد در خاک احتیاج دارد (حبیبی کاسب، 1371). این درخت اغلب همراه با راش، تشکیل جامعه می‌دهد (شیبانی و میربادین، 1376).

 

کاربردها

چوب ممرز در مصارف روستایی کمتر استقبال می‌شود. تخته‌های لَت آن را برای پوشش سقف شیروانی منازل به کار می‌برند (ثابتی، 1382). همچنین از آن برای ساخت شمع معادن و تهیه زغال و تراورس استفاده می‌شود (سلطانی، 1381). از دیگر کاربردهای چوب ممرز تهیه خمیر کاغذ مقوا و ساخت کلید پیانو و دستۀ چکش است. از خود درخت نیز در فضای سبز استفاده می‌شود (شیبانی و میربادین، 1376).

 

 

 

 

منابع

1- ثابتی، حبیب الله، 1382، جنگل‌ها درختان و درختچه های ایران، دانشگاه یزد، چ3، 806+ 64 ص.

2- حبیبی کاسب، حسین، 1371، مبانی خاک ‌شناسی جنگل، دانشگاه تهران، چ1، 424ص.

3- رسانه، یدالله و همکاران،1380، بررسی کمی و کیفی جنگل‌های شمال کشور، مقالات همایش ملی مدیریت جنگل‌های شمال و توسعه پایدار، گستره، جلد 1، چ1، ص 55- 79.

4- سلطانی، مجتبی،1381، چوب شناسی، جزوۀ درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، 40ص.

5- شیبانی، حسین علی و علیرضا میربادین، 1376، مشخصات کاربردی درختان و درختچه‌های مناسب فضای سبز، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین، چ1، 214 ص.

 

 



 
صنوبر دلتوئیدس
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸  

 

 

صنوبر دلتوئیدس (صنوبر شرقی)

نام علمی: Populus deltoides Marsh.

تیره: بید (Salicaceae)

نام انگلیسی: eastern poplar, cottonwood, northern cottonwood

 

صنوبر دلتوئیدس (صنوبر شرقی) درختی است پهن برگ به ارتفاع تا 30 متر، با شاخه های گسترده و راست، مولد تاجی به نسبت پهن و تنک. شاخه ها کمی گوشه دار یا تا حدی استوانه ای. در شاخه های مسن تر اغلب با زاویه های مشخص، بدون کرک. جوانه ها مایل به قهوه ای، چسبناک. برگ ها دلتایی- تخم مرغی یا تخم مرغی پهن، نوک دار، با قاعده ای متمایل به قلبی تا سربریده و 2 یا 3 غده با لبۀ دندانه ای- کنگره ای درشت خمیده (کمانی)، در قاعده و رأس کامل، با مژه های متراکم، به طول 7- 12 سانتی متر و عرضی در همین حدود، فلس ها منقسم به لَپ های نخی شکل. پرچم ها 40- 60 تایی، کلاله ها 3- 4 تایی. گل آذین میوه دار به طول 15- 20 سانتی متر.

 

منبع: مظفریان، ولی الله، 1383، درختان و درختچه های ایران، فرهنگ معاصر، چ1، 1003+394+55 ص.



 
داغداغان، درخت صخره‌شکن جنگل‌های شمال
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦  

         

 داغداغان، با نام علمی Celtis australis  L درختی است از تیره نارون (Ulmaceae) که به میزان بسیار کم و پراکنده در سرتاسر جنگل‌های شمال دیده می‌شود.

این درخت توانایی رویش در ارتفاعات بالا و شرایط سخت را داراست و ریشه های قوی آن، در شکاف صخره‌ها نفوذ می‌کند و باعث متلاشی شدن آنها می گردد.

یکی از کارشناسان ارشد سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفتگو با ایرنا گفت: درخت داغداغان در دنیا ‪ ۶۰‬تا ‪ ۷۰‬گونه دارد.

"وحید شقاقی افضلی" افزود : داغداغان در آمریکای شمالی، جنوب شرقی اروپا، خاور دور، قفقاز، مناطق مدیترانه‌ای، شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا دیده می‌شود.

وی درباره داغداغان موجود در جنگل‌های شمال اظهار داشت: این گونه، بومی ایران و مناطق مدیترانه‌ای است و در ایران از نواحی جلگه‌ای تا ابتدای میان‌بند و به طور کلی تا حدی دور از ساحل انتشار دارد.

شقاقی ادامه داد: چوب داغداغان، صنعتی و دارای مصارف مختلف و خمش پذیر و "درون چوب" آن، نامشخص و به رنگ سفید تا خاکستری است.

این کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع خاطرنشان کرد: ارتفاع این درخت به ‪ ۲۵‬متر و قطرش به بیش از یک متر می‌رسد و دیر زیستی آن، گاه به هزار سال بالغ می‌شود.

وی یادآور شد : داغداغان، درختی نور پسند و گرما دوست و طالب خاک‌های عمیق و غنی است ولی در تمام خاک‌ها رشد می‌کند.

شقاقی اضافه کرد: این درخت دارای برگ‌های زبر و خشن و کاغذی، نامتقارن با نوک کشیده و روی برگ به رنگ سبز تیره و پشت آن نقره‌ای یا خاکستری است و لبه آن دندانه دارد.

کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع تصریح کرد: میوه شفت و گرد و خوردنی آن دارای دمگل بسیار بلند است که پس از رسیدن، سیاه یا قهوه‌ای تیره می‌شود.

به گفته شقاقی، درخت داغداغان بر روی خاک‌های واریزه‌ای و صخره‌ها نیز رشد می‌کند و ریشه‌های عمیق آن، در شکاف سنگ‌ها نفوذ و آن‌ها را متلاشی می‌کند.

وی گفت: به همین دلیل، به این درخت داغ - داغان گفته می‌شود که واژه‌ای ترکی و به معنای شکافنده و متلاشی‌کننده کوه (صخره) است.

این کارشناس ارشد جنگل با اشاره به این که گونه‌ای دیگر از داغداغان وجود دارد که به آن درختِ «تا» می‌گویند بیان داشت: این گونه با نام علمی Celtis caucasica  Willd در منطقه قفقاز، کشورهای ایران، افغانستان و هند گسترش دارد.

شقاقی اضافه کرد: درخت "تا" در نواحی خشک کوه‌های زاگرس و البرز در ارتفاع ‪ ۸۰۰‬تا ۲۶۰۰‪ ‬متر از سطح دریا دیده می‌شود.

وی درباره خصوصیات این گونه از داغداغان گفت: میانگین ارتفاع آن ‪۲۰‬ متر و کمتر از گونه قبلی است و برگی ریزتر با نوک کشیده و حاشیه دندانه‌ای دارد و میوه‌اش پس از رسیدن زرد رنگ می‌شود.

کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع توضیح داد: گونه دیگری از داغداغان در ایران وجود دارد که به آن "تایله" یا "تاووت" می‌گویند که درختی است کوچک به ارتفاع هفت متر و رویشگاه اصلی آن استان کردستان است.

به گفته او این گونه دارای برگ چرمی، خشن، کاغذی و لوزی شکل به رنگ سبز و روشن است و میوه آن پس از رسیدن نارنجی و گردآلود است.

کارشناسان جنگل می‌گویند: چوب درخت داغداغان، صنعتی است ولی مصارف روستایی آن به روشنی معلوم نیست. این درخت در اطراف امام‌زاده‌ها و گورها فراوان دیده می‌شود.

یکی از اعضای هیأت عملی دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس درباره داغداغان گفت: نخستین بار، این جانب به همراه آقایان زارع و رحمانی، جامعه داغداغان - شمشادستان را معرفی کردیم.

"فرهنگ اسداللهی" یادآور شد: این جامعه گیاهی در سال ۱۳۷۷ ‬در جنگل‌های مَزگاه در شرق نوشهر شناسایی شد و مساحت آن در حدود ۱۷۰۰ ‬هکتار است.

وی گفت: درختان شمشاد و داغداغان عناصر اصلی این منطقه را تشکیل می‌دهد و تاکنون چنین جامعه‌ای در جنگل‌های شمال ایران گزارش نشده است.

به گفته اسداللهی، بررسی جامعه گیاهی داغداغان - شمشادستان با هدف شناخت ترکیب اجتماع گیاهی و به روش "براون بلانکه" انجام شد.



 
نگاهی به درخت آزاد در جنگل‌های شمال
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦  

  

آزاد، با نام علمی Zelkova carpinifolia درختی کمیاب از تیره نارون (Ulmaceae) است که در سراسر جنگلهای شمال به صورت پراکنده می‌روید و درحدود یک درصد تعداد و حجم درختان منطقه را دربرمی‌گیرد.

این درخت، چوبی پرکاربرد دارد و برگ زرد رنگ آن، جلوه زیبایی را در فصل پاییز پدید می‌آورد.

یکی از کارشناسان ارشد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) درباره این درخت گفت: درخت آزاد، مختص مناطق جلگه‌ای و کم‌ ارتفاع تا میان‌بند است.

"وحید شقاقی افضلی" افزود: پایین‌ترین حد رویش آن در سواحل نوشهر و آستارا است و بالاترین آن در "گدُوک" مازندران و در ارتفاع ۱۳۰۰‬ متری به چشم می‌خورد.

وی باذکر این که درخت آزاد در جاده کندوان، در ارتفاعات بالاتر از این مقدار هم دیده می‌شود، گفت: این گونه جزو درختان بلند قامت است و ارتفاع آن به ‪ ۲۵‬ـ ‪ ۳۰‬متر و قطرش به بیش از یک متری می‌رسد.

شقاقی اظهار داشت: عمر درخت آزاد طولانی و پوست تنه آن، صاف و نقره‌ای تا خاکستری است که به صورت پلاک از تنه جدا می‌شود و جای آن نارنجی است.

کارشناس ارشد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری ادامه داد: چوب این درخت، صنعتی و قابل ارتجاع است که در ساخت در و پنجره، چانچو، مال بند گاو آهن و نجاری کاربرد دارد.

به گفته ‌او برگ این درخت، ریز، خشن، کاغذی و دندانه‌دار است و میوه فندقه کوچک آن، بدون واسطه به کنار برگ متصل می‌شود.

شقاقی افضلی بیان کرد: آزاد، درختی است نورپسند که طالب خاک های سبک و غنی و عمیق است و اغلب نواحی واریزه‌ای را می‌پوشاند و در بعضی از نواحی جلگه‌ای، توده‌های خالص تشکیل می‌دهد.

این کارشناس ارشد سازمان جنگلها و مراتع درباره تکثیر درخت آزاد یادآور شد: آزاد با بذر و جَست (ریشه جوش) زادآوری می‌کند.

وی ادامه داد: این گونه، به سرما مقاوم و به خشکی حساس است و در باغ های سلطنتی و حاکمان محلی استان گیلان، به دلیل داشتن تنه راست و برگ های زرد زیبا در پاییز، کاشته می‌شد.

بنابر آمار، در هر هکتار از جنگل های شمال، به طور میانگین دو اصله درخت آزاد با مجموع حجم ۸/۲ ‪  متر مکعب وجود دارد که در حدود نیمی از آنها دارای درجه کیفی سه هستند.

               

یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره این درخت به ایرنا گفت: آزاد، درختی کند رشد است و در جنگل‌کاری ها استفاده از آن متداول نیست.

"میثم میارعباسی" گفت: چوب این درخت ، قهوه‌ای مایل به نارنجی، نیمه سنگین، نیمه‌سخت و با دوام است و به علت داشتن رشته‌های پارانشیمی فراوان، خاصیت کش‌سان دارد.

به گفته او چوب آزاد، در صنایع مختلف و مصارف روستایی، کاربرد فراوانی دارد و در ساخت مبل، گاری، ابزار کشاورزی، چوب اسکی، پارو، راکت ورزشی، چرخ چوبی، پره آسیاب و بشکه استفاده می‌شود.

میارعباسی بیان داشت: تکثیر این درخت، بیشتر از راه بذر، در ماه های مهر و اسفند انجام می‌شود و خواباندن شاخه نیز معمول است ولی روش پیوندزدن چندان مرسوم نیست و فقط روی نارون، آن هم در بهار انجام می‌شود.



 
دارواش، مهم‌ترین گیاه نیمه انگل جنگل‌های شمال
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦  

                  

       دارواش، با  نام  علمی  .Viscum album L  درختچه ای  است  نیمه انگل  از  تیره دارواش  (Viscaceae ) که در جنگل های شمال ایران، بر روی تاج درختان مَمرَز و اُوجا و مَلَج و انجیلی و گاه، بید می روید. این درختچه همیشه سبز در جنگل های سردشت نیز انتشار دارد. 

یکی از پژوهشگران مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران در این باره به ایرنا گفت: گیاه انگل، گیاهی است که خودش قادر به تولید غذا نیست و از غذای دیگر گیاهان استفاده می‌کند.

"یوسف گرجی بحری" افزود: گیاه نیمه ‌انگل، با گیاه میزبان، حالت داد و ستد دارد و این را می ‌توان در گونه همیشه سبز "دارواش" مشاهده کرد.

وی درباره نحوه مواجهه با این گیاهان یادآور شد: ما نباید کاری به کار آنها داشته باشیم زیرا گونه‌ای مانند دارواش، برای درخت بی‌ضرر است و دامداران برای علوفه دام از آن استفاده می‌کنند.

این پژوهشگر اظهار داشت: تا به حال گزارش نشده است که دارواش به صورت آفت ظاهر شود و در کل ضرر خاصی برای جنگل ندارد.

گرجی با اشاره به این که دارواش اغلب در ارتفاعات پایین جنگل دیده می‌شود گفت: این گونه نیمه‌انگل روی درختانی همچون ممرز، بلوط، پَلَت، شیردار و توسکا قرار دارد. 

 کارشناسان می‌گویند: گیاهانی مانند موخور (چشم بلبلی) و دارواش، آب و بعضی مواد غذایی لازم را از میزبان خود به دست می‌آورند و رشد آن را کم می‌کنند. دارواش در قاره اروپا به درختان سیب و صنوبر و به خصوص تبریزی حمله می‌کند.

یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره دارواش گفت: این گیاه گل‌دار به درختان میوه و جنگلی حمله می‌کند و گاه روی یک درخت ‪ ۱۵۰‬ـ ‪ ۲۰۰‬عدد از آن دیده می‌شود.

"میثم میارعباسی" افزود: بر اثر رویش این گیاه، درختان ضعیف می‌شوند و میوه شان کاهش می‌یابد و پس از مدتی شاخه‌ها خشک می‌شود.

وی گفت: اغلب، در محل رویش دارواش روی درخت، برآمدگی بزرگی به وجود می‌آید. همچنین این گیاه در هنگام جوانه زدن، سم تولید می‌کند.

این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: این گیاه همیشه سبز، برگهای چرمی دارد و گل های نر و ماده آن از هم جدا هستند.

میارعباسی افزود: دارواش ریشه ندارد و با وجود داشتن کلروفیل و توانایی غذاسازی، با اندام مکنده خود، از گیاه میزبان هم استفاده می‌کند و آب زیادی احتیاج دارد.

وی اضافه کرد: برای مبارزه با خسارات این گیاه، باید از روش مکانیکی استفاده کرد یعنی شاخه‌های آسیب دیده به ویژه در درختان میوه، قطع شود.

به گفته میارعباسی، دارواش در جنگل های شمال ایران، بیشتر روی درختان انجیلی، ممرز، ملج و اوجا می‌روید و بذر آن از طریق باد یا پرندگان منتقل می‌شود.

این کارشناس ارشد جنگلداری گفت: دارواش اندام ‌مکنده خود را به آوند آبکش درخت میزبان متصل و از شیره پرورده آن استفاده می‌کند.

به گفته او جنگل‌نشینان، برگ این گیاه را در فصل زمستان به مصرف خوراک دام می‌رسانند ولی افزایش تعداد آن روی درخت، برای میزبان مضر است. 

       

 برخی تحقیقات نشان می‌دهد که حمله دارواش از میزان رشد سالیانه جنگل در هر هکتار ‪ ۱۹‬درصد می‌کاهد و اگر تعداد دارواش‌ها خیلی زیاد باشد، ممکن است موجب مرگ درخت شود.

به موجب بررسی های دکتر "محمد حسین جزیره‌ای " چهره ماندگار کشور، دارواش روی شاخه، به هر قطری و درخت به هر سنی مستقر می‌شود و حتی به درختچه ولیک نیز حمله می‌کند.

جزیره‌ای درباره مبارزه با گیاهان انگلی معتقد است: عملی‌ترین راه مبارزه با گیاهان انگل که به سهولت و سرعت از درختی به درخت دیگر منتشر می‌شوند، بریدن درخت است.

بنابر اظهار این استاد برجسته جنگل، در ایران هنوز به اثر نامطلوب گیاهان انگل و نیمه‌انگل، چندان پی برده نشده و از این رو برای برانداختن آنها هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

در جنگل های ‪ ۱/۸‬میلیون هکتاری شمال در حدود ۱۶۰۰ ‬گونه گیاهی شناسایی شده که فقط تعداد اندکی از آنها انگل یا نیمه‌انگل محسوب می‌شود.



 
نَمدار، درخت معطر جنگل‌های شمال
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦  

برخلاف تصور بسیاری از مردم که گل‌های زیبا و معطر را مختص بوته‌ها و درختچه‌ها می‌دانند، در جنگل‌های شمال ایران، درختی بزرگ به نام نَمدار وجود دارد که عطر گل‌های زرد رنگ آن، زنبور عسل را به خود جلب می‌کند.

نمدار، با نام علمی Tilia platyphyllos Scop. subsp. caucasia (Rupr.) Loriaدرختی از تیره نمدار (Tiliaceae) است که باوجود گسترش زیاد، در جنگل‌های شمال، هنوز ارزش‌های زیبا شناختی آن بی‌استفاده مانده است . این در حالی است که در کشورهای اروپایی، نمدار حتی در پارک ها و حاشیه خیابان ها کاشته می‌شود. نمدار از نظر حجم، هفتمین گونه جنگل‌های شمال است.

رئیس گروه تولید نهال دفتر جنگل کاری و پارک های جنگلی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: نمدار در سرتاسر جنگل‌های شمال از جلگه تا ارتفاعات و ازشرق تاغرب می‌روید.

"علی محمد پورعسکری" در گفتگو با ایرنا افزود: این درخت، نیمه سایه ‌پسند است و در دامنه‌های غربی و شمالی جنگل‌های شمال، بیشتر دیده می‌شود.

وی ادامه داد: بذر نمدار مانند گونه وَن، دوره خواب دارد و یک سال در خواب می‌ماند و در سال بعد سبز می‌شود که با روش‌هایی می‌توان از مشکل‌زا شدن این ویژگی جلوگیری کرد.

این کارشناس توضیح داد: یک روش این است که بذر را به جای اواخر شهریور، در اواخر مرداد که نارس است بچینیم و در همان زمان بکاریم.

پورعسکری افزود: راه دیگر آن است که در سال هایی که بذر دهی فراوان است، بذرهای مازاد را در میان لایه‌های ماسه و درون جعبه‌هایی نگهداری کنیم که در این حالت، تا یک سال می‌توان بذر را نگه داشت.

رئیس گروه تولید نهال دفتر جنگل کاری و پارک های جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع تأکید کرد: در مجموع تولید نهال نمدار به دلیل داشتن دوره خواب و نیز پوکی خیلی از بذرها، کم است.

وی ادامه داد: تعداد بذر نمدار در هر کیلوگرم ‪ ۱۰‬هزار عدد است و برای تکثیر، در خزانه کاشته و سپس به صورت «ریشه لخت» به عرصه منتقل می‌شود.

پورعسکری افزود: نهال نمدار را در اکثر مناطق می‌توان کاشت ولی تولید نهال باید از بذرهای به دست آمده از همان منطقه باشد تا ناسازگاری به وجود نیاید.

این کارشناس جنگل، کاشت نهال نمدار را به صورت آمیخته، کُپه‌ای و ردیفی ذکر کرد و گفت: این گونه تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا کاشته می‌شود و تا حدی رطوبت پسند است.

به گفته او، در کشور ترکیه نمدار در حاشیه بسیاری از خیابان‌ها کاشته می شود و مانند برخی دیگر از گونه‌های جنگلی، همچون ون، بلوط، انجیلی و داغداغان برای فضای سبز، مناسب است.

پورعسکری، این ایراد را که ارتفاع زیاد درخت نمدار باعث برخورد شاخه‌های آن به سیم‌های برق و خانه‌های مردم در طبقات بالامی‌شود، ناوارد دانست و گفت: این درخت، به اندازه چنار است و چنین اشکالاتی در مورد چنار هم وجود دارد ولی کاشته می‌شود.

رئیس گروه تولید نهال دفتر جنگل کاری و پارک های جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: برگ نمدار، مطلوب دام است و برای همین بسیاری از پایه‌های آن در مناطق جلگه‌ای نابود شده‌است.

این کارشناس جنگل تصریح کرد: میانگین رشد قطری نمدار نیم سانتی‌متر و رشد ارتفاعی آن ‪ ۶۰‬سانتی متر در سال است و به دلیل داشتن چوب مرغوب و زیبا و خوش کار، زیاد قاچاق می‌شود.

پورعسکری با بیان اینکه تلفات نهال‌های نمدار در جنگل کاری‌ها، در حد متعارف یعنی ‪ ۱۰‬درصد است افزود: فاصله کاشت نهال‌های این گونه ‪ ۲‬در‪ ۲‬متر است و اغلب در پایین بند و میان بند کاشته می‌شود.

          

به گفته کارشناسان جنگل، ارزشمندی‌های نمدار در چوب مرغوب و گل‌های معطرش خلاصه نمی‌شود. بلکه خواص دارویی هم دارد و از این نظر جزء گیاهان دارویی جنگل‌های شمال محسوب می‌گردد.

کارشناس محصولات فرعی جنگل و مرتع در این ‌باره گفت: گل آذین نمدار دارای اسانسی است که براثر تقطیر با آب، از آن به دست می‌آید.

"عیسی بوداغی" یادآور شد: علاوه بر داشتن تانَن و موسیلاژ و قند، ضد تشنج و آرام‌کننده است.

وی ادامه ‌داد: اسانس آن با داشتن اثرکاهش ‌دهنده گلبول‌ها و کم‌کننده حالت چسبندگی و قابلیت انعقاد خون، باعث رقیق شدن خون و کاهش آن در عضو بر افروخته می‌شود.

این کارشناس اظهارداشت: دم کرده گل نمدار به صورت غرغره برای رفع ‌التهاب مخاط دهان مفید است و چوب قسمت سطحی آن، مجاری عروق خونی قلب را باز می کند و برای درمان آنژین صدری کاربرد دارد.

بوداغی تأکید کرد: استحمام در وان محتوی دم کرده گل نمدار و آب گرم، ضد تشنج و محرک و آرامش بخش است.

یکی از کارشناسان جنگل کاری سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور درباره نمدار گفت: این گونه علاوه بر جنگل‌های شمال، در جنگل‌های اَرَسباران، واقع در آذربایجان‌شرقی هم دیده می‌شود.

"وحید شقاقی افضلی" افزود : نمدار، اغلب در حاشیه دره‌های خشک و مرطوب و زهکشی شده می‌روید و گاه، در اطراف دره‌ها به صورت نوار خالص دیده می‌شود.

وی ادامه داد: پوست تنه آن در درختان جوان، صاف و خاکستری ودرختان مسن، تیره رنگ و دارای سوراخ‌های مشخصی است.

این کارشناس ارشد اظهار داشت: گل نمدار، زرد رنگ است و دمگل بسیار بلندی با یک برگه دارد و عسل خوبی از گل‌های معطر آن به دست می‌آید.

شقاقی گفت: این گل خاصیت دارویی دارد که به صورت دم کرده مصرف می‌شود و در اروپا، با نام "چای زیزفون " طرفداران زیادی دارد.

کارشناس ارشد جنگل کاری سازمان جنگل‌ها و مراتع تصریح کرد: به دلیل معطر بودن گل‌ها، نمدار در حاشیه پارکها و خیابان‌های کشورهای اروپایی کاشته می‌شود.

به گفته او، چوب آن از نظر صنعتی و تجاری، خیلی با کیفیت است و در مصارف روستایی، برای ساخت طَبَق، چمدان، صندوق، ستون خانه و کندوی زنبور عسل استفاده می‌شود.

شقاقی افزود: نمدار به اسیدیته خاک، چندان حساس نیست و تولید نهال آن از ابتدای شروع جنگل کاری در جنگل‌های شمال در ‪ ۴۰‬سال قبل، مورد توجه بوده است.

وی خاطرنشان کرد: اکنون نیز این گونه در جنگل کاری‌های استفاده می‌شود ولی چون قوه نامیه بذر آن کم است، تکثیر آن مشکلاتی دارد.



 
بارانَک، خاویار جنگل‌های شمال
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦  

    

بارانک با نام علمی Sorbus torminalis درختی است از تیره گل سرخ (Rosaceae) که در ایران، از جنگل‌های اَرَسباران در آذربایجان شرقی تا جنگل‌های گرگان پراکنده ‌است. ارتفاع آن به ‪ ۳۵‬متر و قطرش به نیم مترمی‌رسد و از گونه‌های کمیاب جنگل‌های شمال محسوب می‌شود.

کارشناسان در گفتگو با ایرنا اظهار داشتند: بارانک گونه‌ای ارزشمند و تأثیر گذار در ترکیب و تنوع عناصر رویشی جنگل‌های خزری است که می‌تواند جایگاه ویژه‌ای از نظر تولید چوب با ارزش و کیفی به خود اختصاص دهد.

این گونه از جنبه زیبایی شناختی جلوه درخور تحسینی را درفصول مختلف سال به جنگل می‌دهد و درختی مناسب برای احیاء و توسعه عرصه‌های جنگلی تخریب یافته است.

چوب بارانک در اروپا قیمت بالایی دارد و هر متر مکعب گرده بینه آن در فرانسه، تا ‪ ۵۰‬هزار فرانک فروخته می‌شود و به همین دلیل به آن "خاویار جنگل" لقب داده‌اند ولی در ایران تا حدی ناشناخته است.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندرن درباره این درخت به ایرنا گفت: بارانک از میان بند تا بالابند دیده می‌شود و شباهت زیادی به درخت اَلَندَری دارد و تشخیص آنها مشکل است.

"عباس تقی‌پور" افزود: بارانک در خاک های نیمه غنی می‌روید و مقطع عرضی تنه‌اش اغلب سینوسی شکل است و تا ارتفاع ۲۷۰۰ ‬متر از سطح دریا دیده می شود.

وی تصریح کرد: این درخت، میوه‌ای خوراکی و شیرین به شکل گلابی کوچک دارد که مطلوب حشرات است و چوب آن نیز مرغوب و خوش نقش است.

این کارشناس ارشد جنگلداری تأکید کرد: روستاییان چندان به قطع این درخت رغبت نشان نمی‌دهند و فقط از میوه‌اش استفاده می‌کنند.

تقی پور ادامه داد: بارانک، بذر سنگینی دارد ولی با این حال، کمتر تیپ خالص آن دیده می‌شود که شاید دلیلش آن باشد که پرندگان، سمور و سنجاب بذر آن را می‌خورند.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران افزود: این گونه به صورت پراکنده واغلب با پلت، شیردار، راش و ممرز، تیپ آمیخته تشکیل می‌دهد.

وی تصریح کرد: نمی‌دانم چرا در جنگل کاری های از بارانک استفاده نمی‌شود شاید به دلیل تولید چوب کم و تنه ناصاف آن باشد.

یکی از کارشناسان سازمان جنگلها و مراتع گفت: بارانک یکی از گونه‌های با ارزش جنگل‌های شمال است که در سال‌های اخیر آسیب زیادی دیده است.

"وحید شقاقی افضلی" افزود: استفاده روستاییان از میوه این درخت، از زادآوری آن جلوگیری می‌کند و تکثیر آن مختل می‌شود.

وی تصریح کرد: بارانک از نظر ارتفاعی، مخصوص میان بند و کوهستان است ولی در ارتفاع ‪ ۴۰۰‬ـ ‪ ۵۰۰‬متری، از جمله در "دنیاچال " تالش هم دیده می‌شود.

این کارشناس ارشد ادامه داد: این گونه در کُجور و دره کندوان تا ارتفاع ۲۵۰۰ ‬متری هم روییده است و بیشتر در دامنه‌های شمالی می‌روید ولی در جنگل‌های نیمه مرطوب جنوبی یا مرتفع هم دیده می‌شود.

شقاقی اظهارداشت: بارانک به صورت پراکنده و در راشستان ها و بالابند قرار دارد و برگ و چوب زیبایی دارد و در پاییز برگ‌های رنگارنگی پیدا می‌کند.

کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع افزود: این درخت، گونه‌ای نورپسند است و گل‌آذین خوشه‌ای دارد و بیشتر با بذر تکثیر می‌شود و از میوه‌اش، دوشاب تهیه می‌کنند.

وی گفت: بارانک درختی تک زی و انفرادی است و در داخل جوامع گیاهی دیگر دیده می‌شود و چوبش به دلیل داشتن درون چوب قرمز، در خراطی استفاده می‌شود.

شقاقی اظهارداشت: روستاییان شمال ازچوب آن، در و پنجره و وسایل خانه می‌سازند ولی به طورکلی، چوب آن کمتراستفاده می‌شود.

این کارشناس ارشد تأکید کرد: در نشانه‌گذاری، طبق دستور سازمان جنگل‌ها ومراتع برای حفظ گونه‌های درحال کاهش، آن را حفظ می‌کنیم و تاحد امکان قطع نمی‌شود.

وی تصریح کرد: از نظر علمی، بارانک و اَلَندَری دو گونه جدا هستند ولی جنگل نشینان، آنها را یکی می‌دانند، درحالی که رویشگاه این دو گونه نیز کمی با هم فرق دارد و الندری بیشتر در مناطق مرطوب از جمله در راشستان ها دیده می‌شود.

شقاقی با اشاره به استفاده از این گونه در جنگل کاری ها گفت: بارانک آفت خاصی که همه گیر باشد ندارد و تخریب آن نیز درهمه جای شمال یکسان بوده است.

پژوهشگران جنگل می‌گویند: درباره بارانک درایران، تاکنون تحقیقات چندانی انجام نشده است در حالی که به دلیل اهمیت فراوان آن در اروپا، کشورهای‌این قاره، پژوهش‌های مختلفی در این‌باره انجام داده‌اند.

مدیرکل دفتر جنگل کاری و پارک‌های جنگلی سازمان جنگلها و مراتع کشور درباره این گونه جنگلی گفت: در هرجایی از جنگل‌های شمال که اوضاع محیطی برای کاشت بارانک مناسب باشد، جنگل کاری باآن صورت می‌گیرد.

" محمد علی هدایتی" افزود: البته باید توجه داشت که بارانک گونه‌ای انفرادی‌است و جنگل کاری متمرکز و وسیع با آن صورت نمی‌گیرد و به طور متوسط، ‪ ۲‬درصد از جنگل کاری ها با این گونه است.

وی گفت: در میان چهار اداره‌کل منابع طیعی شمال کشور، تولید و کاشت نهال بارانک، بیش از همه در حوزه اداره‌کل منابع طبیعی ساری(شرق مازندران)انجام می‌شود.

این مسؤول سازمان جنگلها و مراتع اضافه کرد: در نهالستان های فَریم، لاجیم و نکاچوب، نهال بارانک به مقدار کافی تولید می‌شود و در رویشگاه طبیعی بارانک، وارد جنگل می‌گردد.

هدایتی افزود: با توجه به اینکه بارانک به طورکلی گونه‌ای است که در جلگه کمتر دیده می‌شود، در نهالستان های جلگه‌ای نظیر "شهر پُشت " نوشهر تولید نمی شود.

مدیرکل دفتر جنگل کاری و پارک‌های جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور گفت: بارانک و الندری فرق مختصری باهم دارند و ما برای جنگل کاری، بیشتر از بارانک استفاده می‌کنیم.

وی تأکید کرد: انتخاب گونه مناسب برای کاشت در جنگل، با نظر کارشناسان جنگل‌ها و مراتع انجام می‌شود و حتی مجریان خصوصی طرح‌های جنگلداری، باید مطابق طرح‌های مصوب عمل کنند.

کارشناسان می‌گویند: با توجه به‌ارزشمندی های بارانک، لازم‌است تحقیقات کافی برای شناخت این گونه به ویژه نحوه تکثیر و پرورش آن انجام شود و مناسب ترین روش، در تولید نهال و جنگل کاری استفاده گردد.



 
تُوسکا، درخت ارزشمند و ناشناخته جنگل‌های شمال
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦  

                                                                                               

                توسکای ییلاقی (Alnus subcordata)

       

 

                        

                                 توسکای قشلاقی(Alnus glutinosa)

 

    جنس توسکا با نام علمی  Alnus  Miller درختی است از تیره تُوس (Betulaceae) که بر طبق آمار در حدود ‪ ۹‬درصد حجم چوب جنگل‌های شمال را تشکیل می دهد. این درخت تند رشد و رطوبت پسند در جنگل‌های شمال، در دو گونه ییلاقی (  A. subcordata) و قشلاقی ( A. glutinosa)  دیده می‌شود و از پرکاربردترین درختان برای خشکاندن زمین‌های باتلاقی است.

توسکا در مقایسه با دیگر درختان جنگل‌های خزری، دیرزیستی کوتاهی دارد و بیش از ‪ ۱۰۰‬سال عمر نمی‌کند و منتهای رشد آن در ‪ ۵۰‬سالگی است.

یکی از کارشناسان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در این ‌باره به ایرنا گفت: توسکا برای حفظ اکوسیستم مناطق ماندابی و زهکشی خاک، گونه‌ای ارزشمند و مهم است.

"غلامرضا هادی‌زاده" افزود: این درختِ نورپسند، طالب خاک مرطوب و تاحدی غنی است ولی رطوبت خاک برایش مهم‌تر است و حتی در زمین‌های ماسه‌ای کنار دریا نیز می‌روید.

وی ادامه داد: قدرت جذب آب در توسکا زیاد است و مانند گونه اوکالیپتوس، یکی از مصارف آن، کم کردن آب در زمین‌های بسیار مرطوب و پرآب است.

به گفته این کارشناس، توسکا اغلب در کنار رودخانه‌ها وجاده‌های جنگلی دیده می‌شود و در داخل جنگل، کمتر مشاهده می‌گردد.

هادی‌زاده اظهار داشت: برگ این درخت، مطلوب دام نیست و به دلیل داشتن ماده‌ای روغنی، خاک اطراف درخت را برای رویش نهال، نامساعد می‌کند.

این کارشناس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری افزود: توسکا آفت و بیماری فراگیر و مهمی ندارد و فقط لارو نوعی حشره برگ خوار، مناطق محدودی را آلوده می‌کند و در نتیجه برگ این درخت به شکل توری درمی‌آید.

وی در باره مصارف محلی این گونه تصریح کرد: جنگل نشینان از چوب آن برای ساختمان‌سازی و نظایر آن استفاده نمی‌کنند زیرا ترد و شکننده است ولی به دلیل نقش و نگارهای زیبا، برای روکش‌سازی مناسب است.

هادی زاده گفت: این درختِ دو پایه، اغلب با گونه "پلت" که سرشت بوم شناختی مشابهی با آن دارد، در دره‌ها و مناطق مرطوب، به صورت گونه همراه دیگر درختان دیده می‌شود.

وی بیان داشت: توسکا اولین درخت جنگل‌های شمال است که در فصل رویش، برگ درمی‌آورد و آخرین گونه‌ای است که خزان می‌کند.

یکی از کارشناسان ارشد صنایع چوب سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره ویژگی‌های چوب توسکا گفت: چوب این درخت به رنگ کرم مایل به قرمز و گاهی دارای لکه‌های مغزی قهوه‌ای است.

" یدالله حسین‌پور" افزود: چوب توسکا، نرم یا نیمه سخت، سبک و کار با آن آسان است و به خوبی پرداخت می‌شود و رنگ می‌پذیرد.

وی ادامه داد: قابلیت برش، نگهداری میخ و پیچ، چسب پذیری و رنگ کاری در این چوب بالاست.

حسین‌پور اظهارداشت: با این که چوب توسکا در کل، کم‌دوام است، مقاومت زیادی در آب دارد و از این رو در ساخت قایق و بناهای آبی کاربرد دارد.

این کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع گفت: در ایران از چوب این درخت برای جعبه‌سازی و در نجاری اغلب برای توکاری و همچنین در صنایع روکش و تخت لایه سازی استفاده می‌شود.

وی درباره دیگر ویژگی‌های چوب توسکا گفت: این چوب در مقطع عرضی، بافتی همگن و " راست تار" دارد و جزو چوب‌های پراکنده آوند و بدون "درون چوب" مشخص است.

حسین‌پور افزود: دوایر سالیانه این درخت، پهن و مشخص و تاحدودی موج‌دار است ولی در برش طولی، چندان مشخص نیستند.

به گفته او، از چوب درخت توسکا در صنایع نئوپان و فیبر و کاغذسازی نیز استفاده می‌شود.

"میثم میارعباسی" کارشناس ارشد جنگلداری دراین ‌باره به ایرنا گفت: جنس توسکا دارای ‪ ۳۵‬گونه است که فقط دو گونه آن به نام‌های توسکای ییلاقی و توسکای قشلاقی در ایران انتشار دارد.

وی افزود: توسکای قشلاقی مختص جنگل‌های شمال است و بیشتر در قسمت جلگه‌ای و کم ارتفاع، از جمله حاشیه رودخانه‌ها و مزارع و مناطق نیمه باتلاقی و ساحلی می‌روید.

میارعباسی گفت: در بیشتر پلاژها ازتوسکا برای سایبان استفاده می‌شود و در جنگل‌های شمال، رودخانه‌ای را نمی‌توان یافت که درکنارآن درخت توسکا نباشد.

این کارشناس ارشد جنگلداری اظهارداشت: توسکا گونه‌ای است وابسته به آب و خاک که با محیط های مختلف سازگار می‌شود و در حدود ۸۳۰۰ ‬سال پیش از اروپا و قفقاز وارد جنگل‌های شمال ایران شد.

وی گفت: این گونه در بیشتر جوامع گیاهی به صورت درخت همراه دیده می‌شود و باگونه‌هایی نظیر شمشاد، راش، مَلج، خُرمَندی، سفید پَلت و حتی وَن تشکیل جامعه می‌دهد.

میارعباسی تأکید کرد: هم زیستی با اکتینومیست‌های تثبیت‌کننده نیتروژن، این درخت را به یک گونه حاصلخیز کننده خاک تبدیل کرده است و می‌توان در جنگل‌کاری‌های آمیخته از فواید این هم زیستی برای افزایش‌ ابعاد درختان همراه آن سود جست.

وی ادامه داد: این گونه با دامنه بردباری بوم شناختی گسترده، درمناطقی که خاک معدنی مناسب و رطوبت کافی وجود داشته و یا خاک، به هم خورده باشد، به سرعت مستقر می‌شود و گونه پیشاهنگ در توالی اکوسیستم جنگل محسوب می‌گردد.

این کارشناس ارشد جنگلداری افزود: باتوجه به سرشت این گونه، می‌توان آن را در اطراف رودخانه‌ها کاشت که باعث تثبیت خاک کنار رودخانه‌ها و در نهایت رفع کمبودهای موجود در تأمین چوب می‌شود.

به گفته میارعباسی از توسکا می‌توان برای زهکشی مناطق آبرفتی و توربزارها و جلوگیری از فرسایش آبی منطقه مورد نظر استفاده کرد.

وی افزود: چوب خشک توسکا، بهترین هیزم است و پوست آن در دباغی کاربرد دارد.



 
وَن، درخت پر توقع جنگل‌های شمال
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦  

    ون یا زبان گنجشک، درختی است با نام علمی .Fraxinus excelsior  L و از تیره زیتون (Oleaceae) که در بیشتر مناطق جنگل‌های شمال می‌روید و در جنگل کاری، از آن استفاده زیادی می‌شود.

به گفته کارشناسان ، ون درختی پرتوقع است و خاک عمیق و غنی و «سبک بافت» و دارای زهکشی مطلوب می‌خواهد.

زمانی اراضی جلگه‌ای شمال کشور مأمن اصلی ون بود، ولی در حدود ‪ ۶۰‬سال قبل و هم زمان با برداشت های "به‌گزینی" بلوط و گردو، پیمانکاران خارجی بهترین پایه‌های ون را قطع و به خارج حمل ‌کردند.

این گونه به دلیل خوش ریخت بودنِ تنه و کیفیت مناسب چوب و مصارف متنوع در صنایع چوب، مورد استقبال مقاطعه‌کاران خارجی و سودجویان داخلی قرار گرفت. چوب آن برای ساخت اتاق کامیون، هواپیما، وسایل ورزشی، روکش ، تخته لایه ، نجاری و مبل‌سازی استفاده می‌شود.

اکنون در اغلب جنگل‌های میان بند شمال، گونه ون نابود شده است و این گونه را فقط در ارتفاعات بالا و دره های البرز، آن هم در ابعاد کوچک می توان یافت.

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس درباره ویژگی‌های این گونه به ایرنا گفت: ون یکی از گونه‌های پرارزش و صنعتی جنگل‌های شمال است.

"فرهنگ اسداللهی" افزود: این درخت، از جلگه تا ارتفاعات، در دامنه‌های شمالی و دره‌های مناطق مرطوب و نیمه مرطوب و حتی نیمه خشک، جوامع خاصی را با گونه‌های جنگلی تشکیل می‌دهد.

وی اظهارداشت: ون گیاهی پرتوقع است و در خاک‌های زهکشی شده با سایر گونه‌های جنگلی به صورت آمیخته دیده می‌شود و درجنگل کاری‌های شمال، همراه با پَلَت، کشت و پرورش داده و وارد جنگل می‌شود.

اسداللهی تصریح کرد: دکترطبری درسال ‪ ۱۳۷۱‬با نظارت و همکاری این جانب و دکتر محمدحسین جزیره‌ای، جوامع جنگلی ون را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که این درخت با گونه‌های بلند مازو، توسکای قشلاقی، ممرز، نَمدار و کرمازو، تشکیل جامعه می‌دهد.

کارشناسان می‌گویند: ون درختی نورپسند است که اغلب در اشکوب بالایی دیده می‌شود و به دلیل داشتن بذرسبک و میوه بال دار، به شکل انفرادی و گاه گروهی و توده‌ای مشاهده می‌گردد.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران گفت: ون، درختی رطوبت پسند است و درقعردره‌ها بیشتر دیده می‌شود و زادآوری بسیار خوبی دارد.

" عباس تقی‌پور" افزود: به دلیل رطوبت زیاد جنگل‌های شمال، جنگل‌کاری با این گونه به ویژه در دامنه‌های شمالی موفقیت آمیز بوده است.

وی همچنین گفت:چوب ون مطلوبیت زیادی برای نجاران دارد زیرا خَمش ‌پذیر است و روستاییان از چوب‌های نازک آن، دسته بیل و کلنگ می‌سازند.

این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: برگ ون، مرکب شانه‌ای فرد و مطلوب دام است و بال بذر آن که "سامار" نامیده می‌شود، شباهت به زبان گنجشک دارد و به همین دلیل، نام دیگر ون، زبان گنجشک است.

تقی پور بااشاره به کمیاب بودن گونه ون و لزوم حمایت ازآن گفت: این درخت هم زیستی خوبی با پلت و شیردار یافته است و در نشانه‌گذاری ها، درختان مزاحم آن را اغلب قطع می‌کنیم.

کارشناس ناظر اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران ‌اظهار داشت: ون اغلب از پایین بند تا اوایل بالابند در جنگل‌های شمال دیده می‌شود و نهال‌های آن تا یک سالگی، خوراک دام می‌گردد.

وی گفت: این گونه، بیشتر با راش و ممرز و گاهی با زیر اشکوب شمشاد، تیپ آمیخته تشکیل می‌دهد و به ندرت تیپ خالص به وجود می‌آورد که در این صورت، مساحت آن از نیم تا یک هکتار بیشتر نمی‌شود.

 

رئیس گروه تولید نهال دفتر جنگل‌کاری و پارک‌های جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور گفت: گونه ون، دامنه بوم شناختی گسترده‌ای دارد و از شرق تا غرب جنگلهای شمال، از جلگه تا ارتفاعات می‌روید.

"علی محمد پورعسکری" افزود: این درخت تا ارتفاع ۲۳۰۰ ‬متری از سطح دریا می‌روید و در "جواهرده" رامسر، پایه‌هایی از آن با عمر ‪  ۷۰۰‬ـ ‪ ۸۰۰‬سال دیده می‌شود.

وی اظهارداشت: سعی می‌کنیم نهال های ون درهمان ارتفاعی که قراراست جنگل کاری شوند، در نهالستان پرورش یابند تا بیشتر سازگاری یابند.

این کارشناس سازمان جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: بذری که برای تهیه نهال های ون استفاده می‌گردد، یا از درخت‌های نخبه و پراکنده درجنگل گرفته می‌شود یا از محوطه‌های بذرگیری که مجموعه‌ای پرورش یافته از درختان نخبه درجنگل است.

پورعسکری تأکید کرد: بیشتر بذرها از محوطه‌های بذرگیری گرفته می‌شود ولی به تازگی، باغ بذرهایی در نهالستان "شهر پُشت" نوشهر و چند جای دیگر بدین منظور احداث شده است.

به گفته او علت آن که در بسیاری از جنگل کاری‌ها از درخت ون استفاده می‌شود، نرمش بوم شناختی بالا و چوب مرغوب آن است که استفاده‌های صنعتی‌متعدد نظیر روکش‌سازی و پارکت‌سازی دارد.

رئیس گروه تولید نهال دفتر جنگل کاری و پارک‌های سازمان جنگل‌ها ومراتع کشور درباره میزان تلفات نهال‌های ون مورد استفاده در جنگل کاری‌ها گفت: این موضوع به مرغوبیت نهال و نحوه کاشت آن و وضع آب و هوا وابسته است و در حدود ‪ ۱۰‬درصد برآورد می‌شود.

پورعسکری افزود: نحوه انتقال نهال های ون از نهالستان به جنگل ، به صورت "ریشه لخت" است و اغلب، نهالهای یک ساله و حداکثر دو ساله استفاده می‌شود.

وی بیان داشت: فصل کاشت نهال‌های ون و جنگل کاری با این گونه، از آبان تا اواخر اسفند است و چون نیاز آبی فراوانی دارد، درمناطق مرطوب کاشته می‌شود.

پورعسکری گفت: برخی‌از انواع ون، به خشکی مقاوم‌ترند و درمناطقی که رطوبت کمتری دارند، کاشته می‌شوند و به طور کلی ممکن است در صورت کمی باران، نهال ها آبیاری شوند.

 نقش ون امروزه در صنعت چوب کشور بسیارضعیف است در حالی که این گونه، زمانی در صنعت روکش‌سازی، خراطی، مبل‌سازی، وسایل ورزشی و دست‌افزار، جایگاه خاصی داشت و اکنون هم با وجود قیمت گزاف در بازار، متقاضیان زیادی دارد. براین اساس ، لازم است با توسعه آن، در جنگل‌های تخریب شده، میزان ‌این گونه را درجنگل‌های شمال، افزایش داد.



 
نگاهی به وضعیت درخت گردو در جنگل های شمال
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦  

  

گردو با نام علمی .Juglans regia L درختی است از تیره گردو (Juglandaceae) که ازجمله درختان چند منظوره محسوب می‌شود و از چوب و برگ و میوه آن استفاده‌های متعددی می‌گردد.

این درخت در تمام نیم رخ شمالی رشته کوه البرز در استان‌های گیلان و مازندران و گلستان، از جلگه و ساحل تا ارتفاع۱۵۰۰ ‬متر از سطح دریا دیده می‌شود.

به گفته کارشناسان جنگل، از میوه این درخت، گذشته از مصرف خوراکی، می‌توان مواد دارویی و صنعتی فراوانی ساخت و از این رو لازم است به آن توجه بیشتری شود.

یکی از کارشناسان ‌ارشد جنگلداری درگفتگو با ایرنا در باره ویژگی‌های درخت گردو گفت: این درختِ تک پایه، از تیره گردو است و اغلب به صورت پراکنده دیده می‌شود.

" میثم میارعباسی" افزود : تاکنون جنگل خالص گردو مشاهده نشده است ولی به دلیل ارزش فراوان صنعتی و خوراکی، ازدیرباز در بیشتر نقاط ایران، حتی در مناطق ییلاقی کاشته می‌شد.

وی ادامه داد: گردو درختی‌است نورپسند با ریشه عمیق که رشد کندی دارد ولی زیاد عمر می‌کند و بهترین روش تکثیر آن از راه بذر و سپس پیوند در فصل پاییز و بهار است.

میارعباسی یادآورشد: این درخت ، از درختان بسیار مفید محسوب می‌شود و در پوست، شاخه، تنه، برگ و پوستِ سبز میوه آن ماده‌ای به نام ‪juglandine ‬  وجود دارد که در رنگرزی به فراوانی مصرف می شود.

این کارشناس ارشد جنگلداری تصریح کرد: مغز گردو سرشار از روغن است و «برون چوب» آن، مشخص و زرد رنگ و کم ارزش و «درون چوب» آن، سخت و سنگین و جلاپذیر و پر نقش است و در روکش‌سازی، منبت کاری، مبل‌سازی و همچنین ساخت ظروف، ارزش زیادی دارد.

وی تأکید کرد: به دلیل ارزش زیاد چوب گردو و صادرات زیاد آن به ویژه به کشور ایتالیا و همین طور مصرف داخلی، اغلبِ درختان گردوی کهن سال و سالم جنگل‌های شمال ایران از بین رفته است.

به گفته میارعباسی ، هم اکنون در حدود ‪ ۶‬درصد از درختانی که درجنگل ها و باغ‌های شمال قطع می‌گردد، اختصاص به درخت گردو دارد.

بنابرآمار، در حدود ‪ ۲‬درصد تعداد و ‪ ۴‬درصد حجم درختان شمال را گردو تشکیل می‌دهد. این آمار نشان می‌دهد که با وجود قطع بسیاری از درختان قطور گردو، هنوز هم پایه‌هایی از این درخت که قطرشان از حد میانگین جنگل‌های شمال بیشتر باشد یافت می‌گردد.

یکی از کارشناسان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره این درخت به ایرنا گفت: گردو در مناطق معتدل به خوبی رشد می‌کند و آب و هوای خیلی سرد و خشک را نمی‌پسندد.

" عیسی بوداغی" ادامه داد: در مغز گردو ویتامین‌های گروه ‪ B‬و ویتامین ‪ A‬وجود دارد و میوه نارس آن از غنی‌ترین منابع ویتامین ‪ C‬است.

وی اضافه کرد: عصاره آبی برگ‌های گردو که عاری از وجود "جوگلون" است، خاصیت بسیار قوی ضد باکتری و ضد میکروب دارد.

به گفته او از مغز گردو برای روغن‌گیری استفاده می‌شود و پس از روغن‌گیری، کنجاله آن که مقوی است برای تقویت گاو شیری و طیور مصرف می‌گردد.

این کارشناس سازمان جنگل‌ها و مراتع اضافه کرد: در کشورهای کره و چین ، مغز گردو برای تصفیه خون و خون‌سازی و برای معالجه بیماری های ریه و حنجره استفاده می‌شود.

به گفته بوداغی، میوه گردو را همچنین برای تحریک کلیه و معده و رفع درد معده مصرف می‌کنند و برخی معتقدند که مغز گردو مانع تشکیل سنگ درکیسه صفرا و کلیه می‌شود.

وی تأکید کرد: افراط در خوردن گردو باعث ورم لوزه‌ها و ایجاد زخم در دهان، به ویژه در افراد مستعد می‌گردد.

کارشناس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور افزود: عصاره پوست سبز میوه گردو پس از پخته شدن با رب انار، برای ورم عضلات حلق مفید است.

بوداغی گفت: آب پوست سبز میوه گردو برای الیتام زخم و شستشوی آن و درمان بیماری های پوستی و اِگزما و قارچ مناسب است.

کارشناسان می‌گویند: درختان چند منظوره، مانند گردو، که میوه‌ای با مصرف خوراکی و صنعتی دارند، ضمن ایفای نقش سایر درختان، نظیر اکسیژن‌سازی، فضای سبز، تثبیت خاک، گسترش تنوع زیستی و کمک به حفظِ پایداری اکوسیستم، منبع درآمدی برای ساکنان محلی نیز محسوب می‌گردد. البته چون سرشت درخت گردو به نحوی‌ است که توده‌های خالص تشکیل نمی‌دهد، بیشتر مناسب کاشت در حاشیه روستاهاست تا هم به حفظ منظر جنگل کمک کند و هم استفاده‌های خوراکی و صنعتی آن منظور گردد.



 
بررسی صنوبرکاری در شمال ایران
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦  

    

صنوبر با نام علمی .Populus deltoides  Marsh  درختی است از تیره بید (Salicaceae) که گونه ای جنگلی محسوب نمی شود ولی به دلیل تند رشدی و چوب مناسب به فراوانی کاشته شده است.

بنابر آمار، سالانه در حدود دو میلیون مترمکعب چوب صنوبر در کشور تولید می‌شود که معادل ‪۴۰‬ درصد کل چوب مصرفی است.

این گونه درختی به دلیل سازگاری زیاد و رشد سریع، برای رفع نیاز به چوب کشور مناسب است و به اعتقاد کارشناسان با گسترش صنوبرکاری در کشور، نه تنها از واردات چوب که بیش از یک میلیون متر مکعب در سال است، بی‌نیاز می‌شویم، بلکه می‌توانیم در ردیف صادرکنندگان چوب در دنیا قرار گیریم.

جمعی از صاحب نظران علوم جنگل در گفت و گو با ایرنا، ضمن تأکید بر ضرورت کاشت ارقام مرغوب صنوبر، اشتغال زایی آن را یادآور شدند.

بعضی از گونه‌های صنوبر، نظیر تبریزی ( Populus nigra L. var. pyramidalis ) از گذشته‌های دور در ایران کشت می‌شد ولی گونه‌های متداول فعلی که با هدف تولید چوب در کوتاه مدت کاشته می‌شوند، اغلب وارداتی هستند.

یکی از پژوهشگران مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران گفت: تحقیقات صنوبر در شمال کشور، از حدود سال ‪ ۴۰‬پیش آغاز شد.

"یوسف گرجی بحری" افزود: پیش از این، از جنس صنوبر، گونه تبریزی کاشته می‌شد که آن هم در مناطق غیر جلگه‌ای بود زیرا در دهه‌های قبل، جنگلهای جلگه‌ای شمال، گسترده بود و جای چندانی برای صنوبرکاری وجود نداشت.

وی ادامه داد: صنوبرکاری در شمال بعد از ملی شدن جنگلها و مراتع در سال ۱۳۴۱ و واگذاری اراضی ‪ ‪ ۱۰‪‬هکتاری به افراد با نفوذ به صورت اجاره  ۹۹‬ساله رونق گرفت.

این پژوهشگر اظهار داشت: دراختیارگیرندگان این زمین ها، متعهد بودند در آن صنوبرکاری یا کشاورزی کنند و هم زمان با این رخداد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، ارقام تندرشد صنوبر را وارد کرد.

گرجی ادامه داد: با توسعه این اقدامات، به تدریج صنوبر به مردم معرفی شد و آنها به کاشت این گونه علاقه‌مند شدند که از شاخص ترین این گونه‌ها، صنوبر "دلتوئیدس" است.

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران گفت: صنوبر دلتوئیدس در اصل متعلق به آمریکاست ولی با توجه به کاشت آن در اروپا، این گونه از قاره اروپا وارد ایران شد.

وی با ذکر این که در گذشته در مناطق کوهستانی شمال، کاشت تبریزی و صنوبر معمول بوده‌است گفت: رقم های وارداتی و سازگار شده صنوبر، رشد سریع و تولید چوب بالایی دارند و به آسانی تکثیر می‌شوند.

گرجی اضافه کرد: صنوبر به راحتی با قلمه تکثیر می‌شود و در همه جای ایران، چوب آن به مصارف مختلف، از جمله خانه‌سازی روستایی و سوخت می‌رسد.

این پژوهشگر تصریح کرد: چوب صنوبر درصنایع، برای ساخت نئوپان، ‪ ،MDF‬فیبر و تمام صنایع خرده چوب، کاغذسازی، لایه‌بُری و روکش کاربرد دارد و از برگ و جوانه‌اش برای تعلیف دام استفاده می‌شود.

وی درباره دلایل گسترش صنوبرکاری بیان داشت: بر روی این گونه ‪ ۴۰‬سال آزمایش انجام شده و با محیط کشورمان سازگاری پیدا کرده است و بهترین درخت برای کاشت در حاشیه جنگل و عرصه‌های بی‌درخت و نزدیک آب به شمار می‌رود.

گرجی گفت: تولید صنوبر در واحد سطح، بالاست و به طور میانگین، در حدود ‪ ۲۵‬مترمکعب در هکتار در سال، چوب تولید می‌شود.

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران افزود: باید این را درنظر بگیریم که صنوبرکاری برای مالک زمین صرفه اقتصادی داشته باشد زیرا دوره برداشت آن، با وجود کوتاه بودن نسبت به دیگر گونه‌ها، حداقل هفت سال است.

به گفته گرجی، بانک کشاورزی یا بخش های صنعتی باید از صنوبرکاران حمایت کنند، به نحوی که برای تولیدکننده، به صرفه باشد که در این سرمایه‌گذاری میان مدت یا بلندمدت وارد شود.

این پژوهشگر ادامه‌داد: نیاز صنایع چوب کشور به صنوبر، بیش از تولید فعلی آن است، درحالی که ما از نظر علمی و فنی و تجربه، مشکلی نداریم و گره‌کار، کمبود سرمایه است.

گرجی گفت: چوب، ماده‌ای خام است و ارزش افزوده بالایی دارد و ورود آن به صنایع، باعث افزایش اشتغال و تولید ثروت می‌شود.

یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره ویژگی های صنوبر گفت: این گونه در خاک های آبرفتی که بافت شنی و رسی داشته باشد، بهتر رشد می‌کند.

"ایمان تیری مشهد سر" افزود: چوب این درخت مصارف مختلفی دارد و اگر برای تخته لایه و اره‌کشی کشت شود، دوره بهره‌برداری آن طولانی‌تر از مصارف دیگر است.

وی ادامه داد: صنوبرکاران مازندران، الان در وسعت کم، این درخت را می‌کارند و چون وضع مالی خوبی ندارند، برداشت را در قطرهای پایین انجام می‌دهند تا زودتر به پول برسند.

به پیشنهاد تیری، بهتر است صنوبرکارانی که مشکل مالی دارند، فاصله کاشت نهال ها را کم و درحد ‪ ۱/۵‬در ‪ ۱/۵‬متر درنظر بگیرند تا بعد از چهار  پنج سال بتوانند برداشت کنند.

این کارشناس ارشد جنگلداری افزود: پس از این برداشت و رسیدن به پول اولیه، می‌توان صنوبرکاری اصلی را با دوره ‪ ۱۰‬ساله انجام داد.

وی اظهار داشت: بیشترین تولید در هکتار در فاصله کاشت ‪ ۳‬در ‪ ۳‬متر متعلق به صنوبر دلتوئیدس ‪ ۷۲/۵۱‬به میزان ‪ ۳۸۹/۵‬متر مکعب در ‪ ۱۰‬سال است.

تیری ادامه داد: رویش سالانه این رقم به ‪ ۳۲‬متر مکعب در هکتار و میانگین قطر آن به ‪ ۱۹/۷‬سانتی‌متر می‌رسد.

به گفته این کارشناس ارشد، چوب صنوبر در کاغذسازی، کبریت‌سازی و با قطر ‪۱۵‬ تا ‪ ۲۵‬سانتی‌متر به کار می‌رود و هرچه دوره بهره‌برداری کوتاه تر باشد، برگشت سرمایه برای تولیدکنندگان جزء، بیشتر است.

وی افزود: بهترین فاصله کاشت صنوبر، ‪ ۴‬در ‪ ۴‬متر است و در این حالت، تا چهار سالگی امکان کاشت صیفی‌جات در پای نهال وجود دارد که علاوه بر درآمدزایی، باعث افزایش رشد صنوبر می‌شود و دوره بهره‌برداری در این حالت ‪ ۱۰‬سال است.

تیری اظهار داشت: بعضی از کشاورزان، به صنوبرکاری روی خوش نشان نمی‌دهند چون آگاهی ندارند و نمی دانند خاکِ مناسبِ صنوبرکاری، حاصلخیزی کمتری از خاک کشاورزی دارد و توقع از آن باید به اندازه باشد.

وی تأکید کرد: چوب صنوبر، مشکل بازار مصرف ندارد و درخت آن در زمین های مرطوب و نورگیر، به خوبی رشد می‌کند.

  

به گفته متخصصان علوم جنگل، صنوبر دلتوئیدس که در کشور ما به طور گسترده کاشته می‌شود، در جنگلهای آمریکای شمالی پراکنش دارد و حداکثر گسترش آن در نیمه شرقی ایالات متحده و جنوب کاناداست.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس گفت: روستاییان، اغلب شاخ و برگ درختان جوان صنوبر را برای خوراک دام قطع می‌کنند یا دامها را در بیشه‌زارهای صنوبر رها می‌کنند تا از شاخ و برگِ نزدیکِ سطح زمین تغذیه کنند.

"فرهنگ اسداللهی" افزود: این کار در استان خوزستان بسیار رایج است و تحقیقات نشان می‌دهد که شاخه‌های جوان و همچنین برگ بسیاری از صنوبرها،ارزش غذایی بالایی دارد و حتی از یونجه بهتر است.

وی تأکید کرد: در بعضی مناطق، در حاشیه رودخانه‌ها و زمین های سنگلاخی و سیل‌گیر که امکان کشت زراعی و باغی وجود ندارد نهال صنوبرکاشته و شاخ و برگ جوان آن، خوراک دام می‌شود.

اسداللهی پیشنهاد کرد: در این زمین ها، به فواصل نامنظم، نهال و قلمه کاشت و پس از یک سال،کف بُر کرد و جست های حاصل را به مصرف تغذیه دام رساند. 

این استادیار دانشگاه در ادامه گفت: به غیر از قطع و جمع آوری جست ها وتعلیف دستی،می توان در زمان های مناسب دام را وارد عرصه کرد تا چرا کند.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس ادامه داد: در هنگام استفاده از صنوبر برای خوراک دام باید توجه داشت که اجازه رشد بیش از اندازه به شاخه‌ها داده نشود تا همواره برگ شاداب برای مصرف دام تامین باشد.

وی تصریح کرد: چرای زیاد، امکان رشد و توسعه به صنوبرها و ریشه آنها را نمی‌دهد. بنابراین باید در دوره‌های زمانی با فواصل مناسب، چرا انجام شود.

اسداللهی گفت: حتی در صورت وقوع سیل و تخریب صنوبرکاری، پایه های باقیمانده، جست می دهند و از این نظر مشکلی پیش نمی آید.

این استادیار جنگلداری اظهار داشت: سیلاب های رودخانه ای و کود تولیدی دام ها، باعث تقویت خاک منطقه و رشد بیشتر جست ها می شود.

باتوجه به این که یکی از استفاده‌های صنوبرکاری، ایجاد بادشکن در اطراف مزارع است، اسداللهی دراین‌باره گفت: کمربند سبز، سرعت باد را ‪۲۰‬  تا ‪ ۳۰‬درصد کاهش می‌دهد.

وی افزود: همچنین این درخت، میزان تبخیر را تا ‪ ۱۰‬درصد در روز و چهار درصد در شب، کم می‌کند و موجب می‌شود ضریب نگهداری رطوبت خاک در عمق صفر تا ‪ ۵۰‬سانتی‌متر، ‪ ۲۰‬درصد بیشتر شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس اضافه کرد: کمربند سبز و بادشکن، درجه حرارت محیط را به نحو مطلوبی متعادل می‌کند و مواد غذایی خاک را بر اثر افزیش الحاق لاشبرگ ها، بهبود می‌بخشد.

کارشناسان می گویند: صنوبرها از درختان بسیار تُند رشد نیم کره شمالی هستند که صنایع و کارخانه های فراوانی در دنیا، از نظر مصرف چوب و سایر مشتقات آن، وابسته به گونه ها و دو رگه های تولید شده از این درختان هستند.

بهروز محمدی از دیگر کارشناسان ارشد جنگلداری نیز معتقد است: صنوبر به دلیل داشتن ویژگی های ممتاز فیزیکی، مکانیکی و شیمیایی، از اهمیت بالایی برخوردار است و در اغلب یا تمام صنایع مربوط به چوب، استفاده می‌شود.

وی افزود: خوشبختانه کشور ما نیز با توجه به اقلیم متنوع و مساحت زیاد، خاستگاه گونه‌ها و ارقام مختلف این جنس در مناطق رویشی خود است که ارزش بوم‌شناختی فراوانی دارند.

وی ادامه داد: صنوبر در اقتصاد روستایی ایران، نقش و اهمیت زیادی دارد و کاشت آن در حاشیه نهرهای آبرسانی که برگرفته از الگوی طبیعی است و نیز کاشت آن در حواشی باغ ها و مزارع به منظور بادشکن، علاوه بر رفع نیازهای چوبی روستاییان، هوا را تلطیف می‌کند.

این کارشناس ارشد شرکت «تخته فشرده شمال» اظهار داشت: براساس آمار، سطح زیرکشت صنوبرکاری کشور ‪ ۱۱۰‬هزار هکتار با میانگین حجم موجودی سرپای ‪۲۳‬ میلیون متر مکعب است.

به گفته محمدی، با توجه به روال جا افتاده برداشت صنوبر دردوره ‪ ۱۰‬ساله، هر سال در حدود‪ ۲ ‬تا ‪ ۲/۵‬میلیون متر مکعب چوب از این منبع، بهره‌برداری می‌شود.

وی ادامه‌ داد: میزان رویش سالانه این صنوبرکاری‌ها به طور متوسط ‪ ۱۰‬تا ‪۱۵‬ مترمکعب در هکتار در سال است که با رعایت اصول علمی و کاشت گونه‌ها و دورگه‌ها و کلون های تند رشدتر، این میزان افزایش می‌یابد.

به گفته این کارشناس ارشد جنگلداری، در ترکیه، رویش برخی ازارقام صنوبر را به ‪ ۵۵/۶‬مترمکعب در هکتار در سال رسانده‌اند که در ایران نیز با توجه به رویشگاه های مناسب، دست کم رویش ‪ ۴۰‬متر مکعب دست یافتنی است.

محمدی تأکید کرد: این مقدار در مقایسه با رویش سالانه ۳ـ۴ متر مکعب در هکتار در جنگلهای شمال و میانگین دوره بهره برداری ۱۰۰ ساله درختان جنگلی، اهمیت و جایگاه صنوبر را در تولید چوب و رفع تنگناهای موجود نشان می دهد. 

این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: تحقیقات حاکی از آن است که صنوبر در شمال کشور، در دامنه‌های شمالی و در شیب ملایم، رشد بهتری دارد.

به گفته او اغلب پایه‌های صنوبر، دارای تاج متقارن هستند و کیفیت تنه بسیار خوب و شاخصی دارند به نحوی که ممکن است تا ‪ ۹۵‬درصد دارای کیفیت تنه درجه یک باشند.

با توجه به این که صنوبر بیش از ‪ ۸۰‬درصد درخت کاری غیرجنگلی کشور را تشکیل می‌دهد، بزرگ ترین بخش تولید چوب غیرجنگلی نیز متعلق به این گونه است.

مقدار آب مورد نیاز برای کشت صنوبر، بیش از درختان میوه است، اما در مناطقی مانند جلگه های جنوبی دریای خزر که آب فراوان است، به دلیل کمبود زمین نمی توان به طور گسترده صنوبرکاری کرد.

هم ‌اکنون در حدود ‪ ۳۰‬هزار هکتار از جنگلهای جلگه‌ای شمال به کشت و پرورش صنوبر اختصاص یافته که معادل ‪ ۲۷‬درصد صنوبرکاری در کشور است.



 
فندق‌کاری در جنگل‌های شمال
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦  

   

فندق، درختچه یا درختی است با نام علمی .Corylus Avellana  L و از تیره فندق (Corylaceae) که بومی اروپا، آسیای صغیر و قفقاز است و در جنگل‌های ارسباران، آستارا، تالش ، دینوچال، طارم و زنجان، بین استپ و جنگل و در جنگل‌های گلی‌داغ ایران دیده می‌شود.

این گونه، میوه‌ای خوراکی ـ صنعتی و چوبی انعطاف پذیر و مناسب برای صنایع دستی دارد. علاوه بر رویش طبیعی فندق دربرخی مناطق جنگل‌های شمال، مردم نیز با کاشت این گونه، امرار معاش می‌کنند. از این رو برخی از کارشناسان معتقدند که با گسترش فندق کاری، می‌توان ضمن استفاده از میوه و چوب آن ، اشتغال زایی هم کرد.

یکی از کارشناسان ناظر اداره ‌کل منابع طبیعی غرب مازندران در گفتگوبا ایرنا گفت: فندق در منطقه اِشکِوَر رامسر به طور گسترده کاشته می‌شود و نقش مهمی در اقتصاد آن ناحیه دارد.

"عباس تقی‌پور" افزود: توسعه فندق‌کاری مطلوب است ولی نباید مانند طرح طوبی، درختان جنگلی نادیده گرفته شوند. بلکه جنگل مخروبه باید احیا شود و فندق به طور محدود، در زیر اشکوب و به صورت اگروفارستری (جنگل وَرزی) وارد گردد.

این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه‌داد: فندق به طور طبیعی در‪ ۴۰‬ـ‪ ۵۰‬سال قبل در بالابند جنگل‌های شمال دیده می‌شد ولی اغلبِ پایه‌های فعلی، دست کاشت است.

وی اظهارداشت: می‌توان ازارتفاع دوهزار متر به بالا، در لابه‌لای اُوری ، لِوَر و راش‌های جنگلی، فندق کاشت زیرا هر اصله آن ۸ ـ ۱۰ ‬متر فضا می‌خواهد.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران گفت:این گونه را می‌توان تا ارتفاع ۲۸۰۰ ‬متر هم کاشت زیرا به سرما مقاوم است.

تقی پور افزود: بهتر است مناطق فندق کاری شده به صورت تعاونی اداره شود و عرصه در اجاره تعاونی باشد یا بهره مالکانه آن را بپردازند.

این کارشناس ارشد جنگلداری تأکید کرد: فندق کاری در وسعت زیاد، صرفه اقتصادی دارد. همچنان که بیشتر درآمد مردم اشکور، از فروش فندق است.

یکی از کارشناسان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره پراکنش جغرافیایی فندق در شمال کشور گفت: جنگل‌های فندق در این منطقه از آستارا شروع می‌شود که ادامه رویشگاه‌های «فندق لو» در اردبیل است و در حدود ‪ ۱۰‬هزار هکتار وسعت دارد.

"عیسی بوداغی" افزود: ادامه این جنگل‌ها در منطقه «آق اولر» تالش و ماسوله به صورت توده‌های جنگلی دیده می‌شود.

وی ادامه داد: انواع مختلف فندق درشمال کشور،اغلب همراه با گونه‌هایی همچون ممرز، هفت کول، ازگیل، شن، شیرخشت، قره‌قاط و گلابی جنگلی‌دیده می‌شود.

بوداغی اظهارداشت: میوه فندق، غنی از فسفر است و ‪  ۵۰‬ـ ‪ ۶۰‬درصد روغن خوشبو و معطر دارد و سرشار از پروتئین و ویتامین است.

این کارشناس جنگل گفت: روغن فندق به مصرف تغذیه، روشنایی، عطرسازی و نقاشی می‌رسد و پوست آن، به ویژه پوست ریشه و غشای بین پوست و مغز دانه، در طب سنتی برای رفع تب‌های نوبه و بندآوردن خون و درمان واریس، به صورت جوشانده مصرف می‌شود.

وی درباره مصارف دیگر روغن فندق گفت: این محصول برای سرفه و درد سینه و کمر مفید است ومغز فندق به دلیل کم بودن مواد قندی و تاحدی زیادی بودن مواد معدنی، برای اشخاص مبتلا به مرض قند مناسب است.

کارشناس سازمان جنگل‌ها و مراتع افزود: تفاله میوه فندق به صورت کنسرو و در سرکه یا ترشی استفاده می‌شود و خواص فراوانی دارد.

به گفته کارشناسان، فندق از جمله گونه‌هایی‌است که قدرت جست دهی فراوانی دارد و گاه، تعداد جست گروه به ‪ ۱۰۰‬عدد می‌رسد. قطر این درخت/درختچه بنابر گزارش‌های مکتوب اعلام شده به بیش از ‪۱۵‬ سانتی متر می‌رسد. چوب آن در مقایسه با گونه‌های شاخص جنگل‌های شمال، اهمیت زیادی ندارد ولی میوه‌اش بسیار ارزشمند است. با تمام این ها گسترش کشت این گونه در جنگل‌های شمال، تبعات و ملاحظاتی هم دارد که باید در نظر گرفته شود.

                

مدیرکل سابق دفتر جنگلداری سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور گفت: در زمان مسؤولیت بنده، پیشنهاد شده بود که در بالابند، فندق کاری توسعه یابد ولی من مخالفت کردم زیرا ممکن است مقدمه‌ای برای تجاوز به جنگل شود.

"مصطفی عبدالله‌پور" افزود: بعضی با تقلید از کشور ترکیه که درآمد زیادی از صادرات فندق به دست می‌آورد، در نظر دارند کشت آن را در جنگل‌های شمال رونق دهند ولی نتیجه آن شاید فقط تخریب جنگل باشد.

این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: پیشنهاد من آن بود که زمین‌های جنگلی "کُجور" و "دلَسم" که زمانی رویشگاه راش ،اوری و لور بود و به گندم زار تبدیل شده است، برای فندق کاری در نظرگرفته شود.

وی اظهار داشت : در روستای "کلیک" کجور نیز ابتدا جنگل به مرتع و سپس به گندم زار تبدیل شد و رواج فندق کاری در اشکور رامسر هم توأم با تخریب جنگل برای تهیه سوخت و کاشت فندق بود.

عبدالله پور افزود: دیم زارهای مه‌گیر، مناسب‌ترین مناطق برای فندق‌کاری هستند و نباید آنچه در زیتون کاری‌های پایین دست اتفاق افتاد و راهی شد برای تخریب تدریجی جنگل، در بالادست تکرار شود.

مدیرکل سابق دفتر جنگلداری سازمان جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: بهترین جایی که برای فندق کاری می‌شناسیم، ارتفاعات دو هزار تنکابن است و دراستان گلستان نیز می‌توان در حاشیه جنگل، فندق کاشت.

به گفته کارشناسان از آنجا که یکی از اهداف مهم در گسترش فندق کاری در جنگل‌های شمال، اشتغال زایی و رونق اقتصادی است، در برنامه‌ریزی برای این کار، باید مسائل اجتماعی، به خوبی در نظر گرفته شود.

مسأله مکان‌های مناسب برای کشت فندق، فاصله کاشت، گونه‌های اشکوب بالا، ارتفاع، شیب، جهت، نحوه اداره و مالکیت عرصه، تولید نهال مناسب و مرغوب و سازگار با هر محیط، تأثیر کاشتِ گسترده در اکوسیستم منطقه، احتمال شیوع آفات و بیماری‌های تازه، آینده این برنامه، به ویژه ازنظر الحاق به جنگل یا ادامه آن و موارد دیگر، از جمله نکاتی‌است که پیش از تصمیم‌گیری باید به دقت بررسی شوند.

علاوه بر این باید تحقیقات بوم شناختی نشان دهد که چه سطحی از جنگل‌های شمال برای کاشت فندق مناسب است و این گونه را تاچه حد می‌توان گسترش داد.

از طرف دیگر، این که تعاونی‌ها به طور مداوم و دراز مدت، عرصه را در اجاره داشته باشند، ممکن است زمینه‌ای شود برای تصاحب دائم آن زمین‌ها و خارج شدن بخش‌هایی از جنگل از تملک دولت زیرا بیرون کردن مردم در چنین مواردی ، پیامدهای فراوانی دارد.

در نتیجه با وجود صرفه اقتصادی روشنی که فندق کاری در شمال کشور دارد، باید پیش از اجرای هر نوع برنامه کلان در این مورد ، مسائل مذکور حل شود و ابهامی باقی نماند.



 
شمشاد، الماس جنگل‌های شمال
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٦  

           

شمشاد با نام علمی  Buxus hyrcana  درختی است از تیره شمشاد (Buxaceae) که از گونه های پهن برگ و همیشه سبز جنگلهای شمال محسوب می شود.

به دلیل تخریب گسترده رویشگاه های شمشاد خزری در دهه‌های اخیر، این گونه جزء جوامع ذخیره گاهی در نظر گرفته شده است.

عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران در این ‌باره به خبرنگار ایرنا گفت: شمشاد، گونه‌ای نیمه انحصاری (نیمه ‌اندمیک) است زیرا در جمهوری آذربایجان نیز وجود دارد.

"حبیب زارع " افزود : این درخت ، گونه‌ای کند رشد و با چوب مرغوب و یکی از پنج گونه پهن برگ همیشه سبز جنگل‌های شمال است.

وی تأکید کرد: برای ما حق حیات همه گونه‌ها مهم است و گونه‌هایی وجود دارند که بیش از شمشاد در معرض خطر انقراض هستند ولی شناخت چندانی نسبت به آنها وجود ندارد.

این پژوهشگر ادامه داد: ذخیره‌گاه‌های در نظرگرفته شده، از انقراض شمشاد جلوگیری می‌کند و بنابراین، شمشاد در معرض تهدید است، نه انقراض ، ولی اکوسیستم‌های آن در حال تخریب است.

زارع گفت: شمشاد، بذردهی فراوان و قوه نامیه بذر بالایی دارد و همین، به حفظ آن کمک می‌کند. بااین حال نباید بهره ‌برداری شود زیرا آسیب‌پذیر است و به دلیل تخریب در ارتفاع پایین و ناسازگاری با ارتفاع بالا، محدودیت رویشگاه دارد.

عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران اضافه کرد: بالاترین ارتفاع رویش این درخت که‌دیده شده، ۱۶۰۰ ‬متر و مربوط به دره "شیرین رود" در دودانگه ساری است و غنی‌ترین و بکرترین جنگل آن در "خیپوس" ساری قرار دارد.

وی تصریح کرد: اهمیت دیگر شمشاد، ارزش زیبایی شناختی آن است زیر ساقه متمایل به سفید و برگ همیشه سبز دارد و ترکیب رنگ مناسبی در جنگل به وجود می‌آورد.

زارع با انتقاد از ویلاسازی در جنگل‌های جلگه‌ای شمال گفت: معلوم نیست در مناطقی مانند چلک و مزگاه در نوشهر، به چه نحو مجوز ساخت صادرمی شود و اوضاع به صورتی‌است که شمشاد در حیاط بعضی از خانه‌ها واقع شده‌است!

این پژوهشگر بیان داشت: از روستای خیرود در شرق نوشهر به آن طرف ، در داخل جنگل ساخت و ساز می‌شود و در چلندر، جنگل‌های شمشاد تبدیل به بیشه‌زار شده است.

به گفته او بهترین جنگل‌های شمشاد با قطری تا حد ‪ ۴۰‬سانتی متر در مزگاه وجود دارد ولی آن هم وضع مطلوبی ندارد و باید به داد جنگل‌های شمشاد مزگاه رسید.

زارع افزود: من و آقای طالشی در جنگل‌های شرق نوشهر، جامعه آندراخنه ـ اسپیره‌ستان را شناسایی کرده‌ایم. ضمن آنکه در این منطقه، جوامع انجیلی ـ شمشادستان، نمدار ـ شمشادستان، خرمندی ـ شمشادستان، لیلکی ـ شمشادستان، و همچنین زیر جامعه سرخدار وجود دارد.

کارشناسان می گویند: چوب شمشاد درگذشته یکی از مهم‌ترین گونه‌های صادراتی ایران بود و برای ساخت دوک نخ ریسی و مبل های درجه یک و همچنین منبت کاری و ساخت وسایل تزئینی استفاده می‌شد.

  

یکی از پژوهشگران مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران در این باره گفت: با وجود محافظتی که از شمشاد می‌شود، قطع آن همچنان ادامه دارد.

" یوسف گرجی بحری " افزود : چون شمشاد در نزدیکی محل زندگی مردم و در دسترس بود، همیشه در معرض قطع قرار داشت و چوب مرغوب و گرانی دارد و تا همین چند سال پیش، رفتگران با سرشاخه‌های آن جارو درست می‌کردند.

وی تصریح کرد: در اروپا نیز شمشاد وجود دارد ولی نوع آن با شمشاد خزری که فقط در شمال ایران و منطقه قفقاز می‌روید، متفاوت است.

این پژوهشگر ادامه داد: شمشاد در مناطق جلگه‌ای و تاحدی کوهپایه‌ای دیده می‌شود و در حالت انفرادی و خالص، می‌میرد و باید اشکوب بالایی داشته باشد.

گرجی اظهار داشت: برای مثال در جنگل‌های "سی‌سَرا" در کلارآباد، بعد از قطع درختان بلوط که اشکوب بالایی بود، نابودی شمشادها شروع شد. ولی در پارک جنگلی سی‌سنگان نوشهر، شمشادها به دلیل در سایه بودن، سالم و سرپا هستند.

وی با اشاره به وجود شمشادهای قطور در جنگل مزگاه در نوشهر گفت: شمشاد در تیپ‌های مختلف دیده می‌شود که بارزترین آن، تیپ بلوط ـ شمشاد و تیپ راش ـ شمشاد است که به ترتیب در پارک جنگلی سی‌سنگان و تنکابن وجود دارد.

گرجی ادامه داد: این درخت، خاک‌های رسی و سنگین را می‌پسندد و درختی در حال انقراض است و به شدت باید محافظت شود. به ویژه درمناطق روستایی که تخریب بیشتر است.

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس درباره ویژگی های درخت شمشاد گفت: این گونه به علت وضعیت اقلیمی و ادافیکی(خاکی) ویژه‌ای که دارد، در رویشگاه‌های معتدل مانند پارک جنگلی دکتر درستکار، سی‌سرا، سی‌سنگان، توسکاتک و جنگل‌های لیره‌سر مشاهده می‌شود.

" فرهنگ اسداللهی" افزود: متأسفانه امروز براثر بهره‌برداری‌های غیرعلمی و قطع‌های یکسره، بسیاری از شمشادستان ها به زمین‌های کشاورزی و مسکونی تبدیل شده است.

وی درباره جوامع گیاهی شمشاد در جنگل‌های شمال گفت: بلوط ـ شمشادستان، زنگی دارو ـ شمشادستان، راش ـ شمشادستان، نمدار ـ شمشادستان از جمله این جوامع هستند.

این استادیار دانشگاه اضافه کرد: جامعه ازملک ـ شمشادستان را این جانب در سال ‪ ۱۳۵۹‬معرفی کردم و همچنین در سال ۱۳۷۷ ‬با همکاری آقایان زارع و رحمانی، برای نخستین بار جامعه داغداغان ـ شمشادستان در جنگل‌های مزگاه نوشهر شناسایی شد.

اسداللهی تأکید کرد: شمشاد گونه‌ای نادر و در حال انقراض است و باید در قالب پارک جنگلی و ذخیره‌گاه، این گونه بومی و منحصر به فرد را حفظ کنیم.

وی تصریح گفت: این درخت، گرماپسند و بومی منطقه خزری است که در نواحی جلگه‌ای انتشار یافته و در بعضی مناطق، مانند لیره‌سر، درداخل راشستان ها نفوذ کرده است.

استادیار دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس افزود: شمشاد ، درختی سایه پسند است و تحمل آفتاب شدید را ندارد. بنابراین باید اکوسیستم آن به‌صورت طبیعی و دست نخورده حفظ شود.

اسداللهی گفت : مداخله در توده‌های شمشاد، با توجه به بافت و تنوع زیستی و دگرگونی اکوسیستم، به نابودی آن منتهی می‌شود.

کارشناسان می‌گویند: جنگل شمشاد، اغلب بسیار انبوه و مرطوب است و انبوهی درختان و نهال‌های شمشاد، گاه به حدی‌است که نه تنها عبور و مرور را مشکل می کند، بلکه پناهگاه خوبی برای جانواران وحشی است.

همچنین انبوهی جنگل شمشاد مانع از تابش خورشید و رسیدن نور به‌خاک می‌شود و در نتیجه، سطح زمین فقط از تعداد بسیار زیادی نهال شمشاد و خزه خاک زی و اندکی سرخس و بعضی نهال‌های سایه پسند پوشیده می شود. بنابراین حفظ جنگل‌های شمشاد ، باعث حفظ جانواران و اکوسیستم طبیعی منطقه می‌گردد.



 
زَربین، شاخص‌ترین سوزنی‌برگ جنگل‌های شمال
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦  

زربین، درختی است سوزنی برگ با نام علمی Cupressus sempervirens و از تیره سرو (Cupressaceae) که در برخی از مناطق شمال، نظیر حسن آباد چالوس، رودبار، منجیل، دیلمان، پل زغال، زرین‌گل، علی‌آباد کتول ، رامیان و اِشکِور دیده می‌شود. در جنگل های شمال ایران، یک واریته از این گونه همیشه سبز به نام horizontalis به صورت بومی وجود دارد که به قطر یک متر و ارتفاع ‪ ۳۰‬متر می‌رسد.  

به گفته کارشناسان، منشأ این درخت ممکن است ایران و افغانستان باشد ولی فسیل‌هایی از آن مربوط به دوران سوم زمین‌شناسی یافت شده و به گواهی آثار متعدد، چوب این درخت در گذشته به فراوانی مصرف می‌شده ولی بر اثر مداخلات انسانی، صدمات فراوانی دیده و رو به انقراض گذاشته‌است.

مدیرکل دفتر جنگل کاری و پارک‌های جنگلی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در این باره به ایرنا گفت: زربین در خاک‌های آهکی و مارنی به خوبی رشد می‌کند و در جنگل کاری‌ها زیاد استفاده می‌شود.

"محمدعلی هدایتی" افزود : این درخت در مناطق مرطوب و خاک‌های غنی ، به علت رسیدن مواد غذایی به میزان فراوان ، حالت نخی پیدا می‌کند و چون ریشه سطحی دارد «باد افتاده» می‌شود.

وی تصریح کرد: زربین چوب بسیارخوبی دارد ولی سرمای شدید را به مدت طولانی تحمل نمی‌کند و برای همین است که اغلب در دره‌ها می‌روید و وارد مناطق مرتفع و کوهستانی نمی‌شود.

وی اظهار داشت: برای مثال سرمای ‪ ۱۰‬درجه زیر صفر را برای یک شب تحمل‌می‌کند ولی اگر این سرما و یخبندان چند شبانه روز ادامه پیدا کند، به درخت آسیب می‌رسد. 

در گذشته، در جنگل کاری‌های انجام شده در جنگل‌های شمال ، به نحوی گسترده از زربین استفاده شد که با توجه به نیازهای بوم شناختی این گونه ، نادرست بود زیرا زربین در آب و هوای مرطوب و خاک غنی ، نمی‌تواند با پهن برگان رقابت کند. از این رو ، این درخت، رویشگاه‌های کوچک و گسسته دارد.

بااین حال، بنابرتوصیه برخی ازصاحب نظران همچون دکتر "محمدحسین‌جزیره‌ای" ، چهره ماندگار جنگلداری ایران، زربین به دلیل کیفیت بالای چوب و نیز تحمل شرایط اقلیمی سخت و نامساعد، گونه‌ای جالب و نیازمند توجه است.

استادیار جنگلداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس، درباره گونه‌زربین گفت: در رودبار و حسن‌آباد چالوس که رویشگاه اصلی این گونه در شمال است میانگین دما در ماه های سرد، ‪ ۳/۵‬درجه سانتی گراد بالای صفر است.

" فرهنگ اسداللهی" افزود : دراین مناطق، درختان اقلیم مدیترانه‌ای همچون داغداغان، اوری ، لور و افراهای خشکی پسند به همراه زربین دیده‌می‌شود و تعداد گونه‌های درختی و درختچه‌ای آن، انگشت شمار و پوشش علفی آن ضعیف است.

وی ادامه داد: درختچه‌های همراه زربین عبارت‌اند از: شیرخشت، یاسمن زرد، زرشک، انار، سیاه تَلو، اُرمَک و دربعضی از دامنه‌ها و نقاطی که دارای خاک غنی است، درختان کَرکُو، داغداغان، سفید مازو، ون، آلوچه و ولیک دیده می‌شود.

این استادیار جنگلداری اظهار داشت : زربین درختی است خشکی پسند و گرما دوست که بردبار و کم نیاز و در برابر خاک‌های آهکی، مقاوم است.

اسداللهی افزود: این درخت مدیترانه‌ای از رطوبت زیاد گریزان است و خاک‌های مارن آهکی و سنگلاخی را می‌طلبد.

عضوهیأت علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس گفت: زیتون، تنها گونه پهن برگ است که با این اقلیم سازگاری پیدا کرده است و به صورت گونه‌ای چند منظوره برای توسعه درخت کاری و مشارکت‌های مردمی، در این اقلیم کشت و پرورش داده می‌شود.

زربین درختی است نورپسند و کند رشد که سالانه به طور میانگین ‪  ۲۵‬تا ‪ ۳۰‬سانتی متر رشد ارتفاعی و ‪ ۲‬تا ‪ ۴‬میلی متر رشد قطری دارد.

چوب زربین مانند چوب سایر درختان سوزنی برگ ، صمغی و معطر و در رطوبت زیاد، مقاوم است. رنگ چوب زربین، سفید شکری، مایل به‌قهوه‌ای و سبک وزن است و قفسه‌هایی که با آن ساخته می‌شود، مانع حمله بید و آفات دیگر به لباس‌های پشمی می گردد.

                    

یکی از کارشناسان ناظر اداره‌ کل منابع طبیعی غرب مازندران گفت: در حسن آباد چالوس که رویشگاه طبیعی زربین است ، این گونه در مناطق تخریب یافته ، به صورت دست کاشت وارد عرصه شده است.

"عباس تقی‌پور گل سفیدی" افزود: زربین‌های دست کاشت درمقایسه با زربین‌های خودرو، برگ‌های روشن تری دارند که شاید دلیل آن غنی‌تر بودن خاک درآن نواحی است.

وی ادامه داد: علاوه بر دره حسن‌آباد ، درنزدیکی مرزن‌آباد نیز زربین دیده می‌شود و این گونه در داخل دره‌ها، با درختان پهن برگ، آمیخته شده است.

این کارشناس ارشد جنگلداری اظهار داشت: در بعضی از مناطق دره حسن‌آباد ، سرو نقره‌ای و کاج اِلدار که گونه‌هایی غیر بومی هستند کاشته شده‌است که‌چندان معقول به نظر نمی‌رسد.

تقی پور با بیان اینکه در حسن‌آباد، زربین‌هایی با قطر دو متر دیده شده است گفت: در این منطقه در لا به لای درختان زربین، گاه لِوَر و آزاد مشاهده می‌شود.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران ادامه داد: طرح‌جنگلداری حسن‌آباد، چند سال قبل تهیه شده است و این منطقه حفاظت شده وذخیره گاهی ، تا پیش از این ، طرح مدون نداشت.

وی تأکید کرد: ‪ ۹۰‬درصد آسیب‌ها و تخریب‌هایی که به زربین‌های حسن آباد وارد شده، بر اثر نداشتن طرح جنگلداری و ‪ ۱۰‬درصد آن تخریب روستاییان بوده است.

این کارشناس ارشد جنگلداری گفت: دراداره طرح جنگلداری حسن‌آباد، باید به مسائل اجتماعی و اقتصادی منطقه و رونق دادن به گردشگری توجه شود.

تقی پور افزود: به دلیل سخت‌گذر بودنِ عمومی منطقه، لازم ‌است جاده‌هایی ساخته و مسائل مربوط به نگهداشت جنگل، نظیر جلوگیری از آتش سوزی و قاچاق چوب، در نظر گرفته شود.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران اظهار داشت: چون خاک منطقه، آهکی است و براثر بارندگی شسته می‌شود، برنامه‌های آبخیزداری هم باید جدی گرفته شود.

وی درباره برداشت علمی چوب زربین در حسن‌آباد گفت: هم‌اکنون درختان باد افتاده، جمع‌آوری و استفاده می‌شود ولی قطع درخت، منع قانونی دارد.

تقی پور اضافه کرد : به نظر من، گاهی لازم است که برخی پایه‌های زربین قطع گردد و بهتر است این منع قانونی، پس از فراهم شدن مقدمات، برطرف شود.

برای حفظ گونه زربین، ذخیره‌گاه حسن‌آباد چالوس در نزدیکی جاده کندوان ، به مساحت ۷۳۹۷ ‬هکتار و با هسته مرکزی ۲۷۰۰ ‬هکتار در نظر گرفته شده است.

همچنین در ذخیره‌گاه "سیدان" استان گیلان با مساحت ‪ ۳۰۰‬هکتار و ذخیره‌گاه "زرین گل" استان گلستان با مساحت ‪ ۱۱۵‬هکتار، از این گونه محافظت می‌شود.



 
تیس، درخت ناشناخته جنگل‌های شمال
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦  

    تیس ، با نام علمی  Sorbus aucuparia درختی است از تیره گل سرخ که با وجود ارزش بوم شناختی فراوان، حتی برای کارشناسان جنگل نیز چندان شناخته شده نیست.

 با وجود تحقیقات زیادی که در سال‌های اخیر، درباره گیاهان جنگل‌های شمال انجام شده است، هنوز ابهامات فراوانی در این زمینه وجود دارد. مطالعات انجام شده، بیشتر بر روی گیاهان چوبی که در حدود ‪ ۱۵۰‬ـ ‪۲۰۰‬ گونه هستند تمرکز یافته و اطلاعات چندانی درباره گونه‌های علفی جنگل‌های شمال که در حدود ۱۶۰۰ گونه را شامل می شود به دست نیامده  است. حتی درباره گونه‌های درختی و درختچه‌ای  نیز اطلاعات کاملی وجود ندارد.

یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری در گفتگو با ایرنا گفت: درخت تیس حتی برای بسیاری از کارشناسان، نا آشناست و نمی‌توانند آن را تشخیص دهند.

"علی ویسی" که از معدود کسانی است که تحقیقی مستقل درباره این درخت انجام داده است گفت: تیس، ظاهری زیبا دارد و از آن در پارک ها نیز می‌توان استفاده کرد.

وی افزود : این درخت در ایران شش گونه دارد و در ارتفاعات جنگل‌های شمال و از ۱۷۰۰  تا ۲۰۰۰ متر از سطح دریا دیده می‌شود.

این کارشناس ارشد جنگلداری تأکید کرد: تیس در نزدیکی روستای لاشَک نوشهر، در ارتفاع ۲۶۱۰ ‬متری هم روییده است و بارندگی مورد نیاز این‌گونه درختی ، ‪ ۳۵۰‬تا ‪ ۶۵۰‬میلی متر در سال است و بیشترین تراکم را در دره‌ها و مناطق صخره‌ای و خاک‌های آهکی و مرطوب دارد.

ویسی گونه‌های همراه تیس را چنین ذکر کرد: اُوری ، راش، وَن، بارانک، گیلاس جنگلی، کَرْب، لِوَر، ممرز، ولیک، زرشک، مای‌مَرز، آلوچه، ازگیل، سیاه‌ال، بنفشه، فَرفیون، پامچال، توت فرنگی و مَتامَتّی.

ویسی افزود: روستاییان از برگ این درخت برای تعلیف دام استفاده می‌کنند و چوب آن را به مصرف سوخت می‌رسانند که با توجه به کمیاب بودن آن ، آثار مخربی برجای می‌گذارد.

این کارشناس ارشد جنگلداری تصریح کرد : تیس گونه‌ای سایه‌پسند است و اغلب در زیر اشکوب‌اوری دیده می‌شود و پوست تنه‌ای سفید و حساس به آفتاب دارد.

وی ادامه داد: این درخت باید برای جلوگیری از فرسایش خاک، درمحیط طبیعی کاشته شود که منحصر است به مناطقی از جنگل‌های شمال و برای استفاده‌های زینتی نیز مناسب است.

کارشناسان جنگل می‌گویند: درخت تیس در ایران فقط در بخش‌هایی از جنگل‌های شمال می‌روید ولی دراروپا نیز انتشار دارد. شاخه‌های تازه‌آن، صاف با خزی کم و بیش نارنجی رنگ است که سپس صاف و خاکستری می‌گردد.

   

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران درباره این گونه گفت : تیس درختی است از تیره گل سرخ که برگ‌های مرکب شانه‌ای فرد دارد و با این ویژگی از دیگر گونه‌های این خانواده بازشناخته می‌شود.

"یوسف گرجی بحری" افزود: برگ تیس، شش الی هفت برگچه دارد و حاشیه آن دندانه‌دار و میوه‌اش زرد مایل به قرمز است و در فصل پاییز می‌رسد.

وی ادامه داد: این درخت به ناحیه خزری تعلق دارد و با فلور اروپا مشترک است و در جنگل‌های شمال ایران، درختی نادر محسوب می‌شود.

این پژوهشگر تأکید کرد: تیس، اغلب در ارتفاعات بالای جنگل‌های شمال و مناطق مرتفع می‌روید و بیشتر به صورت پراکنده دیده می‌شود.

گرجی درباره رویشگاه‌های این گونه در جنگل‌های شمال گفت: تیس در رودبار گیلان، کندوان، پل زنگوله، سیاه‌بیشه و دیگر مناطق کوهستانی شمال می‌روید.

به گفته او، چوب آن اهمیت صنعتی ندارد و ارزش‌های آن، بیشتر زیست محیطی و گیاه‌شناختی است و به دلیل زیبایی، برای فضای سبز نیز مناسب است.

به دلیل انجام نشدن تحقیقات لازم درباره درخت تیس، ویژگی‌های این گیاه به روشنی معلوم نیست و به همین دلیل، حتی در جنگل‌کاری در مناطق مرتفع که زیستگاه‌آن است، به ندرت از تیس استفاده می‌شود.

کارشناس جنگل‌کاری اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران گفت: در هیچ یک از نهالستان‌های دولتی غرب مازندران، نهال تیس تولید نمی‌شود.

"علی کیان " افزود: تولید نهال تیس ، مشکل است و گذشته از این، در جنگل کاری‌ها عادت شده است که بر روی گونه‌های متعارف و متداول کار شود.

وی تأکید کرد: به دلیل کمبود بودجه، مجبوریم نهال‌هایی تولید کنیم که کم هزینه‌تر باشند و به همین دلیل، اغلبِ جنگل کاری‌های ما، با گونه‌هایی نظیر کاج سیاه، ون و شیردار است.

کیان پیشنهاد کرد: برای گونه‌های ارتفاعات بالا باید بودجه اختصاصی درنظر گرفت و اگر از کمیت جنگل کاری‌ها کم و به کیفیت آن افزوده شود، نتیجه بهتری به دست می‌آید.

این کارشناس جنگل‌کاری گفت: چند سال است که جنگل‌کاری در ارتفاعات را توسعه داده‌ایم و به عقیده من باید نهالستان‌های موقتی در ارتفاعات ایجاد کنیم که از نظر هزینه نیز به صرفه‌تر است.

کیان تصریح کرد: به دلیل کمبود نهالستان‌های ارتفاع بالا، مجبوریم از نهال‌های تولید شده در جلگه استفاده کنیم که تلفات نهال در این حالت ، بالاست.



 
توس، درخت کوهستان‌های سرد جنگل‌های شمال
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦  

«توس» یا «غان» درختی است با نام علمی Betula pendula از تیره ای  به همین نام (Betulaceae) که در بالاترین ارتفاعات جنگلهای شمال و در مرز جنگل و مرتع می‌روید. به دلیل سخت‌گذر بودن و آب و هوای نامساعدِ رویشگاه های این گونه، اطلاعات زیادی درباره آن در دست نیست ولی این درخت، بازمانده جنگلهای اولیه خزری و در معرض انقراض است.

یکی از پژوهشگران مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران به ‌ایرنا گفت: توس، گونه‌ای بسیار مقاوم است که تا ارتفاع ۳۰۰۰ در جنگلهای شمال دیده می‌شود.

"حبیب زارع" افزود: ویژگی های این درخت به خوبی شناخته نشده و به طور کلی شناخت ما نسبت به همه گونه‌های موجود در جنگلهای شمال کم است و از طرف دیگر، فاصله زیادی بین بخش های گیاه‌شناسی و اجرایی وجود دارد.

وی تصریح گفت: تصور می‌شد این درخت در شمال ایران، فقط در دره شهرستانک کرج می‌روید ولی این جانب در سال ۱۳۷۳ ‬توده‌ای دوهزار هکتاری از توس را در دودانگه ساری شناسایی کردم.

این پژوهشگر ادامه داد: سپس با همکاری مرحوم دکتر "کریم جوانشیر"، کار شناسایی تکمیلی انجام شد و هم ‌اکنون نیز در قالب طرح تهیه و نگارش فلور ایران، مشغول بررسی تیره توس هستیم.

زارع اظهار داشت: شناسایی و مقایسه گونه‌های تیره توس، به مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران و باغ گیاه شناسی نوشهر محول شد که به پایان رسید.

 وی گفت: از دیگر رویشگاه های توس، می‌توان به سیاه بیشه، دریابک، اولا، بندپی، ارتفاعات هراز آمل، ارتفاعات درازنو کردکوی و دره پلور اشاره‌کرد.

این پژوهشگر تأکید کرد: با توجه به تنوع رویشگاهی این گونه و اختلاف ارتفاع زیاد و وجود دره‌های عمیق و دوردست، مطمئنیم که در مناطقی دیگر هم یافت می‌شود.

زارع با بیان این که توس، وابسته به خاک خاصی نیست گفت: می‌توان گفت جنگلهای توس، یادگاری از جنگلهای اولیه شمال کشور است.

وی تصریح کرد: کمترین ارتفاعی که این درخت در آن دیده شده، در "ده‌میان" سوادکوه، در ارتفاع ۱۷۷۰ ‬متری از سطح دریا و بیشترین آن در دودانگه به میزان ۳۰۰۰ متر بوده است. پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران گفت: توس، گونه‌ای نورپسند است که اگر این عامل فراهم باشد، در همه جای شمال می‌روید.

زارع افزود: دلیل این که توس با وجود نرمش بوم‌شناختی در همه جا دیده نمی‌شود، نداشتن قدرت رقابت با گونه‌های دیگر است.

به گفته او در ارتفاعات، به‌دلیل برف شکستگی، رشد ارتفاعی این درخت اغلب ‪ ۱۴‬تا ‪ ۱۵‬و حداکثر ‪ ۱۸‬متر است ولی قطر آن به ‪ ۸۰‬سانتی متر می‌رسد.

این پژوهشگر درباره چوب توس یادآور شد: چوب آن بلندترین الیاف را در بین پهن‌برگان منطقه اروسیبری دارد و برای کاغذسازی مناسب است و چون رنگ روشن دارد، هزینه رنگ‌بری نمی‌خواهد.

زارع افزود: برگ توس در پاییز، طلایی و زیبا می‌شود و با این که رنگارنگی گونه انجیلی را ندارد، جلوه خوبی به محیط می‌دهد.

وی گفت: در "سنگده" ، سرشاخه‌های این درخت برای خوراک بز، قطع می‌شد ولی پس از بازدیدهای مختلف کارشناسان دفتر جنگل‌کاری و پارک های سازمان جنگلها و مراتع و تلاش های دکتر هدایتی ،مدیر کل این دفتر، و همچنین شرکت فَریم، جنگلهای بالابند طرح فریم، از حضور دام خالی شد.

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران اظهار داشت: زادآوری توس در مرز جنگل و مرتع دیده می‌شود و باید مراقب بود تا دام های استان سمنان وارد آن منطقه نشوند.

به گفته زارع، این درخت برای اغلب روستاییان، ناشناخته است و در بسیاری از مناطق، حتی نام محلی ندارد ولی شکارچیان و دامداران که از چوب آن گاهی استفاده می‌کنند، با این گونه آشنا هستند.

وی خواستار حفظ تک پایه‌های توس در جنگل "ده‌میان " شد و گفت : این گونه، سنگ بنای جنگلهای شمال است و رویشگاه های پراکنده آن نشان می‌دهد که زمانی در تمام شمال می‌رویید.

این پژوهشگر ادامه داد: درخت توس باید به مردم شناسانده شود و جنگل‌کاری با آن، همراه با حذف گونه‌های رقیب همچون اُوری ، لِوَر، تیس، سفیدکرکو، سفیدمازو، زرشک، شیرخشت و حتی نمدار و ون و گاهی راش باشد.

زارع افزود: این گونه برای تهیه چوب، حتی می‌تواند جانشین صنوبر شود و با توجه به این که در اروپا نیز می‌روید و آنها تحقیقات زیادی بر رویش انجام داده‌اند، می‌توانیم از نتایج آن تحقیقات و تجارب آنها استفاده کنیم.

وی تاکید کرد: توس در جنگلهای شمال، در حال انقراض است و رویشگاه‌هایش در معرض تخریب قرار دارد و لازم است به آن توجه بیشتری شود.

 به گفته کارشناسان جنگل، دیر زیستی توس کم است و به ‪ ۱۵۰‬سال هم نمی‌رسد ولی از ‪ ۲۰‬ تا ‪ ۳۰‬سالگی، به فراوانی و هر سال بذر می‌دهد. چنان که به گفته دکتر محمدرضا مروی مهاجر، یک درخت توس در عرض ‪ ۳۰‬سال به همراه نسل های تولیدشده خود، قادر است به قدری بذر تولید کند که نهال های حاصل، تمام سطح خشکی های کره زمین را بپوشاند.

مدیرکل دفتر جنگل‌کاری و پارک های جنگلی سازمان جنگلها و مراتع کشورگفت: توس، اقلیم کوهستانی و سرد را می‌پسندد و ازجمله در کشورهای اسکاندیناوی و کانادا می‌روید. "محمدعلی هدایتی" افزود: در ایران این گونه در مناطق کوهستانی و مرتفع دیده شده و رویشگاه آن در سنگده به مساحت دو هزار هکتار و در سیاه بیشه به مساحت ‪ ۵۰‬هکتار است. وی ادامه داد: در گذشته، چندان بر روی گونه‌های کوهستانی تمرکز نداشتیم ولی در سال‌های اخیر، به این گونه‌ها نیز توجه می‌کنیم.

این مسؤول سازمان جنگلها و مراتع اظهار داشت: توس، چوب سبکی دارد و برگ آن قلبی شکل و ریزتر از صنوبر است و با بذر و قلمه تکثیر می‌شود.

هدایتی با ذکر این که توس، ارتفاعی متوسط دارد، بیان داشت: نهال این گونه در نهالستان فریم تولید و به طور محدود در جنگل‌کاری ها استفاده می‌شود.

مدیرکل دفتر جنگل‌کاری و پارک های جنگلی سازمان جنگلها و مراتع کشور افزود:به دلیل رویش این درخت در مناطق مرتفع و صخره‌ای و پرتگاهی، روستاییان چندان به آن دسترسی ندارند.

به گفته این مسؤول، گونه یادشده، سرشت سرما پسندی دارد و در زیبوم شمالی (‪ (boreal biome‬ یا تایگا می‌روید که عرض های جغرافیایی بالا یا ارتفاعات زیاد را شامل می‌شود.

توس درختی نورپسند است و به طور متوسط، روزانه به ۱۰ تا ۱۳ ساعت روشنایی احتیاج دارد و برای مقاومت دربرابر نور شدید، پوست تنه اش روشن است. به گفته دکتر"حبیب‌الله ثابتی" ، این درخت در گذشته برای معالجه بیماران مبتلا به نقرس استفاده می‌شد و شاید اختصاص دادن شهرستانک به ییلاقات سلطنتی قاجاریه، به علت ابتلای برخی از سلاطین آن به بیماری نقرس بوده است.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس گفت: توس به دلیل رویش در اقلیم و خاک ویژه، در حد نهایی جنگلهای شمال کشور و بعضی نقاط دیگر مشاهده می‌شود.

" فرهنگ اسداللهی" افزود: این درخت، باقیمانده دوران سوم زمین‌شناسی است و باید به صورت حفاظتی و حمایتی در برنامه‌ریزی ها در نظر گرفته و حفظ شود.

این استادیار دانشگاه ادامه داد: جنگل توس در ارتفاعات "ده‌میان" سنگده، به صورت نوار کم عرض و منقطع بر روی دامنه‌های شمالی و صخره‌ای و مناطق سنگلاخی گسترش یافته است. اسداللهی اظهار داشت: در این منطقه، همراه با توس، گونه‌های تیس، مای مرز، سفید کرکو، اوری ، کرکف و نمدار دیده می‌شود.

به گفته وی، با توجه به این که رویشگاه این گونه، نادر و محدود و منحصر به فرد است، باید به صورت ذخیره‌گاه جنگلی حفاظت و مراقبت شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس تأکیدکرد: توس از نظر ژئوبوتانیک، گیاه‌شناسی، بوم شناسی، ژنومورفولوژی، جامعه‌شناسی گیاهی و اقلیم‌شناسی مهم و نیازمند بررسی است.



 
مَلَج، گونه در حال انقراض جنگل‌های شمال
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦  

ملج، با نام علمی Ulmus glabra درختی است از تیره نارون (Ulmaceae) که در میان بند و بالابند جنگل‌های شمال ایران وجود دارد و در اغلب جنگل‌های خزری از ارسباران، آستارا و تالش تا نور و کجور و گرگان امتداد می‌یابد. 

 این ‌درخت به‌علت شیوع بیماری "مرگ نارون" ازیک طرف و داشتن چوب مرغوب و اقبال قاچاقچیان به ‌آن از طرف دیگر، به شدت آسیب دیده و در حال انقراض می‌باشد و نیازمند اقدامات حمایتی است.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران درباره ‌این گونه درختی به ایرنا گفت : ملج ، اغلب به صورت انفرادی در جنگل‌های شمال دیده می‌شود و چون چوب خوش نقش و خوش کاری دارد، به شدت قاچاق شده است و خیلی از قاچاقچیان، از همین راه ثروتمند شدند.

"عباس تقی پور" افزود : در حدود ‪ ۹۸‬درصد پایه‌های ملج براثربیماری "مرگ نارون" از بین رفته‌اند و بسیاری از پایه‌های سالم نیز، آثاری از بیماری را نشان می‌دهند.

وی اظهارداشت: ملج در جنگل کاری‌ها استفاده نمی‌شود زیرا پرورش نهال آن در نهالستان، مشکل است و همین سبب می‌شود نتوان بانهال کاری، حذف این درخت را جبران کرد.

این کارشناس ارشد جنگلداری یادآور شد: درخت ملج، بذری سبک دارد و به همین علت به صورت پراکنده در جنگل دیده می‌شود وخاک نیمه غنی و متوسط می‌خواهد.

وی گفت : کل پایه‌های باقیمانده ملج در جنگل‌های شمال، در حدود چهار هزار اصله برآورد می‌شود و می‌توان با نصب دستگاه های حسگر و ردیاب، از قاچاق آن جلوگیری کرد.

تقی پور تصریح کرد: این کار برای جانوران انجام می‌شود، چرا برای درختان انجام نشود زیرا قاچاقچیان بر روی ملج که هر مترمکعب چوب آن ‪ ۳۰۰‬تا ‪۳۵۰‬ هزار تومان قیمت دارد، تمرکز کرده‌اند.

کارشناس ناظر اداره‌کل منابع طبیعی غرب مازندران ادامه داد: قاچاق چوب نسبت به چند سال گذشته کاهش یافته که مهم‌ترین علت آن، افزایش نظارت و کنترل است.

چوب ملج صنعتی است و در روکش‌سازی و همچنین ساخت ابزارهای کشاورزی استفاده می‌شود و به دلیل مقاومت در برابر حشرات چوب خوار و آفات، دوام زیادی دارد.

عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی ومنابع طبیعی استان مازندران درباره درخت ملج گفت: این گونه، از درختان ارزشمند و مهم در معرض خطر است.

"یوسف گرجی بحری" افزود: وضع پیش آمده برای ملج، یعنی در خطر انقراض قرار گرفتن، بر اثر شیوع بیماری و نیز بهره‌برداری نامناسب است.

وی تصریح کرد : اکنون بیماری "مرگ نارون" که عامل آن نوعی قارچ است ، بسیاری از پایه‌های ملج را درجنگل‌های شمال بیمار کرده و خشکانده است.

این پژوهشگرخاطرنشان کرد: نوعی سوسک بانام علمی Scolytus scolytus عامل انتشار این قارچ است.

گرجی ادامه داد: قارچ، وارد لایه مریستمی درخت و بین چوب و پوست می‌شود و آوندها را مسدود و انتقال آب و موادغذایی را متوقف می‌کند که در نتیجه، درخت می‌خشکد.

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی ومنابع طبیعی استان مازندران درخصوص منشأ این بیماری گفت: برطبق گزارش های آقای دکترعباسی، ورود این قارچ به ایران یا شیوع آن مربوط به دهه‌های ‪ ۳۰‬و ‪ ۴۰‬همزمان با آغاز بهره‌برداری مدون از جنگل‌های شمال می‌شود.

وی اظهارداشت: گویا نخستین بار این بیماری در جنگل "لُوه " گرگان دیده شد و به نظر می‌رسد شروع بهره‌برداری صنعتی و مداخله در اکوسیستم‌های طبیعی جنگل، روند بیماری را تشدید کرده است.

گرجی گفت: بیماری "مرگ نارون" اولین بار در کشور هلند شناسایی شد و پس از گسترش در اروپا به ایران آمد.

این پژوهشگر افزود : در ایران این قارچ علاوه بر ملج ، درختان آزاد و اوجا را هم مبتلا کرده‌است و در پارک قدس رشت ، درختان آزاد ‪ ۱۰۰‬ساله با قطر یک متر به این بیماری دچار شده‌اند.

وی اظهارداشت : یکی دیگر از عوامل آسیب رسان به ملج، بهره‌برداری‌های شدید برای استفاده از چوب مرغوب این درخت بود، که بر اثر تغییر اکوسیستم جنگل، به دلایلی که هنوز معلوم نیست، این گونه در حال نابودی است.

گرجی خاطرنشان کرد: بذر ملج خیلی زود قوه نامیه (تانه رُویی )خود را از دست می‌دهد و پرورش آن در نهالستان و جنگل کاری به همین دلیل مشکل است.

پژوهشگرمرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران گفت: هم‌اکنون نهال های ملج، به خوبی بر اثر زادآوری طبیعی در جنگل پدیدار می‌شوند ولی بعد از رسیدن به ‪ ۱۰‬الی ‪ ۱۸‬سالگی و قطر ‪ ۲۰‬الی ‪ ۲۵‬سانتی متری به دنبال ترک خوردن پوست بر اثر ازدیاد سن و ایجاد شکاف، مورد حمله سوسکِ ناقل قارچ قرار می‌گیرند.

وی برای حل‌این مشکل پیشنهاد کرد: پایه‌های سالم ملج از نظر ژنتیکی بررسی شوند، قطع آن ممنوع شود، با تکثیر غیرجنسی زمینه جنگل‌کاری با این گونه فراهم گردد، مبارزه کم خطر شیمیایی و هورمونی انجام شود و از دشمنان طبیعی سوسک مذکور حمایت گردد.

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس درباره ملج گفت: این درخت ، اغلب در مناطق کوهستانی و دارای خاک زهکشی شده می‌روید.

"فرهنگ اسداللهی" افزود : ملج در مناطق جلگه‌ای با توسکا تشکیل جامعه می‌دهد ولی از حدود سال ۱۳۵۶ ‬به دلیل شیوع آفت، دیگر جامعه ملج دیده نمی‌شود.

وی تصریح کرد: برای جلوگیری از گسترش بیماری، پایه‌های آفت زده معدوم شد و تا سال ‪ ۱۳۷۹ ‬اجازه تکثیر این گونه با بذر داده نمی‌شد.

اسداللهی گفت: در این سال تصمیم بر این گرفته شد که از پایه‌های سالم و مرغوب، بذر تهیه و نهال تولید شود ولی اگر در سیر رویش نهال ، آفت دیده می‌شد ، آن را از بین می‌بردند.

استادیار دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس افزود : در وضع فعلی، جامعه ملج در جنگل‌های شمال معنا ندارد و این گونه مقاوم به سرما به حد نابودی رسیده‌است.



 
راش، سلطان جنگل‌های شمال
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٦  

راش ، با نام علمی Fagus orientalis درختی است پهن برگ از تیره‌ راش (Fagaceae) که ‪ ۲۴‬درصد تعداد و ‪۳۰‬ درصد حجم درختان جنگل‌های شمال را تشکیل می‌دهد. تعداد زیادی از تحقیقاتی که درباره جنگلهای شمال انجام می‌شود ، مربوط به این گونه ‌است زیرا مرغوب‌ترین چوب را درکشور دارد و دراغلب نواحی جنگلهای شمال می‌روید. با این حال به گفته کارشناسان، آگاهی چندانی از خصوصیات ژنتیکی این درخت وجود ندارد و تحقیقات زیادی باید در این‌باره انجام شود. 

یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره این گونه ارزشمند گفت:درحدود ‪۱۳‬ گونه راش در جهان شناسایی شده که ‪ ۱۰‬گونه آن مربوط به کشورهای شرق آسیا است.

"میثم میارعباسی" در گفتگو با ایرنا افزود : راش موجود در جنگل‌های شمال، گونه خزری یا هیرکانی‪ ‬است.

وی درباره چوب این درخت اظهار داشت : راش چوبی نیمه سنگین و نیمه‌سخت به رنگ کرم تا صورتی پر رنگ دارد و خوش کار است.

این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: ارتفاع راش به ۳۰ ـ ۴۰ متر وقطر آن به ‪ ۱/۵‬متر می‌رسد و اغلب در محدوده ارتفاعی ۶۰۰ ـ۲۲۰۰ ‬متر از سطح دریا دیده می‌شود.

میارعباسی اضافه کرد : تنه آن، صاف و استوانه‌ای است و بیشتر تنه را چوب تشکیل می‌دهد و مغز چوب آن کم است.

وی ادامه داد: راش، درختی است تک پایه و خزان‌کننده دارای گل‌های مخروطی و میوه فندقه که با زادآوری طبیعی و یا بذرپاشی در پاییز و زمستان تکثیر می‌شود.

میارعباسی گفت : این درخت هرپنج سال یک بار بذر فراوان تولید می‌کند و در جوانی "جست" می‌دهد ولی در سنین بالا جست دهی آن کم می‌شود.

این کارشناس ارشد جنگلداری بیان داشت : راش ، خاک حاصلخیز با گیاخاک زیاد و مواد معدنی غنی و آب و هوای مرطوب و سرد را می‌پسندد.

وی گفت : نجارها، چوب راش را "چوب جنگلی " می‌نامند و ازدید آنان ، مرغوب‌ترین چوب در ایران است و در صنایع روکش ، تخته‌لایه، تراورس ، مبل و ساختمان‌سازی کاربرد دارد.

میارعباسی یادآور شد : این درخت دارای مصارف روستایی بسیار است که می‌توان به ساخت در، پنجره، تیر، ستون، چهارپایه، کفش چوبی و گهواره اشاره کرد.

وی گفت: از بذر این درخت روغنی استخراج می‌شود که ‪ ۲۰‬ـ ‪ ۲۵‬درصد آن خوراکی و شامل گلیسریدهای پالمتیک و اولئیک است.

به گفته کارشناسان ، راش درختی است سایه پسند با پوست نازک که در نتیجه گرما و تابش شدید آفتاب باعث آفتاب زدگی و سوختگی پوست آن و از بین رفتن کامبیوم می‌شود. البته پوست نازک این حسن را دارد که صاعقه را از خود عبور می‌دهد و آسیب پذیری درخت بر اثر اصابت صاعقه، کم می‌شود.

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران درباره درخت راش گفت: از آنجا که این گونه، اولین درخت تجاری جنگلهای شمال است، در دهه‌های اخیر تحقیقات زیادی درباره آن انجام شده است.

"یوسف گرجی بحری" افزود: این درحالی است که خیلی از گونه‌های مهم نظیر ون، بارانک و گیلاس جنگلی، در جنگلهای شمال وجود دارد که چون اهمیت اقتصادی شان به اندازه راش نیست، تحقیقات کمی درباره شان انجام شده است.

وی تاکیدکرد: با وجود این، پژوهش‌های انجام شده درباره راش ، کاستی‌هایی به ویژه در بخش اکوتیپ و تنوع ژنتیکی دارند.

به گفته این پژوهشگر، به جز موارد یادشده ، تحقیقات زیادی در زمینه‌های جنگل شناسی، خواص مکانیکی چوب، بذر، تولید نهال و زادآوری راش انجام شده است.

گرجی بحری ادامه داد: درجنگل‌های بکر و طبیعی، زادآوری راش به صورت طبیعی و در سطح کوچک ‪ ۳۰۰‬ـ ‪ ۴۰۰‬متر مربعی انجام می‌شود.

به گفته او در سطح کمتر از هزار مترمربع، جنگل راش خود به خود احیا می شود ولی اگر سطح بزرگ تراز ۱۰۰۰ ـ ۱۵۰۰ ‬متر مربع باشد، گونه‌های علفی غالب می‌شود.

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران ادامه داد: در این حالت باید عرصه را محصور و  بعد از ریشه‌کنی گیاهان ناخواسته، بذرکاری یا نهال کاری کنیم.

گرجی بحری بیان داشت: بهتراست در ابتدا، گونه پرستار مانند پلت یا توسکا کاشته شود و تاحد امکان اجازه دهیم بذر راش به طور طبیعی، مستقر شود زیرا بذرکاری و نهال‌کاری راش به دلایل نه چندان مشخص، چندان موفقیت آمیز نیست.

وی افزود: اگر سطح، خیلی بزرگ باشد، بذرکاری کپه‌ای یا خطی با پلت یا توسکا انجام می‌دهیم و با ایجاد اشکوب نهال، بعد از سه‌سال ، بذر یانهال راش کاشته می‌شود.

به گفته کارشناسان ، راش در جنگل‌های شمال باگونه‌های متعددی همچون کوله خاس، سیاه گیله، آسپرولا، لوزولا، کارکس، خُلر، شمشاد، ممرز و سرخدار تشکیل جامعه گیاهی می‌دهد و حضوری چشمگیر و تعیین‌کننده در گستره وسیعی از این جنگل‌ها دارد. با توجه به ارزش فراوان چوب این درخت درصنایع چوب، انجام یافتن هرتحقیق که ویژگی‌های آن را روشن تر کند، در افزایش ارزش افزوده محصولات راش تاثیر دارد.



 
بلند مازو، بزرگ‌ترین درخت جنگل‌های شمال
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٦  

بلندمازو با نام علمی Quercus castaneifolia درختی است از تیره راش (Fagaceae) که به طور کلی از نظر قطر و ارتفاع ، بزرگ‌ترین درخت جنگل‌های شمال محسوب می‌شود.  

این درخت، مخصوص جنگل‌های قفقاز و خزری است و در جنگل‌های شمال ایران از جلگه‌های ساحلی تا ارتفاعات بالایی و از جنگل‌های گلی داغ  و گلستان و گردنه چناران تا آستارا پراکنده است.

این گونه، جامعه‌هایی خالص یا آمیخته با ممرز تشکیل می‌دهد و در منطقه مینودشت تا ارتفاع ۲۱۰۰ ‬متری از سطح دریا، بالا رفته است و چوب سخت و مرغوبی دارد.

یکی از کارشناسان سازمان جنگل‌ها مراتع و آبخیزداری کشور در این‌باره به خبرنگار ایرنا گفت: بلند مازو ممکن است به قطر ‪ ۳/۵‬متر و ارتفاع ‪ ۴۰‬متر برسد و از این نظر حتی از درخت بزرگ افرا نیز پیشی می‌گیرد.

وحید شقاقی افضلی گفت : این گونه نورپسند، بیشتر در جنگل‌های جلگه‌ای و بر روی خاک‌های سنگین و رسی دیده می‌شود و یکی از زیباترین درختان جنگل‌های شمال است.

وی افزود: بلند مازو اغلب در دامنه‌های جنوبی جنگل‌های شمال که آفتاب گیرتر است می‌روید و به دلیل داشتن چوب با ارزش، مورد استفاده گسترده روستاییان قرار می‌گیرد.

این کارشناس جنگل ادامه داد: درجنگل‌های شمال هرچه ‌از شرق به غرب برویم، از تعداد این درخت کاسته می‌شود، به‌طوری که در گرگان، بلند مازو مناطق وسیعی را پوشانده ولی در غرب گیلان، به دلیل اسیدی بودن خاک، تعدادشان کم است.

شقاقی درباره کاربردهای غیرچوبی این درخت گفت:از بلند مازو، ماده‌ای به نام " تانَن" گرفته می‌شود که در چرم‌سازی کاربرد دارد و با توجه به این که این درخت در جنگل‌های زاگرس نیز می‌روید، در قدیم و در هنگام قحطی، ساکنان آن مناطق، از بذر آن، نوعی نان درست می‌کردند.

کارشناس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور افزود: این گونه با وجود نورپسندی ، در دوره نهالی، باید در پناه دیگر درختان و نیم سایه باشد تارشد طولی مناسبی کند، در غیر این صورت چنگالی می‌شود.

وی گفت: بلند مازو از نظر سرعت رشد، حالتی در حد راش و افرا دارد و بیش از ‪ ۷۰۰‬سال عمر می‌کند و هم اکنون پایه‌ای از آن با ارتفاع ‪ ۳۵‬متر در طرح جنگلداری گلبند، سری جَمَند، وجود دارد.

کارشناسان می‌گویند: پوست تنه درخت بلندمازو و حتی برگ آن دارای مقدار زیادی " تانن " است و مقدارآن در ‪ ۸‬تا ‪ ۲۵‬سالگی به ‪ ۱۶‬درصد می‌رسد. چوب این درخت، سخت و نفوذ ناپذیراست و برای تهیه تخته بشکه و درمصارف روستایی برای ساخت در و پنجره، ستون و تیر ساختمان به کار می‌رود.

با وجود برداشت زیاد این درخت، تعداد آن در حدی نیست که نیازمند مواظبت خاصی باشد زیرا در جنگل کاری‌ها به نحو گسترده استفاده می‌شود و آمار نشان می‌دهد که در حدود ‪ ۵۰‬درصد از جنگل‌کاری در دامنه‌های جنوبی جنگل‌های شمال، با این گونه‌است.

رییس گروه تولید نهال دفتر جنگل کاری و پارکهای جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع در این باره گفت: جنگل کاری با بلند مازو اغلب در جلگه و میان بند و دردامنه‌های جنوبی و شرقی انجام می‌شود.

علی‌محمد پورعسکری افزود: نهال‌کاری بلندمازو ، در یک سالگی و بیشتر به صورت ریشه لخت، از آبان تا اسفند انجام می‌شود.

وی گفت: گودال نهال بلندمازو، باید عمیق باشد و به همین دلیل، استقرارش مشکل است و تلفات آن به حدود ‪ ۲۰‬درصد، یعنی دو برابرگونه‌های دیگر، می‌رسد.

این کارشناس ادامه داد: باغ ‌بذر این گونه، به صورت بذری است نه پیوندی و چون ریشه راست و عمیق دارد ، در خاک‌های سنگین، بیشتراز سایر درختان دیده می‌شود.

پورعسکری افزود: نهالهای بلند مازو را می‌توان علاوه برحالت ریشه لخت، به صورت گلدانی هم به جنگل منتقل کرد ولی هزینه‌اش دست کم دو برابر می‌شود،اما این مزیت را دارد که در هر فصلی آن را می‌توان کاشت.

رییس گروه تولید نهال دفتر جنگل کاری و پارک‌های سازمان جنگل ها و مراتع اظهارداشت: آبیاری نهال‌ها به صورت طبیعی و با آب باران انجام می‌شود ولی گاهی در هنگام ضرورت، یکی دوبار آبیاری مصنوعی می‌شوند.

جنگل‌های بلند مازو ، پس از راشستان ها، با ارزش‌ترین تیپ جنگلی شمال ایران محسوب می‌شوند و به دلیل مصارف مختلف صنعتی و سنتی ، از دیرباز به شدت بهره‌برداری شده اند.

بنابرآمار سازمان جنگل‌ها و مراتع، در سال ‪ ،۱۳۶۵‬بلند مازو ‪ ۸/۵‬درصد حجم جنگل‌های شمال را تشکیل می‌داد که این مقدار در سال ‪ ۱۳۷۵‬به ‪ ۸‬درصد کاهش یافت.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس درباره رویشگاه بلندمازو گفت: بررسی انجام شده در جنگل گلندرود منطقه نوشهر نشان می‌دهد که این گونه در چهار رده و شش تیپ خاک دیده می‌شود.

توفیق احمدی افزود: دراین تحقیق مشخص شد که بلند مازو در رده‌های خاک اینسپتی سول، آلفی سول، انتی سول و مالی سول می‌روید.

وی گفت : در خاک‌های رده اینسپتی سول ، اثر جزیی از شستشوی مواد خاک سطحی و تجمع آنها در خاک زیرین دیده می‌شود و این خاک دارای افق سطحی اکریک است.

احمدی ادامه داد: آلفی سول‌ها دارای افق آرجیلیک هستند و در مناطقی که خاک، حداقل در قسمتی از سال مرطوب است تشکیل می‌شوند.

عضوهیأت علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس اظهارداشت : خاک‌های رده مالی سول، تیره رنگ هستند و حداقل یک درصد ماده آلی دارند و در حالت خشک، نرم هستند.

به گفته او از دیگر خاک‌هایی که بلند مازو و در آن می‌روید، انتی‌سول است و به خاک‌هایی گفته می‌شود که در مراحل ابتدایی تشکیل و جوان هستند.

احمدی گفت: بلندمازو اغلب در خاک‌هایی با بافت رسی و رسی لومی که قدرت نگهداری آب و مواد غذایی بالایی دارند، دیده می‌شد و کمبود تهویه و بالابودن آب ، مانع رشد آن نمی‌گردد.

وی ادامه داد: این‌گونه بیشتر طالب خاک‌های اسیدی ضعیف تا قلیایی ضعیف است و حالت اسیدی شدید و قلیایی شدید را تحمل نمی‌کند.



 
سُرخدار، یاقوت جنگل‌های شمال
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٦  

  

درخت سرخدار با نام علمی Taxus baccata یکی از سوزنی برگان بومی و با ارزش جنگل‌های شمال و از تیره سرخدار (Taxaceae) است که به دلیل در خطر انقراض بودن ، جزء جوامع ذخیره‌گاهی طبقه‌بندی می‌شود.

به گفته کارشناسان، این درخت در اغلب جنگل‌های شمال ایران، از آستارا تا گرگان و در ارتفاعات میانی دیده می‌شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه‌آزاداسلامی واحد نوشهر و چالوس دراین‌باره به‌ایرنا گفت: سرخدار در زمین‌های سنگلاخی و پرشیب که به خوبی زهکشی شده و موادآلی بالا داشته باشد ، می‌روید.

توفیق احمدی  افزود: خوشبختانه این گونه، اغلب در جاهایی رشد می‌کند که دست آدمی کمتر به آن می‌رسد. برای  مثال در جنگل پژوهشی  خیرودکنار نوشهر ، سرخداری  با  قطر  ‪ ۷۵‬سانتی متر وجود دارد که چون در منطقه‌ای دره‌ای و صخره‌دار است مصون مانده است.

وی تصریح کرد: درتمام انواع سرخدار، ماده‌ای به نام تاکسول وجود دارد که از آن داروی ضد سرطان می‌سازند و در دانشگاه کالیفرنیا گونه‌ای از سرخدار را، به همین منظور پرورش می‌دهند و هنگامی که به‌ارتفاع  ۱ـ ۵/۱ متر رسید، آن را قطع می‌کنند.

احمدی ادامه داد : تاکسول ماده‌ای گران است و در درمان سرطان رحم و سینه استفاده می‌شود و مقدارش در شاخه و برگ، کمتر از تنه است.

این مدرس دانشگاه افزود: پژوهش‌های انجام‌شده برای استخراج تاکسول از سرخدارهای جنگل‌های شمال، نشان داد که این کار، صرفه اقتصادی ندارد وارزش خودِ گونه، بیشتر ازارزش اقتصادی و دارویی آن است زیرا استحصال تاکسول سبب آسیب رسیدن به گیاه می‌شود.

وی درباره ویژگیهای دیگر سرخدار گفت: این درخت، میوه‌ای خوراکی و مطبوع دارد ولی برگش برای دام، سمی است. با این حال گوزن و آهو، در فصل جفتگیری ، رغبت زیادی به خوردن برگ آن نشان می‌دهند و گویا از خون ریزیهای دوران بارداری جلوگیری می‌کند.

وی اظهارداشت : این گونه در خاک‌های واریزه‌ای بادبزنی شکل و مخروطی که سنگریزه‌ها از بالا، همراه با لاشبرگ به پایین می‌آیند ، بیشتر دیده می‌شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس گفت : سنگلاخ‌های محل رویش سرخدار، به همین دلیل، یعنی سرازیرشدن لاشبرگ ها، حاوی مواد آلی و تیره رنگ هستند و حتی نمک‌های معدنی از بالا شسته می‌شود و به پایین می‌آید.

وی افزود: درتحقیقی که انجام دادم، میزان ریزمغذی‌هایی مانند آهن و روی در گیاه، خیلی بیشتر از میزان آن در خاک به دست آمد.

احمدی درباره علت ‌این امر گفت:سوزنی برگان، ترشحات اسیدآلی زیادی دارند و با این کار، آهن جذب نشدنی خاک را که به صورت رسوب است، تغییر می‌دهند و جذب می‌کنند و احتمال دارد در سرخدار نیز همین روند رخ دهد.

کارشناسان، سرخدار را درختی سایه پسند و دو پایه به ارتفاع ‪ ۲۰‬مترمعرفی می کنند. با این حال دکتر محمدحسین جزیره‌ای چهره ماندگار ایران از مشاهده سرخدارهایی با ارتفاع ‪ ۴۵‬متر و قطر ‪ ۱۸۰‬سانتی متر در جنگل‌های شمال خبر داده است.

جنگل نشینان شمال، این درخت را قطع می‌کردند زیر بیم داشتند دامشان با خوردن برگ سرخدار، تلف شود، به همین دلیل درگذشته آسیب زیادی به موجودیت این گونه وارد شد.

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس دراین ‌باره گفت:سرخدار یکی از گونه‌های مهم سوزنی برگان شمال‌است که به طور پراکنده انتشار دارد و باقیمانده دوران سوم زمین شناسی محسوب می‌شود.

فرهنگ اسداللهی افزود: این گونه در جنگل‌های گرگان، سوادکوه ، دره‌ها و پرتگاههای دیگر مناطق ، همراه با سایر گونه‌های جنگلی دیده می‌شود.

وی گفت: سرخدار به خاک‌های آهکی بردبار است و از نظر تنوع زیستی و حفظ ذخایر ژنتیکی و بوم شناختی ، یکی از گونه‌های منحصر به فرد جنگل‌های خزری است.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس ادامه داد : سرخدار در جنگل‌های شمال ، دو جامعه گیاهی تشکیل داده است که دکتر جزیره‌ای درسال ‪، ۱۳۴۴‬ جامعه راش و سرخدار را به همراه توسکا، شیردار، ممرز، مَلَج و جَل بررسی‌کرد.

اسداللهی افزود: جامعه دیگر را احمد مصدق درسال ‪ ۱۳۵۶‬بررسی کرد و شامل «اَلِ اَسبی» و سرخدار، به همراه بلندمازُو، افرا، جَل، نَمدار، بارانک ،خاس، تمشک ، مَمْرَز و همیشک است.

این استادیاردانشگاه تأکید کرد:با توجه به ارزش و اهمیت فراوان این گونه، در رویشگاه های سرخدار، ذخیره‌گاه‌های جنگلی ایجادشده که ‌اعمال هرگونه عملیات پرورشی و بهره‌برداری در آن ممنوع است.

وی اظهارداشت: با تعیین چنین ذخیره‌گاه‌هایی گیاهان و جانواران منطقه، به وضعی که حالت طبیعی  و  نیروی رقابت زیستی  آن  ایجاد  می‌کند،  زندگی  می‌کنند  و  بوم شناسان  و  زیست شناسان ، با مطالعه این نواحی ، بهتر به امکانات مناطق پی می‌برند.

عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران درباره سرخدار گفت : این گونه، بومی جنگل‌های شمال و ازگیاهان منطقه اروپا ـ سیبری است.

حبیب زارع افزود: سرخدار در جنگل‌های شمال ، از پایین بند و ارتفاع ‪ ۵۰‬متری در نوشهر تا ارتفاع ‪ ۲۶۰۰‬متری در کوه‌های جنوب ساری دیده می‌شود.

این پژوهشگر گفت: درخت سرخدار اغلب به صورت پراکنده و در رویشگاه‌های سنگلاخی می‌روید و خاک کم عمق و مرطوب می‌خواهد.

وی اظهار داشت: این گونه در جنگل «واز» نور، با ممرز و جل، در«گزُو»ی سواد کوه با راش، در «افرا تخته» علی‌آباد کتول با ممرز، تشکیل جامعه گیاهی می‌دهد.

زارع افزود : سرخدار در «پونه آرام» و «سیاه رودبار» و برخی دره‌های فرعی علی‌آباد، جوامع خالص کوچک و جوامع آمیخته بزرگ تشکیل می‌دهد.

عضوهیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی ومنابع طبیعی مازندران گفت:این درخت از نظر قدمت ، یکی از قدیمی‌ترین گونه‌های جنگل‌های شمال و مربوط به اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم زمین شناسی است.

وی درباره چوب سرخدار گفت : چوب آن درمیان سوزنی برگان ، استثناست زیرا صمغ ندارد ولی بسیار بادوام است و کنده‌آن ‪ ۵۰‬ـ ‪ ۶۰‬سال بعد از قطع درخت هم باقی می‌ماند.

زارع بابیان این که تمام قسمت‌های درخت سرخدار،به جز میوه، سمی است گفت: دیده شده است که وحوش جنگل در هنگام ابتلا به بیماری‌های گوارشی و خونی، برگ و شاخه آن را برای درمان می‌خورند.

این پژوهشگر ادامه‌ داد: باوجود چوب مرغوب و استفاده‌های دارویی و نظایرآن، به دلیل اهمیتی که سرخدار دارد و در حال انقراض است ، نباید به هیچ وجه قطع شود.

وی افزود:قاچاق چوب سرخدار هنوزهم وجود دارد و ازآن ، وسایل چوبی ظریف نظیر عصا و مهره شطرنج می‌سازند.

سرخدار در حدود ۱۰۰۰سال عمر می‌کند و بیشترین دیرزیستی را در بین درختان جنگلهای شمال دارد.



 
اَنجیلی، زیباترین درخت جنگل‌های شمال
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦  

 

انجیلی با نام علمی Parrotia persica درختی است از تیره انجیلی (Hamamelidaceae) که به دلیل داشتن چوب بسیار سخت "چوب آهن" نامیده می‌شود. این گونه با رنگ‌های متنوع برگ هایش در فصل پاییز، زیباترین درخت جنگل‌های شمال محسوب می‌شود. با این حال درخت انجیلی به علت این که فراوانی زیادی دارد ، چندان مورد توجه نیست. در صورتی که این درخت از مناسب‌ترین  درختان  برای  پارک‌ها  و  فضای سبز  است  و  باید  بیش از پیش از آن بهره گرفت.

کارشناس جنگل‌کاری سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور در گفتگو با ایرنا گفت: انجیلی به راحتی زادآوری می‌کند و برای همین نهال آن تولید نمی‌شود و در جنگل کاری‌ها استفاده نمی‌گردد.

وحید شقاقی گفت: با وجود این، انجیلی برای پارک ها ارزش زیادی دارد و گذشته از این، گونه‌ای انحصاری ایران و جمهوری آذربایجان است که از آستارا  در استان گیلان تا گلی‌داغ در استان گلستان امتداد دارد.

وی ادامه داد : این درخت از جلگه تا میان بند جنگل‌های شمال گسترش دارد ولی در بعضی از مناطق مانند کلاردشت، تا ارتفاع ۱۴۰۰‬متری از سطح دریا دیده می‌شود.

این کارشناس با ذکراین که ارتفاع درخت انجیلی تا ‪ ۲۰‬متر می‌رسد، یادآور شد: ممکن است قطر تنه آن به بیش از یک متر برسد و باتوجه به پیوستگی ساقه و تنه اصلی با ساقه‌های فرعی، تنه آن شکل خاصی می‌گیرد.

کارشناس جنگل‌کاری سازمان جنگلها و مراتع افزود: رنگ تنه‌در درختان جوان، خاکستری و در درختان مسن، تیره و پوست آن صاف است و به صورت صفحه و ورقه جدا می‌شود.

به گفته او انجیلی در اسفند ماه گل می‌دهد که رنگ گل‌های آن از ارغوانی تا قرمز است و چون قبل از برگ ظاهر می‌شود، جلوه خاصی به درخت می‌دهد.

شقاقی تاکید کرد: این درخت ، متنوع‌ترین رنگ برگ را در پاییز دارد و به همین دلیل، گونه‌ای بسیار زیبا و مناسب برای بوستان‌های جنگلی است.

این کارشناس جنگل ادامه داد: چوب انجیلی، بسیار سخت است و به همین دلیل به آن " چوب آهن " می‌گویند و مقاومت زیادی در برابر آتش دارد.

وی درباره کاربردهای چوب انجیلی تصریح کرد : در گذشته بیشتر به مصرف هیزم و تهیه زغال می‌رسید ولی اکنون در صنایع فیبر و سلولز استفاده می‌شود و از آن، بَست درختان مرکبات هم می‌سازند.

شقاقی با بیان این که ‪ ۸۰‬درصد درختان پارک جنگلی نور، انجیلی است، گفت: در نظر داریم این درخت زیبا را وارد پارک‌های جنگلی کنیم و الان اغلب پایه‌های آن، خودرو است.

کارشناس جنگل کاری سازمان جنگلها و مراتع تصریح کرد: به دلیل کاربردهای صنعتی چوب انجیلی و برنامه استفاده از آن در پارک ها، قصد داریم نهال آن را تولید کنیم.

بنابرآمار، پنج درصد حجم درختان جنگل‌های شمال را انجیلی تشکیل می‌دهد که این گونه از نظر تعداد، سومین و از نظر حجم، ششمین درخت در این جنگل‌ها، محسوب می‌شود.

رییس گروه تولید نهال دفتر جنگل‌کاری و پارک‌های سازمان جنگلها و مراتع در این باره گفت: در گذشته، انجیلی درختی پست و کم اهمیت تلقی می‌شود.

علی‌محمد پورعسکری  افزود: این گونه اغلب در مناطق جلگه‌ای می‌روید و در سابق، بیشتر از چوب آن هیزم تهیه می‌شد.

وی ادامه داد: انجیلی به راحتی زادآوری می‌کند و هم با بذر تکثیر می‌شود، هم با پاجوش و چون گونه‌ای جلگه‌ای به شمار می‌رود، زیاد قطع شده است.

این کارشناس جنگل درباره بذر انجیلی گفت: بذر آن در اواخر شهریور می‌رسد و هر کیلوگرم، حاوی ‪ ۱۶‬هزار عدد بذر است.

پورعسکری گفت : نهال انجیلی در یک سالگی قابلیت انتقال به عرصه دارد و چون از ارتفاع ‪ ۴۰۰‬تا ‪ ۵۰۰‬متری بالاتر نمی‌رود، در نهالستان‌های جلگه‌ای تولید می‌شود.

به گفته رییس گروه تولید نهال دفتر جنگل‌کاری و پارک‌های سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، چون انجیلی گسترش زیادی دارد، در زمینه تولید نهال و جنگل کاری با آن، فعالیت خاصی انجام نمی‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه‌آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس گفت: انجیلی در طبقه‌بندی جامعه‌شناسی گیاهی در اتحادیه ‪  PARROTIO - CARPINION‬قرار می‌گیرد.

فرهنگ اسداللهی افزود : این درخت، یکی از گونه‌های بومی و مهم جنگل‌های شمال کشور و باقی مانده دوران سوم زمین شناسی محسوب می‌گردد که ارزش و اهمیت آن برای جامعه جنگل‌بانی کشورمان هنوز شناخته شده نیست.

وی ادامه داد: در روند تخریب جنگلهای شمال، فشار واردشده برگونه انجیلی به قدری بوده است که به نظر می‌رسد باادامه آن، این گونه را باید در ذخیره‌گاه ها جستجو کرد.

این استادیار دانشگاه اظهارداشت: انجیلی گونه‌ای گرما پسند است که بر روی خاک‌های سنگین و در مناطقی که سفره آبی آن پایین است، همراه با گونه‌های جنگلی دیده می‌شود.

اسداللهی گفت : این درخت، پسند رطوبتی میانه‌ای دارد و در مناطق جلگه‌ای شمال کشور، در فصول مختلف، رنگ‌های خاصی به طبیعت می‌بخشد.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس افزود: درخت انجیلی به دلیل سختی چوب، نمی‌تواند مانند راش، ملج، نمدار و بلوط در صنایع استفاده شود ولی از نظر زیبایی، ارزش و اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی گفت: این گونه در برابر آلودگی هوا تاحدی مقاوم است و به‌دلیل مقاومت زیاد، چندان مورد حمله آفات و بیماری ها قرار نمی‌گیرد.

این استادیار جنگلداری یادآورشد: انجیلی در جنگل‌های شمال به صورت دانه‌زاد و شاخه‌زاد، همراه با بلوط، ممرز، آزاد، سیاه‌ال، خرمندی، لیلکی، افرا، اوجا، ازگیل، ولیک، ون و نمدار دیده می‌شود.

اسداللهی افزود: شاخص‌ترین گونه‌هایی که همراه با انجیلی دیده می‌شوند، ممرز و بلوط هستند



 
سفید پَلَت، شاخص‌ترین درختِ کنار رودخانه‌ای در جنگل‌های شمال
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٦  

سفیدپَلَت، با نام علمی Populus caspica درختی است پهن برگ، از تیره بید (Salicaseae) و بومی جنگلهای شمال که در مناطق جلگه‌ای و مرطوب، به ویژه حاشیه رودها می‌روید. 

 تمرکز رویش درخت سفیدپلت در کنار رودخانه‌ها و رفت وآمد گردشگران در این نواحی از یک طرف و  مصارف دامی و بهره‌برداری از زمین حاصلخیز محل رویش این گیاه از طرف دیگر، بقای این گونه را با خطر مواجه کرده‌است. این درخت  دارای چوب مناسبی برای فیبرسازی و کاغذسازی بوده، از آن برای سوخت، جعبه‌سازی و صنایع تخته استفاده می‌شود.

یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره ویژگی‌های سفیدپلت به خبرنگار ایرنا گفت: این گونه درختی بزرگ و مشابه سپیدار است و تاج وسیع و زیبایی دارد.

ایمان تیری افزود: این درخت، ریشه‌ای نامقاوم دارد و به باد حساس است و زیاد دچار بادافتادگی می‌شود. ضمن آن که به دلیل رویش در خاک حاصلخیز، به شدت مورد تجاوز و تخریب قرار می‌گیرد.

به گفته او میانگین رویش قطری سالانه این درخت، بیش از یک سانتی متر و دیر زیستی(عمرمفید) آن، ‪ ۷۰‬ـ ‪ ۹۰‬سال است و درختی «تند رشد» و «کوتاه عمر» محسوب می‌شود.

وی تصریح کرد: سفیدپلت در کنارنهرها ، رودها و در جلگه‌ها که سطح آب زیر زمینی بالاست ، باگونه‌های رطوبت پسندی همچون توسکا و لَرْگ ، تشکیل جامعه می‌دهد.

وی ادامه داد: این درخت، گونه‌ای دوپایه است و گاه به دلیل دوری پایه‌های نر و ماده، عمل لقاح و تکثیر صورت نمی‌گیرد.

تیری یادآورشد: ازنظراقلیمی، این درخت در مناطق پرباران و بدون فصل خشک یا با فصل خشکِ کوتاه و زودگذر می‌روید و به دمای پایین و یخبندان حساس است.

وی درباره ویژگی‌های دیگر این‌گونه گفت: سفیدپلت، در خاک رسوبی با بافت ریز و مرطوب که دارای سفره آب با نوسان فصلی باشد و از تماس با ریشه، پایین‌تر نیاید، به خوبی رشد می‌کند.

این کارشناس ارشد جنگلداری درباره رویشگاه‌های مهم سفید پلت در شمال گفت: جنگل گلستان به همراه«چمن جاروی جنگلی» (‪ ،(Brachypodium‬نکا، ایزده نوشهر، آستانه‌اشرفیه و جنگل سد تاریک در حاشیه سفیدرود، مناطق پنج گانه مهم رویش این گونه‌است.

تیری گفت: سفیدپلت در جنگل کاری‌ها، اغلب با توسکا، لرگ، لیلکی، افرا و گاه به صورت خالص کاشته می‌شود و در هنگام بازشدن جنگل، می‌توان توده‌های آن را به صورت شاخه‌زاد اداره کرد.

این کارشناس ارشد جنگلداری تأکیدکرد: اگر سفید پلت با توسکا باشد، غالب می‌شود و گاه با شمشاد به صورت اشکوب بالا دیده می‌شود.

وی در خصوص خطرهایی که این‌گونه را تهدید می‌کند گفت:برگ این درخت، مطلوب دام است و برای تعلیف استفاده می‌شود و چون اغلب در کنار رودخانه می‌روید و این مناطق، مورد اقبال گردشگران است، به نهال‌های آن آسیب می‌رسد که باید با محصور کردن، جلو این تخریب را گرفت.

وی پیشنهاد کرد: پس ازانجام دادن تحقیقات لازم، می‌توان از سفیدپلت، مانند صنوبر، برای  «زراعت چوب» استفاده کرد.

کارشناسان می‌گویند : سفیدپلت از اَرَسباران و تالش و آستارا تا گرگان و رشت واطراف بجنورد انتشار دارد و گاهی در بعضی دره‌ها، همراه با درخت توسکا در جنگلهای جلگه‌ای چمستان نور و در حوالی نوشهر و همچنین جنگلهای کشل، نزدیک آستانه اشرفیه گیلان و در کنار سفیدرود دیده می‌شود. جنگل‌های این‌ناحیه، یک قرن پیش بر اثر طغیان سفیدرود ایجاد شده است.

عضو  هیأت علمی  دانشگاه  آزاد  اسلامی واحد نوشهر  و  چالوس درباره این درخت گفت: سفید پلت یکی  از  گونه‌های بومی  و  نادر جنگل‌های خزری است  که بعد از  پس روی دریا و عقب نشینی رودخانه‌ها، ظاهر شده است و گونه‌ای ذخیره‌گاهی محسوب می‌شود.

فرهنگ اسداللهی افزود: این رخداد به ویژه روی خاک های  رسوبی و آبرفتی مناطقی که سفره آبی آنها بالاست، مانند شرق سفیدرود دیده می‌شود.

این استادیار دانشگاه ادامه داد: پارک جنگلی‌نور و ذخیره‌گاه «صَفرا بَسته» آستانه، از دیگر رویشگاه‌های این گونه است که به صورت تک درخت یا گروهی، همراه با توسکا، لرگ، اَنجیلی و مَمرَز به چشم می‌خورد.

یکی از کارشناسان سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور درباره سفید پلت گفت: این گونه فقط در ایران و قسمت کمی از جمهوری آذربایجان و نزدیک مرز ایران می‌روید.

وحید شقاقی افزود: سفیدپلت در پارل های جنگلی قُرُق و دَلند فراوان است و یک توده وسیع آن در حاشیه سفیدرود وجود دارد.

وی ادامه داد: این درخت مخصوص جنگلهای جلگه‌ای است ولی در دره«تنگ راه» گرگان، در ارتفاع ۱۴۰۰‬متری ازسطح دریا دیده می‌شود.

این کارشناس ارشد جنگلداری اظهار داشت: سفیدپلت مانند صنوبر، خاک سبک و شنی می‌خواهد و طالب آب و هوای مرطوب و پرباران است و بیشتر با بذر یا «ریشه جوش» تکثیر می‌شود.

شقاقی افزود: چوب سفیدپلت مانند صنوبر، سبک است ولی الیافی کوتاه و فشرده‌تر دارد و در پشت برگهایش، کرک سفید دارد و به همین دلیل روستاییان محلی به آن اِسپیدار می‌گویند.

کارشناس سازمان جنگلها و مراتع گفت: تردد گردشگران در حاشیه رودخانه‌ها که رویشگاه اصلی این گونه است، هم  ریشه‌جوش ها  را ازبین می‌برد و هم مانع زادآوری می‌شود.

وی افزود: همچنین گردشگران برای روشن‌کردن آتش، از چوب این درخت استفاده می‌کنند که این کار با مشکلات جبران‌ناپذیری همراه است.

شقاقی ادامه داد: این تخریب ها، ازجمله در حاشیه رودخانه چالوس دیده می‌شود و در مناطقی که رفت و آمد در آنها بیشتر است، مانند پارک جنگلی نور، معضل کوبیدگی خاک هم پیش آمده‌است.

این کارشناس گفت: رویشگاه سفید پلت، برای کشاورزی و تبدیل به شالیزار مناسب است و همین، انگیزه‌ای برای تجاوز به رویشگاه آن شده است.

سفید پلت از گونه های  ذخیره‌گاهی جنگلهای شمال محسوب می‌شود و بالاترین درجه حمایتی برای آن در نظر گرفته شده است.



 
مَمْرَز فراوان ترین درخت جنگلهای شمال
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦  

 

 ممرز، با نام علمی Carpinus betulus درختی است از تیره فندق (Corylaceae)   یا   تُوس  (Betulaceae) که در حدود ‪ ۳۰‬درصد تعداد و حجم درختان جنگل‌های شمال را تشکیل می‌دهد و از این نظر، نخستین گونه درختی محسوب می‌شود.

این درخت از ارتفاعات پایین جنگل‌های شمال تا ارتفاع ۱۷۰۰ ‬متری از سطح دریا دیده می‌شود و در کلِ جنگل‌های شمال، از آستارا در استان گیلان تا گُلی‌داغ در استان گلستان پراکنده است.

به گفته کارشناسان ، بذردهی فراوانِ هرساله و قدرت بالای سازگاری‌این گونه با محیط های مختلف، توان رقابت آن را با درختان دیگر بالاتر برده است.

یکی از کارشناسان ارشد سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در این‌باره به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت: ممرز، نیمه سایه پسند است و بذر بالدار آن به راحتی منتقل می‌شود.

"بهرام دِلفان‌اباذری" افزود : در ایران ، ممرز فقط در جنگل‌های خزری و جنگل‌های اَرَسباران (آذربایجان شرقی) می‌روید و بهترین رویش و ریخت را در مرکز استان مازندران دارد.

وی بیان داشت: این گونه، بیشتر با توسکا، افرا، راش و بلوط تشکیل تیپ و جامعه گیاهی می‌دهد و به طور کلی خاک‌های نیمه‌عمیق و عمیق و خنک را که ظرفیت نگهداری آب بالایی داشته باشد، می‌پسندد.

دِلفان اباذری ادامه داد: هرچه خاک از حالت قلیایی به اسیدی تغییرمی‌کند، توده‌های ممرز بهتر می‌شوند ولی حالت اسیدی خاک اگر از حدی بیشتر شود برروی رشد این درخت تاثیر منفی می‌گذارد.

کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها، مراتع وآبخیزداری کشورافزود: به دلیل زادآوری گسترده‌ای که ممرز دارد، در جنگل کاری‌ها، نهال آن کاشته نمی‌شود ولی‌در برخی مناطق، با خراش سطحی خاک، استقرار بذر آن تسهیل می‌گردد.

وی گفت: بذر ممرز خوراک پرندگان می‌شود ولی چون تعداد آن زیاد است و توان رویش مطلوبی دارد، به تکثیر این درخت ضرر خاصی وارد نمی‌شود.

دلفان‌اباذری با بیان این که اگر آب و هوا مساعد باشد ، بذر دهی ممرز افزایش می‌یابد، گفت: برگ این درخت، مطلوب دام است و از گونه‌های خوش خوراک برای دام محسوب می‌شود.

وی اضافه کرد: در مناطق «میان‌ْبَند» جنگل و در شروع فصل پاییز، دامداران شاخه‌های جوان ممرز را قطع و خشک می‌کنند و بر روی تاج درخت یا در انبار نگه می‌دارند تا در فصل زمستان که کمبود علوفه دارند، آن را به دام و به ویژه بره بدهند.

این کارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: به همین دلیل، ممرز در حاشیه دامداری‌ها و آبادی‌ها کمتردیده می‌شود که نتیجه همین تخریب‌ها است.

دلفان‌اباذری درباره استفاده‌هایی که از این درخت می‌شود،گفت: زغال ممرز، مرغوب است و دامداران آن را ترجیح می‌دهند و از آنجا که چوب آن الیاف بلند دارد برای کاغذسازی مناسب است و چون سفید رنگ است هزینه رنگ‌بَری ندارد.

وی اظهارداشت: عمرممرز در مقایسه با دیگر درختان جنگل‌های شمال، کم  و زیر ‪ ۱۵۰‬سال است ولی وجود آن در راشستان‌ها باعث افزایش کیفیت چوب راش می‌شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که میانگین قطر درختان ممرز در جنگل‌های شمال ‪۴۰‬ تا ‪ ۴۵‬سانتی متر و مانند گونه‌های راش و بلوط است.

همچنین به طور متوسط در هرهکتاراز این جنگل‌ها ‪ ۶۰‬اصله درخت ممرز وجود دارد که این رقم در راش و بلوط، به ترتیب ‪ ۴۸‬و ‪ ۱۵‬است. این آمار حاکی از گستردگی زیاد ممرز در مناطق وسیعی از جنگل‌های شمال و ضرورت توجه ویژه به این گونه است.

کارشناس صنایع چوب سازمان جنگل‌ها، مراتع وآبخیزداری کشور درباره ویژگی چوب ممرز گفت: چوب این درخت به رنگ سفید مایل به کرم است و آوندهایی ریز و پراکنده دارد.

"یدالله حسین‌پور"  افزود: به‌همین دلیل ، چوب ممرز "پراکنده آوند" محسوب می‌شود و دوایر سالیانه آن پهن است و چوب بهاره و تابستانه آن اختلاف رنگ محسوسی ندارد.

وی  ادامه داد: چوب ممرز، نیمه سنگین  با  چگالی چوبِ سبز  ‪  ۱/۰۵‬گرم برسانتی مترمکعب و چگالی بحرانی ‪ ۰/۶۸‬گرم بر سانتی مترمکعب و رطوبت چوب سبز ‪۵۰‬ درصد است.

حسین‌پور بیان داشت: چوب این درخت ، نیمه سخت تا سخت با «هَم‌کشیدگی» زیاد است و زیاد ترک می‌خورد وبه دلیل داشتن الیاف پیچ در پیچ، خاصیت شکاف خوری آن کم و کار باآن مشکل است.

این کارشناس صنایع چوب افزود: مقاومت چوب ممرز درمقابل ساییدگی زیاد و برای کف‌پوش‌ها و ابزارهای چوبی که باید در برابر ساییدگی مقاوم باشند، مناسب است.

وی گفت : دوام طبیعی چوب این گونه جنگلی، متوسط و قابلیت آغشتگی آن خوب است و ازاین رو در صنعت تراورس راه‌آهن با چوب راش مقایسه می‌شود.  هر چند ارزش کمتری دارد.

حسین‌پور اظهارداشت: از چوب ممرز درساخت فیبر، ‪ ، MDF‬کاغذ، واگن، اتاق کامیون، قالب کفش، ماکو و ماسوره استفاده می‌شود.

کارشناسان جنگل می‌گویند: ممرز در مزارع و نزدیک دام‌سراهای شمال که محیط باز است، به صورت تک درخت دیده می‌شود و در چنین مکان‌هایی قدرت رقابت بیشتری دارد.

این درخت به دلیل داشتن پوست نازک ، حساسیت کمی به صاعقه دارد و آن را از خود عبور می‌دهد و جزء گونه‌هایی محسوب می‌شود که در ابتدای بهار سبز می‌شوند. ممرز درختی  نیمه نم پسند  است  که  نسبت به  دیگر  گونه‌های جنگل های شمال، حرارت زیادی می‌خواهد و ریشه‌ای افشان دارد.

این گونه از ‪ ۲۰‬ـ ‪ ۴۰‬سالگی، همه ساله یا حداکثر یک سال در میان، بذر می‌دهد.

با این اوصاف به نظر می‌رسد به دلیل در معرض انقراض نبودن، نسبت به آن توجه تحقیقاتی لازم نشده است. به ویژه قدرت سازگاری آن با محیط های مختلف باعث گسترش آن در سرتاسر جنگل‌های شمال شده که زمینه‌ای مناسب برای تحقیقات جنگل شناختی و بوم‌شناختی است.



 
 
 
< head > < / head > < head > < / head >